Thursday, January 26, 2012
محفل «کارترـ برژینسکی» به دلیل افلاس، مطالباتاش را همزمان از زبان مکارم شیرازی و شاهزاده «رضا پهلوی» بیان میکند. کلیدواژههای این مطالبات عبارت است از «حقوقبشر»، «مردم»، «عقلانی»، و از همه مهمتر، «جدائی دین از حکومت!»
عوامفریبی و عوامشیفتگی ویژگی حکومت کودتائی «شیخ و شاه» است. این نوع حکومت انسانستیز که با دستهای مقدس کلنلآیرونساید بر ملت ایران حاکم شده، «حریم خصوصی» نمیشناسد. اهداف و برنامههای مبهماش نیز از لجنزار «تقدیس» و «تکفیر» و «خدا» و «مردم» فراتر نخواهد رفت و ... و همین ابهام صورتکی میشود بر اهداف واقعی این حکومت. اهدافی که در سرکوب ملت ایران جهت تأمین و گسترش منافع استعمار خلاصه شده، میشود و خواهد شد. بله، فقط شاهزاده رضا پهلوی نیست که به خواست تل موهوم «مردم» احترام میگذارد؛ ملایان جمکران نیز 33 سال است بر طبل توخالی همان «مردم» میکوبند، و در راستای همین سیاست استعماری است که اکبر بهرمانی برای «تمام کردن کار»، خواهان حضور «مردم» در صحنه شده. «کار» کذا چیست و چگونه تمام میشود؟ همانطور که در 22 بهمن 1357، یا در 28 مرداد 1332 تمام شد، یعنی با قرار گرفتن «ارتش» در کنار «مردم». آنهم «مردم معترض» که خواهان براندازی «دیکتاتور» هستند. اتفاقاً «کنت راث»، مدیراجرائی دیده بان حقوقبشر در نیویورک هم از این قماش «مردم» خیلی خوشش آمده.
چه سال عجیبی است این سال «اژدها!» تحولاتاش مواج است، به حرکت اندام اژدهائی خشمگین میماند که در فیلمهای سینمائی نشان میدهند. البته پیش از آغاز سال نو «چینی»، شاهد تحولات «مواج» سیاسی بودیم. و از شگفتیهای «پیشاژدهائی» همان ملاقات کیسینجر بود با پوتین که برق از چشم جمکرانیها پراند! بیچارهها نمیدانند این نخستین ملاقات نیست! سه سال پیش هم در تاریخ 20 مارس 2009، کیسنجر به دیدار ولادیمیر پوتین شتافت؛ سری به سایت فرانسه زبان نووستی بزنید، پیامدهای این «ملاقات» را به یاد خواهید آورد؛ سال 2009 هیچ ربطی به اژدها نداشت!
اما در نخستین روز سال اژدها، راه «اوغلو»، وزیر امورخارجة ترکیه به بروکسل بسته شد. قرار بود ترکیه برای تحریم ایران در نشست اتحادیة اروپا شرکت کند، اما «داوات اوقلو» به بروکسل نرفت، و امروز او را دیدیم که در کنار سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجة روسیه نشسته و با تحریم ایران مخالفت میکند و ... و باقی قضایا هم در سایت فارسی نووستی، مورخ 25 ژانویه 2012 در دسترس مشتاقان قرار دارد. اما مهمتر از تغییر مسیر «اوغلو» از بروکسل به مسکو، تغییر مسیر دیمیتری مدودف است!
ایشان ضمن هشدار به «مکفال»، سفیر جدید آمریکا در روسیه تلویحاً به سفیر یانکیها فرمودهاند، « مایکل جان! چرا با ما سر یاری نداری؟ استوارنامهات را به ما تحویل ده تا تأئیداش کنیم!» سایت فارسی نووستی، مورخ 25 ژانویه سالجاری مینویسد، دیمیتری مدودف برای انتصاب «مکفال» به عنوان سفیر آمریکا در روسیه با اوباما مذاکره فرموده و سایت فرانسه زبان نووستی در همین مورد توضیح میدهد که مذاکرة «مکفال» با «اوپوزیسیون»، آنهم پشت درهای بسته چنین تفسیر شد که آمریکا قصد دارد در روسیه آشوب به راه اندازد! یادآور شویم، مکفال اواسط ماه ژانویه 2012 وارد روسیه شد و ... و چند روز بعد، کیسینجر، برای ملاقات با پوتین به مسکو آمد!
کجا بودند این یانکیها؟ کجا رفتند این «ناجیان؟» چرا برای نجات سرنشینان «اتوبوس دریائی» دست به کار نشدند؟ یک اتوبوس دریائی که روز اول بهمنماه 1390، گردشگران را به جزیرة «هرمز» برده بود، بعد از ظهر همان روز، هنگام بازگشت به بندرعباس غرق شد! جالب اینجاست که ناخدای شناور مذکور، 15 دقیقه پس از خروج از جزیرة هرمز به دلیل از کار افتادن موتور شناور تقاضای کمک کرده بود ولی هیچکس به کمکاش نیامد! گویا یانکیها فقط «ماهیگیرها» را نجات میدهند. بله بعضیها «مردم» را دوست دارند و بعضی ها ماهیگیر میپسندند؛ خلایق را سلایق متفاوت باشد!
و اما به گزارش حنازرچوبه، مورخ دوم بهمنماه 1390، «گفته میشود»، این «حادثه» به دلیل عدم توجه ناخدا و اصرار مسافران رخ داده! مطلب حنازرچوبه با کد: 30776707 انتشار یافته! و اما جالبتر اینکه در تاریخ 13 ژانویه سال 2012، یعنی چند روز پیش از این حادثه و چند هزار کیلومتر آنطرفتر، در سواحل ایتالیا یک شناور غول پیکر به طول 300 متر نیز به دلیل «خطای ناخدا» و «اصرار یکی از مسافران» واژگون میشود! عجیب است که شرایط غرق شناور در سواحل ایتالیا به شرایط غرق اتوبوس دریائی در حوالی جزیرة «هرمز» چنین شباهتی داشته باشد!
و عجیبتر اینکه علل دو حادثه نیز در رسانهها «متغیر» است. به عنوان نمونه، در مورد شناور ایران اول گفتند، هوا توفانی بوده، بعد ادعا کردند، شناور مذکور به دلیل «اتمام بنزین» از حرکت باز مانده و پس از مدتی، به دلیل آبگرفتگی واژگون و غرق شده! افسوس که از امور «دریائی» سر رشته نداریم! ولی با توجه به اظهار نظر کارشناسان در مورد حادثة ایتالیا، یک ندای درونی به ما میگوید که بعضیها با «توریسم»، به ویژه در سواحل ایران و ایتالیا مخالفت میکنند! همانطور که با تصاویر برهنة «گلشیفته» نیز خیلیها مخالفت فرمودهاند؛ حتی موافقان! به عنوان نمونه، اهالی «پیکنت» که سلیقة «مردمی» دارند و زنهای تپلمپل و گامبو میپسندند از زبان یکی از خوانندگانشان مینویسند، «کانون گرم خانواده» را متلاشی نکنید، و از ندیدن عکسهای گلشیفته تأسف نخورید! خلاصه اگر ندیدین، چیزی از دست ندادین، پوست بود و استخوون:
«[...]برای هر جدائی جایزه نمیدهند [...] کانون گرم خانواده را متلاشی نفرمائید [...] از ندیدن عکس [...] گلشیفته هم ضرر نکردهاید، طفلکی پوست و استخوان است.»
