<< October 2009 >>
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
 01 02 03
04 05 06 07 08 09 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31


If you want to be updated on this weblog Enter your email here:



rss feed



Saturday, November 07, 2009
لات و کنواس





برای تحریف مطالبات دمکراتیک، و به بیراهه کشاندن جنبش‌مدنی کافی است پیرامون «ابهام» ایجاد «اجماع» کنیم. برای تحقق این امر لازم است شعارهای دمکراتیک با شعارهای گنگ و مبهم جایگزین شود. به عنوان نمونه، برای تحریف اصل اساسی «جدائی دین از سیاست» شعارهای مزورانة «جدائی دین از دولت» و «جدائی دین از حکومت» مطرح می‌شود. همچنین برای تحریف «جمهور»، صفت «ایرانی» به آن افزوده شده تا «جمهوری ایران» را تحریف کنند. عبارت گنگ و مبهم «جمهوری ایرانی» در واقع ویراست نوینی است از «جمهوری اسلامی». می‌دانیم که «جمهور» از نظر حقوقی تعریف مشخصی دارد، حال آنکه «جمهوری ایرانی» همانقدر مبهم است که «جمهوری اسلامی!» در واقع «جمهور»، نه رنگ دارد، نه دین، نه میهن. جمهور، یک نظام حقوقی است مبتنی بر قوانین «انسان محور!» و «انسان» بنابرتعریف، نه دینی است نه بومی نه قومی. انسان، فراتر از تعلقات قومی و نژادی و بومی قرار می‌گیرد، البته در صورتیکه «اعلامیة جهانی حقوق بشر» را به عنوان محور شناخت از انسان به رسمیت بشناسیم! بله، فقط به این شرط می‌توان از «آزادی بیان»، و دیگر حقوق انسانی افراد بشر دفاع کرد. اگر زنجیر اسارت «دینی» و «بومی» بر گردن انسان‌ها افتاد، مفاد اعلامیة جهانی حقوق‌ بشر را نیز می‌توان به سادگی نقض نمود.

به عنوان نمونه اگر «جمهوری ایرانی» بجای جمهوری اسلامی بنشیند، ملت ایران دیگر یک مجموعه از انسان‌های آزاد و برخوردار از حق انتخاب به شمار نخواهد آمد. در این نوع «جمهوری من‌درآوردی» ادیان و اقوام مختلف برحسب «بومی‌ات»، «قومی‌ات» و «دینی‌ات» چارچوب حقوقی و آزادی‌های ایرانیان را مشخص خواهند نمود. به این ترتیب شاهد برفزونی توحش و خشونت و تعصبات خواهیم شد و حقوق بشر به سادگی و البته طبق «قانون اساسی» جمهوری «ایرانی» نقض خواهد شد. روشن‌تر بگوئیم چندین حقوق بشر من‌درآوردی «اسلامی»، «کرد» و «ترک» و «بلوچ» و «ارمنی» و «آسوری» و «زرتشتی» و «بهائی» و غیره برحسب «آداب و رسوم» و سنت‌های اقوام و ادیان مختلف ایرانی پیدا می‌کنیم که هر یک بر «باورهای» ویژة خود پای می‌فشارند؛ باورهائی که هیچ ارتباطی با آزادی‌های فردی و حقوق انسانی در مفهوم معاصر نخواهد داشت، ‌چرا حقوق انسانی فرد خارج از ذهنیت و «باورها»‌ باید رعایت شود.

خلاصه کنیم، در «جمهوری ایرانی» هر یک از گروه‌های دینی و قومی آداب و رسوم و خود را بر افراد تحمیل کرده،‌ به عوامل سرکوب فرهنگی، دینی، اعتقادی و اجتماعی و هنری تکثری فراگیر اعطا می‌کنند! فکر می‌کنم با این توضیحات شتاب‌زده، تا حدودی «فواید» شعارهای گوساله فریب ساواک، به ویژه شعار موذیانة‌ «جمهوری ایرانی» روشن شده باشد. هدف از طرح این شعارهای استحماری، فقط «تکثر» شیوه‌های سرکوب و قانون‌شکنی در حکومت آیندة ایران است. این اصل اساسی را به یاد داشته باشیم که بدون سرکوب ملت ایران منافع استعمار تأمین نخواهد شد. و به همین دلیل است که بوق‌‌های تبلیغاتی تفنگ‌فروش‌ها می‌کوشند به هر ترتیب مطالبات دمکراتیک ملت ایران را به بیراهه کشیده، زمینة سرکوب ما ملت را گسترش بخشند.

حال که طاعون سبز در بستر احتضار و مرگ افتاده، بعضی‌ها با آغوش باز به استقبال «طاعون سرخ» شتافته‌‌اند. همچنانکه در وبلاگ «طاعون سرخ» اشاره شد، داس‌الله در توحش و لات‌بازی از حزب‌الله هیچ کم ندارد. کاملاً بر عکس، توحش اینان به مراتب از اسلام گرایان فراتر می‌رود. اگر در کتاب مقدس مسلمانان خداوند خونخوار و مکار و حقیر و مسکین «ابراهیم» گاه می‌تواند «بخشنده» و «مهربان» هم باشد، در کتب‌ «داس‌الله» و ترجمه‌های شکسته‌بسته‌شان هر کس مدافع حقوق انسانی شد، به عنوان «بورژوا» خونش حلال است، چرا که در آبدارخانة سازمان سیا برای کشور ایران یک راه بیشتر پیش‌بینی نشده، و آنهم تبدیل کشور ایران به «سکوی پرش» گاوچران‌ها و شرکاء‌ در مسیر سیاست‌های استراتژیک‌شان است.

به مصداق «رحمت به کفن دزد اولی» می‌توان گفت «این انگلیسای چش‌چپ» چقدر در حق ما لطف داشتند که در جنگ جهانی دوم ما را به لقب پرافتخار «پل پیروزی» نواختند، در صورتیکه گاوچران‌ها کل جهان و ملت‌های جهان را «پل پیروزی» خود می‌دانند. اینان ملت‌ها را به سکوی پرش تبدیل کرده‌اند تا چکمه‌های پر از پهن‌شان را چند لحظه بر سر مردمان گذارده و به سوی سکوی دیگری «جهش» فرمایند. می‌دانیم که جهش و پرش برهه‌ای و کوتاه مدت است، و با «تداوم تاریخی» و روند «رشد دمکراتیک» یک جامعه در تضاد کامل قرار می‌گیرد. برای تحقق جهش و پرش یانکی‌ها و شرکاء می‌باید «زبان گسست» یا همان «زبان منطق‌ستیز» یوتوپیا، که زبان انقلاب و کودتاست گسترش یابد. چرا که در یک جامعة دمکراتیک به دلیل حاکمیت قوانین انسان‌محور و هنجارهای انسانی، ‌ زمینة جهش و پرش و نفس‌کش‌طلبی و قانون‌شکنی و پفیوزی و خودانکاری و تقیه فراهم نیست.

برای فراهم آمدن زمینة‌ چنین پرش و جهشی لازم است با شعارهای احمق‌پسند عموسام، «مطالبات دمکراتیک» ملت ایران تحریف شود. و به همین منظور می‌باید روند تظاهرات خیابانی شتاب گیرد. با افزایش تعداد تظاهرات، زمینه برای «عقیده‌سازی» و گسترش شعارهای مبهم و منطق‌ستیز و جایگیر کردن‌شان به عنوان «مطالبات مردم» فراهم می‌آید. روند تحریف «ابداع» شعارهای «مبهم» و «منطق‌ستیز» در «تظاهرات» و «مراسم آئینی» از آن حکومت است. هر تظاهرات یک گام ما را از دمکراسی دور کرده، به سوی افراط‌گرائی و ضدیت با انسانیت و فردیت‌ها سوق می‌دهد. به عنوان نمونه، زن جوانی که مورد تهاجم سگ‌های‌هار استعمار قرار گرفته، و آن‌ها که از دور یا نزدیک شاهد این تهاجم وحشیانه بوده‌اند، اکثراً «تعادل» خود را از دست داده، خواهان «انتقام» از حکومت‌ می‌شوند. این مسئله کاملاً «طبیعی» است، و در چنین مواردی مشکل می‌توان «واکنش منطقی» نشان داد. اربابان حکومت اسلامی نیز در غرب جز این نمی‌طلبند: «واکنش طبیعی» ملت ایران در برابر سرکوب خیابانی حکومت اسلامی! روشن‌تر بگوئیم، کودتاچیان سازمان ناتو خواهان «رفتار غیرمنطقی» از جانب ملت ایران‌اند.

برای رسیدن به این هدف مقدس لازم است حکومت اسلامی هر چه بیشتر تظاهرات برپا کرده و به سرکوب «غیرخودی‌ها» بپردازد تا همان نتیجة طلائی سال 1357 به دست آید: حضور گستردة‌ مردم در خیابان با شعارهای ابله فریب و مبهم: «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، «مرگ بر شاه» و ... و این شعارهای ابلهانه، همچنانکه شاهد بودیم به ظهور یک خردجال، یا همان «رهبر کبیر انقلاب» و حکومت توحش اسلامی انجامید. چند ماه پیش از ظهور خردجال در ایران، ژنرال ضیاءالحق با استقرار حکومت اسلامی در پاکستان، برای «جهاد» با اتحاد شوروی اعلام آمادگی کرده بود. و از آنجا که ما هم عضو پیمان استعماری «سنتو» بودیم می‌بایست برای جهاد آماده می‌شدیم! ولی هیچ حزب و گروهی به «مردم» نگفت، سازمان ناتو می‌خواهد ایران را به سکوی پرش و تهاجم به اتحاد شوروی تبدیل کند،‌ چرا که احزاب و گروه‌های سرزمین گل و بلبل همه سر در آخور سازمان کذا داشته، و امروز نیز در بر همین پاشنه می‌چرخد. سه روز پس از خروج شاه از ایران، تظاهرات عظیمی در تهران بر پا شد، با همان شعارهای مبهم «استقلال، آزادی ...» و حکومت مستقل توحش اسلامی از همین شعارها سر برآورد. امروز هم پس از گذشت سه دهه از استقرار این حکومت «قانون‌گریز» و جنگلی، اربابان‌اش می‌کوشند با تحریف شعارهای دمکراتیک، توحش و استقلال «بومی» را بر استقلال و توحش دینی بیافزایند.

و برای تحریف مطالبات دمکراتیک ملت ایران و جنبش مدنی، همانطور که گفتیم فقط کافی است شعارها تحریف شود. و برای تحریف شعارها، تکرار «مراسم آئینی» حکومت، یعنی «برپائی تظاهرات» و «سرکوب» الزامی است. به همین دلیل عمله و اکرة حکومت و دیگر الاغ‌های ساواک از هم اکنون برای «تظاهرات 16 آذرماه» خیز برداشته، پیام می‌فرستند! هر چه بیشتر تظاهرات کنند، و عربدة «مرگ بر دیکتاتور» و «جمهوری ایرانی» سر دهند، کار عموسام برای کودتا آسان‌تر خواهد بود. هر چه بیشتر خیابان را اشغال کنند، سگ‌های ‌هار بیشتر به مردم حمله خواهند کرد و مرض «هاری» و وحشیگری خود را به قربانیان‌شان «منتقل» می‌کنند و هاری همه‌گیر خواهد شد. مسلم بدانیم اگر حکومت اسلامی افتخار مزدوری برای ارتش جنایتکار ناتو را نداشت، برگزاری تظاهرات خیابانی را اصولاً ممنوع می‌کرد! ولی شاهدیم که این حکومت خود برای بزرگداشت سالگرد خیانت و کودتای 13 آبان‌ماه پیشقدم شد. مخالف‌نمایان هم به بهانة ابراز مخالفت با دولت احمدی‌نژاد، با عربدة «مرگ» خیابان‌های شهر را به اشغال خود درآوردند.

اصولاً «حکومت اسلامی» به عنوان یک «حکومت خیابانی» و غیرمسئول به «خیابان» و لات‌بازی و عربده‌جوئی در خیابان علاقة‌ وافری دارد. یکی از نشریه‌های مدعی مخالفت با این حکومت نیز «خیابان» نام‌ گرفته و «رادیوفردا» پس از ناکامی در تبلیغات خود برای «آیات عظام» اینک به دامان «خیابان» متوسل شده! البته دچار توهم نشویم! خیابانی‌ها از جنبش دمکراتیک می‌گویند و می‌گویند «سانسور» می‌شوند ولی معلوم نیست به چه دلیل سر از «رادیو فردا»، بوق عموسام درآورده‌اند. روشن‌تر بگوئیم «رادیو فردا»، به عنوان رسانة عموسام، همچون «بی‌بی‌سی» از همکاران شریف حکومت جمکران و از آخوندپرستان و انسان‌ستیزان صاحب‌نام به شمار می‌رود. پس اهالی «خیابان» اگر خود را طرفدار «جنبش دمکراتیک» می‌دانند در رادیو فردا چه می‌کنند؟ به امید دریافت پاسخ برای این پرسش‌ها. پس بگذریم و بازگردیم به حکومت خیابانی و فدائیان خیابان که از یک سو به «آیات عظام» و از سوی دیگر به «اوباش» مرتبط‌اند. همچنانکه زنده‌یاد کسروی می‌گوید، دستاربند و اوباش پیوندی دیرینه دارند! وجه مشترک هر دو توجیه «قانون‌شکنی»، آشوب و شورش برای استیفای «حقوق حیوانی»، بیابانی و جنگلی‌شان است. بی‌دلیل نیست که «بوریس ماکارنکو»، حکومت اسلامی جمکران را حکومتی بی‌اعتناء به قوانین بین‌المللی و با سیاست‌خارجی «غیرقابل پیش‌بینی» توصیف می‌کند!

گورکن‌ها از آنجا که سه دهه‌ است با پشتگرمی ارباب، و برای تأمین منافع دولت اسرائیل قوانین و مقررات بین‌المللی را نقض کرده‌اند، دیگران را نیز به کیش نوکری خود ‌می‌پندارند. امروز آخوند احمد خاتمی در وقوقیة تهران، ضمن نفس‌کش‌طلبی و اثبات حماقت و مزدوری حکومت چاه جمکران در بارة تو‌‌افق‌های هسته‌ای با گروه «1+ 5» در ژنو به تکرار مزخرفات «اکبر اعتماد» در «بی‌بی‌سی» پرداخته، و بدون اشاره به «گروگانگیری» و «اشغال سفارت آمریکا» که به تحریم‌های اقتصادی و جنگ انجامید، می‌گوید، ما سهامدار «ئورودیف» بودیم، سوخت به ما ندادند، امروز چه تضمینی داریم که سوخت هسته‌ای به ما بدهند؟

بله به این می‌گویند «زبان پدرسوختگی»! آخوند خاتمی فراموش کرده که به دلیل اعمال تحریم‌های اقتصادی ناشی از «اشغال سفارت آمریکا» اربابان‌شان دارائی‌های ایران را نه تنها در بانک‌های آمریکا مسدود کردند که هرگونه ارتباط قانونی با حکومت مستقل و خیابانی را برای شرکای‌شان در سازمان ناتو ممنوع نمودند تا میرحسین موسوی و بهزاد نبوی قاچاق، دلالی و بازارسیاه، یعنی «اقتصاد زیرزمینی» را بر ملت ایران تحمیل کنند. طبیعی است که در چنین شرایطی، دولت فرانسه حتی اگر مایل می‌بود، حق نداشت سوخت‌ هسته‌ای به ایران تحویل دهد، چرا که دولت فرانسه برخلاف حاج اکبر اعتماد و حکومت گورکن‌ها به هیچ عنوان از «استقلال خیابانی» برخوردار نیست و می‌باید از نظر حقوقی پاسخگوی سیاست‌های خود باشد. دولت فرانسه باید به تعهدات بین‌المللی خود عمل کند، حال آنکه نوکران آمریکا در جمکران چنین اجباری ندارند؛ و ملت ایران را در برابر لولة توپ آمریکا می‌گذارند. حکومت قدرقدرت و مستقل جمکران، با این شیوة برخورد خود را از منظر «حقوقی» در جایگاه «دزدان دریائی سومالی» قرار داده. از قضای روزگار آن‌ها هم مسلمان‌اند، سلاح و تجهیزات خود را هم از دست‌های مقدس آمریکا و شرکاء دریافت می‌دارند، تا بتوانند نقش طالبان را در دریای سرخ ایفا کنند. خلاصه آنگلوساکسون‌های دو سوی آتلانتیک نوع «طالبان آبزی» را نیز به فرهنگ 17 هزارسالة خود افزوده‌اند! طالبان‌آبزی نیز همچون حکومت مستقل اسلامی جمکران با پیروی از قوانین الهی همچون حیوانات بر «حق طبیعی» خود تکیه دارند؛ آن‌ها نیز همچون حیوانات «مسئول» عملکرد خود نبوده و پاسخگوی رفتارشان نیستند. مسلماً آن‌ها نیز همچون دیگر «اسلام‌گرایان» مزدور عموسام اهل تقیه و خودانکاری‌اند. درست همچون آخوند «منتجب‌نیا»، محمدخاتمی و اخیراً تولة شیخ مهدی کروبی که شهامت پذیرش مسئولیت گفتار وکردار‌ خود را ندارند، و از این جهت با توسل به دروغ می‌کوشند، «راوی» را «دروغگو» جلوه دهند!

جهت گرم کردن بازار کساد میرحسین موسوی، شایع شده بود که او نیز همچون آخوند منتظری «در حصر» قرار گرفته و به همین دلیل در تظاهرات کودتای 13 آبان‌ماه حضور نیافته! روز گذشته رسانه‌های جمکران از جمله حنازرچوبه، به نقل از پسر کروبی نوشتند، «حصر» موسوی یک «دروغ» بیش نیست. پسر شیخ مهدی به خبرنگار ایرنا گفته بود، موسوی دروغ می‌گوید، او شهامت شرکت در تظاهرات را ندارد. این سخنان در اکثر سایت‌های فارسی زبان منتشر شد. سپس حسین کروبی، در سایت «تغییر» مصاحبه با ایرنا را انکار کرده گفت، این ایرنا است که دروغ‌پراکنی می‌کند. از اینرو سایت حنازرچوبه، مورخ 15 آبان‌ماه سالجاری، ‌ در مطلبی با کد: 774856، پسر کروبی را تهدید کرد که اگر بر دروغ‌های خود پافشاری کرده و ایرنا را متهم کند، این خبرگزاری «فایل صوتی» اظهارات وی را منتشر خواهد کرد. البته در یک حکومت قانونی خبرگزاری رسمی دولت می‌باید رسماً از حسین کروبی، به دلیل «افترا» شکایت کند، تا هم او هم دیگران بدانند که بر حسب نرخ روز نمی‌توان سخن گفت و دیگران را متهم کرد.

بگذریم این رفتار موهن که بازتابی است از حقارت و پستی حسین کروبی، قطره‌ای است از دریای انسان‌ستیزی، و سکه‌ای است رایج در حکومت «مستقل» اسلامی! وقوقیه‌های جمعه تجلی همین حقارت و ذلت به شمار می‌رود. چرا که همه به «زبان گسست» بیان می‌شود. «زبان گسست» در تضاد با «زبان منطقی» واقعیت زمان و مکان را نادیده می‌انگارد. در نتیجه با توسل به زبان گسست به سهولت می‌توان دروغ گفت، شعار پوچ ساخت و رخدادهای تاریخی را بکلی نادیده انگاشت. آخوند خاتمی نیز دقیقاً همین عمل را صورت می‌دهد. او همچون اکبر اعتماد، با نادیده گرفتن اشغال سفارت آمریکا، که باعث اعمال تحریم‌های اقتصادی شد، از عدم تحویل سوخت هسته‌ای توسط فرانسه به ایران انتقاد به عمل می‌آورد. ایشان در ادامة چرندیات جمعه می‌گوید، اگر غربی‌ها بازی در بیاورند و سوخت رآکتور تحقیقاتی تهران را تحویل ندهند، ما خودمان این سوخت را تولید می‌کنیم:

«اگر بخواهيد بازی در بياوريد و سوخت اين راکتور را به ايران تحويل ندهيد[...] دانشمندان هسته‌ای ايران سوخت رآکتور اتمی تهران را تأمين خواهند کرد[...] شما تخصص در حق‌خوري و غارتگري داريد[...] ما با چه تضميني [...]»

بله، ما با چه تضمینی؟! حال اگر سخنان شیخ احمد خبیث را یک مرحلة منطقی به پیش رانیم خواهیم دید که ایشان جز چرند هیچ نمی‌گویند، و هدف از این جنجال و هیاهو فقط زمینه‌سازی برای تداوم تحریم اقتصادی و تهدید ملت ایران توسط یانکی‌ها و شرکای‌شان، به ویژه در اسرائیل است. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پیشنهادی به گورکن‌ها داده که اربابان‌شان در آمریکا و فرانسه آنرا تأئید کرده‌اند، گورکن‌ها هم می‌گویند اگر طرفین به تعهد خود عمل نکنند، خودشان سوخت را تولید می‌کنند. پس دلیل جاروجنجال محفل پاسدار لاریجانی چیست؟ چرا به پیشنهاد آژانس پاسخ مثبت نمی‌دهید که هر چه سریع‌تر روشن شود «غرب» به تعهدات خود عمل می‌کند یا خیر؟ به چه دلیل برای پارس‌کردن «بنیامین نتانیاهو» و اربابان‌ا‌ش زمینه‌سازی می‌فرمائید؟ اگرهدف‌تان از این خوش رقصی‌ها گسترش بحران است کور خوانده‌اید! امروز معلوم شد سازمان ناتو باید پیمان زنگ زدة‌ سنتو را هم به پستوی عموسام بازگرداند، چرا که دولت مستقل پاکستان «عبدالمالک ریگی» را آزاد کرد! به عبارت دیگر بی‌خیال پیمان امنیتی!

پس شیخ احمد خاتمی را در سوگ پیمان سنتو رها می‌کنیم تا نگاهی به سخنان مضحک علاءالدین بروجردی در پیش وقوقیة امروز داشته باشیم که با کد: 774770، در حنازرچوبه مورخ 15 آبان‌ماه سالجاری منتشر شده. بروجردی به ما می‌گوید، خمینی با حقوق بین‌المللی آشنائی داشته و پس از اشغال سفارت آمریکا فرمودند، این اقدام «حقوقی» است! بله، هر چه زمان می‌گذرد بر گسترة علم و دانش و آگاهی لات بی‌سروپائی به نام روح الله خمینی افزوده می‌شود. زبان ابتذال وی اینک جای خود را به «زبان منطق بلاهت» سپرده! امروز دریافتیم که خمینی خود از حقوقدانان بین‌المللی بوده، و به دلیل فروتنی این فضیلت را از امت اسلام پنهان داشته. همچنین امروز معلوم شد آن اوباش‌الله که در بالکن جماران نفس‌کش می‌طلبید و جنگ و آدمکشی را «نعمت الهی» می‌خواند اصلاً خمینی نبوده! حداقل این استنباطی است که از سخنان بروجردی می‌‌شود. گویا گورکن‌ها به دلیل اشغال سفارت آمریکا و نقض آشکار قوانین در محظور قرار گرفته تلاش دارند این اقدام خاننانه را قانونی هم جلوه دهند! برای حقنه کردن چنین دروغی چه کسی بهتر از بروجردی؟ هم ساواکی‌است، هم دروغگو و اسلام فروش است هم مانند دیگر نخبگان ساواک از بلاهت فراوان برخوردار!

به ادعای ایشان «امام‌راحل» پس از اشغال سفارت می‌گوید، این امر هیچ تضادی با «کنوانسیون ژنو» ندارد! بله، خمینی‌ای که ما دیدیم، نه فقط می‌دانست که پدیده‌ای به نام کنوانسیون ژنو وجود دارد، که از ابعاد حقوقی آن نیز مطلع بوده و شخصاً به رعایت قوانین بین‌المللی اهمیت می‌داده‌؛ البته این‌ها کشفیاتی است که اخیراً پس از نبش قبر امام حسین در نجف به دست آمده! چرا که طی دوران حیات ننگین امام خمینی از این موجود جز قانون‌شکنی و دروغ‌گوئی و لات‌بازی هیچ در دست نیست. پس مسلماً ایشان پس از مرگ حقوقدان و متخصص کنوانسیون ژنو شده‌اند، و حتماً همانطور که امپریالیسم را «امپریاس» می‌گفتند، کنوانسیون ژنو را نیز «کنواس» می‌‌نامیدند.

بگذریم! امروز بروجردی و دیگر گورکن‌های ساواک جمکران می‌پندارند متن سخنرانی‌های خمینی همچون وجود پلید‌اش نابود شده، در نتیجه به مزخرف‌بافی از قول امام‌شان می‌گویند، خمینی اشغال سفارت را خلاف کنوانسیون ژنو ندانسته. به ادعای بروجردی، ‌خمینی استدلال ابلهانة خود را بر اسناد به دست آمده از سفارت کذا استوار کرده، حال آنکه تا پیش از اشغال سفارت چنین اسنادی در دست نبوده! به عبارت دیگر امام دجال‌شان پس از ارتکاب یک عمل غیرقانونی از آن نتیجه‌گیری‌ قانونی فرموده‌اند. بله به این می‌گویند یک «برخورد حقوقی»، که مسلماً در «کنواس» صدراسلام بسیار رایج بوده. در واقع بروجردی گ...زیادی خورده و مزخرف می‌گوید:

«بروجردي با اشاره به ادعاهاي رسانه‌هاي غربي در غيرقانوني بودن اقدام دانشجويان ايراني تصريح کرد: امام راحل (ره) در آن مقطع فرمودند که اين اقدام کاملا حقوقی و اصولی بوده است زيرا آنجا سفارتخانه نبوده که مشمول کنوانسيون ژنو شود بلکه جاسوس‌خانه‌ای بوده است و اين نه بر اساس ادعاهای ما بلکه به وسيلة‌ اسناد به دست آمده ثابت شده است.»

البته بروجردی بینوا حق دارد، این سخنان بدیع از زبان امام راحل شنیده شده، ایشان در دورة حیات خود از این شکرها نمی‌خوردند.

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ آدردرایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل باکس




فیلترشکن‌های جدید7نوامبر2009

black-eyed-peas.co.cc
forexsoap.co.cc
fotomap.co.cc
digital-prox.co.cc
adless.cz.cc
getsneaky.cz.cc
anonsurf.cz.cc
sneaker.cz.cc
cloakip.cz.cc
imnotsuperman.info
sleetx.co.cc
i-dont-care.co.cc
proxy-mate.co.cc
forextweak.co.cc
38unblocknow.info
crew-proxy.co.cc
womanlink.co.cc
37unblocknow.info
dirext.co.cc
36unblocknow.info
forexthin.co.cc
careaprox.co.cc
35unblocknow.info
unblockfb.co.cc
34unblocknow.info
cleared-proxy.co.cc
sneakingup.co.cc
getnewbike.co.cc
33unblocknow.info
authentiman.co.cc
bypass.pi4a.com
ipterminal.info
32unblocknow.info
sayhitoworld.co.cc
unclesamproxy.co.cc
goawayblocked.co.cc
myschoolsissuck.co.cc
31unblocknow.info
forexcab.co.cc
dread-last.co.cc
proxy-no-block.co.cc
alt-proxy.co.cc
forexchin.co.cc
30unblocknow.info
superanonymweb.co.cc
network-security.cz.cc
forexstyle.co.cc
todays-quote.co.cc
29unblocknow.info
doun.info

 

Posted at 12:26 pm by nahid-roxan
Make a comment  

Friday, November 06, 2009
خندة خونین





آهنگران پیر، همه پتک‌ها به دست
در چشم‌شان طلیعة‌ خورشید زندگی
[...]
در هم شکسته است تو گوئی سکوت مرگ
در رستخیز این شب تاریک واپسین
برقی دمیده از دل آفاق دوردست
تا سایة‌ کبود شب افتاده بر زمین
خواند به پاس روز ظفر، باد شامگاه
شکرانة‌ گسستن زنجیر بندگی

با توقیف یک کشتی حامل تجهیزات نظامی در آب‌های قبرس، آخرین رویاهای محفل طالبان‌پرور هیلاری کلینتون نقش بر آب شد! هیلاری کلینتون در سفر اخیر خود به اسرائیل تلاش کرد با تأئید تلویحی سیاست شهرک‌سازی، تنور حماس و نوکران در جمکران را داغ و گرم نگاه‌ دارد. پس از پایان مانور نظامی آمریکا و اسرائیل در تاریخ 8 آبان‌ماه سالجاری، آمریکا برای اثبات حسن‌نیت خود نسبت به حکومت اسلامی، بنیامین نتانیاهو را فرمود، یک کشتی حامل سلاح و مهمات آخرین مدل برای رهبر فرزانه ارسال کند.

زمینه بسیار مناسب بود، چرا که دولت ترکیه علیرغم کشتار کردها، ژست ضداسرائیلی گرفته خود را مدافع حقوق فلسطینی‌ها جلوه می‌داد. و خلاصه هیچکس به ذهن‌اش خطور نمی‌کرد که اسرائیل از آب‌های قبرس برای ارسال سلاح به گورکن‌ها استفاده کند! می‌دانیم که بخشی از جزیرة قبرس با حمایت آنگلوساکسون‌ها توسط ترکیه اشغال شده و از طریق بخش ترک‌نشین قبرس به راحتی می‌توان پیشرفت گورکن‌ها را در «همة زمینه‌ها» تضمین کرد تا سگ‌های ‌هار استعمار بتوانند روز فرخندة‌ 13 آبانماه 1388، با خیال آسوده ایرانیان بی‌دفاع را در خیابان به زیر ضربات مشت و لگد و باتوم بیاندازند.

