Friday, October 23, 2009
گر در گمان خلق تو ابلیس نیستی
من دانم ای خدای پلیدان تو کیستی
[...]
هشدار! ای کسی که جز ابلیس نیستی
خلق جهان هنوز نداند که کیستی
محفل فاشیسم بینالملل، که از طریق گسترش توهم و باورهای مقدس به تخریب و تاراج اشتغال دارد، در راستای سیاست سفلهپروری و سرکوب ملت ایران در شیوة اهدای جوایز رایگان خود «بازنگری» کرده. قرار است «امپراتوری باورها» بجای اهدای جایزه به آخوندهای با دستار و بیدستار و مؤنث و مذکر «مدافع فاشیسم دینی»، از این پس جوایز خود را همزمان به دو مدافع فاشیسم «دینی» و «بومی» اهدا کند، تا ما ملت بدانیم و آگاه باشیم که در قاموس محفل «تخریب و تاراج»، انسانستیزی، خشونت، حذف و کودتا «گفتگوی میانفرهنگی» نام دارد. و اما پیش از ادامة مطلب لازم است پیرامون «حاکمیت مردم» توضیحاتی بیاوریم.
از دودمان پاک خدایان پیشتر
یک تن هنوز در حرم عرش زنده بود
یک تن که چشم در پی آزار ما نداشت
میلی به سوی فتنه و مرگ و بلا نداشت
پاکیزهتر ز اشک زلال ستاره بود
بخشندهتر ز ابر سپید بهاره بود
«حاکمیت مردم» ضد دمکراتیک است، چرا که به دلیل «جمعگرائی» در تضاد با «انسانمحوری» قرار خواهد گرفت، و نهایت امر حقوق مخالفان را به رسمیت نخواهد شناخت. ما به عنوان طرفدار دمکراسی با ابهامی به نام «حاکمیت مردم» مخالفایم و بیانیههای گوسالهفریب مدافعان «حکومت مردم» را از پایه و اساس محکوم میکنیم.
حکومت اسلامی در روزهای واپسین خود تلاش دارد از طریق برپائی تظاهرات روزانة «مردم»، به مناسبتهای «آئینی» و «سیاسی» بینظمی و آشوب را فراگیر کند. در واقع حضرات قصد بازگشت به دوران شیرین پائیز 1357 را کردهاند، چرا که میپندارند «بازگشت به گذشته» امکانپذیر است. به همین دلیل است که جناح ظاهراً «دولتی» و گروه «طاعون سبز» برای راهپیمائی 13 آبانماه دست در دست یکدیگر گذاشته، جهت عربدهجوئی و سردادن شعارهای پوچ و عوامفریبانه خود را آماده میکنند. البته فراموش نکنیم که گروه «طاعون سبز» به بهانة «مخالفت با تقلب» و ادامة «اعتراض» عربده خواهد زد! ولی مهم این است که محفل کودتای 22 بهمن که در کودتای انتخابات اخیر ناکام ماند، «خیابان» را همچنان تحت اشغال خود داشته باشد، تا مخالفان حکومت سنگسار و قصاص مجال ابراز وجود نیابند. این است هدف واقعی از لاتبازی دو گروه آبمنگلها: سرکوب ملت ایران!
البته ابزار لازم برای تداوم لاتبازی، یعنی همان شرکت «فرضی» 40 میلیون ایرانی در «انتخابات» از سوی اربابان در ینگه دنیا در بوقهای تبلیغاتیشان قرار گرفته. هر دو گروه در کمال بیشرمی ادعا میکنند، اکثریت قریب به اتفاق ملت ایران نظام توحش سنگسار و قصاص را مورد تأئید قرار داده. حال آنکه این حکومت فقط با حمایت سازمان ناتو و به برکت آشوبهای ناشی از دروغ بیشرمانة موسوی سرپا مانده. و در همین وانفسا شاهدیم که حاج اکبر بهرمانی نیز مدافع سرسخت «آزادی اطلاع رسانی» میشود!
گویا طی دورهای که حاج اکبر با ترور و ارعاب به «سازندگی» اشتغال داشتند و اوباشالله و کارمندان ساواک دشمن ایشان را «دشمن پیامبر» میخواندند، اطلاع رسانی خیلی آزاد بوده! ولی پس از کودتای ناکام اخیر این اطلاعرسانی «اسیر» شده. درست مانند انتخابات جمکران که در دورة نخست وزیری میرحسین موسوی جلاد «آزاد» بوده و فقط از چند ماه پیش به اسارت «دشمن» در آمده. بله، حال که سخن از دشمن به میان آمد، بازگردیم به محفل دشمنپرستان که سیاستشان را با «قطبنمای بصیرت» اعمال میکنند. از همان قطبنماهائی که خمینی دجال هم داشت، و به مصداق «ارث خرس به کفتار میرسد»، امروز به خامنهای رسیده. بله مقر فرماندهی محفل «دشمنپرستان» در فرنگستان و در سازمان ناتو قرار دارد که دبیرکل آن، راسموسن نیز از بلاد «کفار» دانمارک است.
در نتیجه محفل کذا امسال یک دکان جدید در دانمارک افتتاح کرده، و نخستین جایزة خود را نیز به زوج خوشبخت «محمد خاتمی ـ داریوششایگان» اهدا فرموده. البته این جایزه بیشتر به پاداش «دستدادن» محمدخاتمی با راسموسن دستشکسته در ترکیه به خاتمی اهدا شد. بله، خاتمی یک دست میدهد و جهان را برهم میریزد. در ایتالیا هم خاتمی با فاشیستهای مؤنث گویا دست داد و با اینکار ارکان نظام را به لرزه درآورد. ولی بنابرعادت معهود خود، یعنی «پفیوزی» و «خودانکاری» همانطور که اخیراً ملاقات با جرج سوروس را منکر شد، دستدادناش را نیز حاشا کرد. دامادش هم گفت، آنقدر تعداد طرفداران ایشان زیاد بود که اصلاً متوجه نشدند! و اما در ترکیه خاتمی با راسموسن «دست» داد، و پاسدار شریعتمداری نیز به خشم آمد، البته برای حفظ ظاهر. چرا که پاسدار شریعتمداری و ملامحمد خاتمی ارباب مشترکی دارند و در راستای تأمین منافع ارباب جنگزرگری به راه انداختهاند. میدانیم که محفل کذا هم مانند امام راحل و رهبر فرزانه دشمنپرست بوده و یک «قطبنمای بصیرت» دارد! هر چه «دشمن را خشمگین کند»، برای این محفل نیکوست.
خلاصه اگر روزی و روزگاری، این محفل «دشمن» دستساز خود را در جمکران از دست بدهد، شیشة عمرش نیز خواهد شکست. به این دلیل است که با تمام قوا از «دشمن» در جمکران حمایت میکند تا به زندگیاش تداوم بخشد. شیوة حمایت از «دشمن»، همان دوقطبی کردن کاذب فضای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است. در این راستا، کیهان و رسانههای «تندرو» جمکران باید از همپالکیهای خود، که پس از فروپاشی اتحاد شوروی نقاب اصلاحطلبی بر چهرة پلیدشان زدهاند سخت انتقاد کنند. همین انتقاد کشکی و بیپایه برای ساختوپرداخت الگوی مطلوب غرب کفایت میکند:
«محمد خاتمی [...] و داریوش شایگان، از اندیشمندان سرشناس ایرانی، برندگان اولین دورة جایزه گفتگوى جهانى هستند.»
چقدر احساس غرور و افتخار میکنیم که یکی از دکانهای جدیدالتأسیس محفل کذا در دانمارک، به محض بالاکشیدن کرکره، محمد خاتمی و داریوش شایگان را در زمرة «اندیشمندان سرشناس» و «مستقل» ایران به رسمیت شناخته، و اولین جایزة خود را نیز به ایندو «اندیشمند» فرهیخته تقدیم کرده! البته فکر نکنید که این مسائل با استقرار یک دانمارکی ـ با شیرینی دانمارکی لطفاً اشتباه نشود ـ در جایگاه دبیرکل سازمان دوست داشتنی، اندیشمند و مستقل ناتو ارتباطی دارد! ابداً! این مسائل از قضای روزگار هیچ ارتباطی با اعمال سیاست خداپسندانة تخریب و تاراج و گسترش فاشیسم ندارد! اینهم توهینی است از سوی غرب به ملت ایران. توهینی همچون هزاران توهین دیگر که در پوشش تکریم و تقدیر از «نخبگان» فرضی و ایرانینمایان فاشیست، در واقع تداومی است بر سیاست سفلهپروری استعمار در داخل مرزها.
داریوششایگان و محمدخاتمی هر دو از طرفداران «مدرنیزاسیون سیاسی» یا همان «کودتا» و «گسست» به شمار میروند. شایگان، که پیشتر در بارهاش توضیح دادهایم، در کتاب «نگاه شکسته» به زبان فرانسه، ضمن انتقاد از حکومت جمکران، کودتای کلنل آیرونساید را مورد تأئید قرار داده. همین فرد، طی دوران ریاست «جمهوری» خاتمی از فرانسه راهی ایران شد و به تبلیغ برای حکومت قصاص و سنگسار مشغول بود. در ضمن ایشان کتاب کذا را که هزار سال پیش نوشته شده بود به عنوان پژوهشهای علمی به ملت ایران حقنه فرمودند! البته افتخار مطالعة این اثر گرانبها را به زبان فارسی نیافتیم، ولی متن فرانسهاش برای دریافت عمق اندیشمندی ایشان کفایت میکند. محمد خاتمی هم که نیازی به معرفی ندارد. ملا محمد طوطیوار به تکرار مهملات فاشیستهای غرب مشغول است. تخصص خاتمی وصله کردن «مدرنیته» و لائیستیه به «فاشیسم» است. در واقع ایشان همان مزخرفاتی را نشخوار میکنند که جلالالدینفارسیها و حاج فرج دباغها. به همین دلیل است که دکان «گفتگوی جهانی» شایگان و خاتمی را به عنوان «اندیشمند» برگزیده.
پیشتر هم محفل نوبل با اهدای نوبل صلح به یک زن عامی و کمسواد ایرانینما همین سیاست را به مورد اجرا گذاشت. استعمار غرب با هدف الگوسازی در کشورهای مسلماننشین منطقه همة «نخبگان» را از زبالهدان فاشیسم استخراج میکند. البته این شیوه اکنون شناخته شده و دیگر کسی فریب «جوائز» محافل غرب را نخواهد خورد. در واقع اهدای این جوایز تأثیری واژگونه یافته و دریافتکنندگان جوایز کذا در ایران اگر تحسین بوقهای حکومتی و شوتوپرتهای مفلوک را برمیانگیزند، با «پوزخند» دیگران روبرو میشوند. ولی تا اهالی رادیوفردا این نکتة پیش پا افتاده را درک کنند مسلماً چند سده طول خواهد کشید. باری به گزارش همین رادیو، مورخ 29 مهرماه 1388، جایزة بینالمللی «گفتگوی جهانی» همین امسال اختراع شده و به دو ایرانی نیز تعلق گرفته! دو ایرانی فاشیست و غربزده، که یکی از آنها سابقة جنایت و سرکوب و کودتا در داخل مرزهای کشور دارد، و دستاربند نیز هست. و دیگری، یعنی داریوش شایگان، در ظاهر فاقد دستار است، هر چند که در کردار و گفتار از ملاجماعت هیچ کم ندارد.
به گزارش رادیو فردا، «پایگاه» اطلاع رسانی «گفتگوى جهانى» این جایزه را به محققان، روزنامه نگاران و سازمانهای مستقل که مسئولیت این «گفتگو» را بر عهده دارند اهداء میکند، و در این میان تحقیقات «میان فرهنگی» در جامعة مدرن و «ارزش» تحقیقات اهمیت فراوان دارد! گویا تحقیقات «میان فرهنگی» کذا تبلیغات جنگ و سرکوب فرهنگی، سانسور و قتل نویسندگان لائیک را نیز شامل میشود، چرا که در غیراینصورت دلیلی برای اهدای جایزه کذا به ملا محمدخاتمی، رهبر طالبان جمکران وجود نداشته. ایشان نه اندیشمنداند، نه محقق، و نه طرفدار گفتگوهای «میان فرهنگی».
محمدخاتمی، به گواهی سخنان و سوابقاش یک نوع «گفتگو» بیشتر نمیشناسد و آنهم گفتگوی یکسویة حذف و انسانستیزی و جیرهخواری فاشیسم است. چنین گفتگوئی نمیتواند «میان فرهنگی» تلقی شود، مگر اینکه، در قاموس محفل کذا فرهنگ با «ضدفرهنگ» و انسان ستیزی در ترادف قرار گرفته باشد. و این مطلب را بهتر است بنیانگزاران دکان دانمارک تا دیر نشده، هر چه زودتر در همان به اصطلاح «پایگاهشان» رسماً اعلام کنند تا پرستیژ محفلشان برباد نرود.
هشدار! ای کسی که جز ابلیس نیستی
خلق جهان هنوز نداند که کیستی
[...]
یکشب ز تخت عرش فرو میکشم ترا
(نادر نادرپور)
نسخة پیدیاف ـ اسکریبد
نسخة پیدیاف ـ آدردرایو
نسخة پیدیاف ـ مدیافایر
نسخة پیدیاف ـ داکستاک
نسخة پیدیاف ـ ایشیو
نسخة پیدیاف ـ فایل باکس
فیلترشکنهای جدید23اکتبر2009
b0o.co.cc
surf-proxy-webs.info
proxyfilter.co.cc
webproxyfiltering.co.cc
unblocked-vox.info
cyberwall.co.cc
facehouse.co.cc
thinkforex.co.cc
fastvisit.co.cc
free-anonymous-proxy.info
shanghaigrows.com
indiagrows.com
truerank.co.cc
stealthsurf.info
punchfirewall.info
surf-proxy-web.info
gospots.co.cc
surf-proxy-net.info
33usprox.info
surf-proxy-internet.info
echoclouds.co.cc
openfirewall.co.cc
anekadonat.info
surf-proweb.info
studentguardz.co.cc
vimuto.biz
unblockingfree.co.cc
abaia.co.cc
proxy-whip.info
36usprox.info
schoolshield.co.cc
getfunked.info
gotextme.info
waxcoms.co.cc
35usprox.info
proxyfame.info
proxy-trio.info
schoolcamp.co.cc
myinternetsurfing.co.cc
iptrain.info
34usprox.info
myspaceip.info
showforex.co.cc
bypassdirect.info
proxy-statement.info
vector3000.co.cc
tunnelsurf.co.cc
disable-firewall.co.cc
hidden-visits.co.cc
surfeverywhere.co.cc
Posted at 01:35 pm by nahid-roxan
Permalink
Thursday, October 22, 2009
در بامدادها
در سرزمین گمشدهای بینشان و نام
در مرز و بوم دور و پریوار یادها
در نوشخند روز
در زهرخند جام
در چهرة سراب
[...]
در هر چه هست و نیست
در هر چه بود و هست
در شعلة شراب
[...]
فردا، 22 اکتبر 2009، جرج بوش در هتل «کوئین الیزابت» برایمان از سالهای درخشان ریاست جمهوریاش، و از چالشهای آیندة جهان سخن خواهد گفت! مسلم بدانیم دن کیشوت هزارة سوم نبرد بیامان خود را با سایهها ادامه خواهد داد.
هر چه به پایان بحران دستساز هستهای نزدیک تر میشویم، پریشانگوئی و شارلاتانیسم ایرانینمایان جیرهخوار فاشیسم ابعاد گستردهتری مییابد. تشکلی که خود را «اتحاد جمهوریخواهان ایران» مینامد پس از مذاکرات اول اکتبر 2009 بین ایران و گروه «1+5»، بیانیة عوامفریبانه و مضحکی صادر کرده که در سایت عصرنو، مورخ 29 مهرماه 1388 نیز انتشار یافته. صادرکنندگان این بیانیة چند کیلومتری پس از بافتن آسمان و ریسمان و حاشیه رفتن و سفسطه و مغلطه مذاکرات هستهای را محکوم کردهاند، چرا که حقوق بشر در آن مطرح نشده! و از اینجا میتوان نتیجه گرفت که حقوقبشر به «هسته» ارتباط دارد، و اینکه «حضرات» جمهوریخواه، ایالات متحد را مدافع حقوقبشر میدانند. چنین ادعائی ثابت میکند که صادرکنندگان بیانیة کذا یا کور تشریف دارند یا خود را به کوری زدهاند. چرا که اوضاع اسفبار عراق و افغانستان را ندیده و نمیخواهند ببینند. اینان وانمود میکنند که نمیدانند حکومت اسلامی جمکران همچون حکومتهای اسلامی عراق و افغانستان دستپخت سازمان مقدس سیا است. از قدیم گفتهاند، «خوشبخت آنکه کره خر آمد الاغ رفت»، مسلماً خوشبختتر آنکه کره خر آمد و به دلیل دریافت گرین کارد و یک پولتوجیبی بخور و نمیر همان کرهخر مامانی هم ماند. باری در این بیانیة کسالتآور، خائنانه و یانکیپرستانه چنین آمده:
«[خواست ما] برقراری یک نظام جمهوری پارلمانی دموکراتیک و سکولار که در آن یگانه مبنای مشروعیت حکومت رأی مردم [...] و طبعاً، جایگاه نهاد دین از حکومت جدا باشد.»
نمیدانستیم جمهوری دمکراتیک «غیرسکولار» و فاقد «پارلمان» هم وجود دارد! به هر حال این پیشنهاد گوسالهفریب و مزورانة تشکلی است که خود را به گزاف «اتحاد جمهوریخواهان ایران» نیز مینامد. تشکل کذا با تحریف آرمانهای مشروطه پیرامون «جدائی دین از سیاست»، دقیقاً در راستای مزخرفات فوکویاما برای «دین ضداستبداد» تبلیغات به راه انداخته و شعار عوامفریب «جدائی دین از حکومت» را بجای آرمان مبارزان صدر مشروطه قرار میدهد. یادآور شویم، دین جدا از حکومت یعنی روحانی مستقل از حاکمیت، یعنی دخالت پیوسته و تلویحاً «مجاز» دین و ارباب دین در سیاست. به حضرات باید گفت، اینبار اگر خواستید بیانیه صادر کنید این نکتة پیشپاافتاده را به یاد داشته باشید که مخاطبان بیانیهتان شیفته و فریفتة یونجهزارهای ینگهدنیا و زندگی در جامعة قسط و قرض و «قوادی» نیستند!
اگر واقعاً طرفدار «جمهور» هستید بدانید که در یک نظام دمکراتیک، دین خارج از عرصة سیاست قرار میگیرد، نه خارج از حیطه و مسئولیت حکومت! برخلاف تصور اربابان شما، «روحانیت مترقی» وجود خارجی ندارد، و بهتر است بساط روحانیت مترقی و مرتجع را یکبار و برای همیشه تعطیل کنید. دین، در یک نظام دمکراتیک، انسانمحور و حقوقی همواره یک ارتجاع خواهد بود، چرا که روحانی حامی احکام خداوند جاودان و غیرقابل تغییر است، و در هر حال پاسدار ارتجاع سنتی و قرونوسطائی باقی خواهد ماند. با مغلطه و ردیف کردن مهملات «اصلاحطلبان» و قراردادنشان در کنار مطالبات دمکراتیک نمیتوانید شکاف ایجاد شده در حکومت روبهمرگ اسلامی را پر کنید! برخلاف بیانیة عوامفریبانة تشکل شما که نام «جمهورستیزان ایرانینما» بیشتر به آن میبرازد، «تقلب» اصلی همان برگزاری انتخابات در یک «تئوکراسی» است.
برخلاف بیانیة شما استبدادپرستان، در یک «جمهوری دمکراتیک» مبنای «مشروعیت» حکومت «رأی مردم» نیست! هیچ لزومی ندارد پس از سه دهه، مزخرفات خمینی را، آنهم به طور ناشیانه «بازتولید» کنید. خمینی هم میگفت «میزان رأی مردم است.» در صورتیکه آنچه اهمیت دارد چارچوبی است که در آن «رأی افراد» به حکومت مشروعیت میبخشد. اگر این چارچوب یعنی قانون اساسی «دمکراتیک» نباشد، و جدائی دین از سیاست مد نظر قرار نگیرد، «رأی مردم» همان پوپولیسم خواهد شد. فقط موجودیت چارچوب قوانین انسانمحور است که میتواند برای «رأی» فرد فرد یک ملت احترام و سندیت حقوقی و انسانی کسب کند. با رنگ و لعاب زدن به مزخرفات خمینی و تحریف آرمانهای صدر مشروطه قصد استقرار کدام جمهوری «دمکراتیک» را دارید؟
جمهوری دمکراتیک، خارج از چارچوب قوانین «انسانمحور» نمیتواند موجودیت داشته باشد. در چنین حاکمیتی «رأی اکثریت ملت» فقط مبنای مشروعیتی حقوقی و قانونی قرار میگیرد که محور آن یعنی «رعایت حقوق مخالفان» مهمترین لایة حقوقی و اجتماعی یک دمکراسی است. رأی تل موهومی به نام «مردم» نه دمکراسی است و نه جمهوری، یک فاشیسم کور و انسانستیز است!
برخلاف تصور پادوهای بارگاه مقدس عموسام، شکاف ایجاد شده در حکومت توحش را با فاشیسم بومی، و پیشنهادات مضحک و گوسالهفریبی نظیر «انتخاباتآزاد» و «حقوق بشرملت ایران» نمیتوان پر کرد! برادر «مکفال» در محاسبات بسیار دقیقشان برای نشاندن «فاشیسم بومی» بجای «فاشیسم دینی»، و تداوم دور باطل و احمقانة «شیخ و شاه» کمی تا قسمتی دچار اشتباه شدهاند!
در راستای دمیدن در شیپور طاعون سبز، یعنی بازگشت به خطامام «روشنضمیر» و ارزشهای والای «انقلاب» که در «ستاد انتخاباتی» میرحسین موسوی اختراع شده، حاکمیت انگلستان هم با کمک «حنازرچوبه»، الیزابت دوم را به میدان آورد. البته به بهانة انعکاس فتوی یک «مفتی» مفتگو که همچون خمینی دجال «قصد صدور» اسلام کرده، آنهم از طریق «دعوت» الیزابت دوم به دین مبین! مفتی مفتپرداز که از جمله لوطیها و عنترهای جنجالی سیرک استعمار به شمار میرود، از ملکة انگلستان خواسته در کشورش «انقلاب اسلامی» به راه اندازد و خودش هم مسلمان شود! این پروپاگاند مهوع با کد: 744249 در حنازرچوبه، مورخ 29 مهرماه 1388 انتشار یافته.
البته الیزابت دوم هیچ نیازی ندارد مسلمان شود، ایشان قلباً به اسلام ارادت فراوان دارند و نه تنها رهبر معنوی «اتحاد جماهیر نوکری»، که رهبر همة انقلابهای اسلامی یا همان کودتاهای مردمی به شمار میروند. نیاکانشان هم دستدردست ژرمنها، از کودتای بلشویکی در روسیة تزاری و «شبکریستال» و ژنرال فرانکو و غیره حمایت صمیمانه کردهاند. چرا که حاکمیت بریتانیا، هر چند خود به سنتپرستی شهرة آفاق است، همواره از گسست و «کودتای مردمی» در دیگر کشورها منتفع شده! به همین دلیل است که در ساخت و پرداخت «شعارهای مبهم» از هیچ کوششی فروگذار نمیکند.
این را گفتیم تا روشن شود که در ایران، شعار مبهم «آزادی» و شعارهای«بومی» در راستای تحقق پروژة استعماری مکفال پای به میدان گذاشته. برخلاف آنچه خلقالله میپندارند این شعارهای گوساله فریب هیچ تقابلی با استبداد و سرکوب ندارد، و به همین دلیل ساواک جمکران میکوشد پیرامونشان ایجاد اجماع کند. مرحلة دوم اجماع همانطور که میدانیم «سربازگیری» است که به «رهبرسازی» و سپس به «سنگرسازی» و «تهاجم» منجر خواهد شد. هدف از این تحرکات مزورانه «پرکردن» همان «شکاف» مطلوب است که با همکاری کل حکومت توحش جمکران پس از برگزاری افتضاحات خردادماه به همت موسوی و کروبی و دیگران ایجاد شده. به همین دلیل است که رهبران طاعونسبز با تأئید ساواک جمکران «مردم» را به حضور در خیابان و عربدهجوئی دعوت میکنند. هر چه تعداد تظاهرات افزایش یابد، دامنة انتشار شعارهای گوسالهفریب وسعت بیشتری خواهد یافت و این امر باعث شتاب روند «عقیدهسازی» میشود. در نتیجه ایجاد «اجماع» پیرامون شعارهای بومی آسانتر خواهد بود. پیش از ادامة مطلب لازم است در مورد انتخابات افغانستان توضیح مختصری داده شود.
