Your Ad Here




<< May 2012 >>
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
 01 02 03 04 05
06 07 08 09 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31


If you want to be updated on this weblog Enter your email here:



rss feed



Monday, May 14, 2012
مرگ و میشل





بخوان به نام هیتلر!

برای گسترش «ارزش‌های» هیتلر روشن‌ضمیر، محفل فاشیسم بین‌الملل به دو قطب کاذب «اسلام‌ستیز» و «اسلام‌پرست» تقسیم شده. دو قطب کذا بر یوتوپیای «یک کشور، یک مذهب» و توحش «احترام به ادیان» پای می‌فشارد. به همین دلیل است که دستگاه تبلیغات آلمان، با توسل به «ایران» و «اسلام» معلق زدن جمکرانیان را در مسیر سرکوب «آزادی بیان» به نمایش گذاشته. خارج از «شپیگل» که به شیرین عبادی تریبون داده، ‌ در سیرک هیتلر، چندین و چند لوطی و عنتر به وراجی و مزخرف‌بافی پیرامون یک تصنیف مشغول شده و برای مقدسات اسلام، مقدسات اسلام خوب و مقدسات اسلام «سبز» چه سینه‌ها که نمی‌زنند.

پیشتر گروهی از همین عنترها، با توسل به تصاویر گلشیفته فراهانی، سنگر حق و باطل بر پا کرده، برای جنبش سبز و اسلام‌شان معرکه گرفته بودند. ولی آنزمان سیرک کذا تحت نظارت سازمان سیا اداره می‌شد. اینبار عموسام به دلیل تغییر شرایط صحنه را به آلمان سپرده. مسافرت سناتور «روکار» به ایران در راستای همین تغییر شرایط صورت گرفته! در این شرایط دیگر مشکل می‌توان ایران را به «پل پیروزی» تبدیل کرد؛ هر چند در سوریه فاشیست‌ها دست‌بردار نیستند.

هدف از انفجار بمب در سوریه،‌ قانونی شدن ازدواج همجنسگرایان در ینگه‌دنیاست! بله، تعجب نکنیم! «متجاوز» هیچ مسیری جز «تجاوز» نمی‌شناسد؛ ‌ «دوستان سوریه» را دستکم نگیریم! همگی به پیروی از هیتلر روشن ضمیرشان، تعلقات قومی، نژادی،‌ باورهای مذهبی و گرایشات جنسی «اقلیت‌ها» را به ابزار سرکوب انسان تبدیل می‌کنند. هیتلر هم با توسل به تعلقات قومی یهودیان، به قلع و قمع ‌چپ‌گرایان پرداخت و کولی‌ها، معلولین و برخی از همجنسگرایان را نیز به اردوگاه کار اجباری فرستاد، اینهمه برای خالی کردن جیب آلمانی‌ها! پس از گذشت دهه‌ها، شاهدیم که همین روند تجاوز در آلمان «بهینه» ‌شد و آن ‌را به ینگه‌دنیا و کشورهای مسلمان‌نشین نیز صادر کردند.

فاشیست‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که اینبار می‌باید بجای «ابراز نفرت» از اقلیت‌های سرکوب شده در دوران هیتلر، به آنان «تقدس» بخشید. اینگونه است که سه‌پایة‌ «اسرائیل»، «صندلی چرخدار» و «گرایش به همجنس» از چنین اهمیت تبلیغاتی‌ای برخوردار شده و «تقدس» یافته! تبلور این سه پایة‌ توحش را در دولت آنجلا مرکل به صراحت می‌بینیم. وزارت اقتصاد آلمان با «صندلی چرخدار» شناسائی می‌شود و وزارت امور خارجه‌اش با گرایش به همجنس. دولت آلمان به دولت متجاوز اسرائیل زیردریائی اتمی می‌فروشد، و وزیرامورخارجه‌اش برای سوریه «راه حل یمنی» پیشنهاد می‌کند! «راه حل یمنی»، برای سوریه، همان نادیده گرفتن ملت سوریه و مطالبات‌اش، یعنی تحمیل کودتای آمریکائی یمن بر کشور سوریه است. از همه مهم‌تر این «راه حل» به معنای تحمیل توحش اسلامگرایان بر ملت سوریه نیز خواهد بود. البته «وستروله» در جایگاهی نیست که برای سوریه تعیین تکلیف کند؛ آلمان کشوری است اشغال شده و فاقد سیاست خارجی! اقتصاد این کشور هم در گرو صادرات تولیدات‌اش به آمریکا و حوزة نفوذ دلار است. خلاصه، آلمان کمابیش در شرایط چین قرار گرفته و به همین دلیل در هم‌سوئی با پکن از اسلام‌گرائی و سرکوب انسان دفاع می‌کند.

«سرکوب انسان» چیست؟ در زمینة‌ فردی‌ و اجتماعی سرکوب انسان از «نماد قدرت» در خانواده آغاز می‌شود و سپس در جامعه «امتداد» می‌یابد. اینهمه به شرط اینکه نظام حاکم بر جامعه دمکراتیک نباشد. این است دلیل طبل زدن رسانه‌های غرب برای «بهار عرب» و همین است دلیل خفقان دکه‌های حقوق ‌بشر لندن و واشنگتن در برابر عملیات خرابکارانة «معترضان»‌ سوریه. سکوت دکان حقوق‌ بشر در برابر کشتار مردم سوریه دلایل بسیار بسیار موجه دارد! از آنجمله است تأمین انزوای کاذب برای اسرائیل، ‌ و ممانعت از استقرار صلح در منطقه.

وقوع «انقلاب اسلامی» در ایران، جنگ در عراق و اخیراً «بهار عرب» تاکنون تحقق این اهداف مقدس را امکانپذیر کرده بود، ‌ ولی این روند توحش که به مذاق محفل «میشل فوکو» بسیار خوش می‌آمد، به دلیل دخالت روسیه در بحران سوریه با اشکال جدی روبرو شد. در نتیجه، باراک اوباما به ناچار آخرین تیر را از ترکش محفل هیتلر «روشن‌ضمیر» بیرون کشیده و به طبل زدن برای «ازدواج همجنس‌گرایان» پرداخت؛ جای تعجب نیست!

مانند همة استعمارگران، حاکمیت آمریکا در راه تأمین منافع نامشروع خود به گسترش خشونت، یعنی تجاوز به حریم خصوصی انسان‌ها نیاز داشته، دارد و خواهد داشت. طی جنگ سرد، این حاکمیت انسان‌ستیز با بهره‌برداری تبلیغاتی از استالینیسم حاکم بر شوروی،‌ خود را «مدافع حقوق‌ بشر» جا می‌زد. ولی با فروپاشی اتحاد شوروی چهرة‌ واقعی حاکمیت ایالات متحد نیز آشکار شده. این حاکمیت در واقع نمونة «یانکی» فاشیسم هیتلری است و همچون نمونة هیتلر بر تعلقات قومی، ‌ نژادی، دینی و گرایشات جنسی انسان‌ها تمرکز یافته. با این تفاوت که حاکمیت آمریکا برای تأمین برتری محافل سرمایه‌داری آنگلوساکسون، از یک‌سو «اسلام» و حکومت‌های اسلامی را بجای «نژاد» به اصطلاح «پست» سامی و «دین یهود» نشانده، و از سوی دیگر، حاکمیت اسرائیل و همجنس‌گرائی را در هر فرصت به «ارزش» می‌گذارد! به این ترتیب است که حکومت‌های اسلامی در همگامی با واشنگتن و از طریق تخطئة این «ارزش‌ها»، گاوچران‌ها را در جایگاه «برتر» قرار می‌دهند.

دلیل هم روشن است؛ حاکمیت اسرائیل متجاوز و اشغالگر است، و همجنس‌گرائی هم از منهیات «ادیان ابراهیمی» به شمار می‌رود. در یک جامعة‌ بهنجار، همجنس‌گرائی مورد ستایش قرار نمی‌گیرد، همچنانکه از منظر حقوق و قوانین بین‌المللی، تجاوز به کشورها و سرزمین‌های دیگر پذیرفتنی نیست. در نتیجه، «نفی» اسرائیل و «همجنس‌گرائی» توسط حکومت‌های اسلامی در افکار عمومی به راحتی «توجیه» می‌شود. حال آنکه این برخورد از پایه و اساس «غیرمنطقی» و غیر دمکراتیک است!

از یک‌سو، همجنس‌گرا، به عنوان انسان می‌باید از حقوق انسانی برخوردار گردد، و از سوی دیگر، حق موجودیت اسرائیل نیز به عنوان عضو رسمی سازمان ملل می‌باید رعایت شود. اما یانکی‌ها با تبدیل همجنس‌گرائی و اسرائیل به شعارهای «انتخاباتی» و تبلیغاتی، در خارج مرزها زمینة سرکوب اسرائیلی‌ها را فراهم می‌آورند، و در داخل نیز زمینة سرکوب همجنس‌گرایان را!

خلاصه اگر «شانس» بیاوریم،‌ ممکن است در راستای این سیاست توحش‌پرور بزودی «کریستین کوئین» در جایگاه شهردار نیویورک بنشیند! دلیل هم اینکه ایشان از سال‌ها پیش گرایشات جنسی مبارک‌‌شان را در بوق گذاشته‌اند! بله، معیار انتخاب شهردار، لیاقت‌ و سابقه و مهارت و مدیریت و «مزخرفاتی» از این دست نیست، «خودتخریبی» است! همانطورکه اسلامگرایان از طریق رسانه‌ای کردن توهمات و «باورهای‌شان» در مناطق مسلمان‌نشین با حمایت غرب به قدرت می‌رسند، در ینگه دنیا نیز هر کس تجاوز به حریم خصوصی‌اش را بپذیرد و اجازه دهد «گرایش‌‌اش به همجنس» تبدیل به خوراک رسانه‌ای شود، مورد حمایت محفل باراک اوباما قرار خواهد گرفت! یادآور شویم هیچ اهمیتی ندارد که این گرایشات «واقعی» باشد، مهم این است که فرد،‌ تهاجم رسانه‌ها را به حریم خصوصی‌اشی بپذیرد؛ «کریستین کوئین» این تهاجم را پذیرفته. و کسی که از «تجاوز» به حریم خصوصی‌اش استقبال می‌کند، به طریق اولی زمینة تجاوز به حریم خصوصی دیگران را نیز فراهم خواهد آورد. برای طویلة ‌مک‌کارتی، این قماش افراد حکم «پل پیروزی» را دارند! ماجرای «استقلال» پهلوی اول و تبدیل ایران به «پل پیروزی» را که فراموش نکرده‌ایم.

باری به گزارش فیگارو، مورخ 11 مه 2012 قرار است کریستین کوئین، در تاریخ 19 مه 2012، پیش پای فرانسوا اولاند در ینگه دنیا ازدواج کند و مسلماً دروازه‌های ترقی و پیشرفت، به ویژه دروازه‌های تمدن «اسلام عزیز» حاج روح‌الله و میشل فوکو به روی ایشان گشوده خواهد شد! بله، میشل فوکو را دستکم نگیریم، که تلاش‌های محفل ایشان، تجاوز به کودکان را «فرهنگ» تعریف کرد!

روند کار چنین بود که ابتدا در پروپاگاند ناتو، انسان‌ستیزی و مرگ‌پرستی «دین» با «فرهنگ» در ترادف قرار گرفت. سپس، پامنبری‌های طویلة مک‌کارتی برای سرکوب ایرانیان و دیگر ساکنان مناطق مسلمان‌نشین به دو قطب کاذب «اسلام‌ستیز» و «اسلام‌پرست» تقسیم شدند. گروه اول به بهانة «دفاع از اسرائیل»، دکان اسلام‌ستیزی باز کرد. حال آنکه گروه دوم بر استخراج الگوی «اقتصادی ـ اجتماعی» از توحش و توهم صحرانشینان عربستان متمرکز شد تا بتواند با نفی همزمان «انسان»،‌ «زمان» و «مکان»، ناهنجاری‌های تحجر و توحش دین اسلام، نظیر زن‌ستیزی، تعددزوجات و به ویژه «کودک بار‌گی» را به «ارزش» تبدیل کند. جالب اینکه میشل فوکو در همین گروه فعالیت داشت. همین فرد برای توجیه سوءاستفادة جنسی از کودکان تومار جمع می‌کرد! ایشان ارتباط جنسی فرد بالغ با فرد نابالغ را، در صورت رضایت طرفین، ‌«مجاز» می‌خواستند! ما هم در این مقطع ناچاریم تا حدودی وارد جزئیات ‌شویم و توضیح دهیم که برای فرد بالغ و بهنجار، ارتباط جنسی «لذت جنسی» به همراه دارد، حال آنکه فرد نابالغ، بهنجار یا نابهنجار، در هر حال به دلیل عدم بلوغ جنسی با این «لذت» بیگانه است!

در نتیجه ارتباط جنسی با فرد نابالغ در هرحال «تجاوز» به شمار می‌رود، چرا که از منظر حقوقی نمی‌تواند «دوسویه» و «انسانی» تلقی شود. اهداف و خواسته‌های فرد بالغ از ارتباط جنسی هرگز بر خواست‌های فرد نابالغ منطبق نخواهد شد. ولی خوب، برای «متجاوز» این مسائل هیچ اهمیتی ندارد، و میشل فوکو هم اگر در مورد زندگی جنسی‌اش افشاگری نشده، در عرصة فردی و اجتماعی از هر نظر یک متجاوز تراز اول به شمار می‌آید.

میشل فوکو دوبار دست به خودکشی زده و در واقع تهاجم را از تجاوز به حریم زندگی خود آغاز کرده. در مراحل بعدی، این تجاوز در قالب «اعمال نفوذ» و دور زدن قوانین و مقررات تجلی می‌کند. چرا که براساس مقررات آکادمیک فرانسه، میشل فوکو می‌بایست پیش از تدریس فلسفه در دانشگاه، به تدریس فلسفه در دبیرستان بپردازد. ولی ایشان با اعمال نفوذ برخی «محافل» از این مرحله معاف می‌شوند، و مستقیماً در جایگاه استاد دانشگاه می‌نشینند! موضعی که باز هم به دلیل اجبار در «تدریس» برای‌شان خوشایند نبود، به همین دلیل خود را با سرعت به «کولژ دوفرانس» منتقل کرده، تمامی وقت گرانبهای‌شان را صرف «مطالعه» و تحقیق می‌نمایند. بله، «از ما بهتران» در «کولژ دو فرانس»، همچون میشل فوکو هیچ ارتباطی با جماعت دانشجو ندارند، با دریافت حقوق‌های گزاف،‌ اوقات‌شان به «تحقیق» می‌گذرد!

«تحقیقات» میشل فوکو به‌ کنار،‌ مقالات وزین وی در ستایش از «انقلاب» اسلامی روح‌الله خمینی در راستای همان مزخرفاتی به رشتة تحریر درآمد که بعدها تحت عنوان گوساله‌فریب «گذار به دمکراسی» از قلم الکن «رابرت مک‌فال»، تراوش کرد. پیشتر در مورد چرندیات «مک‌فال» توضیح داده‌ایم. این فرد در کمال وقاحت می‌گوید، ایرانی حق دارد بین استبداد سلطنتی و استبداد مذهبی «انتخاب» کند. «مقالات» میشل فوکو هم در وقاحت و حماقت دست کمی از «تفکرات» عمیق «مک‌فال» ندارد.

میشل فوکو از فرانسه برای ملت ایران نسخة‌ «مرگ» و نیستی می‌پیچید، و خودفروختگانی نظیر بنی‌صدر هم برای‌اش پامنبری می‌خواندند. جالب اینجاست که افراط‌گرائی فوکو و شیفتگی‌اش به «مرگ» مورد بررسی «جیمز میلر» قرار گرفته؛‌ هر چند ترجمة اثر «میلر» به زبان فرانسه در دسترس است! ولی بعضی‌ها مصلحت‌شان چنین ایجاب می‌کند که افکار عمومی فرانسه در جریان شیفتگی میشل فوکو به «مرگ» قرار نگیرد. چرا که بنابرتعریف، «مرگ‌پرستی» از ویژگی‌های فاشیسم است و انتساب فوکو به فاشیسم، تصویر «مقدس» ایشان را مخدوش می‌کند. و این امر تهدیدی است برای منافع محافل غرب در کشورهای مسلمان‌نشین، به ویژه در کشور ایران که با کودتای کلنل آیرون‌ساید پای در روند استعماری «شیخ‌وشاه» گذارد. 33 سال از استقرار حکومت فاشیسم اسلامی در ایران می‌گذرد، و‌ حاکمیت فرانسه همچنان در جمال بی‌مثال اکبر بهرمانی و محمد خاتمی سیاست‌مدار «میانه‌رو» رویت کرده و ضمن طبل زدن برای اسلام خوب و «هنر» مرجان ابراهیمی، دست‌نوازشی به سروگوش اراذل «تحکیم وحدت» ‌کشیده و ... و خلاصه در راه بازتولید «انقلاب»، و بازگشت به دوران نورانی «امام»‌ از هیچ کوششی فروگذار نکرده!

اما جنگ سرد مدت‌هاست که به پایان رسیده و ادامة سیاست‌های آن دوران طلائی دیگر امکانپذیر نیست. به عبارت دیگر، زمینة برگزاری نمایش «کنفرانس تهران» و اهدای شمشیر به رفیق استالین وجود ندارد. اینبار می‌باید بازندگان جنگ دوم جهانی از برندگان این جنگ متمایز شوند. و فراموش نکنیم که فرانسه برندة جنگ نیست، آلمان و ژاپن هم از جمله کشورهای «محور» و از بازندگان این جنگ به شمار می‌روند.

و اما روسیه در واقع سرنوشت این جنگ را رقم زده. و این است دلیل واقعی برچیده شدن نیروگاه‌های هسته‌ای ژاپن! حال با توجه به جایگاه واقعی فرانسه در جنگ جهانی دوم، و با در نظر گرفتن سیاست «سنتی» این کشور در ایران،‌ منطقاً می‌باید شاهد عقب‌نشینی حاکمیت فرانسه در منطقه باشیم. مسافرت «میشل روکار» به ایران در واقع با هدف فراهم آوردن مقدمات همین عقب‌نشینی صورت گرفته. به استنباط ما در آستانة ورود «روکار» به ایران،‌ قتل 4 سرباز بریتانیائی همزمان با ترور «ارسلا رحمانی»،‌ از مقامات حکومت طالبان و عضو عالیرتبة «شورای صلح افغانستان»، پیام روشنی به حامیان «طالبان» در غرب فرستاد.


 

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل(بارگیری)

نسخة پی‌دی‌اف ـ سکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ سی‌ایکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ شوگرسنک

نسخة پی‌دی‌اف ـ باکس‌نت

نسخة پی‌دی‌اف ـ کلمه‌ئو

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ هیوج‌درایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ دیوشیر

نسخة پی‌دی‌اف ـ پی‌بی‌ورکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ ستورگیت

نسخة پی‌دی‌اف ـ آرونا


Share



فیلترشکن‌های جدید14مه2012

wordsurfer.info
cleaned.info
tigerstory.info
webdad.info
humpy.info
nightshade.info
placesite.info
proxyamerican.com
gallows.info
jinxed.info
tourbrowser.info
pretender.info
illgo.info
peril.info
wewin.info
spyme.info
stableweb.info
cooltiger.info
earmarks.info
stream2go.info
breadsticks.info
mathlesson.info
timeouts.info
weaken.info
logically.info
internetpresenter.in
wefool.info
soared.info
nolag.info
snowapple.info
multiplicity.info
schoolessay.info
fastaccesses.info
greygoblin.info
spawned.info
sniffing.info
gobook.info
fortproxy.info
playschool.info
aumyspace.info
handsomeproxy.info
happykid.info
privacy24.info
streamsurfer.info
tunnelfly.info
sparkler.info
freshshrimp.info
coldblooded.info
teenguys.info
mallrat.info

Posted at 10:20 am by nahid-roxan
Make a comment  

Wednesday, May 09, 2012
سافت و سوسیالیست





«[...]‌تمام فلسفة اسلام روی نجاسات بنا شده اگر پائین تنه را از آن بگیرند اسلام رویهم می‌غلتد و دیگر مفهومی ندارد[...]‌ یکدسته [...] برای تأئید حرص و آز و شهوت و خودپسندی و جاه‌طلبی خودشان[...] دنیای نامرئی و خدای قهاری تصور کرده‌اند که همان تمایلات پست آن‌ها را دارد[...]»
منبع: توپ مرواری

بحران سیاسی در یونان، ائتلاف حزب کادیما با لیکود در اسرائیل، و ... و از همه مهم‌تر عقب‌نشینی اتحادیة اروپا از پروژة «ریاضت اقتصادی» نشان از خرد شدن سه پایة استعماری «آلمان ـ‌ فرانسه ـ اسرائیل» دارد! در واقع سقوط سرکوزی، همان سقوط ویشی‌ست‌های متحد هیتلر است، منتهی اینبار یک سوسیالیست به صورت خیلی «سافت»،‌ نقش «دوگل» را ایفا می‌کند! مسلم بدانیم که تغییر در فرانسه، نه تنها دولت هیتلر مؤنث، که همپالکی‌های‌ فاشیست‌اش را در سراسر آمریکا و اروپا متزلزل خواهد کرد و به طریق اولی حکومت‌های توحش‌پرور منطقه، از قماش حکومت جمکران از پیامد این تزلزل در امان نخواهند بود. به همین دلیل هفته نامة «اکونومیست» که پیشتر به شاخ و شانه کشیدن برای جناح چپ فرانسه مشغول بود و تغییر سیاست اقتصادی در این کشور را با فروپاشی در ترادف قرار می‌داد، اکنون باد در بادبان پارة حکومت اسلامی و رهبر مفلس آن انداخته، از «مدیریت غیرمتعارف» خامنه‌ای و اعتقاد تل موهوم «مردم فرودست» به این حکومت،‌ برای‌مان بی‌بی‌گوزک می‌بافد و ... و از آنجا که «وصف‌العیش، نصف‌العیش»، این بی‌بی‌گوزک‌های «مید. این. یو. کی» چنان به مذاق پاسدار شریعتمداری خوش آمده که خبر ویژة کیهان، مورخ 18 اردیبهشت‌ماه 1391 را به نقل آن‌ها اختصاص داده:

«[...] آیت‌الله خامنه‌اي [...] به روشي غيرمتعارف اما كارساز بحران‌ها را مديريت مي‌كند[...‌] جمهوري اسلامي بر خلاف رژيم‌هاي ديگر منطقه كه اعتقادي به مذهب ندارند، بر پاية اعتقادات ديني مردم [...] شكل گرفته و همچنان از اين حمايت مردمي بهره‌مند است[...]»

بله، «دیگر رژیم‌های منطقه» که به مذهب اعتقاد ندارند همان دولت روسیه است که اکونومیست بدبخت جرأت نمی‌کند از آن نام ببرد. خلاصه اگر ایرانیان از حکومت مذهبی جمکران گریزان‌اند هیچ اهمیتی ندارد؛ کارفرمایان اکونومیست برای تأمین منافع‌شان نه تنها به این حکومت «نظم‌شکن» و «ایران‌ستیز» نیاز دارند که خیلی هم از این‌ جانوران وحشی خوششان می‌آید. هم‌اینان بودند که جهت گسترش فقر و بیکاری در اروپا از زوج «مرکل ـ ‌ سرکوزی» حمایت می‌کردند. چرا که رشد فاشیسم در بستر فقر و فرودستی به بهترین وجه امکانپذیر می‌شود. فرصت‌طلبی «سنتی» حزب کمونیست فرانسه به کنار،‌ بی‌دلیل نبود که پس از 5 سال حکومت پلیسی گروه نیکولا سرکوزی، آراء رهبر ویشی‌ست‌ها در دور اول انتخابات ریاست جمهوری نسبت به گذشته افزایش هم نشان می‌داد! بله، ‌ ریاضت اقتصادی توأم با سرکوب سیاسی و پلیسی به تدریج نتایج مطلوب را به بار آورده بود و محفل نیکولا سرکوزی می‌پنداشت که می‌تواند رسماً در استخر فاشیسم شنا کرده، با «جبهة‌ملی» و فاشیست‌ها دولت تشکیل دهد. اینچنین بود که روز جهانی کارگر، نیکولا سرکوزی،‌ طرفداران‌اش را به میدان کنکورد پاریس آورد و بعضی‌ها ادعا کردند که 200 هزار تن در این «تظاهرات» حضور به هم رسانده بودند!

یادآور شویم حداکثر ظرفیت این میدان، اگر بخواهیم خیلی دست و دل‌باز باشیم، از 40 هزار نفر فراتر نخواهد رفت! دروغ‌چرا؟ روز پنجم ماه مه 2012، برای مشاهدة ابعاد نوین میدان کنکورد به محل رفتیم ولی دریافتیم این کنکورد همان کنکورد کوچولوی خودمان است! در هر حال، اگر میلیون‌ها فرانسوی هم در میدان کنکورد تجمع کرده بودند هم اهمیتی نداشت؛‌ نتایج انتخابات، به ویژه در یک دمکراسی، هرگز در خیابان تعیین نمی‌شود‍! پس ‌بگذریم و بازگردیم به معجزات پس از دور اول انتخابات فرانسه!

شبکة «بی.‌اف. ام. تی‌وی» از عیال «شتروس‌ـ کان» دعوت کرده بود پوشش خبری دور دوم انتخابات را برعهده‌ گیرد، ولی باز هم بساط‌شان از نیویورک در هم ریخت! ابتدا قاضی دادگاه محاکمة «شتروس ـ کان» را به جرم تجاوز به «نفیسا دیالو» تأئید کرد. بعد هم پروندة درخشان فعالیت‌های ایشان در هتل «کارلتون» شهر «لیل» مطرح شد و ... و رسانه‌های فرانسه به ما گفتند در میهمانی‌های هتل کارلتون «تجاوز دستجمعی» صورت می‌پذیرفت. و از آنجا که «شتروس‌ـ کان»،‌ برخلاف مرده‌شویان جمکران نمی‌توانست این عملیات را به «فرهنگ و ارزش‌های دینی» مرتبط کند، لگدی نثار سرکوزی کرد و بر ملا شدن افتضاح «سوفی‌تل» ‌نیویورک را به حساب او نوشت! در صورتیکه نیکولا سرکوزی، مانند «چپ‌نمایان آلمان» به قبیلة‌ «کلارسفلد» ارادت فراوان دارد و از اشغال سرزمین‌های سوریه، لبنان و فلسطین توسط اسرائیل حمایت می‌کند. بی‌دلیل نبود که در دور دوم انتخابات، بیش از 80 درصد فرانسوی‌های ساکن اسرائیل به سرکوزی رأی دادند! برخلاف توهم اسرائیل‌پرستان، با شایعه‌پراکنی نمی‌توان وابستگی‌های محفلی سرکوزی به «شتروس ـ ‌کان» را پنهان داشت!

باری، یک روز پس از اعلام نتایج دور اول انتخابات، پس از اینکه سرکوزی «ریشه‌های مسیحی» فرانسه را کشف کرد، «مارین لوپن»، رهبر فاشیست‌ها هم رسماً اعلام داشت، ‌ آراء جبهة ملی اعتراضی نیست و ما آمادة همکاری هستیم! اینجا بود که بعضی‌ها به ناچار ماجرای حمایت مالی قذافی از سرکوزی را فاش کردند. دلیل هم اینکه یک سیاست نوین به ارائة «تصویر دلپذیر» از فرانسه نیاز دارد و اوج‌گیری روابط نزدیک «سرکوزی ـ لوپن» این تصویر را مخدوش می‌کند. پیشتر این دولت ویشی بود که در چنین جایگاهی قرار داشت. و پس از شکست ارتش آلمان، برای آراستن ظاهر فرانسه ناچار شدند ژنرال دوگل را از لندن به پاریس بیاورند تا افتضاح ویشیست‌ها را جمع و جور کنند. از شما چه پنهان، اینبار هم جهت برچیدن دکان «آلمان ـ فرانسه» یک سوسیالیست را با آراء نه چندان چشمگیر،‌ پیروز این انتخابات معرفی کردند، به این امید واهی که همان سناریوی پوسیدة پس از جنگ جهانی دوم،‌ در فرانسه و به طریق اولی در ایران به مورد اجرا در آید! به همین دلیل است که اکونومیست به تحسین توحش و نظم‌شکنی علی خامنه‌ای نشسته.

خارج از دروغ‌پراکنی و مهمل بافی، اکونومیست قانون‌شکنی، سرکوب و لات‌بازی را رمز موفقیت حکومت اسلامی برشمرده و ادعا می‌کند، «مردم» هیچ مخالفتی با حکومت توحش ندارند، چرا که به اسلام معتقدند:

«[...‌] اعتقادات مذهبي مردم باعث شده تا آن‌ها از گروه‌های مخالف جدا شوند [...]‌»

باید قبول کرد که «اسلام سنج» اکونومیست حرف ندارد! به عبارت دیگر، قلم زن اکونومیست در هم‌سوئی با روح‌الله خمینی، ‌مخالفان حکومت اسلامی را «بی‌دین» می‌خواند. این رسانه در راستای گسترش توحش و نظم‌شکنی، ‌ تعهد رسمی دولت ایران به قرارداد منع گسترش سلاح‌های اتمی را نادیده گرفته،‌ فتوی خامنه‌ای را «ملاک» می‌داند. جالب اینجاست که برخلاف سنت رایج روحانیت شیعه، اکونومیست نوعی فتوی اختراع کرده که «تغییرناپذیر» نیز هست، ‌ یعنی شامل مرور زمان نمی‌شود و هیچ آخوند دیگری، حتی «آیات عظام مترقی» و محبوب بی‌بی‌سی و رادیوفردا هم نمی‌توانند آن را نقض کنند:

«[رهبر ایران] بمب اتمی را حرام اعلام كرده [...] اين يك حكم ديني نقض‌ناپذير است. نهادهاي امنيتي آمريكا نيز پذيرفته‌اند كه ايران سرگرم توليد سلاح اتمي نيست [...]»