روئیده در دیار افق خوشه‌های خشم
افسرده بر لبان شفق، بوسه‌های ماه
پنداشتی غریو خدایان آسمان
پیچیده در کرانة‌ خاموش زندگی
بگرفته از فروغ شفق رنگ انتقام
آن گونه‌های سوخته از شرم بندگی

امروز شبکة الجزیره تصاویر هولناک تهاجم سگ‌های هار جمکران را به یک زن جوان در تهران پخش کرد. چند مأمور «انتظامی» به ضرب و شتم یک زن مشغول بودند. یک زن جوان، با موهای تیره و روسری سیاه، بدون آرایش، بدون نقاب، به ویژه بدون نماد طاعون سبز با دست‌خالی به چنگ مزدوران «نظم استعماری» افتاده بود. البته به یاد داشته باشیم که این وحشیگری‌ها فقط برای حفظ «ایمان» و «باورها» و «اعتقادات» مردم «مسلمان» ایران صورت می‌گیرد. بله ملت ایران اعتقادات‌اش نیز همچون ثروت‌های‌اش «صاحب» دارد! «صاحب» اعتقادات قلبی ما در واشنگتن نشسته! ایشان، خودشان «اعتقاد» تعیین می‌کنند. هر گاه پنتاگون اراده کند، ملت ایران باید اعتقادات‌اش را «تغییر» دهد. سپس مشتی لات و چاقوکش و جنایتکار با لباس شخصی، یا با یونیفورم مأمور مراقبت از همین «اعتقادات» می‌شوند. اوباما هم برای‌شان پیام دوستی می‌فرستد، تا برای سرکوب ملت ایران یعنی حفظ «باورها» و «ایمان‌شان» به حمایت همه جانبة ارباب پشت‌گرم باشند.

پنداشتی که خشم فروخوردة‌ قرون
جوشیده از خرابة‌ فرتوت روزها
پنداشتی که شیون قربانیان جنگ
آتش فکنده در دل آتش‌فروزها
از سینه‌ها رسیده به لب‌ها سرود خشم
افکنده در حریم دل‌آسودگان هراس

امروز سردارجعفری در مراسم معارفة‌ فرماندهان جدید قرارگاه قدس «جنوب شرق» و سپاه سلمان بلوچستان فرموده‌اند، «دشمنان» ایمان و باورهای مردم ایران را هدف گرفته‌اند و «رسالت» سپاه مبارزه با این تهدیدهاست! روشن‌تر بگوئیم، سردار از اسرائیل و آمریکا اسلحه و تجهیزات دریافت می‌کنند تا «باورهای» ایرانیان را شناسائی کرده و کسانی را که «باورهای‌شان» مخالف تأمین منافع آمریکا باشد، به زور سر نیزه و گاه از طریق اعدام به «راه راست» هدایت فرمایند. سردار جعفری در ادامه می‌گوید، دشمنان باورهای مردم ایران را هدف گرفته‌اند و سپاه برای مقابله با هر تهدیدی علیه حکومت اسلامی آمادگی دارد. به عبارت دیگر این پاسدار جنایتکار آشکارا می‌گوید، ملت ایران حق ندارد «باورهای» خود را تغییر دهد! چرا که تغییر باورهای ایرانیان موجودیت حکومت توحش را تهدید می‌کند. «باورها» و «ایمان» ملت ایران چگونه باید باشد تا سردار جعفری رضایت خاطر داشته باشند؟ تأئید بی‌قید و شرط صورتکی به نام «حکومت اسلامی» که از بدو استقرار تاکنون با تکیه بر «ابهام» اسلام، ‌ در مسیر پیروی از سیاست‌ آنگلوساکسون‌های دو سوی آتلانتیک هر روز رنگ عوض کرده، و به دلیل الزام «تغییر رنگ» مداوم این حکومت لازم است «باورها» و «ایمان» مردم ثابت باقی بماند، تا شیوخ خیانتکار بتوانند با توسل به آیات متناقض قرآن و حدیث و روایت و نهج البلاغه و کتاب‌دعاهای دیگر، تأمین منافع اربابان خود را با زدن نعل وارونه «توجیه» کنند. به گزارش سایت نووستی، مورخ 14 آبانماه سالجاری، به نقل از فارس‌نیوز، سردار جعفری فرموده‌اند:

«دشمنان انقلاب اسلامی در تهدید نرم، ایمان و باورهای مردم مسلمان ایران را هدف [گرفته‌اند] جنگ نرم با تهدیدات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آغاز می‌شود [...] سپاه پاسداران با توجه به رسالت و مأموریت خود آمادگی مقابله با هر نوع تهدیدی علیه جمهوری اسلامی را دارا است.»

البته پاسدار جعفری گزافه‌گوئی می‌فرمایند. هیچ ملتی در برابر استعمار تسلیم نشده که ما تسلیم شویم. هیچ دولتی هم با تکیه بر حمایت استعمار نتوانسته «جاوید و پاینده»، برقرار و استوار بماند. بدبخت‌ها کور که نیستید! روز 13 آبانماه، سلاح‌هائی که ارباب‌تان از اسرائیل ارسال کرده بود توقیف شد! اگر چه بوق‌های استعمار برای فوت کردن در آستین پارة حکومت توحش ادعا می‌کنند، این «حکومت اسلامی» است که سلاح و تجهیزات به لبنان و سوریه ارسال می‌کند! ولی ما که می‌دانیم اسلحه از اسرائیل با اجازة‌ آمریکا به ایران «صادر» می‌‌شود تا به عمر نکبت‌بار حکومت اسلامی چند صباحی بیافزایند. بله، این حکومت «ضدامپریالیست» جمکران است که در راه نوکری برای سرمایه سالاری جهانی نعل وارونه می‌زند، آنهم طی سه دهه! حکومتی که سرنوشت‌اش در دست محافل جهانی «طالبان پروری» است. محافلی که مواضع‌شان، لحظه به لحظه تضعیف می‌شود.

کافی است نگاهی به وضعیت مفتضح حمیدکرزای، رئیس متقلب جمهوری تقلبی و دست‌ساز ناتو در افغانستان بیاندازیم تا ببینیم حمایت آشکار اربابان، و به ویژه سازمان رسوای ملل کارش به کجا کشیده! کافی است به فروپاشی پاکستان بنگریم تا ببینیم تضعیف و نابودی مراکز طالبان پروری سرنوشت ترکیه و جمکران را رقم خواهد زد. سردار جعفری! شما که توانائی دیدن «باورهای» ملت ایران را دارید، چرا پیامدهای سفر میلیبند به مسکو را نمی‌بینید؟ این مسافرت سه روزه و به ظاهر بی‌نتیجه همة برنامه‌های محفل کلینتون را در صحنة سیاست بین‌الملل خنثی کرد! ابتدا هیلاری کلینتون هر چه در اسرائیل گفته بود «تصحیح» کرد، سپس کشتی حامل سلاح‌های اسرائیل برای شما پیش پای «لاوروف» در قبرس توقیف شد، و روز 13 آبان‌ماه مقام معظم و شرکاء را در ماتم «تغییر» ‌نشاند. امروز هم نمایندگان مجلس عراق در مورد منطقة نفتخیز «کرکوک» به توافق رسیدند! خلاصه سفر میلیبند به مسکو نشان شکاف آشکار بین آمریکا و انگلستان در منطقه است. روشن‌تر بگوئیم انگلستان ناچار شد خود را به مواضع روسیه و آلمان نزدیک کند. با مسافرت دیوید میلیبند به روسیه، دلائل عقب‌نشینی وزارت امورخارجة آمریکا از روز هم «روشن‌تر» ‌شده!

خلاصه پس از توقیف کشتی استرالیائی حامل تجهیزات نظامی که از طریق امارات «زرادخانة» اسلام را زینت‌ می‌بخشید، امروز حکومت «مستقل» جمکران و گورکن‌ها از دریافت سلاح‌های اسرائیلی نیز محروم شدند! توقیف کشتی حامل سلاح‌های به اصطلاح «ایرانی» در آب‌های قبرس، یکی دیگر از پیامدهای سفر دیوید میلیبند به روسیه است. این کشتی در واقع حامل تجهیزات ساخت اسرائیل برای گورکن‌ها بود. البته این نخستین بار نیست که اسرائیل با موافقت یانکی‌ها به جنایتکاران جمکران سلاح می‌فروشد. ‌5 روز پیش از آنکه صدام حسین، رئیس جمهور وقت عراق رسماً آمادگی کشورش برای بازگشت به مرزهای بین‌المللی را اعلام کند، در تاریخ 21 اکتبر سال 1982، سفیر اسرائیل در ایالات متحد رسماً اعلام داشت که با موافقت آمریکا به حکومت اسلامی سلاح و تجهیزات نظامی تحویل می‌دهد. در واقع این اظهارات چراغ سبز به حکومت اسلامی جمکران بود برای رد پیشنهاد صدام حسین و تأکید بر تداوم جنگ. بله، به این دلیل بود که خمینی، ارواح شکمش «ضدآمریکائی» پیشنهاد عراق را برای پایان دادن به جنگ نپذیرفت تا منافع اربابان‌اش تأمین شود، و آبروی‌اش نرود! ولی این نکات پیش پا افتاده از چشمان تیز بین نوآم چامسکی پنهان مانده!

ایشان برای حفظ منافع محفلی خود همچنان حاکمیت اسرائیل را «دشمن» حکومت اسلامی معرفی می‌فرمایند. و آشوب‌های «مردمی» دوران نکبت‌بار نخست‌وزیری محمد مصدق را تلاش ایرانیان برای دست یافتن به «دمکراسی» ارزیابی می‌کنند. همچنانکه بارها در این وبلاگ گفته‌ایم، برای تحریف دمکراسی، پروپاگاند استعمار آن را در ترادف با آشوب و هرج و مرج قرار می‌دهد تا در واقع «سرکوب» را توجیه کند. چرا که هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند «آشوب» را مورد تأئید قرار دهد. «آشوب» و «ایستائی» دو روی سکة فاشیسم‌اند، و هر دو از رشد و شکوفائی جامعه جلوگیری می‌کنند. بی‌دلیل نیست که چامسکی، متخصص «زبان پروپاگاند» کودتای ننگین 22 بهمن را «انقلاب» و آشوب‌های دوران مصدق را «دمکراسی» می‌خواند! چامسکی که در تمام آثار خود البته به زبان انگلیسی مدافع «انسان‌محوری» است، به ملت ایران که می‌رسد «انسان‌ستیز» و «پاسدارنواز» می‌شود. بی‌دلیل نیست که مزخرفات گوساله‌پسند وی پیرامون دوران سرکوب و آشوب مصدق در سایت پاسدار محسن رضائی هم منتشر ‌شده. گردانندگان سایت «تابناک» می‌پندارند، از آنجا که نوآم چامسکی در جهان غرب به آزادی‌خواهی شهرت یافته، پس این‌فرد هر مهملی در مورد ایران بر زبان آورد، می‌باید «دفاع از آزادی» تلقی شود! حال آنکه چنین نیست! نوآم چامسکی به بهانة‌ دفاع از حقوق بشر و انتقاد از آمریکا، در واقع پروپاگاند ایران‌‌ستیز و اسلام‌پرستانة محفل «برژینسکی ـ کارتر» را منعکس می‌کند. سیاست این محفل فقط از راه جنگ و قانون‌شکنی تأمین می‌شود و به همین دلیل است که به ادیان و به ویژه به دین اسلام ارادت خاصی دارد. چرا که برای نقض قوانین و هنجارهای بین‌المللی، یا بهتر بگوئیم برای توجیه «توحش»، «لات‌بازی» و «قانون‌شکنی» در سطح جهانی ابزاری بهتر از «دین اسلام» یافت نمی‌شود. دین کذا همچون دیگر ادیان ابراهیمی در تضاد با هنجارها و قوانین و حقوق بین‌المللی قرار می‌گیرد. از اینرو محفل «برژینسکی ـ کارتر» به ایجاد ساختارهای موازی اسلامی و «مستقل»، ‌ یعنی «غیرمسئول» کمر همت بسته. القاعده، حکومت جمکران، طالبان، جهاد اسلامی، حزب‌الله و دزدان دریائی سومالی همه و همه یک وجه مشترک دارند: «استقلال» و «قانون‌شکنی»! استقلال از قوانین، مسئولیت‌گریزی و عدم پاسخگوئی به اعمال قانون‌شکنانه!

گفتی بر آستانة‌ این شامگاه تلخ
در هم خزیده سایة‌ مردان ناشناس
در چشم‌شان طلیعة طوفانی شفق
آرد خبر ز خندة‌ خونین صبحگاه
فریادشان گسیخته در آسمان شهر
خشم سیاه‌شان همه جوشیده در نگاه

محفل مذکور با استقرار حکومت اسلامی یک پایگاه جهانی را برای قانون‌شکنی و عدم‌مسئولیت در ایران مستقر کرد. البته این ساختار در ابتدای کار، و فقط در ظاهر قرار نبود قانون‌شکن باشد! با این وجود دولت مهدی بازرگان خود برخاسته از قانون‌شکنی بود. این دولت از بدو استقرار غیرقانونی خود، با تکیه بر چماقداران و اوباش کمیته‌ها و شهربانی و ساواک به سرکوب همه جانبة مردم پرداخت، و طی 8 ماه گام به گام دوران هرج‌ومرج مصدق را «بازتولید» کرد تا زمان اشغال سفارت آمریکا فرا رسید. در این مقطع بود که بازرگان شیاد همچون پیشوای‌اش، مصدق «مخالف‌نمائی» پیشه کرد. هر چند اینبار گاوچران‌ها کور خوانده بودند! شیوة «قهرمان سازی» کارگر نیفتاد و شیخ مهدی به عنوان مبلغ اکبر بهرمانی و «سازندگی» ایشان، ‌ البته سازندگی در زمینة‌ قتل و آدم‌ربائی و انعقاد قراردادهای نان و آبدار با غرب راهی فرنگ شده، از ایرانیان برای «بازگشت» به بهشت جمکران دعوت به عمل می‌آورد. بگذریم!

در راستای این صحنه‌سازی‌های مهوع سایت حنازرچوبه مطلبی منتشر کرده تا بگوید، اشغال سفارت آمریکا «خواست دولت» نبود، «خواست مردم» بود و «دانشجویان» به «خواست مردم» عمل کردند! اولاً «مردم» بی‌جا کرده‌اند که خواهان نقض قوانین بین‌المللی می‌شوند. تهاجم به سفارتخانة هر کشوری، طبق قوانین بین‌الملل «تهاجم به خاک آنکشور» به شمار می‌رود و بر اساس همان قوانین، کشوری که سفارتخانه‌اش اشغال شده مجاز است با توسل به نیروی نظامی از خاک خود دفاع کند. دولت بازرگان هیچ مخالفتی با اشغال سفارت آمریکا نداشت، کاملاً بر عکس! این دولت راه را برای اشغال سفارت آمریکا باز گذاشت تا زمینه‌ساز حضور نظامی اربابان‌اش در ایران شود. بگذریم!

حنازرچوبه، مورخ 13 آبانماه سالجاری در مطلبی گوساله‌فریب با کد: 772889، ضمن ارائة دلائلی ابلهانه برای توجیه اشغال سفارت آمریکا، ‌تلاش می‌کند سخنرانی مبتذل، ابلهانه و در هم و آشفتة‌‌ خمینی در مخالفت با کاپیتولاسیون را نیز بازنویسی کرده، لحن داش‌مشتی‌ها و اوباش حوزه و بازار را از آن بزداید! نویسنده از زبان خمینی، اشغال سفارت آمریکا را کوتاه کردن دست آمریکا از ایران و «واکنش طبیعی جوانان» به سیاست آمریکا معرفی کرده!

اینکه «دست آمریکا» با تعطیل سفارتخانه‌‌‌اش از ایران کوتاه شود، فقط در ذهن علیل امثال خمینی می‌گنجد. اینان در چارچوب آنچه دین اسلام می‌خوانند «واکنش طبیعی» و «رفتار حیوانی» انسان را «توجیه» می‌کنند. و از قضای روزگار آخوند منتظری شیاد هم اشغال سفارت را اخیراً محکوم کرده،‌ البته نه به دلیل نقض قوانین بین‌الملل و قرار دادن ملت ایران در برابر لولة توپ دیپلماسی یانکی‌ها و متحدان‌شان، که به دلیل «رنجش» مردم آمریکا! این شیادان پس از سه دهه حاضر نیستند مسئولیت جنایتی را که تحت اوامر اربابان‌شان در ایران مرتکب شده‌اند بپذیرند، و در هر گام سعی در مخدوش کردن ابعاد آن دارند. به هر تقدیر از امثال شیخ منتظری بیش از این انتظار نمی‌توان داشت. آخوند منتظری نیز در عمل ثابت کرده که جیره‌خوار همان سیاستی است که برای تأمین منافع خود، حکومت ایران را «مستقل» و «مسولیت‌گریز» می‌پسندد. همان سیاستی که رفتار منطقی، انسانی و قانونی را برای حاکمیت ایران مناسب «تشخیص» نمی‌دهد، چرا که ایرانی را «انسان» به شمار نمی‌آورد.

آهنگران پیر ، همه پتک‌ها به دست
با چهره‌های سوخته در نور آفتاب
[...]
پتک گران به دست و دهان‌ها پر از خروش
فریادشان گسسته در آفاق شامگاه
[...]
(نادر نادرپور)

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ آدردرایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل باکس




فیلترشکن‌های جدید6نوامبر2009

fashionbeautystyle.info
anweg.com
filter-proxy.info
assana.info
ixxivi.info
freshie.info
unblock103.info
35428.com
foxilo.info
imblocked.in
proxiesfor.me
unblockfacetube.com
webunlock.info
allnewproxies.com
schoolwebfiltering.info
schoolwebfilters.info
proxiesunblock.info
proxiweb.info
unblocked-technorati.info
proxyinstant.info
unblockfacetube.info
fizipo.info
cash2money.info
surfschoolproxy.cn
shockedmoose.com
vaafoo.info
filteringwebsites.info
uxxula.info
unblock101.info
vitoza.info
viewunblockproxy.cn
newschoolproxy.cn
proxyneo.info
xixiaz.info
freehideip.com
unblocked-flickr.info
vidiop.info
unblockproxys.info
blockedschoolproxy.cn
es347.info
urlfilters.info
proxisafe.info
schoolwebfilter.info
cevian.info
onlineunblockproxy.cn
meezoo.info
freeschoolproxy.cn
webblocking.info
unblock102.info


 

Posted at 12:14 pm by nahid-roxan
Make a comment  

Thursday, November 05, 2009
پرهیب استقلال





می‌پرسید «زبان منطقی» چیست؟ زبانی است که در ارتباط با واقعیت «زمان» و «مکان» قرار دارد، صریح و فاقد ابهام است. زبان منطقی، زبان انسان در «اکنونی‌ات» زمان و در مکان مشخص است. زبانی است که بیانگر خواسته‌های منطقی انسان در اجتماع است. اگر بخواهیم تعریف دیگری از زبان منطقی ارائه دهیم می‌توانیم بگوئیم زبانی است که از هر نظر در تضاد با «گسست» و «جامعة آرمانی» قرار می‌گیرد. زبان منطقی، «زبان اجتماعی» انسان است، زبانی است که بین انسان‌ها ارتباط منطقی و واقعی برقرار می‌کند. از این نظر زبان منطقی، شعار پوچ را برنمی‌تابد و پوچ‌ترین شعار این روزها همان شعار فریبنده‌ای است که از زبان جیره‌خواران غرب می‌شنویم: «ما خواهان جهانی عاری از سلاح‌های اتمی هستیم!» یک مرحلة منطقی این شعار جادوئی را به پیش رانیم، تا روشن شود چرا وزیر امورخارجة‌ انگلستان، در سفر خود به مسکو همین «درخواست» را داشت و پاسخ منفی گرفت.

این شعار مخاطب را در «گسست» با واقعیت زمان و مکان قرار می‌دهد و به همین دلیل پیرامون یک فریب اجماع به وجود می‌آورد. کسی که طوطی‌وار خواهان خلع «سلاح هسته‌ای» می‌شود نمی‌داند پنتاگون به «سلاح لیزری» دست یافته. سلاحی که به مراتب مخرب‌تر از سلاح هسته‌ای است. این سلاح با موفقیت کامل روی اهداف متحرک در آمریکا و روی اهداف ثابت در روسیه و هند امتحان شده: اخیراً یک نیروگاه‌ آبی و یک مخزن سوخت در روسیه، و یک مخزن سوخت در هند هدف توپ‌ لیزری قرار گرفته. با چنین اسلحه‌ای پنتاگون و شرکای‌اش در سازمان ناتو ‌نیازی به سلاح هسته‌ای ندارند! در نتیجه همه خواهان «جهانی عاری از سلاح‌های هسته‌ای» شده‌اند! ولی نابودی این سلاح‌ها متضمن استقرار صلح جهانی نخواهد بود، به هیچ عنوان! مگر اشغالگران در عراق و افغانستان از سلاح هسته‌ای استفاده می‌کنند؟ ولی این شعار فریبنده را بر سرزبان‌ها می‌اندازند تا افکار عمومی را در شرایط کاذب یک «جهان آرمانی» یا بهتر بگوئیم در «گسست با واقعیت» قرار دهند. این شعار «کودتا» بر ضد عقل‌سلیم است، چرا که این دروغ بزرگ را به مخاطب القاء می‌کند که با نابودی سلاح‌های هسته‌ای، جنگ نیز از صحنة جهان محو می‌شود، و همه در صلح و آرامش به سر خواهند برد. حال آنکه چنین نیست! «واقعیت» به ما می‌گوید که این شعار پوچ با هدف گسترش سلطة آمریکا بر کشورهای دیگر، از طریق سلاحی به مراتب مخرب‌تر از سلاح هسته‌ای بر سر زبان‌ها افتاده.

سی سال پیش در چنین روزی، به منظور تبدیل کشورمان به پشت جبهة طالبان، توطئة آمریکا برای اشغال سفارت‌اش در ایران به مورد اجرا گذاشته شد و شرایط مناسب برای ایجاد گسست، یعنی تحمیل «انزوای سیاسی» و «تحریم اقتصادی» با هدف مقدس «جنگ افروزی» فراهم آمد. «انزوای سیاسی»، «تحریم اقتصادی» را به همراه دارد و این «معجون جادوئی» معمولاً به جنگ و کودتا می‌انجامد. بدون قراردادن ملت‌ها در «انزوای سیاسی» نمی‌توان تحریم اقتصادی را بر آن‌ها تحمیل کرد، و بدون ایندو عامل زمینه‌سازی برای جنگ، چه داخلی و چه خارجی مشکل خواهد بود.

از بدو کودتای ننگین 22 بهمن 1357 تاکنون، سیاست استعمار چندین «گسست» مسلسل‌وار بر ملت ایران تحمیل کرده که همگی ریشه در اشغال سفارت آمریکا و گروگانگیری داشته. چرا که این قانون‌شکنی آشکار دو شرط لازم و کافی جنگ‌افروزی را تأمین کرد: انزوای سیاسی و تحریم اقتصادی. در پناه این شرایط بود که تحمیل یک قانون اساسی بر مبنای حدیث و روایت و قصص امکانپذیر شد، و یک جنگ استعماری نیز با عراق به راه افتاد. برکناری بنی‌صدر، تصفیه‌های درون گروهی، سرکوب‌های دوران سازندگی، اصلاحات و بحران‌‌ دست‌ساز هسته‌ای پیامدهای شوم اشغال خائنانة سفارت آمریکاست.

امروز معلوم شد فقیه عالیقدر، آیت‌الله «لیبرال ـ دمکرات» برگزیدة «بی‌بی‌سی»، یعنی همان شیخ حسینعلی منتظری خودمان با اشغال سفارت آمریکا در آبانماه 1358 مخالف‌ بوده‌اند! ‌گویا از شدت حجب و حیا و فرصت‌طلبی، سی‌سال برای ابراز مخالفت‌شان خون جگر خوردند تا اینکه رادیوفردا و شرکاء از مخالفت ایشان پرده برداری کردند! چرا؟ چون بازهم دستاربندان به منظور تخریب جنبش مدنی، به قصد نفوذ در صفوف مخالفان به «سرقت» ادبیات سیاسی آنان پرداخته سعی دارند خود را «متمدن» و «متعهد» به رعایت قوانین بین‌المللی بنمایانند. البته اینبار حضرت آیت‌الله و اربابان‌شان واقعاً کور خوانده‌اند! ما اشتباه مبارزان صدرمشروطه را تکرار نخواهیم کرد،‌ جای آخوند جماعت به ویژه جایگاه حسینعلی منتظری در کنار چماقداران «مستقل» حکومت است، از میرحسین تا مهرورزی! اصل اساسی «جدائی دین از سیاست» ایجاب می‌کند که آیات عظام سیاست‌پرست با سردادن عربدة‌ «نه شرقی، نه غربی» در جایگاه واقعی خود، یعنی در صف «فاشیست ـ ‌مسلمان‌های» قانون‌شکن، کودتاچی و مدافع «احکام شریعت» قرار گیرند.

در این وبلاگ بارها به «ایجاد گسست»، به عنوان یک مشی استعماری اشاره شده اما هرگز فرصتی برای ارائة‌ یک تعریف مناسب از «گسست» پیش نیامده. امروز که 30امین سالگرد یکی از مهم‌ترین گسست‌های استعماری در ایران است، فرصت را برای مشخص کردن ویژگی‌های «گسست» غنیمت شمریم! «گسست» و هدف از ایجاد آن چیست؟ به طور کلی‌، هدف از ایجاد گسست قراردادن جامعه در «شرایط کاذب» یا «آرمانی» و «یوتوپیک» است. روشن‌تر بگوئیم، «شرایط کاذب» می‌تواند جامعه را خارج از واقعیت‌های «زمان» و «مکان» قرار ‌دهد و از این نظر،‌ «گسست» در تضاد کامل با «تداوم تاریخی» نیز قرار می‌گیرد. به عبارت دیگر، با ایجاد هر «گسست» نظم و تداوم تاریخی جامعه درهم می‌شکند.

تداوم تاریخی جامعة‌ ایران چیست؟ مجموعة تحولات جامعة‌ ایران، به عنوان یک مجموعة انسانی در «زمان» و «مکان مشخص» را «تداوم تاریخی» ایران ‌می‌خوانند. به عبارت دیگر، تحولات جامعة ایران در زمینه‌های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و ... از مبداء تاریخ کشور ایران، یعنی از پایه‌گذاری امپراطوری هخامنشی تا به امروز، تداوم تاریخی ایران به شمار می‌رود. در نتیجه، قراردادن تاریخ «فرضی» هجرت پیامبر مسلمانان به عنوان مبداء تاریخ ایران، تحمیل «گسست» بر ملت ایران به شمار می‌رود. چرا که این عمل مبداء تاریخی و ایرانی جامعه را حذف کرده، بجای آن یک مبداء «بیگانه»، «اسطوره‌ای» و «مقدس» قرار می‌دهد. مبدائی که خود بین دو تقویم‌ «شمسی» و «قمری» نیز در نوسان است. اما «گسست» از ابعاد دیگری نیز برخوردار است که با هدف «تحمیل جنگ»،‌ ابتدا «انزوای سیاسی» و سپس «تحریم اقتصادی» را بر جامعه حاکم می‌کند، ‌ همچنانکه طی سه دهة اخیر در ایران شاهد اعمال چنین سیاستی بودیم. پیشتر نیز از دورة قاجار، چنین سیاستی به صورت «رقیق» از طریق «فتوی»، «ترور» و «آشوب»، یا بهتر بگوئیم غائلة تنباکو، ترور رزم آراء، ملی شدن نفت و حضور کنسرسیوم در کنار انگلستان بر ملت ایران حاکم شده بود.

پیشتر گفتیم که محمد‌ مصدق،‌ برای حفظ منافع ملی بریتانیا یکبار زمینه‌ساز اشغال نظامی آذربایجان، و بار دیگر در کنار فدائیان اسلام جاده‌ صاف کن کودتا جهت حضور کنسرسیوم در ایران شد. و به دلیل همین خیانت‌ها نیز «قهرمان ملی» لقب گرفت. جهت اجتناب از تکرار مکررات وارد جزئیات نمی‌شویم. پس بازگردیم به تحمیل انزوای سیاسی و تحریم اقتصادی با هدف جنگ افروزی. به دلیل خیانت‌های فدائیان اسلام و شرکای فکل‌کراواتی‌شان همچون مصدق و بازرگان، به مرور زمان سیاست استعمار در ایران قدرتمندتر شد و از مرحلة «فتوی، ترور، ‌ آشوب» در سال 1357، به مرحلة «براندازی مخملین» یا «کودتاهای مسلسل» گام نهاد. این مرحلة جدید خشونت از هنگام به قدرت رسیدن جیمی کارتر در ژانویة 1977 شدت یافته، و همچنانکه گفتیم پس از نشست گوادالوپ در ماه ژانویة 1979 به سرنگونی شاه نیز منجر شد. سپس فرانسه امام «روشن ضمیر» را جهت تخریب فرهنگ و تاراج ملت ایران در مهرآباد تخلیه کرد، تا این موجود وحشی و فریبکار با شعارهای پوچ بر ضد ارباب، کشور ایران را به طویلة ارتش ناتو و جولانگاه اراذل و اوباش تبدیل کند. و باید اذعان کنیم که در این امر مقدس کاملاً «موفق» شد.

امروز 13 آبانماه 1388، جشن‌های ویژة یک‌سالگی ریاست جمهوری باراک اوباما همزمان در آمریکا و جمکران برگزار شد. اینهم یکی از پیامدهای فرخند‌ة ‌سفر دیوید‌ میلیبند به مسکو بود. ملاقات و دیدار سه روزة وزیر امور خارجة انگلستان با همتای روس خود پیامدهای دیگری هم داشت. از آنجمله است، ارسال دکتر علی‌کوچیکه، غلام‌بچة سفارت کذا به بغداد! شلیک خمپاره به پادگان ارتش آمریکا در عراق، و شلیک یک پلیس افغان به نظامیان انگلستان که به مرگ 5 تن از آنان انجامید. البته پنج‌تن کذا را در انگلستان «شهید» راه دمکراسی خواهند خواند، ولی واقعیت جز این است. افغانستان توسط انگلستان به بهانة مبارزة فرضی با طالبان اشغال شده در حالیکه گروه طالبان به رهبری حمید کرزای دست در دست اشغالگران ناتو، افغانستان را به نخستین مرکز تولید مواد مخدر جهان تبدیل کرده، و فریاد و فغان رسانه‌های غرب از فساد دولت و تولید مواد مخدر در این کشور به آسمان برخاسته. تو گوئی سیاست سازمان ناتو با طالبان‌پروری، فسادمالی و تولید مواد مخدر در تضاد قرار می‌گیرد!