در مورد ماجرای حمید کرزای دچار توهم نشویم! اگر پس از برگزاری مرحلة دوم انتخابات در «جمهوری اسلامی افغانستان» باز هم کرزای به اکثریت آراء فرضی دستیابد، دو حالت ممکن است پیش آید. یا طرفداران عبدالله همچنانکه وعده دادهاند با کلاشنیکف به خیابانها میآیند و باز هم شاهد جنگ داخلی در کشور مصیبتزدة افغانستان خواهیم بود، یا اینکه حمیدکرزای به عنوان «برگزیدة اکثریت» و «رئیسجمهور» محبوب و منتخب از مشروعیت قانونی به مراتب بیشتری برخوردار خواهد شد. در نتیجه آنگلوساکسونهای دو سوی آتلانتیک در کمال «استقلال» و «آزادی» تولید مواد مخدر در جمهوری اسلامی افغانستان را افزایش خواهند داد! بله دچار توهم نشویم! ایالاتمتحد و انگلستان و شرکای خردهپایشان برای تخریب و تاراج منطقه به افغانستان لشکر کشی کردهاند، و میبینیم که در این امر «خداپسندانه» موفقیت زیادی هم داشتهاند. پس بهتر است بعضیها برای استقرار دمکراسی در ایران، دست نیاز یا بهتر است بگوئیم دست خیانت به سوی آمریکا دراز نکنند!
آمریکا و اروپای غربی هرگز از استقرار دمکراسی در ایران حمایت نکرده و نخواهند کرد. اینان پشتیبان واقعی حکومت اسلامی و «اصلاحطلبان» آشوبطلباند. کور که نیستید! ستاد انتخابات موسوی جلاد و کروبی شیاد توسط اوباشالله ارسالی از انگلستان و فرانسه مدیریت میشد، حکومت جمکران هم در سکوت طی هفتهها شاهد و ناظر تحرکات قانونشکنانة اینان بود. پس از برگزاری مسابقات مارگیری هم مقام معظم چند روزی سکوت کردند، چرا که قطبنمای بصیرتشان از کار افتاده بود و منتظر بودند حکومت را به دست امام زمان بسپارند.
در کمال «تأسف» ناچار شدند با چشم گریان و با شعار «رعایت قانون» وارد معرکه شوند. سپس نوبت به عقبنشینی رهبران طاعون سبز رسید. موسوی مثل صفحة گرامافون که خط افتاده ذکر «خط امام» گرفت، و امروز معلوم شد که آخوند کروبی هم میخواهد «درون نظام» بماند! البته ما هم تردیدی نداریم که امثال کروبی خارج از طویلة جمکران هیچ جایگاهی نخواهند داشت. مقامات و نخبگان جمکران با دست مقدس استعمار از ناکجاآباد و زبالهدان ویژة «نظام توحش» استخراج شدهاند و اگر نظام کذا نباشد اینان باید به جایگاه واقعی خود یعنی همان سطل زباله بازگردند. دکان سه نبش «کانون مدافعان حقوقبشر» و «شورایعالی صلح» به منظور جلوگیری از فروپاشی نظام ایجاد شده.
به گزارش بیبیسی، مورخ 21 اکتبر 2009، به نقل از سایت «تغییر»، نمایندگان دفتر و دستک حاجیه عبادی روز دوشنبه، 19 اکتبر با شیخ کروبی ملاقات کرده، از تحرکات قانونشکنانة این شیخ پلید تقدیر به عمل آوردهاند. اعضای محفل عبادی همچنانکه بارها در این وبلاگ گفتهایم همواره مدافع «آشوب» و «قانون شکنی» بوده و این اعمال انسانستیز را به حساب «دفاع از حقوقبشر» میگذارند. اینان به روال معمول اینبار هم لاتبازی آخوند کروبی را «احقاق حقوق ملت ایران» دانسته از او خواستهاند به اوباشگری ادامه دهد. جالب اینجاست که حقوقبشرفروشان ضمن انتقاد از نقض قانون اساسی، تلویحاً از مذاکرات هستهای نیز ابراز ناخشنودی کردهاند!
گفتیم که سیاست اربابان حکومت اسلامی در لندن و واشنگتن تجهیز گورکنها به سلاح هستهای و تبدیل ایران به پاکستان دوم است، نه در جهت حفظ منافع ملت ایران. هدف این سیاست تهدید روسیه و تبدیل ملت ایران به سپربلای سازمان ناتو در برابر مسکوست. باری حضرات ضمن دیدار با کروبی برای «بازداشتیهای تزئینی» حکومت از جمله عیسی سحرخیز و شرکاء نیز ابراز نگرانی کردهاند و خلاصه معلوم شد همگی از پیروان خط امام و نظام توحش بوده، همچون عبادی از بندگان حقیر درگاه گاوچرانها به شمار میروند. در گزارش «بیبیسی» آمده که کانون و شورای کذا به ترتیب در سالهای 2002 و 2007 تشکیل شده، اولی در زمینة حقوق بشر در چارچوب قوانین اسلام، و دومی جهت ممانعت از تهاجم نظامی و اعمال تحریم بینالمللی علیه «مردم» ایران فعالیت دارد!
به عبارت دیگر کانون و شورای کذا دکانهای شیادی و عوامفریبی محفل فاشیسم در ایران به شمار میرود و بجز جنجال و هیاهو و پوچبافی جهت داغ کردن تنور حکومت و اربابان یانکی آن هیچ اهدافی را دنبال نمیکند. ایرانی نه نان میخواهد، نه مسکن و نه میخواهد از شر قوانین انسانستیز صحرای عربستان خلاص شود. اساس «نظریة» مشعشعانة اوباشالله «حقوق بشر» دفاع از چارچوبهای قرآن و نهجالبلاغه و اوراد و آیات و قصص و قصاص و سنگسار است! البته در این راه اعضای دکانهای عبادی همچون دیگر فعلة فاشیسم فراموش نمیکنند که مرتباً بر طبل انسانستیزی «مردم» و «خواست مردم» بکوبند، و از این طریق «انسانستیزی» و جمعگرائی و گلهپروری را در ترادف با دفاع از «حقوق بشر» قرار دهند! چرا که برای اینان و اربابانشان در غرب، بشر هیچ تفاوتی با گوسفند ندارد. اینان در ایران «بشر» را به عنوان انسان آزاد به رسمیت نمیشناسند، این دارودستة حاجیه عبادی و دوستانشان هستند که میباید «حقوق» داشته باشند، چرا که از فاشیسم یا همان «حقوق جمع» با پایمردی دفاع میکنند:
«[آنها] گفتند اصالت دادن به ارادة مردم، به معنی اصالت دادن به انسانهاست که به مفاهیم حقوق بشری نزدیک است [آنان] پیشنهاد کردند که کمیتة صیانت از آراء، [که توسط موسوی و کروبی تشکیل شده] به کمیتة صیانت از حقوق بشر ملت ایران ارتقاء یابد.»
توجه داشته باشیم که عبارت «حقوق بشر ملت ایران» یعنی حقوق بشر «بومی» و این تفاسیر نوین از اصالت دادن به انسان، روز اول اکتبر 2009، پس از مذاکرات هستهای در ژنو از لیفة تنبان عموسام بیرون افتاده و بر آن اثر انگشتان مقدس ویلیام برنز که در سوگ جنگ نشسته به چشم میخورد. گویا «ویلیام سوگوار» زمانیکه به قول آخوند جنتی «کنار صندلی» جلیلی نشست «حقوق بشر ملت ایران» را به عنوان شاخ در جیب ایشان گذاشت که برای فروش به ملت ایران در ویترین عبادی عرضه شود. همچنانکه جایزة نوبل صلح هم شاخی بود که محفل نوبل در جیب ما ملت گذاشت. ولی ایکاش حضرات به شاخ اکتفا میکردند! ابداً سازمان ناتو با این شاخ کوچولو به اهداف واقعی و بشردوستانة خود دست نخواهد یافت. به همین منظور رادیوفردا قصد دارد «نرگسینژاد» یا همان دختر «برادر» کلهر را به عنوان رزا لوکزامبورگ به ما بفروشد، و صدای آمریکا هم به پنجهبکس عسگراولادی، قدارهبند و چاقوکش فدائیان اسلام متوسل شده.
البته باید اذعان کنیم که شاخ از چاقو و قمه خیلی بهتر است! ولی خوب هر سه «مردمی» و در خدمت اسلاماند، و سازمان ناتو دست از حکومت «مردمی» نخواهد شست. صورتبندی مطلوب این سازمان جنایتکار تداوم دور باطل «شیخ و شاه» یا همان گذار از «حکومت دینی» به «فاشیسم بومی» است، که هر دو نوع این حکومتهای توحش در گفتار و نوشتار مزدوران استعمار «جمهوری» خوانده شده! بیدلیل نیست که فاشیستها جهت تکمیل حلقة شارلاتانیسم تشکلی نیز به نام «اتحاد جمهوریخواهان ایران» به راه انداختهاند و بیانیههای آنچنانی میصدورند و همچون آخوندها بر طبل «مشروعیت مردمی» میکوبند. ولی جالب اینجاست که بخش «کلیدی» بیانیة اتحاد کذا شباهت عجیبی به چرندیات عبادی، مزخرفات کدیور و منتظری و خصوصاً مهملات پاسدار شریعتمداری در کیهان یافته. اینجاست که میتوان دریافت عبادی، اتحادیة کذا و پاسدار شریعتمداری و بقیه آبشخور مشترکی دارند، چرا که هر یک به دلیلی، مذاکرات ژنو و توافقهای ناشی از آن را به زیر سئوال میبرند.
پیشتر به این نکته اشاره کردهایم باز هم میگوئیم، طبق قرارداد منع گسترش سلاحهای هستهای که ایران هم آن را امضاء کرده، دولت ایران حق دارد از فناوری «صلح آمیز» هستهای و غنیسازی اورانیوم فقط با غلظت حدود 5 درصد برخوردار شود. اما از دوران «سازندگی»، دولت جمکران تحت نظارت ارباباناش در غرب و به کمک چین و فرانسه مفاد «ان. پی. تی» را عملاً زیر پا گذاشته بود و در چارچوب همین سیاست پر سود ایالات متحد و شرکاء ضمن تهدید ملت ایران به تهاجم نظامی و اعمال تحریمهای اقتصادی، به فروش تجهیزات «ممنوع» به این حکومت جهت مسلح کردناش به سلاح هستهای نیز ادامه میدادند. پایان این سیاست فریبکارانه اگر چه به مذاق یانکیها خوش نیامده، ولی کام ریزهخوارانشان در فروشگاههای زنجیرهای حقوقبشر، اوپوزیسیونکاذب و مبارزان «ضدامپریاس» در جمکران را به سختی تلخ کرده، چرا که غم ارباب، مرگ نوکر است.
روز گذشته نیویورکتایمز که کارفرمایاناش از مدافعان تجهیز گورکنها به سلاح اتمی به شمار میروند، آخرین فتوی خود را صادر کرده خواهان خروج ایران از توافقات ژنو شد! صدای آمریکا هم با ذوق و شوق فراوان هذیانات روزنامة کذا را منتشر کرد. ولی آنچه امروز در وین پیش آمد، آرزوهای طلائی تفنگفروشهای دو سوی آتلانتیک را نقش بر آب کرد. لبولوچة البرادعی هم آنچنان آویزان شده بود که به زمین میکشید. این خادم وفادار عموسام که پیشتر با پروندهسازی و توسل به دروغ زمینة تهاجم نظامی به عراق را فراهم آورده بود، اینبار نتوانست به شایستگی انجام وظیفه کند. ما این مصیبت بزرگ را به همة کفتاران حقوق بشرفروش که عراق و افغانستان را به ویرانه تبدیل کرده، و با نقض آشکار اعلامیة جهانی حقوق بشر و منشور سازمان ملل افغانها و عراقیان متقاضی پناهندگی را اخراج میکنند تسلیت میگوئیم، امیدواریم فجایع بیشتری نصیبشان شود.
سرمست و پرنشاط
آن پیک ناشناخته میخواندم بگوش
کانجا که کار میشکند پشت بندگی
رو کن به سوی عشق
رو کن به چهرة خندان زندگی
(نادر نادرپور)
نسخة پیدیاف ـ اسکریبد
نسخة پیدیاف ـ آدردرایو
نسخة پیدیاف ـ مدیافایر
نسخة پیدیاف ـ داکستاک
نسخة پیدیاف ـ ایشیو
نسخة پیدیاف ـ فایل باکس
فیلترشکنهای جدید22اکتبر2009
2p2.info
81d.info
phpproxy.cn
unblocked-piczo.info
kisslover.info
hid3.org
unblockedmylife.info
81j.info
forabetteramerica.info
0rr.info
sneakyrat.net
unblockedeons.info
unblocked-xanga.info
unblocked-mylife.info
7a7.info
twitteranyplace.com
unblockers.com.au
ninjax.info
81i.info
proxypenguin.info
ninjaa.info
unblockedfriendster.info
phproxypro.cn
blitzsurf.info
ninja9.info
unblocked-badoo.info
unblocked-hi5.info
freewebunblock.info
81f.info
tuxcloak.info
unblocked-43things.info
phproxyfirefox.cn
phproxyurl.cn
unblocked-gaia.info
81l.info
4ll.info
0ww.info
freestealthsurf.info
tuxunhide.info
7c7.info
cloaktux.info
hidemefromschool.com
phpr0xy.cn
0vv.info
invisiblesurf.net
ditisgeenproxy.eu
6r6.info
doww.org
0nn.info
81k.info
Posted at 02:01 pm by nahid-roxan
Permalink
Wednesday, October 21, 2009
«گذار به دمکراسی در ایران»، پروژة سرشار از نبوغ رابرت مکفال که قرار بود با ایجاد «شکاف» راه را برای تحمیل «فاشیسم بومی» بر ملت ایران هموار کند، علیرغم همکاری صمیمانة حکومت اسلامی و جنجال «موسوی ـ کروبی» از کنترل آمریکا خارج شده و دو کشور پاکستان و ایران، یعنی دو پایة اصلی «طالبان پروری» در منطقه را به لرزه درآورده.
از اینرو، فعلة محترم فاشیسم! تجمع و عربدهجوئی روز 13 آبان را فراموش نکنید. موسوی جلاد و رهبر فرزانه از شما دعوت میکنند تا برای گرامیداشت این روز فرخنده «حضور خیابانی» خود را به جهانیان نشان دهید تا همانطورکه سگهای هار استعمار ادعا میکنند، همه بدانند «مردم» طرفدار اسلام و خط اماماند! اشغال فرمایشی سفارت آمریکا از یکسو تحریم اقتصادی و جنگ را بر ملت ایران تحمیل کرد، تا مقاممعظم همچون دیگر جلادان ریزهخوار استعمار موفق شوند در همة زمینهها «پیشرفت» بفرمایند، و از سوی دیگر این عمل خائنانه، تهاجم نظامی شوروی به افغانستان را در پی آورد. پس 13 آبان را گرامی دارید!
با آغاز عملیات نظامی دولت پاکستان در منطقة وزیرستان، و پس از تصفیة درونی در سپاه پاسداران، حکومت جمکران با توسل به «قطبنمای بصیرت» مقام معظم بلافاصله انگشت اتهام را به سوی اربابان در لندن و واشنگتن گرفت تا شاید مفری برای گریز از مذاکرات هستهای بیابد. ترفندی که کارساز نشد! در نتیجه بوقهای جمکران ناچار شدند بجای دمیدن در شیپور «دشمن» و «استکبار» و غیره «مبارزه با تروریسم» را در دستور کار قرار دهند! شاهدیم که دو کشور عضو پیمان استعماری سنتو، یعنی پاکستان و ایران در معرض فروپاشی قرارگرفتهاند. جنگ داخلی و عملیات خرابکارانه در پاکستان، و آشوب و بحران سیاسی و تهاجم به مرزهای شرقی ایران همچنان ادامه دارد. اما در ترکیه اوضاع متفاوت است. دولت ترکیه پس از توافق ژنو و برقراری روابط با ارمنستان وضعیت مناسبتری یافته. این کشور، میتواند همچون صربستان محل عبور خط لولة «ساوت ستریم» نیز باشد! به گزارش سایت فرانسه زبان نووستی، مورخ 19 اکتبر 2009، روز گذشته رئیس جمهور ترکیه در یک گفتگوی تلفنی با رئیس جمهور روسیه موافقت دولتاش را برای آغاز عملیات احداث خط لولة «ساوت ستریم» توسط گازپروم در آبهای دریای سیاه اعلام داشت.
و اما همزمان با تصفیة درونگروهی سپاه پاسداران که در بلوچستان صورت پذیرفت، تغییر و تحولاتی نیز در بسیج انجام گرفت، و سردار جعفری از ادغام تلویحی بسیج در این تشکل سرکوبگر خبر داد. در واقع گورکنها دست و پایشان را جمع کردهاند، چون محور طالبانپروری به شدت تضعیف شده. به همین دلیل دکان بردهفروشی و تجارت قاچاق متعلق به مجمع تشخیص مصلحت در مناطق آزاد حاشیة خلیج فارس باید برچیده شود. از اینرو، در تاریخ 26 مهرماه 1388 همزمان با بمبگذاری در بلوچستان، محسن رضائی را به ترکیه ارسال کردند، تا در منطقة آزاد تجاری که قرار است در مرز ایران و ترکیه ایجاد شود دکان نوینی برای مقام معظم و شرکاء افتتاح کند.
میبینیم که تقارن سفر پاسدار رضائی با کشتار فرماندهان سپاه در بلوچستان به هیچ عنوان اتفاقی نیست. یکی از دکانهای قاچاق و بردهفروشی حکومت که تحت نظارت سردار شوشتری و دیگر شهدا فعال بود میبایست تعطیل میشد، از اینرو گورکنها در پی افتتاح دکان جدید، اینبار در مرز ترکیه برآمدهاند. ولی این دکان نمیتواند از تسهیلات دکان بلوچستان برخوردار باشد، چرا که دست ترکیه برای چنین کسب و تجارت «حلالی» باز نیست. پیش از ادامة مطلب لازم است در مورد «جلالالدین فارسی» و قتل بهمن رضاخانی چند نکته را توضیح دهیم.
نخست اینکه مشخص نیست نام مقتول «بهمن» بوده یا «صادق!» ولی در اینکه نام خانوادگی وی «رضاخانی» بوده جای تردید نیست. در هر حال سایت «بررسی قانون» ضمن اشاره به پروندة قتل «رضاخانی» در مهرماه 1371 مینویسد، «فارسی» در جریان بازجوئی میگوید، « زمین خوردم، تفنگ به زمین افتاد و شلیک شد!» بازجو هم از او میپرسد «اگر تفنگ به زمین افتاده بود، چگونه تیر به پهلوی رضاخانی که ایستاده بود اصابت کرده؟» فارسی پاسخ میدهد، «من تحلیل عقلی کردم!» بهتر است با تعریف «عقل»، ویراست ستاد انقلاب فرهنگی جمکران آشنا شویم. این همان «عقل» ملهم از «منطق علوی» است که هر جنایت و خیانتی را توجیه میکند. نویسندة مطلب توضیح میدهد که «فارسی» کلتکمری و تفنگ شکاری «پنجتیرپران» داشته و هر دو سلاح هم بدون پروانه بوده. باری همانطور که گفتیم جلالالدین فارسی، فرزند یک قاچاقچی افغان است که در ایران متولد شده، و از آنجا که آدمکش قهاری از آب در آمده بجای قرار گرفتن در کنار دیگر ستمدیدگان افغان که در ایران به بیگاری کشیده شدهاند، در زمرة نخبگان جمکران قرار گرفته و برای حقنه کردن پروژة رابرت مکفال به ملت ایران مناسب تشخیص داده شده. باری این آدمکش فرهیخته اخیراً از قوه قضائیة جمکران خواستار برخورد با موسوی جلاد و کروبی دجال هم شده، چرا که اطمینان دارد قوة قضائیه در مورد ایندو نیز با توسل به «عدالت علوی» پرونده را حسابی ماستمالی خواهد کرد. حال بازگردیم به سفر سرنوشتساز محسن رضائی به آنکارا!
محسنآقا، کاندایدای خوشتیپ افتضاحات جمکران که از روز 26 مهرماه به ترکیه تشریف بردهاند، امروز برای عبداللهگل نیز به بلبلزبانی پرداخت و معلوم شد ایشان علاوه بر خوشتیپی «خوشالحان» هم تشریف دارند؛ درست عین بلبل! همچنانکه گفتیم ایجاد یک منطقة آزاد تجاری بین ایران و ترکیه در دستورکار قرار گرفته و این منطقه دکان صدور برده و واردات قاچاق در مرزهای جنوبی را که به «مجمع تشخیص مصلحت» تعلق دارد کساد خواهد کرد. و از آنجا که محسنآقا اقتصاددان برجستهای هستند ـ محفل نوبل هنوز موفق به کشف استعدادهای ایشان نشده ـ بلافاصله قطبنمای بصیرت را از لیفة تنبان رهبری بیرون کشیده دریافتند که باد مناسب از جانب ارضروم و ترکیه میوزد. پس خوشحال و خندان سوار بر «شتر هوائی» وارد آنکارا شده، پس از تحقیقات «علمی» و پژوهشهای «عمیق» در مورد مسائل استراتژیک و شنیدن خبرهای خوش و ناگوار روز گذشته به عبدالله گل فرمودهاند:
«ایران و ترکیه میتوانند در منطقه مانند آلمان و فرانسه در اروپا باشند[...] ما در این منطقه که آنرا آسیای جنوب غربی نامیدهایم، اهداف مهم اقتصادی و تجاری را پیگیری خواهیم کرد[...]»
این سخنان حکیمانه در تاریخ 28 مهرماه 1388، با کد: 69248 در سایت «تابناک» میدرخشد و سایت کذا را تابناکتر کرده. بله، محسن رضائی اخیراً اقدام به نامگذاری مناطق جغرافیائی هم کرده و ایران و ترکیه را در ترادف با آلمان و فرانسه در اروپا قرار داده. علامت تعجب نمیگذاریم چرا که محسن رضائی در زندگی پیشرفت فراوان داشته، و نه فقط در زمینة اقتصادی! محسن رضائی پیشتر کاربرد «فعل» در زبان فارسی را نمیشناخت و به عنوان فرماندة «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» جملاتی را ردیف میکرد که هیچ فعلی در آنها بکار نرفته بود، به همین دلیل ما از درک سخنان ایشان عاجز بودیم. خوشبختانه پس از سه دهه جنایت و چپاول محسن رضائیها امروز قادراند در حد اول ابتدائی فارسی صحبت کنند و این پیشرفت بزرگی است برای ما ایرانیان که ناچار شدیم برای آموختن اجباری زبان عرب سوسمارخور، دستورزباناش را هم خودمان بنویسیم. از مطلب دور افتادیم، بازگردیم به ملاقات «گل» و بلبل خوشالحان جمکران، محسن رضائی. رئیس جمهور ترکیه پس از شنیدن سخنان عالمانة بلبل چاه جمکران هیچ نگفته! ولی پیش از اینکه رضائی دهان باز کند عبدالله گل از او به عنوان یکی از «افرادموثر» در روابط ایران و ترکیه یاد کرده بود!
به فاصلة کمتر از 24 ساعت پس از هارتوپورتهای رهبری و فرماندهان سپاه در مورد «پاسخ کوبنده» و «انتقام سهمگین» و مزخرفاتی از این دست، امروز در بلوچستان یک پاسگاه مرزی ایرانشهر نیز مورد حمله قرار گرفت و معلوم شد رهبر فرزانه و فرماندهان سپاه کارشان خرابتر از آن است که میپندارند! به عبارت دیگر این مبارزان بزرگ اسلام ناب باید دست در دست اربابانشان بساط قاچاق مواد مخدر و سلاح را در مسیر عبور «خط لولة صلح» متوقف کنند. پاسداران در بلوچستان، همان سیاستی را اعمال میکردند که اربابانشان در افغانستان. اینان ضمن زدوبند با گروههای مافیائی، امنیت منطقه یعنی سرکوب مردم بلوچستان را به اوباش محلی واگذار کرده، خودشان بر این «امنیت» نظارت «ماهانه» اعمال میکردند، جهت دریافت حق و حساب! با اعلام نتایج نوین انتخابات افغانستان گویا «در» دیگر نمیتواند بر پاشنة سابق بچرخد. به همین دلیل حمید کرزای نمایندة ملا محمدعمر در ینگه دنیا امروز شخصاً راهی ولایت ارباب شد و پس از ملاقات با دوستاناش در حزب دمکرات، تاریخ «مناسب» را جهت برگزاری دور دوم انتخابات به گونهای تعیین کرد که هوا حسابی سرد باشد و تعداد کمتری از مردم در انتخابات شرکت کنند. خلاصه در سرما و یخبندان ماه نوامبر روستائیان افغانستان عملاً از این انتخابات شیرین «محروم» خواهند شد. البته اربابان کرزای در واشنگتن کورخواندهاند! چرا که اوضاع آشفتة پاکستان اجازة بیرون کشیدن دوبارة کرزای را نخواهد داد.