همة این حکایات «مفرح» روز گذشته در خبر ویژة کیهان منتشر شده بود. یعنی همزمان با ادای سوگند ولادیمیر پوتین در کاخ کرملین. یادآور شویم در سایت رسانه‌های معتبر فرانسه، فیلم این مراسم به صورت «نصفه ـ نیمه» و به همراه دروغ‌های شاخدار در دسترس مشتاقان قرار گرفت! مهم‌ترین دروغ‌ این بود که «پوتین به قول خود، مبنی بر انتخاب فرمانداران توسط مردم وفا نکرد»، حال آنکه قانون «انتخاب فرمانداران با آراء‌ مردم» مدت‌هاست که به امضاء دیمیتری مدودف رسیده! در هر حال، دروغ‌پردازی به رسانه‌های «معتبر» فرانسه محدود نمی‌شود؛ ورق‌پاره‌های جمکران نیز از همین مکتب مقدس پیروی می‌کنند. به عنوان نمونه، سایت «مهرنیوز»، مورخ 5 اردیبهشت‌ماه سالجاری، ‌ از برگزاری مراسم چهارشنبه‌سوری توسط زرتشتیان حکایت‌ها دارد:‌

«تمام تلاشم برای راه‌یابی به یک جمع زرتشتی [...] برای دیدن یک برنامه چهارشنبه‌سوری [...]‌ بی‌نتیجه ماند [...]»

نمی‌دانستیم زرتشتی‌ها، با احترامی که برای آتش‌ قائل‌اند، چهارشنبه‌سوری از روی آتش می‌پرند و شاید چهارشنبه سوری جشن زرتشتی‌هاست، در نتیجه، مسلمین در آن شرکت نخواهند کرد! جالب اینجاست که این مزخرفات را گروه «فرهنگ و ادب» مهرنیوز منتشر می‌کند،‌ و در کمال حماقت ادعا دارد، یزدی‌ها هیچ مشکلی با تازیان تاراجگر نداشته‌اند، چرا که خوی‌شان «زرتشتی» است! از مطلب دور افتادیم، ‌ بازگردیم به سقوط «سافت» هیتلر در فرانسه، که در کیهان، تشرف اکونومیست به دین مبین را در پی آورد و از همه مهم‌تر تلویزیون بی‌بی‌سی را به این صرافت انداخت که می‌توان برای بزک کردن چهرة کریه جنبش سبز و حزب رستاخیز و اسرائیل، کل این مجموعه را به شاپور بختیار پیوند زد!

همچنانکه بالاتر گفتیم، پرروئی محفل سرکوزی،‌ باعث شد قذافی را از قبر بیرون بکشند، تا به کمک سوسیالیست‌ها، ‌ بساط هیتلر را در فرانسه برچینند. در این گیرودار بود که در تاریخ 5 مه 2012، تلویزیون بی‌بی‌سی در یک برنامة گوساله فریب به ما گفت، «شاپور بختیار برای کشتن خمینی به اسرائیل روی آورده بود!» همچنانکه بارها گفته‌ایم، ملاک ما عملکرد شاپور بختیار طی 37 روز نخست‌وزیری اوست. بختیار همواره از قانون و نظم قانونی دفاع کرد و به صراحت مخالفت‌اش را با «حکومت نعلین» اعلام داشت. از نظر ما، در آن مقطع تاریخی،‌ چنین برخوردی قابل تحسین است. اگر شاپور بختیار از اسرائیل تقاضا کرده بود که خمینی را سر به نیست کند، مسلماً مقامات اسلام‌نواز اسرائیل، ‌ برای تخریب بختیار هم که شده، از این فرصت طلائی استفاده می‌کردند. شاید وزارت امور خارجة بریتانیا به دلیل ابتلا به آلزایمر، و یا تحت فشارهای «مالی»‌ آنچنان دچار بحران شده که رسماً خودش را به خریت زده باشد؛ سقوط بختیار، و استقرار حکومت توحش در ایران،‌ به تجزیة لبنان و تخریب عراق انجامید و همچنانکه شاهدیم کشورهای مسلمان‌نشین را به طاعون «حکومت اسلامی» مبتلا کرد. به عبارت دیگر، بساط حاج روح‌الله برای تأمین منافع اسرائیل به راه افتاده بود. این روند گسترش توحش 33 سال بعد،‌ به دلیل دخالت روسیه،‌ فقط در سوریه متوقف ماند! سوریه‌ای که، در پی جنگ 33 روزه، ‌ در سپتامبر سال 2007 توسط جنگنده‌های اسرائیل بمباران شد و خفقان حکومت ملایان در برابر یکه‌تازی‌های اسرائیل گویاتر از آن است که به تفسیر نیاز داشته باشد! در واقع، ارتباط اسرائیل با حاکمیت ایران، از الگوی ارتباط توفانی فرانسه با ارتش ناتو پیروی می‌کند و بر محور ابله‌فریب «عشق و نفرت» متمرکز شده.

در دوران ژنرال دوگل ارتباط عاشقانة فرانسه و ناتو مخدوش شده، آن حضرت «ظاهراً» عضویت فرانسه در فرماندهی ناتو را به تعلیق در آوردند. ولی در دوران سرکوزی حاکمیت فرانسه برای بازگشت به فرماندهی ناتو سر‌ودست می‌شکست و ... و اینک برنامة فرانسوا اولاند خروج از این صورت‌بندی‌ها است. به عبارت دیگر، شرایط چنین ایجاب می‌کند که فرانسه در جایگاه «مستقل» بنشیند،‌ البته فقط در رسانه‌ها!

در واقعیت هیچ استقلالی در کار نیست چرا که فرانسه، مانند همة کشورهای اروپای غربی، خراج‌گزار آنگلوساکسون‌هاست. هدف از «استقلال» رسانه‌ای فرانسه، حمایت از منافع لندن و آنگلوساکسون‌های آنسوی آتلانتیک در کشورهائی است که این منافع مقدس مورد تهدید قرار گرفته. حضرات چنین می‌پندارند که «در» همچنان بر همان پاشنة‌ 69 سال پیش خواهد چرخید! آن زمان که بریتانیا، پس از اخراج رضاشاه «مستقل»، ‌ به گسترش همان تشکیلات استعماری مشغول شد و شمشیر کذا را در «کنفرانس تهران» به حضور استالین تقدیم کرد تا ایشان آن را بر فرق خلق‌های شوروی فرود آورند که آوردند! حضور وزارت امور خارجة مفلس بریتانیا بگوئیم، بازنویسی تاریخ ایران، آنهم از زبان مقامات اسرائیل، ‌ افلاس‌تان را درمان نمی‌کند،‌ بلکه ابعاد گستردة‌ این افلاس را می‌نمایاند. افلاس امپراتوری‌ای که در توهم بازتولید کودتای «شیخ‌وشاه»‌ دست‌وپا می‌زند و می‌کوشد از علی خامنه‌ای مفلوک تصویر شاهنشاه قدرقدرت ارایه دهد، حال آنکه نه استالین در مسکو نشسته، و نه روزولت در کاخ سفید! و از همه مهم‌تر،‌ در فرانسه نیز به صورت «سافت» یک دوگل از نوع سوسیالیست ظهور کرده!

«[...‌] خاصیت هر نسل این است که آزمایش نسل گذشته را فراموش بکند [...]‌ به همین علت بشر را وادار می‌کنند همیشه رو به قهقرا برود. فقط الفاظ فرق می‌کند. اما دیکتاتور امروز به مراتب خطرناک‌تر از دیکتاتور هزار سال پیش است [...]»
منبع: توپ مرواری


 

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل(بارگیری)

نسخة پی‌دی‌اف ـ سکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل‌دن

نسخة پی‌دی‌اف ـ سی‌ایکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ شوگرسنک

نسخة پی‌دی‌اف ـ باکس‌نت

نسخة پی‌دی‌اف ـ کلمه‌ئو

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ دیوشیر

نسخة پی‌دی‌اف ـ پی‌بی‌ورکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ ستورگیت

نسخة پی‌دی‌اف ـ آرونا


Share



فیلترشکن‌های جدید9مه2012

columnbiamba.info
proxycape.us
nightshade.info
workweek.info
buyus.info
unmatched.info
nonconformist.info
playschool.info
justly.info
browser24.info
handsomeproxy.info
defending.info
harvarddegree.info
gobook.info
logically.info
spyme.info
jumpme.info
alyspeed.info
collegeresume.info
cockfight.info
betrayer.info
unproper.info
freshshrimp.info
reaped.info
access07.info
shortenme.info
theyoutubeproxy.com
vanisher.us
nolag.info
placesite.info
testanswer.info
fastaccesses.info
teenguys.info
illgo.info
devilish.info
bluebeard.info
timeouts.info
facebook-online.info
hidenode.com
securitytunnel.info
accesslegal.info
countme.info
sparkler.info
notfun.info
cleaned.info
linkhide.info
surf-online.info
pretender.info
streamsurfer.info
incan.info

Posted at 11:07 am by nahid-roxan
Make a comment  

Friday, May 04, 2012
چن و چین





33 سال پیش، در تاریخ 12 اردیبهشت‌ماه 1358، ساواک با ترور آخوند مطهری، زمینة روضه و زوزه و قهرمان‌سازی را برای حکومت توحش جمکران فراهم آورد. ولی یک‌سال است که «‌روزجهانی کارگر» گریبانگیر مرده‌شویان و اربابان‌شان در لندن و واشنگتن شده! سال گذشته همزمان با روز جهانی کارگر، «جهان اسلام» در سوگ شهادت جانگداز بن‌لادن اشک می‌ریخت،‌ و امسال همین «جهان اسلام» برای ورشکستگی دکان حقوق‌بشر یانکی‌ها و پایان سیاست نیکسون در چین سوگواری می‌کند!

بله،‌ روز گذشته سفارت آمریکا با اخراج یکی از به اصطلاح «معترضین»‌ چین، در واقع ناچار شد به سیاست دوگانة‌ یانکی‌ها در این کشور پایان دهد. از دوران نیکسون، ‌ گاوچران‌ها ضمن بهره برداری «اقتصادی ـ‌ نظامی» از دیکتاتوری چین، ‌ جایگاه دفاع از حقوق‌بشر در این کشور را نیز اشغال کرده بودند! ماجرای «چن» به فروش حقوق‌بشر آمریکا در چین نقطة پایان گذاشت. البته از بوق‌های آتلانتیست‌ این خبر به نوع دیگری پخش شد! به ادعای اینان، «چن گوانگ‌چنگ‌»،‌ وکیل ناراضی چینی به میل خود سفارت آمریکا را ترک کرده.

سایت فارسی‌زبان «بی‌بی‌سی»، ‌مورخ 13 اردیبهشت‌ماه 1391 می‌نویسد، وی از حبس خانگی در روستائی در چین گریخته و «گفته می‌شود»،‌ به سفارت آمریکا در پکن پناه برده! یادآور شویم ‌که این ناراضی چینی «نابیناست»‌، و منطقاً نمی‌توانست به ‌تنهائی از یک روستا خود را به سفارت آمریکا در پکن رسانده باشد! از سوی دیگر سفارت آمریکا، تا آنجا که ما می‌دانیم نگهبان دارد و هر کس بخواهد نمی‌تواند به این صحن «مقدس» وارد شود، مگر اینکه مانند «دانشجویان پیرو خط امام» قصد خوش‌خدمتی و کسب رضایت ارباب را داشته باشد.

باری رسانه‌های جمعی فرانسه‌زبان، و به ویژه «بی. اف‌. ام. تی‌وی» از دو سه روز پیش با تصویر وکیل ناراضی و تفسیرهای شکمی، طبل زدن برای آمریکا و حقوق بشر را آغاز کرده بودند که ناگهان پرزیدنت «اوباما» از حضور «چن» در سفارت آمریکا اظهار بی‌اطلاعی فرمودند! همین کافی بود که هیلاری کلینتن سنگ روی یخ شود! ایشان طبق معمول «نگران» حال «چن» بودند و به ادعای بوق‌های‌شان قرار بود ضمن مذاکرات اقتصادی در پکن، با سران چین در اینمورد نیز گفتگو فرمایند که اوباما دکان‌شان را برچید. پس آنگاه فرانس پرس، ‌مورخ دوم ماه مه 2012 نوشت:

«[...‌] چن، پس 6 روز سفارت آمریکا را ترک کرد [...] و مقامات چین به دلیل پذیرش وی خواهان عذرخواهی مقامات آمریکا شدند [...]»

مسلماً خبر عذرخواهی یانکی‌ها را هیچکس منتشر نخواهد کرد و‌ انتشار آن اهمیتی هم ندارد؛ از یک‌سو ملاک «کردار» است، نه «گفتار». و از سوی دیگر، مهم این است که آن وکیل چینی ماجرای خروج‌اش از سفارت آمریکا را چگونه نقل خواهد کرد! مسلماً اگر این فرد که حقوقدان هم هست، قصد نداشت از دولت آمریکا تقاضای پناهندگی کند، وارد سفارت این کشور نمی‌شد! به استنباط ما دولت آمریکا ناچار شده وکیل چینی را «اخراج» کند! و به این ترتیب ناراضیان و مردم چین به ابعاد واقعی حمایت آمریکا از حقوق‌بشر پی می‌برند و این خود دستاوردی است بس چشمگیر. چرا که در این سو، حکومت جمکران هنوز چشم امید به دکان حقوق بشر آمریکا دوخته و منتظر است محفل «کارترـ برژینسکی» با فوت کردن در آستین «ملی ـ مذهبی‌ها» یک «انقلاب» دیگر برای‌اش سازمان دهد، و اینبار «شاه» را بجای «شیخ» بنشاند. به همین دلیل سایت «پیک نت» تصویری از عیال «دربند» تقی رحمانی منتشر کرده تا آن‌ها که مصاحبة مضحک خود رحمانی را می‌شنوند، بدانند و آگاه باشند که این «زینب زمان»، برای دفاع از حقوق بشر در کشور ایران، زندان را «انتخاب» نموده!

بله، به ارزش گذاشتن زندان،‌ همچون تبدیل مرگ به «ارزش»، از اهداف مقدس محافل استعماری در کشور ایران بوده و هست. کسی که زندان را «انتخاب» می‌کند،‌ پیامدهای این «انتخاب» را می‌شناسد و می‌پذیرد. ولی اگر چنین فردی از منظر حقوقی «صغیر» یا «مهجور» باشد،‌ قادر به «انتخاب» نخواهد بود. در هر حال تبدیل زندان به «ارزش»، فقط از طریق به ارزش گذاشتن حماقت و شقاوت میسر است. به این منظور «آیدا قجر»، ‌مجری برنامة‌ «بهارستان» تقی رحمانی را «واجد شرایط» یافته.

او می‌گوید،‌ رحمانی 14 سال در زندان حکومت اسلامی بوده، «تبعید» را برگزیده، همسرش زندانی است، و ... و فرزندان‌اش غصه‌ می‌خورند! سایت بالاترین هم این قصة‌ امام حسین را منعکس کرده:‌

«[...] تقی رحمانی که بیش از 14 سال از عمر خود را در زندان‌های جمهوری اسلامی گذرانده، شاید هیچوقت فکر نمی‌کرد که بعد از [...] انتخاب تبعید، همسرش هم بازداشت بشه و بچه‌های‌شان با شنیدن صدای پدرشان از رسانه‌ها [...]‌ گریه کنند[...]‌»

اگر به این چند سطر نیک بنگریم می‌بینیم که آیدا قجر با فروش حماقت «تقی رحمانی» به مخاطب،‌ می‌کوشد همزمان برای فرزندان خردسال وی نیز «تأثر» خریداری کند! طبق اظهارات ایشان، ‌ رحمانی 14 سال در زندان‌های جمکران بوده. به عبارت دیگر این فرد، 29 سال از عمر خود را در آزادی گذرانده و منطقاً می‌باید از ابعاد توحش نیروهای «نظامی ـ امنیتی» حکومت ملایان آگاه باشد. چرا که از نخستین روزهای ورود خمینی به کشور، برنامة‌ سرکوب ملت ایران به اجرا درآمد و هر روز بر شدت آن افزوده شد! روشن‌تر بگوئیم هر کس در دوران نورانی «امام» میرحسین موسوی در ایران زندگی کرده باشد، ‌از وحشی‌گری حکومت اسلامی خبر دارد. حال این سئوال مطرح می‌شود که طی 29 سال آزادی تقی رحمانی کجا زندگی می‌کرد که اینچنین از زندانی شدن «فرضی» همسرش حیرت زده شده؟‌

حال یک پرانتز باز می‌کنیم و یادآور می‌شویم که نرگس محمدی از پامنبری‌های شیرین عبادی است که چند جایزه هم دریافت کرده. و با توجه به سوابق محمدی،‌ زندانی شدن «رسانه‌ای» ‌وی هیچ تعجبی ندارد. تأثر دو فرزند خردسال این زوج مقدس هم کاملاً منطقی است؛ هر کودک بهنجاری از غیبت پدر و مادرش رنج می‌برد. چه اینان در سفر باشند، چه در زندان! فقط امثال تقی رحمانی از این واضحات بی‌اطلاع می‌مانند، چرا؟ چون رحمانی با گذشته، یعنی با عملکرد خود و هم پالکی‌های‌اش بیگانه است و هیچ مسئولیتی برای خود نمی‌شناسد. ایشان «میمون‌وار» به تقلید از پیامبر و ائمة اطهار مشغول‌اند. پیامبر «هجرت» کرده‌اند، ‌رحمانی هم پس از 29 سال چسبیدن به محفل «حوزه و بازار» در حکومت ملایان «هجرت» می‌کند. ولی ایشان بجای عزیمت به «مدینه»، برای فروش اسلام خوب در بلاد فرنگ لنگر می‌اندازند! و به قول «آیدا»،‌ شاید هیچوقت فکر نمی‌کرد که بعد از انتخاب «تبعید»، چنین مصائبی برای‌اش پیش آید! در واقع آنچه اهمیت دارد همین «فکر نکردن» امثال رحمانی است! اگر این فرد «تبعید» را انتخاب کرده می‌باید پیامد انتخاب‌اش را بپذیرد. می‌بینیم که چنین نیست. رحمانی به شیوة پیامبرش «هجرت» می‌کند، ‌ آیدا قجر هم پیرامون «مصائب اهل بیت» رحمانی برای مخاطب «روضه» می‌خواند. در واقع برنامة ایشان برانگیختن احساسات مخاطب از طریق روضه‌خوانی است؛ یعنی ‌همان کاری که آخوندها با توسل به بی‌بی‌گوزک‌های کربلا انجام داده و می‌دهند.

جریان کربلا چیست؟ قیام حسین بر ضد ظلم! ‌ مبارزات زینب و ... و شیون و زاری طفلان مسلم! داستان رحمانی هم بر اساس همین الگوی حماقت تنظیم شده. پس مشتاقان روضه و زوزه را با اهل بیت رحمانی تنها می‌گذاریم و می‌رویم به سراغ روز جهانی کارگر و پیامدهای آن در سال اژدها!

از شگفتی‌های سال 2012 میلادی هر چه بگوئیم کم گفته‌ا‌یم! شاید به دلیل تقارن روز جهانی کارگر با سالروز «شهادت» استاد مطهری شاهد چنین معجزاتی هستیم! یادآور شویم «استاد شهید» اخیراً ارتقاء درجه یافته و به «علامه»‌ مشهور شده‌اند! باری «شهادت»‌ ایشان برای حکومت توحش «مید. این. یو. اس» جمکران فواید بسیار داشت. چرا که از یک‌سو زمینة‌ اختراع یک «دشمن» موهوم را فراهم آورد، و از سوی دیگر برنامة زوزه و روضه و شیون و مرثیه را توسعه بخشید. واقعیت این است که تأمین حقوق انسانی کارگران در هر حال نابودی آخوند جماعت با دستار و بی‌دستار را ایجاب می‌کند. چرا که به دلیل انسان‌ستیزی، آخوند، چه مونث و چه مذکر، همواره با توحش، تعصب، توهم و تزویر ترادف داشته،‌ دارد و خواهد داشت.

به عبارت دیگر، زوج خوشبخت «شیخ‌وشاه» دو روی سکة انسان‌ستیزی‌اند. به همین دلیل است که بوق تبلیغاتی «اسرائیل» خشونت‌طلبان سبز را طرفدار دمکراسی معرفی می‌کند! ویژگی دمکراسی «مید. این. اسرائیل» این است که از طریق تحریف دمکراسی، آن را با «دین‌ستیزی» در ترادف قرار می‌دهد تا همزمان به شاهزاده رضا پهلوی و کیهان جمکران کمک کرده باشد.

همچنانکه در وبلاگ «زرشک و موشک» هم گفتیم، شاهزاده، از اسرائیل خواهش کرده بودند که «اوپوزیسیون» را مورد حمایت قرار دهد. البته در «اوپوزیسیون» مد نظر شاهزاده طرفداران دمکراسی حضور ندارند. به عبارت دیگر، حضرت رضاسیروس طرفداران‌‌شان را بجای اوپوزیسیون حکومت جمکران نشانده‌اند تا دست‌شان «باز» باشد. و البته جنگ زرگری حکومت مرده شویان با شیخک امارات این فرصت طلائی را برای‌شان فراهم آورد.

اعلیحضرت در «هجرت»، هم‌صدا با رسانه‌های جمکران به فوت کردن در آستین «تمامیت ارضی» مشغول بودند که ناگهان یانکی‌ها با ارسال هواپیماهای «اف. 22 » به امارات، دکان کاسبی پر سود شیخ‌وشاه را تعطیل کردند. در نتیجه، حکومت اسلامی ناچار شد به مسائل «اقتصادی» و «اجرای عدالت» بپردازد و امور سیاسی را به اسرائیل بسپارد. اینگونه بود که همزمان با روز جهانی کارگر، در ارتباط با مسائل کهریزک، یک «قاضی» جمکرانی در «رادیوفردا» بازداشت شد! و اما پیش از رادیوفردا، سایت بی‌بی‌سی، مورخ 12 اردیبهشت‌ماه 1391، از کشف یک تخلف مالی نوین در شبکة بانکی مرده‌شویان، و همچنین از «نگرانی جامعه مدرسین قم از تورم در ایران» خبر داد!

بله طبق معمول، نقش اول در بی‌بی‌سی همیشه به «ملایان قم» داده شده. دلیل هم اینکه به مصداق آیة «آسمانی» قرآن، یعنی همان «السابقون، السابقون، اولئک المقربون» که مطلوب گروه مریم و مسعود نیز هست، حق تقدم همیشه با ملایان خواهد بود. در امر مقدس مزدوری در راه استعمار، حداقل در کشور ایران ملایان سابقه‌دار و «پرتجربه‌اند!» از اینرو آخوند جماعت، از مقربان درگاه الیزابت دوم به شمار می‌رود. از قضای روزگار، آنحضرت خودشان هم «آخوند» هستند، منتهی آخوند از نوع اروپائی. یعنی «صلیبی»، نژادپرست، تاراجگر و متجاوز. در واقع «روپرت مرداک» در رسانه‌های‌اش تصویر ایشان را باز می‌تاباند. تصویر برتری «نژادی ـ دینی» اروپائی بر دیگران! این تصویر مجموعه‌ای است شامل دو تصویر متضاد «توجیه توحش» و «قانون‌مداری!»

توجیه توحش، شامل تجاوز به کودکان، تعدد زوجات و تأکید بر جدائی «نژادها» و ... همچنانکه شاهدیم در حکومت‌های جمکران و آفریقای جنوبی با «فرهنگ»‌ در ترادف قرار گرفت، اینهمه برای اینکه «برتری» مسیحیت بر اسلام از یک‌سو، و برتری نژاد سفید بر نژاد سیاه از سوی دیگر به «اثبات» برسد، که رسید! اتفاقاً در فردای انتخابات ریاست جمهوری فرانسه هم نیکولا سرکوزی، لائیسیته و قانون اساسی را نادیده گرفت و «ریشه‌های مسیحی فرانسه»‌ را کشف کرد و توانست در کنار «ویشی‌ست‌ها» بنشیند! خوشبختانه شرایط نوین به حضرات امکان این مانوورها را نخواهد داد! پوپولیست‌ها دیگر نه برای سوسیالیست‌ها، و نه برای جناح راست مفید به فایده نخواهند بود.

همان سیاستی که در آمریکا راه را بر «شتروس‌کان»‌ بست، جناح راست را هم در بن‌بست قرار داده. نتیجة دور دوم انتخابات فرانسه هر چه باشد تغییرات وسیع را در حاکمیت این کشور الزامی خواهد کرد، و دیگر کشورهای اروپائی، به ویژه آلمان می‌باید از این تحولات پیروی کنند. نیازی نیست که بگوئیم اسرائیل و مناطق نفوذ فرانسه در کشورهای مسلمان‌نشین از این تحولات در امان نخواهند بود. شاید به همین دلیل کیهان از طریق «اسرائیل» دست به دامان «جنبش‌سبز» شده و آن را «لائیک»‌ می‌خواند!

کیهان، مورخ 12 اردیبهشت‌ماه سالجاری تمام تلاش خود را به خرج داده تا سازمان سیا،‌ «گویانیوز»،‌‌ جنبش «یاحسین، میرحسین»‌ و پامنبری‌های‌ اسلام‌فروش آن را «لائیک» ‌معرفی کند. در این مطلب که تحت عنوان مضحک،‌ «گويانيوز: بايد بين خدا و جنبش سبز(!) يكي را انتخاب كنيد!» منتشر شده، می‌بینیم که فردی به نام «امیر سایه»‌ که به ادعای کیهان همان «مناشه امیر» است، در کمال حماقت با تکیه بر ترهات مهدی خزعلی، جنبش سبز را «غیرمذهبی‌» ‌می‌خواند! مزخرفات پسر آخوندخزعلی،‌ از زندانی‌های «رسانه‌ای» جمکران مدتی است در باب «صدر اسلام» و «خیبر» و غیره، ‌ مرتباً در سوپر مارکت اسلام فروشی «گویا نیوز» منتشر می‌شود،‌ و این مطالب هیچ نیازی به «تفسیر» و «تحلیل» ندارد. به همچنین است در مورد خشونت‌طلبی به اصطلاح «جنبش» سبز،‌ یعنی لشکرکشی خیابانی با عربدة‌ «مرگ بر این، ‌ و مرگ برآن» ‌و ... و همچنین زوزه‌های شبانة‌ «الله‌اکبر» و لات‌بازی‌های مشابه! خلاصه هر دو در یک مسیر مقدس، یعنی در خط سازمان سیا گام برمی‌دارند. پشتیبانی آشکار این سازمان از «آخوند جماعت» در اسرائیل، آمریکای لاتین و کشورهای مسلمان‌نشین، به ویژه در افغانستان، آنچنان «عیان» است که حاجت به بیان نیست! با این وصف، قلم‌زن کیهان این مجموعة‌ منسجم توحش و ابتذال را «لائیک‌» رویت کرده، و می‌نویسد که «گویانیوز» به سازمان سیا وابستگی دارد، ‌ و این سازمان طرفدار لائیستیه است!

در قاموس کیهان،‌ بلاهت و حماقت مسلم، یعنی «مخالفت» با «باورهای مذهبی» افراد «لائیسیته»‌ خوانده می‌شود! باری کیهان با توسل به «گویانیوز» موفق شده از یک‌سو «غیردینی» را با «ضددینی» در ترادف قرار دهد، و ‌ موسوی و کروبی و ملاممد خاتمی، تولیدات سازمان سیا را از توحش اسلام جدا نماید. و از سوی دیگر، ‌ اربابان‌اش را در اسرائیل و آمریکا «مخالف»‌ توحش اسلام و حکومت جمکران بنمایاند. در پایان این خوش‌رقصی‌ها چنین آمده که «طرفداری از اسلام»، یعنی مخالفت با آمریکا! و حمایت از جنبش کذا یعنی طرفداری از آمریکا. می‌بینیم که همچون دوران آریامهر، جیره‌خواران یانکی‌ها در ایران به دو بخش «کاذب» تقسیم شده،‌ و در دو جایگاه «ضدامپریالیست» و «طرفدار آمریکا» قرار ‌گرفته‌اند: ‌

«[...]‌سيانيوز [...] در مقاله‌اي [...] اعتقاد به خدا، نماز و روزه را توهين به شعور[...] مردم ايران دانسته [...] ضمن تقدير از مواضع مهدی خزعلي [...] به بخشي از اظهارات [...]‌ وي [...]‌اعتراض كرده و [...] مي‌نويسد هدف جنبش سبز سرنگوني [...]نظام اسلامي بود [...]نمي‌توانيد در همان حال كه خود را طرفدار [این جنبش] مي‌دانيد از اعتقاد به نظام و انقلاب دم بزنيد [...]»

به عبارت دیگر می‌باید بپذیریم که «بازگشت به دوران نورانی امام روشن‌ضمیر»، یعنی مخالفت با «نظام» توحشی که بنیانگزار آن کسی نبود جز خمینی! این تناقض آشکار از تناقض‌گوئی اسلام‌فروشان حرفه‌ای ناشی می‌شود و هیچ تعجبی هم ندارد! زبان فاقد صراحت،‌ یعنی زبانی که «انگیزة‌ انسان» در زمان و مکان مشخص را نفی می‌کند همان زبان فریب و توهم و سکون است که در کتب مقدس نیز به کار رفته. و زبان کیهان در همین ردة انسان‌ستیزی فاقد چارچوب منطقی است، و از اینرو «توهمات» و «دروغ» را با اسناد و شواهد در ترادف قرار می‌دهد. به ادعای این روزنامه، ‌ مقالة‌کذا را «منوشه امیر» نوشته و «ماهیت» جنبش سبز هم «غیردینی»، «ضددینی» و «ضداسلامی» است:‌

«‌مقاله [...]‌ منوشه امير [...] تعريف دقيقي از فتنه 88 ارائه كرده [...] فتنه ياد شده [...] از تمامي مباني ديني و اسلامي عبور كرد [...]‌ اهانت به ساحت مقدس امام حسين [...]‌ نفي وجود مبارك حضرت بقيه الله الاعظم [...]‌‌كه حمايت آشكار موسوي و كروبي و خاتمي را در پي داشت[...]‌شواهد و اسنادي است كه جاي كمترين ترديدي در ماهيت [...]‌غيرديني [...] ضد اسلامي و ضدديني فتنه 88 باقي نمي‌گذارد [...]‌»

در انتهای این هذیانات،‌ کیهان در کمال بیشرمی تأکید می‌کند که «اعتقاد به خدا و اسلام» با «جفت‌کردن كفش مديران فتنة‌ آمريكائي ـ اسرائيلي» جور در نمی‌آید! جالب اینکه، در چارچوب تأمین منافع ارباب،‌ کیهان درست می‌گوید! و همانطور که شاهدیم، با شعار «مرگ بر آمریکا»‌ می‌توان جیب آمریکائی را حسابی پر کرد.