امروز در جمکران همچنانکه می‌دانیم جشن‌های پرشکوه به مناسبت 30امین سالگرد کودتای 13 آبان 1358 در قالب لات‌بازی‌های ویژة نوکران «مستقل» آنگلوساکسون‌ها، و با حضور فرضی «توده‌های میلیونی» برگزار شد. و خلاصه بازار «مرگ بر این، و مرگ بر آن» حسابی گرم و داغ بود. با سفر ولادیمیر پوتین به ایران، آبمنگل‌ها زمینة قراردادن خود در انزوای سیاسی را از دست دادند، و اکنون می‌کوشند با برپائی «مراسم آئینی» کودتای 13 آبان، جنگ زرگری با طاعون سبز و ایجاد درگیری‌های خیابانی به جهانیان بگویند در بر همان پاشنه می‌چرخد. البته سخت در اشتباه‌اند. پس از عقب نشینی هیلاری کلینتون از موضع آمریکا در مورد شهرک‌سازی اسرائیل، آمریکا یک گام دیگر نیز به عقب برداشت. نانسی پلوسی از صدراعظم آلمان برای سخنرانی در سنای آمریکا دعوت به عمل آورد و آنجلا مرکل در سخنرانی خود صریحاً با تجهیز ایران به سلاح هسته‌ای مخالفت کرد.

یادآور شویم، پس از سخنرانی آدنائر در سال 1957، آنجلامرکل دومین صدراعظم آلمان است که در سنای آمریکا سخنرانی می‌کند. با موضع‌گیری صدراعظم آلمان در مورد ایران، فرانسه ناچار به کاهش سطح روابط خود با گورکن‌ها خواهد شد، چرا که فرانسه ناچار است برای ممانعت از بحران در اروپا پیروی از سیاست آلمان را در پیش گیرد. فرانسه برخلاف جمکران سیاست‌های‌اش بر واقعیات تکیه دارد و نمی‌تواند همچون گورکن‌ها ادعای «استقلال»‌ داشته باشد. مسلماً همین روزهاست که برای ممانعت از دوری ارباب، کلوتیلد رایس به محور جنجال و بحران نوینی در جمکران تبدیل شود، چرا که آب‌منگل‌ها از قوانین و مقررات بین‌المللی پیروی نمی‌کنند، اینان همچون امام‌شان «مستقل» و وحشی و قانون‌شکن‌اند، ولی توحش‌ اوباش‌الله پیرو «خط‌امام» و «نوکر آمریکا» به حساب «ایران» گذاشته ‌شده.

سایت فرانسه زبان «نووستی»، مورخ 3 نوامبر 2009 به نقل از «بوریس ماکارنکو»، در «مرکز تکنولوژی‌های پلیتیک» می‌نویسد:

«در تاریخ 4 نوامبر 1979، ایران به جهانیان ثابت کرد برای حقوق و موازین بین‌المللی کمترین ارزشی قائل نیست. تهران نشان داد که می‌خواهد بر اساس قواعد خاص خود بازی کند. حکومت ایران یک نظام تئوکراتیک،‌ با روند انتخابات حداقلی و با سیاست خارجی‌ غیرقابل پیش‌بینی باقی ‌مانده.»

البته ماکارنکو، برای رعایت نزاکت عبارت «سیاست خارجی غیرقابل پیش‌بینی» را بجای لات‌بازی و قانون‌شکنی به کار برده. باری، «الکساندر اومنوف»، کارشناس دیگر علوم سیاسی به نووستی می‌گوید، برگزاری 30امین سالگرد اشغال سفارت آمریکا در تهران نشان از تداوم خط‌ سیاسی حکومت ایران دارد. البته حفظ انزوای سیاسی و تداوم روابط پنهان با آمریکا، به دلیل تمایل اربابان حکومت جمکران در واشنگتن صورت گرفته. ولی مگر یانکی‌ها این «واقعیت» را می‌پذیرند؟ هرگز! اینان همچنان وانمود می‌کنند که حکومت اسلامی «مستقل» است، و در کمال استقلال و آزادی پیرامون ارتباط یا عدم ارتباط با آمریکا تصمیم می‌گیرد.

امروز در تداوم عقب‌نشینی‌های ارباب در ایالات متحد، دفتر مطبوعاتی کاخ سفید، پیام باراک اوباما به مناسبت سالگرد اشغال سفارت آمریکا را منتشر کرد. در این پیام آمده است، آیندة ایران به آمادگی این کشور جهت پیروی از قوانین بین‌ا‌لمللی بستگی دارد. ترجمة پیام اوباما در سایت نووستی، مورخ 13 آبانماه سالجاری انتشار یافته. این پیام مزورانه، نه خطاب به ملایان، که خطاب به «ایران» می‌گوید، در صورت رعایت قوانین و تعهدات بین‌المللی، می‌تواند از انزوای سیاسی خارج شود. ولی جالب اینجاست که «انزوای سیاسی»، برای تأمین منافع آمریکا توسط ملایان دست‌نشانده‌اش بر ما ملت تحمیل شده. قانون‌شکنی حکومت ملایان به بهانة‌ «استقلال» با پشتیبانی عمو‌سام صورت گرفته و می‌گیرد:

«ایران باید انتخاب کند. ما طی 30 سال گذشته شنیدیم حکومت ایران با چه چیز مخالف است[...] حال زمان آن رسیده که دولت ایران تصمیم بگیرد که آیا می‌خواهد با معیارهای گذشته زندگی کند و یا انتخاب خود را به نفع گشایش درها به روی امکانات، شکوفائی و حق و عدالت خواهی برای ملت ایران انجام می‌دهد[...]»

بله اکنون می‌توان دریافت چرا آخوند منتظری با اشغال سفارت مخالف بوده، ولی طی 30 سال گذشته فراموش کرده بود به ما بگوید! با این وجود باید به این مستر پرزیدنت یانکی‌ها بگوئیم، دولت ایران مگر تصمیم گیرنده است که امروز تصمیم بگیرد؟ امر بفرمائید! در خدمت حاضراند. شما سی سال پیش «انتخاب» کردید که دولت ایران با چه چیز مخالف باشد، امروز هم شما انتخاب کنید که همین دولت باید با چه چیز موافقت کند! این پیام قصد القاء این دروغ بزرگ را دارد که «دولت ایران» طی 30 سال گذشته هیچ ارتباطی با حاکمیت آمریکا نداشته، و به میل و ارادة خود بر «عدم ارتباط» پافشاری هم می‌کند. حال آنکه نیک می‌دانیم چنین نیست! شما هم خود را به نفهمی زده‌اید، حال آنکه احمق نیستید! پس لطف کنید ما را هم احمق نیانگارید!

توسل به «زبان فریب»، جهت ارسال این قماش پیام‌های به ظاهر «دوستانه» و در واقع «موذیانه»، سوء‌نیت کاخ سفید را به اثبات می‌رساند. این پیام مزورانه تأکیدی است مجدد بر «استقلال» پوشالی حکومت اسلامی. حکومتی که سی‌سال است با شعار پوچ استقلال، برای تأمین منافع آمریکا به سرکوب وحشیانة ملت ایران مشغول است. و پیام اخیر نیز فقط چراغ سبزی است به حکومت اسلامی برای تداوم همین شرایط.

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ آدردرایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل باکس




فیلترشکن‌های جدید5نوامبر2009

lunchtimebypasser.info
proxyboob.co.cc
filtering-web-proxy.cz.cc
proxyinternal.co.cc
travel-filter.cz.cc
ipsilo.info
remainonline.info
recessforeverbypass.info
proxy-friend.co.cc
freedomsurfing.co.cc
web-proxy-filter.cz.cc
proxoz.cz.cc
freehideip.com
35428.com
viewunblockproxy.cn
foxilo.info
fashionbeautystyle.info
surfwithproxy.co.cc
active-pass.co.cc
myproxymate.co.cc
your-unbloc.co.cc
just-invisible.co.cc
studentfirewall.co.cc
unblocked-technorati.info
mathbypass.info
anonenergy.co.cc
2unblock.co.cc
dart-proxy.co.cc
hayloo.info
forexbypass.info
dowl.info
hidesitenow.info
keepipsecret.info
batroo.info
gobypassweb.co.cc
zitrex.info
unlimitpro.info
marshmahow.com
forexdude.co.cc
vendettas.info
historybypass.info
gmailip.info
theeasyforex.info
vorplo.info
focalproxy.co.cc
unblockmyspaces.co.cc
bigrax.info
forexunit.co.cc
beetax.info
disidentity.co.cc
mathbypasser.info
lets-blowout.co.cc
pexmen.co.cc
bestproxysites.info
p--r-o--x--y.co.cc

Posted at 12:27 pm by nahid-roxan
Make a comment  

Wednesday, November 04, 2009
چنج و کرشمه





حذف پادشاهان ایران و «تغییر» در کتاب‌های «تاریخ» جمکران بازتولید حرکتی است که پیشتر در سال 1975 با موفقیت تمام تجربه شد. هدف از این «تجربة جادوئی» سازمان دادن به یک کودتای «مردمی» جهت نشاندن «شیخ» بجای «شاه فرسوده» بود، البته به مصداق همان ضرب‌المثل معروف «کله پز برخاست، سگ جایش نشست!» ولی سگ کجا، خمینی کجا! در مقایسه با «رهبرکبیر انقلاب»، هر سگ ‌هاری «پرنس دوگال» بود. باری به دلیل نتایج شیرین و درخشان این «انقلاب سرگذر»، گورکن‌ها یا بهتر بگوئیم اربابان‌شان در لندن و واشنگتن رویای پیمودن همان مسیر را در سر می‌پرورانند تا بتوانند اینبار با الهام از طرح سرشار از نبوغ مک‌فال «شاه» را جانشین «شیخ فرسوده» کنند. تمام تحرکات ابلهانه و گزافة «اسلام‌پرستانه»، ‌ از جمله پیشنهاد مضحک حذف علوم انسانی از سوی علی خامنه‌ای، صدور اطلاعیه‌های ابلهانة موسوی در باب پیروی از «خط امام»، یا اعلام موجودیت تشکل‌های دست‌ساز ساواک نظیر «جنبش سبز علوی» و غیره در راستای همین سیاست «تحریک افکار عمومی» بر علیه «اسلام علوی» یا همان مسلک شیعیان صورت می‌گیرد،‌ تا راه بر شاه‌ بگشاید.

البته کارفرمایان «بی‌بی‌سی» دست از اسلام و ولایت فقیه نمی‌شویند. اینبار حضرات برای توجیه موجودیت «ولایت فقیه» البته در قالب «نظارت ایدئولوژیک» بر امور، لاشة آخوند مطهری را بیرون کشیده به سخنان او «ارجاع» می‌دهند. چرا که مطهری «گفته» روحانی نباید حکومت تشکیل دهد باید بر حکومت «نظارت ایدئولوژیک» اعمال کند. بله، آخوند مطهری، به دلیل عدم شناخت، «ابهام» خرافه و حدیث و روایت را با انسجام منطقی «ایدئولوژی» در ترادف قرار داده‌اند. پیش از ادامة مطلب به کارفرمایان «بی‌بی‌سی» و عمله و اکرة ایرانی‌نمای‌شان بگوئیم، اولاً ایدئولوژی در تضاد با توهم و الهیت و باورهای دینی قرار می‌گیرد. ثانیاً، آخوند مطهری بسیار بیجا فرموده‌اند که خواهان «نظارت» بر امور ملت ایران شده‌اند! ما خواهان دمکراسی هستیم و برای استقرار دمکراسی «جدائی دین از سیاست» الزامی است، در نتیجه هرگونه «نظارت» دستاربند بر امور را بهتر است از هم اکنون فراموش کنید! شیخ جماعت اگر خواهان ورود به عرصة سیاست است، «حزب» تشکیل می‌دهد و اهداف و مطالبات «مادی» خود را در اساس‌نامة حزب‌اش منظور می‌کند. به عبارت دیگر شتر سواری دولا، دولا نمی‌شود. شیوخ باید در برابر اعمال خود پاسخگو باشند، نه اینکه همچون امام سیزدهم ضمن جیره‌خواری دربار و بازار خود را «خارج از حکومت» معرفی کرده، «اسلام» را به ابزار تأمین منافع اربابان‌شان تبدیل کنند. بگذریم!

به فرض که آخوند مطهری در مورد «ولایت» حرفی هم زده باشد، آیا اصولاً آخوند جماعت سخنان‌اش «منطقی» است؟ دروغ نمی‌گوید و مثل بوقلمون رنگ عوض نمی‌کند؟ همین آخوند منتظری، که متأسفانه هنوز زنده است، تا سال 1367، طرفدار همین حکومت توحش نبود؟ چرا منتظری همیشه مدافع همین حکومت بوده، فقط در رسانه‌ها به «مخالف» تبدیل شد. همچنانکه نهضت «عاظادی»، پس از توطئة گروگانگیری، و محمد مصدق، پس از توطئة ملی کردن نفت در شایعات استعمار به «مخالف» تبدیل شدند. رسانه‌های عموسام، حتی اکبربهرمانی را هم «میانه‌رو» معرفی می‌کنند. «شایعه‌پراکنی» و «دروغ‌فروشی» تخصص بوق‌های استعمار است. مگر همین «بی‌بی‌سی» در پائیز سال 1357 یک جانور وحشی را به عنوان «مدافع آزادی» و «رهبر کبیر انقلاب» به شوت‌و‌پرت‌ها نفروخت؟ پس بهتر است نگاهی داشته باشیم به «اطلاعات. نت» که فرازهائی از سخنان این جانور وحشی را منتشر کرده.

خمینی در تاریخ 27 آذرماه 1359 در دیدار با چماقداران «تحکیم وحدت حوزه و دانشگاه» می‌گوید، دانشگاه تهدیدی است برای اسلام و جهان بشریت:

«ریشه تمام مصیبت‌هائی که تاکنون برای بشر پیش آمده از دانشگاه‌ها بوده است. از این تخصص‌های دانشگاهی بوده‌ است. تمام فسادهائی که در ملت‌ها پیدا شده از حوزه‌های علمیه‌ای بوده که از نظر شرعی متعهد نبوده‌اند. همة مصیبت‌هائی که در دنیا پیدا شده از متفکرین و متخصصین دانشگاه‌ها بوده است. کشور ما را هم همین دانشگاه‌ها به دامن ابر قدرت‌ها کشاندند. حالا شما می‌نشینید و می‌نویسید چرا دانشگاه‌ها تعطیل است؟ اگر به اسلام علاقه دارید بدانید خطر دانشگاه از خطر بمب خوشه‌ای بالاتر است.»

همین جانور وحشی پیش از ورود به ایران، به ویژه طی دوران اقامت‌اش در «نوفل لوشاتو» نظراتی کاملاً متفاوت داشت؛ شعار «آزادی بیان» می‌داد و خیلی «لیبرال ـ دمکرات» شده بود، چرا که اربابان‌اش در سازمان ناتو قصد ارائة «تصویر دلپذیر» از یک روانپریش متحجر را داشتند:

«اساتید دانشگاه‌ها نمی‌توانند آنطور که می‌خواهند به کار خودشان ادامه بدهند، دانشجویان دانشگاه‌ها هم نمی‌توانند آنطورکه می‌خواهند به کار خودشان ادامه بدهند. دولت برای تحمیل قدرت خودش تشبث می‌کند به یک عده چماق بدست. هرگونه آزادی بیان را از دانشجویان گرفته‌اند.»

این سخنان گوساله‌پسند و عوامفریب در تاریخ دوم آبان‌ماه سال 1357، در «نوفل لوشاتو» ایراد شده. رهبرکبیر انقلاب همچنانکه می‌بینیم چارچوب و قوانین و مقررات را اصولاً به رسمیت نمی‌شناخت. در قاموس این موجود روانپریش «آزادی» یعنی هر کس هر آنچه می‌خواهد انجام دهد! دیگر آخوندهای سیاست‌زده نیز چارچوب «آزادی» را «تمایلات» افراد معرفی می‌کنند. کافی است به بیانیه‌های آخوند صانعی یا حسینعلی‌منتظری و شرکای‌شان مراجعه کنیم. اینان اهل «استدلال منطقی» نیستند، چرا که استدلال منطقی فاقد ابهام است و «صراحت» دارد. در نتیجه بهتر است «بی‌بی‌سی» لاشة آخوند مطهری را رها کند. آخوند جماعت نمی‌تواند بر امور کشور «نظارت» اعمال کند، چرا که امور کشور خارج از حیطة اعتقادات و باورها و بی‌بی‌گوزک‌ها قرار می‌گیرد. اعتقاد و باورهای مذهبی یا غیرمذهبی، «حریم خصوصی» افراد است و نمی‌توان آنرا بر حریم اجتماعی حاکم کرد. پس «بی‌بی‌سی» را با لاشة مطهری تنها می‌گذاریم و باز می‌گردیم به سال 1975 تا ببینیم در این برهة خاص در ایران چه پیش آمد و شرایط جهانی چه بود.

پیش از ادامة مطلب یک پرانتز باز کنیم و به صورت مختصر و مفید نگاهی به سیاست آنگلوساکسون‌های دو سوی آتلانتیک در ایران بیاندازیم. گاوچران‌ها یا همان برادران دینی جنتلمن‌های نزولخور «سیتی»، از سال 1953 حضور رسمی خود را در ایران آغاز کردند. محمد مصدق و فدائیان اسلام برای حفظ همان «منافع ملی» جادوئی که همواره با منافع ملی ایرانیان در تضاد قرار گرفته، نفت را «ملی» کرده و خسارت مفصلی هم به انگلستان پرداختند. ارث پدرشان که نبود؛ ثروت‌ ملی ایرانیان بود و از نظر نوکران ملکه زدن چوب حراج بر آن «واجب شرعی» بوده، هست و خواهد بود. بهترین راه تاراج ثروت‌های ملی «لغو یکجانبة قراردهای بین‌المللی» است که امتیازات فراوانی هم نصیب طرف مقابل می‌کند.

لغو قرارداد تنباکو، «شایعة» لغو قرارداد دارسی، ملی کردن نفت، اشغال سفارت آمریکا، جنگ با عراق و اکنون توصیه‌های گهربار حاج اکبر اعتماد در «بی‌بی‌سی» و حنازرچوبه جهت خروج از «ان. پی. ‌تی»، و ابراز «نگرانی» سگ‌های‌ هار استعمار، به ویژه اعضای محفل لاریجانی برای «منافع ملی» همه از همین قماش مانورها است. نقض یکجانبة قراردادهای بین‌المللی، آنهم توسط دولت یک کشور جهان سوم نظیر ایران، همواره پیروی از سیاست استعمار غرب بوده که در پروپاگاند ابله‌فریب‌اش پیوسته دولت‌های دست‌نشاندة ایران را بر پایة این عمل «مستقل» معرفی کرده‌، تا ما را به گروگان سیاست غرب در تقابل با روسیه تبدیل کند. پس از کودتای بلشویک‌ها همین سیاست، ایران را به بهانة‌ مبارزه با «کمونیسم» در برابر اتحاد شوروی قرار داد، ولی شاهدیم که پس از فروپاشی اتحاد شوروی این سیاست استعماری باز هم قصد ایجاد تقابل بین ایران و روسیه را دارد. اما پیشتر موضوع نبرد با ایدئولوژی مطرح بود، و اینک برنامة‌ تجهیز حکومت‌های اسلامی و به ویژه گورکن‌ها به سلاح اتمی در دستورکار پنتاگون قرار گرفته.

در دوران ریاست جمهوری بیل کلینتون، یعنی در اوج طالبان‌پروری، پاکستان توسط ایالات متحد به سلاح هسته‌ای مجهز شد، سپس نوبت به گورکن‌ها رسید. ولی اینبار موضوع متفاوت بود. همچنانکه پیشتر هم گفتیم، دکترین نظامی روسیه، تجهیز همسایگان‌اش به سلاح‌های هسته‌ای را «تهدید امنیت ملی» به شمار می‌آورد و دکترین نظامی جدید روسیه، توسل به حملات پیشگیرانة‌ هسته‌ای را نیز مدنظر قرار داده. در ماه اکتبر 2009، این موضوع در مسکو رسماً به هیلاری کلینتون اطلاع داده شد. امروز نیز سرگئی لاوروف، به دیوید میلیبند، وزیر امورخارجة بریتانیا اعلام داشت کشورش خلع‌سلاح هسته‌ای را نخواهد پذیرفت.

امروز دوم نوامبر 2009، لاوروف، وزیر امورخارجة روسیه در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با همتای بریتانیائی خود اظهار داشت، تنها 5 کشور عضو شورای امنیت به سلاح اتمی مجهز نیستند، در جهان قدرت‌های اتمی «غیررسمی» وجود دارند و خطر گسترش سلاح‌های هسته‌ای نیز افزایش یافته:

«اگر مسئله به خلع سلاح پنج قدرت اتمی محدود می‌شد[...] مدت‌ها پیش از سلاح اتمی صرفنظر کرده بودیم. اما در جهان قدرت‌های غیررسمی اتمی وجود دارد[...]»

قدرت‌های «غیررسمی» در واقع همان کشورهای «مستقل» و گروه‌های خرابکار تحت‌الحمایة سازمان ناتو باید باشند که دغدغة «اسلام» و «جهاد» و «دین» و این مزخرفات را دارند و همچون افراد صغیر و مهجور و حکومت جمکران پاسخگوی اعمال‌شان هم نیستند. نیم نگاهی به فضای سیاسی جمکران پس از مذاکرات ژنو و توافق‌های وین برای درک این واقعیت تلخ کفایت می‌کند که بدانیم در «نظام مقدس» هیچکس مسئولیتی ندارد، هر گوسالة ننه‌حسنی در همة امور صاحب‌نظر است و خود را مجاز به «دخالت» در همة امور می‌داند. این است فواید تدوین قوانین بر اساس بی‌بی‌گوزک و بادشکم فقها. این نوع قوانین با «زبان منطقی» بیگانه است و عمری برای آخوند جماعت وسیلة پفیوزی و تقیه و خودانکاری شده. در وبلاگ «طعام کرکس» نیز گفتیم گروه‌های سیاسی حکومتی و مخالف‌نمای جمکران همگی با «زبان منطقی» بیگانه‌اند، چرا که زبان منطقی «انسانی» است و صراحت دارد.

به عنوان نمونه اگر گروه‌های کذا در مورد تظاهرات 13 آبان‌ماه «خواست» خود را به «زبان منطقی» بیان می‌کردند، می‌بایست می‌گفتند، برای قدرت نمائی احتیاج به حضور «سیاهی لشکر» داریم. ولی هیچ‌یک از این گروه‌ها به صراحت «منظور» خود را بیان نخواهد کرد، همه به شیوه‌های «مبهم»،‌ «غیرمستقیم» و «واژگون» متوسل شده‌اند. به عنوان نمونه‌،‌ پاسدار شریعتمداری در کیهان، مورخ 12 آبانماه 1388 به بهانة انتقاد از میرحسین موسوی، 13 میلیون «رأی» به حساب ایشان واریز می‌کند، حال آنکه تعداد کل شرکت‌کنندگان نیز در مسابقات مارگیری اخیر بسیار کمتر از این عدد جادوئی است! اما از آنجا که «خط» خیانت و جنایت و کودتای گورکن‌ها با عدد 13 پیوندی ناگسستنی دارد پاسدار شریعتمداری هم 13 میلیون ایرانی عاقل و بالغ را طرفدار میرحسین معرفی می‌کند، «دروغ» که کنتور ندارد!

هر قدر دروغ بگوئید گفته‌اید! اگر روزی روزگاری دروغ‌تان بر ملا شد می‌گوئید، به آمار «وزارت کشور» استناد کردیم! ولی فکر نکنید همیشه در بر همین پاشنه می‌چرخد. افتضاحات ریاست جمهوری «حمید کرزای»، نمایندة‌ ملا عمر نزد یانکی‌ها، که به دلیل کناره‌گیری هوشمندانة عبدالله عبدالله پیش‌آمد نه تنها نقاب فریب را از چهرة‌ کرزای و اربابان‌ا‌ش فرو افکند، که نقش سازمان رسوای ملل را نیز در این افتضاحات آشکار نمود. دبیرکل سازمان رسوا راهی کابل شد تا از ریاست جمهوری کرزای حمایت کند! کسی که در انتخابات تقلب کرده، تقلب‌اش آشکار شده و کمتر از پنجاه ‌درصد شرکت‌کنندگان در انتخابات افغانستان به او رأی داده‌اند مورد حمایت سازمان ملل هم قرار گرفته! مسلماً اگر عبدالله عبدالله در انتخابات آیندة افغانستان شرکت کند در برابر کرزای شانس فراوان خواهد داشت. اما میرحسین موسوی به هیچ عنوان از چنین جایگاهی برخوردار نیست، چرا؟ چون موسوی با دروغ شروع کرد، و هر روز برای حفظ جایگاه خود مجبور شد بیشتر دروغ بگوید. اخیراً وی ادعا کرده، همة کسانی که در تظاهرات پس از کودتای ناکام حضور داشتند طرفدار اسلام و خط امام بوده‌اند! مسلماً به همین دلیل است که پاسدار شریعتمداری 13 میلیون رأی برای این موجود مزور منظور کرده. می‌دانیم که در بوق‌های تبلیغاتی جمکران اصولاً طرفداران «خط امام»، توده‌های میلیونی «مردم‌اند»! این مردم وجود واقعی ندارند؛ این توده‌های میلیونی زادة توهمات اربابان حکومت‌اند که در قالب «آماردقیق» در رسانه‌ها به آنان ارجاع می‌شود.

امروز معلوم شد حضرات برای به ارزش گذاردن تظاهرات «میلیونی» فقط برای «راهپیمائی در برابر سفارت آمریکا» در خیابان تخت‌جمشید مجوز صادر می‌کنند! به این ترتیب با دو سه هزار نفر هم می‌توان «انبوه تظاهرکنندگان» را به رخ مخاطب شوت و پرت کشید! با در نظر گرفتن عرض خیابان تخت جمشید و پیاده‌روها، اگر برای هر نفر یک مربع با ضلع 60 سانتیمتر در نظر بگیریم، می‌توان تعداد افراد لازم برای هر ردیف از «صفوف فشرده» و انبوه میلیونی «مردم» را تنظیم کرد!

از مطلب دور افتادیم، بازگردیم به سال جادوئی 1975 که تقویم هجری شمسی ایران به تقویم تاریخی تبدیل شد، و آغاز امپراطوری هخامنشی، به درست «مبداء تاریخ ایران» شناخته شد. همین امر خشم «مسلمین» را برانگیخت. چرا که پس از تهاجم تازیان به ایران، مبداء تاریخ ایرانیان که «ناحق» و «غیرمذهبی» بود می‌بایست تغییر یابد. خلاصه یکشبه، 15 سده از تاریخ مدون ایران «حذف» شد و ما ملت با جابجائی محمد از مکه به مدینه موجودیت خود را آغاز کردیم! علم و دانش و فلسفه، و به ویژه رنگ «مقدس» سبز با اسلام به ایران «وارد» شد! پیش از اسلام، ایران یک بیابان برهوت بود و مردمان‌اش از تمدن و فرهنگ هیچ نمی‌شناختند، خلاصه اسلام آمد و آداب سر قدم رفتن را به جهانیان معرفی کرد. بگذریم! سال 1975 همچنین سال تأسیس حزب رستاخیز و فرار یانکی‌هاست از ویتنام.

پس از دو سال مذاکره، ارتش آمریکا در بهار سال 1975 مفتضحانه از ویتنام گریخت. نیازی به توضیح نیست که بگوئیم مدافعان حقوق بشر در ویتنام چه کردند، عراق و افغانستان در برابر ماست. باری شکست در جبهة ویتنام، باعث شد غرب برای کوتاه مدت کاهش تنش در منطقه را بپذیرد و با قرارداد الجزایر به خصومت بین عراق و ایران نیز پایان دهد. همچنانکه دیدیم 5 سال بعد به دلیل اشغال سفارت آمریکا و عملیات تروریستی گورکن‌ها در عراق این قرارداد لغو شد تا یک جنگ استعماری خوب و نان‌وآب‌دار آغاز شود. به یاد داشته باشیم که نتیجة جنگ‌ هر چه باشد، متضمن پیروزی صاحبان صنایع نظامی آمریکا و توحش سرمایه‌سالاری جهانی خواهد بود. در نتیجه اگر ایالات متحد در عراق و افغانستان هم شکست خورد، افزایش بودجة نظامی آمریکا، تولید مواد مخدر و گسترش دین‌فروشی در منطقه متزلزل نخواهد شد.

آنچه برای سرمایه سالاری اهمیت دارد همین است: گسترش خشونت. در راستای همین سیاست است که امارات متحد عربی امکانات لازم را فراهم می‌آورد تا «مفتی مونث» تولید کند! به این ترتیب زن‌ستیزی در دین اسلام رسماً توسط زنان به مورد اجراء گذاشته خواهد شد! به این می‌گویند «حقوق زن» در اتحاد جماهیر نوکری. اما در ایران اوضاع با امارات تفاوت دارد. در ایران شیخ فرسوده شده و آنگلوساکسون‌ها می‌پندارند با حذف پادشاهان از تاریخ ایران و دیگر تحرکات ابلهانه از این قماش می‌توانند افکار عمومی را در مسیر عکس دهة‌70 هدایت کنند،‌ و دوباره با شعار گوساله فریب «مرگ بر دیکتاتور» یک دیکتاتور را با دیکتاتوری دیگر جایگزین کنند. البته کور خوانده‌اند. سیاست سازمان ناتو در منطقه سیر قهقرائی می‌پیماید. شکست کودتای طاعون سبز، انتخاب مفتضحانة حمید کرزای و عقب‌نشینی رسمی هیلاری کلینتون از مواضع آمریکا در اسرائیل شاهدی است بر این مدعا.

به گزارش لوموند، مورخ 2 نوامبر 2009، هیلاری کلینتون ناچار شد ضمن «تصحیح» سخنان خود پیرامون شهرک‌سازی اسرائیل، بر «مخالفت آمریکا» با این سیاست تأکیدی دوباره کند. پیشتر همین خانم هیلاری کلینتون در اسرائیل موضع متفاوتی اتخاذ کرده و اظهار داشته بودند که، توقف شهرک‌سازی را به عنوان «پیش‌شرط» جهت از سرگیری مذاکرات صلح «نامربوط» می‌دانند! ولی امروز تغییر عقیده دادند. امروز هم گویا آمریکا پیام مشابهی برای مقام معظم ارسال کرده، چرا که ایشان ضمن ناز و کرشمه و آه و ناله فرموده‌اند، پس این «تغییر» کجاست؟!