علاوه بر افغانستان، گاوچرانها ناچار خواهند شد از مواضعی که در دوران کلینتون با توسل به جنایت و قانونشکنی در یوگسلاوی به دست آوردهاند نیز عقبنشینی بفرمایند و دکان پر برکت توحش اسلامی در کوسوو را تعطیل کنند. دولت خودمختار کوسوو ضمن سرکوب اقلیت صرب، با همکاری آلبانی، در سال 2004 یک کلیسای صربها را ابتدا آتش زد، سپس با بولدوزر ویرانههای آنرا هم صاف نموده رویش آسفالت ریخت. ولی هیچیک از مدافعان حقوقبشر، نه در ینگه دنیا و نه در سازمان رسوای ملل به اعمال وحشیانة مسلمانان آلبانی و کوسوو اعتراض نکردند، چرا که اینان از مدافعان پروپاقرص «اسلام ناب» در سراسر جهان به شمار میروند.
امروز 20 اکتبر 2009، به مناسبت 65 امین سالگرد آزادی یوگسلاوی از یوغ ارتش نازی، دیمیتری مدودف، رئیس جمهور فدراسیون روسیه در پارلمان صربستان سخنرانی کرد. طی این سخنرانی مدودف بر حمایت همه جانبة روسیه از تمامیت ارضی صربستان تأکید نمود. با در نظر گرفتن اوضاع اربابانشان در جهان به سرداران جمکران پیشنهاد میکنیم بجای مبارزه با تنبان و کفش «موهن» مبارزاتشان را بر انتخابات موهن متمرکز کنند. چه توهینی بالاتر از اینکه حکومت اسلامی با توسل به دروغ ادعا میکند، 40 میلیون ایرانی برای تأئید حکومت توحش در به اصطلاح انتخابات خردادماه شرکت کردهاند؟ آیا ملت ایران قوانین توحش قصاص را تأئید میکند؟ ملت ایران جنگ استعماری با عراق را تائید میکند؟ ملت ایران حکومت دینی را تائید میکند؟ اگر پاسخ مثبت است یک رفراندوم «آری به دمکراسی» برگزار کنید! مگر «مردم» به ادعای موسوی جلاد از حق تعیین سرنوشت خود برخوردار نیستند؟ مگر «مردم» خواهان بازگشت به «قانون اساسی» حکومت و «خط امام» نیستند؟ مگر اکثریت 85 درصدی با شما نیست؟ پس از چه میهراسید؟ پاسخ روشن است، از ملت ایران!
سیمرغ قلههای کبودم که آفتاب
هر بامداد بوسه نشاند به بال من،
سر پیش من به خاک نهد کوهسار پیر
وز آسمان فرود نیاید خیال من،
[...]
نقش خجستهایست به چشمان آسمان
سیمای من در آینة بامدادها
(نادر نادرپور)
نسخة پیدیاف ـ اسکریبد
نسخة پیدیاف ـ آدردرایو
نسخة پیدیاف ـ مدیافایر
نسخة پیدیاف ـ داکستاک
نسخة پیدیاف ـ ایشیو
نسخة پیدیاف ـ فایل باکس
فیلترشکنهای جدید21اکتبر2009
bypassfromschool.com
extremeunblock.com
surfonproxy.co.cc
trackfilter.co.cc
orkutip.info
super1x.co.cc
forextunnel.co.cc
bypassfast.info
beboip.info
xoozoo.co.cc
bypassengine.info
30usprox.info
usschoolhigh.co.cc
forexhide.co.cc
kinghide.info
mynewplace.co.cc
fast-br0wsing.co.cc
ip-unshield.co.cc
freerox.co.cc
inband.co.cc
howtobypassyoutube.info
bammer.co.cc
frontgroups.co.cc
unlockediptunnel.co.cc
26usprox.info
1bs.co.cc
surfhell.info
excloseup.co.cc
2oxy.co.cc
safe-surfing.co.cc
n11.co.cc
25usprox.info
hidingbar.co.cc
ipshift.info
proxiesgonewild.info
modpr0x.co.cc
kisslover.info
extremeunblock.co.cc
zagda.co.cc
roxysurf.info
27usprox.info
proxy-t0p.co.cc
circumnettunnel.co.cc
popular500.co.cc
frontscoop.co.cc
proxy-4myspace.co.cc
nternetfilter.co.cc
checkprofiles.co.cc
sendgroups.co.cc
studenthiderz.co.cc
Posted at 01:23 pm by nahid-roxan
Permalink
Tuesday, October 20, 2009
جغد میخواند و کابوس شب از وحشت خویش
چشمها دوخته بر شعلة شمعی بینور
شعار «مرگ بر دیکتاتور» و همة شعارهای مشابه، که به بهانة مخالفت با حکومت توحش اسلامی ساخته و پرداخته میشود، فینفسه «ضددمکراتیک» است، چرا که «انسان محوری» قوانین دمکراتیک را به زیر سئوال میبرد. پیشتر گفتهایم، باز هم تکرار میکنیم، کسی که با دیکتاتوری مخالف باشد، هرگز شعار «مرگ بر دیکتاتور» سر نمیدهد. «مرگ»، همچون «دیکتاتور» در تضاد با انسان و زندگی قرار میگیرد. البته میدانیم که بهانة سردادن چنین شعارهای مزورانه و عوامفریبی «دفاع» از «حقوق مردم» عنوان میشود! پس حضور طراحان این شعارهای گوسالهپسند عرض کنیم، «جمعگرائی» و «گلهپروری» و «مردمپرستی» نیز همچون «مرگ» و «دیکتاتور» ضددمکراتیک به شمار میآید:
«[...]تا موقعی که حق مردم برای تعیین حق سرنوشت خود قبول نشود، راه حل جامعی برای بحران پیدا نمیشود [...] همه باید به قانون اساسی بازگردند [...] تحول مهمی در کشور اتفاق افتاده و مردم به دنبال حقوق خود هستند.»
این سخنان بیشرمانه و گوسالهفریب میرحسین موسوی است که در همة «رادیوهمبونهها» منعکس شده تا مطالبات «صریح» و دمکراتیک جنبش مدنی ملت ایران با ابهام «خواست مردم» و «حق مردم» و تأئید تلویحی قوانین توحش سنگسار و قصاص لگدمال شود. اگر «حق مردم» برای تعیین سرنوشتشان میباید به رسمیت شناخته شود، چرا سرکار این «حق» را فقط حق «بازگشت به گذشته» تفسیر میکنید؟ مگر انسان برای زندگی باید به گذشته باز گردد؟ «مردم» خواهان بازگشت به گذشتهاند؟ این به اصطلاح «مردم» را ما خوب میشناسیم، همان چاقوکشهای حزبالله هستند. در نتیجه بهتر است خودشان به این گذشتة سراسر توحش و افتخار بازگردند. حق بازگشت به قانون توحش سنگسار و قصاص ارزانی طاعون سبز و رهبران مزدور و دوستداراناش باد. ملت ایران نمیخواهد به عقب باز گردد.
«حق مردم» و «خواست مردم»، دو شعار «مبهم» و اساسی «فاشیست ـ مسلمانهاست» که فقط در خشتک دستاربندان و اوباش پوچباف و دینفروش یا همان مزدوران شناخته شدة طالبانپرور دو سوی آتلانتیک یافت میشود. به همین دلیل «بیبیسی» و «رادیوفردا» به پیروی از الگوی 22 بهمن 57، در راه گسترش هر چه بیشتر خشونت و توحش بار دیگر ترکیب جادوئی «دستاربند و اوباش» را به نمایش گذاشتهاند. سایت رادیو فردا، مورخ 19 اکتبر 2009، از زبان میرحسین موسوی بر طبل توحشی به نام «خواست مردم» میکوبد، و از زبان آخوند بیات زنجانی در شیپور «ایستادگی مردم» هم میدمد!
«خواست مردم» چیست؟ همان مزخرفاتی که میرحسین موسوی پس از سه دهه سرکوب و دیکتاتوری، برای حفظ منافع ارباباناش در لندن و واشنگتن ردیف کرده. بازگشت به قانون اساسی توحش و خط توحش امام. «حق مردم» چیست؟ همان حقوق حقة آنگلوساکسونهاست که طی بیش از یک سده از طریق «فتوی» و «ترور» تأمین شده، و از زمانیکه آنگلوساکسونهای آنسوی آتلانتیک در ایران به برادران دینی خود پیوستهاند، کار به کودتا در سایة «تظاهرات مردم» نیز کشیده، همچنانکه در 22 بهمن 1357 شاهد بودیم.
«خواست مردم» در سال 1357 چه بود؟ از منظر اینان نشستن جیرهخواران دربار و ساواک و کارخانة رجالهپروری بجای شاه! سرکوب زنان، اجرای احکام توحش قصاص و سنگسار، شلاق زدن مردم در میادین شهر به جرم نوشیدن مشروبات الکلی، جنگ با عراق برای پرکردن جیب تفنگفروشهای سازمان ناتو، یا بهتر بگوئیم استقرار «عدالت علوی»! بله، اینها «خواست مردم» عنوان میشود. ولی در همینجا بگوئیم که هیچیک از این خواستههای به اصطلاح «مردمی» خواست ملت ایران نبوده و نیست، در آینده هم نخواهد بود. مطالبات ما چارچوب دمکراتیک دارد و از اینرو با «خواست مردم» و شعارهای مبهم از این قماش در تضاد کامل قرار میگیرد.
شعار «مبهم» و شعار «مرگ» توسل به خشونت تلقی میشود، و از اینرو ضددمکراتیک به شمار میرود. خشونت، بنابرتعریف «انسانستیز» است، به همین دلیل ما پیوسته تکرار میکنیم که طرفداران دمکراسی، در هر حال میباید از توسل به خشونت چه در رفتار و چه در شعار پرهیز کنند. توصیههای ما توجیه منطقی دارد. دمکراسی به عنوان حاکمیت قوانین «انسانمحور» بر مردم، فینفسه در تضاد با خشونت قرار میگیرد.
در یک نظام دمکراتیک انسان چگونه تعریف میشود؟ انسان موجودی است «متعادل» و «بهنجار». انسان متعادل کسی است که در گفتار و کردار خود از دو قطب خشونت یعنی «مرگ» و «ابتذال» به یکسان فاصله میگیرد. چنین انسانی قادر است خواستههای خود را بدون توسل به خشونت لفظی و یا فیزیکی به طور صریح بیان کند. به عنوان نمونه، «انسان» مذکور انتقامجوئی و تحمیل خشونت بر دیگران را اجرای «عدالت» نمیشناسد، در جایگاه «قاضی» و «مجری حکم» نمینشیند و «موجودیت» همنوعان خود را «نفی» نخواهد کرد. خلاصه کنیم، ویژگی رفتار اجتماعی انسان بهنجار «خشونتگریزی» است. چنین انسانی قادر است «احساسات» خود را مهار کند، و همین امر او را از حیوانات متمایز میکند. حال بهتر است نگاهی داشته باشیم به رفتار برخی از دانشجویان مدافع طاعون سبز تا دریابیم که اینان بیشتر به جانور شباهت دارند تا انسان.
به گزارش حنازرچوبه، مورخ 27 مهرماه 1388، «سبزپوشان» برای ابراز مخالفت خود به سوی دانشجویان کفش پرتاب کردند. درست مثل همان خبرنگار عراقی که برای ابراز مخالفت خود با سیاست آمریکا به سوی جرج بوش کفش پرتاب کرد، تا چارچوب نوینی برای «حرفة خبرنگاری» در «جهان اسلام» ارائه کند. در راستای همین سیاست گسترش توحش، به همت آنگلوساکسونهای اشغالگر، امروز نخستین «بانک زنانه» در نجف نیز افتتاح شد! «زنانه ـ مردانه» کردن جامعه یکی از بهترین ابزار جهت گسترش خشونت و توحش است. از اینرو آنگلوساکسونهای دو سوی آتلانتیک، به پیروی از احکام توحش ادیان ابراهیمی تلاش خود را بر جداسازی زن و مرد در کشورهای مسلماننشین متمرکز کردهاند، این عمل مزورانه را که جهت پر کردن جیبشان صورت میدهند، «احترام به باورهای مسلمانان» میخوانند! بازار زنانه در افغانستان، بوستان زنانه در ایران، و اینک بانک زنانه در نجف! در چارچوب نگرش استعمارگران دو سوی آتلانتیک این است پیشرفت و ترقی در جوامع مسلماننشین: گسترش توحش!
پیشتر در مورد «جداسازی» در جامعه مفصلاً توضیح دادهایم پس تکرار مکررات نمیکنیم فقط یادآور شویم که این روند استعماری از زن و مرد «انسانزدائی» کرده آنان را برای یکدیگر به دو پدیدة «مبهم» تبدیل میکند که روابطشان نه بر اساس روابط انسانی و متعادل که بر اساس «روابط غریزی» تنظیم میشود. اینجاست که به عمق سیاست استعمار در کشورمان پیمیبریم: تبدیل انسان به حیوان جهت تبدیل جامعه به «جنگل». به عبارت دیگر برای تأمین منافع استعمار لازم است نظم انسانی جای خود را به «نظم طبیعی» بسپارد، همان نظمی که در جنگل میان حیوانات برقرار است. پس جای تعجب نیست که در چنین جامعهای، دانشگاه تهران که شارلاتانهای سیاسی و داسالله آنرا «سنگرآزادی» لقب دادهاند، فاقد هرگونه نظم انسانی نیز باشد.
امروز در دانشگاه تهران نشستی تحت عنوان «سوءتفاهم بزرگ» برگزار شد که سخنران آن داش صفار هرندی بود. البته برای ما هیچ اهمیتی ندارد صفار هرندی کیست و چه میگوید. مهم این است که دانشگاه تهران نشستی برگزار کرده، هرندی سخنران نشست مذکور است، و عدهای هم برای شنیدن سخنرانی وی گرد آمدهاند. رفتار منطقی حکم میکند کسانی که به هر دلیل نمیخواهند سخنرانی هرندی را بشنوند، از حضور در نشست کذا خودداری کنند. ولی در نظام توحش روند مسائل همواره واژگونه است. سبزپوشانی که نمیخواهند سخنان هرندی را بشنوند در محل تجمع کرده با تلفنهای موبایل از «دوستان» برای «حضور» در نشست کذا دعوت به عمل میآورند! و نهایت امر به پرتاب لنگه کفش به سوی دانشجویان مشغول میشوند، البته بسوی دانشجویانی که نمیتوانند به این اعمال وحشیانه پاسخ دهند: زنان دانشجو! دانشگاه تهران هم از آنجا که «سنگر آزادی» است، انتظاماتاش در اینگونه موارد هیچ دخالت نمیکند! در نتیجه، فعلة فاشیسم در کمال «استقلال» و «آزادی» خواهان «حق مردم» شده و «فرهنگ اسلامی» خود را در تمامی ابعاد آن به نمایش میگذارند:
«[...] درحالی که [سخنران] سبزپوشان را دعوت به آرامش میکرد آنان با شعارهای ضد دولتی به سوی دانشجویان دختر لنگه کفش پرتاب کردند[...] هرندی[...]اظهار داشت متاسفم که شما پرتاب لنگه کفش را نشانة مدنیت میدانید[...] شما دستتان به من نمیرسد به این بندگان خدا کفش پرتاب میکنید.»
این خبر تأسفبار با کد: 741212 در سایت حنازرچوبه موجود است. با توجه به چنین رفتار وحشیانهای میتوان دریافت زمانیکه دستاربندان مزدور و اوباش بر طبل «حق مردم» و «خواست مردم» و «ایستادگی مردم» میکوبند، چه اهداف شومی را در بطن جامعه دنبال میکنند: تحمیل توحش و خشونت «جمع» بر افراد. بیدلیل نیست که چنین رفتاری از سوی مسئولان دانشگاه نادیده گرفته میشود. ایجاد بحران در دانشگاه یکی از اهداف مهم گروه ملا محمدخاتمی جهت تخریب و تحریف مطالبات دمکراتیک ملت ایران است.
گروه خاتمی مزدور با توسل به شیوههائی که شمهای از آن در بالا آمد، میکوشد با ایجاد آشوب در سطح جامعه مطالبات ملت ایران را به بیراهة «تقلب انتخاباتی»، «خط امام» و «بازگشت به قانون اساسی ولایت فقیه» بکشاند! و در این راه از همراهی و همدلی بوقهای استعمار برخوردار است. به یاد داریم که چندی پیش صدای آمریکا، برای تخطئة مدافعان حقوق بشر تریبونی در اختیار قاتل بهنود شجاعی گذارده بود. روز گذشته نیز، حنازرچوبه جلالالدین فارسی، یک قاتل شناخته شده را به میدان آورد تا با زبان الکن و ابتدائیاش «مدرنیته» را ـ با مدرنیزاسیون اشتباه نشود ـ برایمان «تعریف» کند! همانطور که پیشتر نیز پاسدارهای مفلوک، شریعتمداری و رضائی، «منافع ملی» و «دمکراسی» را در چارچوب نوکری برای گاوچرانها بخوبی برایمان تعریف کرده بودند.
جلالالدین فارسی یکی از «نخبگان» حکومت اسلامی است که از ناکجاآباد استخراج شده، و خارج از ترورهای سیاسی، پروندة قتل عمد هم دارد. ایشان فردی به نام «بهمن رضاخانی» را با تفنگ شکاری به قتل رساندهاند. به گزارش روزنامهها، فارسی برای شکار به اطراف کرج میرود، و بهمن رضاخانی به او میگوید، شکار در منطقة مذکور ممنوع است. پاسخ فارسی به تذکر رضاخانی چند گلوله بود. و از آنجا که در نظام «عدالتعلوی» «نخبگان» و آدمکشهای ولایت فراتر از قوانین قرار میگیرند قوة قضائیه، علیرغم شکایت خانوادة مقتول هیچ محکومیتی برای فارسی در نظر نمیگیرد! حال آنکه بهنود شجاعی، به جرم قتل غیرعمد، که حتی به اثبات هم نرسیده، توسط مادر مقتول و تحت نظارت قوة قضائیه به قتل میرسد. بگذریم! و بازگردیم به جلالالدین فارسی که در حنازرچوبه به بهانة انتقاد از زوج متقلب «موسوی ـ کروبی» و شعار «جمهوری ایرانی» در کمال حماقت، به پیروی از ملا محمدخاتمی، مارکسیسم را در ترادف با فاشیسم قرار داده و به زبان الکن نخبگان جمکران، ضمن انتقاد از «ارتجاع»، «4 شاخص مدرنیته» را نیز بر شمرده:
«سرمایهداری، مارکسیست[مارکسیسم]، فاشیست [فاشیسم] و لیبرالیسم، 4 اصل مدرنیته هستند [...] تمام آزاداندیشان و مستضعفان جهان میدانند که قومگرائی و بازگشت به ناسیونالیسم حرکت انحطاطی و ارتجاعی است.»
یادآور شویم این قاچاقچیزاده، عضو «ستاد انقلاب فرهنگی» است و به همین دلیل سرمایهداری را «فاشیست» میخواند و آزاداندیشی را در ترادف با استضعاف قرار میدهد. و این خود نمادی است از ژرفای شناخت و فرهنگ ایشان! بله این سخنان حکیمانه و مستدل و علمی با کد: 729417 در حنازرچوبه مورخ 26 مهرماه 1388 منتشر شده و در واقع تبلیغ ناشیانهای است برای شعار «جمهوری ایرانی». شعاری که با هدف جایگزین کردن فاشیسم فرسودة دینی با فاشیسم بومی سر هم کرده و ساخته و پرداختهاند. در واقع حنازرچوبة بینوا با توسل به نفرت مردم از این جانوران وحشی و آدمکش میخواهد برای شعارهای انحرافی، انسانستیز و ضددمکراتیک «بومی» بازارگرمی کند.
اینکه تمامی نظریههای سیاسی جهان معاصر را به «مدرنیته» وصله پینه کنیم میتواند از یک نظر درست باشد، چرا که این اروپای غربی بود که پس از گذار از «رنسانس» به «مدرنیته» رسید و توانست نظریات نوین سیاسی نیز ارائه دهد. ولی افرادی از قماش «فارسی» از هنگامی که خود را شناختهاند، فقط متعلق به جهان «پیشمدرنیته» و پیشرنسانس بودهاند: جهان نوکری در راه خدمت به کسانی که در ترهاتشان آنها را «لیبرالهای» کثیف و «سرمایهداران» میخوانند! بهتر است حضرت «فارسی» ـ هر چند ایشان بیشتر افغانی تشریف دارند تا فارسی ـ کمی هم از نظریات مشعشع اسلامی خودشان میگفتند تا «راه» بر ما گمکردهراهها گشوده میشد، و میتوانستیم همچون این جگرگوشة «عزیز» و دلبند سازمان سیا به ایران «اسبابکشی» کنیم و از راه جنایت، شارلاتانیسم و قاچاق عمری را به «افتخار» و «سرفرازی» در ستاد انقلاب «فرهنگی» بگذرانیم.
در ضمن ایشان که «قومگرائی» را مردود میدانند بهتر است این نکته را مورد توجه قرار دهند که فقط پس از گذشت از مرحلة مدرنیته بود که متفکران اروپا توانستند میان «انسان» و «قومیت» خط فاصل بکشند. و تعریف «انسان»، خارج از تعلقات قومی، مذهبی و نژادی در عمل یکی از دستاوردهای مهم و غیرقابل انکار همان مدرنیته است که ایشان در کمال بلاهت برای آن «چهار اصل» فرضی هم مشخص کرده و با آنها سخت به مخالفت پرداختهاند! خلاصه بگوئیم، بر آنچه ایشان برای حنازرچوبة بینوا نشخوار کردهاند نام دیگری میگذارند: التقاط فلسفی، چرندبافی و حرف مفت، آمیخته با بیسوادی و بیشعوری الزامی جهت عضویت در «ستاد انقلاب فرهنگی» جمکران!
حال بازگردیم به موضوع اصلی. ما خواهان تغییر قانون اساسی ایران جهت استقرار یک حاکمیت دمکراتیک هستیم و از این نظر مطالبات ما در تضاد کامل با مطالبات طاعون سبز قرار میگیرد. مطالبات طاعون سبز «غیردمکراتیک»، «عوامفریبانه» و «انسانستیز» است. این گروه در داخل، با شعار پوچ «مخالفت با تقلب» و قانونشکنی و ایجاد بحران، و در خارج، با شعارهای پوچ به تحریف و تخریب مطالبات دمکراتیک جنبشمدنی پرداخته، تا مخالفت با کل حکومت اسلامی را به مخالفت با شخص احمدینژاد و خامنهای تقلیل دهد. این معجزات نتیجة همسوئی و همصدائی و به ویژه «همدستی» برتریطلبان آنگلوساکسون با ایرانینمایان و نوکرانشان در جهان اسلام است. و همانطور که میبینیم به راه انداختن جنجال رسانهای در راه تحقق این امر خیر کفایت میکند. چرا که پس از گذشت حدود 5 ماه از مسابقات مارگیری جمکران بوقهای استعماری موفق شدهاند عملاً شعارهای پوچ و انحرافی را بجای مطالبات دمکراتیک ملت ایران بنشانند.
میدانیم که «دمکراسی» با «آزادی» و «میهنپرستی» در ترادف قرار نمیگیرد. دمکراسی، از جنبة حقوقی تعریف شده و چارچوب مشخصی دارد، حال آنکه شعارهائی از قماش آزادی، حق مردم، خواست مردم، و ... در مفهوم مطلق خود یک شعار پوشالی، عوامفریبانه و «مبهم» باقی میماند. شعارهائی که هوچیهای طاعونسبز و شارلاتانهای سیاسی به ویژه در خارج از مرزها در بوق گذاشتهاند.