منبع: پیک نت: مورخ 29 دیماه 1390
همچنانکه میبینیم کمبود گوشت در کشور، حزب توده را تا حد «مرگ» به آخوند جماعت نزدیک کرده؛ به طوریکه هواداران حزب کذا وقتی به تصویر یک زن جوان نگاه میکنند، بجای زیبائیهای زنانه، به دنبال گوشت و دنبه و کلهپاچة «گوسفند» میگردند. و از آنجا که گوسفند مرغوب میباید «پروار» هم باشد، خیکی نبودن گلشیفته آنچنان باعث ناخرسندی اهالی پیکنت شده که بیا و ببین! البته از این دکان «مردمی» انتظاری بیش از حد نداشته باشیم؛ یکی از مقامات این تشکل «مردمی» کسی نیست جز «خدائی!»
جناب «خدائی» روز گذشته در بیبیسی مصاحبه فرموده، و یک «پرس» دیزی «مصدق»، دستپخت نهضت عاظادی را به خورد شنوندنگان «محترم» دادند. ایشان از «قانونگرائی» مصدق و از «شرافت» حزبتوده داستانهای بسیاری گفتند و ... خلاصه خودشان «مردمی» هستند، و بیدلیل نیست که اظهاراتشان، همچون سخنان گهربار رضا پهلوی «خدائی» شده. خلاصه، اگر تل موهوم «مردم» را از «شیخ و شاه» بگیریم، هر دو اینان ابتر خواهند شد، و میباید دکان معجزاتشان را تعطیل کنند.
مهمترین معجزات دیماه سال 1390، البته پس از انتشار «نامة» معروف «کیسنجرـ بیکر» در کیهان، اظهارات مکارم شیرازی است. ایشان طی دیدار با پروفسور«ماركو ساسولی»، مدیر بخش حقوق بینالملل دانشگاه ژنو، ضمن تمجید از جنبههای بشردوستانة قانون اساسی جمکران، از حقوقبشر نیز دفاع کرده و فرمودهاند: تا صدای ما به گوش مردم جهان نرسد، نه حقوق بشر اصلاح میشود و نه دمکراسی به وجود میآید! آنحضرت در ادامه فرمودهاند، قانون اساسی ما خیلی خوب است و «مردم» به آن رأی دادهاند، و ما هم تا زنده هستیم برای پیشرفت حقوق بشر تلاش میکنیم. بله «مردم» نه تنها به حکومت اسلامی که به قانون اساسی این حکومت توحش نیز «رأی» دادهاند، یادتان که نرفته! بیدلیل نیست که رضاپهلوی هم به ما ملت لطف کرده و «به خواست مردم» احترام میگذارد. این «مردم» همواره کارساز حکومت «شیخوشاه» بودهاند. و اظهارات مکارم شیرازی با کد: 30758513 در حنازرچوبه، مورخ 20 دیماه سالجاری انتشار یافته:
«[...] قانون اساسی [...] با مختصات بسیار خوبی نوشته شده [...] و مردم به آن رأی بالائی دادهاند [...] اگر قانون اساسی ایران را ملاحظه كنید، بسیار انسانی و بشردوستانه است [...] وی تصریح کرد، تا زنده هستیم، برای پیشرفت حقوق بشر تلاش میكنیم و از نگاه ما كسی كه تلاش نمیكند، جزو مردگان است.»
میبینیم که ایشان ثابت کردند که نمردهاند، چرا که خیلی خوب گ...زیدهاند! به قول نابغة بزرگ، نوریزاد، «میگو..م، پس هستم.» تعجب هم ندارد در قاموس فعلة فاشیسم «تفکر» با قضای حاجت و دیگر مسائل «طبیعی» ترادف دارد. بد نیست مکارم شیرازی برایمان توضیح دهد، سنگسار و قصاص و دیگر احکام توحش دین چه ارتباطی میتواند با اعلامیة جهانی حقوقبشر داشته باشد؟ مسلماً از منظر آخوندجماعت «حقوق بشر»، همان حقوق صحرائی بردگانی باید باشد که گوسفندوار پشت سر بز گله، یعنی ولی فقیه میدوند و در این چارچوب صحرائی، سگ گله نیز در جایگاه پاسدار اسلام قرار میگیرد، و شبان، در ردة خداوند، بگذریم.
در چنین شرایطی است که از زندگی یک لات چاقوکش به نام حاج بخشی «مستند فاخر میسازند!» چرا؟ چون نوچة خانوم سیحون «هنردوست» در سنگر مردمپرستان لنگر انداخته بود. به گزارش «جهان نیوز» مورخ 28 دیماه، این مأموریت پرافتخار به شبکة دوم صدا و سیمای «قلعة حیوانات» سپرده شده. و مهرنیوز، مورخ 17 دیماه 1390، آخرین مصاحبه با «پرسوناژ مستند فاخر» را به این شرح منتشر کرده:
«[...] موسوی که استعفا داد، آمد دفتر سیداحمد، من هم آنجا بودم. گفتم: خجالت نکشیدی آمدهای اینجا؟! الان باید بازوی امام باشید بیغیرتها! [خبرنگار میپرسد چیزی نداشت بگوید؟ نوچة معصومه خانوم پاسخ میدهد] چه داشت بگوید؟ همه چیزش را از مردم داشت. شغل به او دادیم [...] نیرو دادیم [...]»
بله، «مردم» را دستکم نگیریم، «توی دهن دولت میزنند»، خودشان هم دولت تعیین میکنند. جونم براتون بگه، از قدیم گفتهاند، «علف باید به دهن بزی شیرین بیاد.» علوفة تولید عموسام هم به دهان ملایان جمکران خیلی شیرین آمده؛ «علف نگو، عسل بگو!» از شما چه پنهان، این علف «عسلگون» به ویژه به دهان اکبر بهرمانی خیلی مزه کرده.
به گزارش ایسنا، مورخ 4 بهمن ماه سالجاری، اکبر هاشمی در مراسم سوگواری پیامبر«صاد»، و عین سوم و عین هشتم، اظهار داشت، پیامبر و ائمه وظیفه داشتند جامعه را از قید «نادانی» و «خرافات» رها سازند و موفقیتشان به دلیل استقبال «مردم» بود. و پیامبر از چنان محبوبیتی برخوردار بودند که بیا و ببین:
«[...] موفقيت [...] رسالت بزرگان دين در پرتو پذيرش و اقبالی بود که مردم به اين بزرگواران داشتند [...]»
میبینیم که «مردم» از قدیمالایام همهکاره بودهاند! بله، «مردم» با آغوش باز اسلام را پذیرفتند و پیامبر«صاد» با اتکا به همین «مردم» و بدون توسل به زور اسلامشان را به تمام دنیا فروختند. پایه و اساس این دروغهای شاخدار چیست؟ آیات قرآن و روایات معصومین! به عبارت دیگر، همان مبهمات و ترهاتی که قانون اساسی «قلعة حیوانات» بر آن تکیه کرده:
«هاشمی [...] با تأکيد بر آيات قرآن [...] و روايات معصومين، اتکاء به مردم را مبنای اسلام و گسترش آن خواند و تأکيد کرد [...] تبليغ اسلام مبتنی به زور نبود [...] پيامبر گرامی آنقدر نزد مردم محبوبيت داشتند [...] که مؤمنين نمیگذاشتند آب وضوی ايشان به زمين بريزد [...] واضح است در اين فضا برای پذيرش و گسترش اسلام و قرآن نيازی به توسل به زور نبود.»