برای دریافت پایه و اساس «علمی» مطلب کیهان کافی است به آمار «فارس‌نیوز» پیرامون حجم واردات طی 31 سال استقرار حکومت توحش مراجعه کنیم، ‌بگذریم. در راستای ترهات کیهان، یکی از ساواکی‌های جمکران به نام «رضا ملک» در «ندای سبز آزادی»،‌ مورخ 2 مه 2012، به حمایت از موسوی و کروبی جلاد برخاسته، و از آنجا که می‌خواهد با «ظلم» و «ستم» مبارزه کند به هیچ قیمتی حاضر نیست از زندان خارج شود:

«[...] رضا ملک، کارمند سابق وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی که [...] ‌از سال 1378 در زندان به سر می برد، در [...] آستانه آزادی از زندان [...] به دلیل سر دادن شعار علیه رهبر [...] مجدداً به حبس بازگردانده شد[...]»

گویا فعلة‌ فاشیسم به فواید زندان تشریفاتی پی برده و حاضر نیستند «آزاد» شوند. چرا که می‌پندارند بازگشت به دوران نورانی امام روشن‌ضمیر «ممکن» است. بله، این ملت به خوراک و پوشاک و مسکن و آموزش و بهداشت و فرهنگ نیازی ندارد، فقط می‌خواهد خامنه‌ای برود! در حالیکه مقام معظم رهبری پیشرفت‌های‌شان به اوج رسیده، و اکنون نگران «تولید داخلی» شده‌اند! کیهان، مورخ 11 اردیبهشت‌ماه سالجاری از قول ایشان چنین تیتر زده:

«مصرف كالای ايرانی شرط تحقق استقلال اقتصادی است»

ولی کاسه و کوزة‌ حکومت اسلامی در هم شکست و معلوم شد «انقلاب اسلامی» طی 31 سال، مبلغ 770 میلیارد دلار ارز صرف «واردات» کرده و اخیراً نیز دولت یک بودجة 24 میلیارد دلاری برای واردات به تصویب رسانده که 10 میلیارد دلار آن به مواد غذائی و کالاهای اساسی اختصاص دارد! این همان حکومتی است که سرکوب ملت ایران، اخراج نیروی متخصص، و تعطیل فرهنگ کشور را به دلیل استقلال اقتصادی مرتباً از بلندگوهای‌اش توجیه می‌کرد. معلوم نیست اینهمه واردات برای چه بوده؟ این حکومت که بیش از سه دهه است در تبلیغات ملایان «خودکفا» شده‌!

فارس‌نیوز، ‌مورخ 13 اردیبهشت‌ماه 1391، سر درد و دل‌اش باز شده و در مطلبی تحت عنوان «حاصل 31 سال واردات» می‌نویسد، علیرغم شعار «تولید ملی، و حمایت از کار و سرمایة‌ ایرانی»، واردات 24 میلیارد دلار کالا به تصویب دولت رسیده:‌

«[...]‌ آمارهای رسمی از خروج بیش از 770 میلیارد دلار ارز [...] طی 31 سال گذشته [...] خبر می‌دهد[...]»

بله می‌بینیم که سیاست‌شان واقعاً عین دیانت‌شان است؛ ثروت ایران را بی‌دریغ به درگاه مقدس ارباب تقدیم می‌کنند! فتوای میرزای شیرازی خودفروخته را که فراموش نکرده‌ایم. این به اصطلاح «آیت‌الله»، با تکیه بر ارباب و حماقت «مردم»، دربار قاجار را به یکجانبه‌گرائی، یعنی لغو قرارداد رژی وادار کرد تا دولت ایران به انگلستان خسارت بپردازد. مصدق نیز همین برنامه را «توسعه» داد و تحریم اقتصادی و کودتا را برای ملت ایران به ارمغان آورد. سپس نوبت به حاج روح‌الله رسید تا باز هم با تکیه بر «مردم» کذا، ‌ یک انقلاب «اسلامی» به راه بیاندازند و ... و ضمن تاراج ثروت‌های ملی، روضه‌خوانی و فروش‌حماقت و ابتذال امثال رحمانی را بجای مبارزة‌ سیاسی، فرهنگی، صنفی و مالی و طبقاتی بنشاند. اما این روند دیگر نمی‌تواند ادامه یابد! و چرا راه دور برویم، علاوه بر ماجرای «چن» نیم نگاهی به تحولات فرانسه کفایت می‌کند.

در پی انتخابات ریاست جمهوری فرانسه تحولات شگفتی حاصل شده! به جزئیات نمی‌پردازیم ولی از شما چه پنهان فراماسون‌های لژ «گرانداوریان» فرانسه «انشعاب» کرده‌اند! این خبر بهجت اثر را فیگارو، مورخ 2 ماه مه 2012 منتشر کرده. در جمکران هم تحولات قابل رویت است! به عنوان نمونه، در «خط امام» مانند لژ گراندارویان «شکاف» افتاده، و «پیک‌نت» از خواب پریده و یادی از مسائل اقتصادی می‌کند. سایت «پیک‌نت»، مورخ 13 اردیبهشت‌ماه سالجاری ضمن تأکید همیشگی بر «انقلاب» می‌نویسد، برندة‌ اشغال سفارت آمریکا ریگان بود، جنگ 8 ساله میلیاردها دلار خسارت به بار آورد و زیان برنامة‌اتمی هم بیش از جنگ است:‌

«[برندة‌]‌ اشغال سفارت امریکا و گروگانگیری [آمریکا بود که]‌‌ به همین بهانه پول و سرمایه مردم ایران را [...] بالا کشید [...] نتیجه جنگ 8 ساله [...]‌ هزار میلیارد دلار خسارت به ایران بود و صدها هزار کشته و معلول [...]‌ بلندپروازی اتمی همراه با تهدید [...‌] تحریم‌های اقتصادی را روی دست مردم ایران گذاشت[...]‌»

در مطلب پیک نت «فاعل»،‌ یعنی عامل انسانی «غایب» مانده! مقصود نام و مشخصات افرادی است که طی این مدت در رأس امور بودند و از حمایت بی‌دریغ کیانوری‌ها و حزب توده نیز برخوردار می‌شدند. بله، حرکت انسان در زمان و مکان مشخص را به یاد داشته باشیم! در اینصورت با توجه به تحولات ارتباط روسیه با سازمان ناتو، ‌ و به ویژه با در نظر گرفتن پیامدهای منطقی ماجرای «چن»‌ می‌توان گفت، آمریکا دیگر نمی‌تواند به سیاست نیکسون برای گسترش روابط با چین، سیاستی که در تقابل با اتحاد شوروی شکل گرفته بود، ادامه داده، و ضمن بهره‌برداری اقتصادی از دیکتاتوری مائوئیست‌ها، در جایگاه مدافع حقوق بشر نیز بنشیند. بدیهی است که این عقب‌نشینی، ‌ آمریکا را از منابع تغذیة‌ استراتژیک‌اش در ایران، عربستان و چین محروم کرده، و پیامد این «محرومیت» را سیاست‌های آمریکا در این مناطق متحمل شود.


 

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل(بارگیری)

نسخة پی‌دی‌اف ـ سکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل‌دن

نسخة پی‌دی‌اف ـ سی‌ایکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ شوگرسنک

نسخة پی‌دی‌اف ـ باکس‌نت

نسخة پی‌دی‌اف ـ کلمه‌ئو

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ دیوشیر

نسخة پی‌دی‌اف ـ پی‌بی‌ورکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ ستورگیت

نسخة پی‌دی‌اف ـ آرونا


Share



فیلترشکن‌های جدید4مه2012

mallrat.info
countme.info
university-proxy.info
blackgum.info
proxytool.net
myunblockersite.info
disobey.info
0004site.info
securitytunnel.info
https://proxychangeip.com
protectedbrow.info
implode.info
anonymus.us
fastaccesses.info
depraved.info
gobook.info
internet-unblocker.info
stanfordweb.info
multiplicity.info
analyzeme.info
gallows.info
internetsurf.info
happykid.info
greygoblin.info
mathlesson.info
collegeresume.info
buyus.info
columnbiamba.info
hidenode.com
nightshade.info
tourbrowser.info
securedonate.info
illgo.info
untracer.com
wordsurfer.info
surf-online.info
enlarged.info
accesslegal.info
cockfight.info
facebook-online.info
dazzling.info
stealthsecurity.info
0002site.info
onlinebrowser.info
humpy.info
incan.info
coldblooded.info
logically.info
linkhide.info
justly.info

Posted at 05:32 pm by nahid-roxan
Make a comment  

Monday, April 30, 2012
استقلال وحش





استقرار هواپیماهای «اف.22 » در امارات، هم به «استقلال» جیره‌خواران الیزابت دوم پایان داد، هم دکان «مقدسات بومی» جمکرانیان را برچید، ‌ و علیرغم آزمایش موشکی پاکستان و ابراز لطف فاشیست‌های فرانسه به مرده‌شویان هسته‌ای، «بازتولید» سیاست سنتی نژادپرستان را نیمه‌تمام گذارد! نژادپرستان با دمیدن در بوق «استقلال» جیره‌خواران‌شان، اینان را به مرزشکنی و یکجانبه‌گرائی تشویق می‌کنند تا بتوانند تاراج استعماری‌شان را گسترش دهند. خیمه شب‌بازی «استقلال» مستعمرات نژادپرستان به همین دلیل به راه افتاد!

گذشته از افلاس آفریقا، نیم‌نگاهی به اوضاع استقلال یافتگان منطقه و ارتباط رسانه‌ای‌شان با آنگلوساکسون‌ها، ‌ ژرفای توطئة استعماری را نشان می‌دهد. پایه و اساس این «ارتباط» استعماری بر ارائة دو تصویر کاذب «دلپذیر» و «مستقل» استوار شده. پروپاگاند رسانه‌ای می‌باید همزمان با ارائة‌ «تصویر مستقل» از توحش حکومت‌های دست‌نشاندة غرب، ‌ از «فرهنگ» آمریکا و متحدان غربی‌اش نیز «تصویر دلپذیر» ارائه دهد. «دیپلماسی» مرده‌شویان در «برزیل»، جشن ازدواج رئیس جمهور هفتاد سالة آفریقای جنوبی در کنار داستان‌ محافظان اوباما و روسپی‌های کلمبیائی، و همچنین ماجرای بازداشت مأموران امنیتی آمریکا به جرم همکاری با قاچاقچیان موادمخدر در فرودگاه لوس‌آنجلس محور اصلی پروپاگاند نژادپرستان را نشان می‌دهد.

این پروپاگاند می‌گوید، سیاهان آفریقای جنوبی، همچون رئیس‌جمهور منتخب‌شان، «زوما» در توحش زن‌باره‌گی و «تعدد زوجات» دست‌وپا می‌زنند ... می‌گوید ‌حکومت «مستقل» اسلامی که در فساد مالی غرق شده، کودک‌باره‌گی و تجاوز به کودکان را «فرهنگ» خود می‌داند،‌ اینهمه در حالیکه حاکمیت آمریکا، به «اخلاقیات» پایبند است و «لغزش اخلاقی» و «فساد اداری» را سریعاً مجازات می‌کند! محاکمة قبیلة «مرداک» در انگلستان هم بخش دیگری است از همین مراسم استعماری!

جریان از این قرار است که خانوادة سلطنتی بریتانیا از «مرداک» شاکی شده‌اند و قوه قضائیة انگلستان هم که خیلی «مستقل» است، قوم و قبیلة مرداک را در برابر دوربین‌ها قرارداده تا رادیوفردا، مورخ 9 اردیبهشت‌ماه 1391 بتواند از زبان یکی از پامنبری‌های‌اش به ما بگوید، اعضای خانواده سلطنتی «شهروند» عادی شمرده می‌شوند:

«[...] انعکاس شنود تلفنی [....] توسط نشریة‌ نیوزآو دِوورلد بر اساس شکایت چند تن از قربانیان [...] از جمله اعضای خانوادة‌ سلطنتی[...]‌ نشان داد که تک تک شهروندان در صورت وجود یک دستگاه قضایی مستقل و رسانه‌های مستقل از دولت می‌توانند[...]»

«دستگاه مستقل» را دریابیم و با تعریف نوین سازمان سیا از «شهروند» آشنا شویم! حضور یانکی‌ها و پامنبری‌های‌شان که پیشتر هم «شهروند اسلامی» اختراع کرده بودند بگوئیم، در نظام دمکراتیک و بنابرتعریف، «شهروند»‌ از حق «قانون‌گذاری» و «نظارت بر اجرای قوانین» برخوردار است؛ قوانین انسان‌محور! بنابراین آخوند جماعت و اعضای خانوادة سلطنتی «شهروند» به شمار نمی‌آیند، بگذریم! در هر حال اسلام‌پرستان اسرائیل‌نواز، یعنی مرداک، قوة‌ قضائیة بریتانیا و حاکمیت آمریکا به یکسان افتخار افتضاح و رسوائی و جنایت دارند! و علیرغم افزایش «رسانه‌ای» و فرضی محبوبیت «مارین لوپن»، رهبر فاشیست‌های فرانسه، نتایج انتخابات اینکشور بساط‌شان را در هم ریخت و اینگونه بود که سنگر اقتصادی هیتلر مؤنث فروپاشید!

در تاریخ 25 آوریل 2012،‌ سه روز پس از انتخابات فرانسه خاکریز اقتصادی هیتلر در اروپا ویران شد! به گزارش فیگارو، مورخ25 آوریل 2012، ماریو دراگی، رئیس بانک مرکزی اروپا از تز «رشد اقتصادی» دفاع فرمودند! و به این ترتیب برنامة «ریاضت اقتصادی » که توسط زوج «مرکل ـ‌ سرکوزی» و با حمایت بانک گلدمن‌ساکس و شرکاء به ملت‌های اروپا تحمیل می‌شد به زیر سئوال رفت. این است پیامد ملموس دور اول انتخابات ریاست جمهوری فرانسه که سقوط دولت ائتلافی هلند را نیز در پی‌آورد. پیشتر هم گفتیم، باز هم می‌گوئیم که «ریاضت اقتصادی» در واقع اعلان جنگ به طبقات متوسط اروپا یعنی بازتولید سیاست دستگاه «هیتلر» روشن‌ضمیر است.

این دستگاه با جنگ‌افروزی زمینة‌ مناسب را برای فرار سرمایه‌ها و مغزها از اروپا به آمریکا فراهم آورد. پیشتر همین شیوة‌ مقدس در روسیه نتایج بسیار مطلوبی به بار آورده بود و «منطقاً»، یعنی در چارچوب توحش سرمایه‌سالاری، ‌ این «راه» می‌بایست تا «انقلاب مهدی»‌ ادامه یابد! در نتیجه، پس از موفقیت انقلاب اکتبر در روسیه، لازم بود هیتلر از «نژاد آریائی» قوم «زیگفرید»‌ آگاه شود، که شد! پیامدهای انقلاب اکتبر و «شناخت» هیتلر هم که بر همه، به ویژه بر ملت ایران روشن و واضح و مبرهن است! همه چیز از «قزوین» آغاز شد! باور نمی‌کنید از سایت انگلیسی‌زبان ویکی‌پدیا بپرسید!

«جونم براتون بگه»، از آنجا که «ارتش سرخ» از مبارزین «جنگل» حمایت می‌کرد، یا چون استعمار به این حمایت فرضی نیاز داشت، در تاریخ 21 فوریه 1921،‌ کلنل رضاخان با نیروهای تحت فرمان‌اش از قزوین به تهران آمده و کودتا فرمودند! یکوقت فکر نکنید سفارت انگلستان از این کودتا حمایت می‌کرد، به هیچ عنوان! کلنل رضاخان مانند روح‌الله خمینی و میرحسین موسوی «مستقل» و «آزاد» و «مردمی» بود، و همچون امام روشن‌ضمیر یک تنه در برابر جهانیان ایستاده بود! پیشتر در مورد «استقلال» و «آزادی» امام روشن‌ضمیر به تفصیل توضیح داده‌ایم. این «آزادی» و «استقلال»‌ که تعریف نشده، و فاقد چارچوب حقوقی است به جیره‌خواران استعمار امکان می‌دهد تا با یکجانبه‌گرائی، یعنی با نقض قوانین و مقررات بین‌الملی منافع لندن و واشنگتن را تأمین کنند. نیازی نیست که بگوئیم تاوان این یکجانبه‌گرائی‌ها را فقط ملت ایران خواهد پرداخت، چرا که پادوهای «مردمی» لندن و واشنگتن در برابر ملت ایران هیچ مسئولیتی نداشته و ندارند، و همچنانکه شاهد بودیم و اکنون نیز شاهدیم، هرگز پاسخگوی جنایات‌شان نخواهند بود. اینان به توحش و نظم‌شکنی «افتخار» هم می‌کنند!

«فارس‌نیوز»، مورخ 15 فروردین‌ماه سالجاری در مطلبی تحت عنوان،‌ «انتقاد حزب ناسیونالیست ترکیه از سیاست‌ آمریکائی آنکارا در قبال ایران»، انتقاد کذا را از زبان «سینان اوغان» به این شرح منعکس می‌کند که، «کاهش واردات نفت ترکیه از ایران، به نفع آمریکا و اسرائیل است و حکومت اسلامی به این عمل واکنش نشان خواهد داد!» می‌بینیم که به ادعای فارس‌نیوز، اگر نفت رایگان به ارتش ناتو در ترکیه داده نشود، منافع اسرائیل و آمریکا خدشه‌دار خواهد شد! فراتر از این واژگون‌نمائی ابلهانه، آنچه اهمیت دارد این است که این واکنش را «اوغان» در مسیر «یکجانبه‌گرائی» و «نقض مقررات بین‌المللی»، ‌ یا بهتر بگوئیم در راستای توحش حکومت اسلامی مشخص کرده و می‌گوید، «این حکومت چندان به قوانین و مقررات پایبند نیست»؛ «فارس نیوز» هم از این سخنان بسیار مفتخر می‌شود:

«اوغان [...] با اشاره به اینکه ایران [...]‌ خیلی هم به قواعد دیپلماتیک پایبند نیست [...] هشدار داد که [...]‌ ترکیه نباید نفوذ ایران را در بحرین و عراق فراموش کند[...]»

این نخستین بار نیست که حکومت اوباش به «توحش» خود افتخار می‌کند؛ از همان روزی که روح‌الله خمینی «تو دهن این دولت می‌زد»، از همان روزی که آیت‌الله طالقانی نخستین نماز توحش را برگزار فرمودند، مسیر گسترش خشونت و ابتذال تنظیم شده بود. به همین دلیل «برادران» در «فارس‌نیوز» از «عدم پایبندی به قواعد دیپلماتیک» مشعوف می‌شوند، چرا؟ چون با مفهوم «یکجانبه‌گرائی»‌ و پیامدهای آن بیگانه‌اند. اینان نمی‌دانند که سخنان نمایندة حزب ناسیونالیست ترکیه،‌ به صورت مودبانه تأکیدی است بر توحش و بی‌مسئولیتی فزایندة‌ حکومت اسلامی!

البته این نادانی و حماقت به «فارس‌نیوز» محدود نمی‌شود! کل حکومت اسلامی و مخالف‌نمایان‌اش در همین مرداب توحش دست‌وپا می‌زنند. از شیخ مهدی بازرگان آغاز کنیم که 8 ماه پس از بوسیدن دست ‌حاج روح‌الله، زمینة اشغال سفارت یانکی‌ها را فراهم آورد و ‌استعفا داد تا ضمن حضور منظم در جلسات «شورای انقلاب»،‌ هم در جایگاه «مخالف» لنگر اندازد و هم در تلویزیون جمکران «اسلام خوب» را به «امت» بفروشد؛ تو گوئی این فرد که تحت نظارت مصدق، با خمینی و رفسنجانی دکان نهضت آزادی افتتاح کرده بود، از توحش همکاسه‌ای‌های‌‌اش بی‌خبر بوده. علامت تعجب هم نمی‌گذاریم. متأسفانه شیخ مهدی بازرگان تنها نمونه در این عرصة ‌‌بی‌مسئولیتی و وقاحت نیست!

بنی‌صدر نمونة دیگری از همین بی‌مسئولیتی و توحش و بلاهت را به معرض نمایش گذارد. این فرد که از طرفداری خمینی از کودتای 28 مرداد 1332 آگاه بود، نه تنها مجیز حاج روح‌الله را می‌گفت و دست کودتاچی می‌بوسید، که او را «پدر معنوی» خود نیز می‌خواند. همین فرد پس از 30 سال می‌نویسد، «خمینی از کودتای 28 مرداد طرفداری کرده!» می‌بینیم که هم‌صدائی بنی‌صدر با کودتاچیان به «انقلاب اسلامی» منجر شد! و 30 سال است که بنی‌صدر در پاریس «انقلاب اسلامی» می‌فروشد، بدون اینکه کمترین مسئولیتی در همراهی با کودتاچی برای خود بشناسد! رئیس‌جمهور انتصابی «امام» خمینی پای را فراتر گذارده، خود را «قربانی» رژیم معرفی می‌کند؛ قربانی تندروها! حال آنکه ملتی قربانی خیانت آشکار امثال بازرگان و بنی‌صدر شده!

اگر یک «ناظر بی‌طرف» در جریان تحرکات «نهضت‌ عاظادی» و سوابق درخشان خمینی قرار گیرد و از زوزه و روضة مهدی بازرگان و ناله و زاری بنی‌صدر در باب «تندروی»‌ آگاه شود، هرگز «خمینی» را سرزنش نخواهد کرد، چرا؟ چون از یک‌سو طرفدار کودتا، همواره از «زور» طرفداری خواهد نمود، و خمینی طرفدار کودتاچی‌ بوده. از سوی دیگر، ‌ روحانی جماعت، بنابرتعریف، هرگز سنگر توحش و توهم را رها نخواهد کرد. در همین سنگر است که موجودیت «روحانی» معنا و مفهوم می‌یابد. در واقع آنچه ناظر بی‌طرف به زیر سئوال خواهد برد، نه توحش خمینی، که «تحرکات» امثال بنی‌صدر و بازرگان است.

منطقاً امثال بازرگان و بنی‌صدر می‌باید در برابر عملکردشان «مسئول» و «پاسخگو» باشند ولی می‌بینیم که چنین نبوده و نیست! اینان، نظیر دیگر انقلابیون جمکران دو سنگر حق و باطل می‌شناسند. زمانیکه در مرکز قدرت باشند، ‌ مسلماً «برحق» هستند،‌ و آنگاه که از دایرة قدرت به حاشیه رانده شوند، بلافاصله تبدیل می‌شوند به «حسین مظلوم!» و بدون اینکه مسئولیت «گفتارشان» را بپذیرند و پاسخگوی «عملکردشان» باشند، ضمن ستایش اسلام و انقلاب‌، زبان به انتقاد از حاکمیتی که می‌گشایند که برخاسته از همین انقلاب است. جالب اینکه، مدعیان چپ‌گرائی در ایران نیز در همین سنگر توحش و استقلال نشسته‌اند.

پیشتر در مورد «داس‌الله» و عوام‌گرائی و ابتذال آخوندی‌اش به تفصیل سخن گفته‌ایم، و دلیلی برای اتلاف وقت نمی‌بینیم. فقط این نکته را یادآوری کنیم که طرفداری از توحش آخوند، یعنی زن‌ستیزی، در هر حال با نگرش چپ در تضاد قرار می‌گیرد! پس دیگر مزاحم شنای انقلابیون «پیرو خط امام» در مرداب تناقض و مفت‌گوئی نشده، اینان را با «استقلال‌شان»‌ از نظم و مسئولیت و انسانیت تنها می‌گذاریم، و می‌رویم به سراغ «استقلال» فاشیست‌های فرانسه. اینان مطالبات واقعی نژادپرستان در کشور ایران را بازگو می‌کنند.

خواست نژادپرستان چیست؟ یکجانبه‌گرائی حکومت «مستقل» جمکران در بحران دست‌ساز هسته‌ای! برای تحقق این امر مقدس، «خروج» کفن‌فروشان از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای کفایت می‌کند. مارین لوپن، رهبر «جبهة ملی» ‌فرانسه نیز جز این نمی‌طلبد:

«[...] مارین لوپن [...] تأکید می‌کند که ایران، نخستین کشوری نیست که به دنبال سلاح هسته‌ای است [...] هیچکدام از کشورهائی که سلاح اتمی در اختیار دارند [...] از جامعة جهانی [...] کسب اجازه [ننموده‌اند]‌.»

این اظهارات مشعشع، یعنی دعوت غیرمستقیم از ملایان به خروج از «ان‌. پی. تی» در سایت «رادیو بین‌المللی فرانسه»، مورخ 22 آوریل 2012 انتشار یافته! و به همین دلیل حدود 20 درصد آرا به حساب «مارین لوپن» نوشته شده! بله، دچار توهم نشویم! منافع سرمایه‌سالاری غرب با مطالبات جبهة‌ چپ فرانسه همخوانی ندارد و بی‌دلیل نیست که بوق محفل بیلدربرگ، در کمال حماقت، به تحریف مطالبات این جبهه پرداخت تا با پرتاب آن به سنگر تاواریش‌ها صورت‌بندی مطلوب «جنگ سرد» را بازتولید کند!

دوران جنگ سرد در آمریکا به رونق مک‌کارتیسم، و در اروپا به سرکوب همه جانبة چپ منجر شد. همین دوران نورانی، شاه را به ژاندارم خلیج فارس تبدیل کرد، و شیخ را در جایگاه رهبر مخالفان وی نشاند. اگر «بیلدربرگ» رویای بازگشت به این صورتبندی را در سر می‌پروراند سخت کور خوانده! چرا که «شیخ» به افلاس افتاده، و هم‌سنگرش، یعنی «شاه» دست نیاز به سوی اسرائیل «قدرقدرت» دراز کرده؛ اینهمه در شرایطی که سنگر «استقلال اقتصادی» هیتلر، یعنی بانک مرکزی اروپا ناچار به عقب‌نشینی شده، و آمریکا نیز برای پایان دادن به بحران‌سازی حاکمیت بریتانیا، حضور نظامی‌اش را در امارات رسمیت بخشیده!


 

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل(بارگیری)

نسخة پی‌دی‌اف ـ سکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل‌دن

نسخة پی‌دی‌اف ـ سی‌ایکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ شوگرسنک

نسخة پی‌دی‌اف ـ باکس‌نت

نسخة پی‌دی‌اف ـ کلمه‌ئو

نسخة پی‌دی‌اف ـ داکس‌تاپ

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ هیوج‌درایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ دیوشیر

نسخة پی‌دی‌اف ـ پی‌بی‌ورکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ ستورگیت

نسخة پی‌دی‌اف ـ آرونا


Share



فیلترشکن‌های جدید30آوریل2012

columnbiamba.info
proxytool.net
tourbrowser.info
stanfordweb.info
onlinebrowser.info
freeunblocker.info
networkstealth.info
gogowebproxy.com
accesslegal.info
mysocialsite.info
enablefirewall.info
stealthsecurity.info
proxycape.us
microxy.com
university-proxy.info
0004site.info
https://proxychangeip.com
proxyfree.pl
asuproxy.info
unblockersite.info
stealthtraffic.info
proxycape.in
internetsurf.info
unblocker-online.info
domainsurfer.info
myunblockersite.info
freeproxy.pl
proxyaddon.com
bypasserpro.info
linkhide.info
hideinfo.info
untracer.com
harvarddegree.info
cloakedninja.com
web-resources.info
pazou.co
valuestream.info
internet-unblocker.info
proxycape.co.uk
protectedbrow.info
bestnetwork.info
tvproxy.info
0002site.info
securedonate.info
facebook-proxy.com
surflife.info
1stunblocker.info
1stbrowser.info
avoidance.info
streamsurfer.info

Posted at 03:48 pm by nahid-roxan
Make a comment  

Tuesday, April 24, 2012
ندای مرداک





جنجال رسانه‌ای پیرامون همدستی «جک سترا» با «قذافی»، نشست یواشکی «دوستان سوریه» در پاریس، بروز «استقلال» و «آزادی» دولت پوشالی کرة‌ شمالی، ناکامی یانکی‌ها برای سازمان دادن به کودتا در «قطر» و ... و از همه مهم‌تر، ابراز عشق رسانه‌ای دارودستة ژاک شیراک به سوسیالیست‌ها در واقع تزلزل روزافزون محافل «جنگ سرد» را بازتاب می‌دهد. پس از «میتینگ مارسی»، حضرات از ترس «جبهة چپ»، سرکوزی را رها کرده و آشکارا از «فرانسوا اولاند»، نامزد حزب سوسیالیست حمایت کردند! دلیل هم اینکه، در تاریخ 14 آوریل 2012‌، «ژان لوک ملانشون»، رهبر جبهة چپ، در میتینگ مارسی، صریحاً خواهان خروج رزمناوهای آمریکا از دریای مدیترانه شد!

به جزئیات «میتینگ مارسی» نمی‌پردازیم، فقط بگوئیم زمانیکه خروج یانکی‌ها از مدیترانه مطرح شد، تهاجم رسانه‌ای به نامزد جبهة چپ افزایش یافت، و همزمان «مردم فرانسه»‌ در آمار طرفدار فاشیست‌ها از آب درآمدند و محبوبیت جبهة‌چپ کاهش یافت! کار بجائی رسید که از یک‌سو در شبکة تلویزیونی «آرته»، «موتزارت» فراماسون از آب درآمد و در کنار بیل‌کلینتن نشست، و از سوی دیگر، معلوم شد پرچم سرخ جبهة چپ فرانسه، همان پرچم شوروی است!