جغد میخواند و کابوس شب از وحشت خویش
چشمها دوخته بر شعلة شمعی بینور
امروز رهبر حکومت اسلامی که شایعة مرگاش همة رسانههای «پوچباف» را همزمان فراگرفته بود از مخفیگاه خود خارج شده سوءقصد به فرماندهان سپاه در منطقة «سرباز» بلوچستان را به «دشمن» نسبت داد! البته تعجبی هم ندارد تاکنون همة تصفیههای خونین درونگروهی را گورکنها به «دشمن» نسبت دادهاند. ولی همزمان با سخنان مضحک خامنهای، سایت «پیک نت» عکسی از «شهید» شوشتری منتشر کرده که در آن سربازان «دشمن» با سلاحهای دشمنشکنشان در دو قدمی این شهید راه حق و «اسلام ضداستکبار» ایستادهاند! اشتباه نکنیم، رهبر مفلوک جمکران کاملاً حق دارد.
باد میغرد و میآورد آهسته به گوش
نالة جانوری گرسنه از جنگل دور
میفشارد شب هول افکن و بیم افزا را
سپاه پاسداران آفریده، همکار و نوکر «دشمن» است. و اگر یک روز پیش از آغاز مذاکرات هستهای در وین، «دشمن» کذا فرماندهان ارشد سپاه را در بلوچستان به قتل رسانده، مسلماً اینکار را برای حفظ ارکان این نظام پوسیده انجام داده. «دشمن» برای حفظ نظامی دست به این عمل زده که جهت دوام و بقای خود همواره نیازمند «دشمن» است و «بحران»! «دشمنی» که هیچ ارتباطی با دشمن واقعی ملت ایران ندارد. این «دشمن» همواره در داخل مرزها سرکوب شده و ایرانی و ایرانیزاده است. و اما «بحران» چه فوایدی دارد! بحران فقط برای انحراف افکارعمومی از واقعیات یک رژیم دستنشانده و استعماری از پوچگوئیها و مزخرفبافیهای دینی و مذهبی «خلق» میشود. به هر تقدیر، اگر اینبار نیز قطبنمای بصیرت رهبری از کار نیافتد و سرکوب ملت ایران یا همان «دشمن» به شیوة مطلوب مقام معظم گسترش یابد، ما ایرانیان حق خواهیم داشت که از شرایطی مشابه شرایط مردم پاکستان برخوردار شویم. میبینیم که «دشمن» در واقع خیرخواه نظام توحش است، چرا که این نظام ساخته و پرداخته دشمنان ملت ایران است.
میکشد دست شب تیره به دیوار جهان
تا مگر باز کند روزنة فردا را
(فریدون توللی)
نسخة پیدیاف ـ اسکریبد
نسخة پیدیاف ـ آدردرایو
نسخة پیدیاف ـ مدیافایر
نسخة پیدیاف ـ داکستاک
نسخة پیدیاف ـ ایشیو
نسخة پیدیاف ـ فایل باکس
فیلترشکنهای جدید20اکتبر2009
bossofplay.info
inetmediator.com
0vv.info
tuxcloak.info
phproxyfirefox.cn
ninja9.info
proxyserverdownload.cn
81h.info
81j.info
hidemefromschool.com
6r6.info
matttwine.com
insuranceproxy.info
81d.info
81f.info
unblockedmylife.info
ninjaa.info
unblocked-hi5.info
unblocked-piczo.info
tuxunhide.info
0nn.info
4ll.info
7c7.info
81a.info
ncdhome.com
browsetunnel.info
phproxyurl.cn
unblocked-gaia.info
leonafans.com
7a7.info
0rr.info
81i.info
schoolproxysites.org
81b.info
0ww.info
doww.org
cloaktux.info
2p2.info
81l.info
unblocked-mylife.info
myproxy.me
unblocked-43things.info
bypassblocking.info
proxypenguin.info
phproxypro.cn
proxiesunblock.com
81k.info
unblockedfriendster.info
bodyzip.co.uk
forabetteramerica.info
Posted at 02:33 pm by nahid-roxan
Permalink
Monday, October 19, 2009
عملیات انتحاری در شهر «پیشین» بلوچستان تداوم کودتای ناکام انتخاباتی است. با این عملیات «قهرمانانه»، آمریکا و متحداناش در سازمان ناتو خطوط اصلی سیاست حکومت توحش را مشخص کردند: نبرد با آمریکا، نبرد با اسرائیل، تداوم بحران دستساز هستهای، تبدیل ایران به پاکستان دوم و از همه مهمتر ایجاد شرایط مناسب جهت ممانعت از احداث «خط لولة صلح» که تهدیدی است برای منافع انگلستان. این خطوط سیاسی نوین همان خطوط فرسودة توحش امام است که «طاعون سبز» تداوم آنرا میطلبد. در واقع این انفجار در مسیر مطالبات گروه موسوی صورت گرفت. اربابان این گروه باهدف تداوم «سیاست انسداد»، جهاد با شوروی را به «مرگ بر روسیه» تبدیل کرده و آن را از زبان «طاعون سبز» در رسانههای خود بیان میکنند.
به یاد داریم که نژادحسینیان، میرحسین موسوی و آخوند محتشمیپور در سایتهای بیبیسی، روزآنلاین و نوروز با احداث خط لولة صلح شدیداً مخالفت میکردند، اینهمه به دلیل آنکه سخت نگران «منافع ملی» ایران شده بودند! پس نیازی به توضیح نیست که بگوئیم گروهی که از ترور فرماندهان سپاه در بلوچستان منتفع میشود، سازمان طالبانپرور ناتو و نوکراناش در محفل کودتای 22 بهمناند. اتفاقاً و از قضای روزگار برنارکوشنر، وزیر امورخارجة فرانسه برای حل بحران انتخابات افغانستان در کابل به سر میبرد، ولی باز هم از قضای روزگار بحران انتخابات افغانستان در بلوچستان حل شد. چرا که وزیر امورخارجة فرانسه، برخلاف رهبر فرزانة جمکران قطبنمای بصیرتاش از کار افتاده!
بار دیگر حکومت اسلامی برای تداوم بحران و نبرد «خیالی» با آمریکا و اسرائیل اقدام به تصفیه در صفوف خودیها کرد. عملیات انتحاری در بلوچستان دستپخت همان محفلی است که در سال 1981، به فاصلة حدود دو ماه، مقر حزب جمهوری اسلامی و دفتر نخست وزیری را منفجر کرد، تا علیخامنهای، با بیش از 90 درصد آراء «مردم» به ریاست «جمهوری» چاه جمکران «انتخاب» شود، و همولایتی خود، میرحسین موسوی را نیز به نخست وزیری منصوب کند. ترور فرماندهان سپاه و سران طوائف سنی و شیعه در بلوچستان یک هدف مشخص را دنبال میکند: گسترش سرکوب در بلوچستان، و تداوم سیاستی که برای تأمین منافع ارتش ناتو بر ملت ایران تحمیل شد: تحریم اقتصادی و جنگ.
با در نظر گرفتن «استفتاء» شیخ محسن کدیور از منتظری در مورد اسرائیل، و با نیمنگاهی به متن خطبههای نماز جمعة این هفتة تهران، مقالة پاسدار شریعتمداری در کیهان، مورخ 26 مهرماه سالجاری، هتاکی سایت تابناک به وزیر امور خارجة روسیه و از همه مهمتر اظهارات پاسدار علیلاریجانی در مورد عملیات انتحاری بلوچستان به صراحت درمییابیم که حکومت اسلامی برای تعیین سیاست خارجی خود از تفالههای «طاعون سبز» در ینگه دنیا خط میگیرد، همچنانکه «اعترافات» حجاریان منفور به سرفصل سخنان خامنهای جهت سیاستگذاری در دانشگاهها تبدیل شد. روشنتر بگوئیم در واقع مطالبات جنگطلبانة گروه موسوی سیاست دولت جمکران را تعیین میکند.
حکومت جمکران به دلیل ماهیت فاشیستی خود بدون بحران و دشمنسازی قادر به ادامة حیات ننگیناش نیست. این حکومت هر گاه خود را با خطر استقرار «آرامش» رودررو یافته بخشی از بدنهاش را با بحران، کودتاهای خزنده و تصفیههای داخلی نابود کرده. اینک حکومت اسلامی به دلیل تضعیف ارباباناش در لندن و واشنگتن، و به دلیل پایان قریبالوقوع بحران هستهای و آغاز مذاکرات صلح در خاورمیانه منافع اربابان را در خطر میبیند. همچنانکه بارها در این وبلاگ توضیح دادهایم دو اهرم سیاست غرب برای حفظ حکومت توحش اسلام، دمیدن در شیپور شعارهای پوچ از قماش، مبارزه با آمریکا، نابودی اسرائیل، صدور انقلاب و اینگونه مزخرفات است که جنگ 8 ساله با عراق را توجیه میکرد. پس از پایان جنگ، بحران دستساز هستهای جانشین آن شد که تا هم اکنون به دلیل فداکاریهای گورکنها و جنگ قفقاز ادامه یافته.
اگر به یاد داشته باشیم حدود دو ماه پس از نخستین مذاکرة مستقیم بین نمایندة ایران و گروه «1 +5» که ویلیام برنز هم در آن حضور داشت، جنگ سه روزة قفقاز همکاری بین سازمان ناتو و روسیه را به مدت 14 ماه متوقف کرد. روز اول اکتبر 2009، دومین دور مذاکرات هستهای در ژنو موفقیتآمیز توصیف شد. طبق توافقهای ژنو، ایران بر اساس مفاد «پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای» از حق غنیسازی اورانیوم با غلظت کمتر از5 درصد برخوردار میشود، ولی میباید از تولید سوخت هستهای در داخل مرزها خودداری کند و آژانس بینالمللی انرژی اتمی را در جریان فعالیتهای خود قرار دهد. در مذاکرات ژنو توافق شده که ایران اورانیوم غنی شدة خود را در اختیار یک کشور ثالث قرار داده و سوخت هستهای دریافت کند. در پی این مذاکرات، کشور فرانسه با قزاقستان چند قرارداد در زمینة انرژی و انرژی هستهای منعقد کرد. در مذاکرات ژنو تصمیم بر آن شد که کارشناسان ایران و شش کشور حاضر در مذاکرات هستهای روز 19 اکتبر 2009، در سازمان انرژی اتمی در وین با یکدیگر ملاقات داشته باشند تا چگونگی اجرای توافقهای ژنو را در این سازمان مشخص کنند.
گویا این امر به مذاق آنگلوساکسونهای دو سوی آتلانتیک و پادوهایشان در محافل فاشیسم سبز، به ویژه در آلمان یعنی نخستین شریک تجاری حکومت جمکران خوش نیامده. در نتیجه «مصلحت» را چنین «تشخیص» دادند که از طریق عملیات خرابکارانه بحران نوینی در ایران به راه اندازند، باشد که شرایطی مشابه شرایط پاکستان در کشورمان به وجود آید. مصاحبة اکبر بهرمانی با شبکة العالم را که فراموش نکردهایم، حاج اکبر برخلاف مفاد «ان. پی. تی» خواهان تولید سوختهستهای در داخل کشور شده بود، چرا که این شیخ جنایتکار و بیآبرو ارواحشکماش خواهان «استقلال» است. «استفتاء» آخوند کدیور در مورد اسرائیل نیز تداوم همین مطالبات محفل تشخیص مصلحت به شمار میرود. هر چند که پاسخ حسینعلی منتظری کمی محتاطانه به نظر میرسید، ولی ایشان هم در مسیر محفل کودتا گام برمیدارند.
جالب اینجاست که استفتاء آخوند کدیور، یک «قطبنمای بصیرت» به علیخامنهای اهداء کرد تا با استخراج شعارهای سرشار از بلاهت «امام» از لیفة تنبان عموسام و نشخوار آنها، ضمن تأکید بر اصل اساسی مزدوری برای آمریکا چنین فرماید که، «هر چه دشمن را به خشم آورد برای ما مفید است!» اینجاست که میتوان همصدائی پاسدار شریعتمداری، آخوندجنتی و پاسدار محسن رضائی را با آخوند کدیور به صراحت مشاهده کرد.
منتهی این همصدائی در ظاهر به سه بخش مجزی تقسیم شده. بخش اول، یعنی محفل کیهان، سازمان تبلیغات اسلامی و ملایان طرفدار خامنهای قطبنمای بصیرت به دست گرفته مذاکره با آمریکا را «انکار» میکنند! پاسدار شریعتمداری پای را از اینهم فراتر گذارده مینویسد، مذاکره با آمریکا «منافع ملی ما» را تهدید خواهد کرد. میدانیم که محفل «هریتیجکلاب» سخت مدافع منافع ملی «ما» است. و منافع «ما» یعنی منافع کفتارهای هریتیج کلاب فقط با جنگ تأمین خواهد شد. این منافع همان است که آخوند کدیور پلید هم به آن اشاره کرده بود، منتهی کدیور از آنجا که لاشهاش را به آمریکا برده، دشمن را «اسرائیل» معرفی میکند. میدانیم که آخوندجماعت در راه پفیوزی شهامت و جسارت فراوان از خود نشان میدهد. و کدیور علاوه بر این صفات برجسته، به زیور حماقت نیز آراسته شده و نمیداند اسرائیل، متحد استراتژیک آمریکاست. و از اینروست که اسرائیل در به در به دنبال راهی میگردد تا در لبنان برای گاوچرانها یک جنگ خوب و مامانی به راه اندازد که مذاکرات صلح در روسیه ماستمالی شود.
و اما پاسدار محسن رضائی نیز با توسل به «منافع ملی» مستقیماً روسیه را هدف قرار داده چرا که سیاست روسیه استقرار صلح در کل منطقه است، و بدون ایران چنین صلحی امکانپذیر نخواهد بود. این است دلیل هتاکی سایت تابناک به وزیر امور خارجة روسیه. خلاصه کنیم، مزدوران وفادار غرب به پیروی از الگوی محمد مصدق برای تأمین منافع اربابان خود به شعار گوساله فریب «منافع ملی» متوسل شدهاند. فقط همین مانده بود که چندسر پاسدار و آخوند جنایتکار «منافع ملی» ما ایرانیان را «تعریف» کنند! بگذریم و بازگردیم به عملیات انتحاری در بلوچستان ایران.
برای تأمین امنیت پایدار، طی 5 ماه گذشته فرماندهان سپاه با برخی از سران قبائل و طوایف و مردم منطقه به صورت منظم جلسه داشتهاند. با توجه به شرایط بلوچستان و به ویژه با در نظر گرفتن اوضاع آشفتة پاکستان که عملاً در حال فروپاشی است و هیچ کنترلی بر مناطق مرزی خود اعمال نمیکند وزارت کشور و ادارة حفاظت سپاه میبایست تدابیر امنیتی ویژه به کار میبستند. میبینیم که چنین تدابیری در کار نبوده! به همین دلیل است که میگوئیم حکومت اسلامی و ارباباناش در سازمان ناتو در این جنایت فجیع دست دارند. «تخریب همه جانبه»، سیاستی است که سازمان ناتو در عراق، افغانستان، پاکستان و نهایتاً ایران اعمال میکند و تداوم این سیاست به جنگ منتهی خواهد شد. در پاکستان این شرایط محقق شده و اگر حکومت اسلامی به خوشخدمتی برای آنگلوساکسونهای دو سوی آتلانتیک همچنان ادامه دهد، چشمانداز گسترش جنگ به داخل مرزهای ایران نیز آنقدرها دور از انتظار نخواهد بود.
حکومت اسلامی به گواهی تاریخچة ننگیناش با کودتا و ایجاد بحران استقرار یافت و هر بار که با خطر کاهش بحران مواجه شده، بحران گستردهتری ایجاد کرده. دوران سرکوب و آشوب 8 ماهة «دولت خیابانی» شیخ مهدی بازرگان را به کنار میگذاریم، چرا که طی 8 ماه در واقع ماشاالله قصاب و زهرا خانوم حکومت میکردند و شیخ مهدی ما را در جام جمکران «نصیحت» میفرمودند! بعد هم در همین سیمای جذام زده اسلام خوب را به امت مسلمان معرفی میکردند.
از روزی که سفارت آمریکا به فرمودة «برژینسکی» اشغال شد و ایالات متحد با حکومت «مستقل» روابط زیرزمینی برقرار کرد، تا روزی که گروگانها آزاد شدند، کشور ایران به یک طویلة تمام عیار تبدیل شده بود. دانشگاه «سنگر آزادی» بود، و تلویزیون جمکران سنگر «افشاگری»! هر شب «دانشجویان پیرو خط امام» اسناد و مدارک «مستدل» به ما ارائه میدادند که بدانیم و آگاه باشیم که دولت شیخ مهدی «لیبرال» بوده و باید بوزینگان ساواک را «ضدامپریالیست» به شمار آوریم، چرا که اینان لیبرالها را «افشا» میکنند. دقیقاً همان سناریوئی که رضویفقیه، چماقدار انجمن اسلامی برای محمد خاتمی تدارک دیده بود. قرار بود خاتمی «لیبرال» معرفی شود، تا موسوی هم ضدامپریالیست باشد! حال آنکه هر دو سگ زنجیری آستان مقدس استعماراند. نتیجة این طرح سرشار از نبوغ در برابرمان است. خمینی هنوز رهبر است، خامنهای رئیس «جمهور» است، و موسوی هم نخست وزیر. اینبار هر سه با شعار مرگ بر آمریکا و اسرائیل برای نبرد با روسیه قیام کردهاند. از مطلب دور افتادیم بازگردیم به آزادی گروگانها در تاریخ 20 ژانویه 1981، یعنی پس از آغاز جنگ با عراق.
به فاصلة حدود 6 ماه پس از آزادی گروگانها بر علیه بنیصدر کودتا شد. در تاریخ 21 ژوئن 1981، مجلس توحش اسلامی عدم صلاحیت بنیصدر را تصویب کرد، تصفیه و آدمربائی و ترور شدت یافت و یک هفته پس از عزل بنیصدر شاهد انفجار مقر حزب جمهوری اسلامی بودیم. یکی از اوباش حکومت به نام رجائی، به ریاست جمهوری رسید و حدود یکماه بعد در انفجار نخست وزیری کشته شد. حدود یکماه پس از این عملیات، در تاریخ دوم اکتبر 1981 طی یک انتخابات «آزاد» و «عادلانه» علیخامنهای به ریاست جمهوری چاه جمکران منصوب میشود، و به اتفاق میرحسین موسوی و با استفاده از «قطبنمای بصیرت» جنگ با عراق را تا ژوئیه سال 1988 ادامه میدهند. حال آنکه در پائیز سال 1982 عراق برای پایان دادن به جنگ و پرداخت خسارات آن اعلام آمادگی کرده بود. ولی «خواست مردم» این نبود! هر روز «مردم» کذا در خیابانها عربدة «جنگ، جنگ تا پیروزی» سر میدادند چرا که منافع ملی «ما» در خارج مرزها چنین ایجاب میکرد. امروز هم پس از انفجار در بلوچستان بعضیها انگشت اتهام را به سوی آمریکا و برخی دیگر به سوی اسرائیل گرفتهاند.
غلامبچة سفارت، پاسدار اللاریجانی، با نیم نگاهی به قطبنمای بصیرت «آمریکا» را مسبب این جنایت «خودکرده» معرفی میکند. و برادرش، شیخ صادق هم خواهان «امنیت» در بلوچستان میشود! به عبارت دیگر حکومت گورکنها خود را برای یک سرکوب شدید در بلوچستان آماده میکند تا شاید بتواند شورش را از این منطقه به داخل کشور بکشاند. البته ما به گورکنها توصیه میکنیم در خوشرقصی برای اربابان زیاده روی نکنند، و ضمن برچیدن نمایش مهوع تقلب آزاد کردن زندانیان تزئینی را در برنامه قرار دهند و مراقب اعمالشان باشند. چون ممکن است به اتفاق ارباب چنان توسری محکمی دریافت کنند، که عقربة قطبنمای بصیرتشان خرد شود!
نسخة پیدیاف ـ اسکریبد
نسخة پیدیاف ـ آدردرایو
نسخة پیدیاف ـ مدیافایر
نسخة پیدیاف ـ داکستاک
نسخة پیدیاف ـ ایشیو
نسخة پیدیاف ـ فایل باکس
فیلترشکنهای جدید19اکتبر2009
15usprox.info
py9.co.cc
unbelieveablesurf.co.cc
back92.co.cc
hey300.co.cc
b42.co.cc
jabfilter.co.cc
surfweapon.info
firewallbreaker.co.cc
blockssurf.info
cricky.info
indiainet.com
20usprox.info
wikimuses.co.cc
bypassanysite.info
buzz90.co.cc
roxylist.info
youtubewatcher.info
21marks.co.cc
tigeroutthecage.com
13usprox.info
ipvoid.info
d3tunn3l.co.cc
12usprox.info
nusurfen.co.cc
bypass-websense.co.cc
anonymous-atwork.co.cc
icd-webs.co.cc
sslproxies.co.cc
go.biz.pl
bypassschoolinternet.info
11usprox.info
firehorizons.co.cc
unblocked-hi5.info
prw2.co.cc
10usprox.info
26marks.co.cc
magicalwarfare.co.cc
awayplaces.co.cc
preety.info
vimuto.org
14usprox.info
dotviewer.info
jarn.co.cc
webtuno.co.cc
15files.co.cc
bubbleevolve.co.cc
9usprox.info
unblockinginternet.co.cc
freedomcode.co.cc
Posted at 02:42 pm by nahid-roxan
Permalink
Sunday, October 18, 2009
در هیچ کشور دنیا «خواست مردم» نمیتواند سیاست «دولت» را تعیین کند، و یا روند قانونی را «تغییر» دهد، مگر اینکه دولت واقعی آن کشور در خارج از مرزها نشسته باشد. این مختصر را گفتیم تا «صدای آمریکا» و شرکاء دکان «مردمسالاری» و «تکثر» و «جمعگرائی» محمد خاتمی، شیرین عبادی و دیگر اعضای محفل کودتای 22 بهمن را تعطیل کنند. مایکللدین باید آرزوی برگزاری «انتخابات آزاد» در ایران، آنهم تحت نظارت سازمان رسوای ملل را با خود به گور ببرد. اگر میپندارید محفل کودتای 22 بهمن میتواند با «غصب» یک مشروعیت 85 درصدی، باز هم برایتان عربدة مرگ بر اسرائیل و مرگ بر آمریکا سر دهد، و به بهانة تأمین حقوق مردم فلسطین ملت ایران را سرکوب کند، اینبار را دیگر کور خواندهاید.
برگزاری تجمع و تظاهرات در اعتراض به «تقلب» فرضی از نظر ما یک توطئة خائنانه بر علیه «مطالبات دمکراتیک» ملت ایران به شمار میرود. این توطئه از شیوة شناخته شدة «غصب زمینهای بایر» در ایران ملهم شده. روال رایج برای غصب زمینهای بایر در ایران این است که «غاصب» با فرد دیگری تبانی میکند، سپس هر دو همزمان مدعی مالکیت زمینی میشوند که در واقع به هیچیک از آنان تعلق ندارد. در مرحلة نهائی قاضی به نفع یکی از مدعیان «حکم» صادر خواهد کرد. و با تکیه بر همین حکم، ادارة ثبت اسناد، سند رسمی مالکیت زمین مذکور را به نام غاصب صادر میکند. سناریوی گروه میرحسین موسوی دقیقاً از همین الگو پیروی کرده. میرحسین موسوی با تکیه بر آمار دروغین «85 درصدی» احمدی نژاد را به «تقلب» متهم میکند، حال آنکه متقلب اصلی کسی است که ادعا میکند 40 میلیون ایرانی در «انتخابات» چاه جمکران شرکت کرده و اکثریتشان هم به جلادی به نام موسوی «رأی» دادهاند، تا ایشان با پیروی از خط توحش امام روشنضمیرش، اسرائیل را نابود کند. «خط امام» خارج از حجاب زنان، و قلمها خودشان را اصلاح کنند چه بود؟ صدور انقلاب به سراسر جهان، اشغال سفارت آمریکا و نابودی «نمایشی» اسرائیل.