مسلم است! امام علیشان هرگز گردن «کفار» را نزده، پیامبرشان هم به زور شمشیر اموال یهودیان را مصادره نکرده، و ... و خلاصه مهاجمان تازی در حالیکه دستهگلی از گلستانهای سرسبز صحرای حجاز به دست داشتند، لبخند بر لب به ایران حمله کردهاند. رستم فرخزاد بیدلیل به جنگ مسلمین رفت؛ بابک و مازیار اشتباه کردند و خلاصه «حق» با «افشین» خیانتکار بوده. یک میلیاردر روس به نام «پروخوروف» نیز نام حزباش را «امر حق» گذارده و مهمترین برنامة سیاسیاش این است که ازدواج کند! البته به شرط اینکه «مردم» او را همچون پیامبر «صاد» جمکرانی دوست داشته باشند و همه دست به کار شوند تا «آب وضوی» ایشان به زمین نریزد.
روزی از روزهای دیماه، حضرت «پروخوروف» در سایت فرانسه زبان نووستی فرمودهاند، اگر به ریاست جمهوری انتخاب شوم حتماً ازدواج میکنم؛ درست نیست رئیس جمهور «مجرد» باشد. یادآور شویم ایشان 47 سالهاند؛ خلاصه زنان دمبخت روس بکوشید تا پروخوروف انتخاب شود؛ شاید بخت شما نیز یاری کرده، بانوی اول شوید. برای اینکار اول باید «مردم» به پروخورف رأی دهند، تا شما بتوانید همسر آیندة رئیس جمهور آینده باشید و به «حق» خود برسید! اما امان از وقتی که «مردم» همراهی نکنند؛ افتضاح به بار میآید: مسافرت «اوغلو» به بروکسل لغو میشود؛ بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای نظارت بر فعالیتهای سرداران به ایران میآیند؛ و به فاصلة چند روز شاهد مرگ ناگهانی چهار سردار خواهیم بود!
سایت «اطلاعات. نت» مورخ 4 بهمن ماه سالجاری از مرگ ناگهانی «وفا غفاریان»، «عباس مهری»، «احمد سیافزاده» و «منصور ترکان»، فرماندهان سابق سپاه پاسداران خبر داده و مینویسد، سردار حسینعلائی، درگذشت چهار سردار سابق سپاه را تسلیت گفتهاند! یادآور شویم، سن سرداران متوفی بین 50 تا 55 سال بوده، و گویا همگی سکته کردهاند! البته توطئهای در کار نیست، شاید مصاحبة «شاهزاده و گدا» باعث مرگ اینان شده باشد، شاید هم بیانیة اوباما.
به استنباط ما سرداران راحل از مصاحبة «مفرح» اعلیحضرت خیلی شاد و شنگول شده بودند و با دمشان گردو میشکستند که ناگهان بیانیة اوباما گردوهایشان، ببخشید آرزوهایشان را بر باد داد! این بیانیه همچنین کیهان را نیز به عزای پدر نشاند! کیهان جمکران، مورخ 21 ژانویه 2012 گریهکنان در «خبر ویژه» نوشت، « پيام اوباما ميگويد جنبش سبز يعني كشك.» بله، اوباما مرگ جنبش سبز را تأئید کرد و این اوباما با این بیانیه رویاهای طلائی سرداران و کیهان را نقش بر آب نمود. مرگ جنبش سبز، مرگ حکومت جمکران است. حکومتی که از این بساط برای خود «اوپوزیسیون» ساخته و پرداخته بود و آب به آسیاب کیهانیها میریخت. کیهان نیز با چسباندن این اوپوزیسیون به آمریکا، واشنگتن را «مخالف» رهبر و حکومت معرفی میکرد و از رهبر پیزیافندی، تصویر «رستم صولت» ارائه میداد، تا ایرانیان بدانند و آگاه باشند که، «وقتی آمریکا در برابر رهبر به زانو درآمده، ملت ایران جای خود دارد!»
بله از آن وحشی بیابانی هم با همین «پف و نمها» قهرمان نبرد با شرق و غرب ساخته بودند. از مطلب دور نشویم، کیهان در همان صفحه که از «مرگ جنبش سبز» میگوید، بجای «گفت و شنود» همیشگی یک شعر بندتنبانی، تحت عنوان «پناهم ده» منتشر کرده که خیلی وصفالحال حکومت و «مردم» طرفدار این حکومت است. البته «بندتنبانی» کذا به بهانة سوگواری برای پیامبر «صاد» و «عیون» سوم و هشتم ـ عیون جمع عین است ـ بجای «گفت و شنود» همیشگی نشسته.
کیهان مینویسد، در آستانة سالروز رحلت پیامبر گرامی اسلام و شهادت امام حسن و امام رضا كه دلها داغدار است و چشمها اشکبار، ستون «گفت و شنود» را به سرودهای در وصف رسول خدا اختصاص ميدهيم. ما هم علامت تعجب نمیگذاریم! ولی سرودة کذا در واقع تکرار مزخرفات سردار اکبر است در باب مبارزة پیامبر با جهل و خرافات، و به صورت غیرمستقیم به صلح امام حسن نیز اشاره دارد.
سردار اکبر در ایسنا گفته، امام حسن به دلیل عدم همراهی «مردم» ناچار شد با معاویه صلح کند! در شعر بندتنبانی کیهان، سرایندة درمانده از دارندة «قول لااله» پناه میطلبد:
خدا كه غلغله قول لاالهات داد
يتيم آمدهام، ماندهام، پناهم ده
مسلماً مسائلی پیش آمده که هم به مرگ ناگهانی سرداران منجر شده؛ هم کیهان را در ماتم فرو برده؛ هم حنازرچوبه را حیرت زده کرده! به استنباط ما این مسائل پیامد چرخش سیاست آمریکاست که در قالب ملاقات «هنری کیسینجر» با نخستوزیر روسیه بروز کرده. یکروز پیش از انتشار کیهان، سایت فرانسه زبان نووستی، مورخ 20 ژانویه 2012 از ملاقات هنری کیسینجر با ولادیمیر پوتین خبر داد. یادآور شویم کیسینجر، وزیر اسبق امور خارجه به محافل جمهوریخواه نزدیک است، و از پیروان «ثبات» به شمار میرود؛ کودتای شیلی در دوران وزارت کیسنجر صورت گرفت. محفل نوبل هم پیش از کودتای شیلی به کیسینجر «نوبل صلح» اهدا کرد و به این ترتیب از عملیات آیندة ایشان حمایت به عمل آورد. شگفتا! محفل کذا با اهداء نوبل به برخی افراد، در واقع از عملکرد «آینده» اینان حمایت میکند نه از تلاش گذشتهشان. به همین دلیل پیش از اینکه پای اوباما به کاخ سفید برسد، یک نوبل صلح به ایشان تعلق گرفت، و نتیجه هم در برابر ماست: بهار خونبار عرب، کودتاهای مردمی، جنگ داخلی، و ... و خلاصه گسترش حکومتهای اسلامی در مناطق مسلماننشین جهت سرکوب ملتها با تکیه بر پدیدة موهومی به نام «معترض!»