به گزارش فرانس پرس در فیگارو، مورخ 3 نوامبر 2009، رهبر حکومت اسلامی در تلویزیون دولت «منتخب‌شان» چنین فرموده‌اند که، این رئیس جمهور جدید آمریکا از 8 ماه پیش برای ما پیام‌های کتبی و شفاهی ارسال کرده و به ما پیشنهاد فراموش کردن گذشته و همکاری برای حل مشکلات می‌دهد، ولی همه‌اش وعدة سرخرمن است، هر چه می‌گویند عکس آنرا انجام می‌دهند. پیشنهاد مذاکره می‌دهند، ‌ ولی تهدیدمان می‌کنند:

«این رئیس جمهور جدید آمریکا، ‌ پیام‌های کتبی و شفاهی فرستاده و برای حل مسائل جهان به ما پیشنهاد کرده همکاری کنیم [...] می‌گویند مذاکره کنیم، همزمان تهدید می‌کنند اگر نتیجة مطلوب از مذاکره حاصل نشود چنین و چنان می‌کنند[...]»

بله می‌بینیم که مقام معظم در پوشش این ناز و کرشمه‌ها در واقع به ما می‌گویند «تماس» برقرار است و پیام‌های کتبی و شفاهی هم رد و بدل می‌شود و خلاصه باب مذاکره اگر آشکارا گشوده نشده، درها نیمه‌باز است. باری امروز رهبر فرزانه هر آنچه پاسدار شریعتمداری به هم بافته بود،‌ تا بگوید مذاکره با آمریکا «منافع ملی»، البته منافع ملی ارباب را تهدید می‌کند، در هم ریختند و معلوم شد پاسدار شریعتمداری قطب‌نمای بصیرت‌شان بکلی از کار افتاده و مرتباً اشتباه می‌کنند. به گزارش مهرنیوز، مورخ 12 آبان‌ماه سالجاری، امروز معلوم شد روز «تغییر قبلة مسلمانان» از بیت‌المقدس به مکه نیز از چندین سال پیش اشتباه بوده:

«[واعظی]، دبیر شورای فرهنگ عمومی کشور از بروز اشتباه در ثبت روز تغییر قبله مسلمانان خبر داد.»

بله پیشتر، این «تاریخ دقیق» 18 محرم بوده، ولی از این پس 15 رجب، یعنی شش ماه دیرتر خواهد بود! خلاصه طی چندین سال اشتباهاتی در تقویم‌های کشور وجود داشته که رفع و رجوع شده، پس اشتباهات دیگری هم بزودی «تصحیح» خواهد شد. شعار اوباما چه بود؟ چنج، وی نید!

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ آدردرایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل باکس




فیلترشکن‌های جدید4نوامبر2009

35428.com
verycloaked.info
blockedschoolproxy.cn
accesstoday.info
wehunt.info
xhides.info
musttlook.info
canfree.info
usequick.info
yourneed.info
enjoyaccess.info
surecloak.info
accessin.info
accessthrough.info
proxiesfor.me
mehere.info
youthere.info
bettersecurity.info
ourcloaker.info
xixiaz.info
myfetch4you.info
accessthis.info
proxisafe.info
simplyhere.info
seekquick.info
fullsee.info
newfetch2u.info
voucheronline.info
thatcloaker.info
starttohide.info
canget.info
xcloaks.info
onlineonline.info
bestcloaks.info
mecloak.info
noseen.info
newwishes.info
unblock101.info
quickhere.info
fetchthrough.info
fashionbeautystyle.info
surehide.info
thisseeks.info
quickin.info
unblockproxys.info
thisgets.info
alltry.info
morecloaked.info
veryhide.info
thiscloaks.info


 

Posted at 09:39 am by nahid-roxan
Make a comment  

Tuesday, November 03, 2009
طعام کرکس





چنان بامدادش دروغین برآمد
که فریاد کردم: خدایا! همین بس

در نمایش روحوضی 13 آبان‌ماه امسال، جهت کسب مشروعیت برای حکومت توحش دین،‌ نه تنها همة سگ‌های سیرک عموسام، ‌ از سپاه و بسیج و میرحسین و کروبی معلق خواهند زد،‌ تا اجماع پیرامون «مرگ» را گسترش دهند،‌ که اینبار معلق همگی به «رنگ سبز» و به همراه موش‌های همرنگ‌شان خواهد بود. می‌دانیم که موش «ناقل» بیماری طاعون است، بنابراین فقط از طریق «موش سبز» می‌توان «طاعون سبز» را همه‌گیرکرد! به همین منظور «جهاد دانشگاهی»‌ از تولید انبوه «موش سبز» خبر داد! باری! نوکران عموسام «یک‌صدا» و «یک‌رنگ» دست در دست موش‌های سبز به عربده‌جوئی در خیابان مشغول می‌شوند. و این است پیامد نشست ناتو و نوکران در امارات: حمایت از «طاعون سبز» یا همان «خط امام» در ایران.

علیرغم شعارهای به ظاهر «متفاوت» و در واقع «مکمل»، ‌ قرار است، همة پادوهای گاوچران‌ها «یک رنگ» و «سبز» باشند، تا رسانه‌های غرب «همه» را مدافع گروه موسوی، و نهایت امر شیفتة حکومت دینی به شمار آورند. پیشتر گفتیم که «پاپ» هم در کشور چک سراپا «سبز» شده بود در حالیکه هیلاری کلینتون «نیمه سبز» بود. وزیر امورخارجة یانکی‌ها در گیرودار آشوب‌های پس از «انتخابات» ‌جمکران فقط یک کت سبز رنگ بر تن کرد. پیام لباس کذا تلویحاً چنین بود که بالاتنة حاکمیت آمریکا از میرحسین حمایت می‌کند، در صورتیکه «سر» این حاکمیت، که «مکان» تفکر، تصمیم‌گیری و سخن‌گفتن است پیوند خود را با «خط امام» آشکار نخواهد نمود. البته هیلاری کلینتون در سفر اخیر خود به پاکستان، که سوغات آن انفجار در بازار پیشاور بود، به تقلید از لباس سنتی پاکستانی‌‌ها یک روسری لاجوردی هم روی سرش انداخته بود، و به زبان بی‌زبانی همة نوکران را به «احترام به ادیان» فرا می‌خواند. از اینرو در پاکستان، افغانستان و عراق جنایات تروریست‌های دست پروردة ایالات متحد ادامه یافت،‌ و در جمکران نیز توافق‌های هسته‌ای به زیر سئوال رفت!

و اما پیامد دیگر سفر کلینتون به منطقه همه‌گیر شدن طاعون سبز در جمکران است! ساواک گورکن‌ها یک «جنبش ‌سبزعلوی» به راه انداخته که در واقع برای رونق دکان سبزهاست، هر چند در ظاهر برای ممانعت از سوءاستفاده از «رنگ مقدس» سبز افتتاح شده. می‌دانیم که به ادعای ملایان و روضه‌خوان‌ها رنگ سبز ارث پدری خاندان نبوت و امامت و عدالت و غیره است، و پیش از اسلام، ایرانیان «رنگ سبز» را نمی‌شناختند. به عنوان نمونه برگ درختان ایران در دورة‌ هخامنشی و ساسانی رنگ نداشته و به برکت اسلام سبز شده. شاید اصولاً در ایران گل وگیاهی وجود نداشته و این سرزمین پیش از یورش تازیان، همچون خاستگاه ادیان ابراهیمی بیابان برهوت بوده. اسلام بود که سر سبزی و آبادی به ایران اعطاء کرد! بگذریم و بازگردیم به «تشکل سبز علوی»، آخرین کالای بنجل تولید اربابان ساواک در ینگه دنیا.

تشکل کذا به این نتیجة خداپسندانه رسیده که نباید این رنگ «مقدس» به «ابزار سیاسی» تبدیل شود! تو گوئی قرآن و نهج‌البلاغه و خدا و پیغمبر و به ویژه خلخال زن یهودی که آخوند کدیور از آن «دمکراسی» برای‌مان استخراج کرده، تا به حال «ابزار سیاسی» نبوده، «ابزار اقتصادی» بوده! به هر حال اگر ساواک جمکران فراموش کرده باید به اربابان‌اش یادآوری کنیم که خاندان نبوت و امامت و شرکاء و این حرف‌ها اینک بیش از یک سده است که به ابزار سیاستگزاری انگلستان تبدیل شده‌اند.

بله شیادان سبز ساواک در واقع چنین شایع کرده‌اند که بهترین راه پیشگیری از یک بیماری ابتلا به همان درد و مرض است! این محتوی پروپاگاند بلاهت‌گستر ساواک جمکران است، که برای جبران کودتای ناکام «انتخابات» و کسب مشروعیت خیابانی برای پیروان خط توحش امام در سایت حنازرچوبه، 10 آبانماه 1388، با کد: 764710 انتشار یافته. امروز اول نوامبر 2009، همزمان با سفر دیوید میلیبند به مسکو، آخرین سگ سیرک عموسام یا همان «ساواک» نیز برای تکمیل «اجماع» سگ‌های سیرک پیرامون «مرگ، کودتا، ‌ قانون‌شکنی» یا تأئید حکومت اسلامی و «خط امام» چندین بار معلق زد. امروز روز فرخنده‌ای است!

جهت ایجاد «اجماع» پیرامون «مرگ» تاکنون همة مخالف‌نمایان حکومت جمکران از شوت‌وپرت‌ها می‌خواستند از لج احمدی‌نژاد و خامنه‌ای با رنگ سبز در تظاهرات گوساله‌پسند 13 آبانماه شرکت کنند، اما امروز ساواک جمکران برای تشویق بینوایان فرهنگی به ترفند دیگری متوسل شده، و با زبان «پدر مهربان» و معتقد به مقدسات شیعی‌مسلکان از «فرزند کودن» خود می‌خواهد، از لج دارودستة میرحسین موسوی، همرنگ آنان شود! می‌بینیم که فعلة فاشیسم در اتاق‌های «بی‌فکری» و حماقت «ساتاس» در تلاش‌اند تا به هر ترتیب ممکن روز 13 آبانماه کودتای ناکام انتخابات را «تکمیل» کرده برای «جنبش سبز»، یعنی حکومت سنگسار و قصاص و خط امام «مشروعیت خیابانی» یا بهتر بگوئیم «مشروعیت مردمی» کسب کنند. بالاتر گفتیم که در راستای تحقق چنین توطئه‌ای، امروز حنازرچوبه،‌ سایت رسمی حکومت اسلامی نیز مطلبی تحت عنوان «جنبش سبز علوی اعلام موجودیت کرد» انتشار داده. این مطلب در واقع اطلاعیة «اعلام موجودیت» تشکل کذاست که در کیهان مورخ 11 آبان‌ماه نیز انتشار یافته، چون از نظر گسترش حماقت و توحش اهمیت بسزائی دارد. و به همین دلیل در سایت توحش‌گستر «روزآنلاین»، البته برای رد گم کردن، با آن مخالفت هم شده! جریان از این قرار است که تشکل «نوزاد» از همة «مردم» می‌خواهد در همة‌ تظاهرات و به هر مناسبتی از «رنگ سبز» استفاده کنند، تا این رنگ مورد سوءاستفادة‌ گروه موسوی قرار نگیرد!

به عبارت دیگر، بنیانگزاران ناشناس این تشکل می‌گویند،‌ همه باید به «رنگ سبز» متوسل شوند تا این «رنگ مقدس» به ابزار سیاسی تبدیل نشود، حال آنکه تشکل کذا خود با انتشار چنین اطلاعیة ابلهانه‌ای، عملاً‌ رنگ سبز را به ابزار تبلیغات برای گروه موسوی تبدیل کرده. «زبان» یک‌سویة این اطلاعیه همزمان «زبان تقدس»، «زبان شارلاتانیسم سیاسی»، ‌ «زبان آمرانه» و زبان واژگون‌نمائی «پدر» است خطاب به «فرزند کودن و لج‌باز».

بر اساس پیش‌فرض‌های سازمان کذا، «رنگ سبز» مقدس است، و ایرانیان نیز با افتخار از «دین مبین» استقبال کرده و یک دل نه صد دل عاشق و شیفتة‌ «مکتب سبز علوی» و «پرچم سرخ» حسینی شده‌اند. در این اطلاعیه که رایحة تعفن «تقدس گستری» ساواک از آن به مشام می‌رسد، ‌از طریق توسل به جایگزینی‌های متعدد در عرصة «مفاهیم»، واقعیت وجودی ملت ایران، به عنوان مجموعه‌ای از انسان‌ها، در زمان و مکان و مشخص بکلی نفی شده. تاریخ ایران، ملت ایران و محدودة جغرافیائی کشورمان در این اطلاعیة استحماری عملاً تحریف شده. ‌ «امت علوی و ولائی ایران» بجای «ملت ایران» نشسته، «کشور ایران» جای خود را به «سرزمین ولایت‌مدار ایران اسلامی» سپرده. ایران بر اساس این «اطلاعیه» کشوری است که از «مکتب سبز علوی» و بی‌بی‌گوزک کربلا «روشنائی» یافته، و فرزندان «نبوی» و «علوی» لطف کرده خاک آنرا به قدوم مبارک خود «مزین» فرموده‌اند!

ساواک جمکران در این اطلاعیة مهوع و بیشرمانه یک 10 فرمان ابلهانه و مبتذل نیز خطاب به «امت» و «مردم متدین و علوی و فاطمی» صادر کرده، تا این «مردم» موهوم با «آداب» استفاده از «رنگ مقدس سبز» بیشتر آشنا شوند. چرا که این رنگ نه تنها «مقدس» به شمار می‌رود که ویژگی‌های عجیبی هم دارد: «غیرت‌آفرین» است و دشمن‌ستیز ‌و مظلوم نواز! بله، در راستای پروپاگاند گسترش تقدس و ابتذال و نفی موجودیت ملت ایران و تحریف تاریخ و تبدیل بی‌بی‌گوزک‌های اسلام به «تاریخ رسمی کشور» رنگ‌ها نیز می‌توانند ابزار مناسبی باشند. ولی کار به این مختصر ختم نمی‌شود. نه تنها رنگ سبز،‌ و دین اسلام و مسلک شیعه در اطلاعیة کذا ارتقاء درجه یافته و 25 سده موجودیت مدون تاریخی ایران را محو و نابود می‌کنند، ‌ که مبارزات ملت ایران به کودتای مخملین 22 بهمن 57 محدود شده، دستاربندان دجال همچون خمینی وخامنه‌ای و «سادات» نیز به عنوان پیشگامان و رهبران «امت» در جایگاه والائی قرار می‌گیرند:

«[...] رنگ غیرت‌آفرین، دشمن‌ستیز و مظلوم نواز سبز، به عنوان نمادی از مکتب پرتوافکن تشیع [...] در میان مردم مشهور بوده است [...] هنوز پيشگامی روحانیت و سادات جلیل‌القدر شیعة علوی در روند پيروزی [...] انقلاب شکوهمند اسلامي از اذهان محو نشده است. اقتداي مردم ولايت‌مدار ايران به زعامت مرجع عاليقدر [...] خميني و تبعيت بي‌پيرایة آنان از سيد و سلالة پاک زهراي مرضيه، فرزانة‌ دوران، حکيم صبور و فقيه‌بصير زمان مقام معظم رهبری حضرت آيت‌الله خامنه‌اي نمونه‌ای از پيشتازی سبز علوی و ولايت مداری سادات علوی ميان امت و امام در سه دهة‌ اخير بوده است.»

بله این «بوده است» جایگاه رنگ سبز در «ساختار» تاریخی و مسلک تشیع. مسلکی که ساواک در کمال حماقت می‌کوشد آنرا خارج از واقعیت زمان و مکان قرار داده، ‌

«تاریخی‌ات» آنرا انکار کند تا آن را به عنوان یک پدیدة ‌«جهان‌شمول» و «زمان‌شمول» به مخاطب حقنه نماید. البته فوران این مزخرفات ریشه در مسافرت سه روزة دیوید میلیبند به روسیه دارد. سگ‌های هار استعمار می‌کوشند برای اربابان خود در لندن «امکانات» فراهم آورند. در راستای همین دم‌جنبانی‌هاست که داداش کوچیکة پاسدار لاریجانی، شیخ صادق لاریجانی، ‌ یعنی همان قاتل بهنود شجاعی، بجای پرداختن به امور قوة قضائیه و اجرای احکام «مقدس» سنگسار و قصاص،‌ هم‌صدا با بوق‌های استعماری مدافع «منافع ملی» شده و مخالفت خود را با توافق‌های وین اعلام داشته!

چرا؟ چون فروکش کردن بحران دست‌ساز هسته‌ای نه تنها منافع ملی انگلستان که موجودیت جیره‌خواران‌اش در ایران را نیز تهدید می‌کند. به گزارش ایسنا، مورخ 10 آبانماه سال‌جاری، صادق لاری‌«جانی»،‌ در جلسة ‌مسئولان عالی‌ قضائی به مسائل هسته‌ای پرداخته، و از پیش‌نویس توافق‌نامة ایران با «قدرت‌های جهانی» انتقاد به عمل آورده! البته نباید علامت تعجب می‌گذاشتیم چرا که در حکومت اوباش «چارچوب قانونی» وجود ندارد. طی سه دهة گذشته شاهد بودیم که اراذل و اوباش برگزیدة سازمان سیا در «همة‌ زمینه‌ها» صاحب‌نظر بوده‌اند و اکنون نیز شاهدیم که اوباش‌الله به راستی همه‌ فن‌حریف‌اند؛ به ویژه زمانیکه پای «منافع ملی ارباب» در میان باشد. با در نظر گرفتن این امر، «پرش» صادق لاری‌«جانی» به‌ میان معرکة هسته‌ای کاملاً «توجیه» می‌شود: خانوادة «لاری‌جانی» از جیره‌خواران سرشناس و قدیمی کارخانة رجاله پروری‌اند و عقب‌نشینی آنگلوساکسون‌ها در ایران موجودیت محفل‌شان را سخت تهدید می‌کند. بنابراین کاملاً «طبیعی» است که به دلیل آشفتگی و پریشانی، ‌ رفتار و گفتارشان مرزهای قانون را درهم شکند. قانوناً رئیس قوة قضائیه حق دخالت در امور هسته‌ای را ندارد، ولی در حکومت آبمنگل‌ها «قانون» هرگز رعایت نمی‌شود، در نتیجه شیخ صادق هم مانند دیگر اعضای محفل میرحسین موسوی جلاد مدافع «منافع کشور» شده:

«صادق لاریجانی‌[...] گفت این‌گونه تعامل در بحث انرژی هسته‌ای به نفع کشور نیست[...] در خصوص فعالیت هسته‌ای، به راحتی نباید منافع خود را نادیده بگیریم.»

البته «منافع کشور» هر چه باشد، ‌ دخالت مستقیم رئیس قوة‌ قضائیه در امور قوة‌ ‌مجریه آنرا تهدید می‌کند. بهتر است این نکته را به شیخ صادق گوشزد کنیم که این موضوع به قوای مقننه و ‌قضائیه که تحت نظارت قبیلة «لاریجانی ـ مطهری ـ کلانتری» قرار گرفته مربوط نمی‌شود. بگذریم و بازگردیم به 13 آبانماه و معلق زدن سگ‌های سیرک عموسام جهت کسب مشروعیت خیابانی برای حکومت سنگسار و قصاص. ‌

از آنجا که اشغال سفارت آمریکا در تهران به تحمیل تحریم‌های اقتصادی و جنگ بر ملت ایران منجر شد، برای گرامیداشت سالگرد این خیانت بزرگ باید «مراسمی درخور» خیانت و مزدوری «سفارت‌گیران» برپا شود. برای بزرگداشت این جنایت آب‌منگل‌ها، چه در پوشش حمایت از حکومت و چه به بهانة مخالفت فرضی با آن در واقع دست در دست یکدیگر پای به میدان نمایش روحوضی 13 آبان‌ماه 1388 می‌گذارند. همچنانکه پیشتر هم گفتیم رسانه‌های گورکن‌ها و اربابان‌شان در لندن و واشنگتن با توسل به زبان‌های مختلف برای شرکت در این روز خجستة‌ آشوب و کودتا فراخوان می‌دهند تا بتوانند اجماع پیرامون «مرگ» و «خشونت» را گسترش دهند.

در وبلاگ «دروازة مرگ» به بیانیة موسوی و داس‌الله اشاراتی کردیم و گفتیم که هر کدام از اینان اشغال خائنانة سفارت آمریکا را مطابق منافع ارباب تفسیر می‌کنند و با «اهداف» به ظاهر متفاوت «مردم» را به «شرکت در تظاهرات» تشویق می‌نمایند. امروز بنی‌صدر هم اشغال سفارت آمریکا را «توطئة آمریکا» تحلیل کرده، ولی او نیز «مردم» را به شرکت در تظاهرات 13 آبانماه فرا خوانده! آقای بنی‌صدر چقدر از خود فهم و شعور نشان می‌دهند! به گفتة‌ ایشان،‌ اشغال سفارت آمریکا توطئه‌ای بود که در آمریکا طراحی شد و تحریم اقتصادی و 8 سال جنگ را به ملت ایران تحمیل کرد. تا اینجا بنی‌صدر درست می‌گوید. ولی همین بنی‌صدر در ادامه ردای خیانت خمینی برتن کرده، از ایرانیان می‌خواهد روز 13 آبانماه برای تظاهرات درکنار توطئه‌گران و مزدوران ایران‌ستیز قرار گیرند. البته ایشان می‌گویند «برای مخالفت» تظاهرات کنید! ولی زمانی‌که تصویر تظاهرات در رسانه‌های غرب پخش می‌شود، «نیت قلبی» تظاهر کنندگان به تصویر کشیده نخواهد شد. افکار عمومی در غرب «موج سبز مردم» را می‌بیند و «همه» را طرفدار میرحسین موسوی به شمار می‌آورد، همین برای اربابان حکومت اسلامی در غرب کافی است: ایرانیان طرفدار طاعون سبز یعنی: «اسلام»، «خط امام» و میرحسین موسوی‌اند. گویا نابغة مبتکر «اقتصاد توحیدی» که از مزایای اقتصادی صدور چنین فراخوانی برخوردار شده‌اند ما را ابله می‌انگارند! به عبارت دیگر، «مردم» در سالگرد این توطئة استعماری باید در کنار طرفداران توطئه، از جمله گروه میرحسین موسوی، سپاه و بسیج تظاهرات به راه بیاندازند! چرا؟ چون استعمار برای تأمین منافع خود به «سیاهی لشکر» و اشغال خیابان‌های شهر نیاز فراوان دارد. پس هر فرصتی را برای «تظاهرات» می‌باید غنیمت شمریم! به ویژه در این‌ماه «مقدس» آبان که ماه انتخابات ریاست جمهوری در ینگه دنیاست، و از 45 سال پیش ماه مطلوب توطئه و خیانت به منافع ملی ایران به شمار می‌رود.

پیشتر گفتیم سخنرانی ابلهانه‌ای که ساواک برای روح‌الله خمینی تنظیم کرده بود تا از این اوباش‌الله بی‌سروپا تصویر یک مبارز «ضدامپریالیست» ارائه دهد در چهارم همین ماه فرخنده ایراد شد و در همین ماه فرخندة‌ آبان برای «تبدیل» این جانور وحشی به «رهبر کبیر» ‌او را «تبعید» کردند. سپس جهت اعمال سیاست‌های «مردمی» انگلستان یعنی اجرای نمایش مهوع «قهرمان‌سازی»، آشوب‌های خیابانی و جنجال و درگیری به راه افتاد. همچنانکه گفتیم برنامة «مقدس» عقیده‌سازی، سربازگیری و رهبرسازی جهت سنگرسازی و تهاجم در همین ماه «مقدس» آغاز شد. از آنزمان انتخابات ریاست جمهوری امپریالیسم آمریکا با «مبارزان ضدامپریاس» و تیغ‌کش‌های حوزه و بازار پیوندی ناگسستنی یافته.

یکی دیگر از روزهای «مردمی» و لذیذ دفاع از «منافع ملی» همان 13 آبانماه سال 1357 بود که لباس‌شخصی‌های ساواک بدون «مزاحمت» نیروی انتظامی در مرکز شهر تهران به آتش زدن و تخریب ادارات دولتی و بانک‌ها مشغول شدند تا «صدای انقلاب» را به دربار رسانده، از آنجا به ما ملت از همه جا بی‌خبر ابلاغ کنند که، یک «انقلاب» برای حفظ «منافع ملی»‌ الزامی است، و باید هر چه زودتر «منقلب» شویم. البته شیخ مسعود بهنود ادعا می‌کند در این روز سرنوشت‌ساز در دانشگاه «کشتار» کردند، حال آنکه روز 13 آبان 1357 اگر یک گلوله در دانشگاه شلیک شده بود، حداقل صدای آن را می‌شنیدیم، چون ما هم در همان حوالی بودیم!

کشتار در دانشگاه و دیگر دروغ‌های شاخدار به این دلیل مطرح می‌شود که بدون «شهیدسازی» نمی‌توان پایه‌های دروغ را تحکیم کرد. اگر پایة دروغ و شایعه سست باشد، «عقیده‌سازی» متزلزل خواهد شد. و شیخ مسعود هم به این دلیل دروغ می‌گوید تا «شجرة‌ طیبة» ‌کودتای ساواک در تاریخ 13 آبان 1357 را با «خون شهدا» آبیاری کرده و از خشکیدن این نهال «سرسبز» استعمار جلوگیری فرماید. دروغ‌های شاخدار شیخ مسعود در مورد اشغال سفارت آمریکا و گروگان‌گیری نیز همین «هدف مقدس» یعنی پنهان داشتن کودتای گروگانگیری را دنبال می‌کند. اصولاً تخصص ایشان معرفی «کودتاهای دینی» به عنوان حرکت‌های «مردمی» است. چرا که در هیاهوی 22 بهمن، گروه برژینسکی عشق «جهاد» و جنگ مذاهب به دل‌شان افتاده بود و همچون «رهبر کبیر انقلاب» و دیگر سگ‌های هار استعمار «دغدغة اسلام» داشتند، و شیخ مسعود هم به پیروی از همین «خط ارباب» مدافع «حرکت‌های دینی» شده.

اصولاً آنگلوساکسون‌های دو سوی آتلانتیک و به ویژه گاوچران‌ها جز «دین» هیچ نمی‌پسندند! دین برای «مردم جهان سوم» و «خدائی» برای سرمایه سالاری جهانی! به همین دلیل است که تشکل‌های سیاسی ایران باید در مسیر انسان‌ستیزی و گسترش دیانت و تقدس گام بردارند و سیاست‌شان عین دیانت‌شان باشد. این همان سیاستی است که فقط از طریق «قانون‌شکنی» و در سطح «خیابان» اعمال می‌شود. این سیاست نان و آبدار همواره با تکیه بر دو پدیدة موهوم «خدا» و «مردم» به سرکوب ملت ایران پرداخته، و مسلم است که بدون «سیاهی لشکر» ابتر خواهد ماند. در دوران صدارت شیخ مهدی نیز اگر ماشاالله قصاب‌ها و زهراخانوم‌ها نبودند، دولت قدرقدرت و بسیار «مردمی» مهندس مهدی بازرگان، همان چند ماه را نیز دوام نمی‌آورد. بی‌دلیل نیست که تمام شیپورهای استعمار «مردم» را به زبان‌های مختلف «قدرت» به شرکت در تظاهرات تشویق می‌کنند.

در سایت اربابان حکومت اسلامی زبان فراخوان، «زبان قدرت نظامی» است! سردار جعفری در رادیوفردا و دیگر رادیوهمبونه‌های غرب می‌فرمایند، «تظاهرات با مجوز» خوب است. در سایت‌های مستقل، «فراخوان» کذا، به زبان چاقوکش‌های طاعون‌سبز و نفس‌کش‌طلبی بیان می‌شود. اوباش‌الله دریافت مجوز برای شرکت در تظاهرات حکومت را الزامی نمی‌داند! البته «لات‌الله» حق دارد! روز کذا اینان ظاهراً برای «مخالفت» با دولت و در واقع برای «تکمیل» صفوف دولت به عربده‌جوئی در خیابان خواهند پرداخت. و خلاصه ظاهراً دولت از مخالف‌نمایان برای شرکت در این تظاهرات دعوت به عمل نیاورده! در حنازرچوبه، «زبان تهدید قدرت نظامی» همچنان ادامه دارد و با توسل به «واژگون‌نمائی» مخالفان را به صورت غیرمستقیم به تظاهرات دعوت می‌کنند. این زبان همچنانکه پیشتر هم گفتیم، بازتاب «ارتباط حکومت» است با «ملت ایران»، یعنی ارتباط واژگون و تهدیدآمیز «پدر» مزور با «فرزند لجباز!»

نحوة برخورد روشن است: «پدرپلید» با توسل به تهدید واژگونه، «کودک لجباز» را به مسیر دلخواه رهنمون می‌‌شود. می‌دانیم که برای واداشتن کودک لجباز به هر کاری فقط کافی است او را با تهدید از انجام آن کار منع ‌کنیم، نتیجة مطلوب به دست خواهد آمد. رفتار با کودک مذکور از الگوی ارتباط ایالات متحد با «امام خمینی» پیروی می‌کند. رهبرکبیر هم منتظر بودند ببینند آمریکا چه می‌گوید، تا ایشان عکس آنرا انجام دهند، تا هم آمریکا به نتیجة‌ مطلوب، یعنی سرکوب ملت ایران برسد، هم ایشان «سیلی محکمی» به «امپریاس» زده باشند! به همین دلیل بود که آمریکا فقط از حقوق بشر دفاع می‌کرد. بگذریم و بازگردیم به «سربازگیری» برای تظاهرات 13 آبان‌ماه.

برای حمایت از «مردم» در 13 آبانماه و تقویت «جنبش سبز علوی» در مسیر گسترش انسان‌ستیزی و «تقدس»‌، و به ویژه حفظ «منافع ملی» لشکریان «اسلام» به سلاح نوینی مجهز خواهند شد: «موش سبز!» به این منظور تولید انبوه «موش سبز»‌ نیز در دستورکار گورکن‌ها قرار گرفته. به گزارش سایت مهرنیوز، مورخ 11 آبان‌ماه 1388، حمیدرضا طیبی، رئیس جهاد دانشگاهی در «رویان» جزئیات تولید «موش سبز» را در اختیار این خبرگزاری قرار داده:

«[...] با قرار گرفتن سلول‌های بنیادی [...] در محل مورد نظر، موش سبز به صورت طبیعی و انبوه تولید می‌شود[...] تولید موش سبز با هدف ارائة توانمندی‌های کشور در حوزة ژنتیک اجرا می‌شود.»