از اینرو، پیشنهاد «مذاکرات ایران با اسرائیل» که از سوی سرگئی لاوروف، وزیر امورخارجة روسیه مطرح شده، زوزه و عربدة محفل کودتا را در سایت پاسدار محسن رضائی به آسمان برده. البته برای زوزة سایت تابناک دلیل موجه وجود دارد. اگر صلح در منطقه استقرار یابد، و اسرائیل به مرزهای قانونی خود بازگردد، نه تنها دکان تجارت قاچاق «حلال» محسنرضائی و شرکاء کساد میشود که یکی از اهرمهای جادوئی اعمال سیاست استعماری لندن و واشنگتن کارآئی خود را بکلی در منطقه از دست خواهد داد. در نتیجه برای ممانعت از تحقق چنین «فاجعهای» لازم است در کشورهای مسلماننشین منطقه «افکار عمومی» به بهانة «تأمین حقوق مردم فلسطین» در تقابل با صلح قرار گیرد. روشنتر بگوئیم پروپاگاند غرب میباید ملتهای منطقه را بر علیه منافع ملیشان بسیج کند. وقوقیة روز گذشته در همین راستا تنظیم شده بود. و سخنرانیهای مقامات و «نخبگان» جمکران، به ویژه اعضای محفل کیهان همچون داشصفار هرندی نیز در همین چارچوب قرار میگیرد.
داشصفار هرندی، همصدا با سازمان تبلیغات اسلامی و دیگر بوقهای استعماری از «دانشجونمایان» و کلیة مدافعان فاشیسم و ریزهخواران سفارتخانههای بیگانه تقاضا میکنند از «لج احمدی نژاد» و یا «از لج میرحسین موسوی» ـ در واقع هیچ تفاوتی نمیکند مهم حضور مردم در خیابان و عربدهجوئی است ـ در تظاهرات 13 آبانماه شرکت کرده، شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» سر دهند! چرا که این دو شعار جادوئی از سیسال پیش نان جنگطلبان لندن و واشنگتن را در روغن شناور کرده. بیدلیل نبود که آخوند کدیور اسرائیل را «تهدید بالفعل بشریت» خوانده؛ شیخ محسن کدیور نگران منافع ارباب در لندن و واشنگتن است و این نگرانی «خداپسندانه» را در قالب شعارهای گوسالهفریب «آزادی»، «منافع ملی» و «استقلال» و غیره مطرح میکند. همچنانکه سایت تابناک، یعنی سایت «محسنآقا»، همان کاندیدای خوش تیپ «انتخابات» چاهجمکران برای توجیه مخالفت خود با مذاکرات بین ایران و اسرائیل در کمال بیشرمی ادعا میکند، «خواست مردم» هرگز چنین نبوده و نیست! میبینیم که توسل به تل ناشناختة «مردم» تا چه حد کارساز استعمار میتواند باشد و فردی که بر اساس «انتخابات» اخیر حتی رأی 5 درصد از مردم را هم ندارد، به همین سادگی از سوی «مردم» فتوی میصدورد!
پیش از ادامة مطلب باید به پاسدار محسن رضائی، اقتصاددان فرهیختة جمکران که کودتایشان هم ناکام ماند، و چندی پیش در گفتگو با سفیر آلمان مدعی وجود دمکراسی در ایران شده بودند، چند نکتة مهم را گوشزد کنیم. نخستاینکه تصمیم در مورد سیاست ـ داخلی و خارجی ـ با «دولت» است، نه با «مردم»! فقط در طویلههای استعمار است که «مردم» بجای «دولت» مینشینند و «دانشگاه» به ماشین «مدرکسازی» و «سنگر» تبدیل میشود تا مشتی تیغکش و جنایتکار و اوباش از قماش سرکار در رأس هرم قدرت قرار گیرند، و با کوفتن بر طبل «خدا» و «مردم» زنان و کودکان ایرانی را به روسپیخانههای عربستان و امارات «صادر»کنند و مهرنیوز هم از زبانشان بنویسد، «دمکراسی واقعی در ایران حاکم است!»
اگر نمیدانید بهتر است بدانید که دمکراسی، نه «احکام الهی» است، نه «خواست مردم». دمکراسی، حاکمیت «قوانین انسانمحور» بر مردم است. طبق قانون اساسی حکومت اسلامی که البته هرگز رعایت هم نشده، «قوانین الهی» در چارچوب احکام شیعیمسلکان بعضی فعالیتهای غیرالهی را مجاز میداند به شرط اینکه «مخل به مبانی اسلام» نباشند. و طی سه دهة اخیر همة مطالبات دمکراتیک ملت ایران، به «خواست مردم» مخل به مبانی اسلام تشخیص داده شده تا منافع استعمار غرب محفوظ بماند. پس برای استقرار دمکراسی در ایران، هیچ نیازی به «خواست مردم» نداریم، باید مطالبات دمکراتیک «ملت ایران» را مد نظر قرار داد. در این مطالبات، اعتقادات مذهبی افراد «حریم خصوصی» است، و نمیتواند وارد «عرصة عمومی» شود. در نتیجه هنگامی که رادیوهای بیگانه و به ویژه بلندگوهای آنگلوساکسونهای دو سوی آتلانتیک در شیپور باورهای فردی ـ مذهبی یا غیرمذهبی ـ میدمند، و دفاع از حقوق بشر را در ترادف با «خداستیزی» قرار میدهند باید بدانیم که برای استقرار دمکراسی در ایران هیچ نیازی به حمایت دروغین غربیها هم نداریم.
اینان با اعمال تحریمهای اقتصادی بر ملت ایران در واقع از حکومت توحش اسلامی حمایت میکنند. حکومتی که طی سه دهة گذشته به بهانة «دفاع از حقوق مردم فلسطین»، با شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» در عمل به پادوئی برای جنگطلبان در آمریکا و انگلستان مشغول است. غرب به موازات حمایت پنهان از حکومت توحش، همواره سفلهپروری یا «تبدیل زباله به فرهیخته» را نیز در دستورکار خود داشته. ظهور پدیدهای چون شیرین عبادی در چارچوب همین سیاست امکانپذیر شده. صدای آمریکا، بازهم این تحفة محفل نوبل را از قفس بیرون کشیده تا ضمن تأکید بر «تقلب» در انتخابات جمکران در کمال بیشرمی بر وجود «انتخابات آزاد» در حکومت الهی تأکید کند.
سخن گفتن از «انتخابات» و «انتخابات آزاد» در یک «تئوکراسی»، اگر نشان حماقت و بیسوادی نباشد قطعاً دلیلی است بر شیادی. و بیجهت نیست که صدای حماقت و شیادی را از حلقوم حاجیه عبادی در «صدای آمریکا» میشنویم. به یاد داریم که پیشتر تلویزیون آمریکا از زبان قاتل بهنود شجاعی طرفداران حقوقبشر را «خدانشناس» معرفی کرد. پس جای تعجب نیست که لوطی، عنتر و بوزینههای سیرک عموسام، قلمهای طلائی دریافت کنند و با زبان الکن و مبتذل خود طرفداران دمکراسی را «خداناباور» یا بهتر بگوئیم «کافر» بخوانند. پیش از ادامة مطلب یک پرانتز باز میکنیم و خارج از جنجال گروه خاتمی، تحرکات موسوی و کروبی را در یک چارچوب منطقی و حقوقی بررسی کنیم تا مشخص شود که جنجال «تقلب» فقط برای «غصب» آراء اکثریت ملت ایران به راه افتاده؛ آراء همانها که اصلاً در این «انتخابات» شرکت نکردهاند.
هدف هیاهوی انتخاباتی «کسب مشروعیت 85 درصدی» برای حکومتی است که حتی از 10 درصد آراء ملت ایران هم برخوردار نیست. به همین دلیل است که موسوی و کروبی اسناد و شواهد فرضی خود را به شورای نگهبان ارائه نکردند، ولی همچنان بیشرمانه ادعا میکنند که 24 میلیون ایرانی به میرحسین موسوی رأی دادهاند و احمدی نژاد آراء موسوی را بنام خود جا زده! یک اصل اساسی را باید به خاطر بسپاریم، اگر کسی فرد دیگری را به تقلب متهم میکند، «شرط لازم» این است که تقلب طرف مقابل را در برابر مراجع قانونی به اثبات برساند، ولی این امر «کافی» نیست! او باید ثابت کند که با وارد آوردن اتهام تقلب به دیگری، خود مرتکب «تقلب» بزرگتری نشده! به عبارت دیگر «شرط لازم» این است که ثابت شود احمدینژاد دروغ میگوید، و «شرط کافی» این است که راستگوئی موسوی نیز به اثبات برسد.
به عنوان نمونه وقتی کسی میگوید انگلیسی را بهتر از فارسی صحبت میکند، نمیتوان چنین نتیجه گرفت که فرد مذکور به زبان انگلیسی تسلط دارد و میتواند به این زبان بخواند و بنویسد. چرا که ممکن است این فرد یک تبعة بیسواد انگلستان باشد، که چند کلمه فارسی هم به دلیل همنشینی با هممیهنان گرامی آموخته و بالاخره ممکن است فرد مذکور اصولاً دروغ بگوید! همچنانکه کل حکومت جمکران، به ویژه موسوی و کروبی در مورد درصد شرکتکنندگان در این «انتخابات» دروغ میگویند.
«تقلب» احمدی نژاد به هیچ عنوان دلیل بر این نیست که موسوی تقلب نکرده! موسوی باید ثابت کند که 24 میلیون از شرکتکنندگان به او رأی دادهاند. و برای اثبات چنین امری، ابتدا میباید مشخص شود 40 میلیون ایرانی در انتخابات کذا شرکت کردهاند تا موسوی بتواند 24 میلیون رأی را به نام خود جا بزند. اشکال اصلی اینجاست که موسوی نمیتواند ثابت کند 40 میلیون ایرانی در انتخابات شرکت کردهاند! چرا که مشارکت 85 درصدی جز یک شایعة ساخته و پرداختة سازمان سیا هیچ نیست. در نتیجه 24 میلیون رأی جادوئی، نه به احمدی نژاد تعلق گرفته نه به موسوی. این مختصر را گفتیم تا بعضیها از خواب خرگوشی بیدار شوند و با اهداف استعماری نمایش مهوع «عقیدهسازی» آشنا شده، دست از تکرار طوطیوار شعارهای محفل کودتا بردارند.
موسوی و کروبی میگویند در انتخابات تقلب شده. اینان اسناد و شواهد خود را به شورای نگهبان ارائه نکردند، چرا؟ چون حضرات جهت تکمیل برنامة «عقیده سازی» قصد اجرای نمایشات مهوع «تقلب» را در سیمای جمکران دارند، تا هر روز برایمان این دروغ بزرگ را تکرار کنند! دروغ بزرگی که «تصریح» میکند 85 درصد از ایرانیان عاقل و بالغ این حکومت توحش را تأئید کردهاند! تعجب نکنیم! حکومت اسلامی بر دروغ پایهگذاری شده، با دروغ و جنایت و سرکوب تداوم یافته و ارباباناش در کمال حماقت میپندارند که با توسل به همین دروغبافیها و اینبار دروغی به نام «تقلب» میتوانند به این توطئة سیساله تداوم بخشند. البته سخت در اشتباهاند. حال پرانتز را میبندیم و باز میگردیم به مصاحبة عبادی با «صدای آمریکا» که در چارچوب سیاست باوراندن دروغ «تقلب» انجام گرفته.
روز گذشته صدای آمریکا باز هم شیرین عبادی را پای برهنه به میدان «عاشورای حسینی» آورد، تا این زینب زمان ضمن مهملبافی و تأکید بر این دروغ بزرگ که «غرب مدافع حقوق بشر است»، دمی هم برای باراک اوباما بجنباند و گوشه چشمی به ملا محمدخاتمی ـ که از ملا محمدعمر فقط یک چشم بیشتر دارد ـ نشان دهد. صدای دروغگوی آمریکا یک تصویر سکسی از عبادی منتشر کرده تا به ما بباوراند حاجیه عبادی مدافع حقوق و آزادی زنان هم هستند، چرا که مویشان مانند صبیة مهدیکلهر از قید و بند «آزاد» شده. «آزادی مو» یکی از مطالبات اساسی خالهشلختههای «اسلام سبز» به شمار میرود که خوشبختانه مورد تأئید صدای آمریکاست، چرا که این نوع مطالبات خالهزنکی بخوبی ابتذال «فمینیسم اسلامی» را در تمامی ابعاد به نمایش میگذارد. کسی که ادعا میکند «دمکراسی با اسلام هیچ تضادی ندارد»، از نظر تفکر اجتماعی در ردة آخوند شریعتی و شیخ مهدی بازرگان قرار میگیرد، و چنین موجودی هر لباسی بر تن کند نمیتواند نگرش متحجرانة خود را پنهان دارد. کشف حجاب عبادی در فرنگستان دلیل بر این نیست که تفکر اجتماعی وی تغییر کرده. درعوض سخنان حاجیه عبادی شاهدی است براین مدعا که تحفة محفل نوبل قیاس به نفس کرده مخاطب را ابله میپندارد:
«انتخابات آنگونه که دولت قول داده بود آزاد و عادلانه برگزار نشد، در غیر اینصورت نتیجه با آنچه اعلام شد متفاوت بود.»
بله به زعم اربابان عبادی، در یک تئوکراسی میتوان «انتخابات» از نوع «آزاد» هم برگزار کرد. گویا انتخابات بر دو نوع است، «آزاد» و «اسیر»! و پس از سه دهه برگزاری «انتخابات آزاد» در جمکران اینبار «انتخابات اسیر» برگزار کردهاند، تا سیمای کریه جمکران نمایش مهوع «اعتراض به تقلب» را با شرکت موسوی و کروبی به صحنه آورد و ضمن «غصب» مشروعیت 85 درصدی برای حکومت توحش طالبان شیعیمسلک، پیرامون دو شایعة بیاساس «اجماع» نیز ایجاد کند! نخست اینکه حکومت اسلامی مورد تأئید اکثریت قریب به اتفاق ملت ایران است، دیگر اینکه اکثریت کذا میرحسین موسوی جلاد را به احمدینژاد ترجیح میدهند! چرا؟ چون دهههاست که گسترش خرافات مقدس، اسلامگرائی، مرگپرستی، خرابکاری، ترور و جنگافروزی منافع آنگلوساکسونها را به بهترین نحو ممکن تأمین میکند، و لندن و واشنگتن از این طعمة لذید دست برنمیدارند!
ما زندهایم
من، تو
ما نیستیم آنان
که مرگ را رویائی
[...] کردند
(منوچهر آتشی)
نسخة پیدیاف ـ اسکریبد
نسخة پیدیاف ـ آدردرایو
نسخة پیدیاف ـ مدیافایر
نسخة پیدیاف ـ داکستاک
نسخة پیدیاف ـ ایشیو
نسخة پیدیاف ـ فایل باکس
فیلترشکنهای جدید18اکتبر2009
facebookunblockproxy.cn
0ww.info
apoxy.info
twitteranyplace.com
browsetunnel.info
doww.org
0vv.info
magicalwarfare.info
81a.info
saferip.com
tuxcloak.info
anonymdude.info
startcloaked.info
bypassblocking.info
schoolproxysites.org
unblocked-gaia.info
inetfixer.com
supercloak.info
0rr.info
unblocked-43things.info
invisible.bz
proxiesunblock.com
phproxyurl.cn
bossofplay.info
4ll.info
hostmediator.com
81h.info
0nn.info
hidemefromschool.com
firstprivacy.info
unblockedfriendster.info
81b.info
6r6.info
tuxunhide.info
myproxy.me
mixingblogging.com
proxypenguin.info
bypassgmail.info
ncdhome.com
blockedbypass.info
2p2.info
7a7.info
myfreetunnel.com
matttwine.com
cloaktux.info
firsttry.info
inetmediator.com
bodyzip.co.uk
insuranceproxy.info
leonafans.com
Posted at 02:33 pm by nahid-roxan
Permalink
Saturday, October 17, 2009
«همه باید بدانند موضع جمهوری اسلامی [...] در عدم مذاكره با آمريكا و مقابله با آن براساس آنچه كه امام و رهبري گفته است همواره خواهد بود و اين سياست تغييرناپذير است. برخي ميخواهند عزت و اقتداري كه ايران به دست آورده خدشهدار كنند.»
با ایراد وقوقیة امروز علاوه بر مطالبات اربابان حکومت جمکران در غرب مشخص شد که «پیروان خط امام» به مرحلة نهائی مزدوری برای گاوچرانها گام نهادهاند. اینان چند مرحلة مشخص در کارنامة درخشان سیاسی خود دارند که هدف نهائی آن گسترش حضور نظامی آمریکا در منطقه است: ترور، بمبگذاری در اماکن عمومی، کودتای 22 بهمن، اشغال سفارت آمریکا، سازندگی، اصلاحات، و بالاخره مهرورزی، که با شعار «پاککردن» اسرائیل از نقشة جغرافیا کار خود را آغاز کرد.
حکومت اسلامی در راستای سیاست جنگطلبی اربابان آمریکائی و اسرائیلی خود از طریق توسل به آخوند کدیور و از زبان «منتظری» تلویحاً ادامة برنامة هستهای نظامی را توصیه میکند. البته در پوشش صلحطلبی و مخالفت با جنگ! وقتی میگوئیم دستاربندان جمکران سگهای زنجیری استعماراند، دلیل موجه داریم. نامة کدیور و فتوی حسینعلی منتظری، مورخ 22 مهرماه 1388 شاهدی است بر این مدعا. اکنون که بحران دستساز هستهای فروکش کرده، «پیروان خط امام» کشف کردهاند که اسرائیل «بشریت» را تهدید میکند! پیشتر دولت آمریکا در شیپور تهاجم نظامی میدمید و جمکران را تهدیدی برای بشریت میخواند، اینک دستاربندان جیرهخوارش در داخل و خارج مرزها برای تأمین منافع ارباب و تهدید اسرائیل، به «استفتاء» و «فتوی» متوسل شدهاند.
به عبارت دیگر، پروپاگاند استعماری «ارعاب»، جهت تحمیل شرایط ویژه بر ملت ایران که پیشتر دارودستة اکبر بهرمانی در غرب، به ویژه در «روز آنلاین» به نشخوار آن اشتغال داشتند اکنون به دلیل «شکوفائی» طاعون سبز، به صورت واژگون از زبان آخوند کدیور در خارج و حسینعلی منتظری در داخل مرزها شنیده میشود. چرا که گاوچرانها با توسل به دو دستاربند خودفروخته از ینگهدنیا به جمکران «پل» زدهاند. یک پایة پل کذا آخوند کدیور و پایة دیگر آن حسینعلیمنتظری است. جالب اینکه هر دو موجودیت و موقعیت سیاسی خود را مدیون سه دهه کشتار و سرکوب ملت ایراناند! بنابراین کاملاً طبیعی است که در راه تداوم این شرایط پربرکت، از هیچ پستی و فرومایگی فروگذار نکنند.
آخوند کدیور بر اساس دروغ و شایعات دستساز رسانههای غرب از منتظری پیرامون آنچه در ایران وجود ندارد، یعنی سلاح هستهای استفتاء میکند؛ منتظری هم برای دروغهای کدیور در مورد سلاحهای «فرضی» فتوی میصدورد و قطعنامة اخیر شورای امنیت را به زیر سئوال میبرد! این صحنه اگر چه «سوررئالیست» مینماید، اشتباه نکنیم، کاملاً واقعیت دارد. مگر نمایش یک شیشة حاوی پودر سفیدرنگ در دستهای جنایتکار کالینپاول، که زمینه ساز تهاجم نظامی به عراق شد صحنهسازی نبود؟ چرا! شایعة وجود سلاحهای کشتار جمعی در کشور عراق دروغ محض بود، ولی با اتکا بر همین دروغ بیشرمانه، آنگلوساکسونهای دو سوی آتلانتیک کشور عراق را به ویرانه تبدیل کردند. و اینروزها آخوند کدیور «فرمان» دریافت کرده که از منتظری مفلوک برای «تهاجم نظامی به اسرائیل» فتوی بگیرد. چرا که روسپیهای سیاسی پیرو «منطقعلوی» یعنی «کل حکومت آبمنگلها» بدون جنگ و بحران قادر به ادامة حیات ننگینشان نیستند. اینان نخست یک بحران کاذب در داخل پیرامون «تقلب» به راه انداختند تا بتوانند با تکیه بر آن پیرامون یک بحران کاذب دیگر، برای حضور نظامی آمریکا در کشورمان زمینه سازی کنند. بحران اول را میرحسین موسوی و احمدینژاد دامن میزنند، بحران دوم را هم حسینعلی منتظری و آخوند کدیور. حلقة رابط میان ایندو گروه مزدور هم محمد خاتمی است.
زوج «کدیورـ منتظری»، برای گرم نگاهداشتن بازار جنگ در منطقه و گسترش آن به ایران به «منطق علوی»، یعنی نوکری برای گاوچرانها از طریق ارعاب ملت ایران و شاخ و شانه کشیدن «نمایشی» برای اسرائیل مشغول شده. این تحرکات خائنانه در شرایطی صورت میگیرد که ارتش ناتو در آستانة عقبنشینی از منطقه و بازنگری در سیاستهای «جنگ سرد» قرار گرفته. تنها راه جبران این شکست «بازتولید» سناریوی تهاجم نظامی به عراق در مورد اسرائیل است که تمام منطقه را به کام جنگ فرو میافکند. و کارفرمایان باهوش حکومت جمکران برای تحقق این جنگ تمام عیار خودفروختهتر از آخوند منتظری و پیروان خط امام نخواهند یافت.
کارفرمایان پیروان خط توحش امام در ینگه دنیا زرنگ و بلا شدهاند! اینان میخواهند شکست سیاستشان برای تجهیز گورکنها به سلاح اتمی را به ابزار «توجیه» تهاجم نظامی گورکنها به اسرائیل، جهت اشغال نظامی ایران تبدیل کنند و به این ترتیب «پیروزی» خط امام را در سواحل خزر جشن بگیرند، البته دست در دست خاتمی، میرحسین موسوی و فقیه عالیقدر! برای تحقق این سناریوی پر خیر و برکت آخوند کدیور که هنگام احداث مرکز اتمی نطنز در دوران محمد خاتمی خفقان مرگ گرفته بود، در مورد سلاح هستهای، از حسینعلی منتظری استفتاء کرده و منتظری منفور هم با تکیه بر دروغهای بیشرمانة کدیور فتوی میدهد که، همة کشورها باید خلع سلاح هستهای شوند. البته روی سخن گورکنها با روسیه است! اینان با تهدید اسرائیل و حفظ بحران هستهای از ارباب برای دخالت نظامی در ایران دعوت به عمل میآورند. این است «خط امام»: زمینه سازی برای گسترش حضور نظامی آمریکا در منطقه. روز گذشته حسینعلی منتظری خائن، با صدور «فتوی» همین سیاست را مورد تأئید قرار داد. البته فتوی منتظری، در واقع اعتراض رسمی به قطعنامة اخیر شورای امنیت است که از همة کشورهائی که پیمان منع گسترش سلاح هستهای را امضاء نکردهاند خواستار پیوستن به «ان. پی. تی» شده.
باری آخوند کدیور یک «ایمیل» سراپا تعارف و تملق و دروغ برای منتظری ارسال کرده که «منافع ملی» حفظ شود. البته کدیور نمیگوید برای منافع ملی کدام کشور نگران شده، که همچون محمد مصدق و آخوند کاشانی خیانتکار به یاد منافع ملی ایران افتاده. مزدوران استعمار همواره با شعار عوامفریب «حفظ منافع ملی» به این منافع خیانت کردهاند. بعد هم به «آزادی» و «استقلال» چنگ زدند تا منافع غرب را در کمال آزادی و استقلال تأمین کنند. خلاصه شیوة کار نوکران استعمار شناخته شده است: واژگون نمائی و پوچپردازی. آخوند کدیور هم از این روند مستثنی نیست. وی ادعا کرده «استقلال» کشور در خطر است.
میدانیم که استقلال کذا در واقع استقلال آبمنگلها در راه خدمت به آمریکا و شرکاء است، در غیراینصورت حکومتی که ذخائر ارزیاش در بانکهای غرب انباشته شده، فقط روی کاغذ «استقلال» دارد. گویا کدیور این نکتة پیشپاافتاده را فراموش کرده که ضمن مزخرفبافیهای رایج ادعا میکند، در ایران «آزادی» هم وجود داشته! البته هدف از چرندبافیهای کدیور این است که بر طبل جنگ با اسرائیل بکوبد چون اهرم پیشبرد سیاست آمریکا در منطقه «نبرد» دروغین امام سیزدهم با اربابان در اسرائیل و آمریکا بود، و امروز این اهرم جادوئی دیگر زنگ زده! در نتیجه تکیهگاه پیروان خط امام، یعنی همان نوکران «مستقل» و «ضدامپریالیست» آمریکا متزلزل شده. روشنتر بگوئیم، آب در لانة مورچگان افتاده و پریشانگوئی میکنند.