ویژگی پرسوناژ «معترض» این است که همچون اوباش سبز و امام روشنضمیر میرحسین، هرگز نمیگوید چه میخواهد. «معترض» فقط میگوید چه نمیخواهد! به عبارت دیگر معترض جز نفی و تخریب هیچ برنامهای ندارد. به همین دلیل دیدهبان حقوقبشر در نیویورک برای «معترض» و اسلام سیاسی سینه چاک میدهد و رسانههای جمکران مواضع «مترقی» دیدهبان کذا را در بوق میگذارند.
حنازرچوبه، مورخ دوم بهمنماه سالجاری، در مطلبی با کد: 30777001 به نقل از دیدهبان حقوقبشر مینویسد، غرب به دلیل هراس از «اسلام سیاسی»، با دیکتاتورها کنار میآید! ولی دیدهبان کذا نمیگوید که این است همان دور باطل کودتای «شیخ و شاه!» هم شیخ کودتاچی و برانداز است، و هم شاه! حاکمیت هر دو نیز در گرو تل موهوم «مردم» قرار گرفته! تل موهومی که در هر قالب و صورتی که بروز کند، انسانستیز باقی مانده و با مفاد اعلامیة جهانی حقوق بشر در تضاد قرار خواهد گرفت. در نتیجه، حضور «شاهالله» که چماقها را از هم اکنون از غلاف بیرون کشیده و تیز میکنند، و میخواهند ما را به جرم «توهین به شخص اول مملکت» تنبیه فرمایند بگوئیم، نمیتوانید رفراندوم ابله فریب «جمهوری اسلامی آری، یا نه؟» را اینبار در قالب «شاه بهتر است یا شیخ؟» بر پا کنید. بله نمیتوانید چنین خیمه شب بازی مهوعی به راه اندازید و چنین استدلال فرمائید که چون خمینی بدتر از شاه بود، اینک پس از 33 سال میباید دست و پای اعلیحضرت را ببوسیم که میخواهند با توسل به همان «مردم»، ما ملت را یکبار دیگر از چاله به چاه رهنمون شوند!
ببین خودمان بماند این «شاهالله» به مراتب از «شیخالله» که فرسوده شده، خطرناکتر و درندهتر است، چرا که طی 33 سال آرمیده و حسابی نفس تازه کرده. در عوض، محفل «کارتر ـ برژینسکی» که فرسوده شده، برای گسترش توحش، «کنت راث»، مدیر اجرائی دیدهبان حقوقبشر در نیویورک را به «نکاح» آخوند مکارم در میآورد؛ پیوندشان مبارک! گزارش «حنازرچوبه» بخشی است از «ماهعسل» رویائی این زوج خوشبخت:
«[...] ترس از اسلام سیاسی؛ عامل دوستی غرب با دیكتاتورها است[...]كنت راث، مدیر اجرائی دیدهبان حقوق بشر گفت [...] نباید سكوت اجباری مردمی را كه تحت رژیمهای خودكامه هستند با رضایت و آسودگی خاطر آنها اشتباه گرفت [...] این سازمان [...] از دولتهای غربی خواست كه به صورت مداوم [...] از معترضان صلحجو حمایت كرده و رهبران خودكامه و همچنین دولتهای در حال ظهور جدید را برای اجتناب از خشونت تحت فشار قرار دهند.»
کنت راث چه میگوید؟ همان مزخرفاتی را تکرار میکند که از زبان خمینی دجال میشنیدیم؛ همان چرندیاتی که 33 سال است در رسانههای جمکران بازتولید میشود، و در واقع همان پروپاگاند تولید طویلة مککارتی است جهت تشویق دخالت دین در سیاست. سیاستی که استعمار غرب بیشرمانه برآن پای میفشارد و جیرهخواراناش آن را واژگون مینمایانند. امروز که حمایت غرب از اسلامگرایان و به طور کلی از خرابکاران و تروریستها آشکار شده، «کنت راث» در کمال وقاحت و حماقت ادعا میکند، «غرب از اسلام سیاسی میهراسد!» و شاهدیم که «اسلام سیاسی»، به ویژه در ایران، افغانستان، عراق، ترکیه و پاکستان به بهترین وجه منافع غرب را تاکنون تأمین کرده. حال باید از زوجة خوشبخت نیویورکی آخوند مکارم بپرسیم، چگونه میتوان پذیرفت که «ارباب» از سگ درگاه خود هراس داشته باشد؟! و اگر غرب از اسلام سیاسی میهراسد، چرا دکان حقوقبشر نیویورک و ملایان آدمخوار جمکران، در همسوئی با یکدیگر شعارهای جیمیکارتر منفور را نشخوار میکنند؟
توان و توشه به پايان رسيده بود، ولي
خدا رسيد به فرياد و زاد راهت داد
[...]
خدا كه دست تو را خواند و دستگاهت داد
همسوئی دیدهبان حقوقبشر در نیویورک با ملایان «قلعة حیوانات» را به فال نیک میگیریم. قدیمیها میگفتند، «کله پز برخاست، سگ جایاش نشست.» اینک به عیان میبینیم که سگ با «حفظ سمت» به آغوش کلهپز پناه برده!
نسخة پیدیاف ـ گوگل
نسخة پیدیاف ـ گوگل(بارگیری)
نسخة پیدیاف ـ سکریبد
نسخة پیدیاف ـ فایلدن
نسخة پیدیاف ـ سیایکس
نسخة پیدیاف ـ شوگرسنک
نسخة پیدیاف ـ باکسنت
نسخة پیدیاف ـ کلمهئو
نسخة پیدیاف ـ داکستاپ
نسخة پیدیاف ـ داکستاک
نسخة پیدیاف ـ هیوجدرایو
نسخة پیدیاف ـ مدیافایر
نسخة پیدیاف ـ دیوشیر
نسخة پیدیاف ـ پیبیورکس
نسخة پیدیاف ـ ستورگیت
نسخة پیدیاف ـ آرونا
فیلترشکنهای جدید26ژانویه2012
anonymunlock.info
playproxy.com
proxycruises.info
camoproxy.info
unlockingweb.info
shaadimubarakuk.com
unblockwebsite.co.uk
anonymoustunnels.info
saikesavabooks.in
shizopets.com
urlsubmit1.info
proxyfofree.com
unmaskthesite.info
letmetrythisplease.info
newip.us
proxies.biz
omgitseasy.info
desivibesuk.com
privacyunblocker.info
proxysite.in
cardiffbuzz.co.uk
letsrevealit.info
https://poxy.co
desivibes.us
hyperunblock.info
mailexcel.com
urlsubmit8.info
freeunlocker.com
helptounlock.info
desivibes.tv
onlineearnmoney.in
unblockcashnhits.info
incloak.com
bypasstunnels.info
rubysolar.in
unblockedpages.com
supergreenstuff.com
hyperunblocker.info
turbounblock.info
sneakyblue.com
kainclothing.com
topproxies.net
armanipurses.com
shieldproxy.com
sdhigndesigns.in
freeproxy2012.info
urlsubmit9.info
proxyspirit.info
freewebproxy2012.info
inlocaltv.net
Posted at 11:34 am by nahid-roxan
Permalink
Sunday, January 22, 2012
«[شازده] اسدالله میرزا با کمک آقاجان و دائیجان سرهنگ، دائیجان ناپلئون را راضی کردند که به ملاقات با نمایندة قشون انگلیس تن در دهد [...] سرجوخه اشتیاقخان [...] به محض ورود پاشنة پاها را بهم کوبید و دست را به علامت سلام نظامی به عمامهاش برد: گودآفترنون سر...»
منبع: ایرج پزشکزاد، «دائیجان ناپلئون.»