بله موش‌ها نیز در «سربازگیری» و جنبش سبز علوی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار شده‌اند. اینبار سربازگیری بر اساس چندین محور «عقیده‌سازی» شکل می‌گیرد: طرفداری از دولت، مخالفت با دولت، برگزاری انتخابات آزاد، تأئید اشغال سفارت آمریکا، مخالفت با این عمل و انتساب آن به آمریکا، انتساب گروگانگیران به شوروی و اینهمه در همراهی با «موش‌های سبز» و ... و خلاصة کلام «مردم» با شرکت در تظاهرات 13 آبان سال 1388 به همة آرزوها و آمال خود دست خواهند یافت، البته باز هم در خیابان! زمانیکه این «مردم» به خانه‌های‌شان بازگردند، متوجه خواهند شد که بازندة این لشکرکشی سیاسی همان ملت ایران است.

پس باز هم تکرار می‌کنیم که «فراخوان شرکت در تظاهرات 13 آبان‌ماه»، به بهانة «مخالفت» با خامنه‌ای و دولت احمدی‌نژاد، همان هدف مزورانة فراخوان به «شرکت در انتخابات» اخیر را دنبال می‌کند: کسب مشروعیت «مردمی» ـ و نه مشروعیت قانونی ـ برای حکومت توحش اسلامی و گروه میرحسین موسوی. رسانه‌های اربابان حکومت اسلامی در لندن و واشنگتن می‌کوشند با تحریک افکارعمومی پیرامون بحران هسته‌ای زمینة «حضور مردم» را در خیابان فراهم آورند تا بتوانند در افکار عمومی غرب، ملت ایران را طرفدار اشغال خائنانة سفارت آمریکا، دوستدار توحش خمینی، و از همه مهم‌تر مدافع حکومت، و به ویژه حامی «گروه میرحسین موسوی» معرفی کنند. به همین دلیل است که ساواک جمکران یک تشکل جدید به راه انداخته تا همة‌ شرکت کنندگان در نمایش 13 آبان‌ماه امسال، با سر دادن شعارهای «مکمل» مرگ، «یک رنگ» هم باشند، و رسانه‌های غرب همه را مدافع گروه موسوی به شمار آورند. بله این تحرکات گرم کردن تنور موسوی است به بهانة «مبارزه» با سوءاستفاده از «رنگ مقدس سبز»! «نبوغ سیاسی» همین است: اگر در ظاهر «وحدت کلمه» در کار نیست، «وحدت البسه» داشته باشید تا افکار عمومی در غرب مطمئن شود که ملت ایران طرفدار «خط امام» و خواهان «بازگشت به گذشته» است.

من امروز کاووس شوریده بختم
که گم کرده‌ام راه مازندران را
به رستم بگوئید تا برگشاید
طلسم فرو بستة هفتخوان را

فقط با تجمع در خیابان، توسل به نمادهای سبز و «اجماع» پیرامون «مرگ» می‌توان چنین تهمت ناروائی به ملت ایران وارد آورد. مراسم آئینی حکومت طالبان جمکران هدفی جز سرکوب ملت ایران ندارد. هدف از اجرای این مراسم از یکسو «کسب مشروعیت» همزمان برای گروه میرحسین موسوی و «کودتای دوم»، یعنی اشغال سفارت آمریکا، ‌ و از سوی دیگر، ‌ معرفی فاشیست‌های جیره‌خوار غرب به عنوان «چپ‌گرا» به ملت ایران است. طی سدة اخیر، ‌ استعمار غرب مطالبات دمکراتیک ملت ایران را با توسل به «عوام‌گرائی» و «دین‌پرستی» یعنی دو پدیدة مبهم «مردم» و «خدا» سرکوب کرده. جنجال و هیاهوی خیابانی و طرح شعارهای انحرافی فرصتی است برای تجدید قوای استعمار و «بازتولید» همین الگوهای فرسوده. به همین دلیل است که در برخورد با روز 13آبان‌ماه، هیچیک از گروه‌های سیاسی به «زبان منطقی» متوسل نشده‌اند. چرا که انسان‌ستیزی اینان استفاده از «زبان منطقی» را برنمی‌تابد. «زبان منطقی»، انسانی است، صراحت دارد و با «خودانکاری» و «فریب» بیگانه است. زبان منطقی، «زبان زندگی» است.

چنان ماه را در شب‌اش مرده دیدم
که گفتم طعامی است در خورد کرکس
(نادر نادرپور)

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ آدردرایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل باکس




فیلترشکن‌های جدید3نوامبر2009

hiddenonline.info
bypassurl.co.cc
firecandles.co.cc
passitnow.info
huship.info
actb.info
azzoxx.co.cc
truemarks.co.cc
yourproxy2u.co.cc
passip.co.cc
unblockproxys.info
goojo.co.cc
proxhide.info
proxihide.info
hidemywings.info
kuebasah.info
superwesurfing.co.cc
fizipo.info
unblockedip.co.cc
shybrowser.com
xixiaz.info
adfreeglobalproxy.co.cc
ixxivi.info
gcgproxies.com
uxxula.info
safesurfs.info
all-cool-domains.co.cc
foxilo.info
r0xypr0xy.co.cc
stylefeeds.co.cc
myproxy-life.co.cc
eadvertisem.co.cc
proxy-madness-fever.co.cc
proxymasters.cz.cc
extremeproxyfever.co.cc
stylemyproxy.co.cc
fast-proxy-server.co.cc
shosu.co.cc
100usprox.info
americapublics.co.cc
bypass.vo3.net
ipharbor.info
zararika.co.cc
dromovor.co.cc
tribalforex.co.cc
99usprox.info
openspace.cz.cc
gounblockweb.co.cc
go-a-head.co.cc
ammy.info

 

Posted at 11:15 am by nahid-roxan
Make a comment  

Sunday, November 01, 2009
دروازة مرگ





حاکمیت انگلستان در تاریخ 28 مردادماه 1332، پس از سازمان دادن به کودتا، 60 درصد از امتیاز استخراج نفت ایران را به کنسرسیوم واگذار کرد، و از آن هنگام «آمریکا» نقش «پرسوناژ پلید» در «رمان» سیاست ایران را بر عهده گرفت، در حالیکه انگلستان سیاست خود را همچنان با توسل به دستاربند و اوباش «در خیابان» اعمال می‌کرد. این سیاست‌های «خیابانی» و «مردمی» یا بهتر بگوئیم این قانون‌شکنی‌ها گویا به دهان نزولخورهای «سیتی» خیلی «شیرین» آمده، چرا که دست از برنامة «تظاهرات» در ایران نمی‌شویند. باز هم با توسل به شعار پوچ «منافع ملی» بوق‌های‌شان در دو سوی آتلانتیک برای مخالفت با توافق هسته‌ای به صدا در آمده. سخنگوی‌‌شان کیست؟ میرحسین‌موسوی! همان کسی که هم‌صدا با پاسدار شریعتمداری و دیگر شیپورهای داخلی استعمار در راه تأمین منافع غرب شعار «منافع ملی» سر داده. چرا؟ چون طبق شایعات رسانه‌های غرب، حکومت اسلامی مورد تأئید اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان است،‌ و اکثریت اینان در مسابقات مارگیری به جلادی به نام میرحسین موسوی «رای» داده‌اند، تا از«منافع ملی» دفاع کند. اشکال این است که ایشان در واقع «منافع ملی بریتانیا» را مد نظر دارند!

بله! راوی این «داستان» چنین نقل می‌کند که خادم وفادار «مردم» به دلیل «تقلب» از «حق» خود محروم شده. با تکیه بر همین عقیده‌‌سازی، زمانیکه میرحسین موسوی، برای حفظ منافع اربابان خود در لندن و واشنگتن بیانیه صادر ‌کند، بیانیة وی نیز مسلماً «مردمی» بوده،‌ و بازتاب خواسته‌های همان اکثریت فرضی تلقی خواهد شد. همان 24 میلیون نفری که از شایعة‌ شرکت «40 میلیون نفر» در انتخابات ساخته و پرداختة آبدارخانة سازمان سیا استخراج شده‌اند!

اگر 40 میلیون ایرانی حکومت اسلامی را تأئید می‌کنند، یک رفراندوم «آری به دمکراسی» برپا کنید تا ما طرفداران دمکراسی از شمار اندک طرفداران‌مان آگاه شویم و بدانیم همه در ایران شیفتة «میرحسین» و آخوندحسینعلی منتظری‌اند! شما که همچون خمینی دجال، یک تنه در برابر همة قدرت‌های جهان «ایستاده‌اید» که نباید از ما بترسید! خصوصاً که ما برخلاف «رهبرکبیر» شما و نهضت عاظادی و داس‌الله اهل «انتقام» و «اعدام» هم نیستیم. ما با خشونت مخالف‌ایم، حتی در شعار.

مرگ، دروازة کلام شماست!
[...]
مرگ، تدبیر طبع خام شماست

دو جناح قانون‌شکن آبمنگل‌ها روز 13 آبانماه 1388 بازهم با «اجماع پیرامون مرگ» تجدید میثاق کرده، تلویحاً «درود بر انگلیس» خواهند گفت. بله، اوباش دولتی با شعار «مرگ» بر آمریکا و اسرائیل، و اراذل مخالف‌نما با شعار «مرگ» بر چین و روسیه خیابان را اشغال خواهند کرد. و به این ترتیب است که «دمکراسی» ویراست ارباب تأمین خواهد شد. جالب اینجاست که هیچیک از دو گروه مذکور، شعار «مرگ بر انگلیس» یا «مرگ بر فرانسه» را مطرح نمی‌کند. در صورتیکه سفارت کشور بریتانیا رسماً به دخالت در آشوب‌های خردادماه متهم شده، و یک تبعة کشور فرانسه که پدرش از قضای روزگار کارمند عالیرتبة سازمان انرژی اتمی فرانسه است به همین جرم تحت نظر قرار گرفته! البته ما نمی‌گوئیم اراذل و اوباش باید شعار مرگ بر انگلیس و فرانسه سر دهند،‌ چرا که اصولاً با «شعار مرگ» و دیگر شعارهای انسان‌ستیز مخالف‌ایم. ولی «آبمنگل‌ها» ـ ‌ طاعون سبز و گروه مهرورزی ـ هیچ مخالفتی با خشونت و انسان‌ستیزی ندارند. از اینرو باعث تعجب است که هیچکدام برای استعمار بریتانیا آرزوی مرگ نمی‌کند!

هر چه باشد انگلستان، شریک ایالات متحد در سازمان ناتو از دیرباز حامی اصلی دولت‌های جنگ‌افروز اسرائیل به شمار می‌رود. این رابطه آنقدر صریح شده که هر کس در اسرائیل گامی به سوی صلح با فلسطین بردارد، منافع انگلستان را تهدید می‌کند. در نتیجه مردم اسرائیل باید همواره در «شرایط ویژه» زندگی کنند. البته شرایط اجتماعی اسرائیل با کشور ایران قابل مقایسه نیست، چرا که در اسرائیل حداقل «نظم قانونی» و دمکراتیک حاکم شده. اسرائیل تنها کشوری است که مخالفان جنگ حتی در شرایط جنگی از حق تظاهرات بر ضد جنگ برخوردارند. طی جنگ 33 روزه چنین تظاهراتی را شاهد بودیم. و اما شاهد بودیم که در حکومت «مستقل» جمکران هیچکس حق مخالفت با جنگ را نداشت. طی دوران پرافتخار ریاست «جمهوری» خامنه‌ای و نخست وزیری میرحسین موسوی، اوباش‌الله ساواک هر روز در خیابان شعار «جنگ، جنگ تا پیروزی» سر می‌دادند؛ دیدیم که «پیروز» هم شدند البته در تخریب ایران و تاراج ثروت‌های ملی. البته این شیوة شناخته شده‌ای است که پس از فتوی خائنانة «میرزای شیرازی» پیوسته کارساز استعمار بریتانیا بوده. از اینرو نزد جیره‌خواران انگلستان در ایران «مردم» از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند.

انگلستان، در ایران همواره از طریق هی کردن اوباش به خیابان، «سیاست مردمی» اعمال کرده. البته اوباش پس از صدور فتوی راهی خیابان می‌شدند تا ملت ایران بداند پای «مقدسات» و «نوامیس اسلام» در میان است و کسی حق مخالفت با «اسلام» را ندارد. بله، این اسلام فرضاً حافظ «منافع ملی» است، البته منافع ملی انگلستان، نه منافع ملی ما ایرانیان. در راستای تداوم و گسترش همین «منافع» است که کل حاکمیت جمکران، شامل سرداران، طاعون سبز و داس‌الله از ما دعوت می‌کنند برای گرمیداشت 13 آبانماه، روز خیانت و مزدوری و دروغ و قانون‌شکنی و کودتا در «تظاهرات» شرکت کنیم!

فراخوان به شرکت در تظاهرات 13 آبان‌ماه، به بهانة «مخالفت» با خامنه‌ای و دولت احمدی‌نژاد»، همان هدف مزورانة فراخوان به «شرکت در انتخابات» را دنبال می‌کند: کسب مشروعیت «مردمی» ـ و نه مشروعیت قانونی ـ برای حکومت توحش اسلامی. رسانه‌های اربابان حکومت اسلامی در لندن و واشنگتن می‌کوشند با تحریک افکار عمومی زمینة «حضور مردم» را در خیابان فراهم آورند تا بتوانند در افکار عمومی غرب، ملت ایران را طرفدار اشغال خائنانة سفارت آمریکا، دوستدار توحش خمینی، و از همه مهمتر مدافع حکومت اسلامی، و به ویژه حامی «طاعون سبز» معرفی کنند.

یک جهان وحشتید و حق دارید
زانکه مستید و خون به جام شماست

حال پس از گذشته سه دهه و تکرار این صحنه‌های مهوع دیگر گنجشک‌های تهران هم می‌دانند که تجمع در خیابان و «اجماع» پیرامون «مرگ»، مراسم آئینی حکومت طالبان جمکران برای سرکوب ملت ایران است. اخیراً این مراسم از روز 23 خردادماه 1388 با حمایت وزارت کشور جمکران به روزمرة ما ملت تبدیل شده، و روز 13 آبان‌ماه مسلماً به اوج خواهد رسید. مگر اینکه دیوید میلیبند، وزیر امورخارجة انگلستان در مذاکرات خود با روسیه ناچار شود به حمایت دولت‌متبوع‌اش از گروه میرحسین موسوی پایان داده، ملت ایران را از شر بیانیه‌های احمق‌فریب این عقب‌ماندة ذهنی خلاص کند. میرحسین موسوی در آخرین بیانیة خود آشکارا «حق طبیعی» را مقدم بر «حقوق قانونی» دانسته، از اولویت «زندگی ما» بر «قانون» سخن می‌گوید:

«فرقی میان قانون خوب و بد وجود ندارد. ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد به چه کار می‌آید اگر زندگی‌های ما به آن اعتبار نبخشد[...]»

نمی‌دانستیم اعتبار قوانین در گرو شیوة «زندگی» مشتی مزدور استعمار همچون میرحسین موسوی باید باشد. این سخنان مضحک و بی‌سروته فراخوانی است به شورش و قانون‌شکنی که از آخرین نفس‌کش‌طلبی‌های میرحسین موسوی به شمار می‌رود. این فراخوان با کد: 8616 در سایت «پیک ایران»، مورخ 31 اکتبر 2009 انتشار یافته. بله طبق آخرین اکتشافات موسوی در کارخانة‌ رجاله پروری، در کشور ایران نظم و قانون هیچ اهمیتی ندارد، باید «زندگی ما»، یعنی «منافع استعمار» به قانون اعتبار بخشد. اتفاقاً سازمان «عفو ‌بین‌الملل» در این مورد با میرحسین موسوی کاملاً موافق است: بی‌خیال قانون، خامنه‌ای حرف‌اش را پس بگیرد، چرا که «زندگی ما» یعنی «تداوم دکان عفو بین‌الملل» باید به قانون اعتبار بخشد. این قماش«اصول» اساسی قانون‌ستیزی فقط در کارخانة رجاله پروری ساخته و پرداخته می‌شود. چرا که استقرار نظم قانونی در ایران ـ حتی همین قوانین نیم بند جمکرانی‌ها ـ منافع استعمار را تهدید خواهد کرد.

در ایران باید تل موهوم «مردم» یا همان اوباش و لباس‌شخصی‌ها «در خیابان» برای همة مسائل مملکت تصمیم‌گیری کنند. در دوران نخست وزیری موسوی همین «نظم خیابانی» برقرار بود، در نتیجه نان منوچهر قربانی‌فر، موسوی، ‌ بهزاد نبوی و شرکاء سال‌ها در روغن فراوان شناور ماند و علیرغم سرکوب روزمره و کشتار زندانیان سیاسی، قلم‌زن‌های «توانای» امروز هیچ نامة سرگشاده‌ای برای دبیرکل سازمان ملل ارسال نکردند! گویا همة «مردم» و به ویژه «فرهیختگان» جیره‌خوار غرب در داخل و خارج از شرایط اسفبار ملت ایران خشنود و راضی بودند، چرا که خفقان اختیار کرده و هیچ نمی‌گفتند! شاید همچون میرحسین موسوی آنزمان، ‌ هنوز خواندن و نوشتن فرانگرفته بودند!

زندگانند و مرگ نپذیرند
مرده، آن قاتل، آن امام شماست

باری، گویا در حوالی سفارت عربستان باز هم جبرئیل بر میرحسین موسوی نازل شده و «آیات الهی» را به دستش داده که این بیانیة ابلهانه را صدوریده. موسوی ضمن تکرار مزخرفات حاج فرج دباغ، از جمله «دین فاقد خرافه»، بیشرمانه روز 13 آبانماه را به «مردم» تبریک گفته و خواهان «رهبری» آنان ‌شده، چون «امام» روشن‌ضمیرش، «مردم» را رهبر می‌شمرد. و مسلماً به همین دلیل زمانیکه بر علیه بنی‌صدر کودتا کردند، همین امام دجال و «مردم‌پرست» گفت، «اگر همه بگویند آری، من می‌گویم نه و حق هم با من است!» در چنین بزنگاهی است که فواید رهبری «مردم» آشکار می‌شود! چرا که «مردم» کذا فرضاً بی‌قید و شرط از «امام» پیروی می‌کنند، بنابراین هرگز با سخنان امام کذا، هر قدر هم ابلهانه باشد مخالفت نخواهند کرد! همین موسوی نیز آنروزها در زمرة «مردم» قرار گرفته، «رهبری» امور را به دست داشت.

به گزارش شبکة «بی.‌ اف. ام. تی. وی»، احمدی نژاد فرموده، اسرائیل از توافق ایران با آژانس بین‌المللی «خشمگین» است، ولی پرزیدنت مهرورزی فراموش کرده که حکومت اسلامی و اربابان‌اش در غرب نیز از این توافق اجباری ماتم گرفته‌اند. بحران دست‌ساز هسته‌ای به نقطة پایانی خود نزدیک می‌شود و پایان بحران، پایان حکومت اسلامی خواهد بود. هر چند که دو جناح آب‌منگل‌ها تمام تلاش خود را برای بحران آفرینی به کار گرفته‌ و به روز 13 آبان امید فراوان بسته‌اند.

خلاصة مطلب، ‌میرحسین موسوی دست در دست بنیامین نتانیاهو و اربابان‌اش در لندن و واشنگتن به سوگ پایان بحران هسته‌ای نشسته، البته در پوشش گوساله‌فریب دفاع از «منافع ملی»! منافعی که در کمال تعجب با «منافع ملی ایران» هیچگونه ارتباطی ندارد. این منافع ملی همان شعار پوچی است که فقط با توسل به «فتوی» و از طریق قانون شکنی،‌ آشوب و بحران تأمین می‌شود. نخستین مدافع این «منافع ویژه» میرزای شیرازی خودفروخته بود، بعد هم نوبت به دیگران رسید تا با شعار گوساله فریب «منافع ملی» از «منافع ملی انگلستان» و منافع غرب دفاع کنند.

‌طرح اشغال نظامی عراق به بهانة واهی نابودی سلاح‌های کشتار جمعی از سوی انگلستان مطرح شد و یک وزیر امورخارجه و یک کارشناس عالیرتبة بریتانیا به دلیل مخالفت‌شان با این طرح جنایتکارانه در همان انگلستان به دست «جنتلمن‌ها» سر به نیست شدند. البته دلیل عشق و علاقة آبمنگل‌ها به جنتلمن‌های نزولخور «سیتی»‌ برای ما روشن است، بارها به این امر اشاره کرده‌ایم که مدال افتخار «طالبان‌پروری» و ایجاد «یک کشور، یک مذهب» به ویژه پس از «اختراع» کشور پاکستان نصیب انگلستان شده. آشوب‌های سال 1357 «اجماع پیرامون مرگ» بود. «مرگ» بر شاه، بر بختیار، بر بی‌حجاب، بر آمریکا، بر اسرائیل، بر سازشکار، بر ضد ولایت فقیه، بر فرانسه، بر مخالف هاشمی، و ... و سه دهه پس از استقرار حکومت اسلامی، همین اجماع «گسترش» یافته. اکنون چین و روسیه به فهرست شعارهای خشونت‌طلبان جیره خوار غرب افزوده شده‌اند، ولی جای «مرگ بر انگلیس» همچنان در این فهرست خالی مانده!

دلیل هم فقط «مردمی» بودن حاکمیت انگلستان است! این حاکمیت چنان به افلاس افتاده که اوباش اسلام‌پرست و مدافع «اجرای شریعت» را برای تظاهرات در لندن بسیج می‌کند، و برای مخالفت با اینان دست به دامان اوباش خاج‌پرست می‌شود. به گزارش فیگارو، مورخ 31 اکتبر 2009، تظاهرات طرفداران اجرای احکام شریعت در لندن به دلیل درگیری با فاشیست‌های مسیحی لغو شد! با این وجود بد نیست بدانیم چه کسی برای نخستین بار اجرای شریعت در انگلستان را مطرح کرد. راه دور نمی‌باید رفت، آخوند ویلیامز، دوم شخص حاکمیت بریتانیا پس از الیزابت دوم مبتکر این طرح خداپسندانه بود! و از آنزمان تاکنون هیچیک از گروه‌های مدافع دمکراسی با این پیشنهاد مزورانه مخالفت نکرده. چرا که در قاموس اینان مسلمانان اصولاً «انسان» به شمار نمی‌روند، پس دلیلی ندارد قوانین «انسان‌محور» شامل حال‌شان شود! به همین دلیل اساسی است که جنایات اشغالگران در عراق و افغانستان و دیگر کشورهای منطقه به این خوبی به «سکوت» برگذار می‌شود. انفجارهای اخیر پاکستان بیش از 130 کشته بر جای گذارد. ولی این قربانیان فاقد نام و نشان‌اند، خانواده‌ای ندارند، و کسی هم در سوگ‌شان برنامة تلویزیونی روضه و زوزه و صلیب‌کشی برای ما برگزار نمی‌کند. بگذریم و بازگردیم به اعلامیة مضحک موسوی که «رادیوفردا» هم آنرا در بوق گذاشته. چرا که موسوی همان می‌گوید که حاکمیت آمریکا می‌طلبد: بازتولید مزخرفات خمینی و به ویژه تکرار ترهات پاسدار شریعتمداری در مخالفت با مذاکرات هسته‌ای، مخالفت با توافق‌های وین، مخالفت با مذاکره بین آمریکا و نوکران در جمکران و اینهمه در پوشش دفاع از «منافع ملی»، منافعی که می‌باید اذعان داشت بی‌نهایت «مبهم» باقی مانده.

موسوی، از آنجا که ذاتاً ابله و مزدور است، مخاطب را نیز چون خود می‌پندارد. غافل از اینکه، سیاست‌های هسته‌ای آمریکا، در دهة 60 نیز جهان را در آستانة جنگ اتمی قرار داده بود. طی بحران خلیج‌ خوک‌ها، طرح پایگاه موشکی شوروی به این شرط در کوبا لغو شد که موشک‌های ارتش ناتو از خاک ترکیه جمع‌آوری شود. لات‌واوباش «مدافع منافع ملی انگلستان» با این نکات بی‌اهمیت بیگانه‌اند چرا که اینان قانون و مقررات و نظم انسانی را به رسمیت نمی‌شناسند. برای حفظ منافع اربابان حکومت اسلامی لازم است «حق طبیعی» و «نظم الهی» بر «نظم اجتماعی» اولویت داشته باشد. خلاصه بگوئیم طبق توافق‌های شوروی سابق با سازمان ناتو، دیگر کشورها نیز می‌باید تابع «نظم» باشند. پس بهتر است میرحسین موسوی به شیوة حاج اکبر اعتماد هذیان‌گوئی نکند. این جهان طویلة اسلام نیست، قانون و مقررات بین‌المللی روابط بین کشورها را تنظیم می‌کند، نه عربده‌جوئی مشتی اوباش مزدور غرب در حکومت جمکران و رفقای‌شان در تشکل‌های «داسی».

آنچه در بیانیه‌های موسوی و داس‌الله جلب نظر می‌کند این است که موسوی ضمن تبریک روز «فرخندة» 13 آبانماه، اشغال سفارت آمریکا را به «مردم» و دانشجویان نسبت داده و می‌گوید،‌ امام از آنان پیروی کرد! ولی در بیانیة «داس‌الله» اشغال سفارت آمریکا با حمایت شوروی صورت گرفته! داس‌الله برای فریب افکار عمومی و گرم کردن بازار حکومت اسلامی به خلق‌الله می‌گوید، «علیه دولت کودتا و برای انتخابات آزاد در تظاهرات 13 آبان شرکت کنیم!» این است «عنوان» اطلاعیة کمیتة‌ مرکزی سازمان «اتحاد فدائیان خلق» که در سایت «اخبارروز»، مورخ 31 اکتبر 2009 انتشار یافته!‌ «سازمان» کذا ضمن تکرار بخشی از دروغ‌ها و توهمات میرحسین موسوی در مورد کشتار 13 آبان‌ماه سال 1357، با ارائة یک تحلیل کودکستانی از اوضاع سیاسی می‌فرماید:

«حمله به سفارت آمریکا در آن تاریخ بر بستر صف‌آرائی آمریکا و شوروی، در جهان دو قطبی شده آن دوره از سوئی و نارضایتی مردم از عملکرد تجاوزکارانه آمریکا و به ویژه، دخالت در کودتای 28 مرداد 1332 از سوی دیگر، رخ داد. تنها در چنین شرایطی جمهوری اسلامی می‌توانست بدون نگرانی و با پشتگرمی شوروی اعلام کند که، ‌ آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند.»

به، به! تحلیل از این بهتر نمی‌شود. شوروی سابق از حکومت اسلامی حمایت کرد تا با شعار «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند» برای هنگ‌های عرب و مجاهدین افغان اسلحة آمریکائی ارسال کند تا با همین شوروی بجنگند! باید اذعان کنیم که این تحلیل کمی تا قسمتی کشکی و آبکی است. اگر برادران داس‌الله فراموش کرده‌اند به آنان یادآوری کنیم که سلاح و تجهیزات آمریکائی به مقصد اردوگاه‌های مجاهدین از طریق فرودگاه‌های «صحرائی» طبس ارسال می‌شد، همانجا که «معجزاتی» به سرنگونی هلیکوپترهای یانکی‌ها منجر شد! باری، داس‌الله در ادامة این تحلیل صدمن‌یک‌قاز «هدف» از اشغال سفارت را نیز کنار زدن دولت شیخ مهدی «تحلیل» کرده، نه کودتائی بر علیه ملت ایران! به هر تقدیر در پایان وراجی‌های سنتی چپ جمکران که تفاوت زیادی هم با بی‌بی‌گوزک‌های شیعی‌مسلکان ندارد، «رفقا» از هموطنان آزاده می‌خواهند، برای طرح مطالبات دمکراتیک خود در تظاهرات کذا شرکت کرده، خواهان برکناری دولت احمدی نژاد و برگزاری انتخابات آزاد شوند!

می‌بینیم که داس‌الله هم از آخوندها یاد گرفته، با قانون و مقررات هیچ کاری ندارد. حضرت «داس» فقط می‌خواهد در یک «تئوکراسی» عصر حجر و تحت نظارت ولایت‌فقیه و شورای‌نگهبانی که مستقیماً از فقیه و جمع آخوندها دستور می‌گیرد «انتخابات آزاد» و «مردمی» برگزار کند! در واقع مطالبات دمکراتیک اصحاب داس همچنانکه می‌بینیم به معنای تقاضا جهت برخاستن کله‌پز است، تا سگ بجایش بنشیند. با توجه به این ترهات می‌باید بپذیریم که در چارچوب مطالبات «حضرت داس» اگر مهرورزی جای خود را به موسوی بدهد، مطالبات دمکراتیک «داسیون عوامگرا» برآورده شده. چرا که اینان نیز همچون دیگر فاشیست‌ها وشارلاتان‌ها،‌ نه تنها «جمع‌گرائی» و «مردم‌پرستی» را دمکراسی و مراجعه به آراء عمومی می‌خوانند که ما را هم احمق پنداشته‌اند:

«از هموطنان آزاده‌ [...] دعوت می‌کنیم که در روز13 آبان با شعار برکناری دولت احمدی نژاد در تظاهرات شرکت کنند[...] ما از هر اقدامی در داخل و خارج کشور که به تقویت حضور مردم بیانجامد، حمایت کرده با تمام توان در جهت نیرومند کردن آن تلاش و مبارزه می‌کنیم»

ما هم از وطن‌فروشان بردة‌ استعمار دعوت می‌کنیم کمی مطالعه کنند تا پس از سی سال مبارزه با «امپریاس» بفهمند، در چارچوب قانون اساسی حکومت اسلامی سخن گفتن از انتخابات فی‌نفسه نشان حماقت است. همینجا بگوئیم، «حضور مردم» در خیابان خواست سرداران سپاه و بسیج جهت سرکوب مطالبات دمکراتیک ملت ایران بوده، و از این نظر سازمان «مترقی» شما از قضای روزگار یکبار دیگر با «مرتجعین» در هم‌سوئی کامل قرار گرفته. که جورج اورول «سلام‌الله» می‌فرماید: بهترین سگ دست‌آموز سیرک، سگی است که بدون شلاق معلق زند!