بله شوروی را می‌گوئیم؛ فروپاشی، و ... و آن دوران نورانی‌ که «بیل کلینتن» در کرملین برای «یلتسین» ساکسیفون می‌زد. همان دورانی که ملاممد خاتمی «یواشکی» لشکرکشی خیابانی به راه می‌انداخت تا بتواند در جایگاه حسین مظلوم و قربانی تندروها بنشیند و برای فاشیست‌مسلمان‌های شریک حکومت «کسب محبوبیت» اجتماعی و سیاسی کند. از قضای روزگار در همین دوران نورانی، ‌ «جک سترا» وزیر امور خارجة بریتانیا بود! و اگر امروز رسانه‌های غرب، و به ویژه «بی‌بی‌سی»،‌ از همراهی «جک سترا»‌ با «قذافی» برای‌مان قصه می‌گویند، فقط یک هدف را دنبال می‌کنند، و آن نجات محفل «مرداک» از زیر ضربه است! گذشته از حمایت بی‌قید و شرط از «اسلام خوب» و حکومت جمکران، محفل مرداک در تجزیة یوگسلاوی،‌ تهاجم نظامی به عراق، کودتای حماس،‌ قتل یاسر عرفات و ... و از همه مهم‌تر در گسترش «شبکة پنهان» نقش سرنوشت‌سازی ایفا کرده.

گرامی باد ماه خجستة آوریل سال 2012 میلادی! در این ماه فرخنده استالینیست‌ها، ‌ یک‌بار دیگر به «جنبش چپ» در اروپا از پشت خنجر زدند،‌ ولی اینبار برخلاف گذشته،‌ دست‌شان در فرانسه رو شده! و اما در همین ماه آوریل،‌ «مذاکرات استانبول» به ماجراجوئی آتلانتیست‌ها و پیشخدمت‌های اسلام‌گرای‌شان پایان داد! و اینگونه بود که طرح بازتولید کودتای رضاخان در ایران هم با شکست روبرو شد. این است دلیل جابجائی بی‌سروصدای11 تن از فرماندهان سپاه استان قزوین! و همین است دلیل انتشار گزارش عملیات دیپلماتیک جمکرانیان در برزیل.

در واقع محفل مرداک از طریق «رادیوفردا»، بی‌بی‌سی و وزارت امور خارجة کفن‌فروش‌ها برای حفظ «اصول» و «ارزش‌های اسلامی»، یعنی نفی «پاسخگوئی» و «مسئولیت»، و به ویژه مبارزه با «جامعة مختلط» در کشور ایران به نفس‌کش‌طلبی پرداخته. این نفس‌کش‌طلبی پیامد منطقی چراغ سبز عموسام به اراذل حکومت جمکران برای ایجاد تنش با روسیه بود. تأئید «کودتای قطر» توسط کیهان جمکران و همچنین خفقان وزارت امور خارجة‌ مرده‌شویان در مورد بازداشت بدون دلیل اتباع روسیه و قزاقستان دلیل موجه دارد! اربابان حکومت اسلامی در لندن و واشنگتن قصد بازتولید کودتای «خدا، شاه، میهن» را دارند. از اینرو ضمن ایجاد بحران مقدسات بومی با شیخک امارات، گلة اوباش کودتاپرست‌شان را در داخل و خارج مرزها به سنگرهای اسلام‌پرستی هی کرده‌اند.

همزمان با ستایش کیهان از آنچه «نظامیان مخالف» و «جوانان قطر» می‌خواند، پامنبری‌های ارسالی ملاممد خاتمی به فرنگ که تنها وظیفه‌شان، گذشته از «ستایش» دوران نورانی حاج روح‌الله، تحسین تاراج آتلانتیست‌هاست، ضمن مدح و ثنای اشغال نظامی عراق و آشوب‌های لیبی، فاشیست‌های جمکران را به چپ جهانی پیوند زده و دفاع از خاک میهن را به زیر سئوال بردند. به این ترتیب، از یک‌سو پیوند محفل روپرت مرداک با حکومت اسلامی و از سوی دیگر با مخالف‌نمایان این حکومت آشکارتر شده! در دوران ریاست ملاممد خاتمی بر قوة‌ مجریة ‌جمکران،‌ این پیوند شوم با مسافرت روپرت مرداک به تهران، ارتباط محفل جنایت و تجاوز را با «پیروان خط امام» به صراحت آشکار کرده بود.

خلاصه اگر این روزها دکان فروش توحش، حماقت و ابتذال در رسانه‌ها اینچنین گسترش یافته دلیل موجه دارد؛ بعضی‌ها می‌خواهند شکست شبکة قاچاقچیان سلاح و مواد مخدر را که شامل حکومت اسلامی جمکران نیز می‌شود به هر نحو«جبران» کنند. به همین دلیل است که محفل مرداک با انتشار خبر موثق عملیات قهرمانانة «دیپلمات ایرانی» در یکی از استخرهای برزیل در واقع برای حکومت اسلامی خوراک تبلیغاتی فراهم آورده، تا هم کودک باره‌گی و تجاوز را به عنوان «فرهنگ» به ارزش بگذارد، و هم به تغذیة اسلام‌گرایان کمک کرده باشد. بله، محفل مرداک، اگر چه در انگلستان تضعیف شده، امکانات‌اش در آمریکا همچنان پابرجا و استوار باقی است، و به همین دلیل از ینگه دنیا و از طریق «وال‌ستریت جورنال» برای فتح سنگرهای از دست رفته در کشور ایران قیام می‌کند. جای تعجب نیست که «بی‌بی‌سی» و «رادیو فردا» در سنگر محفل مرداک بنشینند و دامنة‌ توحش‌ و حماقت را گسترش دهند.

باری به محض اینکه وال‌ستریت جورنال «خبر» رفتار ناهنجار دیپلمات «ایرانی‌نما» را «دفع» کرد، بی‌بی‌سی و رادیوفردا «پشک ‌و چمین» قبیلة مرداک را در سینی گذاشته، جهت تغذیة اوباش جمکران در اختیارشان قرار دادند.

ابتدا سخنگوی وزارت امورخارجة جمکران شکمی از عزا در آورده، خبر را «تکذیب» کرد! سپس نوبت به پسر شیخ مهدی کروبی و «مسیح مهاجر» رسید. اولی با تکیه بر مدفوع «روپرت مرداک» برای پدر «اسیر» و دربندش نانی به تنور چسباند، و دومی، در روزنامة «جمهوری اسلامی»، بدون نکوهش رفتار حکمت‌الله قربانی،‌ به پیروی از منویات بی‌بی‌سی در باب «ممنوعیت استخر مختلط»، به نقض ارزش‌های حکومت توسط آن دیپلمات، یعنی ورود به استخر «مختلط» اعتراض نمود! نهایت امر، در تاریخ 20 آوریل سالجاری، وزارت امورخارجة جمکران موفق شد با قرار دادن سناریوی مهوع وال‌ستریت‌جورنال در چارچوب «فرهنگ»، سوء‌استفادة جنسی از کودکان را به صورت ضمنی مورد «تأئید» قرار دهد. و «تأئید کودک‌بارگی»، ‌ در رادیوفردا و سایت فارسی بی‌بی‌سی،‌ مورخ 20 آوریل سالجاری در دسترس عموم قرار گرفت:‌

«[...] در پی انتشار گزارش‌هایی [مبنی بر تعدی جنسی حکمت‌الله قربانی به چند دختر نوجوان در یک استخر شنا] سفارت جمهوری اسلامی در برزیل [...] گفته [...] اتهام تعدی جنسی علیه این فرد نادرست بوده و حاصل سوءتفاهم ناشی از تفاوت در رفتارهای فرهنگی بوده است[...]»

بله آن صحنه‌های مهوع تعدی به کودکان که در مطلب «وال‌ستریت جورنال»، مورخ 18 آوریل 2012 در برابر چشمان مخاطب قرار گرفته «درست» نیست! چرا که «رفتارهای فرهنگی» کارمندان وزارت امورخارجة‌ جمکران «متفاوت» است! می‌بینیم که وزارت امور خارجة ملایان سوءاستفادة جنسی از کودکان را نکوهش نمی‌کند، رفتار ناهنجار کارمندان‌اش را نیز خارج از مرزها به زیر سئوال نمی‌برد؛ از «فرهنگ» سخن می‌گوید! و چرا راه دور برویم؟ «مهمان‌پرست»، سخنگوی مرده‌شویان، ‌ ضمن تکذیب ابلهانة «گزارش» وال‌ستریت جورنال، ادعا کرده اتهامات مطروحه با سوابق «حکمت‌الله قربانی» همخوانی ندارد:

«[...] مهمان‌پرست [...] گزارش‌های مربوط به آزار جنسی [...] توسط یک عضو هیات دیپلماتیک جمهوری اسلامی در برزیل را تکذیب کرد و گفت که [...] ‌بررسی‌ها [...] نشان می‌دهد که گزارش رسانه‌ها در این مورد نادرست بوده [...] مهمانپرست در اثبات نادرست بودن گزارش رسانه‌ها گفت که اتهامات مطرح شده مغایر با سوابق عضو سفارت ایران در برزیل است[...]»

به عبارت دیگر می‌باید بپذیریم که نه تنها کارمندان وزارت امورخارجة جمکران «کارفرما» را در جریان گرایشات جنسی، خصوصاً ناهنجاری‌های‌‌شان قرار می‌دهند، که اظهارات‌شان عین «حقیقت» است و اگر مرتکب جرم و جنایت بشوند، وزارت امورخارجة جمکران به اعتبار «گذشتة» پرافتخارشان آنان را نکوهش نخواهد کرد. خلاصه، لات‌های حکومت اسلامی «پاسخگوی» اعمال‌شان نیستند. حال حداقل سه پرسش منطقی مطرح می‌شود. نخست ‌اینکه چه کسی حاضر است «انحراف جنسی‌اش» را در بوق بگذارد. دیگر آنکه کدام تشکل اداری می‌تواند از گرایشات جنسی کارمندان‌اش آگاه باشد، و نهایت امر قوانین و مقررات وزارت امور خارجة حکومت کفن‌فروش‌ها اصولاً چیست؟

برای این پرسش‌ها منتظر پاسخ دیگران نمی‌مانیم! چرا که «مسئولیت» و «پاسخگوئی» ویژة جوامع دمکراتیک و نظام‌های انسان‌محور است؛ در نتیجه، ارتباطی به لات و لوت‌های کودتاچی نمی‌تواند داشته باشد. از سوی دیگر، رسانه‌ای کردن «ناهنجاری‌ها»، به ویژه ناهنجاری‌های «اخلاقی ـ جنسی»، همچون «افتخار» به این ناهنجاری‌ها، و بالیدن به دین و نژاد و غیره دو روی سکة فاشیسم است، و شیوه‌ای است شناخته شده.

این شیوه، یعنی رسانه‌ای کردن ناهنجاری‌ها در تمام ابعاد در دکان آنجلینا ژولی به فروش گذاشته شده. در ابعاد اجتماعی،‌ این فرد پس از چند سال زندگی مشترک، «به درخواست بچه‌ها» خبر «نامزدی‌اش» را با پدر همین بچه‌ها در بوق می‌گذارد، و جهانیان با بی‌صبری در انتظار ازدواج ایشان لحظه شماری می‌کنند. در ابعاد فیزیکی ایشان باسن‌شان را در واقع به صورت‌شان انتقال داده‌اند و خلاصه چارچوب هنجارهای انسانی را چه در بعد «مادی‌ات فرد» و چه در عرصة روابط اجتماعی واژگونه کرده‌اند. به همین دلیل است که آنجلینا ژولی از الطاف ویژة تشکیلات سازمان ملل برخوردار می‌شود. پیش از ادامة مطلب یادآور شویم، زندگی آنجلینا ژولی «حریم خصوصی» است؛ ناهنجاری‌های آن به ما ارتباطی ندارد،‌ و در موردشان «قضاوت» نمی‌کنیم. ولی زمانیکه نماد این ناهنجاری‌ها از طریق سازمان ملل به ارزش گذاشته می‌شود، موضوع متفاوت خواهد بود. اینبار جایگاه سازمان ملل است که به زیر سئوال می‌رود.

سازمان کذا،‌ همانطور که جلسات حقوق‌بشرفروشی‌اش در مورد سوریه نشان داد، خود تبدیل به سازمانی مرزشکن و انسان‌ستیز شده، و اگر مهار نشود همچنان به حرکت‌اش در مسیر گسترش توحش و سفله‌پروری ادامه خواهد داد. برای آشنائی بیشتر با مسیر «رشد» سازمان ملل می‌توان «ویژگی‌های» کارمندان ایرانی‌اش را مورد بررسی قرار داد؛ همین کفایت خواهد کرد. وارد جزئیات هم نمی‌شویم چراکه حریم خصوصی است و هنوز رسانه‌ای نشده! اما رفتار اینان، همچون رفتار دیپلمات حکومت جمکران در برزیل در چارچوب الزامات استعماری، یعنی تجاوز، مرزشکنی، توحش و حماقت قرار گرفته. و اگر مطالب بی‌بی‌سی و رادیوفردا را بررسی کنیم خواهیم دید که همین توحش و حماقت را به ارزش می‌گذارند.

به عنوان نمونه سایت رادیوفردا، مورخ 2 اردیبهشت‌ماه سالجاری به بهانة «تجلیل» از موفقیت یک ایرانی مقیم آمریکا، توحش و نظم‌ستیزی را اینچنین به ارزش ‌گذاشته:‌

«[...] ما نباید از یادمان برود که ندا مثل همه دخترها و پسرهای دیگر فقط به جرم اینکه به دنبال آزادی بود تا بتواند حرفش را بزند، کشته شد[...]»

«ندا» که موجودیت‌اش برای ما فقط رسانه‌ای است، بر اساس تبلیغات در راه طرفداری از جنبش سبز به «شهادت» رسیده. و می‌باید بپذیریم که مانند «همة» جوانان ایران، چون به دنبال «آزادی» بوده که «حرفش را بزند» کشته شده! بارها و بارها به محورهای پروپاگاند رسانه‌های غرب اشاره کرده‌ایم، از اینرو به جزئیات این پروپاگاند حماقت‌گستر نمی‌پردازیم فقط به مسئولان خیلی محترم «رادیو سیا» یادآوری می‌کنیم، اگر پرسوناژ «ندا» در واقع «وجود» داشته و فیلم مرگ‌اش هم «مستند» بوده، «ندا» الگوی جوانان ایران نیست؛ ‌مگر اینکه همة جوانان ایران در مسیر حماقت و نفرت و احساسات گام بردارند و بدون در نظر گرفتن واقعیت‌های تاریخی، اجتماعی، اقتصادی و استراتژیک صرفاً به دلیل «نفرت» از یک فرد یا یک گروه سیاسی روانة‌ مسلخ شوند.

پرسوناژ «ندا» مجموعه‌ای است از تصاویر و داستان‌هائی که از زبان این و آن در مورد وی انتشار یافته. واقعیت داستان‌ها هیچ اهمیتی ندارد، مهم این است که این حکایات در ارتباط با تصاویر چه پیام‌هائی را به مخاطب منتقل می‌کند. پیام‌ها چنین می‌گویند که یک زن جوان که به گواهی تصاویرش با نماد بردگی زن مخالف بوده و در رشتة فلسفه نیز به تحصیل اشتغال داشته، به دلیل مخالفت با «نتایج انتخابات»، یا به دلیل نفرت از شخص احمدی‌نژاد در تظاهرات طرفداران موسوی شرکت کرده و مورد اصابت گلوله قرار می‌گیرد و علیرغم تلاش آن پروفسور «اهل قلم» که برای شرکت در انتخابات، ‌ و یا جهت ایفای نقش پزشک در فیلم کذا از بریتانیا به تهران آمده بود، در برابر «دوربین» جان می‌سپارد.

همچنانکه گفتیم این داستان چه واقعی باشد و چه تخیلی، اصل مطلب، یعنی پیام توحش پروپاگاند، واقعی و پابرجاست. پیام چیست؟ گسترش حماقت و توحش و مرگ‌پرستی حسینی به زنانی که به گواهی ظاهرشان، با وحشی‌گری زهرا خانوم‌ها و میرحسین‌ها بیگانه‌اند. حال می‌پرسیم زن جوانی که دانشجوی فلسفه است، به موسیقی علاقه دارد و با نمادبردگی زن نیز مخالف است، می‌باید در راه گسترش محفل تجاوز و جنایت، یعنی محفل میرحسین موسوی جان ببازد؟ مطالبات استعماری چنین ایجاب می‌کند. شبکة تبلیغات استعماری انتظار دارد که با تکیه بر این صحنه‌گردانی‌ها از پرسوناژ «ندا»، به عنوان زن و دانشجوی رشتة فلسفه، یک حامی بی‌قید و شرط جنایات میرحسین موسوی ارائه دهد. فردی بسازد که با اهداف ابلهانه و استعماری محفل کودتا، یعنی «سپردن حکومت به امام زمان» هیچ مخالفتی ندارد، و از همه مهم‌تر حاضر است در راه تحقق چنین اهدافی جان نیز ببازد! این است «پیام» اصلی ‌جنجال رسانه‌ای پیرامون «ندا!» و اینک، رادیوفردا در بخش «فرهنگ و هنر»‌ از زبان فردی به نام «صدیقی» به گسترش همین پروپاگاند مهوع همت گماشته، چرا؟ چون پایه‌های محفل کودتا در داخل و خارج از مرزها متزلزل شده.

به گزارش سایت فرانسه زبان نووستی، مورخ 19 آوریل 2012 سالجاری، 43 تن حشیش متعلق به قاچاقچیان محترم کشف و ضبط شد! محل توقیف این محمولة مقدس مشخص نشده ولی نووستی، شاید برای حفظ پرستیژ یانکی‌ها مقصد 43 تن حشیش کذا را «کانادا» اعلام کرده! در هر حال این مسائل به «ما» مربوط نیست! آنچه به ما مربوط می‌شود واکنش استعمار غرب به این «فاجعة»‌ جانگداز و دیگر «فجایع» مشابه است.

فجایعی نظیر شکست برنامة کودتا در سوریه، ناکامی کودتا در قطر، برکناری کودتاچیان پادگان قزوین ... و از همه مهم‌تر شکست سومین نشست «دوستان سوریه» در پاریس. این شکست از یک‌سو وقاحت و حماقت محفل مرداک و وزارت امور خارجة جمکران را آشکارتر کرد، و از سوی دیگر، بلاهت مخالف‌نمایان‌ حکومت‌اسلامی را! جالب اینکه، اینان به دو بخش متخالف تقسیم شده، اظهارات و مو‌اضع‌شان با یکدیگر در تناقض قرار گرفته. اگر نیم نگاهی به سایت «گویا نیوز» بیاندازیم خواهیم دید که در برخی مطالب، حکومت اسلامی آنچنان قدرتمند شده که اعضای شورای امنیت به اضافة آلمان، ناچار خواهند بود به خواسته‌های‌اش تن در دهند! حال آنکه در مطالب گروه دیگر، ‌ این حکومت «ضعیف»‌ و «مفلس»، از دوستان «چپ جهانی»‌ است و می‌خواهد «میهن پرستی» را به ارزش بگذارد! جالب اینکه، به ادعای اینان «چین و روسیه» هم در سنگر «چپ جهانی» نشسته‌اند! چشم‌های‌شان نمی‌بیند در ایندو کشور چه سرمایه‌هائی روی هم انباشته می‌شود.

بله دولت مائوئیست چین که افتخار دارد برای تأمین منافع شرکت‌های آمریکائی، چینی‌ها را به بیگاری بگیرد، «چپ‌گرا» شده! و به همچنین است دولت روسیه که بیش از دو دهه است با نشاندن لیبرالیسم افسار گسیخته بجای اقتصاد دولتی خط تولید میلیاردر افتتاح کرده:

«[...] ‌بر اساس این منطق [...]‌مبارزان اروپایی که به اسپانیا رفته و علیه استبداد آن کشور جنگیدند مزدور بیگانه بودند[...]‌مگر [حکومت اسلامی] فقط برای ایران خطر ایجاد می‌کند که آنها [آمریکا] جمهوری اسلامی را در پرانتز قرار می دهند؟ [...] اراذل و اوباش [...]خود را ضدامپریالیست و ضدصهیونیست معرفی می‌کنند و با جنبش جهانی چپ فالوده‌ می‌خورند[...]»
منبع: گویانیوز، ‌مورخ 3 اردیبهشت‌ماه سالجاری

بله اگر در قاموس فعلة فاشیسم، و مستخدمان یانکی‌ها، چین و روسیه «چپ» شمرده می‌شوند، دلیل موجه دارد! از یک‌سو برتری «خداداد» محافل سرمایه‌داری لندن و واشنگتن، برخلاف دستگاه هیتلر و موسولینی، در دستور کار دولت‌های‌ چین، و به ویژه روسیه قرار نگرفته. و از سوی دیگر، نخست‌وزیر روسیه رسماً مخالفت خود را با مواضع حکومت‌اسلامی، یا بهتر بگوئیم با مطالبات آتلانتیست‌ها در ایران و منطقه، یعنی با فعالیت‌های هسته‌ای، افراط‌گرائی و به ویژه اسرائیل‌ستیزی اعلام داشته. همین نخست‌وزیر، بزودی در جایگاه ریاست فدراسیون روسیه قرار خواهد گرفت، و این است دلیل پرتاب روسیه به سنگر «چپ!» به عبارت دیگر، در قاموس پیشخدمت‌های «مهاجر» محفل «کارتر ـ برژینسکی»، هرگونه مخالفت با لات‌بازی سازمان سیا، «چپ‌گرائی» به شمار می‌رود!

اراذل و اوباش صادراتی حکومت اسلامی که ابتدا برای خمینی و سپس برای «اصلاحات» ملاممد، و اخیراً برای شیخ کروبی و جنبش حماقت‌گستر «سبز» سینه می‌زدند، امروز رودربایستی را کنار گذاشته، رسماً به دوران نورانی کودتای کلنل آیرون‌ساید، یعنی به صدر کودتای عزیزشان برگشته‌اند. پس جای تعجب نیست که اینان با هدف لجن‌پراکنی به نگرش انسان‌محور،‌ همپالکی‌های‌شان را در جمکران به «چپ» پیوند دهند؛ به ستایش جنایات ارتش آدمخوار ناتو در عراق بنشینند و ... و از همه مهم‌تر در کمال بیشرمی، دفاع از خاک میهن را تحت عنوان «کودتای ایران‌پرستی» تخطئة کنند:

«[...]‌ دفاع از تماميت ارضی ايران می‌تواند احساسات ميهنی را در ايرانيان تحريک کند[...]»
منبع: گویا نیوز، ‌مورخ 31 فروردین‌ماه سالجاری

لازم است به این گوساله‌های ننه‌حسن که برای «اسلام خوب» سینه می‌زنند‌ بگوئیم، دفاع از خاک میهن یک وظیفة انسانی است. هیچ انسانی در برابر تهاجم نظامی به کشورش «صلح‌طلب» نمی‌شود! اگر خیلی احساس فضل می‌فرمائید و می‌خواهید با «مقدسات بومی» مبارزه کنید، بدانید که از یک‌سو، در اسلام «انسان» وجود «خارجی» ندارد، اما ایرانی «انسان» است! و از سوی دیگر، کسی که برای «تخریب دین» توسط خامنه‌ای عزا گرفته، در مورد «میهن‌پرستی» بهتر است خفقان بگیرد. حال به صاحب‌نظرانی که برای شیخ کروبی چپاولگر سینه می‌زنند و اینک خود را با نیروهای مخالف فرانکو مترادف دیده‌اند نیز چند نکته را یادآور شویم!

نخست‌ اینکه «شورای امنیت» سازمان ملل، تهاجم نظامی به کشور عراق را تأئید نکرده، و لشکرکشی یانکی‌ها به عراق، از منظر قوانین و مقررات بین‌المللی یک «عمل غیرقانونی» به شمار می‌آید. دیگر آنکه، کسانیکه از سراسر جهان برای مبارزه با فرانکیست‌ها در کنار جمهوریخواهان اسپانیا می‌جنگیدند، از «دولت دمکراتیک» اسپانیا دفاع می‌کردند. این دولت در سال 1936 با آراء اکثریت مردم اسپانیا انتخاب شده بود. در نتیجه، استبداد بر اسپانیا حاکم نبود. برای اظهار نظر در مورد مخالفان «فرانکیسم»، شناخت تاریخ معاصر اسپانیا، مواضع شوروی و از همه مهم‌تر «حداقل» شعور الزامی است. کسی که شعور کافی برای تحلیل رخدادهای تاریخی داشته باشد،‌ می‌داند که اتحاد شوروی بجز در شعار، هرگز از جمهوریخواهان اسپانیا دفاع نکرد! محض اطلاع بگوئیم تعداد کارشناسان نظامی شوروی در اسپانیا از تعداد داوطلبان ایرلند برای مبارزه با فرانکیست‌ها کمتر بود! همین کافی است که از میزان همراهی شوروی با جمهوریخواهان اسپانیا آگاه شویم. امروز نیز حزب کمونیست روسیه از «جبهة چپ» در فرانسه دفاع نمی‌کند. هم اکنون حزب کمونیست روسیه حمایت خود را از فرانسوا اولاند اعلام داشت. به عبارت دیگر، این حزب مواضع مزورانة استالینیست‌های فرانسه را مورد تأئید قرار داد.

استالینیست‌ها پیش از انتخابات، علیرغم مخالفت مکرر ژان لوک ملانشون با برنامة اقتصادی حزب سوسیالیست، از زبان «روبر ئو»‌، دبیرکل پیشین حزب کمونیست رسماً هوادران‌شان را به حمایت از حزب سوسیالیست فراخواندند. هر چند «ماری ژرژ بوفه»، دبیرکل فعلی این حزب از مواضع سلف‌اش حمایت به عمل نیاورد، نهایت امر، نتایج دور اول انتخابات فرانسه نشان داد که آراء حزب کمونیست در واقع بین سوسیالیست‌ها و فاشیست‌های «جبهه ملی» تقسیم شده! در نتیجه، هر دو گروه یعنی ویشیست‌ها و سوسیالیست‌ها در مجموع از آنچه در آمار ارائه می‌‌شد، ‌ حدود 6 درصد فراتر رفتند؛ در حالیکه نتایج جبهة‌چپ حدود 6 درصد کاهش نشان می‌داد. و از قضای روزگار این حداکثری است که حزب کمونیست فرانسه تاکنون در انتخابات به خود اختصاص داده! خلاصه اگر چه نامی از حزب کمونیست فرانسه برده نشد، ولی این حزب ژان لوک ملانشون را قربانی صورت‌بندی مطلوب استالینیست‌های تاواریش «زوگانف» کرده! به این ترتیب که با تقسیم آراء کمونیست‌ها میان چپ‌نمایان حزب سوسیالیست و ویشیست‌ها امکانات «جبهة چپ» را برای پیشبرد مطالبات‌اش کاهش داده. در نتیجه ژان لوک ملانشون ناچار شد برای دور دوم انتخابات از نامزد سوسیالیست‌ها حمایت کند. به این ترتیب، در صورت پیروزی فرانسوا اولاند، حزب کمونیست در جایگاه اوپوزیسیون لنگر خواهد انداخت و ضمن دریافت حق و حساب، طبق معمول به جنگ زرگری با ویشیست‌ها و مبارزات کشکی با امپریالیسم ادامه خواهد داد؛ حداقل استالینیست‌های مسکو چنین پنداشته‌اند و حزب کمونیست فرانسه هم جز پیروی از منویات اینان راه دیگری نشناخته و نمی‌شناسد.

حضور تاواریش‌ها بگوئیم، دست‌تان دیگر رو شده! هر چند به تحرکات مزورانة حزب کمونیست آشکارا اشاره نمی‌شود، ‌ ولی همه‌ می‌دانند که عبارت «خنجر از پشت زدن» در کلام ملانشون به کدام تشکل ارجاع می‌دهد. در هر حال، علیرغم تحرکات بعضی‌ها، انتخابات دور اول فرانسه دکان «الگوی چینی» آنجلا مرکل را درهم ریخت و به سلطنت «هیتلر مؤنث» پایان داد. علیرغم اظهارات ابلهانة ژنرال «حمید گل» در باب مبارزات جمکران با امپریالیسم بزودی پیامد ورشکستگی هیتلر هزارة سوم را در جمکران و عربستان مشاهده خواهیم کرد. فعلاً برای شرکت در «یوروویژن» راهی جمهوری آذربایجان می‌شویم!


 

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل(بارگیری)

نسخة پی‌دی‌اف ـ سکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل‌دن

نسخة پی‌دی‌اف ـ سی‌ایکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ شوگرسنک

نسخة پی‌دی‌اف ـ باکس‌نت

نسخة پی‌دی‌اف ـ کلمه‌ئو

نسخة پی‌دی‌اف ـ داکس‌تاپ

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ هیوج‌درایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ دیوشیر

نسخة پی‌دی‌اف ـ پی‌بی‌ورکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ ستورگیت

نسخة پی‌دی‌اف ـ آرونا


Share



فیلترشکن‌های جدید24آوریل2012

stealthtraffic.info
pazou.org
1stunblocker.info
unblocker-online.info
webexcosts.in
PROXYSTART.INFO
stealthsecurity.info
007browser.info
newunblocker.info
unblocker.pl
bypasserpro.info
webproxy360.com
fbprofileviewer.in
blockonline.info
myunblockersite.info
proxyfree.pl
goldsurfer.info
domainsurfer.info
proxymenow.com
onlinebrowser.info
mysocialsite.info
PROXYNURSET.INFO
hidemyip.co
networkstealth.info
proxycape.in
microxy.com
1stbrowser.info
gogowebproxy.com
justaproxy.info
unblockersite.info
24random.com
internet-unblocker.info
https://proxychangeip.com
internetsurf.info
surflife.info
24anony.com
untracer.com
bestyoutubeproxy.info
freeproxy.pl
tunnelip.info
freeunblocker.info
pazou.co
zerotool.info
proxycape.org
realhideip.net
tvproxy.info
proxycape.co.uk
facebook-proxy.com
proxytool.net

Posted at 04:58 pm by nahid-roxan
Make a comment  

Wednesday, April 18, 2012
چپه‌گی





ماه آوریل امسال همچنانکه پیشتر هم گفتیم ماه «آب زرشک» است! دست قادر متعال این اکسیر حیات‌بخش را همزمان به جمکرانیان، دولت اسرائیل، دولت کره شمالی و ... و خاندان جلیل سلطنت اسپانیا تقدیم کرد‍! و این است دلیل ابراز لطف کمیساریای عالی امور پناهندگان به «آنجلینا ژولی!» بین خودمان بماند، چهرة ایشان نماد بارز پناهندگی و آوارگی است؛ همة‌ چربی‌های کپل مبارک‌شان به لب‌ها «پناهنده» شده تا ایشان «زیباتر» شوند،‌ بگذریم! ماه آوریل امسال همچنین شاهد جشن‌های «پاک» هم بودیم. کسی چه می‌داند، شاید قادر متعال «آب‌پاکی» را روی دست خیلی‌ها ریخته باشد! به همین دلیل در جمکران «دشمنان موهوم»‌ حکومت به صحنه بازگشته‌اند.