در این ماه فرخندة ژانویة سال 2012 خوشبختانه فرصتی دست داد تا دولت چین دست نوازشی به سر و گوش «دومینیک شتروس ـ کان» و عیالشان بکشد. پیشتر گفتیم که بعضیها آرزو داشتند «دشک» را به عنوان سوسیالیست بجای سرکوزی در کاخ ریاست جمهوری فرانسه بنشانند که خوشبختانه آرزوهایشان برباد رفت. اصولاً امسال، سال بر باد رفتن رویاهای محفل اسلامنواز و اسرائیلپرست، یا همان محفل «حاجی ابوتراب»، پرسوناژ رمان معروف صادق هدایت است. اما فراموش نکنیم، دولت چین، دولتی است «علوی» و یار مستضعفان! از اینرو پس از اینکه «دشک» به فرانسه بازگشت و از دستراستیها متلک شنید و سوسیالیستها هم خواستند اما نتوانستند استقبال لازم را از این شخصیت «برجسته» به عمل آورند، دولت چین ایشان را به پکن دعوت نمود تا با سخنرانی در یک کنفرانس اقتصادی از انزوا خارج شوند. بعد هم بروکسل از این اقتصاددان «سرشناس» دعوت کرد و ... و اینچنین بود که عیال ایشان نیز از گوشة عزلت خارج شده، در راس «هافینگتون پست» فرانسه زبان لنگر انداختند! خلاصه محفل این زوج خوشبخت در بیشرمی و وقاحت از اعضایاش هیچ کم ندارد. اما معجزات محفل کذا به این مختصر محدود نمیماند؛ کافی است به مصاحبة شاهزاده رضا پهلوی با آقای رئیسی در «انجمن سخن» بنگریم!
مژده به اهالی مرز پر گهر! شاهزاده رضاپهلوی از جایگاه واقعیشان خارج شده به عضویت حزب عوامفریب توده در آمدهاند، تا برای ملت ایران «نهضت عاظادی» به راه اندازند!
«حق انتخاب آزاد» انسان را به رسمیت بشناسیم! یک زن هنرپیشه که از بد روزگار ایرانی است، «نوامیس اسلام» را خدشه دار کرده و دیگ تعهد آخوندکهای چادرپرست جنبش سبز را به جوش آورده! اینان که سیاستشان عین دیانتشان است، موجودیت انسان آزاد را به رسمیت نمیشناسند، در نتیجه هر کس نفس بکشد، میباید به اینان توضیح دهد به طرفداری از کدام سنگر نفس کشیده. از اینرو اگر هنرپیشهای در برابر دوربین برهنه شود، و تصاویر برهنهاش زینتبخش صفحات رسانهها گردد، شیخکها بلافاصله از این عمل سوژة بحث سیاسی و اخلاقی و اجتماعی میسازند.
به همة متفکران چادرپرست که با «حریم خصوصی» بیگانهاند یادآور شویم، پیکر آن هنرپیشة ایرانی به دیگران تعلق ندارد! از تصاویر برهنة گلشیفته برآشفتهاید؟ این تصاویر ارزشهای انقلابتان را مخدوش میکند؟ هیچ اجباری برای زل زدن به آنها ندارید! میتوانید سر بر سجاده بگذارید و هزاران هزار بار قادر متعالتان را شکر گوئید که در توحش و حماقت رستگار شدهاید! در هر حال، این تصاویر سوژة بحث سیاسی نیست. شما و همپالکیهایتان به هیچ عنوان نمیتوانید خود را در جایگاه «قیم» دیگران قرار دهید، به «قضاوت» بنشینید، و حکم صادر کنید.
یک هنرپیشة «بالغ» و «برخوردار از عقل سلیم» که قانوناً تحت «قیمومت» هم قرار ندارد، در برابر دوربین عکاسی برهنه شده؛ این موضوع فقط به آن هنرپیشه مربوط میشود و بس! گذشت آن دوران شیرین که فاشیستها برای خلقالله «هنر متعهد» اختراع کرده بودند. فعالیتهای انسانی، از جمله «هنر» و «غیرهنر» در خدمت «سیاست» و به ویژه در خدمت توحش مقدسات قرار نمیگیرد. اینهمه قابل توجه شاهزاده رضا پهلوی که ضمن مرزشکنی و خروج از جایگاه واقعی اجتماعیشان، زیر درخت سیب نشسته و با شعار دمکراسی و حقوق بشر ما را به شیوة بعضیها به «وحدت کلمه» فرا میخوانند!
بله مصاحبة اعلیحضرت با آقای رئیسی را از دست ندهید! در این مصاحبة مفرح، جناب رئیسی و شاهزاده موفق شدند ضمن انتقاد از «مردهپرستی» و «اشرافیات» یک دیگ آش شلهقلمکار برایمان بار بگذارند که در آن دمکراسی و حقوقبشر در کنار شمر و یزید، شبلی و بایزید و دست در دست نادرشاه و صفویه و مصدق و رضاشاه و بیژن جزنی و ... عوامگرائی و «سردار اشتیاقخان هندی»، پرسوناژ رمان دائیجان ناپلئون قلقل میکرد. از همه مهمتر، رضا پهلوی توانست در این میانه نقش «نخودی» بر عهده گرفته، و وعدة دستبوسی و پابوسی بدهد! بخش پایانی وبلاگ امروز را به «گفتگوی» شاهزاده و گدا اختصاص میدهیم.
چگونه میتوان سناریوی براندازی 22 بهمن 1357 را در ایران «بازتولید» کرد؟ پاسخ به این پرسش بسیار ساده است، از طریق «بازتولید» شرایط مشابه! به عبارت دیگر کافی است بوق آنگلوساکسونها چنین القاء کند که ما ملت، در ژانویه 1979، یعنی در دوران صدارت شاپور بختیار منجمد شدهایم، و کشورهای همسایه، به ویژه همسایة شمالیمان نیز در همین برهة «مقدس» یخ زدهاند! روشنتر بگوئیم، همه میباید بپذیرند که از 33 سال پیش تاکنون آب از آب تکان نخورده! به ویژه لازم است که ملت ایران حتماً در چنین توهمی شناور شود، تا یکبار دیگر لندن و واشنگتن بتوانند خرلنگشان را به سرمنزل مقصود برسانند. خری که به گل نشسته و یانکیها را ناچار کرده مطالباتشان را مستقیماً بر زبان آورند!
بله، محفل «کارترـ برژینسکی» دیگر نمیتواند از زبان آن وحشی بیابانی سخنپراکنی کرده و مطالبات کاخسفید را مطالبات اسلامی «مردم» جا بزند. در نتیجه، باراک اوباما ناچار شده شخصاً خواهان رفتن «بشار اسد» شود. و به همین دلیل است که «بشار اسد باید برود»، بجای «شاه باید برود» نشسته. به گزارش «نیوزها» و «پرسها»، در تاریخ 19 ژانویه، باراک اوباما طی دیدار با پادشاه اردن گفت: «بشار اسد باید برود!»