هی بسوزید، هی ستم توزید
آدمی نیست، آن که رام شماست
(م. سحر)

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ آدردرایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل باکس




فیلترشکن‌های جدید1نوامبر2009

betterins.info
triunblock.info
pingaling.info
accesstoday.info
roflcoptr.info
beatcloaks.info
gingerkidsattack.info
wikiwow.info
secretsnoop.info
enjoyaccess.info
skampy.info
jiggawat.info
scrubsurf.info
yourneed.info
youthere.info
free-anonymous-proxy.info
faqproxy.info
morecloaked.info
gigasurf.info
schoolproxyserver.cn
alltry.info
itcloaks.info
comproxy.info
flupe.info
unblockproxyurl.cn
morein.info
codeproxy.info
fluped.info
hooglez.info
firstseek.info
skumbee.info
youvanish.info
jimboree.info
crosshere.info
simplycloaks.info
nofind.info
roflcoptrz.info
millirod.info
jiggleproxy.info
mybetter.info
blurz.info
voucheronline.info
glowandshine.info
2vanish.info
sporktastic.info
gazoongas.info
bungbang.info
thebigprox.info
thishides.info
meseek.info

Posted at 02:53 pm by nahid-roxan
Make a comment  

Saturday, October 31, 2009
آشوب‌فروشان





ما دخالت سازمان عفوبین‌الملل و دیگر سازمان‌های به اصطلاح مدافع حقوق‌بشر را در امور داخلی ایران محکوم می‌کنیم و از مستر «مالکوم سمارت»، مدير بخش خاورميانة‌ سازمان عفو بين‌الملل می‌خواهیم، به بهانة حمایت از مخالفان حکومت اسلامی مزورانه از «قانون‌شکنی» و «قانون شکنان» حمایت نکند. سازمان عفو بین‌الملل با اتخاذ این موضع فریبکارانه دو هدف مشخص را دنبال می‌کند: چراغ سبز به حکومت اسلامی برای سرکوب مخالفان، و تشویق قانون‌شکنی.

در ضمن، کسانیکه برای برنده شدن در مناقصه‌های حکومت اسلامی یک پا در سازمان برنامه و بودجة گورکن‌ها دارند و سی‌ سال است که با پرداخت رشوه شرکت‌های‌شان را سرپا نگهداشته‌اند بهتر است کلاس‌های «تدریس» حقوق‌بشرشان را تعطیل کنند و به ما «درس» ندهند. ما نامة سرگشادة کذا را امضا نمی‌کنیم. در واقع ما هنوز به این درجه از فهم و شعور و کمالات نرسیده‌ایم که برای تأمین حقوق انسانی ایرانیان ـ زندانی یا اسیر حکومت ـ هم‌صدا با امثال حاج سیدجوادی و شرکاء خوش‌نام‌شان به دبیرکل سازمان رسوای ملل متوسل شویم. سازمانی که آشکارا از فاشیسم یا «حقوق بشر دینی» حمایت به عمل می‌آورد. «نامه‌نویسان» کذا بهتر است پیش از «امر به معروف» با عملکرد این سازمان رسوا آشنا شوند.

البته نیازی نیست که تاریخچة درخشان سازمان کذا را از آغاز تا امروز مطالعه کنید، فقط به یاد داشته باشید که در برنامة «خوراک و دارو در برابر نفت» ویژة کشورعراق، مقامات این سازمان رسوا میلیون‌ها دلار حیف و میل کرده‌اند بدون آنکه پاسخگوی اعمال خود باشند. به این نکتة پیش پا افتاده هم اشاره کنیم که این سازمان با حضور جنایتکاری به نام سعید مرتضوی در نشست «حقوق‌بشر» موافقت کرده است. ارسال این نامه‌های «سرگشاده» نشان هر چه باشد دفاع از حقوق انسان‌ها نیست، خیانت به ملت ایران است. باز هم سرنا را از سر گشادش می‌زنید، بدون اینکه در نظر بگیرید «جنگ سرد» به پایان رسیده و سازمان ملل، به عنوان چوبدست ایالات متحد هرگز مدافع حقوق بشر نبوده. این تهمت‌ها به این سازمان «شریف» نمی‌چسبد!

پیش از ادامة مطلب در مورد وبلاگ «طاعون سرخ» توضیح دهیم که مطلب سایت «پیک ایران» به سخنرانی «لنین ‌چاه ‌جمکران» در «جمع فوروم کتابخانة انقلاب» اشاره داشت، حال آنکه کتابخانة کذا در واقع یک کتابفروشی فکسنی در نیویورک است که گویا توسط داس‌الله «مائوئیست» اداره می‌شود. جالب این است که مائوئیسم یک نظریة سرکوب «بومی» است و تاکنون داعیة انقلاب جهانی نداشته. بنابراین «برادران» پیش از ارجاع به «لنین» و سردادن عربدة «انقلاب جهانی» لازم است از تفاوت‌های اساسی لنینیسم و مائوئیسم آگاه باشند تا هنگام لگدپرانی، و ارائة برنامة‌ «سیاسی» یعنی همان تبدیل ایران به «سکوی پرش» انقلاب آنهم انقلاب «مید. این. یو. اس» بیش از این‌ها مضحکه نشوند. حال بازگردیم به مواضع مزورانة سازمان عفو بین‌الملل که همچون دیگر فروشگاه‌های زنجیره‌ای حقوق‌بشر غرب با نقاب دفاع از حقوق بشر در واقع از سرکوب و قانون‌شکنی حمایت می‌کند.

به گزارش صدای آمریکا، در پی اظهارات علی‌خامنه‌ای پیرامون آشوب‌های پس از انتخابات، سازمان‌ عفو بین‌الملل در کمال بیشرمی دفاع خامنه‌ای از قانون حکومت اسلامی را محکوم کرد. پیش از ادامة مطلب یادآور شویم، به دلیل قانون‌شکنی میرحسین موسوی و کروبی عده‌ای از ایرانیان به قتل رسیده‌اند، در ثانی «نمایش» اعترافات از پیش تعیین شدة «زندانیان تزئینی» این توطئه همچون اعترافات حجاریان، خط تصفیة «فرهنگی» حکومت را مشخص کرد، و نمایش «استفتاء» دیگر مخالف‌نمایان همچون آخوند کدیور از آمریکا، یا سخنان ابلهانة شیرین عبادی عملاً بر تداوم بحران هسته‌ای تأکید داشت. و از همه مهم‌تر، مواضع میرحسین موسوی در مخالفت‌ دروغین با آمریکا، حمایت آشکار این گروه از «گسترش بحران هسته‌ای» و تداوم تحریم‌ها را نشان داد. به همین دلیل، دست در دست مخالف‌نمایان طاعون‌سبز،‌ رسانه‌های فارسی‌زبان و رادیوهای بیگانه مطالبات استعماری خود، به ویژه تداوم بحران هسته‌ای را از زبان اینان به خورد ما می‌دهند. پاسدار شریعتمداری در کیهان نیز برای‌شان پامنبری می‌خواند و «مذاکرات ژنو» را به زیر سئوال می‌برد، و هم‌صدا با پاسدار ال‌لاریجانی از توافق‌های ‌«وین»، که هنوز جزئیات آن نیز فاش نشده، شدیداً انتقاد به عمل می‌آورد! شاهد بودیم که رسانة‌ رسمی حکومت اسلامی با انتشار هذیانات «اکبر اعتماد» در بی‌بی‌سی رسماً برای خروج از «ان.‌ پی.‌ تی» فتوی صادر کرد!

در وبلاگ «اوباش هسته‌ای» به موضع‌گیری مزورانة‌ حنازرچوبه اشاره کردیم و گفتیم بازندة اصلی پایان بحران هسته‌ای حاکمیت انگلستان خواهد بود. بازگشت پیش از موعد پاسدار لاریجانی از ژنو دلیل داشت. توافق‌ آمریکا، روسیه و فرانسه در «وین» غلامبچگان سفارت، به ویژه نژادحسینیان را سخت آشفته کرد! اما پیامدهای کودتای ناکام انتخابات به این مختصر ختم نمی‌شود. حکومت اسلامی برای توجیه مذاکره با ارباب به «دیدارهای پنهان» محمد خاتمی با جرج سوروس و خاطرات «رایان کروگر» متوسل شده، تا به ما بگوید حکومت اسلامی در دوران ریاست خاتمی نه تنها با آمریکا تماس داشته که برای اشغال نظامی افغانستان توسط ارتش یانکی‌ها سخت مشتاق و پریشان بوده!

البته برای دانستن این واقعیت نیازی به افشاگری‌های «جرج سوروس» و «رایان کروگر» نداشتیم. روابط ایالات متحد با نوکران‌اش در جمکران از همان روز 22 بهمن 57 برقرار بود و هرگز قطع نشد! قطع این روابط همچون خروج ظاهری دولت خیابانی شیخ مهدی از پیمان استعماری «سنتو» فقط یک رخ‌داد رسانه‌ای، یا بهتر بگوئیم یک شایعة احمق‌فریب بوده. در واقع حکومت اسلامی پیرو همان سیاستی است که استعمار بریتانیا از سال 1921 توسط کلنل آیرون‌ساید برای ایران تعیین کرد: شعار «استقلال» از شرق و غرب، برای تأمین منافع غرب در برابر اتحاد جماهیر شوروی! روشن‌تر بگوئیم از سال 1921 کشور ایران به زباله‌دان آنگلوساکسون‌ها تبدیل شده: حکومت نظامی، فتوی، ترور، آشوب، سرکوب، کودتاهای مخملین، جنگ و نهایت امر بحران‌های کاذب پیرامون هیچ! چرا راه دور برویم؟ تبلیغات انتخاباتی و کودتای ناکام انتخابات تحت نظارت کدام سفارتخانه سازمان یافت؟ سفیر بدون «استوارنامة‌» انگلستان «سایمون‌گاس»، که در کشور کودتاخیز یونان دورة تخصصی را با موفقیت کامل گذارنده و به صورت غیرقانونی مدت 5 ماه در ایران حضور داشت فرماندة این بحران‌سازی بود.

پس از شکست کودتا، قوة قضائیة مفلوک جمکران، برای کارمند ایرانی سفارت انگلستان «حکم» صادر می‌کند، در صورتیکه دولت قدرقدرت جمکران استوارنامة همین سفیر بریتانیا را با خوشروئی می‌پذیرد! بله، در قاموس سگ‌های هار استعمار، پذیرش استوارنامة رهبر اصلی آشوب را استقلال و عزت و اقتدار خوانند. البته در دوران اقتدار و عزت محمد خاتمی هم «نیکولاس براون» عضو شریف روتاری کلاب و طراح «حماسة دوم خرداد» استوارنامة خود را به فاشیست اردکان تقدیم کرد که سابقة «خدمت» در «کیهان» و «وزارت ارشاد» دارد. امروز همین محافل می‌خواهند خاتمی را به عنوان سمبل «دفاع از آزادی» و «دمکراسی» به ما ملت حقنه کنند.

اگر این دولت به اندازة یک مورچه از آزادی و استقلال برخوردار بود، همان روز 23 خردادماه که در تهران خردجال به راه انداختند، «سایمون گاس» را به دلیل اقامت غیرقانونی از ایران اخراج می‌کرد. سی سال است به نوکری آنگلوساکسون‌ها مشغول‌اند، و با شعارهای پوچ «نبرد با آمریکا» و «نبرد اسرائیل» ملت ایران را سرکوب می‌کنند، اما شهامت ندارند مذاکرات‌شان را با آمریکا و اسرائیل آشکار کنند. چرا؟ چون سیاست اربابان در لندن و واشنگتن چنین اقتضا می‌کند که یک «افیونی» به نام پاسدار شریعتمداری به ما بگوید، مذاکره با آمریکا منافع ملی‌«ما» را تهدید می‌کند! آیا کسی تا به حال چنین سخنان ابلهانه‌ای شنیده است؟ مسلماً نه! این مزخرفات فقط از زبان نوکران آمریکا به گوش می‌رسد، از زبان آن‌هائی که می‌ترسند «پرستیژ» ارباب بر اثر مذاکره با دولت گورکن‌ها خدشه‌دار شود.

حنازرچوبه، مورخ 5 آبانماه‌ در گزارشی با کد: 754147 می‌نویسد، در دوران خاتمی ارتباط پنهان برقرار بوده ولی در مذاکرات ژنو هیچ مذاکره دوجانبه‌ای بین ایران و ایالات متحد پیش نیامد، و اگر هم پیش آمده در حاشیه مانده، و فقط به این دلیل بود که «نظام» مذاکره با گروه «1 + 5» را پذیرفت:

«اگر گفتگوئی ميان هيات ايرانی و آمريکائی در حاشية مذاکرات ژنو پيش آيد [آمده]، به اين دليل است که نظام اسلامي گفتگو با گروه کشورهای 1+5 را پذيرفته است و هيچ گونه مذاکره دوجانبه‌ای ميان ايران و آمريکا در رابطه با روابط دو جانبه صورت نگرفته است.»

بله! مذاکره‌ای «پیش آمده»، ولی در واقع هیچ مذاکره‌ای پیش نیامده، چرا؟ چون سی سال است که بوق‌های سازمان ناتو می‌کوشند با توسل به پروپاگاند «لولوسازی» دولت دست‌نشانده‌شان را «تهدیدی برای بشریت» معرفی کرده، با تجزیة ایران در سواحل خزر لنگر بیاندازند. فعلاً موفق نشدند، اما همین سیاست را می‌توان در عراق اعمال کرد. کافی است قدرت را به گروه مقتدی صدر بسپارند و بحران هسته‌ای را به عراق منتقل کنند. می‌بینیم به محض اینکه فرانسه ناچار شد در مورد بحران هسته‌ای دست‌ساز جمکران تغییر موضع دهد، روزنامة «گاردین»، سخنگوی حزب حاکم کارگر اعلام داشت، عراق قصد احیای برنامة اتمی ملی خود را دارد! البته دولت عراق در این مورد اظهار نظر نکرده، ولی «کارفرمایان» گاردین می‌دانند عراق چه باید بخواهد! چه باید بخواهد تا منافع آنان بهتر تأمین شود. نووستی، ‌ مورخ 6 آبان‌ماه 1388، گزارشی از «گاردین» منتشر کرده که بر اساس آن، حکومت عراق خواهان از سرگرفتن برنامة هسته‌ای خود شده است!

به همین دلیل است که پس از مذاکرات ژنو در تاریخ اول اکتبر 2009، همزمان با انفجار پل ارتباطی سوریه با عراق،‌ ساختارهای دولتی و امنیتی این کشور هدف عملیات تروریستی قرار می‌گیرد و مجلس «نمایندگان» عراق هم از تصویب قوانین مربوط به انتخابات 16 ژانویه عاجز می‌ماند! برای تداوم بحران نان و آبدار «هسته‌ای» لازم است اوباشی همچون مقتدی‌صدر و حکیم بجای گروه نوری‌المالکی بنشینند که طعم اسلام ناب را بیش از پیش به ملت عراق بچشانند. پس سازمان عفو بین‌الملل بجای دخالت در امور ایران و حمایت از قانون‌شکنی بهتر است آماری از جنایات ارتش انگلستان در عراق و افغانستان تهیه کند و به ما بگوید چرا اشغالگران دست اراذل و اوباش حکیم و مقتدی صدر را برای آدم‌ربائی و باج گیری و تجاوز و کشتار در عراق باز گذارده‌اند؟ یا اینکه چرا از همکاری صمیمانة ارتش بریتانیا با طالبان در افغانستان و پاکستان برای‌مان گزارشی ارسال نمی‌شود. مسئولین سازمان عفو کذا بهتر است توضیح دهند چرا ارتش پاکستان در «وزیرستان» فقط با «یک گروه» از طالبان می‌جنگد و با دیگر گروه‌های طالبان کنار آمده و همکاری می‌کند؟

روزنامة لوموند، مورخ 30 اکتبر 2009، در یک گزارش مفصل تحت عنوان «استراتژی مبهم پاکستان در وزیرستان» از این همکاری‌های صمیمانه سخن می‌گوید، به جزئیات آن در فرصت دیگری اشاره خواهیم کرد. اما این سازمان مدافع حقوق بشر می‌تواند در مورد چند صد عراقی و افغانی متقاضی پناهندگی از دولت انگلستان تحقیق کند و به ما بگوید چرا به اخراج اینان اعتراض نکرده؟ «فرهنگ 17 هزار ساله» بر زبان‌تان قفل زده،‌ یا ابعاد توحش دولت کارگری چشم‌تان را خیره کرده؟ افغان‌ها و عراقی‌ها چه دلیلی برای فرار از کشورشان دارند؟ مگر نه این است که حاکمیت انگلستان با کمک آمریکا خاک‌شان را به توبره کشیده؟ چرا به اعمال خلاف قانون انگلستان در این کشورها اعتراض نمی‌کنید که دفاع خامنه‌ای از قانون را نکوهش می‌فرمائید؟

ملت ایران شما را به عنوان «وکیل مدافع» برگزیده؟ مسلماً خیر! ملت ایران ابله نیست. دست سازمان‌های مدافع حقوق بشر غرب رو شده. همه می‌دانند شما بشردوستان، حقوق‌بشر را به ابزار اعمال فشار به دولتی تبدیل کرده‌اید که بدون حمایت کشورهای متبوع‌تان حتی یک روز هم در برابر ملت ایران نمی‌تواند سرپا بماند. حتماً می‌فرمائید غیردولتی هستید! شاید! ولی خارج از حاکمیت نیستید و بدون برخورداری از کمک‌های مالی و امکانات دولتی نمی‌توانید سوپر مارکت حقوق بشر افتتاح کنید. در پناه اشغال نظامی، ‌ تمام کمک‌های بین‌المللی به افغانستان به حساب سازمان‌های «غیردولتی» غرب سرازیر شده، بدون اینکه ملت افغانستان از این کمک‌ها بهره‌مند شود؛ در عراق هنوز آب آشامیدنی و برق تأمین نشده که «گاردین» هوس برنامة هسته‌ای کرده. ما از سازمان عفو بین‌الملل و شرکاء‌ کمک نخواسته‌ایم، ‌ و معتقدیم حکومت اسلامی «موظف» است قوانین خود را رعایت کند و از نظر حقوقی هیچ سازمان و تشکلی نمی‌تواند از «اجرای قانون» توسط یک حکومت انتقاد به عمل آورد. پس بهتر است شما حرف‌تان را پس بگیرید، چون از نظر حقوقی مهمل می‌گوئید.

اعتراض به نتیجة انتخابات روند قانونی دارد،‌ نه خیابانی. اظهارات خامنه‌ای هم بر خلاف ادعای سازمان شما از روی ناچاری صورت گرفته، نه به دلیل قانون‌گرائی این فرد! از این گذشته «مخالفت مشروع» با حکومت اسلامی از نخستین روز استقرار رسمی این حکومت جرم به شمار می‌آمد، چرا که این حکومت یک «تئوکراسی» است و خود را الهی و مقدس می‌شمارد در نتیجه مخالفت با آن مخالفت با خدا خواهد بود. می‌بینیم که آنکه باید حرف‌اش را پس بگیرد چه کسی است:

«به دنبال اظهارات [...] علی خامنه‌ای که زير سئوال بردن نتيجة‌ انتخابات [...] را جرم بزرگی خواند[...] سازمان عفو بين‌الملل از رهبر ايران خواست تا اين سخنان را پس بگيرد [...] مدير بخش خاورميانة‌ عفو بين‌الملل می‌گويد اظهارات [ خامنه‌ای] با هدف آن صورت می‌گيرد که ابراز نارضايتی از روند سياسی کشور و همچنين مخالفت مشروع و صلح‌آميز را جرم قلمداد کند [...]»

اتفاقاً تظاهرات مسالمت‌آمیز و «مخالفت صلح آمیز» هم به دلیل تقدس حکومت مجاز نیست! اصل 27 قانون اساسی جمکران در این‌ مورد «صراحت» دارد: شرط این است که مخل به مبانی اسلام نباشد! در ادامة این ژست‌های حقوق‌بشرفروشانه صدای آمریکا چنین می‌نویسد که مقامات ایران در برخورد با حوادث پس از انتخابات اصول اولیة حقوق بشر را پایمال کرده‌اند! به عبارت دیگر باید بپذیریم که مقامات ایران پیشتر، و در بزنگاه‌های پیشین اصول اولیة حقوق‌بشر را رعایت می‌کرده‌اند، حال آنکه قانون اساسی حکومت اسلامی خود از منظر حقوقی، ناقض کلیة مفاد اعلامیة جهانی حقوق بشر است. این صدای آمریکاست که به بهانة دفاع از حقوق‌بشر چنین القاء می‌کند که حکومت سفاک جمکران تا پیش از انتخابات کذا حقوق بشر را رعایت می‌کرده. البته تعجبی ندارد! تلویزیون همین رسانه، پیشتر برای «تکفیر» مدافعان حقوق‌بشر به یک جانور وحشی متوسل شده بود، و از زبان قاتل بهنود شجاعی می‌گفت، مدافعان حقوق بشر «خدانشناس‌اند»:

«مقامات ايران در برخورد با حوادث پس از انتخابات [...] به طور مکرر اصول اولية‌ حقوق بشر را زير پا گذاشته‌اند و قصد دارند مانع اظهار نظر مردم خود و ساکت کردن آنها شوند[...]»

ما معتقدیم شما هم بهتر است حرف‌تان را پس بگیرید. این حکومت به عنوان یک «تئوکراسی» هرگز نمی‌تواند حقوق بشر را به رسمیت بشناسد، چه رسد به اینکه آن را رعایت هم بکند. برخلاف شما که حقوق‌بشر را رعایت نمی‌کنید ولی ژست‌اش را خوب می‌گیرید، این حکومت هرگز حقوق‌بشر را قبول نداشته؛ و علیرغم رد رسمی مبانی حقوق بشر،‌ سه دهه است از حمایت‌های آمریکا برخوردار می‌شود. امروز، 30 اکتبر 2009 ، روز گرامیداشت قربانیان تصفیه‌های خونین استالین در روسیه است. اگر روزی شر حکومت اسلامی از صحنة سیاست کشور ایران کنده شود، برای گرامیداشت قربانیان توحش حکومت «ولایت» نام همکاران و هم‌سفره‌ای‌های یانکی و سازمان‌های غربی مدافع حقوق‌بشر را نیز منظور خواهیم کرد.

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ آدردرایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل باکس




فیلترشکن‌های جدید31اکتبر2009

textroads.co.cc
blackwebsitesearch.info
hidemynets.info
fastserversonline.co.cc
zenposts.co.cc
forexsign.co.cc
squivento.co.cc
guitar-proxy.co.cc
basepaths.co.cc
hidetoday.co.cc
88usprox.info
blinkrules.co.cc
internetfromschool.co.cc
proxygladiators.cz.cc
hoostr.co.cc
websly.co.cc
netcircles.co.cc
browse-now.co.cc
getsuperfinance.co.cc
gotospace.cz.cc
superfinance.co.cc
87usprox.info
allotherproxiesuck.co.cc
ooyc.com
fast-servers2.co.cc
superfinancer.co.cc
financemefast.co.cc
financefast.co.cc
fastfinance.co.cc
financearranger.co.cc
efinancesforfree.co.cc
givingefinances.co.cc
86usprox.info
highwaytoheaven.co.cc
undetectyou.co.cc
goombas.info
genxray.co.cc
ipcandy.info
85usprox.info
secured-connection.co.cc
proxywilders.cz.cc
lauy.net
accesswebtunnel.co.cc
fast-pr0xyservice.co.cc
spacepasser.co.cc
talkster.co.cc
proxca.co.cc
onlineproxyserver.info
84usprox.info
wordrunner.co.cc

 

Posted at 02:49 pm by nahid-roxan
Make a comment  

Friday, October 30, 2009
اوباش هسته‌ای





گفتمش [...]
دورتر از چشمة خورشیدها
برتر از این عالم بی‌‌انتها
بازهم بالاتر از عرش خدا
عرصة پرواز [...] فکر ماست
(فریدون مشیری)

این وبلاگ مدافع «آزادی بیان» و «دمکراسی» است، در این راستا «تقدیس» و «مداحی» و «عوامگرائی» و «خشونت» را «مبتذل» و «‌انسان‌ستیز» به شمار می‌آوریم. «انسان»، بنابرتعریف از نظم انسانی پیروی می‌کند و «صراحت» دارد. در نتیجه به «زبان منطقی» قادر است خواسته‌های «منطقی» خود را بیان کند. «توهمات» و «باورها» چارچوب منطقی ندارد، و به همین دلیل «بحث منطقی» در موردشان امکانپذیر نخواهد بود. روشن‌تر بگوئیم، باورها و توهمات افراد و به طورکلی «ذهنیت‌ها» را نمی‌توان به زیر سئوال برد، چنین کاری را «سرکوب» می‌خوانند. سرکوبی که امروز در حکومت اسلامی از طریق «وزارت‌ارشاد» و چماقدارهای «مدافع ارزش‌های دینی» بر ملت ایران تحمیل می‌شود. روی دیگر این سرکوب «عوام‌گرائی» و «جمع‌گرائی» است. در این چارچوب هنجارهای غالباً ناهنجار «مردم» و «رفتارجمع» به «ارزش» و «فرهنگ» تبدیل می‌شود، حال آنکه «جمع‌گرائی» و به عنوان نمونه، «پیروی از مد» به هیچ عنوان نشانة «فرهنگ» نیست.

اگر چنین ادعای منطق‌ستیزی را یک مرحلة «منطقی» به پیش‌ رانیم باید بپذیریم که «حق» پیوسته با «اکثریت» است، و همه باید از «رفتار اکثریت» پیروی کنند! حتی اگر این اکثریت همچون روزهای طلائی کودتای 22 بهمن‌ماه یک شیخ وحشی و بی‌سواد و مزدور را به عنوان «رهبر کبیر» یک «انقلاب ضدامپریالیستی» شناسائی کرده باشد! رهبری که تحت نظارت سازمان ناتو، با پرچم اسلام قصد صدور انقلاب به سراسرجهان را داشتند، چرا که این سازمان کشور ایران را به عنوان «سکوی پرش» مناسب تشخیص داده و به همین دلیل استقرار یک «حکومت مستقل» را در دستورکار قرار داده بود. این مختصر را گفتیم تا به اوباش‌الله که بر طبل «نبرد با اسرائیل» و «نبرد با آمریکا» می‌کوبند، و همتایان‌شان که شعار «مرگ بر چین» و «مرگ بر روسیه» سر می‌دهند، دو نکتة مهم را گوشزد کنیم. نخست اینکه راه منطقی ارتباط بین دولت‌ها همواره «مذاکره» بر مبنای قوانین «حقوق بین‌الملل» است. زمانیکه این مسیر قانونی مسدود ‌شود، راه بر بحران و جنگ گشوده خواهد شد. تهاجم نظامی به کشور عراق در راستای همین شیوة‌ قانون‌شکنانه، و بدون تأئید شورای امنیت صورت پذیرفت. دیگر اینکه اگر آنگلوساکسون‌ها به بهانه‌های واهی، در ماه مارس 2003 دست به چنین جنایتی زدند، اکنون ناچارند با افتضاح و رسوائی از مواضع خود عقب‌نشینی کنند.

پس بهتر است پاسدار ال‌لاریجانی، غلام‌بچة سفارت با توسل به واژگون‌نمائی از شعارهای «مرگ بر روسیه» و «مرگ بر چین» اینچنین مزورانه انتقاد به عمل نیاورد! کودتای ناکام انتخاباتی، کودتای «سفارش» داده شده از طرف اربابان‌تان در لندن و واشنگتن بود! همچنین به شیخ‌ صادق ‌ال‌لاریجانی، که به قتل و کشتار زندانیان بی‌پناه مشغول است، از طرف ما بگوئید، فکر تبدیل میرحسین موسوی و شیخ کروبی به «حسین شهید» را بهتر است از کلة پوک‌شان بیرون کنند. ‌ وابستگی و مزدوری این ‌دو مترسک سال‌هاست که به اثبات رسیده. برنامة کودتا و جنگ‌افروزی اربابان‌تان در لندن و واشنگتن با شکست روبرو شد، و نوکر نمی‌تواند با جنجال و هیاهو «ارباب مرده» را زنده کند. بله افسوس که در هزارة سوم دیگر دست مسیحائی در کار نیست و کسی نمی‌تواند در پیکر الاغ مردة «لازار» یا همان سازمان ناتو جان تازه‌ بدمد.

البته فکر نکنید الاغ کذا از رستاخیز خود قطع امید کرده، ‌ ابداً! این قماش الاغ همواره به خریت «عوام» امیدوار است. در نتیجه می‌بینیم که همة کره الاغ‌ها را در منطقه بسیج کرده. به گزارش حنازرچوبه مورخ، 7 آبان‌ماه 1388، امروز در ابوظبی، پایتخت امارات‌ نشست 28 کشور عضو ناتو پیرامون «امنیت خاورمیانه» آغاز شد! البته اعضای «شورای همکاری خلیج فارس» و نمایندگان سازمان‌های بین‌المللی نیز در این نشست حضور دارند. خلاصه جمع ناتو و نوکران در امارات جمع است. یک وقت فکر نکنید نیت جنگ دارند، ابداً! می‌خواهند در برابر چالش‌های دست‌ساز خود به «درک و فهم» مشترک برسند و به این منظور لازم است سازمان ناتو با ابرقدرت امارات «تعامل» داشته باشد، تا صلح و ثبات در منطقه برقرار شود. روشن‌تر بگوئیم ناتو و نوکران باید بتوانند راه چپاول نفت، تجارت قاچاق و برده فروشی را در منطقه باز نگاهدارند و پایگاه نظامی فرانسه به همین منظور در امارات افتتاح شد:‌

«به گفتة‌ مقامات رسمی امارات، تعامل دیپلماتیک امارات با ناتو، عنصر کلیدی برای حرکت به سوی صلح و ثبات در منطقه خواهد بود، و هدف از این تعامل رسیدن به درک و فهمی مشترک در برابر چالش‌هاي موجود و ارائة طریق برای حل آن‌هاست.»

این خبر باکد: 759923 در سایت حنازرچوبه موجود است و خلاصه همین روزهاست که ابرقدرت امارات ساز «سه جزیره» را از نو کوک کند تا دولت جمکران «بی‌دشمن» نماند که بی دشمنی، همانا «مرگ نوکران» ناتو است. سردار «سلامی» جانشین فرماندة کل سپاه در جمکران نیز از این مهم آگاهند. ایشان برای پیشرفت و تعالی «کشور» در به در به دنبال «دشمن بزرگ» می‌گردند:

«[سردار سلامی] گفت: وجود دشمنی بزرگ علیه نظام ما برکت است و باعث پیشرفت و تعالی کشور می‌شود.»