علی خامنه‌ای از کروبی و موسوی برای بازگشت به نظام دعوت کرده، و مشائی هم که قرار بود به «گناه» ارادت به تخت‌جمشید اعدام شود، برای «ترویج فرهنگ شهادت» به حنازرچوبه بازگشته و ... و این «تحولات» به دلیل تضعیف بحران دست‌ساز یانکی‌ها بروز کرده. بحرانی که احمدی‌نژاد می‌کوشد آن را با بحران‌سازی در مورد «خلیج فارس» و «ابوموسی» و غیره تقویت کند.

بله، «نبرد» احمی با شیخک امارات در واقع واکنش به کسادی دکان هسته‌ای است که دست‌های مقدس انگلیس و آمریکا برای‌شان درست کرده بود! به همچنین است اظهارات شیرین عبادی پیرامون «حقوق بشر» در رادیوفردا! نوبل صلح جمکران در واقع به «تقدیس دانشجو» مشغول شده و می‌گوید «جای دانشجو در زندان نیست!» به عبارت دیگر «دانشجو» هم می‌تواند مانند آخوند جماعت «قانون‌شکنی» کند، و از مجازات مبری باشد! اهداء نوبل صلح به امثال عبادی دلیل موجه دارد؛ وظیفة نوبل صلح در کشور ایران گسترش حماقت و توحش است، و خوشبختانه شیرین عبادی در این زمینه از هیچ کوششی فروگذار نکرده. به ویژه در زمینة «حقوق زنان» از کاردینال راتزینگر هم پیشی گرفته. کاردینال راتزینگر در رابطه با جسد مسیح و یک تخم مرغ جایگاه زن در مسیحیت را یک‌بار و برای همیشه تعیین کرده‌اند!

جایگاه زن در مسیحیت در ارتباط با جسد و تخم‌مرغ تعیین می‌شود! جایگاه والای تخم مرغ هم در ارتباط با جسد مسیح تعریف شده و ... و نهایت امر «خبر موثق» رستاخیز مسیح با پرسوناژ «مریم مجدلیه» و تیبریوس، امپراطور رم پیوندی ناگسستنی دارد. بی‌دلیل نیست که پروپاگاند بی‌بی‌سی نیز بر «جسد» متمرکز شده. جسد فواید بسیار دارد؛ ساکن است، به غذا و مسکن و بهداشت و آموزش نیازمند نیست، و از همه مهمتر اینکه نمی‌تواند مطالب «بی‌بی‌سی» را تکذیب کند. به همین دلیل «بی‌بی‌سی» فارسی با جسد شاهرخ مسکوب ضیافت مفصلی بر پا کرده. به استثنای یک فرانسوی که به آثار مسکوب پرداخته، ‌ مدعوین این ضیافت هر کدام قسمتی از جسد شاهرخ را به دندان گرفته و مشغول جویدن شده‌اند. مجموعة‌ این صحنة دلپذیر «هفتمین سالمرگ شاهرخ مسکوب» نام گرفته. این نمایش دلنشین به دلیل تحریف مفاهیم و تخریب انسان شباهت عجیبی به نمایشات امام روشن‌ضمیر میرحسین دارد. ایشان نیز با تعیین «صفت» برای «جمهور» آن را با «ضدجمهور»، یعنی با «جمهوری اسلامی» جایگزین کردند.

در مجموعه مطالب بی‌بی‌سی پیرامون «شاهرخ مسکوب» همین روند تحریف و جایگزینی با هدف تخریب را به سهولت می‌توان مشاهده کرد. مرزشکنان و انسان‌ستیزان فرهیختة‌ ضیافت بی‌بی‌سی بجای پرداختن به آثار شاهرخ مسکوب، به ارائة تصویر موهومی که از وی ساخته‌اند مشغول شده و به این ترتیب «شاهرخ مسکوب»‌ را به «ابهام» و «خشونت» می‌آلایند. روند تحمیل ابهام و خشونت به «مسکوب» این است که ابتدا او را از جایگاه واقعی اجتماعی‌اش به بیرون پرتاب کرده و به حریم خصوصی زندگی‌اش وارد می‌شوند. یا اینکه با اخراج مسکوب از واقعیت زمان و مکان او را به ارزش‌های انسان‌ستیز «حماسی» و اسطوره‌ نزدیک می‌کنند و ... نتیجه اینکه از «شاهرخ مسکوب»‌ تصویر یک موجود وحشی و «بی‌مسئولیت» ارائه می‌شود. موجودی که در زنجیر وابستگی‌های غریزی و عاطفی اسیر است، و در برابر اعمالی که انجام داده هیچ «مسئولیتی» برای خود نمی‌بیند؛ در نتیجه «پاسخگو» نیز نخواهد بود. این است ایرانی مطلوب استعمار؛ یک موجود وحشی و نظم‌ستیز! حال بخوبی می‌توان به دلائل واقعی تحمیل حکومت مقدسات «دینی ـ بومی» بر ملت ایران پی برد، و از اهمیت استراتژیک گسترش حماقت توده‌ای و توحش «مردم» در جامعة ایران آگاه شد.

به این ترتیب به سهولت می‌توان دریافت به چه دلیل رادیوفردا اظهارات «ولی‌الله نصر»، مبنی بر ممنوعیت آموزش رقص به کودکان ایرانی را با چنین شور و شوقی منعکس می‌کند. تمرکز فکر،‌ نظم، برنامه‌ریزی و مسئولیت‌پذیری در آموزش رقص الزامی است. روحیات کودکی که اوقات فراغت‌اش در مهدکودک به تمرین رقص می‌گذرد با کودکی که ناچار است اوقات فراغت‌اش را به تکرار مزخرفات قرآن بگذراند زمین تا آسمان تفاوت می‌کند. تفاوتی که بر اطرافیان و در درجة‌ نخست بر والدین نیز تأثیر می‌گذارد. نیازهای کودکی که رقصیدن فرا می‌گیرد با نیازهای کودکی که آیات قرآن را از بر می‌کند یک‌سان نخواهد بود. ساختار شخصیتی و فضای اجتماعی به کنار، اولی در مسیر رشد و تحول و شکوفائی و تعادل جسمی و روحی به سوی زندگی گام برمی‌دارد. حال آنکه دومی در باتلاق ترس و توهم و مرگ و سکون مقدسات دست‌وپا می‌زند، و به مرور زمان رخدادها را «خواست خدا» دانسته و هیچ مسئولیتی نه برای خود و نه برای دیگران نمی‌شناسد؛ خلاصة کلام محصولی می‌شود از محصولات مجموعة کودتائی «شیخ‌وشاه.»

حکومت بلاهت‌گستر جمکران که حساب‌اش روشن است؛ از تل موهوم «مردم» و مبهماتی از قماش خدا، ظلم، ستم، کفر و استکبار و افتخار فراتر نخواهد رفت. اوپوزیسیون‌اش نیز در همین عرصة ابهام و توحش «باورها» لنگر انداخته. یکی به گذشته افتخار می‌کند، دیگری به «مخالفت» با خامنه‌ای و طرفداری از موسوی «مفتخر» است! یکی به مسلمان بودن‌اش می‌بالد، دیگری به ایرانی بودن‌اش. حال آنکه هیچ موجود منطقی و متعادلی به توهم و باورهای مقدس و به ملیت خود افتخار نخواهد کرد! دلیل هم اینکه اگر کسی اهل برخورد منطقی باشد، ‌ مسلماً می‌داند که محل تولد «انتخابی» نیست و به «عملکرد» فرد در زندگی هیچ ارتباطی ندارد؛ هر کس در نقطه‌ای از دنیا متولد شده، و محل این «تولد» فی‌نفسه باعث افتخار نیست. افتخار به «ملیت»، همچون افتخار به «باورها» بیشتر نشان حماقت است، پس ‌ بگذریم و بازگردیم به عالم «چپه‌گی!»

واژة‌ «چپه‌گی»، بر وزن «خستگی» را بجای «چپ‌نما» به کار می‌بریم چرا که هم به «واژگون‌نمائی» و «عدم تعادل» حکومت جمکران مرتبط می‌شود هم عملکرد توده‌ای‌ها و دیگر اعضای داس‌الله را تداعی می‌کند. باری در این محشر خر، ‌ حزب توده خواهان «پرواز به عقب» شده و دکان مردمی ساواک، یعنی «پیک‌نت» برای ابراز مخالفت با «مذاکرات»‌ استانبول دوباره صورتک پوسیدة‌‌ «مخالفت با آمریکا» را از صندوقچة مادربزرگ بیرون کشیده و می‌گوید، «دیگ این مذاکرات را در آمریکا بار گذاشته بودند.»

به عبارت دیگر طیف «چپه‌گی» شامل رهبران خودفروختة‌ «جنبش‌سبز» با مذاکرات مخالف است! دلیل هم اینکه «مذاکره» گزینة برخورد نظامی را تضعیف می‌کند و امکانات شبکة پنهان را کاهش خواهد داد. اگر دوران نورانی و نکبت‌بار امام روشن‌ضمیر، یعنی دوران صدارت میرحسین جلاد را مرور کنیم، می‌بینیم که گروه حاج‌بخشی به ریاست ملاممد خاتمی «مذاکره» را با «صلح»، و «صلح» را با «سازش» در ترادف قرار می‌داد، تا ضمن تأمین منافع تفنگ‌فروش‌ها، زمینة «توجیه» وحشیگری‌های حاج روح الله را نیز برای بوق‌های ارتش ناتو فراهم آورد. اینگونه بود که «نوول اوبسرواتور»، لوموند، اکسپرس و... به پیروی از رسانه‌های یانکی‌ها از خمینی و حکومت دست‌نشاندة غرب در ایران تصویر «قدر قدرت» ارائه می‌دادند.

بله آن روزهای خوب در رسانه‌های کذا،‌ حکومت اسلامی حاج روح‌الله «غرب را به لرزه در‌آورده بود!» و این روزها، به دلیل افلاس یانکی‌ها، علی خامنه‌ای سرنوشت خاورمیانه را به دست گرفته! این است ادعای هفته ‌نامة «نوول اوبسرواتور» که در سایت رادیو بین‌المللی فرانسه، مورخ 15آوریل 2012 انعکاس یافته. «نوول اوبسرواتور» می‌نویسد، «سرنوشت خاورمیانه به تصمیم مردی بستگی دارد که هیچ وقت کشور خود را ترک نکرده. مردی به نام علی خامنه‌ای که عمامة مشکی بر سر دارد و سرسخت ترین رهبر ایران بوده و ... و خلاصة مطلب اینکه «غرب» به این مذاکرات «خوش‌بین» ‌نیست و از همه مهم‌تر، علی‌خامنه‌ای نیز نمی‌خواهد به سرنوشت قذافی دچار شود! بله اصل مطلب این است که اگر بحران دست‌ساز هسته‌ای پایان گیرد‌، هم «نوول اوبسرواتور» و هم به اصطلاح «کارشناسان»‌ همه فن‌حریف متحمل خسارت خواهند شد و به همین دلیل است که در آستین علی‌خامنه‌ای فوت می‌کنند تا مطالبات محفلی‌‌شان را از زبان رهبر قدرقدرت خاورمیانه که در «سرسختی» نظیر ندارد به افکار عمومی غرب حقنه کنند:

«[...] به نظر می‌رسد او سرسخت‌ترین رهبر ایران تا‌کنون بوده [‌به گفته یک کارشناس] شرایط جدید [مذاکرات استانبول] برای [...] خامنه‌ای بسیار غیرقابل پذیرش‌تر شده [...] در فرانسه کارشناسان به روند مذاکرات با ایران بدبین هستند. خامنه‌ای در مذاکرات به دنبال [...]‌ رسیدن به مرحله‌ای است که [...] بتواند ظرف چند هفته سلاح هسته‌ای تولید کند [...]خامنه‌ای سرنوشت [قذافی را در نظر دارد که برنامه هسته‌ای خود را متوقف کرد.]»

بله، تولید تسلیحات هسته‌ای، آنهم ظرف چند هفته فقط از عهدة‌ مردی بر می‌آید که عمامه‌اش سیاه است و «کارشناسان» نوول ابسرواتور، این عمامه بسر را بسیار «پرقدرت» و «سرسخت» می‌پسندند! و جای تعجب نیست که جیغ و فریاد اسرائیل هم در همین «مسیرمقدس» به آسمان بلند شود! خواست حضرات، ‌ برخلاف آنچه می‌نمایانند، در واقع تجهیز حکومت اسلامی به سلاح هسته‌ای است. چرا که به این ترتیب هم ضمانت تداوم حکومت آخوند بر ملت ایران را به دست می‌آورند و هم زمینة‌ اعمال فشار بر روسیه را. به عبارت دیگر،‌ صورت‌بندی دوران نورانی هیتلر دست نخورده باقی خواهد ماند! تنها به این ترتیب است که نان رسانه‌های غرب در روغن شناور می‌ماند! اما برخلاف توهم «کارشناسان» و قلم زنان نوول اوبسرواتور، این «دوران طلائی» دیگر به سر آمده! کافی است به تحولات سیاسی فرانسه بنگریم تا ببینیم در جمکران چه می‌گذرد!

در فرانسه، هول و هراس از «جبهة چپ» آنچنان وسعت گرفته که همه به حزب سوسیالیست امید بسته‌اند! رسانه‌های اسلام نواز و اسرائیل‌پرست نظیر «اکسپرس»، «نوول اوبسرواتور» و شرکاء برنامة «تخریب» نامزد جبهة چپ را به اجرا گذارده، و در این مسیر از «روانکاوی» ‌سرگذر و بیخ‌دیواری نیز دریغ نورزیده‌اند! و اما لوموند که خیلی ادعای روشنفکری دارد ضمن بازتاب مختصر و مفید الصاق برچسب، به سختی دست به تبلیغ برای حزب سوسیالیست زده! سایت لوموند، مورخ 17 آوریل 2012، نامه‌ای به امضاء 40 «اقتصاددان» فرانسوی منتشر کرده که همگی «برنامة اقتصادی» فرانسوا اولاند، نامزد حزب سوسیالیست را تأئید کرده‌اند!

برنامة نامزد حزب سوسیالیست در زمینة اقتصادی عبارت است از تداوم پرداخت باج به آتلانتیست‌ها! اما در عرصة سیاست، حضرات برای «بازتولید» نمایش دوران فرانسوا میتران خیز برداشته‌اند! به عبارت دیگر، برنامة سوسیالیست‌ها روشن است، «مارتین اوبری»، از جناح چپ حزب را برای چند ماه نخست وزیر می‌کنند تا جای خود را به یک نخست‌وزیر «میانه‌رو» بسپارد! همانطور که در دوران میتران نیز «لوران فابیوس» بجای «پیر موروا»، از جناح چپ نشست! وارد جزئیات نمی‌شویم، ولی به استنباط ما، تحقق این رویاها با توجه به شرایط کنونی با اشکالات فراوانی روبرو خواهد شد! به عنوان نمونه، ممکن است شاهد حذف نیکولا سرکوزی در دور اول انتخابات نیز باشیم! و اینجاست که دست‌راست برای حمایت از حزب سوسیالیست آستین‌ها را بالا خواهد زد!

در اینصورت دور دوم انتخابات ریاست جمهوری فرانسه به صحنة رقابت حزب سوسیالیست با جبهة چپ تبدیل می‌شود و راستگرایان فرانسه ناچار خواهند شد برای حفظ منافع‌شان، به نامزد حزب سوسیالیست رأی دهند! در اینصورت هم دکان واتیکان کسادتر می‌شود، و هم بساط اسرائیل و جمکران تزلزل بیشتری می‌یابد! شاید گونترگراس به همین دلیل بستری شده! ولی به احتمال زیاد حزب توده به همین دلیل برای تداوم حکومت توحش خواهان «پرواز به عقب» است! عملی که در عالم واقعیت امکان‌پذیر نیست! پس حزب توده را رها می‌کنیم که به عقب پرواز کند و می‌رویم به سراغ دو بازوی فاشیسم یعنی گونتر گراس و پاپ.

بله گونترگراس و ژوزف راتزینگر هر دو در خدمت هیتلر بوده‌اند، و هر دو نیز به نوعی از فاشیسم ابراز انزجار کرده‌اند! ‌ ژوزف راتزینگر با توسل به حدیث و روایت و داستان‌سرائی و ... و گونترگراس با «اعتراف» به سوابق درخشان‌اش. هر دو حساب‌شان را از فاشیسم، حداقل به صورت شفاهی جدا کرده‌اند، ولی این نمایش ظاهری است! در واقعیت همچنانکه شاهد بودیم هر دو به امر مقدس بحران‌سازی و جنجال رسانه‌ای مشغول‌اند. بساط شاعر دلسوخته که از یادآوری بی‌نیاز است، و اما «پدر مقدس» که بر طبل «مسیحیت خوب» در تضاد با «اسلام خشن» می‌کوبید، ‌ اخیراً متخصص حقوق زنان از آب درآمده!

کاردینال راتزینگر که طی مسافرت اخیر‌شان به کوبا ناچار شدند زبان در کام بمانند، برای جبران مافات، «عیدپاک» را غنیمت شمرده، به جایگاه زنان پرداخته‌اند؛ آنهم جایگاه زن در آغاز مسیحیت! این جایگاه ویژه، به گفتة‌ ایشان زمانشمول است و از دو هزار سال پیش تا پایان دنیا اعتبار خود را حفظ خواهد کرد! بله،‌ فقط آخوندهای مونث و مذکر جمکران هذیان نمی‌گویند، همتایان یهودی و مسیحی‌شان نیز در مزخرف‌گوئی ید طولائی دارند. «جونم براتون بگه»، جایگاه زن در مسیحیت یعنی «مشاهدة‌» قبر خالی عیسی مسیح، و جار زدن این خبر مهم و دادن یک تخم مرغ به امپراطور رم‌! سایت فارسی نووستی، در باب «پاسخا»‌ یعنی همان «پاسکا» ‌و «پاک» چنین می‌نویسد:

«پاسخا، عید پاک به زبان روسی یا همان رستاخیز حضرت عیسی [...]‌ مهمترین جشن تقویم مذهبی ارتدوکس‌هاست [...] پاسخا تاریخ ثابتی ندارد و بر اساس تقویم قمری محاسبه می‌شود [...] بنا به روایات، مریم مجدلیه بعد از رستاخیز حضرت عیسی [...‌] به رم رفته و به طیبریوس، امپراطور وقت تخم مرغی داده و [می‌گوید] عیسی رستاخیز کرد[...] امپراطور [می‌گوید] باور کردنی نیست، همانطور که نمی‌توان باور نمود که تخم مرغ سفید قرمز شود. در همین زمان در برابر چشمان مردم حاضر رنگ تخم مرغ از سفید به قرمز روشن مبدل شد. مسیحیان رستاخیر حضرت عیسی[...] را از وقایع بی‌نظیر و معجزه‌ای برای نجات بشریت و جهان می‌شمارند.»

«داوینچی کد»‌ را که از یاد نبرده‌ایم! در این رمان، مریم مجدلیه، یا همان «ماری مادلن» ‌خودمان پس از «اعدام» آنحضرت به فرانسة‌ آن روز که هنوز وجود نداشته،‌ مشرف شده و فرزند حضرت عیسی را در فرانسه به دنیا می‌آورند و ... و «مسیحیان خوب» جملگی از تبار ایشان هستند! در آستانة «عید پاک»، کاردینال راتزینگر به جایگاه والای زن در مسیحیت اشاره فرموده‌اند و سایت فیگارو، مورخ 9 آوریل 2012، «اشارات مقدس» ایشان را اینچنین منعکس کرده:

«پاپ بندیکت 16 ضمن ستایش نقش اساسی زنان نزد اقوام مسیحی یادآور شد، این زنان بودند که قبرخالی عیسی را یافتند و رستاخیز او را به گوش دیگران رساندند. زنان پیوند ویژه‌ای را با خداوند [عیسی مسیح] تجربه کردند. این تجربه نه فقط در آغاز راه کلیسا، که در هر زمان برای زندگی ملموس مسیحیان اساسی است[...]»

خواهران کاتولیک! بشتابید برای یافتن قبرخالی مسیح! بعد هم یک تخم مرغ به دست امپراتور رم بدهید! بلافاصله «بی‌بی‌سی» از شما جهت اظهار نظر در مورد شاهرخ مسکوب دعوت به عمل خواهد آورد. راه راست و درست را که نیک می‌شناسید! کافی است از یک‌سو به مفاهیم مطلق، نظیر جمهور، انسان، روشنفکر و دمکراسی یک صفت ناقابل نظیر «اسلامی»، «سبز»‌،‌ «برتر»،‌ «عالی»،‌ «واقعی» و غیره بیافزائید، و از سوی دیگر با اخراج مسکوب از زمان و مکان او را به ارزش‌های انسان‌ستیز «حماسی» نزدیک کنید. و نهایت امر هر آنچه مصلحت می‌دانید و می‌دانند از قول وی نقل فرمائید؛ در مورد «باورها»، «زندگی خصوصی» و خلاصه مسائلی که هیچ ارتباطی با آثار مسکوب ندارد برای‌مان حدیث و روایت هم می‌توانید سر هم کنید ... تا شما،‌ دست در دست بی‌بی‌سی بتوانید نهایت امر به تحریف ‌مفاهیم «روشنفکر» و روشنفکری» بپردازید.

شاهد بودیم رهبر دجال‌شان چگونه با افزودن یک صفت گنگ به «جمهور» آن را به پدیده‌ای جمهورستیز تبدیل کرد! شما که از حاج روح‌الله کم‌تر نیستید! شما هم می‌توانید، نوع خاصی از «روشنفکر» و «روشنفکری» تولید کرده و آن را در بقالی «بی‌بی‌سی» به فروش بگذارید. بقالی را دست‌کم نگیرید که «عبدالرحمن»،‌ مسئول حقوق‌بشر سوریه هم در لندن بقالی دارد! و هر روز از پشت دخل،‌‌ آمار دقیق قربانیان ظلم و ستم و استکبار «بشار اسد» را در اختیار رسانه‌های غرب و ناوی پیلای قرار می‌دهد! در صورتیکه بقالی «بی‌بی‌سی» به مسائل «فرهنگی»‌ و انواع «روشنفکر»‌ از قماش «کمیاب»، «آزاده» و غیره نیز می‌پردازد.

به این ترتیب است که شاهرخ مسکوب تبدیل می‌شود به روشنفکر کمیاب، پیرو فردوسی، و ... نهایت امر «ابرمرد» که هیچ ارتباطی با شاهرخ مسکوب به عنوان انسان نمی‌تواند داشته باشد. خواهران کاتولیک! وقتی از یک نویسندة‌ ایرانی «ابرمرد» و «مردبرتر» ساختید، به رم مشرف شوید و از آنجا که امپراتور «تیبریوس» در دسترس نیست، یک تخم مرغ به دست ژوزف راتزینگر یا ماریومونتی بدهید. تفاوت نمی‌کند، هر دو در راه گلدمن‌ساکس جهاد می‌کنند! به یاد داشته باشید که هنگام تقدیم تخم مرغ حتماً بگوئید، «شاهرخ رستاخیز کرد!»


 

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل(بارگیری)

نسخة پی‌دی‌اف ـ سکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل‌دن

نسخة پی‌دی‌اف ـ سی‌ایکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ شوگرسنک

نسخة پی‌دی‌اف ـ باکس‌نت

نسخة پی‌دی‌اف ـ کلمه‌ئو

نسخة پی‌دی‌اف ـ داکس‌تاپ

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ هیوج‌درایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ دیوشیر

نسخة پی‌دی‌اف ـ پی‌بی‌ورکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ ستورگیت

نسخة پی‌دی‌اف ـ آرونا


Share



فیلترشکن‌های جدید18آوریل2012

proxycape.org
proxycape.in
pazou.org
hidemyip.co
webproxy360.com
socialnetworkbrowser.info
seecure.me
accesswebsite.info
companysurfer.info
facebook-proxy.com
domainsurfer.info
browsingworld.info
24anony.com
bestyoutubeproxy.info
anonyproxy.biz
PROXYSTART.INFO
007browser.info
schoolfreebrowser.info
wiksa.com
proxycape.net
proxymenow.com
zerotool.info
proxhide.info
siteloo.com
us1.hidden.cc
24random.com
justaproxy.info
newunblocker.info
hidemeinschool.info
fbprofileviewer.in
tunnelip.info
1stbrowser.info
unblocker.pl
goldsurfer.info
unblockersite.info
https://schooldefend.com
gogowebproxy.com
PROXYNURSET.INFO
annonimusbrowsing.info
sitehider.info
brokerdealer.tk
surfloanonline.tk
crystalseal.info
tennisequipment.tk
sneakyfox.me
moneymanagersurf.tk
multiplexerserver.tk
studentaid.tk
2o21.com
financialadvisor.tk
onlineservicecenter.tk
surftrucks.tk

Posted at 03:20 pm by nahid-roxan
Make a comment  

Saturday, April 14, 2012
زرشک و موشک





بدانید و آگاه باشید که صادق هدایت حتماً «خودکشی»‌کرده، چرا که از آینده «خبر» داشته! از اینجا می‌باید نتیجه بگیریم که «خودکشی» تنها «راه نجات» است! به عبارت دیگر، صادق هدایت قصد خودکشی داشت و برای همین «خودکشی» از تهران به پاریس سفر کرد، همانطور که حسین نیز راهی کربلا شد. طی سال‌های «پرباری» که گذشت، فعلة فاشیسم به مناسبت‌های مختلف برچسب‌های «نژادپرست» و «همجنس‌گرا» به صادق هدایت چسباندند، تا نهایت امر بتوانند از وی تصویر مقدس ارائه دهند. و اینگونه است‌ که کفن‌فروشان الگوی «داوینچی‌کد» را بازتولید می‌کنند.

تفاوت تمساح با مجموعة‌ کودتائی «شیخ‌وشاه» این است که تمساح گاهی دهان‌اش را باز می‌کند، بدون آنکه موجود زنده‌ای را ببلعد،‌ به قول معروف جناب تمساح «خمیازه» می‌کشند! حال آنکه پیامد باز شدن دهان «شیخ‌وشاه» بدون استثناء مرگ و تخریب و نابودی خواهد بود. بله، تنها با در نظر گرفتن این «ارزش‌های مقدس» است که می‌توان عرصة توحش و بی‌فرهنگی، یعنی آرمان‌های «انقلاب»‌ جمکرانیان و به اصطلاح اوپوزیسیون‌شان را بررسی کرد و به این واقعیت پی برد که هم‌صحبتی با تمساح‌ها به مراتب از مطالعة مقالات نغز و شیوای «نخبگان» جمکران مطلوب‌تر است!

به عنوان نمونه هیچ تمساحی هر قدر کودن و ابله باشد «شاهرخ مسکوب» را از طریق واژگان «پهلوانی»، «شرف»، «ناموس» و غیره به جهان داش‌مشتی‌ها و قیصرها پیوند نمی‌زند؛ او را «پیرو فردوسی» نیز نخواهد خواند. هیچ تمساحی، حتی اگر عقب افتادة ذهنی هم باشد، صادق هدایت را در چارچوب بی‌بی‌گوزک‌های صحرای کربلا و شهادت طلبی «حسین» قرار نخواهد داد و ... و از همه مهم‌تر هیچ تمساحی، حتی اگر دیوانه هم باشد،‌ یک تعزیه‌خوان را با «شهرزاد قصه‌گو» مترادف نمی‌کند. چرا که تمساح با معجزه بیگانه است، تردستی و چشم‌بندی نمی‌داند؛ این ‌فقط جمکرانیان و اوپوزیسیون‌شان هستند که در چنین «فنونی» مهارت دارند!

پس از گذشت 33 سال از کودتای 22 بهمن 1357، ‌‌ آمریکا و اسرائیل می‌کوشند مخالفان حکومت اسلامی را طرفدار خود جلوه دهند. از اینرو طی دو «مصاحبه»، و به فاصلة چند روز، آخوند اکبر بهرمانی برای آمریکا،‌ و «شاهزاده» رضا پهلوی برای اسرائیل فرش قرمز گستراندند. اولی با اشاره به یک نامة موهوم، آمریکا را به عنوان «قدرت برتر جهان» به فروش گذاشت، و بر ممنوعیت روابط با قدرت‌های «الحادی» نیز تأکید ‌ورزید! گویا اکبر بهرمانی دو نکتة مهم را فراموش کرده. نخست اینکه هدف از به اصطلاح «انقلاب» کذا، «قطع رابطه» با آمریکا و هیچ کشور دیگری نبود! دیگر اینکه، بر اساس «علفیات» حکومت اسلامی، کرة شمالی یک دولت «الحادی» است، و از قضای روزگار همین «ملحدین» چندین روز «میهماندار» آخوند بهرمانی و قوم و قبیله‌اش نیز بودند! و اما بپردازیم به پیامدهای فجیع باز شدن «دهان» شاهزاده رضا پهلوی!

ایشان با التماس و زاری و اشک و آه از اسرائیل خواهش فرموده‌اند که بجای بمباران ایران، به «اوپوزیسیون» کمک کند. به عبارت دیگر، همانطور که اکبر بهرمانی با دمیدن در بوق «اقتدار آمریکا»‌ و انتقاد از حکومت‌های «الحادی» به بازتولید تبلیغات سازمان سیا مشغول شده، شاهزاده رضا پهلوی نیز در آستین پارة اسرائیل فوت ملوکانه می‌فرمایند. البته «فوتیات» ایشان خارج از پرتاب اسرائیل به جایگاه برتر، اهداف دیگری نیز دنبال می‌کند که مهم‌ترین‌شان در عمل بی‌اعتبار کردن مخالفان حکومت اسلامی است! در واقع با این «شاهکار»، اعلیحضرت تکه استخوانی برای «شیخ» پرتاب کرده‌اند تا خوراک تبلیغاتی برای امثال پاسدار شریعتمداری فراهم آید. و اگر به کیهان، مورخ 24 فروردین‌ماه 1391 نیم نگاهی بیافکنیم، خواهیم دید که پاسدار کذا با چه شوق و شعفی استخوان «ملوکانه» را در هوا ربوده و سق می‌زنند، و ضمن به سخره گرفتن «مخالفان حکومت اسلامی»، برای ارباب چنان دم‌شان را می‌جنبانند که با هر حرکت دم، صدها گردو می‌شکند!