کدیور با تکیه بر منطق بلاهت و با توسل به مغلطه میگوید، حکومتی که به شهروندان خود دروغ میگوید در مناسبات بینالمللی قابل اعتماد نیست. البته در اینکه آخوند جماعت ابله و بیشعور و شیاد است تردید نداریم، به دلیل همین بلاهت است که آخوندجماعت مخاطب را نیز ابله میانگارد. کدیور پیش از طرح چنین پرسشهای ابلهانهای بهتر است بداند که در یک تئوکراسی اصولاً «شهروند» وجود خارجی ندارد! سپس نگاهی به اوضاع در ینگه دنیا و اروپای غربی بیاندازد تا ببیند آنها که جهت توجیه تهاجم نظامی به افغانستان و عراق نه تنها به دروغ که به جنایت نیز متوسل شدند در جمکران حکومت نمیکنند. البته ما انتظار نداریم امثال کدیور جنایات ارباب را ببینند، چرا که سگهای هار استعمار هرگز ولینعمت خود را تخطئه نخواهند کرد. به همین دلیل است که «پیروان خط امام» و «اسلام ناب» همچون آخوند کدیور اکثراً در ینگهدنیا اقامت دارند!
باری کدیور در تاریخ 6 مهرماه 1388 برای منتظری نامه نوشته و در آن بیشرمانه ادعا کرده که پیش از احمدینژاد نظامیان هرگز در سیاست دخالت نکردهاند، و اینکه قوانین حکومت جمکران آزادی و حقوق شهروندی را به رسمیت میشناسد و اکثر شهروندان طرفدار میرحسینموسویاند و مهملاتی از این دست. ولی «پیام» اصلی نامة کدیور این است که اسرائیل «تهدید بالفعل» برای بشریت محسوب میشود، و باید سلاحهای کشتار جمعی خود را نابود کند. در واقع آخوند کدیور میگوید، بحران هستهای باید همچنان ادامه یابد تا ما بمبمان را ازدستهای ارباب دریافت کنیم و اسرائیل این «خطر بالفعل» را با توسل به سلاح هستهای نابود کنیم، همانطور که آمریکا برای جلوگیری از تداوم جنگ در ژاپن به سلاح هستهای متوسل شد. البته این داستان در ذهن علیل کدیور ساخته شده، چرا که بمباران هیروشیما و ناکازاکی «هشدار» به شوروی سابق بود. بگذریم و بازگردیم به روی دیگر سکة «نبرد با اسرائیل» که در وقوقیة این هفته توسط آخوند جنتی مطرح شده.
جنتی امروز با تأکید بر اینکه «خط امام و ولایت زنده» است، به میرحسینموسوی و دیگر پادوهای استعمار اطمینان میدهد که سرکوب ملت ایران با شعار «نبرد با آمریکا» و «نبرد با اسرائیل» همچنان ادامه خواهد یافت تا این عزیزان نگران نباشند! البته جنتی ادعا میکند که «آن جناح» طرفدار آمریکا و اسرائیل است تا «این جناح» را مخالف آمریکا جلوه دهد، حال آنکه هر دو جناح آبمنگلها افتخار نوکری آمریکا را دارند. آخوند جنتی همچنین ادعا کرده که «آمریکا نگران عدم رعایت حقوق بشر در ایران» است و فرستادة آمریکا در ژنو، یعنی ویلیام برنز، با سعید جلیلی در این مورد گفتگو کرده و سعید جلیلی هم پاسخ دندانشکنی به او داده که سرافکنده شده! این پروپاگاند ابلهانه از یکسو تصویر دلپذیر از ارباب ارائه میدهد و او را به دروغ مدافع حقوقبشر معرفی میکند، و از سوی دیگر «نوکرانش» را در هالهای از ابهت و درایت فرو میبرد. حال آنکه نه آمریکا مدافع حقوق بشر است، و نه نوکراناش جرأت میکنند در برابر ارباب از این بلبلزبانیها کنند. روابط همچنانکه پیشتر هم گفتهایم رابطة کارفرما و کارگر است. کافی است نگاهی به روابط گاوچرانها با متحدان اروپائیشان داشته باشیم!
در ضمن با شناختی که از ویلیام برنز داریم، اطمینان میدهیم که اگر سخنی از «بشر» به زبان آورده حتماً برای به سیخ کشیدن و کباب کردن بشر کذا بوده! به احتمال زیاد مستر برنز احساس گرسنگی میکردند و از آنجا که جلیلی هم مثل خودش آدمخوار است از او پرسیده، تکة دندانگیری یا «غذای باب دندانی» دم دست دارد یا نه؟ جلیلی هم خوراک مفصلی در شهر رمادی برای آنحضرت تهیه کرد به طوریکه روز 13 اکتبر در مسکو رضایت در چشمان شهلای ویلیام برنز موج میزد. ایشان که همیشه سوگوار و غمزده به نظر میرسند و اکثر اوقات همچون عزاداران حسینی سیاهپوش هم تشریف دارند، آنروز لباس خاکستری پوشیده، خندة مفصلی کردند، و با اینکار همه را هم متعجب نمودند، بگذریم. جنتی میگوید فرستادة آمریکا چندبار خواهان گفتگوی خصوصی با جلیلی شد اما جلیلی نپذیرفت و گفت هر چه هست در برابر جمع بگوئید!
میدانیم که گورکنها به دلیل گوسفندیاتشان «جمعگرا» و گلهپرستاند. همچنین میدانیم که خروج از گله برای گوسفند ایجاد ترس و دلهره میکند به ویژه که ویلیام برنز گرگ بدجنسی است و هزاران گوسفند را تاکنون از راه راست منحرف کرده، و خلاصه قصد فریب جلیلی را هم داشته. باری از ویلیام اصرار و از جلیلی انکار تا اینکه ویلیام به زور صندلیاش را به صندلی جلیلی میچسباند و در گوش ایشان نغمة عشق و دلدادگی زمزمه میکند و جلیلی هم با شهامت و جسارت به دفاع از نوامیس اسلام برمیخیزد:
«سه مرتبه نمايندة آمريكا به آقاي جليلي پيام ميدهد كه ميخواهم با شما ملاقات كنم، ایشان هم قبول نميكند [...] پس از پايان جلسه نمايندة آمريكا خود كنار صندلي آقاي جليلي مينشيند.[...] در اين گفتوگو [...] نمایندة آمريكا میگوید راجع به [حقوق بشر] در ایران مسائلی هست. جلیلی هم ميگويد [...] گويا در آمريكا شكنجه وجود داشته [نمایندة آمریکا] سرش را زير مياندازد و ديگر حرف نميزند.»
البته ما نمیدانیم ویلیام برنز چگونه «کنار صندلی جلیلی» نشسته، ولی باید اذعان داشت که خوشبختانه عزت و اقتدار اسلام در ژنو البته در وقوقیة امروز حفظ شد. و امروز هم جهانیان دریافتند در افغانستان نیز عزت و اقتدار اسلام خدشهدار نشده! حمید کرزای باید به دور دوم انتخابات برود و به احتمال زیاد شرشان را کم خواهند کرد و خاتمی تنها میماند. باری آخوند جنتی فرموده، «آرامش باید حفظ شود و مردم کار خودشان را بکنند»، کار «مردم» در حکومت جمکران چیست؟ تظاهرات و عربدهجوئی برای تداوم حکومت نکبت و ادبار اسلامی:
«انقلاب ما در اعماق جان مردم ریشه دارد [...] مساله عقیده و دین است. هر اقدامی كه بخواهد در خلاف مسیر مردم و ولایت باشد محكوم به شكست است [...] آنها بیخود به خود وعده ندهند، خط امام و ولايت زنده است»
ایشان حق دارند، انقلابشان در اعماق جان «مردم»، یعنی همان اوباشالله ساواک ریشه دارد، و خط امام و ولايتشان هم به ویژه در رادیو بیبیسی و رادیوفردا «زنده» است. ولی به آخوند جنتی، «مردم» و پیروان خط امامشان یادآوری میکنیم کشور ایران متعلق به ملت ایران است، نه به «مردم»، نه به «دین» و نه به «ولایت» ساخته و پرداختة سازمان سیا!
همه باید بدانند موضع جمهوری اسلامی [...] در مزدوری برای آمريكا و مقابله با ملت ایران براساس آنچه كه امام و رهبري گفته است همواره خواهد بود و اين سياست تغييرناپذير است. برخي ميخواهند عزت و اقتداري كه غرب به دست آورده خدشهدار كنند. انقلاب ما در اعماق جان آمریکا و شرکاء ریشه دارد [...] مساله عقیده و دین است. هر اقدامی كه بخواهد در خلاف مسیر آمریکا مردم و ولایت باشد محكوم به شكست است [...] آنها بیخود به خود وعده ندهند، خط امام و ولايت در آمریکا همچنان زنده است.
نسخة پیدیاف ـ اسکریبد
نسخة پیدیاف ـ آدردرایو
نسخة پیدیاف ـ مدیافایر
نسخة پیدیاف ـ داکستاک
نسخة پیدیاف ـ ایشیو
نسخة پیدیاف ـ فایل باکس
فیلترشکنهای جدید17اکتبر2009
safeanon.info
bingong.co.cc
setmemes.co.cc
thebesttunnel.co.cc
topbits.com
4usprox.info
pr0xy-sch00l-surf.co.cc
echo98.co.cc
surf-web-safe.info
open80.co.cc
3usprox.info
pr0xysurf-online.info
studentprivacy.co.cc
2usprox.info
securesecret.info
schoolhiderz.co.cc
unblockade.co.cc
pr0xy-web.info
browsingproxy.co.cc
onlinefreedom.co.cc
1usprox.info
69boxes.co.cc
eventthere.co.cc
jaamia.co.cc
photodesks.co.cc
90balloons.co.cc
simple30.co.cc
type51.co.cc
tuneupspeed.co.cc
bypass.stream19.com
10buckets.co.cc
hackwebfilter.co.cc
5usprox.info
tunnelspot.co.cc
proxypenguin.co.cc
tunnel2009.co.cc
blink93.co.cc
unblockingthenet.co.cc
remotearea.co.cc
ourmemes.co.cc
uksurf.info
gaxa.co.cc
filtonga.co.cc
tunnelingme.co.cc
11squares.co.cc
wonderfulsurf.co.cc
freeunblocksite.co.cc
blockedbypass.info
pr0xy-surfing.info
websurfers.info
Posted at 02:04 pm by nahid-roxan
Permalink
Friday, October 16, 2009
هیچ صحرائی اینگونه سترون آیا
خواب دیده است کسی؟
الگوسازی با خانوادة بسیار «شرافتمند» کلهر هدف پروپاگاندی است که جهت تخریب انسان از طریق گسترش تحقیر، دروغ و ابتذال در رسانههای جمکران و رادیو «همبونههای پر از چرک و کثافت و مرض» به راه افتاده. پیش از پرداختن به محورهای این پروپاگاند استحماری در تأکید مطالب وبلاگ «شنا درشنزار» تکرار میکنیم «ابراز نگرانی» محافل و شخصیتهای غربی برای زندانیان در واقع چراغ سبز به حکومت جمکران جهت اعدام اینان است. فریب اشک تمساح را نخوریم، یک تلفن از سوی «غلام سفارت» به قوة قضائیه جمکران برای ممانعت از اعدام زندانیان کفایت میکند.
جنجال و هیاهوی غربیهای حقوقبشر فروش، و ابراز نگرانی دروغینشان از «اعدام» و «شکنجه» برای رساندن دو پیام مشخص به ملت ایران است. نخست اینکه «غرب» طرفدار حقوق بشر و مخالف اعدام و شکنجه در ایران است، اما به دلیل «استقلال» و «عزت» حکومت اسلامی نقطهنظرهای غرب در ایران نادیده گرفته میشود. در گام بعدی این پروپاگاند مزورانه چنین القاء میکند که دولت جمکران همچنان به سرکوب شما ملت و اعدام و شکنجة زندانیان ادامه میدهد، و از دست غرب هم کاری برنمیآید. بله غربیها با انتشار این دروغهای شاخدار قصد دارند به ما بباورانند که حکومت توحش جمکران که نان خود را از دست بانکهای غرب دریافت میکند در برابر اربابان خود به گردنکشی پرداخته و هر چه به او میگویند لج میکند و عکس آنرا انجام میدهد! به ویژه در قوة قضائیه جمکران که «استقلال» و «آزادی» بیداد میکند! به همین دلیل است که روسای قوة کذا همه از سابقة «خوش» خدمت به ارباب در نجف و کربلا برخوردارند. در واقع قوة قضائیه، همچون قوة مقننه و قوة مجریه تحت نظارت مستقیم کارخانة رجالهپروری انجام وظیفه میکند، که «شریک» گاوچرانها در سازمان ناتو است. روز گذشته این شریک وفادار برای اعزام 500 نظامی دیگر به افغانستان موافقت خود را اعلام داشت. البته نه برای مبارزه با طالبان، که برای حفاظت از اینان و دفاع از 100 میلیارد دلار درآمد سالانه از فروش مواد مخدری که در افغانستان تولید میشود و کمتر از صد میلیون دلار آن در سال به طالبان تعلق میگیرد!
طالبان نیز به نوبة خود از اسلام ناب محمدی دفاع میکنند. به عنوان نمونه اینان وظیفه دارند مراقب باشند حجاب زنان رعایت شود، مدارس دخترانه، مدارس مختلط و مراکز تفریح با بمب منفجر شود و ... و خلاصه طالبان تحت نظارت ارتش ناتو باید مراقب «فرهنگ» و «هویت اسلامی» افغانستان باشند، کاری هم نکنند که فراهم آوردن وسائل کار و کسب و تحصیل و ارتقاء فرهنگ و غیره برای غربیها خرجتراشی کند. بله اگر طالبان نباشند، نه تنها «اسلام خوب» و «عدالت علوی» و غیره خدشهدار میشود و آیات عظام نمیتوانند از «بیوتشان» با پای برهنه راهی «حرم مطهر» شوند، که غربیها نیز مجبور خواهند شد، جهت رفاه و آسایش مردم در مناطق اشغالی از جیب مایه بگذارند. میدانیم که این یکی دیگر خیلی بد است! اگر کار مثبتی در ممالک مبتلا به طاعون اسلام انجام شود دیگر دست مسئولین مفلوک حنازرچوبه که مزخرفات نرگسکلهر و دیگر آخوندهای مونث و مذکر را «بازتولید» میکنند، برای انتشار «خبر» در کاسة حنا میماند.
یک روز
در هرم آفتاب کدامین تموز
موم تو آب خواهد گردید
ای روسپی عجوز؟
آری! اگر استعمار غرب نباشد، طالبان هم نخواهد بود، بازار ابتذال، حماقت، خشونت و سفلهپروری و دروغ و به ویژه پدرسوختگی و وقاحت و دینفروشی نیز کساد خواهد شد. به عنوان نمونه تشکل سرکوبگر انجمن اسلامی که خود را با «ادبیات» اوباش حزبالله به گزافه «دمکراسیخواه» هم میداند دیگر نخواهد توانست با صدوریدن یک بیانیة ابلهپسند در سایت حاجاکبر در تبعید، ضمن پیوند گوز به شقیقه و تکرار ترهات محمد ملکی و تبلیغ مقدسات دین ادعا کند، «5 ماه از مرگ جمهوری میگذرد»! این بیانیة گوساله پسند چنین القاء میکند که در جمکران تا خردادماه 1388 «جمهوری» هم وجود داشته! همچنانکه گفتیم فعلة فاشیسم میپندارد موجودیت «جمهور» نیز همچون بیبیگوزکهای ادیان مسئلهای «اسطورهای» است. اگر ساواک افسار حضرات را کمی شل کند، بزودی یک جمهوری هم در «صدر اسلام» اختراع کرده، سپس توسط «متفکرانشان» آنرا کشف خواهند کرد.
دیدیم که حاجیه عبادی و بنیصدر در قرآن «حقوقبشر» و «دمکراسی» را اختراع و سپس کشف کردند، از فرنگیها هم «جایزه» گرفتند. این جوایز اهدائی محافل فاشیسم بینالملل معجزات فراوان دارد. به محض اینکه جایزه به دست دریافت کننده داده میشود او را دچار یک دگردیسی همه جانبه میکند. نیازی به توضیح نیست که بگوئیم معجزات نوبل از معجزات جوایز دیگر شگفتانگیزتر است. همچنانکه در مورد حاجیه عبادی شاهد بودیم به فاصلة چند ساعت یک زن عامی و کمسواد در همة امور صاحبنظر شد، حقوقدان بزرگ، ادیب و نویسنده هم از آب درآمد. البته فقط مسائلی را بر زبان میراند که برایش مینوشتند! مسائلی که در راستای منافع تفنگفروشهای طالبانپرور قرار میگرفت. چرا راه دور برویم، همین برندة خوشبخت نوبل ادبیات امسال، «هرتا مولر»، ناگهان کشف کرد که در ایران «جنایتکارانی که باید به زندان بیفتند، دیگران را زندانی میکنند و به قتل میرسانند!» «هرتا مولر» این کشف بزرگ خود را با هفته نامة «دیتسایت» در میان گذاشته و ترجمة آن در سایت «رادیو آلمان» انتشار یافته.
«دیتسایت» در ردة کاغذپارههای شیفتة «تکثردینی» و «مردمسالاری دینی» به ویژه در ایران است. روشنتر بگوئیم از استقرار دمکراسی در منطقه هیچ خوشش نمیآید. باری خانم مولر هم سعی کردهاند در مصاحبه با هفته نامة کذا فقط از دیکتاتوری کمونیستها انتقاد کنند و در مورد هیتلر دوست داشتنی و عزیز و نازنازی سکوت کرده چنین وانمود فرمایند که از فاشیسم هیچ نمیدانند! خانم مولر با «ترور کمونیستی در تاریخ» که هنوز «درک نشده» خیلی، خیلی مخالفت دارند. میدانیم که دو نوع ترور وجود دارد، ترور «خوب»، که توسط فاشیسم اعمال میشود و «ترور بد» که توسط استالینسیتها صورت میگرفت. هرتا مولر، به هفتهنامة کذا گفته «دیکتاتوری» و نابودی «برنامهریزی شدة فرد» موضوع اصلی کارهایاش را تشکیل میدهد. مسلم بدانیم هرتا مولر هرگز از جنایات آمریکا در عراق، افغانستان و به ویژه در ایران انتقاد نخواهد کرد و «کمیسیون آمریکائی آزادی بینالمللی مذهب» از نظر او یک تشکل فاشیست و انسانستیز به شمار نمیرود، چرا که آمریکائی است. حضور خانم هرتا مولر، که به دلیل دریافت جایزة کذا کمی دور برداشتهاند عرض کنیم، 14000 متقاضی پناهندگی به آلمان بزودی به مقصد کوسوو اخراج میشوند، چرا که «نژاد و مذهبشان» با خانم مولر متفاوت است. همچنین در ایالات متحد، یک دانشجوی هندی به دلیل ابراز عقاید ضد جرج بوش روی شبکة مجازی زندانی شده، و نهایتاً اینکه برندة نوبل ادبیات، ملت ایران را با اوباش سبزپوش هوادار میرحسین موسوی اشتباه گرفتهاند. ما ملت هیچ نیازی به ابراز همدردی امثال ایشان نداریم. اگر خیلی با دیکتاتوری مخالفاید و به آزادیهای فردی هم عشق میورزید، از دمکراسیهای غرب و دینفروشان مدعی دفاع از حقوق بشر بخواهید به حمایت از طالبان و دینپروران در کل منطقه از جمله در ایران پایان دهند. البته اگر چنین جسارتی از خود نشان دادید و جایزة «مامانیتان» را پس گرفتند ما مسئول نیستیم!
یکی از محافل مدافع دینپروری همین «کمیسیون آمریکائی آزادی بینالمللی مذهب» است. این کمیسیون به هیلاری کلینتون نامه نوشته و از او درخواست کرده، در اروپا و آمریکا دارائیهای هر مقام ایرانی که «آزادی مذهب» را نقض میکند مسدود شود! میبینیم که حساب بانکی گورکنها در کدام کشورهاست! و شاهدیم که هیچ گروهی در غرب خواهان استقرار دمکراسی در ایران نمیشود. چرا که اگر در ایران یک نظام دمکراتیک حاکم شود به طریق اولی «آزادی مذاهب» نیز تأمین خواهد شد. ولی چنین شرایطی نان فاشیستها را در ینگه دنیا آجر میکند. به همین دلیل کمیسیون کذا به هیلاری کلینتون مینویسد، روز 19 اکتبر که دور دوم مذاکرات هستهای آغاز میشود، از گورکنها بخواهد حقوق اقلیتهای مذهبی را رعایت کنند!
سادهتر بگوئیم کمیسیون کذا تلویحاً خواستار تداوم سرکوب اکثریت ملت ایران است، چرا که این اکثریت بخت برگشته از بد روزگار مسلمان به دنیا آمده و طبق فتوی حسینعلی منتظری، مدافع سرسخت سرکوب اسلامی، حق خروج از دین «کامل» اسلام را هم ندارد! در نتیجه کمیسیون کذا با حمایت از سرکوب ملت ایران یک گل دیگر به جمال «آزادیطلبیهای» فرضی خود نیز میزند و خلقالله را یکبار دیگر حسابی خر میکند! بر اساس پیشنهاد «حکیمانة» کمیسیون کذا دولت جمکران حق دارد همچنان به سرکوب ملت ایران ادامه دهد. مطالبات سرکوبگرانة این کمیسیون در قالب دفاع از حقوق دراویش و بهائیان و غیره مطرح میشود، و خلاصه تمام معیارهای گوسالهفریبی بخوبی در آن رعایت شده:
«نامة کميسيون میگويد آمريکا بايستی پافشاری کند تا ايران به تعهدات بينالمللی خود در زمينة آزادی مذهب عمل کند. کميسيون میگويد دولت ايران اقليتهای مذهبی از جمله بهائيان، دراويش، يهوديان و مسيحيان را سرکوب میکند.»
خوشبختانه، تمام حقوق اکثریت «مسلمان» در ایران مطابق احکام توحش شریعت رعایت میشود و کمیسیون مذکور از این بابت هیچ نگرانی ندارد! همانطور که در وبلاگ «شنا در شنزار» گفتیم بر اساس تبلیغات صدای آمریکا، مدافعان حقوق بشر «خدانشناس» به شمار میروند، از اینرو متن تقاضای بیشرمانة این کمیسیون میبایست در سایت صدای آمریکا منعکس میشد که در تاریخ 14 اکتبر 2009 چنین شد! چرا که اعتقادات این کمیسیون انسانستیز در راستای همان مهملاتی قرار میگیرد که اینان از زبان قاتل بهنود شجاعی پخش کردهاند. همچنانکه گفتیم فرمان سرکوب ملت ایران به صورت واژگونه و در قالب «ابراز نگرانی» از طرف رسانههای غربی صادر میشود. حکومت اسلامی تمامی الگوهای سرکوب ملت ایران را از دست ارباباناش در اروپا و آمریکا دریافت میکند.
«پیک ایران»، مورخ 23 مهرماه 1388، در خبری با کد 7927 مینویسد طبیبزاده نوری، رئيس مركز امور زنان و خانواده در نهاد رياستجمهوري در پاسخ به منتقدین گشايش بوستانهاي زنانه گفته، در انگلستان هم برای زنان مسلمان از این پارکها ایجاد شده! این سخنان «شیوا» به صراحت نشان میدهد که گسترش توحش و تشویق روابط حرمسرائی از کجا سازماندهی میشود و کدام سیاستها آنرا اداره میکنند. در هر حال انگلستان که فرضاً جهت مبارزه با طالبان، و در واقع برای حفظ 100 میلیارد دلار درآمد سالانة کذا به جانفشانی در افغانستان مشغول است، در این کشور یک بازار زنانه هم گشوده و اطمینان داریم که بزودی گورکنها به تقلید از اربابانشان همین «ابتکار دینی» را به خرج خواهند داد. بگذریم و بازگردیم به «الگوسازی» با توسل به هیاهوی خانوادة کلهر.