روشنتر بگوئیم، یانکیها برای فرو بردن سوریه در «بهار» نکبتبار عرب خیز برداشتهاند و میخواهند از یکسو این کشور را به طویلة اسلام و نماز و «چادرسیا» تبدیل کنند، و از سوی دیگر با سازمان دادن به براندازی در ایران از ارتباط میان بغداد و دمشق با تهران ممانعت به عمل آورند. جالب اینجاست که یانکیها در رسانههایشان هم رهبر «قلعة حیوانات» را به پشتیبانی از بشار اسد متهم میکنند، و هم روسیه را حامی جمکران مینمایانند. همزمان، رسانههای رسمی جمکران نیز با توسل به «تحریف» سخنان مقامات روسیه، میکوشند مسکو را طرفدار حکومت اسلامی جلوه دهند! حال آنکه موضعگیری صریح نخستوزیر روسیه و معاوناش، دیمیتری روگزین بر ضد اسلامگرایان و حامیانشان در غرب نشان میدهد که روسیه به طور کلی با اسلامگرائی، و به ویژه با حکومت نظمستیز کفنفروشها مخالف است. در واقع تبلیغات مضحک رسانههای جمکران در راستای تحرکات آخوندکهای جنبش سبز، یعنی با هدف ایجاد نفرت از روسیه صورت میگیرد. منطق این تبلیغات بر این اصل استوار شده که هر ایرانی آزادهای از حکومت اسلامی نفرت دارد، در نتیجه، حامیان «فرضی» قلعة حیوانات نیز از این نفرت بیبهره نخواهند ماند.
این است دلیل فوران سخنان لاوروف، پوتین و ... و «کارشناس روس» در خبرگزاری ایسنا، حنازرچوبه، «فارصنیوض» و ... و این است دلیل جنجال بیبیسی و رادیوفردا پیرامون حمایت مسکو از دولت سوریه! اینان به صورت غیرمستقیم با توسل به سوریه، روسیه را حامی جمکران جا زدهاند، حال آنکه روسیه با اعمال خشونت در سوریه رسماً مخالفت کرده و واشنگتن و متحداناش در شورای امنیت حاضر نیستند پیشنویس قطعنامة روسیه را در مورد سوریه مورد بررسی قرار دهند، چرا؟ چون در این پیشنویس توسل به «خشونت» از سوی دولت و مخالفاناش محکوم شده. برای دریافت ابعاد خشونتطلبی و توحش مدعیان دفاع از حقوق بشر در لندن و واشنگتن بد نیست سری به مطالب سایت فارسی نووستی بزنید. ارتش آدمخوار ناتو میخواهد سناریوی لیبی را در سوریه نیز به صحنه بیاورد! و اما در باب طرفداری حکومت جمکران از دولت لائیک سوریه، نیم نگاهی به سخنان ابلهانة نمایندة ویژة مقام معظم در دمشق کفایت خواهد کرد. سخن از «چادرسیا» و نماز و این حرفهاست!
شیخ طلبالدین فرصتبن پفیوز، به نقل از امام پشمالدین رذالی میفرماید، چون مایکل مکفال ابنعسگری در رکاب حضرت ویلیام ابن «برنز» سلامالله به مسکو وارد شدند، زمین شکر بوسیده به نماز ایستادند و دست به دعا برداشتند و چندان گریستند که اهود باراک بر آنان نازل شده و فرمود: یا ایهاالذین قاتلوا؛ «تهاجم فیایران، لایزال جدا بعیدا!» و در این هنگامه بود که با «آیات» اهود باراک، وزیر دفاع اسرائیل، باراک اوباما پادشاه اردن را ندا داد: «بشار اسد باید برود!»
یا درخت سیب فی نوفل لوشاتو! یا بمب اتم! یا امام غریب! به دادشان برسید که «دانشمند هستهای» فرانسه، «ترز دلپش» ترور نشد؛ از غصة شکست برنامة یانکیها دق کرد! از اینرو کیهان جمکران که «بیدانشمند» مانده بود به خشتک «دکتر اکبر اعتماد» آویزان شد! پس کیهان را با خشتک «دکتر اعتماد» رها میکنیم و باز میگردیم به مرگ «ترز دلپش!»
در غم رفتنات ای یار عزیز ...
فرانس پرس، مورخ 18 ژانویه 2012، خبر مرگ این دانشمند «فرهیخته» را انتشار داد. علت مرگ ایشان مشخص نیست! ولی مسلماً این دانشمند در سوگ شکست برنامة تجهیز ایران به سلاح هستهای ماتم گرفته بودند و ... و به استنباط ما «حسینوار» به استقبال مرگ شتافتهاند. شاید هم گلولهای که به مغز احمدیروشن شلیک شد، به ایشان هم اصابت کرده باشد! یادآور شویم، حکومت کفنفروشها دروغ میگوید، مرگ احمدیروشن بر اثر انفجار بمب نبود! پس بازگردیم به موضوع خودمان، یعنی «دلپش.» ایشان از بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی بودند که در دورة ریاست البرادعی خودفروخته بر این سازمان، در رسانههای جمعی فرانسه طوطیوار تکرار میکردند، «اطمینان دارم عراق سلاح کشتار جمعی دارد!» بله به ارادة پنتاگون خیلیها به این حقیقت الهی «اطمینان» داشتند، مادام دلپش هم یکی از هماینان بود که رفت و «علی» را تنها گذاشت.
«علی»، رهبر قلعة حیوانات است که حنازرچوبه وصف فعالیتهای سیاسیاش را حذف کرد و ناچار شدیم برای آشنائی با سوابق درخشاناش به سراغ «مرکز اسناد انقلاب اسلامی» بشتابیم. علی خامنهای، در باب آغاز فعالیت سیاسیاش چنین میگوید، «بله ماه محرم بود دیدیم سینماها را تعطیل نکردهاند. اعلامیهای تنظیم کردیم و آن را به مردم دادیم؛ مجبور شدند سینماها را تعطیل کنند چون امر به معروف و نهی از منکر در قرآن کریم مورد تأکید قرارگرفته و...» و خلاصه این است معنای امر به معروف و نهی از منکر: تکیه بر باورهای مبهم و مقدس انگاشته شده جهت ایجاد مزاحمت برای کل جامعه.
میبینیم که در دورة پهلوی، ساواک و شهربانی «مدرن» بجای مبارزه با لات و اوباش دستاربند، به سرکوب مخالفان اینان مشغول بود. به عنوان نمونه، همچنانکه پیشتر هم گفتیم، مصطفی رحیمی پس از انتشار مقالة «روشنفکران ایران محکوماند» از طرف همین ساواک ممنوعالقلم شد! ولی هیچکس از حوالة ارز برای عمله و اکرة انجمنهای اسلامی در غرب یا برای روحالله خمینی در عراق ممانعت به عمل نیاورد، بگذریم. حال میباید از این گوسالة ننهحسن، رهبر قلعة حیوانات که بر اساس بیبیگوزک شیعیمسلکان و با تکیه بر مبهمات قرآن، «سینما» را در ردة منکرات قرار داده بپرسیم، مگر در صدر اسلام «سینما» و عزاداری برای حسین وجود داشته که «منکرات» در کارتان بیاید؟ اگر روال چنین است، پس دیگزودپز و یخچال و تلویزیون و ... و اتومبیل هم میشود «منکرات» و استفاده از آنها در «ماه محرم» میباید ممنوع شود، چرا؟ چون در ماه محرم شمر و یزید، امام حسین «عین» را گویا «شهید» کردهاند! حال که به شمر و یزید رسیدیم برویم به سراغ مصاحبة آقای رئیسی با شاهزاده رضا پهلوی.