کیهان جمکران اخیراً کشف کرده که از تجمع عمله و اکرة‌ یانکی‌ها می‌باید به عنوان «میتینگ طرفداران دمکراسي» یاد کرد، ‌ چرا؟ چون «جبهة چپ» فرانسه نیز «میتینگ» بر پا می‌کند و لازم است «مرز» این میتینگ، با میتینگ فاشیست‌ها مخدوش شود. پیشتر نیز شاهد بودیم که اهالی «پیک‌نت» تلاش داشتند، از رهبر جبهة‌ چپ تصویر «آخوند خوب» ارائه داده، به صورت غیرمستقیم،‌ «ژان لوک ملانشون» را با حاج روح‌الله در ترادف قرار دهند! البته این بینوایان در این مسیر «مقدس» تنها نیستند!

واکنش رسانه‌های «معتبر» فرانسه به محبوبیت روزافزون رهبر جبهة چپ به مراتب خنده‌دارتر از مانورهای ملایان فرنگی‌مآب جمکران است! در این مختصر نام رسانه‌ها را نمی‌بریم، فقط به مسیر پروپاگاندشان اشاره می‌کنیم. در این «رسانه‌ها» ابتدا گفته شد، «اکثر جوانان به ارزش‌های دینی روی آورده‌اند!» سپس معلوم شد «اکثر جوانان از جبهة ملی ـ تشکل فاشیست‌های فرانسه ـ استقبال می‌کنند!» ما هم تعجب نکردیم. در فرانسه، تشکل فاشیست‌ها را «جبهة ملی» می‌خوانند‌ و همة فاشیست‌ها بدون استثناء برای حقنه کردن تبلیغات ابله‌پسندشان به مقدسات نیاز دارند؛ مقدسات دینی، بومی و خصوصاً قومی. دلیل هم اینکه بحران‌سازی و ایجاد دوقطبی‌های کاذب، بدون تکیه بر «مقدسات» و «تعصبات»‌ و «توهمات» امکانپذیر نیست. اما در فرانسه، به دلیل شرایط متفاوت با جوامع جهان سوم،‌ مبارزه با «دمکراسی سیاسی» کارش از مرحلة شارلاتانیسم گذشته؛ به مرحلة تهدیدهای مالی و اقتصادی پای گذاشته!

خارج از افزایش بهای انرژی، مواد غذائی، خودرو و غیره،‌ کاشف به عمل آمد که در فرانسه، «بحران تخم‌مرغ» نیز در راه است، و بزودی بهای انواع شیرینی‌های تولیدی داخل دو برابر خواهد شد! به عبارت دیگر، لازم است «واردات» افزایش یابد! خلاصه «از ما بهتران» چنین پیام می‌دهند که، علیرغم استعفای اسقف «روان ویلیامز»، جایگزین کردن حماقت و توحش فاشیسم با مطالبات دمکراتیک، به ویژه در کشور فرانسه بسیار «گران» تمام خواهد شد!

ولی ما این مختصر را نه به دلیل عشق به «مرغ و تخم‌مرغ»، که برای توضیح در مورد ابعاد گستردة شکست توحش «بهار عرب» در کشور سوریه مطرح کردیم. شکستی که هم ارتباط براندازان اسلامگرا با محفل «کارترـ برژینسکی» را برملا کرد، و هم از عملیات تروریستی دولت ترکیه در کشور عراق پرده برداشت. و از همه مهم‌تر، بی‌اعتباری آشکار حکومت جمکران را دو چندان نمود! به عبارت دیگر، ناکامی کودتا و براندازی در کشور سوریه، ترکیه و جمکران را بیش از پیش در بن‌بست قرار داده.

روز گذشته وزیر امور خارجة ترکیه گریه‌کنان فریاد می‌زد، «مرزهای ترکیه مرزهای ناتو است، و اگر خاک ترکیه از آنسوی مرزها، یعنی از سوریه مورد تجاوز قرار گیرد، ارتش ناتو دخالت خواهد کرد!» بله، روز گذشته، «اقتدار» و به ویژه «استقلال» کشور «اسلامی» ترکیه، به قول مش‌قاسم، ‌ «پنداری دود شد رفت هوا!» البته ماجرای ترکیه به این مختصر محدود نمی‌شود! ارسال «طارق‌الهاشمی» از شبه‌کشور «قطر» به استانبول هم دردسرساز شده! پس از انتشار این خبر، ‌ از یک‌سو «اوغلو»، وزیر امور خارجة ترکیه سفرش را به چین نیم کاره گذاشته، به ترکیه بازگشت و از سوی دیگر، رجب اردوغان نیز ناچار شد به دامان پرمهر شیخ عربستان پناه ببرد. در چنین شرایطی است که مذاکرات گروه «1+‌5» با حکومت قدر قدرت مرده‌شویان در «استانبول»، ‌ یا به قول پاسدار شریعتمداری، «اسلام‌بول» برگذار می‌شود!

یادمان نرود که این «مذاکرات» دقیقاً پس از ابراز مخالفت صریح کفن‌فروش‌ها با برگزاری نشست کذا در استانبول صورت می‌گیرد! و خصوصاً پس از انتشار «ابراز لطف» اردوغان به حضرات، و پاسخ «دندان‌شکن» اراذل و اوباش جمکران به نخست‌وزیر ترکیه! بله،‌ پادوهای عموسام عین سگ‌‌های هار به جان یکدیگر افتاده بودند که کوفی عنان با یک لیوان آب زرشک خنک از راه رسید!

«جونم براتون بگه!» در پی تکذیب اظهارات صالحی مبنی بر مسافرت کوفی عنان به تهران، قرار شده بود «عنان» در تاریخ 11 آوریل سالجاری به ایران بیاید، ولی ایشان عصر روز 10 آوریل به تهران وارد شدند! به این ترتیب، تلویحاً به حضرات تفهیم شد که کوفی عنان هر وقت که صلاح دیده شود، ‌ خواهد آمد! البته لات و اوباش جمکران این مسائل را درک نمی‌کنند. از قدیم گفته‌اند، «خوشبخت آنکه کره‌خر آمد،‌ الاغ رفت!» این امر دیگر مسلم شده که جمکرانی‌ها کره‌خر آمده‌اند، ولی از آنجا که با هرگونه تحول سرستیزة حسینی دارند، در همان کره‌خری‌شان به «کمال» خواهند رسید! نهایت امر به صورت کره‌خر «کامل» خواهند رفت! کره‌خر «کمیاب»، «حقیقت‌جو»، مردمی و خلاصه بگوئیم، «کره‌خر برتر!» و کره‌خر برتر، «کره‌ای» است که جایگزینی استعمار پرتقال با استعمار بریتانیا در «بندر گامرون» را به حساب «پیروزی ایرانیان» می‌گذارد!

بله، برادران «شرلی»، پرتقالی‌ها را از بندر گامرون بیرون انداختند و اینچنین بود که احمی «مفتخر» شده! به همین دلیل بود که رئیس قوة مجریة حکومت جمکران دوان دوان به ابوموسی شتافت تا هم برای شیخک امارات خوراک تبلیغاتی فراهم آورد، و هم برای حکومت مفلوک جمکران! باشد که از این مفر هر دو بتوانند از افلاس نجات یافته و دمی برای ارباب در لندن بجنبانند.

همزمان با پیروزی «احمی» در جنگ‌های کازرون و ممسنی، هیلاری کلینتن نیز برای کمک رساندن به «مردم سوریه»، خواهان برکناری «بشار اسد» شده و می‌خواست در سوریه «انقلاب اسلامی» به راه‌ بیاندازد! باشد که دولت اسلامی سوریه مذاکره با اسرائیل را محکوم کند و به این ترتیب جناح نتانیاهو بتواند در انزوای رسانه‌ای قرار گرفته و مذاکرات صلح بکلی ماستمالی شود؛ اشغال «بلندی‌های جولان» نیز می‌توانست از زیر سبیل حکومت اسلامی سوریه به در رود. در چارچوب همین سیاست بود که در رسانه‌ها، مطالبات اسرائیل، تحت عنوان «مطالبات سعید جلیلی در استانبول» مطرح شد! و فارس‌نیوز و تابناک نیز این مطالبات «مقدس» را منتشر کردند. این برج و باروی حماقت که به پشت‌گرمی بحران‌آفرینی چین از طریق کرة شمالی به راه افتاده بود امروز فروریخت و امید خیلی‌ها ناامید شد.

بله، در تاریخ 13 آوریل 2012، موشک کرة شمالی، یک دقیقه پس از پرتاب نابود شد و لاشه‌اش در آب افتاد! ای داد بیداد! می‌گفتند به مناسبت یک صدمین سالگرد تولد بنیان‌گزار کرة شمالی این موشک پرتاب می‌شود، و «پرتاب» موشک کذا نشان پیشرفت‌های کره خواهد بود! اما از آنجا که ماه آوریل امسال، ماه «آب زرشک» باید باشد، خداوند هم یک لیوان آب زرشک به رهبر کرة‌ شمالی تقدیم کرد و اینگونه بود که موشک ایشان «سقوط» فرمود، و همزمان سقوط شاخص بازارهای بورس اروپا را هم در پی آورد!

ولی یک وقت فکر نکنید آلمان، یا بعضی کشورهای اروپا ضمن همراهی با چین، از برنامة پرتاب موشک حمایت کرده‌اند، به هیچ عنوان! همه «مخالف» بودند! و دقیقاً به دلیل همین مخالفت بود که موشک کرة‌ شمالی، با خود گفت «هیچ امیدی نیست، تنها راه رهائی خودکشی» است! در نتیجه، او هم به پیروی از صادق هدایت که برای «خودکشی» از تهران به پاریس رفته بود، به قصد خودکشی شیرجه زد در آب!

«موشک دیوانه!» این است پیامد افلاس طویلة مک‌کارتی. محفل مقدس «مک‌کارتی» برای جبران مافات چنین مصلحت دیده تا همان روند ارتباط واژگونة حاکم بر روابط «اسرائیل ـ جمکران» را در مورد اسرائیل و مصر نیز بازتولید کند. در پرتو همین «سیاست» است که هر شخصیتی که مطلوب اسرائیل نباشد، سریعاً مورد تأئید رسانه‌‌های اسرائیلی قرار می‌گیرد، تا اخوان‌المسلمین مصر «تکلیف» خود را بدانند. به عنوان نمونه، رسانه‌ها حمایت «کنست» از نامزدی «عمر سلیمان» در انتخابات ریاست جمهوری مصر را در بوق گذاشتند، تا اخوان‌المسلمین که اهرم مبارزه با آمریکا را به دلیل تغییر شرایط استراتژیک از دست داده، بتواند با توسل به اهرم «مبارزه با اسرائیل» مخالفان‌اش را منزوی و سرکوب کند. حال آنکه منافع مصر چنین ایجاب نمی‌کند!

از یک سو اسرائیل همسایة مصر است، و روابط حقوقی، منطقی و غیرجانبدارانه چنین ایجاب می‌کند که مصر از ایجاد تنش با همسایگان‌اش بپرهیزد. از این مهم‌تر، سازمان ملل موجودیت اسرائیل را به رسمیت شناخته و این کشور، مانند هر کشور دیگری از حق موجودیت برخوردار است. به عبارت دیگر، تهدید اسرائیل به نابودی، و قرار دادن این کشور در انزوا، فقط نقض آشکار مقررات بین‌المللی است. عملی که دست دولت تل‌آویو را در سرکوب‌های داخلی و خارجی هر چه بیشتر باز می‌گذارد. خلاصه در عرصة سیاست، ابراز نفرت از اسرائیل، همانقدر ابلهانه است، که ابراز عشق و علاقه به آن. و به همچنین است ابراز عشق اهالی «پیک‌نت» به رزم‌آرا!

هدف از این «مهرورزی‌های» رسانه‌ای، از یک‌سو پنهان داشتن ارتباط اندام‌وار مصدق با دربار پهلوی و خصوصاً با ترور «رزم‌آرا» است، و از سوی دیگر، تلاشی است از جانب توده‌ای‌هائی که در دوران «جنگ‌سرد» یخ‌زده‌اند،‌ جهت تحریف وقایع تاریخی کشور. سکوت در برابر وقایع تاریخی کشور، یا به عبارت دیگر، نادیده گرفتن مخالفت رزم‌آرا با یکجانبه‌گرائی و ملی کردن نفت به شیوة دارودستة مصدق! «رفقا» با این عمل خیلی زرنگی کرده‌اند، و به صورت زیرجلکی «کودتا» را به ارزش گذاشته‌اند. بله، به ادعای بعضی‌ها، «رزم‌آرا قصد کودتا داشت، و شاه از ترس کودتا، ‌ فدائیان اسلام را مأمور ترور وی کرد!» و اینگونه است که «تاریخ مردمی» و «الهی» به رشتة تحریر در آورده ‌شده! تاریخنگاری با توسل به خاطرات «دکتر صدرالدین الهی» و نقل مشاهدات سیدضیاء!

حضور «رفقا» توضیح دهیم که رزم‌آرا به قتل رسید چرا که با «ملی کردن نفت» مخالف بود! پس از ترور رزم‌آرا، هم نفت ملی شد و هم جناب دکتر محمد مصدق، قاتل وی را از زندان آزاد کرد، تا به تدریج زمینة کودتای 28 مرداد فراهم آید. اینگونه بود که ایشان، مانند همة جیره‌خواران استعمار در ایران جایگاه «قهرمان ملی» را به خود اختصاص دادند. خلاصه با این روایات نمی‌توان هم‌دستی محمد مصدق را با فدائیان اسلام و دربار پهلوی پنهان داشت! جنگ سرد به پایان رسیده و چپ‌نمایان آخوندپرست دیگر نمی‌توانند از طریق بازنویسی «تاریخ»، منافع لندن و واشنگتن را در ایران تأمین کنند! آنچه در فرانسه در قالب «جبهة چپ» بروز کرده، پایان کار احزاب کمونیست سنتی اروپا را نوید می‌دهد، و به طریق اولی دکان «داوینچی کد» و «دین خوب» نیز بزودی تعطیل خواهد شد. فراموش نکنید که امسال «خداوند»، ‌ ماه آوریل را جهت توزیع «آب‌زرشک» میان بندگان مومن و متعهد برگزیده! آب زرشک را اگر با صلوات برای موشک «شهید» و یخ فراوان میل فرمائید برای «کبدتان» بهتر است.


 

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل(بارگیری)

نسخة پی‌دی‌اف ـ سکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل‌دن

نسخة پی‌دی‌اف ـ سی‌ایکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ شوگرسنک

نسخة پی‌دی‌اف ـ باکس‌نت

نسخة پی‌دی‌اف ـ کلمه‌ئو

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ هیوج‌درایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ دیوشیر

نسخة پی‌دی‌اف ـ پی‌بی‌ورکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ ستورگیت

نسخة پی‌دی‌اف ـ آرونا


Share



فیلترشکن‌های جدید14آوریل2012

xfzu.com
ytqv.com
euqv.com
ytqb.com
https://schooldefend.com
xfgu.com
accesswebsite.info
ytqk.com
jwxg.com
bestyoutubeproxy.info
annonimusbrowsing.info
webcrawlers.info
qdaj.com
ytqe.com
tzxe.com
wiksa.com
ylqu.com
xhkq.com
changeanyip.info
qdpz.com
us1.hidden.cc
qdbu.com
ytqd.com
tqwo.com
hidemyip.co
youshouldhide.me
yopol.com
ninja-cloak.info
sitehider.info
hidemeinschool.info
phjx.com
schoolfreebrowser.info
siteloo.com
tggq.com
seecure.me
aprilproxy.com
companysurfer.info
24random.com
tunnelip.info
webproxy360.com
qgsz.com
sqkw.com
kkhf.com
whmcstest.in
zerotool.info
freetexting.info
fastwebsurfer.info
sqza.com
pazou.org
xfke.com

Posted at 11:19 am by nahid-roxan
Make a comment  

Monday, April 09, 2012
علفیات





سازمان سیا از آخوند «تصویر دلپذیر» ارائه می‌دهد تا چپ‌نمایان و دیگر شارلاتان‌ها بتوانند با استفاده از این تصویر، فرهنگ چپ را لجن‌مال و مخدوش کنند. ولی برخلاف تصور آن سازمان مقدس و اهالی پیک‌نت که برای لجن‌پراکنی به چپ نوین اروپا خیز برداشته‌اند، این روند پر نان و آب دیگر نمی‌تواند ادامه یابد. دلیل هم اینکه محفل اسلام‌نواز کلینتن‌ها و متحدان‌ا‌ش در اسرائیل و اروپا به پایان خط رسیده‌. این است دلیل «خستگی» مفرط هیلاری کلینتن از فعالیت‌های سیاسی! و همین است دلیل شکوفائی قریحة شاعری «گونترگراس!»

ایشان به قول زنده‌یاد «نادرپور» با حذف «شعور» از «شعر»، آن را به شعار سیاسی تبدیل کرده‌اند و ... و خوشبختانه شاهدیم که این راه حماقت و بلاهت،‌ همچون راه امام «روشن‌ضمیر» میرحسین موسوی، پیروان فراوان پیدا کرده. و اما از آنجا که در زمینة گسترش حماقت و توحش کلیة‌ مقامات قلعة حیوانات از جمله «ولی‌الله نصر» صاحب رکورد جهانی‌اند، بد نیست نگاهی داشته باشیم به واکنش شمقدری، «مسئول فرهنگی» قلعة کذا به مضحکة‌ «گونترگراس!»

به محض‌ انتشار خبر انتقاد برخی مقامات اسرائیل از شعارهای «گونترگراس»، شمقدری دریافت که می‌باید از این «شعر» استقبال به عمل آورد، چرا که «راه امام» دجال و راحل‌‌اش نیز از همین مسیر حماقت می‌گذشت. آنروزهای «خوب»، هر گاه یانکی‌ها به ««مبارزات» بی‌امان روح‌الله‌ خمینی با «استکبار جهانی» نیاز داشتند، مطالبات خود را به صورت واژگون مطرح می‌کردند. به عنوان نمونه، زمانیکه تداوم جنگ استعماری ایران با عراق مورد نظرشان بود، واشنگتن خواهان پایان جنگ می‌شد! همین کافی بود که «امام روشن‌ضمیر» قلاده بگسلند و زوزة تداوم جنگ سر دهند تا میرحسین موسوی، محمد خاتمی، اکبر سازندگی و ... و خلاصه تل موهومی که امروز از درون‌اش هزار جور «اصول‌گرا» و «اصلاح‌طلب» بیرون زده، برای مبارزات روح‌الله خمینی پامنبری بخواند.

در این میان سفارت‌خانه‌های غرب نیز برای تقویت هر چه بیشتر پشت جبهة گاوچران‌ها، لات و اوباش را با شعار «جنگ، جنگ تا پیروزی» به خیابان های تهران می‌فرستادند و رسانه‌های غرب چنین نتیجه می‌گرفتند که این «حکومت انقلابی»، محبوب،‌‌ مردمی، و به ویژه «ضد آمریکائی» است، و شدیداً با صلح مخالفت دارد! انتشار همین شایعات‌ بی‌پایه و ‌اساس، هم برای آمریکا کفایت می‌کرد، و هم برای تقویت پایه‌های لرزان حکومت اسلامی. در پی هر لشکرکشی خیابانی که تحت نظارت ملاممد خاتمی سازمان می‌یافت، ‌ «سازش‌ناپذیری» یا بهتر بگوئیم خودفروختگی «رهبرکبیر انقلاب» هم تقویت می‌شد، تا جائیکه اخیراً جانشین بر حق او، علی خامنه‌ای انقلا‌ب کذا را «کبیر» هم کرده! البته آن روزها اینهمه عظمت و شوکت فقط به این دلیل بود که جهانیان به میزان «مخالفت» خمینی با آمریکا پی می‌بردند!

همزمان آمریکا و متحدان‌اش نفت ایران را بخرمی و خوشی غارت می‌فرمودند و در برابر تاراج نفت، اسقاطی‌های ارتش اسرائیل را در اختیار حکومت انقلابی و رهبر سازش‌ناپذیر می‌گذاشتند تا با شعار «مرگ بر آمریکا و اسرائیل» و «راه قدس از کربلا می‌گذرد»، ضمن سرکوب ملت ایران، جوانان و کودکان کشور را نیز به مسلخ بفرستد. در رسانه‌های غرب، این کشتار جمعی، «مبارزه با امپریالیسم» نام گرفته بود. مبارزة کذا خیلی به نبرد استالینیست‌های شوروی که ارواح شکم‌شان با سرمایه‌داری می‌جنگیدند نزدیک بود، چرا که هر دو در واقع، زمینة انباشت سرمایه را در «اردوگاه غرب» فراهم می‌آوردند. «مبارزات» حکومت اسلامی با «آمریکا» و تحرکات «اوپوزیسیون» این حکومت نیز دقیقاً از «الگوی واژگونه» و ابله‌فریب استالینیست‌ها پیروی می‌کند.

مواضع حکومت جمکران که نیازی به توضیح ندارد، هر آنچه آمریکا بخواهد، عکس آن را در بوق می‌گذارد تا با یک تیر چندین و چند نشان بزند. حداقل مطالبات واقعی‌اش را می‌تواند آناً از زبان رهبر «انقلاب کبیر» اسلامی جمکران به گوش جهانیان برساند. و به این ترتیب جیره‌خواران‌اش را در جایگاه «مخالفان آمریکا» تثبیت کند، و‌ از طریق ملایان جمکران سیاست‌ استعماری‌اش را در کل منطقه به پیش ‌راند. طی 33 سال اخیر، روند کارشان چنین بوده، ولی با توجه به افلاس دولت اسرائیل و «مینی کودتای» اهودباراک بر علیه نتانیاهو، به نظر می‌رسد که کف‌گیرشان به ته دیگ خورده باشد. با این وجود، کهنه فروش‌های نیویورک، هنوز «دوزاری‌شان» نیفتاده و می‌پندارند با انتشار مطالبات شخصی باراک اوباما از حکومت ملایان می‌توانند یکبار دیگر «راه راست»، یعنی راه «یکجانبه‌گرائی» و نقض مقررات و تعهدات بین‌المللی را به رهبر حکومت‌ «مستقل» اسلامی نشان دهند! و این است دلیل انتشار مطلب «نیویورک‌تایمز»، در سایت رادیوفردا، مورخ 8 آوریل 2012!

کهنه فروش‌های نیویورک در واقع به تداوم بحران دست‌ساز هسته‌ای امیدوارند، حال آنکه جناح دیگری در آمریکا، البته در ظاهر، برای رفع بحران می‌کوشد. به گزارش فیگارو، مورخ 8 آوریل سالجاری، روزنامة «وال‌ستریت جورنال»‌ به نقل از یک منبع امنیتی آمریکا که خواسته ناشناس بماند، می‌نویسد که، ‌ «3 سال پیش یک هواپیمای بدون سرنشین از تأسیسات هسته‌ای ایران در حوالی قم عکس‌برداری کرده و ... و هیچ دلیلی برای نگرانی نیست!» بله سه سال پیش «هیچ دلیلی برای نگرانی» نبوده، پس امروز هم هیچ دلیلی برای نگرانی وجود نخواهد داشت! ولی همین گزارش «موثق» و انتشار آن در فیگارو دلیلی است بر افلاس جنگ‌فروشان در دو سوی آتلانتیک؛ اینان در چند جبهه شکست خورده‌اند.

در آفریقا، ناچار شدند کودتای‌شان را در کشور«مالی» پس بگیرند! و برای ماست‌مالی کردن همکاری‌های‌شان با «قذافی» می‌خواهند «سیف‌الاسلام قذافی» را در دادگاه بین‌المللی لاهه محاکمه کنند! در سوریه هم که دیگر مشخص شده حضرات مدافعان اصلی تروریست‌های اسلام‌گرا هستند. از سوی دیگر روابط ترکیه و جمکران نیز در پی انتشار اظهارات اردوغان، حداقل در ظاهر رو به تیرگی گذارده، و نقل «خاطرات» اکبر بهرمانی و انتشار عوعوی پاسدار شریعتمداری و سیداحمد خاتمی هم نتوانست الاغ مردة لازار را زنده کند؛ خامنه‌ای ناچار شده همچنان در سنگر خفقان بنشیند! اما «کار» رادیوفردا و پیک‌نت تعطیل‌بردار نیست.

رادیوفردا،‌ هم خاطرات اکبر بهرمانی را منتشر کرد، هم در اینمورد با یک‌نفر مصاحبه‌ای ترتیب داد تا به هر ترتیب ممکن روح‌الله خمینی و توحش وی را به ارزش بگذارد. «پیام اصلی» مصاحبة‌کذا این بود که «خامنه‌ای شهامت خمینی را ندارد!» وارد جزئیات پیام‌های فرعی این مصاحبه نمی‌شویم چرا که مهم به ارزش گذاشتن «آخوند» در این مصاحبه توسط رادیوفردا بود! حال ببینیم چرا سازمان سیا آخوند را به ارزش می‌گذارد؟ آخوند «قانون‌شکن» ‌و «انسان‌ستیز» است و به صراحت دیده‌ایم که همین خصوصیات «الهی» تاکنون تا چه حد کارساز سیاست استعمار بوده. پس دلیلی ندارد دست از این «گاوشیرده» بشویند. بله، دفاع گاوچران‌ها از «آزادی ادیان»،‌ به ویژه در کشورهای مسلمان‌نشین دلیل موجه دارد؛ آزادی ادیان، برای اینان به معنای آزادی آخوند و مقدسات، یعنی گسترش توحش است! به همین دلیل نیز سایت پیک‌نت رهبر جبهة چپ فرانسه را به اسلام و آخوند پیوند زده! ‌

نظر به اهمیت جبهة‌ چپ فرانسه در «کلان ـ استراتژی» نوینی که پایان تأثیرات گسترده و مخرب استالینیسم را در اروپا نوید می‌دهد، وبلاگ امروز را به بررسی ادبیات سیاسی چپ‌نمایان و دیگر آخوندپرست‌های طرفدار حکومت اسلامی و مدعیان مخالفت با این حکومت اختصاص می‌دهیم. همینجا بگوئیم که این انسان‌نمایان فاقد «ادبیات سیاسی» هستند چرا که برخلاف «انسان»، هیچ تحولی در مطالب‌ و مطالبات‌شان دیده نمی‌شود. در واقع آنچه اینان می‌گویند، بازمی‌گویند و می‌نویسند،‌ ادبیات نیست، از «علفیات» فراتر نمی‌رود! «علفیات» عشق و نفرت؛ «علفیات» ستایش و تحقیر، و ... و خصوصاً «علفیات تقدیس» که در مجموع، جز ارائة‌ «تصویر دلفریب» از آخوند، یا بهتر بگوئیم «به ارزش گذاشتن» توحش دستاربندان ادیان ابراهیمی هیچ هدفی دنبال نمی‌کند.

این است دلیل بلبل‌زبانی «اکبر سازندگی» پیرامون «مذاکره با آمریکا‌»، و همین است دلیل «انتشار» سخنان اردوغان در باب مذاکرات هسته‌ای، و همچنین ادعای مضحک ارسال پیام «شفاهی» اوباما برای علی خامنه‌ای. در واقع این لات‌بازی همه جانبه نهایتاً به کار رادیوفردا آمد تا «روح‌الله خمینی» را به ارزش بگذارد، چرا که در واقعیت این نیکولای پاتروشف است که «مذاکرات هسته‌ای» را در واشنگتن به پیش می‌برد نه سایة «امام» خمینی! جنجال کفن‌فروش‌ها پیرامون «مذاکره» و یا «عدم مذاکره» با آمریکا، فقط‌ برای «تقویت» پشت جبهة یانکی‌ها در برابر روسیه به راه افتاده.

پیش از انتشار مهملات اکبر بهرمانی در رادیوفردا،‌ از یک‌سو مقامات اسرائیل از «قدرت» و «شوکت» و «اقتدار نظامی» غیرقابل کنترل حکومت مرده‌‌شویان داد سخن دادند، و از سوی دیگر، ایرانی‌نمایان صاحب‌نام که سلاح جنجال پیرامون «سازشکاری» را از دست داده‌اند، به عموسام «نصیحت» کردند که از مذاکره با تروریست‌ها بپرهیزد! دلیل هم اینکه،‌ به زعم اینان، ‌ «آمریکا» ساده‌دل، خوش‌باور، خوش‌نیت و به ویژه «خردسال» است و از ماهیت جیره‌خواران‌اش در جمکران آگاه نیست! خلاصه خدم و حشم یانکی‌ها صفوف‌شان را فشرده‌تر کرده‌اند، ولی چه فایده! فروپاشی دیواره‌های جنگ سرد این صفوف را آنچنان در هم ریخته که دیگر بازسازی‌شان امکان ندارد!

فروپاشی دیواره‌های «جنگ سرد» ایجاب می‌کند که در اروپای غربی، نقش سرنوشت‌ساز احزاب فاشیست یا «مردمی» که ادبیات سیاسی‌‌شان را بر «نفرت» و «هراس» تمرکز داده‌اند هر روز بیش از پیش کاهش یابد! و به طریق اولی تشکل‌های «چپ‌نما» که «نفرت» از سرمایه ‌و ثروت را تبلیغ می‌کنند نیز می‌باید جایگاه عوام‌پسندشان را از دست بدهند. مسلم است که اینان نیز همچون برادران فاشیست‌شان «دودستی» به جایگاه پوشالی اهدائی روابط «جنگ سرد» چسبیده باشند. به همین دلیل است که رهبر جبهة چپ فرانسه همزمان مورد تهاجم انسان‌ستیزان چپ‌نما و فاشیست‌ها قرار گرفته، و علاوه بر سانسور رسانه‌ای، در پی هر میتینگ، ‌ «تهدید» را نیز متحمل می‌شود. در فردای میتینگ «باستیی»، همچنانکه گفتیم «تهاجم به یهودیان»، فرصتی برای متخصصین «مبارزه» با تروریسم فراهم آورد تا افکار عمومی را از انتخابات منحرف کنند. ولی به دلیل تغییر شرایط استراتژیک، حضرات در این امر مقدس ناکام ماندند. نتیجه این شد که اینبار چند دقیقه پس از پایان میتینگ «ژان لوک ملانشون» در میدان کاپیتول شهر «تولوز»، شهربانی از تجمع‌کنندگان درخواست کرد تا میدان را ترک کنند، چرا که گویا در محل «بمب‌گزاری» شده!