پیشتر در وبلاگ «نرگسینژاد» گفتیم که مهرنیوز و حنازرچوبه با توسل به درخواست پناهندگی نرگس کلهر از آلمان، «ترک کشور» را در ترادف با «آزادی» قرار داده، و از زبان نرگس، «مخالفان حکومت» را «داوطلب مرگ» و نابودی معرفی میکنند. در ایندو رسانه، نرگس کلهر و پدرش به پیروی از «امر به معروف» یکدیگر را نصیحت میکردند و ... در پی این تبلیغات نفرتانگیز شعرای برونمرزی جمکران هم با جاسازی چند واژةه الکن در سرودههای مولوی به استقبال «شهادت» شتافتند، بگذریم! سایت پیک ایران با کد خبر[ 7900] به نقل از مهرنیوز «پاسخ» همسرکلهر، مشاور رسانهای احمدی نژاد را منتشر کرده و خلاصه اگر مجموعة سخنان «سه کلهران» یعنی نرگس و پدرو مادرش را در کنار یکدیگر بگذاریم به «الگوی خانواده» در جمکران دست خواهیم یافت: دختر، داوطلب مرگ است؛ پدر، نمونه و «درستکار» بوده؛ و به گفتة همسرشان یکسال است نقش «مهدیغایب» ایفا میکنند!
با توجه به متن پاسخ معصومه طاهری موسوی، مهدی غایب و دخترش دروغگو هم از آب درآمدهاند! تردید نکنیم که «پاسخ» کذا هم دستپخت ساواک مفلوک جمکران و پروپاگاندی است برای تنزل جایگاه زن به مقام والای کنیز و برده. البته کنیز و بردهای ظاهراً مرفه و تحصیلکرده که با همة کژرفتاریهای همسرش میسازد، از او پرستاری میکند، و خلاصه یک زن به تمام معنا از خودگذشته است! فقط معلوم نیست این موجود از خود گذشته و «آکادمیک» و اهل علم و فرهنگ به چه دلیل مسائل خصوصی و خانوادگی خود را اینچنین رسانهای میکند. البته ما هدف از این تحرکات مزورانه را تخریب حریم خصوصی روابط خانوادگی، ارائة تصویر لاابالی و دروغگو از مرد، و ارائة چهرة «زن خوب و فرمانبر پارسا» از همسر چنین موجود مهوعی به شمار میآوریم. نام این زن نمونه از قضای روزگار جهان اسلام را تداعی میکند: معصومه طاهری موسوی، همسر مهدی شهیدی کلهری!
معصومه طاهری میگوید، در مهرماه سال 1353 با مهدی کلهر ازدواج کرده، 22 سال است در صدا و سیما به خدمت اشتغال دارد، در سال 1384 دکتری گرفته و اهل سیاست نیست! با توجه به سن و سال تقریبی نرگس که بین 25 تا 27 سال گزارش شده، میتوانیم بگوئیم که «مادر نمونه» چندسال پس از تولد نرگس خدمت و تحصیل در صداوسیما را آغاز کرده! جائی که به گفتة او هیچ چیز از چشم تیزبین مسئولاناش پنهان نمیماند. خلاصه مخالفین حکومت نکبت و ادبار باید حواسشان را جمع کنند و بدانند در سازمان کذا یک خداوند آگاه بر همة اسرار نشسته و از گرایش سیاسی همة «کارمندان ـ بندگان» آگاه است.
مادرنمونه به موازات رو کردن دست مهدی غایب، همسر دروغگوی خود و تأکید دوباره بر «تیزبینی» مسئولان صداوسیما پز مفصلی هم از تحصیلات و مقالات و پژوهشهای علمی و جوایز دریافتیاز «وزیر ارشاد» و رسالات و مشاغل خود به مخاطب ارائه کرده، متذکر میشود که یک نسخه از رسالة دکتری خود را برای مهروزری ارسال فرموده و جشن ازدواج دو دخترشان، «شفق و سحر» هم در باشگاه ریاست جمهوری برگزار شده!
ایشان با اینهمه مشاغل و مسئولیتهای آکادمیک از سال 1386، پس از جراحی مهدی کلهر در بیمارستان به «انجام وظیفه»و مراقبت و کمک و پرستاری از همسر نمونه نیز مشغول بودهاند و همة وزرا و مقامات که به عیادت مهدی آمدند شاهد بودند که زینب زمان هم پژوهش میکرده، هم تدریس و هم پرستاری! و خلاصه پس از عمل جراحی گویا مهدی هم «غیب» میشود.
معصومه کلهر تأکید میکند که هرگز خارج از کشور اقامت نداشته، آقای کلهر ماهی 100 هزارتومان به نرگس میداده و ایشان سه برابر این مبلغ را به دخترشان پرداخت میکردند و سوابقشان در سازمان صداوسیما و موسسة آموزشی کمالالملک نوشهر موجود است. در پایان معصومه کلهر هم «امر به معروف» کذا را آغاز میکند و به آقای کلهر میگوید، من که به شهادت همة آشنایان مدافع و حامی سرسخت تو بودم، تو هم باید الگوی مثبت و شاخصی برای دیگران باشی و هرگز از «حقایق» دور نشوی و تلخی موقت قبول اشتباه را با شیرینی زودگذر «معامله» نکنی. بله زندگی گذراست و «حقایق» ابدی است که در بیانیههای ساواک همواره به واقعیات میچسبند!
«به هیچ توجیه و دلیلی خود را از واقعیات و حقایق دور نکنند، و تلخی موقت قبول اشتباه را هرگز با شیرینی اگر چه گذرا لکن کاذب معامله نفرمایند.»
آری! با این سخنان شیوا و آخوندی باز هم میرسیم به ادبیات مرگمحور، امربهمعروف و نهیازمنکر، افتخارات، زن فرهیخته، پرستار فداکار، و همسر مدافع و حامی شوهر شیاد و بیمسئولیتی که یکسال است درترادف با «امام غایب» شیعیان قرار گرفته! این سریال گویا ادامه خواهد داشت و سازمان تبلیغات اسلامی بزودی پاسخ خداپسندانهای از طرف مهدی کلهر جهت انتشار در اختیار مهرنیوز خواهد گذارد. احتمالاً دیگر افراد خانواده و آشنایان هم در این مراسم مهوع و مبتذل شرکت خواهند کرد. پس بهتر است به همة بازیگران این نمایشات بگوئیم، مهدی کلهر و دخترش به گواهی نامة مذکور هر دو دروغ گفتهاند! و ما تردید نداریم که معصومه طاهری از هر دو اینان دروغگوتر است، چرا که در غیراینصورت نمیتوانست شریک زندگی و حامی و مدافع یک شیاد و اوباش باشد و یک دختر دروغگو، مثل یک دستهگل هم به جهان اسلام تقدیم کند! خلاصه کنیم خانوادة کلهر تجلی آخوندهای شیعیمسلک جمکراناند، زاهدنما و ظاهراً از دنیا گذشته، ولی دروغگو و شیاد.
من این عفونت را
به آب همهمه خواهم شست؛
که واژههای من از دریا
میآیند
(شفیعی کدکنی)
نسخة پیدیاف ـ اسکریبد
نسخة پیدیاف ـ آدردرایو
نسخة پیدیاف ـ مدیافایر
نسخة پیدیاف ـ داکستاک
نسخة پیدیاف ـ ایشیو
نسخة پیدیاف ـ فایل باکس
فیلترشکنهای جدید16اکتبر2009
bypassfiltering.info
captainspock.info
mustget.info
proxiesunblock.com
bodyzip.co.uk
trickthem.info
newhere.info
facebookunblockproxy.cn
actthere.info
supercloak.info
likehide.info
addthere.info
superprivacy.info
magicalwarfare.info
inetfixer.com
invisible.bz
stayinschool.info
actyou.info
bypassgmail.info
firstmove.info
browsetunnel.info
123school.info
newhunts.info
schoolproxysites.org
justcome.info
startcloaked.info
mustuse.info
matttwine.com
newlooks.info
justhunt.info
covertrail.info
hostmediator.com
safefum.info
newcloaks.info
facebookbypass.cn
myproxy.me
firtstlook.info
mustseek.info
newseeks.info
saferip.com
newprivacy.info
mustcloak.info
likesome.info
firstprivacy.info
addus.info
inetmediator.com
jugadi.info
likecloaks.info
facebookproxyserver.cn
myfreetunnel.com
Posted at 03:39 pm by nahid-roxan
Permalink
Thursday, October 15, 2009
تو عصیانیترین خشمی که میجوشد،
ز جام و ساغر خیام
برای استقرار دمکراسی باید به شیوههای دمکراتیک متوسل شد. ما «تجمع» فعلة فاشیسم در دانشگاه و توسل به شعارهای مبهم و خشونتآمیز را محکوم میکنیم. این تحرکات موذیانه با هدف ایجاد آشوب در دانشگاه و زمینهسازی برای سرکوب دانشجویان توسط «بسیج» صورت میپذیرد. هدف مخالفنمایان، تحمیل خشونت بر جنبش مدنی است.
صدای خشونتپرستان، مخالفان واقعی رعایت حقوقبشر در کشورمان همواره از ینگهدنیا و اروپای غربی شنیده میشود. همچنانکه پیشنهادات عجیب نظیر «جمهوری ایرانی» یا «کمپین انتخابات آزاد» برای به بیراهه کشاندن جنبش مدنی ایران.
برگزاری «انتخابات آزاد» در یک تئوکراسی همانقدر بیمعنا و پوچ و احمقانه است که شناکردن در شنهای صحرا! این پیشنهاد مزورانه فقط با هدف «کسب مشروعیت مردمی» برای حکومت طالبان شیعیمسلک جمکران مطرح شده. در واقع فعلة فاشیسم قصد «ترمیم» کودتای ناکام خردادماه را دارند، تا بتوانند از این راه مطالبات جنبش مدنی را به «جایگزینی» احمدینژاد با میرحسین موسوی تقلیل دهند. این پیشنهاد چنین القاء میکند که در یک «تئوکراسی» نه تنها میتوان انتخابات برگزار کرد، که انتخابات کذا میتواند «آزاد» هم باشد! برای تحقق این امر مقدس تمام مهرههای سوختة حکومت اسلامی از آخوند منتظری گرفته تا حاجیه شیرین عبادی، مدافع دروغین «حقوق بشر» بسیج شدهاند. البته دلیل واقعی بسیج همگانی پادوهای ایالات متحد، زمان گرفتن جهت تجهیز گورکنها به سلاح هستهای است. بهتر بگوئیم شیون و زاری عبادی در واقع جهت به حاشیه راندن مسئلة تجهیز طالبان جمکران به سلاح اتمی است نه دفاع از حقوقبشر. در هر حال شیرین عبادی هرگز مدافع حقوق بشر نبوده و نیست. محفل نوبل این تحفه را برای گرم کردن تنور فاشیسم «حقوق بشرنسبی» از دکان حکومت اسلامی بیرون کشیده.
مدعیان دفاع از حقوقبشر در غرب با توسل به «واژگون نمائی» پیام سرکوب را به حکومت جمکران میرسانند. روال مرسوم نقض حقوق بشر در ایران چنین است: ابتدا غربیها از مجازات اعدام در ایران ابراز نگرانی میکنند، این ابراز نگرانی در واقع تقاضای عاجزانه از قوة قضائیة جمکران است جهت تحریک افکار عمومی از طریق اعدام یک یا چند زندانی شناخته شده همچون بهنود شجاعی. سپس نوبت به «صدای آمریکا» میرسد که با توسل به عملیات قهرمانانة قوه قضائیه در حکومت «مستقل» جمکران، مدافعان حقوقبشر را «خدانشناس» معرفی کند، آنهم از زبان یک جانور وحشی که در کمال خونسردی بهنود شجاعی، متهم به «قتل غیرعمد» را با دست خود به قتل رسانده.
یادآور شویم، جرم بهنود شجاعی هرگز به «اثبات» نرسید، و وکلای جایزهبگیر «مدافع حقوقبشر » بجای دفاع از وی فقط جاروجنجال به راه انداختند. این پروپاگاند گسترش توحش با تکیه بر همان قطبنمای رهبری به اهداف خود میرسد. همچنانکه خمینی پیشتر گفته بود، «هر عملی که باعث خشم دشمن شود به نفع اسلام است»، و خامنهای هم چند روز پیش در چالوس همین اظهارات ابلهانه را تکرار کرد. اعدام بهنود شجاعی، پس از ابراز نگرانی مزورانة فروشگاههای زنجیرهای حقوق بشر غرب صورت گرفت تا همان «خشم دشمن» برانگیخته شود. سپس «صدای آمریکا» از زبان همان جانور وحشی که بهنود شجاعی را با دست خود اعدام کرده، به ما میگوید، «مدافعان حقوقبشر، خدا را قبول ندارند!» البته میدانیم صدای آمریکا از آنجا که خود را مدافع «آزادی بیان» جا زده، برای انتقاد از مدافعان حقوق بشر میباید تریبون را به دست یک آدمکش بدهد.
فکر بد نکنیم! «صدای آمریکا» هیچ نیت بدی ندارد، میخواهد شما از «باورهای مقدس» یک موجود وحشی که پسرش 4 سال پیش در شرایط مبهمی به قتل رسیده «آگاه» شوید تا نسبت به عمل وحشیانة او در شما «همگرائی» ایجاد شود! به این ترتیب است که خشونت و جنایت «توجیه» میشود. این مادر دلسوخته و دردمند، انتقام را «حق طبیعی» خود میداند، و علیرغم اینکه یکبار رضایت کتبی داده، و جرم «متهم» نیز از نظر حقوقی به اثبات نرسیده، نه تنها اجرای اعدام را بر عهده میگیرد که در کمال بیشرمی «رضایت کتبی» خود را هم انکار میکند. ولی مخاطب صدای آمریکا در جریان جزئیات حقوقی پروندة بهنود شجاعی نیست، و نمیداند که ارتکاب قتل توسط متهم به «اثبات» نرسیده، و هیچ وکیلی هم از وکلای عضو دکة حقوقبشر عبادی حاضر نشده برای یک جوان ایرانی، که مانند همة جوانان ایرانی «قربانی توحش حکومت اسلامی» است، «تقاضای استیناف» بدهد! بهنود شجاعی بدون کمترین شناختی از مسائل حقوقی، شخصاً تقاضای استیناف نوشته!
اما مخاطب صدای آمریکا فقط صدای قاتل بهنود را خواهد شنید. صدای کسی را که به دلیل قتل پسرش اجرای «حکم الهی» را «حق طبیعی» خود میداند! برای مادر احسان نصرالهی مهم نیست چه کسی پسرش را به قتل رسانده، او به دنبال یک مجرم میگردد تا «انتقام» خون پسرش را از او بگیرد، و این مجرم را قوة قضائیة جمکران و دستگاه توحش عدالت علوی پس از «ابراز نگرانی» اتحادیة اروپا از اعدام بهنود شجاعی و سخنرانی رهبر فرزانه در مورد «قطبنما» در اختیارش میگذارد. در واقع «ابراز نگرانی» اربابان در ینگهدنیا و اتحادیة اروپا از اعدام و سرکوب و غیره، در راستای همان سیاست مدبرانة خمینی، صدور «مجوز» برای اعدام و سرکوب است. فریب اشک تمساح را نخوریم. منافع غرب در سرکوب و نابودی ملت ایران است و به همین دلیل دولت چین از سوی سازمان ناتو مأمور تجهیز حکومت تحجر به سلاح هستهای شده، تا ملت ایران به سپر بلای غرب در برابر روسیه تبدیل شود. پافشاری بر این سیاست ابلهانه تا آنجا پیشرفت که دبیر شورایعالی امنیت روسیه رسماً تهدید کرد به حملات پیشگیرانة اتمی متوسل خواهد شد.
به گزارش سایت فرانسه زبان نووستی، مورخ 14 اکتبر 2009، «نیکلای پاتروشف»، دبیر شورایعالی امنیت ملی روسیه ضمن مصاحبه با «ایزوستیا» اعلام داشت، دکترین نظامی روسیه حملات پیشگیرانة اتمی را برای دفاع از خود مدنظر قرار میدهد. وی همچنین اعلام داشت، ما از برنامة «صلح آمیز» هستهای ایران حمایت میکنیم و در این راستا لازم است طی چند هفتة آینده ایران برای شفافسازی برنامة هستهای خود با آژانس بینالمللی انرژی اتمی همکاریهای لازم را به عمل آورد. حکومت جمکران و در واقع ارباباناش در سازمان ناتو تا ماه دسامبر فرصت دارند که «حسن نیت» خود را نشان دهند.
علیرغم لبخندهای شیرین هیلاری کلینتون در مسکو، ایالات متحد ناچار شد رسماً از دولت چین خواهان تعطیل دکان «جهش و پرش» هستهای گورکنها شود. به همین دلیل است که همة سایتهای مستقل به ویژه «صدای آمریکا» به نقل قصة شیرین همان خر خراطی یعنی «خر جاودان» مشغول شدهاند. البته این قصه از زبان افراد مختلف و به صور متفاوت پخش میشود. از زبان آخوند منتظری میشنویم که نوعی «خر خراطی» خوب وجود دارد که همان حکومت «اسلام واقعی» و «آزاد» و «مستقل» است که «مردم» میخواستند. از زبان حاجیه عبادی میشنویم که، مسائل هستهای را رها کنید، «حقوقبشر» را دریابید. و بالاخره «صدای آمریکا» از زبان یک جانور وحشی که مرتکب قتل عمد شده، به ما میگوید «مدافعان حقوقبشر، خدا را قبول ندارند!» البته پروپاگاند سرکوب گاوچرانهای مدعی دفاع از حقوق بشر به این مختصر محدود نمیشود.
یکی از فرهیختگان در «رادیوفردا» ادعا میکند منظور مردم از «جمهوری ایرانی» همان دمکراسی است! عجیب است! چرا که «مردم» دمکراسی را با فاشیسم بومی اشتباه گرفتهاند، و بعضیها تلاش میکنند فاشیسم کذا را به عنوان دمکراسی به ما حقنه کنند! تو گوئی در سنت ایرانیان، نه تنها «فاجعة کربلا» که «جمهور» هم موجودیتی اسطورهای داشته! ولی ما از «مردم» میخواهیم اگر خواهان استقرار دمکراسی هستند، صریحاً بگویند دمکراسی، چرا که «جمهوری ایرانی» همان «شیاف» جمهوری اسلامی است که در رنگرزی سازمان سیا به رنگ «سبز» درآمده، و برای فروش به ملت ایران به بازار عرضه شده. با توجه به تعریف جامعی که رادیوفرانسه از «جنبش سبز» ارائه داده، میتوان دریافت که تمام ابتذال جمهوری اسلامی در همین جنبش «شکوفا» خواهد شد.
سایت فارسی رادیوفرانسه ، مورخ 14 اکتبر 2009 در مقالهای به قلم «مجید محمدی» جنبش سبز را «فرهنگ» نامیده! حال آنکه به گواهی آنچه در مقالة مذکور به چشم میخورد، فرهنگ کذا در واقع مجموعهای است از رفتار و گفتار مبتنی بر «باورهای عامیانه»، که همچون دیگر باورهای عوام، فاقد هرگونه انسجام و مطالبات صریح، حقوقی و منطقی است. «جنبش» سبز در واقع انفجار ابتذالی است که سیسال پیش با نفی ظاهری «غرب» با رنگ «سیاه» خود را «جمهوری اسلامی» نامید، و امروز پس از فروپاشی ابهام سیاه، قطعات خرد شدة آن را با «چسب سبز» به یکدیگر پیوند داده و در«ابهام سبز» فرو افکندهاند. رنگی که در واقع ابتذال فیلمهای هولیوود را به باورهای مقدس و مبتذل شیعیمسلکان ایران پیوند میدهد. گویا در این ابهام نوین «زنان» به حقوق و آزادی های فراوان دست یافتهاند! حداقل نظر نویسندة مقاله چنین است که استفاده از روژلب، شرکت در میهمانیهای شبانه، مراسم نذری و تظاهرات با شعار «یاحسین» نشان آگاهی زنان و «دختران» از حقوقشان است! ولی آنچه عقل سلیم در این مجموعه میبیند جز ابتذال غرب آمیخته به ابتذال شرق و بیمسئولیتی و ولگردی که مروج آن حکومت 30 سالة فاشیسم بوده، هیچ نیست:
«این نسل [...] میخواهد مثل همة جوانان دنیا زندگی کند؛ با شورت کوتاه و تاپ بیرون بیاید[...]میخواهد سینهای برای امام حسین بزند و شب نیز اگر خواست یا هوس کرد لیوان شرابی بنوشد[...] میخواهد در کنسرت گروه مورد علاقهاش شرکت کند و داد و فریاد راه بیندازد[...] میخواهد از زندگیاش لذت ببرد[...] فرهنگ سبز همانند رنگ سبز در فرهنگ ایرانی نماد حیات و زنده شدن دوباره، مظلومیت، استقامت و معصومیت است [...] و همة اینها [...] متعلق به همة مردم در یک هویت جمعی است. در چارچوب این عدم تعین [...] زنان و دختران نقش تعیین کنندهای در جنبش سبز یافتهاند. دختران [...] در عین خودآگاهی از حقوق خود هم قادرند کفش پاشنه بلند پوشیده و روژلب بزنند و در مهمانیهای شبانه حضور پیدا کنند و روز بعد آچار برداشته و چرخ خودروی خود را باز کرده و عوض کنند. آنها میتوانند بعد از ظهر همان روز چادر پوشیده و در مراسم نذری یکی از آشنایان نیز شرکت کنند. آنها با موهای مش کرده و روسری های عقب رفته در تظاهرات اعتراضی شرکت میکنند و یا حسین هم میگویند.»
البته ما به این نمیگوئیم «فرهنگ»، این نوع «فرهنگشناسی» از زمانی رایج شد که آمریکا برای جبران بیفرهنگی مزمن جامعهاش به یک ترفند «آکادمیک» متوسل شد و آداب و رسوم و هنجارهای ناهنجار قشرهای مختلف اجتماعی را در کتابچههای دانشگاهی به جای «فرهنگ» جا زد! اگر کسانی هستند که میخواهند صبح چرخ ماشین عوض کنند، ظهر برای امام حسین سینه بزنند، و شب هم با موسیقی رپ شراب بنوشند، مسئله به خودشان مربوط میشود نه به دیگران. ولی کسی حق ندارد این طرز برخورد و این قماش رفتار را، هر چه هست، «فرهنگ» جا بزند. پروپاگاندی که امروز رفتار و هنجارهای اقشار مختلف را «فرهنگ» جا میزند همان پروپاگاندی است که پیشتر، چادرسیاه و مراسم روضهخوانی و سینه زنی را «فرهنگ اسلامی» جا زده بود. خلاصه بگوئیم این پروپاگاند «فاشیسم» است. بله در قاموس فاشیستها این را «فرهنگ» گویند! البته در این «فرهنگ»، همانطور که دیدیم لایههای اسلامی حضور دارد، حقوق زنان از حقوق «دختران» جدا میشود، و اینهم دلیلی است بر نزدیکی «فرهنگ» کذا با سقاخانه، امامزاده و مسجد! ولی این بهاصطلاح «حقوق» که ادعای «جمعی بودن» هم دارد، فقط یک دستاورد خواهد داشت: گره زدن ابتذال مراسم مذهبی به ابتذال فیلمهای صدمن یکقاز غرب.
«مذهب آنها سیکیم خیاردی است، معجون دل بهمزنی از آراء و عقاید متضادی است که از مذاهب و ادیان و خرافات سلف، هول هولکی و هضم نکرده، استراق و بیتناسب به هم درآمیخته شده است و دشمن ذوقیات حقیقی آدمی، و احکام آن مخالف با هرگونه ترقی و تعالی اقوام و ملل است[...]»
توپ مرواری
از قضای روزگار همین «فرهنگ جمعی» را امروز فقیه عالیقدر «سابق»، حسینعلی منتظری در پیکایران با کد 7891 چنین بیان فرمودهاند:
«مگر شعارهاى اوليه انقلاب استقلال، آزادى و جمهورى اسلامى نبود؟! استقلال يعنى زير يوغ خارجىها نباشيم، و آزادى يعنى مردم در اظهار عقيده و بيان آزاد باشند[...] و جمهوريت هم يعنى حاكميت بر اساس رأى مردم شكل گيرد، و اسلامى يعنى چون مردم مسلمان هستند حكومت بر اساس مبانى اسلامى باشد. والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته.»