این مصاحبه را «یوتوب» در اختیار شوتوپرتها گذاشته تا حسابی لذت ببرند. اولاً فیلم مصاحبه وجود ندارد! یک تصویر از رضا پهلوی دیده میشود و بس! در پس پردة این تصویر نیز مصاحبة فرضی در «جریان» است. ابتدا آقای رئیسی چند بار «استارت» میزنند و «ئه، ئه» میکنند تا سرانجام موتورشان به هلک هلک افتاده و پتوپتکنان راه افتد. خلاصه وجه تسمیة «انجمن سخن» همان حکایت «زنگی است و کافور!» نه «سخن» سنجیدهای در کار است و نه انجمنی در خور!
آقای رئیسی پس از انتقاد از «مردهپرستی»، یادی از «دکارت» و «توکویل» کرده، به رضا پهلوی میفرمایند، آقای «رضای پهلوی!» شما که مثل پدر و پدربزرگتان نمیاندیشید! شاهزاده هم پاسخ میدهند، «به هیچ عنوان! ما زمان و مکان را در نظر میگیریم و خواهان دمکراسی و حقوقبشر هستیم و ...» و باز هم آقای رئیسی به «استارت» زدن پرداخته و در لابلای «ئه، ئهها» به ما میگویند، «نادرشاه خیلی مردمی بوده و ...» و رضا پهلوی بلافاصله گوشی به دستاش میآید که لازم است، «شاه» نیز مثل آخوند جماعت، «مردمی» و «خاکی» و از این حرفها باشد. و از همه مهمتر اینکه، میباید اعلیحضرت شیوة بیان «عامیانه» را رعایت فرمایند، چرا که در عرصة سیاست ایران، عوامپرستی و ابتذالگرائی رمز «پیروزی» انگاشته میشود! منافع لندن و واشنگتن چنین ایجاب میکند.
اینچنین است که حضرت والا با نفی جایگاه واقعی اجتماعیشان، خود را «یک ایرانی»، مثل هر ایرانی دیگر برشمرده و میفرمایند، «من هیچ توقعی ندارم، من دست و پای هر کسی را که به این نهضت آزادی کمک کند میبوسم! » بله، رضا پهلوی، ولیعهد محمد رضاشاه و نوة رضا شاه، که در تبعید تاجگزاری هم کرده، با دیگر ایرانیان هیچ تفاوتی ندارد! عجیب است که ایشان خود را مدافع نظم دمکراتیک و اعلامیة جهانی حقوقبشر معرفی میکنند، حال آنکه خروج از جایگاه واقعی اجتماعی، فینفسه عملی است ضددمکراتیک! چرا که چنین خروجی نظم دمکراتیک جامعه را در هم میشکند.
در یک دمکراسی هر فرد از جایگاه ویژهای برخوردار است و فقط در چارچوب این جایگاه است که میباید «وظایف» محوله را به انجام رسانده و پاسخگوی رفتار و کردار خود باشد. از منظر حقوقی، خروج از این جایگاه واقعی «قانون شکنی» شمرده میشود. به عنوان نمونه، خروج «پادشاه» از جایگاهی که قانون برای وی مشخص کرده نقض قوانین است و «نقض قانون»، یعنی ارتکاب جرم!
به صراحت بگوئیم، رضا پهلوی با خروج از جایگاه خود در عمل برای نقض قانون خیز برداشته، نه برای دفاع از حقوق بشر. به همین دلیل است که میگوید و باز میگوید: «من به خرد جمعی معتقدم و هر چه مردم بخواهند، همان است!» حال آنکه بر خلاف توهمات ایشان «خردجمعی» همان گسترش توحش و توهم است. بهتر بگوئیم، در ادبیات سیاسی معاصر خردجمعی جز «پوپولیسم» نیست. حداقل تظاهرات طرفداران موسوی و پیوستن مخالفان حکومت اسلامی به اینان در عمل ابعاد این به اصطلاح «خرد جمعی» را به صراحت نشان داد.
کدام عقل سلیمی میپذیرد که مخالفان حکومت دین، همصدا با اوباش طرفدار موسوی جلاد و کروبی شیاد پای به خیابانها بگذارند؟! مگر میرحسین موسوی در هیچ مقطعی از موجودیت سیاسیاش «طرفدار» دمکراسی و حقوق بشر بوده؟ هرگز! به گواهی بیانیههای مضحک «تنها» مخالف فرضی حکومت اسلامی، میرحسین خواستار بازگشت به دوران توحش امام خمینی بوده و بس! به عبارت دیگر، تحمیل حجاب به زن ایرانی، ارسال نفت رایگان به اروپا، و ... و خصوصاً تداوم جنگ تا نابودی اسرائیل! اما آنها که با فریاد «مرگ بر حکومت اسلامی» در تظاهرات تهران شرکت کردند، نمیتوانستند خواهان بازگشت به دوران نورانی آن وحشی بیابانی باشند! اینان با مشاهدة تظاهرات اوباش حکومت فرصت را برای ابراز نارضایتیشان غنیمت شمردند و دیدیم که بجز یکی دو نفر از خودیها که گویا اشتباهاً به قتل رسیدند، دیگر قربانیان جنبش منفور سبز همه از مخالفان حکومت اسلامی بودند!
مطالبات باند «مردمی» آقای رئیسی نیز در همین چارچوب توحش قرار گرفته و شاهد بودیم که شاهزاده نیز زیر درخت سیب نشسته و در کنار «مردم» لمیده بودند. و اما بر عکس رئیسی که در سربالائی به «فس فس» افتاده بود، موتور شاهانه خیلی خوب کار میکرد، ایشان چند بار تختگاز کنار «مردم» نشستند، و چندین بار در بوق «دمکراسی سکولار» و «جدائی دین از حکومت» دمیدند و در برابر موسوی و کروبی هم ترمز نکردند تا همه بدانند شاهزاده تغییر موضع داده و دیگر از ایندو جنایتکار حمایت نمیکند. اما نمیدانیم چه شد که «رضای پهلوی» چندبار پشت سرهم فرمودند، «دیرم شده باید بروم!» ولی مگر رئیسی ول کن بود! ایشان هی «استارت» میزدند، و پس از چانه زدن با به قول خودشان «رضای پهلوی» بر سر بهای قالیچه توافق کردند و ... و توانستند برای گرمتر کردن بازارشان پرسوناژ «روزنتال» را هم وارد صحنه کنند.
خانم روزنتال همانطور انگلیسی صحبت میکردند که «سردار اشتیاقخان هندی» در سریال دائیجان ناپلئون! و به قول مش قاسم دروغ چرا؟ شاید برای ایفای همین نقش قالیچهای هم از دائیجان سرهنگ «دستمزد» گرفته بودند!