نیازی نیست که بگوئیم هیچ بمبی در محل یافت نشد!‌ ولی همه فهمیدند که بعضی‌ها شدیداً احساس خطر کرده‌اند و می‌پندارند که با توسل به «تهدید» و سوءاستفاده از الزامات شهربانی برای حفظ جان شهروندان می‌توانند مطالبات دمکراتیک فرانسوی‌ها را به حاشیه بکشانند. همانطور که آخوندپرست‌های سایت «پیک‌نت» نیز به این توهم دچار شده‌اند که می‌توانند با انتشار «مطلب» پیرامون ژان لوک ملانشون،‌ هم جبهة چپ فرانسه را در توحش و ابتذال «اسلام» غرق نمایند و هم این دروغ بزرگ را به مخاطب حقنه کنند که مخالفتی با جبهة چپ ندارند! حال آنکه با این عمل، در واقع ماهیت‌شان «بهتر» و بیشتر آشکار می‌شود! در واقع، اقدام پیک‌نت، در واکنش به «سانسور تصویر» رهبر جبهة چپ، بیشتر به واکنش «خردرگل»‌ شباهت دارد! خری که در گل می‌افتد، هر چه بیشتر تقلا کند، بیشتر فرو خواهد رفت!

اینروزها از این خرهای مصیبت‌دیده فراوان می‌بینیم. خرهائی که در دو جناح افراطی «عشق» و «نفرت» به نشخوار علوفة اهدائی سازمان سیا مشغول‌اند و از اینکه تحرکات ارتش ناتو در منطقه تحت نظارت روسیه قرار گیرد چنان به هراس افتاده‌اند که دکان نفرت‌شان از آمریکا و اسرائیل، به سوپرمارکت «عشق» تبدیل شده و ارواح شکم‌شان به نگرش منطقی و «غیرجانبدارانه» هم مجهز شده‌اند!

حضورشان بگوئیم «سرقت» از وبلاگ «ناهید رکسان» خیلی دردسرساز می‌شود، ‌چرا؟ به این دلیل که واژة «غیرجانبدارانه»، همچون «دمکراسی»، «آزادی» و دیگر مفاهیم «انسان‌محور» چارچوب حقوقی دارد! محض اطلاع آخوندپرست‌های پیک‌نت بگوئیم در این چارچوب، مخالفت و موافقت با «اسلام» هیچ معنا و مفهومی نمی‌تواند داشته باشد؛ «انسان» در «اسلام» حضور ندارد! اسلام می‌تواند بخشی از زندگی برخی انسان‌ها باشد. در نتیجه وقتی «ژان لوک ملانشون» می‌گوید «ما با اسلام هیچ مشکلی نداریم»، نه «اسلام» را تائید کرده نه به نفی آن پرداخته. هدف نهائی در نگرش چپ‌نوین فرانسه، «انسان» است، و در اسلام «انسان» وجود ندارد! اما مواضع رهبر جبهة چپ، همچون مواضع مدافعان دمکراسی در برابر آخوند جماعت، چه مسلمان و چه مسیحی و یهودی از هر نظر مشخص است. به عبارت دیگر، برخلاف استالینیست‌های حزب کمونیست فرانسه، که در هم‌سوئی با سازمان سیا و تاواریش‌های شوروی سابق از استقرار حکومت آخوند در ایران حمایت ‌کردند، و در برابر تشویق «اسلام‌گرائی» در فرانسه در سنگر سکوت نشستند، «جبهة چپ» حامی آخوندجماعت نیست و نمی‌تواند باشد!

به همین دلیل نیز رسانه‌های رسمی جمکران که برای انتشار مزخرفات رهبر تشکل فاشیست «جبهة ملی»‌ فرانسه هیچ فرصتی را از دست نمی‌دادند، در مورد جبهة چپ فرانسه و مواضع رهبری این جبهه خفقان گرفته‌اند. چون این جبهه هیچ ارتباطی با تشکل‌های سنتی اروپای غربی ندارد. این تشکل‌های سنتی، از فاشیست و «لیبرالیست» گرفته تا سوسیالیست‌های آبدوغ‌خیاری، بدون استثناء یک پا در کلیسا و پای دیگر در سازمان سیا دارند و همگی از بندگان مومن «بانک‌ها» هستند. نمونه‌اش پاپاندرئو، نخست‌وزیر قبلی یونان. ایشان که در جایگاه رهبری «انترناسیونال سوسیالیسم»‌ نشسته بودند،‌ در برابر گلدمن ساکس، به قول ملانشون، دست‌ها را به علامت تسلیم بالا برده و استعفا دادند! به همچنین است در مورد نخست‌وزیران سوسیالیست اسپانیا و پرتقال. بگذریم، و بپردازیم به ارائة تصویر‌ آخوند از ملانشون.

سایت پیک نت،‌ مورخ 19 فروردین‌ماه 1391، اینبار در مطلبی تحت عنوان «در انتظار رویدادی بزرگ در فرانسه»، تلاش کرده با نقل پروپاگاند فاشیست‌ها، و همچنین نقل «گزینشی» برخی از اظهارات ملانشون او را در کنار آخوند بنشاند. به همین منظور،‌ یک کاریکاتور از «ملانشون» منتشر کرده که او را در هیبت قصاب و با روسری «سبز» نشان می‌دهد! بله، اشکال اینجاست که از یک‌سو سرووضع «ملانشون» با تبلیغات «خلقی ـ خاکی» و «مردمی» آخوندهای ساواک نمی‌خواند،‌ و از سوی دیگر، شیوة بیان نامزد جبهة چپ و برنامة او برای مبلغین توحش عوام‌پرستی دردسرساز شده! به عنوان نمونه، آخوندهای پیک‌نت هرگز نمی‌توانند از پیشنهاد جبهة چپ، مبنی بر گنجاندن سقط‌جنین در قانون اساسی فرانسه حرفی به میان آورند؛‌ این قماش پیشنهادها آخوندی نیست، ابهام هم ندارد، در نتیجه کارساز اهالی پیک‌نت نمی‌شود.

دکان عوام‌پرست ساواک برای گسترش ابتذال و خشونت به «ابهام» نیاز دارد. و برای دستیابی به ابهام مطلوب حذف «زمینة‌ واقعی» اظهارات «ملانشون» کفایت خواهد کرد؛ به همین سادگی! به این ترتیب مخاطب در برابر «کلی‌گوئی» قرار می‌گیرد و نمی‌تواند از ارتباط مسائل با یکدیگر آگاه شود. به عنوان نمونه، نگاهی داشته باشیم به ابهام در مطلب پیک‌نت. این سایت ضمن اشاره به واقعیت،‌ یعنی استقبال مردم از میتینگ «تولوز»، به گسترش ابهام مشغول می‌شود تا ملانشون را به امام روشن‌ضمیر نزدیک و نزدیک‌تر بنمایاند! از زبان رئیس جمهوری فعلی فرانسه، سرکوزی می‌شنویم، «کاری»‌ که طی پنجسال انجام شده، ظرف دو روز نابود خواهد شد! اگر کسی در جریان سیاست فرانسه نباشد، چه می‌داند نیکولا سرکوزی به کدام «کار» ارجاع می‌دهد؟ مخاطب پیک‌نت فقط از نابودی زحمات 5 ساله، طی 2 روز آگاه می‌شود؛ درست مثل توحش «امام» خمینی که در ظرف چند روز ایران را یک سده به عقب برد، عین اینکه زحمات کذا را بمباران کنند! روشن‌تر بگوئیم به این ترتیب، «ملانشون» در ترادف با جنگ و انقلاب و تخریب قرار می‌گیرد. ولی برای پیک‌نت این مختصر کافی نیست، می‌باید نامزد جبهة چپ را‌، همچون آخوندهای جمکران، مخالف مبهماتی از قماش ابتذال و فساد اخلاق و غیره هم معرفی کرد! برای تحقق این امر مقدس کافی است مطالبات سیاسی وی را از زمینة واقعی یعنی از اقتصاد تهی کرده بر طبل مبارزه با فساد اخلاق کوبید. سرکوزی می‌گوید ملانشون زحمات 5 ساله دولت‌اش را بر باد می‌دهد، ملانشون هم به سرکوزی «حمله» می‌کند و می‌گوید، این پنجسال جز ابتذال و سرافکندگی ارمغانی نداشته:‌‌ ‌

«[...] ملانشون [...] بشدت به سرکوزی که برنامه او را غیرقابل تحقق خوانده بود حمله کرد و گفت [...] پنج سال رنج، از هم‌گسیختگی، عقبگرد، درشتگویی، ابتذال و خوار کردن میهن کارنامة شماست [...]»

و صدالبته، پیک نت نخواهد گفت سخنان ملانشون به کدامین مسائل ارجاع می‌دهد! ولی ما می‌گوئیم تا روشن شود، که‌ «ابتذال» در ادبیات سیاسی چپ، هیچ ارتباطی با توضیح‌المسائل حاج روح‌الله و چادرسیاه زهرا خانوم نداشته و ندارد! این «ابتذال» همزمان به گسترش مقدسات و تهاجم رسانه‌ها به حریم جامعه ارجاع می‌دهد! به عنوان نمونه وقتی مقامات «فرهنگی»‌ دولت پیرامون روابط جنسی‌شان با کودکان تایلندی «کتاب» چاپ می‌کنند، یا زمانیکه «حریم خصوصی» رئیس جمهور فرانسه «رسانه‌ای» می‌شود، افکار عمومی فرانسه به این مسائل واکنش «منفی» نشان می‌دهد! آنچه در جامعة فرانسه «ابتذال» خوانده می‌شود تبلیغ کودک بار‌گی، جنجال پیرامون گرایشات جنسی و اتاق‌خواب مقامات رسمی و ... و به ویژه فوت کردن در آستین آخوند جماعت است.

باری پیک نت در ادامه ‌جبهة چپ فرانسه را به جلادی به نام «روبسپیر» می‌چسباند تا بتواند حرف دلش را در باب قیام و انقلاب و اسلام و اعدام هم بزند و همزمان از ملانشون تصویر آخوند‌ ابله و «یوتوپی‌ست» جلاد و انقلابی ارائه دهد که در یک حرکت «انسان»، «زمان» و «مکان» را نفی می‌کند:

«ژان لوک ملانشون [...] بارها به ارزش‌های انقلاب کبیر فرانسه و سخنان روبسپیر [...] اشاره کرد و [...] خواهان قیام مدنی و انقلاب شهروندی در کشور شد. وی همچنین خطاب به سرکوزی گفت [...]‌ مسئله اصلی کشور ما برخورد اسلام و غرب نیست [...] فرانسه جمهوری ششم یک ملت غربی نخواهد بود [...] یک ملت جهانی خواهد بود[...] بزرگترین مرز [...]فرانسه [...] با برزیل است نه با اروپای غربی [...] سیلاب انقلابی مردم فرانسه از بستر خارج شده [...] قیام مدنی مردم مقدس‌ترین وظیفه جمهوری است[...]»

بله اگر ماجرا به این ترتیب ادامه یابد،‌ بزودی «پیک نت» جبهة‌چپ فرانسه را با خشونت‌طلبان سبز در ترادف قرار خواهد داد. ملانشون می‌شود پیرو خط امام و طرفدار کروبی و موسوی! پس بهتر است راه را بر شارلاتانیسم ببندیم. نخست به صورت خلاصه بگوئیم که ژان لوک ملانشون در فرانسه به عنوان وزیر، سناتور و نمایندة‌ پارلمان اروپا انجام وظیفه کرده و هرگز، به قول فعلة فاشیسم، «هجرت» ‌نکرده. آمادة‌ «شهادت» نبوده و نیست! در ضمن برای «اعدام»‌ مخالفان برنامه ندارد، شعار مرگ بر آمریکا هم نداده و نمی‌خواهد «حکومت را به امام زمان» تحویل دهد! نهایت امر، برخلاف رهبران خودفروختة اسلام‌پرست، ملانشون به عنوان انسان برای خود «مسئولیت» قائل است! و اما در رابطه با «نقل قول» پیک‌نت چند اشکال پیش می‌آید.

‌نخست اینکه ژان لوک ملانشون به «جمهوری ششم» ارجاع می دهد؛ که قانون اساسی‌اش هنوز نوشته نشده! این قانون می‌باید از طریق انتخابات فراگیر و استقرار مجلس مؤسسان تدوین شود. دیگر آنکه جبهة چپ به هیچ عنوان قصد خروج از اروپا را ندارد! دلیل هم روشن است؛ ‌ کشور فرانسه در قارة اروپا واقع شده و خروج از واقعیت «مکان» اصولاً در ادبیات چپ‌ دمکراتیک جائی نمی‌تواند داشته باشد! خواست ملانشون خروج از پیمان نظامی «ناتو» و فاصله گرفتن از توحش آمریکاست! جبهة چپ از «حقوق جهانشمول بشر» و لائیسیته دفاع می‌کند، و همزمان از تبدیل جمهوری فرانسه به زائدة‌ سیاست‌ انگلستان و آمریکا انتقاد به عمل می‌آورد. یادآور شویم این سیاست پس از پایان جنگ دوم تقویت شد. می‌بینیم که «خروج» از اروپا و بازگشت به دوران نورانی «روبسپیر» در کار نیست؛ برنامة جبهة چپ هیچ ارتباطی با «خروج» خمینی و خامنه‌ای از زمان و مکان و فروافتادن در شن‌های روان کربلا و حجاز ندارد؛ نگرشی است صددرصد غیر آخوندی! نهایت امر اضافه کنیم که صفت عالی «مقدس‌ترین»، در ادبیات چپ،‌ نمی‌تواند به «مقدسات دین» ارجاع دهد، چرا که جبهة چپ «لائیک» است!


 

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل(بارگیری)

نسخة پی‌دی‌اف ـ سکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل‌دن

نسخة پی‌دی‌اف ـ سی‌ایکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ شوگرسنک

نسخة پی‌دی‌اف ـ باکس‌نت

نسخة پی‌دی‌اف ـ کلمه‌ئو

نسخة پی‌دی‌اف ـ داکس‌تاپ

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ هیوج‌درایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ دیوشیر

نسخة پی‌دی‌اف ـ پی‌بی‌ورکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ ستورگیت

نسخة پی‌دی‌اف ـ آرونا


Share



فیلترشکن‌های جدید9آوریل2012

proxysensation.com
whmcstest.in
xfke.com
sitehider.info
proxycape.com
socialnetworkbrowser.info
kkhf.com
accesshider.info
proxyserver360.com
https://hidedoor.com
changeanyip.info
familyproxy.info
ytqk.com
sqza.com
youshouldhide.me
tzxe.com
tqwo.com
https://zacebook.com
proxycape.net
qpkd.com
aprilproxy.com
surftunnel.org
siteloo.com
wiksa.com
eufq.com
ylqu.com
hiload.org
phjx.com
xfgu.com
xhkq.com
https://schooldefend.com
mypr0xy.com
schoolfreebrowser.info
xfwu.com
seecure.me
lagometer.de
unblock-proxy.info
freetexting.info
webcrawlers.info
jwxg.com
qdpz.com
yopol.com
companysurfer.info
ytqe.com
proxhide.info
hidemeinschool.info
sqkw.com
ytqd.com
jfyw.com
https://sneakyfox.me

Posted at 11:06 am by nahid-roxan
Make a comment  

Friday, April 06, 2012
پشکل برتر





در تاریخ 3 آوریل 2012، سایت فرانسه زبان نووستی، در مورد گفتگوی «نیکلای پاتروشف»، دبیر شورای امنیت روسیه با مقامات آمریکا در واشنگتن، و همچنین در بارة عدم حمایت هیلاری کلینتن از باراک اوباما در انتخابات آیندة ریاست جمهوری ایالات متحد خبرهائی منتشر کرد. اینگونه بود که یانکی‌ها مصلحت دیدند صفوف جیره‌خواران‌شان را فشرده‌تر کنند. از اینرو یک استخوان دندان‌گیر و خوب برای مقامات حکومت «آزاد» و «مستقل» جمکران پرتاب کردند، باشد که اینان با سق زدن به استخوان «مقدس»، همزمان اقتدار حکومت صحرائی و نقش سرنوشت‌ساز آن را در جهان به نمایش بگذارند.

برای تحقق چنین اهداف مقدسی همچون دفعات پیشین، کافی است مزخرفات رایج از زبان اکبر بهرمانی نقل شود، تا پاسدار شریعتمداری و علی خامنه‌ای و دیگر ملایان «قلعة حیوانات» بتوانند با تغذیه از «فضولات» سردار سازندگی، هم از «سازش ناپذیری» رهبر کبیر انقلاب‌شان داد سخن دهند، و هم ضمن نشخوار «اسلام، اسلام»، تلویحاً مذاکره با آمریکا را محکوم کنند.

تعجبی ندارد که در داخل و خارج مرزها، «ته‌ماندة سفره» نیز نصیب دیگر آخوندپرستان آشکار و نهان شود،‌ تا اینان با توسل به واژة «آزادی»‌، در مسابقة گسترش لجنزار توحش و حماقت رکورد بشکنند. و اما در اروپا روند مسائل متفاوت است، چه بهتر که پیش از پرداختن به «امورات» قلعة حیوانات، به ترتیب حروف الفبا نگاهی به متحدان یانکی‌ها در اروپای غربی داشته باشیم.

در آلمان،‌ قلادة «گونترگراس» را سرپیری باز کرده‌اند، تا به ‌بهانة مخالفت با جنگ، در واقع باد در بادبان پارة‌ دولت اسرائیل بیاندازد. سابقة درخشان «گونترگراس» را پیشتر بررسی کرده‌ایم و نیازی به تکرار مکررات نیست. «شعر» اخیر ایشان را هم بررسی نخواهیم کرد چرا که اتلاف وقت خواهد بود. فقط یک پرسش مطرح می‌کنیم و آن اینکه «اگر» اسرائیل اینچنین قدرتمند است که می‌تواند ایران را به قول ایشان «نابود»کند، چرا قدرت الهی تل‌آویو را طی جنگ 33 روزه مشاهده نکردیم؟!

البته برای این پرسش هیچ پاسخی در دست نیست، پس بهتر است برویم به سراغ ایتالیا چرا که دولت انتصابی گلدمن ساکس در این کشور به بن‌بست رسیده و حضرت ماریومونتی «قدیس» که فقط در شب‌نشینی‌های از ما بهتران، به ویژه در شهر میلان لبخند می‌زنند، ناچار شده‌اند جهت ائتلاف با دیگر شرکای عموسام در ایتالیا به مذاکره تن در دهند! و اما در فرانسه، شرایط بسیار متفاوت است. چرا که اینکشور از یکسو در شورای امنیت سازمان ملل عضویت دائم دارد،‌ و از سوی دیگر، نفوذ فرهنگی‌اش در اروپا بسیار چشمگیر است. و به دلیل نفوذ تاریخی در قارة اروپاست که مطالبات جبهة چپ فرانسه، فاشیسم بین‌الملل را چنان به هراس افکنده که از انتشار تصویر «ژان لوک ملانشون» نیز تا حد امکان در رسانه‌ها ممانعت می‌کند. «چپ» مطلوب فاشیسم همان چپ‌نمایان پوچ و مزوری هستند که با شعار «مبارزه با کاپیتالیسم» در واقع زمینة‌ انباشت سرمایه را در غرب فراهم می‌آوردند، یا بهتر بگوئیم، خودشان اهرم اصلی تقویت کاپیتالیسم بودند. حال آنکه «جبهة چپ» فرانسه خواهان «نظارت قانون» بر سرمایه شده، و همین امر کام تفنگ‌فروش‌ها را چنان تلخ‌کرده که در خود فرانسه نیز بساط ارعاب ملت را گسترده‌اند.

همچنانکه پیشتر گفتیم میتنیگ میدان «باستیی» برق از چشم حضرات پراند، و در فردای این میتینگ بود که جنجال «مبارزه با تروریسم» به راه افتاد. اما این «مبارزات» راه به‌ مسیر مطلوب نبرد و کار به جمع‌آوری «زباله» در فرانسه کشید! بله، وزارت کشور ناچار شد هم از ورود لات و لوت‌های «اسلام‌شناس» به فرانسه ممانعت به عمل آورد، و هم اراذل اسلام‌فروش ساکن کشور را که جهت سرکوب مسلمان فرانسه «وارد» کرده بود اخراج کند! به این ترتیب «رفاقت» با عوامل سرکوب مسلمانان فرانسه پایان یافت! البته این «برنامه» هنوز شامل حال امثال «طارق رمضان»‌، گل سرسبد محفل اسقف روان ویلیامز نشده!

ولی با نیم نگاهی به تحولات پروندة «شتروس‌کان»، رئیس مستعفی صندوق بین‌المللی پول، و با توجه به مرگ مشکوک «دکوئن»، رئیس مدرسة علوم سیاسی پاریس در شهر نیویورک بزودی شاهد برچیده شدن دکان طارق رمضان‌ها و دیگر شارلاتان‌های اسلام‌فروش نیز خواهیم بود. خلاصه بگوئیم، علیرغم اعمال سانسور عموسام و جیره‌خواران‌اش بر جبهة چپ فرانسه، بساط توحش اسلام‌گرائی،‌ توده‌پرستی و مردم‌ستائی با شعار نبرد با آمریکا به پایان راه خود نزدیک می‌شود. به همین دلیل علیرغم حمایت‌ بریتانیا و جناح هیلاری کلینتن از اسلام‌گرایان ترکیه، دولت اردوغان، هم در عراق، هم در سوریه و هم در کل منطقه به بن‌بست افتاد‌ه.

به عبارت دیگر، سیاست آتلانتیست‌ها متزلزل شده و روابط‌ گرم‌شان با اسلام‌گرایان به تدریج آشکار می‌شود. و از آنجمله است «خبر» ملاقات یانکی‌ها با اخوان‌المسلمین مصر که در سایت نووستی، ‌مورخ 5 آوریل 2012 انتشار یافته! و اما جالب‌تر از همه اینکه، تزلزل محفل «جنگ سرد» در «برمه» به مضحکه شدن «دوستان»‌ آتلانتیست‌ها در این کشور منجر شد و نهایتاً دولت نظامیان دست‌نشاندة پکن را در جایگاه «قابل احترام» قرار داد! جریان از اینقرار بود که دو روز پیش از برگزاری انتخابات برمه، «آنگ سان سوچی»، رهبر اوپوزیسیون اینکشور و یکی از «جایزه‌بگیرهای» صاحب‌نام این خطه، زمزمة تقلب سر داده و رسانه‌های غرب نیز برای جنجال «تقلب در انتخابات» خیز برداشته بودند که ناگهان خبر رسید از 44 نامزد اوپوزیسیون کذا برای انتخابات مجلس برمه، 43 نفر به مجلس راه یافته‌اند!

به این ترتیب هم رسوائی «تقلب در انتخابات» نصیب اوپوزیسیون شد، و هم رهبر مخالفان برمه تمامی اعتباری را که از طریق هیاهوی رسانه‌ای و «جایزة» نوبل صلح برای خودش دست‌وپا کرده بود از دست داد و ... و از همه مهم‌تر وزارت امور خارجة آمریکا نیز ناچار شد از نظامیان کودتاچی برمه برای برگزاری این «انتخابات» تشکر کند! دکان «تحریم‌ها» هم به طبع‌اولی برچیده شد! حال باید دید خانم «اوپوزیسیون» با اینهمه «نماینده» چه گلی به جمال ملت «میانمار» خواهند زد! خلاصه آتلانتیست‌ها «سلاح» جنجال را از دست‌ داده‌اند، هر چند عشق مفرط اینان به «نفت‌» رایگان، هنوز تیغ‌های‌شان را در سرکوب ملت ایران تیز نگه داشته و عقب‌نشینی کذا شامل حال حکومت قلعة‌حیوانات نشده؛ ولی مسلم بدانیم که این نیز دیری نخواهد پائید.

روز گذشته سایت «پیک نت»، با انتشار مطالبی پیرامون روابط اسرائیل با حکومت اسلامی و جبهة چپ فرانسه «پیام» ارباب را بخوبی به مخاطب حقنه کرد. بر اساس تبلیغات این سایت «مشخص» شد که در فرانسه، برنامة «جبهة چپ» همان برنامة «میتران» است، و در هر حال عملی نیست! در ایران نیز به استثنای خامنه‌ای، آخوند جماعت هیچ ارتباطی با سیاست‌های دولت سرکوبگر اسرائیل نداشته و ندارد! بله، در چارچوب تبلیغاتی که «چپ‌نمایان» به راه انداخته‌اند خامنه‌ای، سرداران سپاه و احمدی‌نژاد باید بروند، بقیه هم خیلی خوب هستند و در سایة‌ میرحسین موسوی و آخوند می‌باید به «سلطنت» خود در ایران ادامه دهند!

ولی با توجه به جدا شدن جناح هیلاری کلینتن از محفل باراک اوباما در ایالات متحد، نفس‌کش‌طلبی‌های اسرائیل و ملایان به پایان خود نزدیک می‌شود. و از سوی دیگر هر تغییری در فرانسه رخ دهد، تمامی اروپا را تحت‌الشعاع قرار خواهد داد. و به طریق اولی حکومت اسلامی نیز متحمل پس‌لرزه‌های این تغییرات خواهد شد. به همین دلیل است که «میانه‌روها» ـ جناح لیبرال‌های طرفدار ژیسکاردستن ـ برای حمایت از سرکوزی در دور دوم انتخابات اعلام آمادگی کرده‌اند! با این وجود، هیچ نیازی نیست که جبهة چپ برندة انتخابات باشد؛ اتحاد احزاب سنتی فرانسه در برابر این جبهه کفایت می‌کند. البته هول و هراس اهالی پیک‌نت را خوب درک می‌کنیم! اینان چنان هول کرده‌اند که از انتشار تصویر رهبر جبهة چپ در سایت‌شان پشیمان شدند! امروز سراسر سایت کذا را لجنزار «آخوند» و«مردم» پوشانده بود. و اما در گیرودار مذاکرات دبیر شورای امنیت روسیه با مقامات آمریکا پیرامون «سپر دفاعی»، «بحران هسته‌ای» و جنگ در سوریه، رادیوفردا ولی‌الله نصر را نیز برای سرگرمی بیشتر به میدان آورد.

به گزارش رادیو فردا، مورخ 4 آوریل 2012، ولی‌الله نصر، مدیرکل بهزیستی استان تهران اظهار داشت:

«این سازمان با مهدهايی که برنامه‌های غيراخلاقی از جمله رقص به کودکان آموزش ‌دهند برخورد می‌کند[...]‌ يکی از اصلی‌ترين برنامه‌های سازمان بهزيستی در سال جاری کنترل برنامه‌های آموزشی در مهدهای کودک است به طوری که بايد اين برنامه‌ها در راستای موازين اسلامی و شرعی باشد[...]»

بله، موازین اسلامی و شرعی، یعنی اختلاس سه هزار میلیارد کذا، صدور فتوی اعدام برای متخلفین، با هدف ممانعت از استرداد فراری‌ها توسط اینترپل، و همچنین گشودن راه گریز «ازمابهتران» به فرنگ! احتمالاً عده‌ای از غیرخودی‌ها نیز در این گیرودار اعدام خواهند شد! همچنانکه پیشتر نیز در شاهکار قوة قضائیة آخوندها در زمینة پروندة «رفیق دوست» شاهد بودیم. «موازین اسلامی و شرعی»، یعنی تبدیل ایرانی به «جانوروحشی»، بیگانه با اخلاق انسانی‌ و نظم قانونی، به صورتی که هیچ مسئولیتی نشناسد و پاسخگوی اعمال‌اش در سطح جامعه نباشد. فراموش نکنیم، چنین «پدیده‌ای» همواره مهرة سیاست استعمار بوده، هست و خواهد بود. مقامات حکومت اسلامی و جانشین رهبر «انقلاب‌شان»، علی‌خامنه‌ای خود تبلور همین توحش‌اند.

چرا راه دوربرویم؟ علی خامنه‌ای که چندی ‌پیش از «کش دادن» ماجرای «خاوری» گلایه‌ها داشت، اینک مدافع «تولید ملی» شده! حال این پرسش مطرح می‌شود که چگونه می‌توان هم تاراج اموال عمومی را به شیوة «فقاهتی» ماستمالی کرد، و هم شعار حمایت از تولید داخلی سر داد؟ ‌ پاسخ به این پرسش روشن است؛ با تکیه بر موازین اسلامی و شرعی می‌توان با تاراجگر همداستان شد و شعارهای پوچ و «خررنگ‌کن» نیز سر داد! اظهارات خامنه‌ای در باب حمایت از تولید داخلی به این می‌ماند که فوج ملخی به مزارع گندم حمله‌ور شده و حین جویدن ساقه‌های گندم، شعار حمایت از تولیدات کشاورزی سر دهد! این‌ است وظیفة خامنه‌ای و دیگر مقامات حکومت توحش. این جانوران وحشی با برخورداری از «آزادي» اهدائی استعمار به سرکوب آزادی‌های فردی و اجتماعی در کشور ما مشغول‌اند،‌ و اربابان، پامنبری‌ها ومخالف‌نمایان‌شان نیز با شعار «آزادی» به همین «خط‌ امام» تداوم می‌بخشند.

ارزش واقعی شعار «آزادی» بستگی به شعار دهنده دارد! اگر شعار از امواج «رادیوزمانه» ساطع شود، آزادی در ابتذال غرقه خواهد شد، و نهایتاً می‌رسیم به «آزادی» مطالعة‌ آثار شریعتی و شاملو! و از همه مهم‌تر «آزادی» برداشتن زیرابرو! بوق «بیلدربرگ»، این قماش «آزادی‌های اساسی» را در مطلبی تحت عنوان،‌ «سیاست، دین و آزادی»‌، از زبان فردی به نام «یاسمن» به خورد مخاطب می‌دهد. سایت زمانه، ‌مورخ 15 فروردین‌ماه 1391،‌ همزمان با فروش این قماش «آزادی»،‌ چندین «پیام» دیگر نیز ارسال می‌کند.