این ترهات که با کد: 760808 در سایت حنازرچوبه مورخ 7 آبان‌ماه سال‌جاری انتشار یافته در واقع بازتولید چرندیات خمینی و خامنه‌ای است که اولی جنگ را «نعمت الهی» و دومی «تحریم» را «باعث پیشرفت در همة‌ زمینه‌ها» به شمار آورده بود. البته اینان تا حدی حق دارند. اگر سفارت آمریکا به دستور سازمان سیا اشغال نشده بود، ملت ایران نه از «نعمت» تحریم اقتصادی بهره‌مند می‌شد، نه از «نعمت جنگ» و نه از نعمت زیستن در سایة «قانون اساسی» خردرچمنی که بر اساس نهج‌البلاغه و حدیث مسلم و روایت معصوم با دست‌های پلید «صدر حاج سیدجوادی‌ها» تدوین شده. بله اگر روز فرخندة 13 آبانماه 1358، ساواک اوباش‌الله را برای اشغال ‌سفارت «هی» نکرده بود،‌ ما ملت از اینهمه «پیشرفت» و «تعالی» محروم می‌شدیم و نمی‌توانستیم هر روز در خیابان تخت‌جمشید، شعار «مرگ بر آمریکا» سر دهیم در حالیکه امثال محسن رضائی به کشتار و تجاوز و سرکوب در مناطق سنی‌نشین مشغول بودند! خلاصه حکومت جمکران تنها نیست،‌ همة توله‌سگ‌های ناتو برای پیشرفت و تعالی به «دشمن» نیاز دارند، و هر چه اوضاع‌شان خراب‌تر باشد، دشمن‌شان باید بزرگ‌تر باشد!

برای ممانعت از استقرار صلح در منطقه، دولت اسرائیل به خاک خود موشک پرتاب می‌کند و انگشت اتهام را به سوی لبنان می‌گیرد! این بخشی است از اظهارات میشل سلیمان، رئیس جمهور لبنان که از شبکة فرانسه زبان «بی.‌ اف.‌ ام. تی. وی» پخش شد. البته اسرائیل در این تلاش‌های «مقدس» تنها نیست، نوکران‌ا‌ش در سازمان حماس و حکومت اسلامی با شعار «مرگ بر اسرائیل» در واقع در سنگر اسرائیل نشسته‌اند. حماس، به دلیل اینکه می‌داند بازندة انتخابات فلسطین خواهد بود، شرکت در انتخابات را تحریم کرده تا مبادا از «مسیر قانونی» کاری در این سرزمین انجام شود! و می‌دانیم که حکومت اسلامی حتی پیش از ایجاد کشور اسرائیل، از «صدر اسلام» مدافع حقوق فلسطینیان و دشمن آمریکا بوده. درست است که در صدر اسلام نه کشور اسرائیل وجود داشته، نه آمریکا، ولی در چارچوب تبلیغات خررنگ‌کن هیچ اهمیتی ندارد! پدیدة گنگی به نام «استکبار» همیشه وجود داشته. و آنگلوساکسون‌های دوسوی آتلانتیک با توسل به یک کودتای مخملین، «حکومت اسلامی‌ جمکران» را برای «مبارزه» با همین «استکبار» به راه انداخته‌اند، هنوز هم دست‌بردار نیستند.

در نتیجه حکومت بینوای جمکران هنوز دکان جنگ زرگری با موسوی و کروبی را تعطیل نکرده! و در راستای سیاست «شاه‌سازی» و در تأئید ترهات فوکویاما در باب «دین ضداستبداد» هر روز برای موسوی جلاد شاخ و شانه می‌کشد؛ گاه و بیگاه برای ایجاد آشوب لباس شخصی‌های‌اش را همراه آخوند کروبی راهی نمایشگاه می‌کند؛ و موسوی و کروبی هم نقش خمینی دجال را بخوبی برای ارباب در لندن و واشنگتن به روی صحنه‌ برده‌اند. جالب اینجاست که «رادیوفردا» و «بی‌بی‌سی» باز هم به بلندگوی جیره‌خواران‌شان تبدیل شده، اظهارات اوباش‌الله را در بوق می‌گذارند. رادیو فردا، مورخ 29 اکتبر از قول موسوی می‌نویسد، «در برابر آمریکا کرنش می‌کنند!» حتماً آن روزها که میرحسین‌موسوی با شعار ابله فریب «مرگ بر آمریکا» نفت رایگان در برابر سلاح قاچاق به شرکت‌های نفتی آمریکائی ارائه می‌کرد، به مبارزه با امپریالسیم مشغول بوده و ما نمی‌دانستیم! به دلیل همین «نا‌آگاهی ما» امروز بوق‌ تفنگ‌فروش‌های سازمان ناتو قصد دارد باز هم پادوی وفادار خود، میرحسین موسوی را به عنوان شخصیت «ضدامپریالیست» به ما بفروشد! البته می‌دانیم که ایشان با پرچم‌ «سبز» از پیروان «خط امام» روشن‌ضمیر و لات بازی و گروگان‌گیری نیز به شمار می‌روند، و در ظاهر هیچ ارتباطی با پرچم سرخ داس‌الله در نیویورک ندارند! هر چند در واقع چنین نیست.

در واقع امثال میرحسین موسوی، همچون کل حکومت جمکران در همان جبهة دولت اسرائیل «مبارزه» ‌می‌کنند: قانون‌شکنی جهت ایجاد تنش و گسترش بحران در منطقه. اوضاع «اس. اس‌ها» یعنی حکومت اسلامی جمکران و اسرائیل چنان خراب است که حنازرچوبه رسماً دست به دامان حاج‌اکبر اعتماد شده. اکبراعتماد، به بیماری خود بزرگ‌بینی مبتلاست و چندی پیش هم در «بی‌بی‌سی» آنچنان صحبت‌های حکیمانه‌ای کرده بود که همة مرغ‌های پخته در سراسر جهان روزها و روزها قهقهه می‌زدند. البته دروغ چرا؟ ما قهقهه نمی‌زدیم، چون نه مرغ بودیم نه «پخته»! ما «خام» بودیم در نتیجه پنداشتیم جناب پرفسور اکبر اعتماد نیز مانند خمینی از اوباش‌الله روان‌پریش مورد پسند «بی‌بی‌سی» است، با این تفاوت که دستار ندارد.

امروز که سخنان ایشان را در حنازرچوبه به دقت مطالعه کردیم دریافتیم که هیچ امیدی نیست، ایشان را می‌باید در اسرع وقت در یک آسایشگاه روانی بستری کنند. البته به دلیل افلاس حکومت اسلامی، حنازرچوبه دیگر لاپوشانی را هم کنار گذاشته، تبلیغات گوساله‌فریب «بی‌بی‌سی» را مستقیماً، بدون نقد و بررسی، منتشر می‌کند! همچنانکه گفتیم بازندة حل بحران اتمی، حاکمیت انگلستان است که اخیراً فرهنگ «17 هزارساله» نیز برای خود رقم زده. همچنین حل این بحران حکومت جمکران را تضعیف می‌کند، چرا که این حکومت بدون بحران نمی‌تواند به سرکوب ادامه دهد. خلاصة‌ کلام جمکران و اربابان در لندن سخت دلخورند و در این گیرودار یک میلیارد و 600 میلیون دلار از ذخائر ارزی ما نیز توسط بانک انگلستان «سگ‌خور» شد ولی همین امر به پیشرفت و تعالی «کشور» انجامید و سایت رسمی حکومت اسلامی به نشخوار تبلیغات حاکمیت انگلستان روی ‌آورد؛ آنهم از زبان اکبر اعتماد در «بی‌بی‌سی»!

پروفسور حاج اکبر هسته‌ای می‌پندارند فعالیت‌های هسته‌ای حکایت «چاردیواری اختیاری» است و هر کس هوس کرد می‌تواند در این زمینه، خارج از نظارت قوانین بین‌المللی فعالیت داشته باشد. وجه مشترک داش‌مشتی‌های بادستار و بی‌دستار همین نادیده گرفتن قوانین بین‌المللی است. شیفتگی حاکمیت انگلستان بر دستاربندان دلیل دارد. اینان واقعیت در زمان و مکان مشخص را اصولاً به رسمیت نمی‌شناسند، و همانطور که می‌بینیم در هزارة سوم برای رفع و رجوع مسائل کشور به سراغ حدیث و روایت و نهج‌البلاغه می‌روند و هر چه دوست داشته باشند از این کتاب‌دعاها استخراج خواهند کرد. ولی اوضاع اکبر اعتماد خراب‌تر از این حرف‌هاست، او خود را در عملاً جایگاه خداوندی می‌بیند، هر چند که مطالبات کارفرمایان «بی‌بی‌سی» را به زبان ‌آورده.

باری، در این گیرودار «پروفسور» جایگاه واقعی خود را به طور کلی فراموش کرده دقیقاً همچون حاج روح‌الله، دست به مزخرف‌گوئی و نفس‌کش‌طلبی می‌زند. به طور مثال می‌فرمایند: اگر در سال 1968 من سرکار بودم نمی‌گذاشتم ایران پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای را امضاء کند! به عبارت دیگر اکبر اعتماد چنین القاء می‌کند که رئیس سازمان انرژی اتمی کشور ایران می‌تواند در مورد مسائل کلان استراتژیک منطقه و جهان تصمیمی «مستقل» از بلوک‌بندی‌های جهانی اتخاذ کند!

وقتی می‌گوئیم این فرد باید در یک آسایشگاه روانی بستری شود، دلیل موجه داریم. مگر چنین تصمیماتی به اختیار ایران یا دیگر کشورهای کوچک و تحت سلطه می‌تواند در سطح جهانی اتخاذ شود؟ هرگز چنین نبوده، امروز هم نیست. آنروزها این مسائل در چارچوب روابط سازمان ناتو با «پیمان ورشو» حل و فصل می‌شد؛ امروز نیز چارچوب‌هائی از آن خود دارد. مگر ایران می‌توانست در همسایگی اتحاد شوروی خارج از چارچوب ناتو قرارگیرد؟ مگر توافق بین‌المللی بین ابرقدرت‌ها را یک کشور جهان سوم می‌توانست تهدید کند؟ مگر این جهان طویلة‌ فاقد قانون جمکران است که هر کس به دلخواه تصمیم بگیرد؟ شاه ایران در چارچوب توافق آمریکا با شوروی متعهد به امضاء پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای شده بود. سرکار جایگاه‌ سیاسی‌تان از شاه بالاتر بوده یا اعلیحضرت از «فرامین» شما اطاعت می‌کردند؟ این مزخرفات گوساله‌پسند چیست که سر هم می‌کنید؟ تبلیغات حاکمیت انگلستان:

«آنوقت که ایران [پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای را] امضا کرد من سرکار نبودم وگرنه نمی‌گذاشتم [...] این قرارداد منصفانه نیست[...]‌ اگر من مسئول بودم از این تعهد خارج می‌شدم [...] از آژانس هم خارج می‌شدم. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای ما چه نتیجه‌ای دارد [...]»

این «سخنان امام‌گونه» که در حنازرچوبه، مورخ 6 آبانماه 1388، با کد: 759122 منتشر شده، نه تنها نشان از حماقت و بلاهت گوینده دارد، که نشانه‌ای است از تأئیدات رسانة رسمی حکومت اسلامی، چرا که این هذیانات را بدون تفسیر، و به مصداق «سکوت علامت رضاست» منتشر کرده. البته وراجی‌های دکتر اعتماد طولانی است. او غرب را دروغگو می‌خواند ولی فراموش می‌کند که حکومت اسلامی را همین غرب «دروغگو» برای تاراج ملت ایران سرکار آورده! بدون حمایت غرب، این حکومت توحش در همان ماه‌های نخست صدارت خیابانی شیخ مهدی از هستی ساقط شده بود، و کار به اشغال سفارت آمریکا نمی‌کشید.

مهم‌ترین بخش سخنان اعتماد در مورد پیشنهادهای جدید غرب برای غنی‌سازی اورانیوم است. همانطور که گفتیم اعتماد تأکید می‌کند که غرب دروغ می‌گوید، چرا که ایران تا همین پارسال سهامدار شرکت «یورودیف» بوده و پس از «انقلاب»، فرانسوا میتران، رئیس جمهور فرانسه گفته: خدمات غنی‌سازی به شما نمی‌دهیم! مسلماً اگر آنروز هم پروفسور اعتماد بودند، میتران جرات نمی‌کرد چنین جسارتی بکند، خود اکبر آقا «تو دهن این میتران» می‌زدند و خودشان برای جمهوری فرانسه «میتران» تعیین می‌کردند. در هر حال، اعتماد در ادامه می‌گوید، آلمان هم نیروگاه بوشهر را نیمه‌کاره رها کرد و ... و از آنجا که «دروغگو کم حافظه است»، پروفسور اعتماد فراموش می‌کند که به دلیل اشغال سفارت آمریکا، تحریم‌های اقتصادی و جنگ به عنوان نعمت و برکت شامل حال ملت ایران شد و هم‌پیمانان آمریکا در اروپای غربی موظف‌اند این تحریم‌ها را رعایت کنند. کور که نیستید! اشغال سفارت آمریکا به تحریم اقتصادی منجر شد و این تحریم‌ها همچنان اعمال می‌شود چرا که بعداً غربی‌ها به این صرافت افتادند که «تجارت قاچاق» و «روابط پنهان» برای سازمان ناتو و محافل غرب پرسودتر است. آنکه دروغ‌ می‌گوید فقط غرب نیست؛ حکومت جمکران و نوکران و ریزه‌خواران‌اش در فرنگ بیشتر دروغ می‌گویند، و همین دروغ‌ها را رسانه‌های حکومت به نقل از رسانه‌های غرب از زبان ایرانی‌نمایانی همچون اکبر اعتماد به خورد ملت ایران هم می‌دهند:

«دروغ می‌گویند[...] آنوقت گفتند می‌دهیم، شریک شدیم ندادند[...] حالا می‌گویند می‌دهیم [...]‌اگر 5 سال دیگر گفتند نمی‌دهیم چکار کنیم. [...] حالا که می‌دانند ايران تکنولوژی غنی‌کردن اورانيوم را دارد می‌گويند بله می‌دهيم ولی آن وقت که نداشت پنج درصدش را هم نمی‌دادند[...]»

بالاخره می‌دهند یا نمی‌دهند؟! درست مثل خمینی صحبت می‌کند، همچون کلاه‌مخملی‌ها در همة مسائل صاحب‌نظر است، البته هیچ استدلالی هم در کار نیست،‌ نشخوار «حرف ارباب» است و بس، آنهم به صورت آشفته و نجویده. ایشان هم از «اوباش هسته‌ای» جمکران‌اند که آرزوی تبدیل ایران به «سکوی پرش» ارباب در ینگه‌دنیا را در سر می‌پرورانند. اگر متوجه منظور اکبراعتماد، این «مادام کوری» فرهیختة‌ جمکران در تبعید شدید ما را هم در جریان بگذارید! به گزارش سایت نووستی، مورخ 29 اکتبر 2009، دیوید میلیبند، روز اول نوامبر برای دیدار و گفتگو با سرگئی لاوروف به روسیه می‌رود. اما اکبر «کوری» گویا نمی‌داند! روز اول نوامبر،‌ پس از 5 سال وزیر امورخارجة انگلستان سرافکنده راهی مسکو خواهد شد تا شاید راهی برای خروج آبرومندانه از مرداب عراق بیابد.

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ آدردرایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل باکس




فیلترشکن‌های جدید30اکتبر2009

myoldgaffer.info
squak.info
proxi4u.info
fastproxies.org
razool.info
skampy.info
squashed.info
lopealot.info
schoolproxyunblock.info
spooltunnel.info
gigasurf.info
hashproxy.info
bingaling.info
romble.info
schoolproxyserver.cn
rofflecopters.info
squiggleproxy.info
gazoongas.info
comproxy.info
rubberboing.info
trapple.info
gitrdun.info
jiggawatt.info
jimboree.info
spiket.info
notgoatse.info
soupersalad.info
polysurf.info
spockproxy.info
housebox.info
facebooksurfing.info
polypod.info
frenchbox.info
gingerkidsattack.info
roflcoptr.info
crackip.com
surfnsafari.info
chuggle.info
drinkalot.info
boombas.info
hooglez.info
bypass-ip.info
poofies.info
spiraltower.info
needmanaplz.info
wickywow.info
gankproxy.info
tonkle.info
saladproxy.info
ponponwi.info

Posted at 02:14 pm by nahid-roxan
Make a comment  

Thursday, October 29, 2009
طاعون سرخ





«این بار ایران باید تبدیل به سکوی پرشی برای مردم خاورمیانه و انقلاب جهانی شود[...]‌»

در پی سخنان رهبر آیندة‌ انقلاب جهانی، هیلاری کلینتون دوان دوان خود را به پاکستان رساند تا مواد اولیة ساخت و پرداخت «سکوی پرش» ایشان را سفارش دهد. می‌دانیم که هر چه در پاکستان می‌گذرد طی چند ماه به ایران سرایت می‌کند، حداقل طی جنگ سرد چنین بوده رسم روزگار. بله امروز هیلاری کلینتون وارد پاکستان شد و از آنجا که «خوشقدم» هم بود، در بازار پیشاور بمبی منفجر شد که تاکنون بیش از 92 کشته و تعداد کثیری مجروح برجای گذاشته. مسلم است که وزیر امورخارجة آمریکا بلافاصله این جنایت هولناک را محکوم کرده، آن را به طالبان نسبت دهد! چرا که این جنایت هولناک تداوم جنگ دون‌کیشوت‌وار پاکستان در «وزیرستان» را در افکار عمومی یا بهتر بگوئیم نزد «توده‌ها» و مردم کوچه و خیابان «توجیه» می‌کند. واقعیت این است که اگر طالبان قصد مبارزه با آمریکا و دولت پاکستان را می‌داشت پادگان‌ها و یا حداقل سفارت آمریکا و مراکز «نظامی ـ امنیتی» پاکستان را هدف قرار می‌داد، نه مردم را در بازار. پیام انفجار وحشیانة پیشاور چیست؟ «توجیه» تداوم و گسترش جنگ داخلی در کشور پاکستان!

با فرسایش «سیاست انسداد» سی‌ساله، گاوچران‌ها باز هم شیفتة «انقلاب» شده‌اند. اینبار هم مرکز «انقلاب» کذا کشور ایران است، و هدف‌ انقلاب نیز همان هدف پیشین: تبدیل ایران به پشت جبهة طالبان و گسترش دامنة جنگ به آنسوی خزر، به قلب مسکو! اما از آنجا که امروز روسیه هم پای به جهان سرمایه‌داری گذاشته، لازم است طالبان «پرچم سرخ» هوا کرده و اینبار «ضدامپریالیست» شوند و همچون خمینی دجال قصد «انقلاب جهانی» کنند. این سناریوی فریبنده را دیگر در «نوفل لوشاتو» نمی‌توان به اجرا گذارد، ‌لازم است رهبر انقلاب آینده مستقیماً تحت نظارت ارباب در ینگه‌دنیا «گزافه‌گوئی» کرده، ضمن «خشونت‌ستائی» و نفس‌کش‌طلبی و تناقض‌گوئی خواهان «مبارزه با توهمات مردم» شوند.

هر چه رهبر انقلاب گذشته اهل زدن «تودهنی» و «سیلی» بودند، رهبر انقلاب آینده عاشق لگدپرانی است. و به راستی که در ینگه دنیا، مرکز لگدپرانی سرمایه‌سالاری جهانی از پس این مهم نیک برآمده‌. «رهبر جدید» ابتدا کشف کردند که «حضور در خیابان» کافی نیست! البته این برای «داس‌الله» بینوا که جز تقلید میمون‌وار از لباس و موی چه‌گوارا، عربده‌جوئی در خیابان و گلوله در بیابان هیچ نمی‌شناسد، فی‌نفسه پیشرفت بزرگی است. ولی چه سود که ادامة این صحبت‌ها شارلاتانیسم چپ‌الله را به نمایش می‌گذارد. رهبر آینده در آغاز سخنان‌شان قصد داشتند به «توده‌های مردم» ضرورت برقراری یک «دولت دمکراتیک» را نشان دهند و اصولاً با ملت ایران هم کاری نداشتند، ولی ناگهان همچون داش‌صفار و ملامحمد خاتمی به وزیر ارشاد جمکران تبدیل شده، همچون دیگر اعضای «امپراتوری باورها» خواهان کنترل ذهن و ضمیر «مردم» شدند:

«باید علیه آگاهی خودبخودی توده‌ها حرکت کرد‌[...] و ضرورت برقراری دولت دموکراتیک نوین را به آنان نشان داد. [...] ما باید با توهمات توده‌ها هم مقابله کنیم [...] بخش مهمی از نیروهائی که خود را کمونیست می‌دانند آغشته به تفکرات بورژوا دموکراتیک هستند. کمونیست‌ها اغلب اوقات کمونیست نیستند. آنان اغلب به عنوان مبارزین دموکرات در مقابل توده‌ها ظاهر می‌شوند و نه کمونیست‌هائی که در حال ساختن یک جنبش سیاسی کمونیستی رهائی‌بخش هستند. بسیاری از افراد چپ [...] به عنوان مدافعین جمهوری بورژوائی به فعالیت می‌پردازند.»

بله، چه خوب شد که به مفهوم «دولت دمکراتیک» مدنظر این «برادر» چپ‌نما پی بردیم، اگر نه ممکن بود به این توهم دچار شویم که ایشان ویراست بی‌دستار و نعلین حاج روح‌الله‌اند، و باز هم در توهمات‌مان دلیل عشق ایشان به لگدپرانی را فقدان نعلین می‌انگاشتیم. کافی است «اسلام» را بجای «کمونیسم» و «ضدانقلاب» را بجای «بورژوا» و «دمکرات» بگذاریم، تا برسیم به یکی از همان سخنرانی‌های گوساله‌پسند «امام» خمینی. باری، سخنان «داس‌الله» با کد: 8386 در سایت «پیک ایران» مورخ، 26 اکتبر 2009 انتشار یافته. از قضای روزگار 26 اکتبر مقارن است با «4 آبان» روز تولد شاه ایران و سخنرانی ابلهانة خمینی در مخالفت فرضی با «کاپیتولاسیون» هم در یک «4 آبان» دیگر ایراد شده بود. و از همان روز ایشان تبدیل شدند به رهبر ضدامپریالیست‌های جهان که «شیعی‌مسلک» و «مزدور آمریکا» بودند و به دلیل اشکالات ناشی از نعلین و دستار فقط سیلی و تودهنی می‌زدند. تصدیق می‌کنید که لگد زدن با نعلین لگدپران محترم را به «پابرهنه» تبدیل می‌کند. در صورتیکه اگر یک جفت از همان چکمه‌های معروف اوباش‌الله با لبه‌های فلزی به پای مقدس‌تان باشد لگدپرانی لذت عجیبی دارد، طرف مقابل را لت‌وپار و غرقه به خون می‌کند، و همة مزة «انقلاب» به همین «خون» است.

برای ایجاد این شرایط رویائی، و تناول این خوراک لذیذ ما هم به شیوة «خانم باتمانقلیچ» که هنوز زنده‌اند، دستور طبخ خوراک «انقلاب ایرانی» با سس «سیا» می‌دهیم. ابتدا یک سجادة «ابریشمین» در شهر شهید پرور نیویورک پهن کنید، سپس متن یکی از سخنرانی‌های ابلهانه و مبتذل امام خمینی را با مختصری دخل و تصرف بازنویسی فرمائید! به این ترتیب که واژه‌های «مستضعف، پابرهنه، امت، مسلمین و مومنین» را با «مردم، کارگر، خلق‌ها، توده‌ها و انقلابیون» جایگزین کنید. بجای «سیلی‌های» سختی که حاج روح‌الله، ضمن عربده‌جوئی و افتخار به توحش و خشونت نثار «امپریاس» و «مستکبرین» می‌‌فرمودند، شما می‌توانید به «لگد محکم» متوسل شوید تا «توهمات» مردم را بزدائید و از این طریق «ملت ایران» را حسابی سرکوب کرده، همچون امام مترقی‌تان، مراتب خشنودی ارباب را فراهم آورید.

یک خمینی بدون دستار از تل عوام‌گرای «داس‌الله» چنین فرموده‌اند که باید خط مشی سیاسی «صحیح» داشته باشیم و برای آرزوها و رویاهای مردم بجنگیم! بله، برنامه همان برنامة‌ ابله‌فریب سی‌سال پیش است، خط مشی «صحیح» داس‌الله جنگیدن برای «رویاهای مردم» است، نه مبارزه برای تحقق مطالبات صنفی و منطقی آنان. خلاصه عموسام، رنگ پالان خر وفادارشان،‌ «رهبر انقلاب ایران» را از «سبز» به «سرخ» تغییر داده‌اند تا ایشان با نشخوار همان مزخرفات سی‌سال پیش خمینی در باب «انقلاب» در ایران و صدور آن به «جهان»، شعبة جدید دکان «خط‌امام» را در نیویورک افتتاح کنند. در این سخنرانی متناقض و گوساله‌فریب هیچ برنامه‌ای ارائه نشده، هیچ مسیری برای رسیدن به اهداف واقعی مشخص نشده، «داس‌الله» می‌خواهد هم با «توهمات مردم» مبارزه کند، هم برای برآورده کردن «رویاهای مردم» بجنگد! به عبارت دیگر در قاموس رهبر آیندة انقلاب توهم بر دو نوع است: توهم خوب که رویای مردم نام دارد، و توهم بد که اصحاب داس وظیفه دارند با آن بجنگند تا ایران باز هم به سکوی پرش اربابان‌شان تبدیل شود:

«ما باید با توهمات توده‌ها هم مقابله کنیم برای این کار باید دارای خط مشی سیاسی صحیح بود و بر اقشار تحت ستم و استثمار جامعه[...] و روشنفکران انقلابی تکیه کرد[...] طبقات حاکم در ایران و قدرت‌های بزرگ جهان [...]‌تلاش می‌کنند [...] این خیزش به منافع کلی آنان ضربه نزند [...] در این میان، چه کسانی متعهد خواهند شد که به روشنی[...] منافع اساسی مردم را بیان کرده و پیگیرانه برای این منافع و عمیق‌ترین آرزوها و رویاهای مردم بجنگند؟ مبارزینی كه رویای دنیای عادلانه را در سر می‌پرورانند [...] زیر کدام پرچم طبقاتی و سیاسی گرد خواهند آمد؟ آیا اجازه می‌دهیم که جناح‌های مختلف طبقة حاکمه [...] قدرت خود را به قیمت لگدمال کردن آمال و آرزوهای ما تحکیم کنند؟ [...] این بار نباید بگذاریم [انقلاب] از مردم ایران و مردم جهان ربوده شود.»

برای تداوم «تحریم اقتصادی» و «انزوای سیاسی» ایران، یعنی همان تحقق «رویاهای مردم» است که سازمان سیا اینبار در ینگه‌دنیا «پرچم سرخ انقلاب» برافراشته. فواید استقرار یک حکومت مدعی سوسیالیسم در ایران چیست؟ تداوم خط امام! هدف «خط امام» چه بود؟ ایجاد گسست، تحمیل انزوای سیاسی و تحریم اقتصادی جهت سرکوب همه جانبة‌ ملت ایران به نام «اسلام» و «مستضعفین»، و اینهمه به بهانة‌ «نبرد با استکبار جهانی»! همین سیاست را می‌توان با یک «انقلاب» کمونیستی تداوم بخشید. نتیجه یکسان است: تحمیل «شرایط ویژه» بر ملت ایران، البته تحت نظارت عالیة سازمان سیا، و اینبار به نام «لنینیسم» و «کارگران» و معلمان و غیره.

سی‌سال پیش گروه برژینسکی برای «انقلاب» در ایران، دو پدیدة مبهم «مردم» و «اسلام» را برگزید، امسال همین گروه جنایتکار برای سازمان دادن به یک کودتای نوین و حقنه کردن آن به عنوان «انقلاب»، ‌ باز هم به «مردم» ولی اینبار به «پرچم سرخ» متوسل شده. در واقع اهمیتی ندارد کدام گروه، با چه رنگی قدرت را در کشور ایران به دست می‌گیرد، مهم این است که این جابجائی قدرت «انقلاب» خوانده شود. چراکه مهم‌ترین ویژگی «انقلاب» ایجاد «گسست» در روند رشد ملت‌هاست.

«گسست» و «انزوای سیاسی» وجه تشابه کودتا و انقلاب است. به همین دلیل است که سرمایه‌سالاری جهانی مزورانه از همة «انقلاب‌ها» به صورت پنهانی حمایت کرده، ولی از استقلال هند و تبدیل این کشور به یک دمکراسی واقعی هیچ دل خوشی ندارد. سرمایه‌سالاری کشور هند را نه تنها تجزیه کرد، که سال‌هاست تحریم اقتصادی را بر ملت هند تحمیل می‌کند. در مورد نقش آلمان و انگلستان در بازگشت لنین به روسیه پیشتر توضیح داده‌ایم. کودتای بلشویک‌ها باعث شد، روسیه 80 سال منزوی شود،‌ البته بهانة مخالفت غرب با حکومت شوروی سابق ایدئولوژی «مارکسیست ـ لنینیست» عنوان شد، در حالیکه واقعیت جز این بود. حداقل از زمانیکه «رفیق» استالین در رأس حاکمیت اتحاد شوروی قرار گرفت، سرمایه‌داری غرب نفسی به راحت کشید. چون ایشان را به عنوان رهبر «سوسیالیسم» و لندن و واشنگتن را به عنوان «سمبل لیبرالیسم» به جهانیان معرفی کرد. حال آنکه اگر رفیق استالین مدعی دمکراسی نبودند و با تکیه بر «کارگران» به جنایت و سرکوب ملت روسیه و دیگر اقوام اشتغال داشتند، سرمایه‌سالاری جهانی به گزاف خود را مدافع «حقوق‌بشر» و آزادی‌های فردی نیز معرفی می‌کرد. البته کودتاهائی که از سال 1921 تاکنون در کشور ایران سازمان یافته، تا حدودی ماهیت واقعی مدافعین دروغین آزادی را فاش می‌کند. همچنانکه بارها در این وبلاگ گفته‌ایم، ملت ایران برای دستیابی به حقوق انسانی خود در برابر استعمارگران تنهاست.