بله! به همین سادگی! «مردم» مسلماناند، و جمهوری بر اساس «رأی مردم» شکل «حکومت اسلامی» به خود میگیرد! چرا؟ چون به ادعای آخوند جماعت، مردم مسلماناند! در نتیجه قوانین انسانمحور در این «جمهور» غایب اصلی خواهد بود، همچنانکه میبینیم در جنبش سبز نیز حقوق و آزادیهای فردی و اجتماعی را «رفتار جمع» تعیین میکند، پدیدة انسانستیزی که به خطا «فرهنگ» نیز خوانده شده. بهترین نمونة این «فرهنگ» را امروز در حنازرچوبه، مورخ 22 مهرماه 1388 با کد: 732509 میتوان مشاهده کرد.
امروز در قم «آیات عظام»، وحید خراسانی و صافیگلپایگانی از «بیوت» خود یعنی از خانههایشان با پای برهنه خارج شدند تا در آئین عزاداری امام ششم شیعیان شرکت کنند. «مردم» قم هم با لباس و پرچمهای سیاه در مراسم کذا حضور یافتند، سینه زدند و به سوگواری پرداختند. خلاصه به گفتة حنازرچوبه، چنان استقبالی از آیاتعظام پابرهنه صورت گرفت که در خیابانهای اطراف حرم راه بندان شدید ایجاد شد.
این نسل [...] میخواهد مثل همة روحانیون دنیا زندگی کند، با شورت کوتاه و تاپ بیرون بیاید[...]میخواهد سینهای برای امام حسین بزند و شب نیز اگر خواست یا هوس کرد یک لیوان عرق سگی بنوشد[...] میخواهد پابرهنه در مراسم سوگواری امام مورد علاقهاش شرکت کند و دادوفریاد و راهبندان به راه بیاندازد[...] میخواهد از زندگیاش لذت ببرد[...]رنگ سیاه در فرهنگ ایرانی نماد مرگ، مظلومیت، استقامت و معصومیت است [...] و همة اینها [...] متعلق به همة مردم در یک هویت جمعی است. در چارچوب این عدم تعین [...] آیات عظام نقش تعیین کنندهای در جنبش مرگ یافتهاند. اینان [...] در عین خودآگاهی از حقوق خود هم قادرند کفش پاشنه بلند پوشیده و روژلب بزنند و در مهمانیهای شبانه حضور پیدا کنند و روز بعد چادر پوشیده و در مراسم نذری یکی از آشنایان نیز شرکت کنند. آنها با موهای مش کرده و روسریهای عقب رفته در تظاهرات اعتراضی شرکت میکنند و یا حسین هم میگویند. اگر راوی توپ مرواری زنده بود، مسلماً میگفت نه تنها مذهبشان که جنبش سبزشان هم سیکیم خیاردی است. معجون دل بهمزنی از آراء و عقاید متضادی است که هول هولکی و بیتناسب به هم آمیخته شده.
در ین شبها
که گل از برگ و
برگ از باد و
ابر از خویش میترسد
[...]
چنین بیدار و دریاوار
توئی تنها که میخوانی
(شفیعی کدکنی)
نسخة پیدیاف ـ اسکریبد
نسخة پیدیاف ـ آدردرایو
نسخة پیدیاف ـ مدیافایر
نسخة پیدیاف ـ داکستاک
نسخة پیدیاف ـ ایشیو
نسخة پیدیاف ـ فایل باکس
فیلترشکنهای جدید15اکتبر2009
wehideu.co.cc
dooboodle.co.cc
fastsafe.info
stealthipnet.co.cc
xtunn3l.info
mixingblogging.com
availablesurf.co.cc
misterfast.co.cc
rooja.co.cc
clearschool.info
fakefilter.co.cc
web2345.co.cc
stikidreams.co.cc
free-webtunnel.co.cc
webtungtang.co.cc
unblock-blocked-sites.co.cc
bypasswebfilters.co.cc
42clubs.co.cc
break-in.ultimatesurf.info
wtunn3l.info
65lights.co.cc
unblockablesite.co.cc
14horizons.co.cc
filterzone.info
shobam.co.cc
centerpaths.co.cc
letmetofb.co.cc
webtunz.info
privacier.co.cc
unblockingweb.co.cc
evadefilter.info
webtuny.info
unlockbebo.co.cc
hiddenipaccess.co.cc
bypassed.co.tv
you-r-safe.co.cc
studentsguard.co.cc
webredirect.co.cc
westaphilia.co.cc
unblockallfilter.co.cc
washingtonproxy.co.cc
k9site.co.cc
webtunx.info
unrestricter.co.cc
shortip.co.cc
schoolescape.info
securestudent.co.cc
gasfilter.co.cc
unlocmyspace.co.cc
tersesurf.info
Posted at 03:09 pm by nahid-roxan
Permalink
Wednesday, October 14, 2009
گویا پس از پنچری چرخ هیاهوی احمدینژاد نوبت به جنجال «نرگسینژاد» رسیده که مرگ محوری را با کشف حجاب، دستبند سبز و صورتک «مخالفت با مهرورزی» تشویق کند:
«اگر قرار است از بین برویم، بگذارید خودمان راهمان را انتخاب کنیم.»
این سخنان «حسینی»، «شهادتطلبانه» و مرگمحور به نقل از «نرگس کلهر» در «حنازرچوبه»، مورخ 21 مهرماه سالجاری منتشر شده.
در جنبش مدنی، سخن از «زندگی» و «آینده» خواهد بود. بحث ما بر سر مردگان و «بزرگان» هیچ گروهی نیست! به اسلامفروشان «شریف» و «محترم» و «فرهیخته» یادآور شویم، کشور ایران فقط متعلق به «ملت ایران» است، و اینکه ملت ایران «زنده» است، و روی به «آینده» دارد.
یکی بود، یکی نبود
زیر گنبد کبود
خاتونی نشسته بود
خره خراطی میکرد
[...]
این خر، «زمانشمول» است، مرگ ندارد، و همواره خراطی خواهد کرد، چرا که «خر» قصههاست. حال آنکه زندگی یک خر واقعی، مانند همة موجودات زنده روزی به پایان میرسد. انسان نیز زندگی جاودان ندارد، و در کودکی قصة «خر خراط» را برایاش میگویند تا سرگرم شود. انسان بهنجار وقتی به سن رشد رسید، قصة کذا را «واقعی» نمیانگارد، و آن را به عنوان رخداد تاریخی به خورد دیگران نمیدهد. ولی پادوهای آستان رمزیکلارک، از جمله عبدالعلی بازرگان چنین برخوردی با قصهها ندارند. اینان پنداشتهاند همانطورکه از برکت اشغال سفارت آمریکا در تهران نانشان در روغن شناور شد، پس از افتضاحات خردادماه نیز میتوانند با نشخوار آیات قرآن و تبلیغ برای «اسلام خوب»، ضمن زدوبند با حکومت، جایگاه مخالفان همین حکومت را نیز اشغال کنند. در واقع این حضرات قصة «خر خراط» را «واقعی» انگاشته، میپندارند تا ابد میتوان با نشخوار آیات شریفه، مطالبات دمکراتیک ملت ایران را به بیراهة تحجر اسلام «خوب» و «سبز» سوق داد.
در نتیجه، هر گاه استبداد تضعیف میشود و گاوچرانها برای جایگزینی آن و سرکوب ملت ایران یک گام به پیش میگذارند، اعضای نهضت «عاظادی» بلافاصله کار خراطی را از سر گرفته، ضمن معرفی اسلام «مدرن» و «خوب» و «علوی» و به ویژه بدوی، بیبیگوزکهای قرآن را به عنوان رخداد تاریخی برایمان از نو نقل میکنند، و به «ظالمان» و «ستمگران» هشدار میدهند که همچون «فرعون» به «عذاب الهی» دچار خواهند شد! حال آنکه طی سدة اخیر سرکوب استعماری فقط شامل حال ملت ایران شده و استعمارگران هیچ خسارتی متحمل نشدهاند.
چرا راه دور برویم؟ پس از انفجارهای «رمادی» هیچ عذابی بر «ویلیام برنز» نازل نشد، جرج بوشهای اول و دوم هم حالشان خیلی خوب است، و به ویژه کالین پاول که با چشمان البرداعی سلاحهای کشتار جمعی را در عراق رویت کرده بود هیچ مشکلی ندارد. اینان هیچ نگرانی از جانب خداوند هم ندارند، چرا که میدانند خداوند قهار و غدارشان، همچون روحانیت همواره «در کنار قدرت» خواهد بود. حال آنکه در یک نظام دمکراتیک که قوانین «انسانمحور» بجای احکام توحش «شریعت» قرار گرفته، حقوق انسانی بر «حق الهی»، «حق طبیعی» و «حق مردم» الویت دارد.
در چارچوب اعلامیة جهانی حقوق بشر، فرد فرد ایرانیان، و نه آنچه «اکثریت مردم» خوانده میشوند، خارج از تعلقات قومی، مذهبی و ... حق دارند در کشور خود در رفاه، امنیت و آسایش زندگی کنند. بنابراین کشور ایران متعلق به «اسلام» و «نظام» نیست. کشور ایران متعلق به همة ایرانیان، به عنوان «مجموعة انسانها» است. «اکثریت» جامعه هر چه باشد، به هیچ عنوان حق ندارد باورهای خود را به عنوان «تفکر منحصربهفرد» و «سیاسی» بر کل جامعه تحمیل کند. در چارچوب اعلامیة جهانی حقوق بشر، «باورهای» هیچ فرد و گروهی ـ اقلیت یا اکثریت ـ نمیتواند بر کل جامعه حاکم شود. عرصة باورها «حریم خصوصی» افراد است. وقتی سخن از «باورها» میگوئیم کل خرافات از جمله خرافات اسلام و دیگر ادیان را مد نظر داریم که در تضاد با «عقل» و «منطق» و خارج از قوانین انسانمحور قرار دارند.
برای مشاهدة منطقستیزی حکومت امام سیزدهم کافی است نگاهی داشته باشیم به آنچه در عرصة «حکومت» جمکران و بر پهنة رسانههای ارباباناش میگذرد. به گزارش «بیبیسی»، مورخ 11 اکتبر 2009، سردار احمدی مقدم خواهان توقف نمایش رزمی پلیسهای زن و مرد شد. گویا در مراسم عمومی نیروی انتظامی جمکران نبرد تنبتن پلیسهای زن و مرد به نمایش درآمده بود، که سردار احمدی مقدم بلافاصله برای ممانعت از خدشهدار شدن اسلام فرمان صادر کردند. سایت «بیبیسی» هم از روی بدجنسی، فرمان کذا را منتشر کرد تا خریت سردار و بلاهت نظام و حماقت امام را همزمان به نمایش بگذارد.
ماجرا از اینقرار بود که پس از «انتشار تصاویر» اجرای نمایشهای رزمی مختلط «خط امام» حسابی «کج و معوج» شده، آه از نهاد پیروان خط توحش برآمده بود. به یاد داریم که خمینی هم در سخنرانی مبتذل و حکیمانة خود بر ضد «کاپیتولاسیون» از «کشتی گرفتن دختران مسلمان» با پسرها شدیداً انتقاد کرد. البته ارتباط کاپیتولاسیون با جامعة مختلط هنوز برای نویسندة این وبلاگ روشن نشده! باری، پس از انتشار تصاویر نبرد تن بتن زنان و مردان نیروی انتظامی یکبار دیگر «عقلانیت» دین مبین اسلام و احکام عقلانی «شرع» بر همگان آشکار شد. پس سردار احمدی مقدم برای رعایت دین مبین و «مترقی» و «عقلانی» یک نامه نوشته فرمودند نمایش مختلط متوقف شود، و خاطیان به مجازات برسند! استدلال سردار این بود که «پلیسزن» از درگیری فیزیکی با مردان منع شده!
بله اگر روزی در خیابانهای جمکران مردی به یک پلیس زن حمله کند، پلیس مذکور، برای رعایت احکام توحش شرع مقدس دو راه دارد. یا باید فرار کند که دست «نامحرم» به او نرسد، یا اینکه از مهاجم خواهش کند، پیش از درگیری یک صیغة محرمیت بخواند که نبرد تنبتن خلاف احکام اسلام و به ویژه خلاف «خط امام» نباشد. این دو «راه» همانقدر «عقلانی»است که دین اسلام. البته راه سومی هم وجود دارد، و آن اینکه آیات عظام «مترقی» و «سبز» و «عقلانی» فتوی بصدورند که خدمت زنان در نیروهای انتظامی «خلاف شرع» است و خیال همه را آسوده کنند! تا سردار احمدی مقدم مجبور نشوند نامههای ابلهانه بنویسند:
«[آقای احمدی مقدم] نبرد تن به تن درجه داران زن و مرد را برخلاف تدابیر پلیس دانست و آن را بسیار زشت توصیف کرد[...] به نوشته آقای احمدی مقدم در حالی که پلیس زن از درگیری فیزیکی با مردان منع شده [...] چنین صحنههائی نباید به نمایش در میآمد [سردار احمدی مقدم] خواستار توقف هر چه سریعتر این نمایش و تنبیه افراد خاطی شده است.»
افراد خاطی هم گفتهاند زنان و مردانی که در نمایش کذا شرکت داشتهاند به یکدیگر «محرم» بودهاند و خلاصه مشکل آیات عظام و پیروان خط امام آناً حل شد! ولی توحش و منطقستیزی در این «سیاست» که «عین دیانت» است پا برجا مانده. پیش از ادامة مطلب در مورد اعدام بهنود شجاعی توضیح دهیم، کسانی که به دلیل قتل فرزندشان اعدام بهنود شجاعی را رأساً به اجرا گذاشتند آدمکش و جنایتکار به شمار میروند و جرم اینان به مراتب از جرم بهنود شجاعی سنگینتر است، چرا که او قتل احسان نصراللهی را از پیش برنامهریزی نکرده بود. اتحادیة اروپا هم بهتر است اشک تمساح برای اعدام بهنودها سرازیر نکند. این حکومت توحش بدون حمایت اتحادیة کذا و روسایاش در ینگهدنیا یک روز هم سرپا نخواهد ماند. کافی است ببینیم دلارهای حاصل از چپاول نفت ما در کدام کشورها خرج میشود، تا بدانیم کدام دولت از حکومت نفرت و توحش جمکران حمایت میکند.
روزنامة گاردین در شمارة امروز خود در مورد افزایش حجم واردات از ایالات متحد به ایران یک گزارش نصفه نیمه و مزورانه منتشر کرده، بدون اینکه به میزان واردات کالاهای انگلیسی به ایران اشاره کند! ترجمة این گزارش «دقیق» در سایت «بیبیسی» منعکس شده. از مطلب دورافتادیم، بازگردیم به مصادیق بلاهت و منطقستیزی در دین مبین که، به ادعای فعلة فاشیسم، اگر «مدرنیزه» شود، «سبز» و «علوی» و «عقلانی» هم خواهد بود! ولی دین هر قدر به زعم بعضیها «عقلانی» شود هرگز روی به «آینده» و «زندگی» نخواهد داشت.
به همین دلیل است که حنازرچوبه، از زبان یک جوان 25 ساله چنین سخنانی را نقل میکند، تا به ما یادآور شود که در هر حال «قرار است نابود شویم» و اگر شانس داشته باشیم، «حق انتخاب» راه نابودی و مرگ خود را خواهیم داشت. بله این سخنان مزورانه از زبان نرگس کلهر برایمان نقل میشود. میگویند نرگس کلهر، خواهان پناهندگی به غرب شده! نرگس، دختر یکی از مشاوران احمدینژاد است که به گزارش مهرنیوز، مورخ21 مهرماه سالجاری در رشتة سینما و گرافیک تحصیل کرده و فیلمی بر ضد شکنجه ساخته که فستیوال فیلم نورنبرگ آنرا به نمایش میگذارد.
«مهرنیوز»، سفر نرگس کلهر به آلمان و تقاضای پناهندگی او از غرب را نشان «آزادی» در ایران دانسته البته چنین مزخرفاتی از زبان «پدر نرگس» نقل شده! مهدیکلهر به مهرنیوز گفته یکسال است دخترش را ندیده، و از مسافرت او به خارج نیز بیخبر بوده. طبق این روایات، مادر نرگس به دلیل نزدیک شدن همسرش، مهدی کلهر به احمدینژاد از او جدا شده است! نرگس به خواست خود با مادرش زندگی میکرده و اکنون هم به آلمان سفر کرده و تقاضای پناهندگی دارد و خلاصه «این امر نشان آزادی است.» گویا مادر نرگس هم در صداوسیما تدریس میفرمایند و از مخالفان مهرورزی به شمار میروند. خلاصه بگوئیم، اطرافیان احمدی نژاد رسماً تبلیغات برای طاعونسبز و گرم کردن تنور «خط امام» را بر عهده گرفتهاند.
مهدی کلهر یک همسر و پدر نمونه است! به محض اینکه همسرش، پس از انتخابات سال 1384 از او تقاضای طلاق کرده او نیز پذیرفته. مهدی کلهر هرگز دیدگاه خود را به فرزنداناش تحمیل نکرده، برای هیچیک از فرزنداناش از رانت استفاده نکرده و میگوید اینکه نرگس با بستن پارچة سبز به دست خود با رسانههای غربی مصاحبه کرده به خود او مربوط میشود و ... و خلاصة کلام از نظر پدر نرگس، وی «آزاد» است و باید شخصاً پاسخگوی اعمال خود باشد. تا اینجا، داستان بسیار خوب و مامانی و «مردم پسند» و گوسالهفریب است. البته بخش طلاق را کنار بگذاریم، چون نمیدانیم با چرخیدن در دستگاه مهرورزی و پر کردن جیب مبارک، بر اساس دین مبین مهدی کلهر همسر جوانتر و ترگلورگلتری هم «ابتیاع» فرمودهاند یا خیر! پس بازگردیم به بخش اصلی داستان، آنجا که جناب کلهر ناگهان دچار دگردیسی شده، نرگس 25 ساله را صغیر و مهجور قلمداد کرده، میگویند دشمنان او را «اغفال» کردهاند. مهدی کلهر سپس نرگس را «نصیحت» میکند که فریب نخورد:
«نرگس باید پاسخ دهد نه من. [...] هرگز نیز در صدد تحمیل دیدگاه خود به فرزندانم نبودهام [...] [...] دلش خواست و رفت. من [...] برای هیچ یک از فرزندانم از رانت استفاده نکردهام. پس اینکه نرگس پارچه سبز به دستش بسته و با رسانههای غربی مصاحبه کرده به خود او مربوط است [...] من در هر صورت نرگس را فرزند خودم میدانم. گمان میکنم که او توسط دشمنان مملکت اغفال [شده] و نقش ابزار تبلیغاتی آنها را ایفا کرده است. به عنوان یک پدر به او نصیحت میکنم ابزار دشمن علیه کشورش نشود و راهی را نرود که بازگشتی در آن وجود ندارد.»
البته راه بازگشت که برای خودیها همیشه وجود دارد. مگر پسر ژنرال محسن رضائی به آمریکا پناهنده نشده بود؟ بعد هم برگشت و باز هم خارج شد! و خلاصه قانون شامل حال آبمنگلها نمیشود. شیخعلی تهرانی را هم که میشناسیم چقدر فحش به خامنهای میداد. شیخعلی رفته بود عراق بر دل صدامحسین عزیز، پس از مدتی چنته فحش ایشان خالی شد، برگشتند و با علیجان روبوسی کردند و قضیه «تمام» شد! اما قصة نرگس و مهدی کلهر در حنازرچوبه با حدیث اینان در مهرنیوز متفاوت است و ویراست دیگری دارد. در رسانة حکومت، مهدی کلهر میگوید از سال 1384 به دلیل انتخابات با همسرش اختلاف پیدا کرده و نهایتاً از هم جدا شدند.
نرگس در حنازرچوبه بین 26 تا 27 سال دارد، و حدود یکسال است که با مادرش خارج از ایران زندگی میکند و آقای کلهر تا همین یکماه پیش مخارج وی را از طریق بانک ارسال میکرده! در حنازرچوبه نقشها واژگون میشود، این نرگس است که پدرش را «نصیحت» میکند از احمدی نژاد فاصله بگیرد. البته ما هر چه سعی میکنیم از این معما سر در بیاوریم موفق نمیشویم! اگر نرگس با مادرش در خارج از ایران سکونت داشته، داستان خروج از کشور و تقاضای پناهندگی چیست؟ بله، داستان همانطور که میبینیم کمی پیچیده شده!
نرگس کلهر میگوید، یکسال است با پدرش تماس ندارد، هیچکس از خروجاش مطلع نیست، در ایران مخارج زندگی خود را تأمین میکرده و به هیچکس نگفته پدرش کیست، چون نمیخواهد «اسم کسی پشتش» باشد. عبارت مذکور باید محصول «ادبیات سبز» باشد. در هر حال، این داستان هم خیلی فریبنده است به ویژه وقتی که در تضاد با اظهارات پدر نرگس قرار میگیرد که ظاهراً مخارج تحصیل و زندگی فرزند دلبندشان را تا یکماه پیش در خارج از کشور پرداخت میکردهاند. البته دختر ایشان نمیخواهد اسم کسی «پشتش» باشد، ولی از اینکه پول کسی پشتش باشد و به دیگران فراخوان «شهادت» بدهد گویا هیچ ابائی ندارد:
«مشاور رسانهای رئیس جمهوری گفت: من فقط تا یکماه پیش مخارج تحصیل و زندگی دخترم را از طریق یک حساب بانکی پرداخت میکردم.»
سخنان مهدی کلهر در حنازرچوبه با کد خبر 731598 منتشر شده. تصاویر نرگس جان هم پس از «کشف حجاب» در رسانههای غرب پخش شد تا بدانیم و آگاه باشیم که «خط امام» مخالف حجاب و طرفدار «آزادی» موی زنان شده! ما به تبلیغاتچیهای بینوای «خط امام» در داخل و خارج مرزها پیشنهاد میکنیم قبل از انتشار مزخرفات متناقض یک سناریوی «منسجم» را در ویراستهای مختلف تنظیم کنند تا پتهشان اینچنین بر آب نیفتد. در ضمن از آنجا که آلمان همواره مدافع دمکراسی در ایران بوده و هیچ حمایتی از فاشیستهای دینی و بومی نکرده، امیدواریم فستیوال فیلم نورنبرگ یک جایزة «دشمنکورکن» به نرگس کلهر و به ویژه به پدر نمونهشان اهداء کند. بعد اگر فرصتی شد برای ما ملت از همه جا بیخبر توضیح دهند، نرگس کلهر مقیم ایران است، یا به خرج «پاپاجان» تا یکماه پیش در فرنگ تحصیل میکرده؟ همچنین به ما بگویند نرگس کلهر که اینهمه مدافع حقوق بشر و مخالف شکنجه و آمادة شهادت است، از پیروان خط امام به شمار میروند یا نام دمکراسی هم به گوششان مبارکشان خورده؟ در پایان از قول ما شوت وپرتها به مهدی کلهر، که ادعا میکند دخترش را فریفتهاند، بگوئید هدف از این هیاهوی مضحک «اغفال» نرگس نیست، فریفتن «دیگران» است!
بر آن شاخ بلند
ای نغمهساز باغ بیبرگی
بمان تا بشنوند از شور آوازت
[...]
بمان تا دشتهای روشن آئینهها
[...]
تمام نفرت و نفرین این ایام غارت را
زآواز تو دریابند
(شفیعی کدکنی)
نسخة پیدیاف ـ اسکریبد
نسخة پیدیاف ـ آدردرایو
نسخة پیدیاف ـ مدیافایر
نسخة پیدیاف ـ داکستاک
نسخة پیدیاف ـ ایشیو
نسخة پیدیاف ـ فایل باکس
فیلترشکنهای جدید14اکتبر2009
musthide.info
covertrail.info
newcloaks.info
anonymdude.info
firsthide.info
mustuse.info
addthere.info
proxyyoutube.cn
startseek.info
thunderproxy.net
newwaysin.info
firsthere.info
123school.info
firstcloak.info
pageall.info
mustsurf.info
mustget.info
newlooks.info
likesome.info
justcome.info
newhere.info
firtstlook.info
startcloaked.info
thesneeky.info
proxy.mx
likehide.info
likeprivacy.info
unblockpal.com
supercloak.info
firstprivacy.info
magicalwarfare.info
musttry.info
ranjha.info
likebest.info
myfreetunnel.com
bypassinternet.info
safefum.info
ec1.org.cn
globalproxy.org
allowin.info
firstmove.info
jugadi.info
8a0.com
schoolproxynow.cn
bypassfiltering.info
hostmediator.com
highanonymityproxy.info
actyou.info
keepprivate.info
hideus.info
Posted at 12:25 pm by nahid-roxan
Permalink