نخست‌ اینکه «دین» و«ایمان» ترادف دارد، دیگر آنکه،‌ دیندار کسی است که نگرش آزادیخواهانه از «دین» داشته باشد، و نهایت امر، مخالفت با تحمیل نگرش دینی، یعنی کنار گذاشتن ایمان و این «روند» همچون روش علمی «تجربی» است:‌

«[...] دینداران می‌کوشند روایتی آزادی‌خواهانه از دین بیافرینند و روایت رسمی و تنگ‌نظرانه حکومت از دین را به چالش بگیرند. از سویی دیگر [...] کسانی [...] آرام آرام از خود دین فاصله می‌گیرند و ایمان‌شان را کنار می‌گذارند [...]‌» ایمان آوردن و ایمان از دست دادن چگونه تجربه‌ای است؟»

لازم است به پادوهای «بیلدربرگ» بگوئیم، از یک سو «ایمان»، ‌«باورها» و «اعتقادات» با «آزادی» در مفهوم معاصر آن نه تنها هیچ ارتباطی ندارد که در تضاد نیز قرار می‌گیرد، و از سوی دیگر «آزادی‌خواهی دیندار» همچنانکه طی دوران قجر و پهلوی نیز شاهد بودیم، تنها می‌تواند به مفهوم تقاضای «آزادی» برای مرزشکنی و عربده‌جوئی بیشتر باشد. خلاصه، کاربرد واژة فریبندة «آزادی»، زمانیکه چارچوب فلسفی و حقوقی آن مشخص نشده، بسیار فراوان و گسترده است. روشن‌تر بگوئیم، «آزادی» مطلق و مبهم، در واقع جز انسان‌ستیزی کاربردی نخواهد داشت. این قماش آزادی، همچون «سود سوزآور» آزادی‌های دمکراتیک را خواهد سوزاند. به همین دلیل است که فعلة فاشیسم با ارائة تعریف نوین از «آزادی بیان»، ‌ آن را در گرو آزادی «بی‌بی‌گوزکانه» و مبهمی قرار می‌دهند که فاقد چارچوب حقوقی مشخص باشد! همین آزادی مبهم است که به یک‌سان مورد استفادة رهبر و مقامات قلعة حیوانات و مخالف‌نمایان‌شان قرار می‌گیرد.

خامنه‌ای «خرتوخر» حاکم بر جمکران را «آزاد‌ترین جمهوری» جهان معرفی می‌کند و کودتای ارتش ناتو را «انقلاب کبیر» اسلامی می‌خواند! از همه مهم‌تر، «دمکراسی» در کلام این جانور وحشی با توحش «مردم‌سالاری» و «توده‌باوری» در ترادف قرار گرفته. خامنه‌ای می‌گوید، «مردم» کشور مسلمان و معتقداند و اسلام را می‌خواهند و کسانی که خواهان «جامعة پاک»، و بری از جرائم و رذائل اخلاقى هستند می‌توانند از تجربة «ما» استفاده کنند:

«[...] در نظام اسلامى ـ یعنى مردم‏سالارى‏ دینى ـ مردم انتخاب مى‏کنند [...] اما این خواست و انتخاب و اراده در سایه هدایت الهى، هرگز به بیرون جاده صلاح و فلاح راه نمى‏برد و از صراط مستقیم خارج نمى‏شود. [...] مردم‏سالارى‏ دینى [...] تجربه [...] جوانى است، اما [...] قابل تأمّل و پیگیرى [...] براى همه کسانى که دلشان براى فضیلت‌ها و جامعه پاک و پاکیزه انسانى مى‏تپد و از جرائم و رذائل اخلاقى و رواج زشتیهاى خُلقیّات بشرى رنج مى‏برند»

به موازات تضعیف آمریکا، گام به گام به «عظمت» و «ابهت» قلعة حیوانات نیز افزوده می‌شود؛ کودتای ارتش ناتو و لات‌لوت‌های ساواک تبدیل به «انقلاب کبیر اسلامی» شده! این به ‌اصطلاح «انقلاب» در سخنرانی مقامات جمکران، یک سروگردن از دیگر «انقلاب‌های» جهان برتر است! همانطور که در بی‌بی‌گوزک‌های شیعی‌مسلکان نیز پرسوناژ تخیلی «فاطمه» بر دیگر زنان جهان «برتری» پیدا کرده! خلاصه، راه گریزی نیست؛ اسلام یعنی «برتری!» فراموش نکنیم که در «توپ مرواری» هم «زن برتر» در پیشگاه «شیخ ‌پشم‌الدین» اسلام آورد، و نام خوشقدم باجی بر خود نهاد.

«[...]خوشقدم باجی [...] به دستور غلام سفارت، تریاک‌های زرین عالی و مواد مخدر را میان پیروان خود به رایگان پخش می‌کرد[...‌] خلاصه بازار دعانویس و جن‌گیر و شاخ حسینی و جیگرکی و محلل رونقی به سزا گرفت. متخصصین روضه و گریه تمام لذات این دنیا را حواله به دنیای دیگر می‌کردند و مردم را وادار به زوزه و روزه و گریه و چسناله می‌نمودند [...] از آنجا که خزانة دولت صرف زیارت اماکن مقدسه و سهم امام و پرکردن بیت‌المال مسلمین شده بود [...]‌خوشقدم باجی [...] با ممالک اسلامی همجوار روابط اقتصادی مهمی برقرار کرد[...] هر سال صدها خروار چسفیل و پشکل ماچه‌الاغ به ملک یمن صادر می‌کرد و بجایش تربت اصل و پشکل شتر وارد می‌نمود. خلاصه آنقدر عنعنات اسلامی کردند که خوشقدم آباد صحرای کربلا شد. چنان گریه و شیون و شاخ حسینی و روضه خوانی و سینه زنی و قربانی و عزاداری و زوزه در گرفت که عرش و فرش به لرزه در آمد و گند و کثافت از سر و روی مردم بالا می‌رفت، تمام هستی مردم دستخوش پائین تنه [...] یک مشت آخوند گردن کلفت شده بود[...]»
منبع‌: توپ مرواری


 

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل(بارگیری)

نسخة پی‌دی‌اف ـ سکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل‌دن

نسخة پی‌دی‌اف ـ سی‌ایکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ شوگرسنک

نسخة پی‌دی‌اف ـ باکس‌نت

نسخة پی‌دی‌اف ـ کلمه‌ئو

نسخة پی‌دی‌اف ـ داکس‌تاپ

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ هیوج‌درایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ دیوشیر

نسخة پی‌دی‌اف ـ پی‌بی‌ورکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ ستورگیت

نسخة پی‌دی‌اف ـ آرونا


Share



فیلترشکن‌های جدید6آوریل2012

2j27.com
2r32.com
2n11.com
xhkq.com
2l38.com
2n33.com
2l13.com
2r68.com
2n90.com
jwxg.com
2o16.com
jfyw.com
mianmo101.com
2n54.com
qrgj.com
xfgu.com
youshouldhide.me
proxycape.com
2q34.com
qhwk.com
xfzu.com
dbqz.com
ytqe.com
2o18.com
2m24.com
ytqd.com
2a34.com
changeanyip.info
2h24.com
lx0.info
xfke.com
proxysensation.com
siteloo.com
2g23.com
webcrawlers.info
2r34.com
ytqk.com
qdpz.com
2r14.com
jqxd.com
xfwu.com
mypr0xy.com
2a90.com
2a24.com
qgsz.com
unblock-proxy.info
proxhide.info
whmcstest.in
2t37.com
2k93.com

Posted at 03:18 pm by nahid-roxan
Make a comment  

Monday, April 02, 2012
ریچ و رجب





به مصداق «کمال همنشین در من اثر کرد»، رجب اردوغان نیز به دلیل نشست و برخاست با علی خامنه‌ای و دیگر مقامات حکومت توحش به این نتیجه رسیده که «گسترش اختیارات پدر» در مسیر سرکوب فرزندان نابالغ، نشان از «دمکراسی» دارد! می‌بینیم که آتلانتیست‌ها چگونه گام به گام «وحشیگری» را بر ملت ترکیه حاکم می‌کنند. پس از کودتای «آتاترک» و استقرار به اصطلاح «جمهوری» در ترکیه، کودتاهای دیگری بر این ملت تحمیل شد. آخرین کودتا توسط نظامیانی صورت گرفت که ظاهراً طرفدار لائیسیته معرفی می‌شدند، ‌ولی هم‌اینان آموزش مذهبی را در مدارس ترکیه اجباری کردند. اینک حزب «عدالت و توسعه» با توسل به مجلس ترکیه، ‌ زمینة گسترش همین توحش نظامیان وابسته به سازمان ناتو را فراهم می‌آورد و سایت «بی‌بی‌سی» این نمایش مهوع را در بوق ‌گذاشته.

به گزارش بی‌بی‌سی، مورخ 31 مارس 2012، از این پس در ترکیه والدین می‌توانند فرزندان‌شان را از سن 10 سالگی به مدارس مذهبی بفرستند! رجب اردوغان هم ضمن ستایش از این سرکوب فرهنگی آن را نشان «پیشرفت دمکراسی» دانسته:

«[بر اساس لایحة ‌مصوب مجلس ترکیه] والدین [می‌توانند فرزندان خود را از ده سالگی] به مدارس اسلامی منتقل کنند [...] اردوغان، نخست وزیر ترکیه در یکی از همین مدارس درس خوانده [...]‌ و تصویب این لایحه را، یک پیروزی برای دموکراسی خوانده است [...‌]»‌

بله، یاد بگیریم! «دمکراسی»‌ یعنی تحمیل توحش والدین به «فرزندان»‌ نابالغ و رجب‌اردوغان در عرصة تحمیل توحش تخصص دارد. از اینرو نزد هیلاری کلینتن هم عزیز و گرامی است و تعجبی ندارد که «بی‌بی‌سی» با سکوت در برابر اظهارات ابلهانة اردوغان تلویحاً آن را مورد تأئید قرار دهد. این رسانه خارج از سوابق درخشان‌اش در حمایت از بین‌الملل «دین‌فروشان»، ضمن طبل زدن برای «شبه دمکراسی» ترکیه و حمایت از دخالت در امور سوریه مفاهیم والای فرهنگ و تمدن انسان را نیز به ناهنجاری‌های جنسی پیوند ‌زده.

همچنانکه پیشتر گفتیم پس از «وودستاک»، اعضای محفل هیتلرروشن‌ضمیر دریافتند که تنها راه نجات‌شان تبدیل «ناهنجاری‌ها» به «ارزش» است. اینگونه بود که انواع «ناهنجاری‌ها» در «حریم خصوصی» افراد وارد حریم جامعه شد و همزمان باورهای فردی و جمعی را مورد تهاجم قرار داد. از آنجمله است «افتخار» به تعلقات قومی، ‌ بومی، نژادی و باورهای دینی و ... و از همه مهم‌تر «افتخار» به همجنس‌گرائی.

با انتشار خبر صادرات «گاز» از خاک «بلاروس» به اروپا در سایت رادیو فردا، مورخ 31 مارس 2012 ، سرانجام دلیل «واقعی» علاقة اتحادیة‌ اروپا به «اوپوزیسیون»، و از همه مهم‌تر به «حقوق همجنسگرایان» در بلاروس مشخص شد! بله، حضرات به پیروی از جیمی‌کارتر روشن‌ضمیر، از مفاد اعلامیة جهانی حقوق بشر ابزار سیاسی ساخته آن را با «حقوق همجنسگرایان» و «مخالفان دولت» جایگزین کرده‌اند. حال آنکه «برخورد منطقی» یعنی برخورد دمکراتیک و «غیرجانبدارانه»، چنین ایجاب می‌کند که اصل و اساس بر طرفداری از «حقوق انسان» قرار گیرد. چرا که همة انسان‌ها «همجنسگرا» نیستند، ولی همة همجنسگرایان انسان‌اند و حقوق انسان، در چارچوب مفاد اعلامیه جهانی حقوق‌بشر می‌باید خارج از «جنسیت»، «باورها» و «تعلقات» قومی و نژادی رعایت شود. تنها در چارچوب برخورد انسانی و«غیرجانبدارانه» است که می‌توان از «گسترش خشونت» در جامعه ممانعت به عمل آورد.

ولی برخلاف پروپاگاند ابله‌پسند رسانه‌های غرب، اتحادیة اروپا و آمریکا هیچ مخالفتی با «خشونت» ندارند. و دقیقاً به همین دلیل است که همزمان از دو محفل خشونت‌طلب و متجاوز، یعنی از «اسرائیل‌پرستان» و «اسلام‌پرستان» حمایت به عمل می‌آورند. چرا که «پرستش» کشور اسرائیل، و تبدیل اسلام به «بت عیار» لازم و ملزوم یکدیگراند. از یک‌سو «اسرائیل‌پرستی» چنین ایجاب می‌کند که تجاوز و قانون‌شکنی دولت اسرائیل مورد «تأئید» قرار گیرد، و از سوی دیگر «اسلام‌پرستی» زمینة مناسب را برای سرکوب ملت‌های منطقه فراهم ‌می‌آورد. گذشته از وحشیگری‌های برونمرزی اسرائیل، دولت‌های منطقه چماق اسلام را به بهانة «نبرد با صهیونیسم» بر فرق ملت‌ها فرود می‌آورند؛ توحش حکومت جمکران شاهدی است بر این مدعا. به همچنین است فوت کردن اسرائیل در آستین ملایان جمکران.

شیمون پرز در «فارین پالیسی»، از ایران به عنوان «مرکز تهدیدها» یاد کرده و خلاصه برای جیره‌خواران آمریکا «استقلال» قائل شده. همانطور که یانکی‌ها نیز بر استقلال «القاعده»، «طالبان»، و ... و دیگر تشکل‌های ساخته و پرداختة سازمان سیا،‌ به عنوان «دشمن آمریکا» تأکید دارند و همزمان می‌کوشند از دوستان‌شان در «اسرائیل» نیز تصویر «مستقل» ارائه دهند. حال آنکه موجودیت اسرائیل، همچون موجودیت آمریکا ومتحدان‌اش در گرو گسترش توحش در قالب جنگ، اسلام‌گرائی، قاچاق مواد مخدر و برده‌فروشی بوده و هست. هر چند که این روند توحش ابتدا در لبنان و اینک در سوریه با شکست روبرو شده. این شکست پایه‌های محافل «جنگ سرد» را چنان به لرزه در آورده که رسانة بریتانیائی «اکونومیست» رسماً زبان به تهدید کشور فرانسه گشوده!

بله، همچنانکه در وبلاگ‌های پیشین گفتیم، میتینگ باشکوه «جبهة چپ» در میدان «باستیی» برق از چشم فاشیست‌ها پراند و بعضی‌ها چنین پنداشتند که اینبار هم می‌توانند با تهاجم وحشیانه به یهودیان، افکار عمومی را طبق معمول در جهت منافع حقیرشان بسیج کرده و مبارزات انتخاباتی فرانسه را نیز به تعطیل بکشانند، ولی نشد که نشد! نتیجة خوش‌خیالی حضرات این بود که محبوبیت «جبهة چپ» بیشتر افزایش یافت! تاکنون در این وبلاگ مطالبات جبهة چپ را بررسی نکرده‌ایم، فقط به این دلیل که این مطالبات در دمکراسی فرانسه و برای فرانسوی‌ها مطرح می‌شود. ولی بد نیست مختصری در مورد مواضع منطقی جبهة چپ توضیح دهیم.

برخلاف رهبران چپ استالینیست، «ژان لوک ملانشون»، رهبر جبهة چپ شعار «نبرد با کاپیتالیسم» سر نمی‌دهد! در زمینة اقتصادی،‌ جبهة چپ خواهان گسترش سرمایه‌گزاری و تولید در فرانسه، تحت نظارت قوانین کشور است. به عبارت دیگر، این جبهه الگوی آمریکا،‌ یعنی گسترش «بیگاری» در چین و دیگر کشورهای جهان سوم، یا بهتر بگوئیم گسترش بیکاری در فرانسه را مورد تأئید قرار نمی‌دهد. همچنین در زمینة سیاست خارجی و «حقوق انسانی»، مواضع جبهة چپ فرانسه هیچ ارتباطی با مواضع احزاب سنتی این کشور ندارد. به عنوان نمونه، ژان لوک ملانشون، حضور نظامی کشورش در افغانستان را محکوم کرده و می‌گوید، این حضور برای پشتیبانی از احداث لولة نفتی است که هرگز کشیده نخواهد شد. و اما از همه جالب‌تر، مواضع دمکراتیک این جبهه در رابطه با همجنسگرایان است.

در ادبیات این جبهه، هیچ وجه تمایزی برای «همجنسگرایان» و دیگر «اقلیت‌ها» دیده نمی‌شود. حقوق «زوج‌ها» به طور کلی، شامل زوج‌های همجنسگرا نیز خواهد شد. و این برخوردی است که «متانت» را در سطح جامعه ضمانت می‌کند. روشن‌تر بگوئیم، رعایت حقوق انسانی و اجتماعی هم‌جنسگرایان، بدون تأکید بر «گرایشات ‌جنسی» اینان، و یا تأمین حقوق اقلیت‌های قومی، بدون مشخص کردن ویژگی‌های دینی‌، نژادی و ... در واقع از تهاجم «حریم خصوصی» به حریم عمومی ممانعت به عمل می‌آورد. در اینصورت شاهد «تظاهرات» اقلیت‌ها و همچنین رسانه‌ای شدن «گرایش جنسی» افراد نخواهیم بود. خلاصه مخالفت‌ ما با رسانه‌ای شدن «گرایشات جنسی» دلیل موجه دارد!

هیچ دلیلی نمی‌بینیم که در یک جامعة‌ متمدن، باورها، تمایلات مذهبی و «گرایش جنسی» افراد زیر پروژکتورهای رسانه‌ای قرار گیرد، چرا؟ چون از یک‌سو، هم باورها و هم گرایش جنسی «حریم خصوصی» افراد به شمار می‌رود، و از سوی دیگر، این «عرصه» هنجارهای دمکراتیک را به چالش خواهد کشاند؛ باورها وگرایش‌جنسی افراد از هر نظر «مبهم» است. در مورد ابهام «باورها» پیشتر به تفصیل توضیح داده‌ایم، و نیازی به تکرار مکررات نمی‌بینیم ولی در مورد ارتباط گرایش‌جنسی و حریم عمومی گفتنی‌ها بسیار است.

نخست اینکه برقراری «روابط جنسی» در سطح جامعه «ممنوع» است! دیگر آنکه «حضور» فرد در جامعه با «جنسیت» آشکار وی «مشخص» می‌شود، نه با «گرایش جنسی» او! به عبارت دیگر در جامعه فقط «زن» و «مرد» وجود دارد! «زن» یا «مرد» ممکن است همجنسگرا هم باشند، ولی این امر نمی‌باید حضورشان را در جامعه تحت‌الشعاع قرار دهد، چرا؟ چون حضور انسان در جامعه «غریزی» نیست. «فرهنگی» است و این حضور در قالب فعالیت‌های اقتصادی، اجتماعی،‌ آموزشی و ... و حتی تفریحی و هنری بروز می‌کند. برای چنین فعالیت‌هائی، «گرایش جنسی» افراد کوچک‌ترین اهمیتی نمی‌تواند داشته باشد. به عبارت دیگر گرایش جنسی ارتباطی با «جایگاه واقعی اجتماعی» فرد نمی‌تواند و نمی‌باید برقرار کند. برای روشن‌تر شدن موضوع می‌توان یک پرسش منطقی را مطرح کرد: لازم است «همه» از «گرایش جنسی» دیگران «آگاه» باشند؟

چنین الزامی به هیچ عنوان وجود ندارد. همانطور که گفتیم این امر حریم خصوصی افراد است و ورود آن به حریم عمومی، در واقع حریم خصوصی دیگران را مورد تهاجم قرار می‌دهد. تصور کنیم فردی در خیابان، در محل کار، و یا در برخورد با افراد دیگر از گرایش‌جنسی خود سخن به میان آورد! واکنش منطقی به چنین رفتاری «نادیده گرفتن»‌ آن نیست؛ به هیچ عنوان. در چارچوب یک برخورد منطقی می‌باید به چنین فردی تفهیم کرد که در یک جامعة به‌هنجار، ‌ گرایش جنسی افراد مطرح نمی‌شود! در واقع افراد «متعادل» در جامعه هیچ تمایلی به «آگاهی»‌ از گرایش جنسی اطرافیان خود ندارند. ولی به فرض که آخوندجماعت مایل به دریافت چنین اطلاعات «ذیقیمتی» باشد، در اینصورت باید به اینان گفت که، «امکان» پوشالی بودن اطلاعات مذکور همیشه وجود دارد. به عنوان نمونه نگاهی داشته باشیم به گزارش شیوای «بی‌بی‌سی»، ‌مورخ مارس 2012 از زندگی «آدرین ریچ!»

بوق وزارت امورخارجة بریتانیا، ضمن معرفی «آدرین ریچ» ازگرایش‌جنسی او نیز سخن به میان آورده! به عبارت دیگر مسئولین سایت کذا چنین می‌پندارند که «گرایش‌جنسی» افراد «مشخص» است و «صراحت» دارد، و لازم است ناهنجاری‌های دیگران،‌ به ویژه اگر این افراد در زمینة هنر و ادبیات شهرتی به هم زده‌اند و مخالف سیاست توحش آمریکا هستند، در بوق هم گذاشته شود. باشد که همگان بدانند و آگاه شوند که پیوند ارزش‌های والای جامعة بشر با ناهنجاری‌های اجتماعی و فردی از جمله با «مسائل زیرشکم» ناگسستنی است.

در این راستا بی‌بی‌سی به ما می‌گوید، «آدرین ریچ» در سال 1929 متولد شد، در 24 سالگی یعنی در سال 1957 ازدواج کرد، سه فرزند به دنیا آورد، و... پس از 23 سال زندگی مشترک از همسرش جدا شد و زندگی مشترک خود را با زنی به نام «میشل کلیف» آغاز نمود، چرا که همجنسگرا بود! بله، اگر به این اعداد نیک بنگریم می‌بینیم که «آدرین ریچ» در سال 1980، یعنی در 51 سالگی که از جذابیت زنانه فاصله گرفته، «همجنسگرائی» خود را آشکار کرده. در این سن و سال «عشق» میشل کلیف هم به دل خانم ریچ افتاده و برای «ادای دین» خود یک کتاب منتشر کرده! بله، عشق و عاشقی سر پیری «خمس» و «زکات» هم دارد:‌

«[...] آدرین ریچ پس از آشنایی‌اش با میشل کلیف [...] بیست و یک شعر عاشقانه را منتشر کرد که ادای دین‌اش به این عشق بود[...]»

در انتهای این سطور، «بی بی‌سی» بخشی از سرودة آدرین ریچ مبنی بر «عشق‌بازی» را منتشر کرده تا همگان بدانند که وی «حقیقت» را می‌گوید. اشکال این است که حتی اگر بپذیریم «همجنسگرائی» دلیل واقعی زندگی مشترک «ریچ» با «میشل کلیف» بوده، به هیچ عنوان نمی‌توانیم بر همجنسگرائی «ریچ» تأکید داشته باشیم! به چند دلیل! نخست‌ اینکه هیچکس، ‌حتی میشل کلیف، شریک زندگی «ریچ» نمی‌تواند از گرایش جنسی وی آگاه باشد. همچنانکه همسر خانم ریچ نیز طی حدود سه دهه زندگی مشترک نتوانست به این «آگاهی» دست‌ یابد! واقعیت این است که «گرایش جنسی»، همچون «باورهای فرد» در هر حال «پنهان» باقی خواهد ماند! روشن‌تر بگوئیم، ‌ هر کس می‌تواند خود را «همجنسگرا»‌ جا بزند، و حتی رابطة‌جنسی با همجنس را نیز تجربه کند، بدون اینکه الزاماً همجنسگرا باشد!

برای روشن شدن مطلب یک مثال ساده می‌آوریم که برای حزب توده، و دیگر آخوندپرست‌های جمکران بهتر قابل درک باشد. یک زن دزد و جنایتکار می‌تواند با توسل به چادرسیا و مقنعه و غیره خود را مدافع ارزش‌های «دین» بباوراند، همانطور که آخوند جماعت نیز با توسل به دستار و لباده خود را متعهد به ارزش‌های دین و اخلاق نشان می‌دهد. اما در واقع هیچکس نمی‌تواند از اعتقادات قلبی آن زن و این آخوند آگاه شود! حال آنکه با نیم نگاهی به گزارش بی‌بی‌سی و مطالب دیگر سایت‌های فارسی زبان در داخل و خارج مرزها، هر کس می‌تواند از اهداف واقعی اینان،‌ یعنی تهاجم به حریم خصوصی انسان‌ها از طریق گسترش ابتذال، حماقت و خشونت آگاه شود. به عنوان نمونه، اگر به اظهارات خیلی خیلی «فلسفی» ‌محمدرضا نیکفر در باب «هایدگر» دقت کنیم می‌بینیم، از یک‌سو «هایدگر» به ابزار طبل زدن برای «ارسطو» تبدیل شده، و از سوی دیگر انسان‌محوری از دیدگاه «پروتاگوراس» به ارزش گذاشته می‌شود! و اینهمه با توسل به یک «زبان عامیانه» برای گفتگو در زمینة «فلسفه!»

به عنوان نمونه «هایدگر» در اظهارات شیوای «نیکفر»،‌ مابعدطبیعه را «ورمی‌چیند» و این «ورچیدن» را می‌باید به عنوان «دکنستروکتیویسم» بپذیریم! مشتاقان می‌توانند به سایت «زمانه» مراجعه کنند تا علاوه بر آشنائی با «هایدگر» از طریق «ورچیدن»، یاد بگیرندکه با «هیتلر»‌ می‌توان «نیچه»،‌ «واگنر» و «هایدگر» را به لجن کشید. همانطور که بی‌بی‌سی با تأئید «همجنسگرائی» فرضی «آدرین ریچ»، هنر و ادبیات و خصوصاً فعالیت‌های اجتماعی را به لجن ‌کشیده. و دقیقاً همانطور که احمدی نژاد و آخوند مکارم شیرازی با جنگ زرگری‌شان به فردوسی لجن‌پراکنی می‌کنند.

همانطور که دیدیم، سخنرانی ابلهانة احمدی‌نژاد در تاجیکستان پیرامون «نقش تاریخی» فردوسی، زمینة مناسب را برای تاخت و تاز آخوند مکارم و همپالکی‌های‌اش فراهم آورد. گفتگوی توحش‌ ایندو گروه در سایت فارسی نووستی، مورخ 11 فرودین ماه 1391 در بخش «نگاهی به مطبوعات روسیه و ایران» انتشار یافته. در همین بخش، در تقابل با نمایش مهوع و رایج حکومت جمکران، خبری از «مسکو نیوز» نیز انتشار یافته که نشان می‌دهد، روسیه دقیقاً در مسیر عکس «گسترش ابتذال» محفل فاشیسم حرکت می‌کند. به گزارش مسکونیوز، طرح «ممنوعیت تبلیغات همجنس‌گرایان» به مجلس دوما ارائه شده. یادآور شویم پیشتر نیز این طرح در پارلمان محلی سن پترزبورگ به تصویب رسیده بود و رسانه‌های غرب بر سر آن جنجال فراوان به راه انداختند، تا به قول خودشان به جهانیان بگویند که چگونه «همجنسگرایان در روسیه سرکوب می‌شوند!»

البته غربی‌ها نمی‌گویند به چه ترتیب می‌توان با «فروش» گرایش‌جنسی‌ انسان‌ها، حقوق انسانی‌شان را تأمین کرد. یا چگونه می‌توان هم حریم عمومی را به اشغال محافل مشخص درآورد، حریم خصوصی انسان‌ها را در رسانه‌های جمعی به «فروش» گزارد، و هم مدعی دفاع از حقوق انسان‌ها شد؟ ابعاد اقتصادی این قماش «حقوق» در فرصت دیگری می‌باید مطرح شود. ولی پافشاری محفل فاشیسم بین‌الملل بر این تضاد پایه‌ای در ادبیات سیاسی‌اش فقط یک دلیل مشخص می‌تواند داشته باشد. در قاموس حضرات «گرایش به همجنس»، می‌باید همچون دیگر ناهنجاری‌های اجتماعی نظیر «دین»، «نژاد»، «تعلقات گروهی و حزبی و ...» به ارزش گذاشته شود. می‌باید پیرامون این ناهنجاری‌ها، همچون «مقدسات دینی» حساسیت ایجاد کرد، و همه روزه مشتی لات و اوباش را جهت تأئید و تکذیب آن به جان یکدیگر انداخت. این شیوه‌ای است که با هدف فراهم آوردن زمینة سرکوب اجتماعی و تحمیل خفقان بر افکار عمومی اعمال می‌شود.


 

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل(بارگیری)

نسخة پی‌دی‌اف ـ سکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل‌دن

نسخة پی‌دی‌اف ـ سی‌ایکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ شوگرسنک

نسخة پی‌دی‌اف ـ باکس‌نت

نسخة پی‌دی‌اف ـ کلمه‌ئو

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ هیوج‌درایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ دیوشیر

نسخة پی‌دی‌اف ـ پی‌بی‌ورکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ ستورگیت

نسخة پی‌دی‌اف ـ آرونا


Share



فیلترشکن‌های جدید2آوریل2012

2a87.com
https://sheepskinproxy.com/scripts
2r34.com
2s32.com
whmcstest.in
2n27.com
2n33.com
2n11.com
proxysensation.com
2l94.com
aprilproxy.com
2n54.com
proxypa.com
lx0.info
2k93.com
hiload.org
2o91.com
2q13.com
2m14.com
freetexting.info
2o34.com
2q34.com
2h52.com
proxycape.com
2g23.com
2j24.com
mianmo101.com
kproxy.in
2f77.com
youshouldhide.me
2l54.com
2o21.com
2q27.com
2j27.com
2a55.com
https://schoolfasteasy.com
2s72.com
2o16.com
2h11.com
proxyserver360.com
2g34.com
2g17.com
fastwebsurfer.info
2a24.com
lagometer.de
2q33.com
mypr0xy.com
2r32.com
https://batman3-film.info
2t37.com

Posted at 04:48 pm by nahid-roxan
Make a comment  

Next Page