توحش «مردم» با «پرچم سبز» به تدریج می‌رود تا جای خود را به خشونت «مردم» با «پرچم سرخ» بسپارد. خطر برای دمکراسی همینجاست: جایگزینی «طاعون سبز» با «طاعون سرخ»؛ جایگزینی حزب‌الله با چپ‌الله و داس‌الله، همان گروه‌هائی که سی سال پیش زیر علم یک آخوند وحشی و بی‌سواد سینه می‌زدند، چرا که ایشان را «ضدامپریالیست» شناسائی کرده بودند. علامت تعجب هم نمی‌گذاریم. اگر فقر فرهنگی را به حماقت و خودفروختگی اینان اضافه کنیم متوجه می‌شویم دلیل خروج داس‌الله از غار اصحاب کهف چیست.

بله، دکان طاعون سبز کساد شده، و بحران هسته‌ای می‌رود که پایان گیرد. دوباره فصل «مبارزه با امپریالیسم» در ایران فرا رسیده. شرایط از هر نظر مساعد به نظر می‌رسد. ایران با کشورهای مسلمان‌نشین و سرمایه‌داری روسیه محاصره شده. یک «جمهوری خلقی» با «پرچم سرخ» می‌تواند جایگزین «جمهوری اسلامی» شده، همان وظیفة مزدوری و نوکری را برای سازمان ناتو بخوبی انجام دهد، درست مانند حکومت کلنل چاوز کودتاچی در ونزوئلا. چاوز هم خود را «سوسیالیست» می‌داند و به پرچم سرخ آویزان شده.

اصل مطلب، همانطور که می‌بینیم تداوم «خط امام» است. نام آن هر چه باشد، اهمیتی ندارد. خواستند با پرچم سبز، یا همان نماد اسلام و فاشیست‌های بوم‌پرست غرب اینکار را انجام دهند، موفق نشدند. حال برای تداوم «خط توحش» پرچم سرخ برافراشته‌اند! تفاوتی نمی‌کند، حزب‌الله و داس‌الله از نظر توحش و فقرفرهنگی هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند. اولی برای «انسان‌ستیزی» و سرکوب خواهان پیروی از «خط امام» و «اسلام ناب» و «منطق توحش علوی» است، دومی هم مدعی پیروی از «خط لنین» و «انقلاب» توده‌های «آگاه!» حساب طاعون سبز روشن است، ولی برای برادران داس‌الله متأسف‌ایم، چرا که مواضع‌شان در مورد تظاهرات 8 مارس 1979 و اتحاد راست افراطی و چپ‌نمایان از خاطره‌ها زدوده نخواهد شد! این یک واقعیت تاریخی است که نه تنها ماهیت انسان‌ستیز مدعیان «چپگرائی»، که آخوندپرستی‌شان را نیز در ایران آشکار کرد. فاشیسم و جمع‌گرائی به نام «مستضعف» یا «کارگر»، به نام دین یا بر ضددین با هر پرچمی، سبز یا سرخ، جز فاشیسم و انسان‌ستیزی هیچ نیست.

کشور ایران «یک پرچم» دارد که با خون سرداران مشروطه و آرمان‌های‌شان در هم‌ آمیخته. این پرچم از سرفرازی یک ملت سخن می‌گوید، از شهامت و استقامت و مبارزات ملت ایران در برابر استعمار روس و انگلیس هزار داستان ناگفته در سینه دارد. این پرچم از خیانت دستاربندان به ملت ایران می‌گوید، این پرچم بار تاریخ ایران را بر دوش می‌کشد و ملت ایران هرگز آنرا به زمین نگذاشته تا پرچم دیگری برافرازد! تا پرچمی برافرازد که با تاریخ‌اش بیگانه باشد. مگر هیچ ملتی با تاریخ خود وداع می‌کند که امروز مشتی «جوجه‌خمینیست» بی‌دستار تکه پارچة سرخ برای ‌ما ملت علم کرده‌اند؟ پرچم سرخ نمی‌تواند بجای پرچم ایران بنشیند، همچنانکه توده‌های «آگاه» یا «ناآگاه» و «کارگران» هم نمی‌توانند بجای «ملت ایران» بنشینند. کشور ایران نه متعلق به شیعی‌مسلکان و مستضعفان است نه متعلق به کارگران، و نه متعلق به خلق‌های ستم دیده. کشور ایران متعلق به ملت ایران است. این ملت به عنوان مجموعة انسان‌ها و نه گلة پیرو «ایدئولوژی» دست‌ساز استعمار، در «زمان» و مکان مشخصی قرار گرفته و «تاریخ» مشخصی دارد. بر اساس این تاریخ «مشخص» ایرانیان در اوائل قرن بیستم برای استیفای حقوق‌انسانی خود بپا خاستند، پرچم سه رنگ با نشان شیروخورشید دستاورد قیام مشروطه است. این تاریخ را هر سی سال یکبار، در راه تأمین منافع گاوچران‌ها با پرچم‌های سبز و سرخ «از نو» نمی‌نویسند. جنگ‌سرد به پایان رسیده، سیاست انسداد آمریکا در منطقه پس از سی‌سال نفس‌های آخر را می‌کشد، با پرچم سرخ نمی‌توان به این جسد پوسیده جان دوباره بخشید!

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ آدردرایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل باکس




فیلترشکن‌های جدید29اکتبر2009

netbrowser.co.cc
unblock-surfing1.co.cc
fakeipusa.com
proxomotor.co.cc
stickyforex.co.cc
unblockedtunnel.co.cc
borntohide.co.cc
rideforex.co.cc
brokeadminrules.info
bypass-webfilters.co.cc
tryproxyfree.info
hi5ip.info
fakeipgenerator.com
parkzu.info
topsneak.info
spacesurf.info
hidewayip.com
fast-browsing.info
browse-securely.co.cc
proxyboy.com
scoolpass.co.cc
73usprox.info
unblock-anything.co.cc
way4fun.info
blockpoint.info
net-guard.co.cc
circumwebtunnel.co.cc
playersproxy.co.cc
proxy4kids.co.cc
zombieland.co.cc
zooman.co.cc
theinformant.co.cc
surrogates.co.cc
ultra-speedproxy.co.cc
74usprox.info
omghidemeplz.co.cc
pr0xy-surf.co.cc
netaccessatschool.co.cc
web-blocker.co.cc
unblockspace.cz.cc
proxoz.cz.cc
homenetwork-security.co.cc
iptreat.info
mulex.co.cc
lovations.co.cc
emailfirewall.co.cc
unblockme.cz.cc
wiredman.co.cc
thizzles.co.cc
speed-proxy-service.co.cc

Posted at 02:17 pm by nahid-roxan
Make a comment  

Wednesday, October 28, 2009
تهمت به مار





بن‌بست از دو سو
آری همیشه کوچة بن‌بست راکد است

از آنجا که اشغال سفارت آمریکا در تهران به تحمیل تحریم‌های اقتصادی و جنگ بر ملت ایران منجر شد، حکومت اسلامی مایل است برای گرامیداشت سالگرد این خیانت بزرگ مراسمی «درخور» خیانت و مزدوری «سفارت‌گیران» برپا کند. و مسلم است که برای بزرگداشت این جنایت «دینی ـ مردمی» باید هر دو جناح آب‌منگل‌ها چه در پوشش حمایت از ولی‌فقیه و دولت و چه در مخالفت فرضی با اینان، در واقع دست در دست یکدیگر پای به میدان نمایش روحوضی 13 آبان‌ماه 1388 بگذارند. در نتیجه رسانه‌های گورکن‌ها و اربابان‌شان در لندن و واشنگتن با توسل به زبان‌های مختلف برای شرکت در این روز خجستة‌ آشوب و کودتا فراخوان می‌دهند.

می‌دانیم که «آبان»‌ ماه فرخنده‌ای ا‌ست! هر چهار سال یک‌بار انتخابات ریاست جمهوری ینگه‌دنیاست طی این ماه برگزار می‌شود. در ایران نیز آبان‌ماه به خیانت‌های بزرگی ارجاع می‌دهد: از جمله به سخنرانی ابلهانه‌ای که بیانیه‌نویس ساواک برای روح‌الله خمینی تنظیم کرده بود تا از این اوباش‌الله بی‌سروپا تصویر یک مبارز «ضدامپریالیست» ارائه دهد. پس از این سخنرانی مضحک در چهارم آبان‌ماه رهبر کبیر را در تاریخ 13 آبان‌ماه «جابجا» کردند. آشوب‌های خیابانی و جنجال چاقوکش‌های انجمن‌های اسلامی پیامد این برنامه بود. و خلاصه از همان دوره برنامة مقدس عقیده‌سازی، سربازگیری و رهبرسازی جهت سنگرسازی و تهاجم آغاز شد. از آنزمان بود که انتخابات ریاست جمهوری امپریالیسم آمریکا با «مبارزان ضدامپریاس» و تیغ‌کش‌های حوزه و بازار پیوندی ناگسستنی یافت. یکی دیگر از روزهای خوب و لذیذ و بسیار «خوشمزه» همان 13 آبانماه سال 1357 بود که اوباش ساواک در مرکز شهر تهران به آتش زدن و تخریب ادارات دولتی و بانک‌ها مشغول شدند تا «صدای انقلاب» را به دربار رسانده، از آنجا به ما ملت از همه جا بی‌خبر ابلاغ کنند که چه بخواهیم و چه نخواهیم صدای انقلاب‌مان به گوش اعلیحضرت رسیده و لازم است هرچه زودتر «منقلب» شویم که «سیاست انسداد» دولت جیمی‌کارتر نمی‌تواند بیش از این منتظر «ما» بماند.

بله مگر جیمی‌کارتر بیکار بود که منتظر تصمیمات ما بماند، ایشان عشق «جهاد» و جنگ مذاهب به دل‌شان افتاده بود و همچون «رهبر کبیر انقلاب» و دیگر سگ‌های هار استعمار «دغدغة اسلام» داشتند. اصولاً گاوچران‌ها جز «دین» هیچ نمی‌پسندند! دین برای «مردم» و «خدائی» برای اینان! امروز هم وزارت امورخارجة گاوچران‌ها از «نظارت دولت» تاجیکستان بر «انجام فرائض دینی» انتقاد به عمل آورده! چرا که نظارت دولت بر «انجام فرائض دینی» منافع گاوچران‌ها را تهدید می‌کند. در همة کشورهای مسلمان‌نشین، عرصة اجتماع می‌باید همچون جمکران، افغانستان و عراق به صحنة سینه‌زنی و نمازگزاری و روضه و زوزه اوباش‌الله تبدیل شود تا آمریکا از «آزادی مردم» ابراز رضایت کند. اگر در این کشورها «نظم» برقرار شود، نشان «نقض آزادی‌های دینی» خواهد بود. «آزادی‌های دینی» بنابرتعریف، در تضاد با آزادی‌های عرفی یعنی حقوق اجتماعی افراد قرار می‌گیرد و به همین دلیل است که گاوچران‌ها سنگ «آزادی دینی» به سینه می‌زنند. این قماش آزادی فی نفسه «نقض آزادی» خواهد بود، همچنانکه «حقوق بشر دینی» نیز نقض آشکار «حقوق‌انسانی» است. بله دکان آزادی‌های دینی چنان داغ و گرم شده بود که بعضی‌ها کتاب آشپزی منتشر می‌کردند تا به ما طرز طبخ آش رشته را با رعایت «احکام شرع» بیاموزند.

دستور طبخ چنین بود: پیش از پاک کردن و شستن سبزی‌ها چند رکعت نماز آش به جا می‌آورید، بعد نخود لوبیا را در آب خیس می‌کنید و پس از قرائت دعای «رفع نفخ شکم» از مفاتیح‌الجنان به نخودلوبیاها حسابی «فوت» می‌کنید و ضمن هم زدن دیگ آش «قل‌هوالله» می‌خوانید و صلوات می‌فرستید! وقتی آش حاضر شد، پیش از کشیدن آن در کاسه یا بشقاب گود، اگر چشم نامحرم به ظروف افتاده و یا دست نامحرم به آن‌ها خورده ـ بر اساس فرضیة فروید «ظرف» نماد آلت تناسلی زن است ـ باید از نوامیس اسلام اعادة حیثیت کنید. از اینرو ظروف را با ذکر سورة حمد، ‌ هفت‌بار آب می‌کشید و دور از چشم نامحرم آش را در آن‌ها ریخته سرمیز یا سر سفره می‌آورید. متأسفانه برنامة «آشپزی دینی» به همینجا ختم می‌شد و از آداب و فرائض «خوردن آش» هیچ نمی‌گفت. مثلاً می‌توانستند بگویند پیش از صرف آش لازم است همة «خورندگان» یک نمازجماعت ‌آش برگزار کنند، یا بگویند چه روزهائی خوردن آش مکروه است، یا اصولاً خوردن آش با هویت «ایرانی ـ اسلامی» ما تضادی دارد یا خیر! یا حداقل گوشزد می‌کردند که اگر دعای کمیل می‌خوانیم آش را پس از برگزاری مراسم دعا میل کنیم یا پیش از آن! البته با توجه به مبارزات اعضای «نهضت عاظادی» در راه گسترش تقدس و حقارت و ذلت و تعبد و بندگی، از آنجا که مراسم کمیل این گروه منفور را اوباش مهرورزی بر هم زده‌اند باید بگوئیم که اینان حتماً باید پیش از مراسم دعا چنین آشی زهرمار کنند تا وقتی همکاران سردار جعفری برای دستگیری‌شان می‌آیند کوفت هم نمانده باشد که بخورند!

خبر مرگ «رزا منتظمی» هم در «بی‌بی‌سی» منتشر شد. خارج از ابتذال و خشونت و دروغ، سایت حاکمیت انگلستان همیشه خبرمرگ پخش می‌کند، و از این نظر شباهت فراوانی به صفحة «متوفیات» اطلاعات و کیهان دارد. اینهم بخشی است از «فرهنگ» 17 هزار سالة «نیک گریفین» که به ما ملت حقنه می‌شود. باری «رزا منتظمی» حداقل اگر کتاب آشپزی‌شان کشکی بود و هر چه از روی آن درست کردیم، حتی تخم‌مرغ نیمرو افتضاح از آب درآمد، با دستور غذا توضیح‌المسائل به خوردمان نمی‌دادند. از مطلب دور افتادیم، بازگردیم به دغدغة‌ وزارت امورخارجة گاوچران‌ها برای «دین» که با کد خبر 756577 در حنازرچوبه مورخ 5 آبانماه 1388 تحت عنوان «آمریکا از نبود آزادی‌های دینی در تاجیکستان انتقاد کرد» موجود است.

وزارت امورخارجة یانکی‌ها با اشاره به قانون اساسی تاجیکستان که در آن آزادی ‌مذاهب به رسمیت شناخته شده می‌گوید، مقامات تاجیکستان به دلیل نگرانی از افراط‌گرائی اسلامی، بیش از هر گروه دیگر به 97 درصد جمعیت مسلمان این کشور سخت می‌گیرند! و اینجاست که از دلائل واقعی نگرانی وزارت امورخارجة گاوچران‌ها آگاه می‌شویم. در تاجیکستان هم حضرات همچنانکه گفتیم «دغدغة اسلام» دارند و آرزوی تبدیل این کشور به طویلة اسلام یک دم راحت‌شان نمی‌گذارد. گزارش کذا تلویحاً از تعداد اندک مساجد در تاجیکستان نیز گلایه‌ها دارد و می‌گوید، 97 درصد جمعیت کشور مسلمان‌اند و در آن گذشته از 259 مسجد جامع، فقط 2980 مسجد برای نمازهای پنجگانه وجود دارد. بله گویا تعداد مساجد کافی نیست! هر چه تعداد مساجد بیشتر شود، از تعداد مدارس کاسته خواهد شد، هر چه تعداد مدارس کمتر شود، تعداد «مدارس اسلامی» افزایش خواهد یافت و بر تعداد جانوران وحشی که دیانت‌شان عین سیاست‌شان است افزوده می‌شود و بازار سرمایه‌سالاری غرب رونق بیشتری خواهد یافت. تحمیل «سیاست انسداد» جهت تحمیل جنگ بر ملت‌های منطقه از اینراه به سادگی آب خوردن می‌شود. همچنانکه روز 13 آبان‌ماه 1358 در راستای تحقق چنین سیاستی سفارت آمریکا اشغال شد و شیخ مهدی بازرگان و دیگر روسپی‌های سیاسی دست‌نشاندة آمریکا تبدیل شدند به اوپوزیسیون!

آنروز شیخ مهدی هم در ایران حضور نداشت و همة ابلهان باور می‌کردند که مهدی بازرگان منفور با اشغال سفارت آمریکا مخالف بوده. در صورتیکه چنین نبود. دولت خیابانی بازرگان حدود دو ماه پس از کودتای 22 بهمن 1357، با قطع رابطه با مصر گام نخست را برای اجرای این سیاست استعماری برداشت. روز 30 آوریل 1979، برابر با 10 اردیبهشت‌ماه 1358، دولت شیخ مهدی بازرگان با مصر قطع رابطه کرد، سپس ترور انورسادات به اجرا گذاشته شد. پیشتر در مورد این ترور توضیح داده‌ایم پس تکرار مکررات نکنیم بهتر است. بله دو هفته پس از استعفای کریم سنجابی از پست وزارت امورخارجه، حکومت اسلامی با مصر قطع رابطه کرد. هنوز قصة خالد اسلامبولی در آبدارخانة سازمان سیا نوشته نشده بود ولی سیاست استعمار همچنانکه همواره در این وبلاگ تکرار کرده‌ایم «تداوم» دارد. اشغال سفارت آمریکا در تهران تداوم سیاست آمریکا در کل منطقه بود.

این سیاست پس از ایران در کشور مصر با ترور انور سادات اعمال شد. هدف از این سیاست تبدیل همزمان دو حکومت دست‌نشاندة آمریکا یعنی اسرائیل و حکومت اسلامی به قدرت منطقه‌ای بود. حتی پس از فروپاشی اتحادشوروی در راستای چنین هدف مقدسی لازم آمد تمام کشورهای منطقه از جمله عراق و سوریه به «حکومت اسلامی» تبدیل شوند تا در مرحلة آخر در کشور مصر نیز «اخوان‌المسلمین»، سگ‌های‌هار انگلستان حکومت اسلامی به راه اندازند و «جهان اسلام» ضمن جنگ زرگری با اسرائیل بتواند روسیه را محاصره و تهدید کند. اما جنگ 33 روزة لبنان و سپس جنگ سه روزة‌ قفقاز این رویاهای طلائی را به کابوس تبدیل کرد. سازمان ناتو محور استراتژیک «تفلیس، تهران، آنکارا، تل‌آویو» را از دست داد. در نتیجه امروز سه پایة اصلی طالبان‌پروری یعنی جمکران، اسرائیل و پاکستان به لرزه درآمده و ایالات متحد با یک دست اسرائیل و با دست دیگر ترکیه را محکم چسبیده تا تکیه‌گاهی باشد برای پاکستان و حکومت اسلامی!

هدف گاوچران‌ها چیست؟ بازگشت به گذشته! به عبارت دیگر برقراری رابطه بین مصر و حکومت اسلامی، خروج از دوران شیرین رابطة پنهان و استقرار روابط رسمی با حکومت اسلامی. روشن‌تر بگوئیم حکومت اسلامی در حال بازگشت به دوران طلائی دولت خیابانی مهدی‌ بازرگان است. آنروزهای خوب که کشتار کردها،‌ بلوچ‌ها و ترکمن‌ها و به ویژه ایرانیان ساکن خوزستان توسط چمران‌ها می‌بایست در پس پردة‌ هیاهوی «مردم» پنهان بماند، و نماند! هر چند «مردم» کذا خیابان‌های تهران را هر روز «به نام خدا» و به نام «خلق‌های ستمدیده» و مزخرفاتی از این دست اشغال کردند. بله دکتر چمران وزیر دفاع شیخ مهدی منفور، نه تنها کارت سبز اقامت در ینگه دنیا که کارت‌سفید جنایت در ایران را از دست‌های مقدس آمریکا دریافت کرده بود و در راه خدمت به ارباب از هیچ جنایتی فروگذار نکرد. از جمله افتخارات این «مجاهد شهید» صدور مجوز تجاوز به زنان کرد بود.

چمران از اوباش‌الله عضو «انجمن اسلامی» دانشگاه به شمار می‌رفت که پس از گذراندن سلسله مراتب مزدوری در دولت «نه شرقی، نه غربی، جنگلی» جایگاه مناسبی یافت و خوشبختانه هیچکس نمی‌تواند به ایشان «اتهام» تحصیل در روسیه وارد کند. چمران محصول سیاست استعمار و دست پروردة استعمار غرب بود، و‌ در راه خدمت به استعمار هم جان باخت. اما همین وزیر قدرقدرت دفاع، آنهم در دولت تازه‌نفس و کودتائی که در رسانه‌های غرب «دولت انقلاب» خوانده می‌شد، برای یک مأمور دون‌پایة ساواک از هیچ هم کمتر بود! یک خاطرة شخصی نقل کنیم تا مشخص شود در کشور ایران چه کسانی واقعاً تصمیم می‌گیرند.

به محض اینکه انقلاب ضدامپریالیستی گروه برژینسکی پیروز شد، و تظاهرات 8 مارس ماهیت حکومت و آیات عظام «مترقی» همچون طالقانی را هم مشخص کرد، شور و هیجان بعضی‌ها فرونشست و به فکر مسافرت افتادند، تا «نوروزی» بدون آخوند بگذرانند. کجا برویم کجا نرویم، پس از استخاره و کسب تکلیف از مراجع تقلید و آیات عظام «مترقی» قرار شد سری به مسکو بزنند. «تور روسیه» گذاشته بودند و خلاصه همة کارها انجام شد و همة مسافران محترم سوار هواپیما شدند که ناگهان جبرئیل بر شیخ مهدی نازل شد و «حکومت خیابانی» تغییر عقیده داد! همة مسافران را به «دستور دکتر چمران» از هواپیما پیاده کرده گفتند مسافرت به شوروی ممنوع!

اما چندی بعد همین دکتر چمران برای «گارنیک»، یکی از آشنایان ما «اجازة رسمی» صادر کردند که برای دیدار مادرش به ارمنستان برود. دوباره همة‌ کارها انجام شد، کنسول شوروی هم ویزای ورود را صادر کرد. روزی که گارنیک بیچاره به فرودگاه مهرآباد رفت،‌ گفتند نمی‌شود! گارنیک خوش‌خیال هم دست‌خط کذا با امضای چمران و مهر نخست‌وزیری را از جیبش در آورده گفت، شخص دکتر چمران اجازة رسمی داده! مأمور فرودگاه هم به او می‌گوید، «چمران کیه که اجازه بده!» در نتیجه گارنیک ناچار شد از ایران به سوریه رفته از کنسولگری شوروی در شهر حلب ویزای ورود بگیرد البته بدون اینکه روی پاسپورت‌ا‌ش مهر بزنند. چرا که مسافرت به شوروی ممنوع بود و این ممنوعیت از سوی دولت‌های دیگری بر اتباع ایرانی اعمال می‌شد! در فرودگاه مهرآباد مسافران را به دستور فرضی «دکترچمران» از هواپیما پیاده کردند، ولی علیرغم دستور کتبی ایشان، مسافرت به خاک شوروی همچنان ممنوع بود! بگذریم و بازگردیم به پروپاگاند فراخوان برای شرکت در مراسم گوساله‌پسند 13 آبانماه که بر حسب «هویت» مخاطب زبان ویژة‌ خود را انتخاب می‌کند. پروپاگاند «فراخوان به تظاهرات» گاه مستقیم و آمرانه است، گاه واژگونه و برخی اوقات تهدیدآمیز!

بی‌حکمتی نرفت از این‌ دست، آنچه رفت
بی‌همتی به درازا نمی‌کشد
در بوته گر چه مرا سخت آزموده‌اند
و نیش مار مرا آزموده است
منهم به سهم خویش،
بس آزموده‌ام،

در سایت اربابان حکومت اسلامی زبان فراخوان، «زبان قدرت» است! سردار جعفری در رادیوفردا و دیگر رادیوهمبونه‌ها می‌فرمایند، «مجوز بگیرید تا از حمایت نیروهای انتظامی برخوردار شوید!» به عبارت دیگر ایشان می‌فرمایند، بیائید، مجوز می‌دهیم هوای‌تان را هم داریم چرا که هوا «پس» است و به سیاهی‌لشکر نیازمندیم. در سایت‌های مستقل، «فراخوان» کذا، به زبان چاقوکش‌های طاعون سبز و نفس‌کش‌طلبی بیان می‌شود. اوباش‌الله یک صدا فریاد برمی‌آورند، برای شرکت در تظاهرات حکومت که نباید مجوز بگیریم! البته «لات‌الله» فراموش می‌کند که روز کذا ظاهراً برای «مخالفت» با دولت به عربده‌جوئی در خیابان خواهد پرداخت و ظاهراً دولت مخالف‌نمایان را به این تظاهرات دعوت نکرده. اما از همه جالب‌تر «زبان حکومت» است که در حنازرچوبه به گوش می‌رسد. این زبان بازتاب «ارتباط حکومت» است با «ملت ایران»، یعنی ارتباط واژگون و تهدیدآمیز «پدر» مزور با «فرزند لجباز!» این «تهدید» به نقل از یکی از سرداران به نام «جوکار» منتشر شده. ایشان تهدید کرده‌اند، «دست قطع» می‌فرمایند. در واقع سردار جوکار به صورت «غیرمستقیم» کارت دعوت برای اوباش صادر می‌کنند تا در تظاهرات 13 آبانماه حضور به هم رسانند!

هیچ آزموده ریسمان سپید و سیاه را
هرگز بجای مار نخواهد گرفت،
این تهمت است
این تهمتی بزرگ است به مار
ای انفجار!

نحوة برخورد «پدرپلید» با «کودک لجباز» چگونه است؟ تهدید واژگون. برای اینکه کودک لجباز را به کاری وادار کنند، او را با تهدید از انجام آن منع می‌کنند و نتیجة مطلوب به دست می‌آید. روشن‌تر بگوئیم «قطب‌نمای بصیرت» را به دستش می‌دهند تا او هم از الگوی ارتباط ایالات متحد با «امام خمینی» پیروی کند. امام «روشن ضمیر» هم منتظر بودند ببینند آمریکا چه می‌گوید تا ایشان عکس آنرا انجام دهند و سیلی محکمی به امپریاس بزنند! آمریکا هم می‌گفت رعایت حقوق‌بشر و دمکراسی! امام هم می‌فرمودند قلم ها را بشکنید، محاربان را بکشید، همه را خفه کنید و ... امروز هم سردار سرتیپ «محمد صالح جوکار» به شیوة امام دجال‌شان متوسل شده‌اند و برای روز 13 آبانماه هشدار می‌دهند، البته از سوی دانش‌آموزان بسیج:

«تدابیر امنیتی [...] اندیشیده شده [...] دانش آموزان در روز 13 آبان دستی را که بخواهد علیه نظام باشد، خواهند برید[...] هر کس که بخواهد اقدامات انحرافی انجام دهد در این روز کاری از پیش نخواهد برد [...]»

خلاصه روز 13 آبان ملت ایران مواظب دست‌اش باشد. این سخنان گوساله فریب با کد 756383 در حنازرچوبه، مورخ 5 آبان‌ماه 1388 انتشار یافته. سردار جوکار در واقع نفس‌کش می‌طلبند و اراذل طاعون سبز را برای رویاروئی و درگیری به خیابان دعوت می‌فرمایند تا بازار «خط‌امام» رونق گیرد. اتفاقاً اوباش‌الله طاعون سبز نیز دقیقاً با همین هدف قصد راه‌پیمائی دارند. می‌بینیم که حکومت اسلامی در تمامیت خود خواهان بازگشت به دوران امام «روشن ضمیر» موسوی است:

«عده‌ای فریب‌خورده [...] می‌خواهند از [فضای 13 آبان‌ماه] برای جنگ روانی با نظام استفاده کنند[...] اگر این عده بخواهند در عرصه‌های ارزشی [...] سی‌سال گذشته انحراف ایجاد کنند، مردم با مشتانی گره کرده [مشت‌های گره کرده] و بصیرتی که مورد نظر رهبر انقلاب است، توطئه‌ها را خنثی خواهند کرد[...]»

می‌بینم که سردار جوکار «قطب‌نمای بصیرت» اهدائی عموسام به رهبر کبیر را که اینک به دست رهبرفرزانه افتاده خوب می‌شناسد! ایشان در حنازرچوبه از هارت و پورت فروگذار نکرده، از وجود محترم‌شان فراوان مایه گذاشته، و با «مشتانی گره کرده» و «بصیرت» مطلوب رهبری برای یک «انقلاب» دیگر در این روز خجسته خیز «مقدس» برداشته‌اند. حضور محترم‌شان بگوئیم وقتی ارباب سینه‌خیز می‌رود، نوکر نمی‌تواند جست‌وخیز کند. اگر نظر ما را بخواهید نام سردار را اصلاً اشتباهی «جوکار» نوشته‌اند، ایشان همچون دیگر صاحب‌منصبان حکومت آبمنگل‌ها در واقع «جوخوار»، گوش‌دراز و نوکر استعمارند. باید نام سرود وارفتة «آفتابکاران» را هم که برای میرحسین و «بانوی اول» سرقت کرده‌اید، «آفتابه داران» می‌گذاشتید.

عده‌ای [...] می‌خواهند از فضای 13 آبان‌ماه برای جنگ روانی با ملت ایران استفاده کنند[...] اگر این عده قصد تکرار نمایش روحوضی 30 سال گذشته را دارند، کور خوانده‌اند، سمساری13 آبان از تاریخ اول اکتبر 2009 رسماً اعلام ورشکستگی کرده!

بن بست از دو سو
آری همیشه کوچة بن‌بست راکد است.
(نصرت رحمانی)

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ آدردرایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل باکس




فیلترشکن‌های جدید28اکتبر2009

connecthound.com
goombas.info
surfmode.info
gazoongas.info
unblocked-facebook.info
housebox.info
filterlist.com
niximproxy.info
brownbox.info
helpmesurf.net
facebookunblocked.info
frenchbox.info
menshealthcare.info
boombas.info
entertainmentawards.info
free-anonymous-proxy.info
accessfast.info
anonymousunblockproxy.cn
schoolproxyproxies.cn
bypass-ip.info
howtobypass.info
pwerb.com
webproxyweb.cn
deskbox.info
keyboardbox.info
ryanon.us/proxy
proxyunblocksites.info
weightlossenergy.info
blurz.info
helpmehidetux.info
noforex.info
ipus.info
proxyhits.info
investmentglobal.info
zoombas.info
proxoka.info
uk-ploxy.info
crackip.com
schoolproxyunblocked.net
simplein.info

 

Posted at 02:41 pm by nahid-roxan
Make a comment  

Next Page