نسخة پیدیاف ـ گوگل
نسخة پیدیاف ـ گوگل(بارگیری)
نسخة پیدیاف ـ سکریبد
نسخة پیدیاف ـ سیایکس
نسخة پیدیاف ـ شوگرسنک
نسخة پیدیاف ـ باکسنت
نسخة پیدیاف ـ کلمهئو
نسخة پیدیاف ـ داکستاپ
نسخة پیدیاف ـ داکستاک
نسخة پیدیاف ـ هیوجدرایو
نسخة پیدیاف ـ مدیافایر
نسخة پیدیاف ـ دیوشیر
نسخة پیدیاف ـ پیبیورکس
نسخة پیدیاف ـ ستورگیت
نسخة پیدیاف ـ آرونا
فیلترشکنهای جدید22ژانویه2012
todayunlock.info
aroragroup.co.uk
supergreenstuff.com
cardiffbuzz.co.uk
acgroup.in
idealearnings.in
foxy-proxy.info
onemicmanagement.co.uk
saikesavabooks.in
marapetsfansite.com
urlsubmit9.info
desivibes.tv
kainclothing.com
stargateblog.net
newip.us
blackrevealer.info
unmaskthesite.info
privacyunblocker.info
shizopets.com
hidesmart.com
omgitseasy.info
sneakyunblock.info
urlsubmit7.info
funkypenguinpromotions.co.uk
urlsubmit0.info
bluerevealer.info
mitproductions.com
onlineearnmoney.in
orangerevealer.info
proxyspirit.info
urlsubmit4.info
https://proxymyip.com
proxysite.in
sneakyblue.com
unlockingweb.info
worldunlocker.info
rubysolar.in
sdhigndesigns.in
anonymoustunnels.info
urlsubmit3.info
jroudh.com
urlsubmit5.info
freeunlocker.com
helptounlock.info
375961d56.com
jaisoft.in
desivibesuk.com
megatunnel.info
anonymunlock.info
internetunblocker.info
Posted at 12:02 pm by nahid-roxan
Permalink
Thursday, January 19, 2012
اگر مایکل مکفال، سفیر جدید یانکیها در روسیه، بدون تحمل لاتبازیهای رایج حکومت اسلامی، به سرنوشت «چیلکات»، سفیر علیاحضرت در جمکران دچار شد هیچ تعجب نمیکنیم! به گزارش سایت فرانسه زبان نووستی، مورخ 16 ژانویه 2012، مکفال در حضور ویلیام برنز، استوارنامة خود را به «سرگئی ریابکوف»، معاون وزارت امور خارجه و مشاور دیمیتری مدودف تقدیم داشته! بین خودمان بماند، با توجه به اظهارات تند پوتین و دیمیتری روگزین، و تعلیق مانور نظامی «آمریکا ـ اسرائیل»، هوا باید خیلی پس باشد! و هوا حتماً خیلی پس است که «بیبیسی»، بجای فروش «آیتالله مترقی»، قصد دارد با توسل به نامة «مصطفی رحیمی» آخوند را به مخاطب حقنه کند.
بوم! شاید باور نکنید، ولی این صدای دهشتناک برخورد «پرهیب» بود با «سراب!» برخوردی که برق از چشم اربابان حکومت اسلامی و شیخکهای حاشیة خلیج فارس پراند و باعث قطع برق استانبول شد و ... و دنیای «دون» را به کام حضرت دیوید کامرون خیلی خیلی تلخ کرد! چرا که ایشان بلافاصله دریافتند، هم برنامة جنگافروزی و براندازی در سوریه منتفی شده و آرزوهایشان برباد رفته، و هم امنیت مسیر تاراجشان مورد تهدید قرار گرفته! البته هنوز خبر ناپدید شدن هواپیمای نظامی ترکیه منتشر نشده بود، در غیر اینصورت «برق» بیشتری از چشم حضرات میپرید.
خلاصه مانور دریائی سپاه که با هدف تأمین امنیت شاهراههای «تاراج» آنگلوساکسونها به راه افتاد و به مضحکة «نجات» به اصطلاح «ماهیگیران» فرضاً اسیر ایرانی توسط نظامیان یانکی انجامید، در صحرای حجاز به تراژدی «برباد رفته» تبدیل شد. بله، طی مانور هوائی «فرانسه ـ آمریکا» در شمال غربی عربستان، یک فروند میراژ با یک فانتوم برخورد کرد؛ بدون تلفات جانی! پیامدهای این برخورد جادوئی، تعلیق مانور مشترک «آمریکا ـ اسرائیل»، سرشکستگی «اوغلو»، ورشکستگی دکان رهبر «قلعة حیوانات» در سوریه و ... و از همه مهمتر دخیل بستن بنگاه «بیبیسی» بود به مصطفی رحیمی!
یادآور شویم معادل «فانتوم» و «میراژ» در زبان فارسی به ترتیب «پرهیب» است و «سراب!» البته واژة «شبح» را نیز میتوان معادل «فانتوم» قرار داد؛ ولی بین «شبح» و «پرهیب»، ما واژة «پرهیب» را برگزیدیم؛ چرا که به اشباح و ارواح ارجاع نمیدهد و اسرارآمیزتر و فریبندهتر است. و اما به عنوان معادل «میراژ» به همان واژة «سراب» اکتفا میکنیم که میتواند به اهداف مانور نظامی «آمریکا ـ فرانسه» در عربستان هم ارجاع دهد! این مانور هوائی، از قضای روزگار، در شمال غربی عربستان در جریان بود؛ که ناگهان ... بوم! در نتیجه، بیبیسی و رادیوفردا خنزرپنزرهایشان را به حراج گذاشتند، و ژنرال «دمپسی»، رئیس ستاد مشترک ارتش ایالات متحد راهی اسرائیل شد تا مانور نظامی «آمریکا ـ اسرائیل» را به تأخیر اندازد. در همین گیرودار وزارت امور خارجة آلمان اعلام داشت، دیدار سران فرانسه و آلمان با ماریومونتی در رم به تعویق افتاده. یادآور شویم قرار بود مرکل و سرکوزی، روز فرخندة 20 ژانویه راهی ایتالیا شوند که نخواهند شد؛ شاید اینهم یکی از پیامدهای برخورد «فانتوم» با «میراژ» باشد!
آری، در پی برخورد «پرهیب» با «سراب»، مصطفی رحیمی هم در ادبیات بیبیسی اسلامگرا از آب در آمد! نظر به اهمیت موضعگیری مصطفی رحیمی در برابر بمباران رسانهای غرب و در تقابل با شارلاتانیسم گروههای سیاسی ایران، بخش پایانی این وبلاگ را به بررسی مواضع رحیمی در «بیبیسی» اختصاص میدهیم. این بررسی از قضای روزگار با دمیدن رادیوفردا در بوق «سردار منتقد» و زهراخانوم «بیمار» تقارن زمانی یافته. سردار منتقد کسی نیست جز علائی نابکار؛ کسی که همچون میرحسین موسوی، 33 سال است هم از توبره میخورد، هم از آخور و ناگهان هوس کرده در جایگاه مبهم «منتقد» و «معترض» و «مخالف» بنشیند، چرا؟ چون منافع ارباباناش در لندن و واشنگتن تهدید میشود.
پیش از ادامة مطلب، حضور مسئولان بسیار «شریف» رادیوفردا بگوئیم، هر کس با دولت و حکومت جمکران «مخالف» باشد، و از نظام توحش «انتقاد» کند، الزاماً خواهان دمکراسی نیست. در نتیجه، شما عزیزان وقت گرانبهایتان را برای فروش خنزرپنزرهای باقیمانده از فاشیسم اسلامی، نظیر «آیات عظام مترقی»، «سرداران معترض»، «منتقدان دولت» و به طور کلی مخالفان «ظلم» و «ستم» و «استکبار» و غیره تلف نکنید! ما ملت بنجلهای شما را نخواهیم خرید؛ از قدیم گفتهاند، مال بد بیخ ریش صاحباش. زهرا خانوم و میرحسین و شیخ مهدی و شرکاء ارزانی شما! برخلاف توهمات کارفرمایانتان، شکست مفتضحانة دیپلماسی جنگافروزی در سوریه جبرانپذیر نیست؛ نه در ایران، نه در عراق، و نه در لبنان!
در لبنان، به دلیل مواضع ترکیه در برابر سوریه، «اوغلو» مورد عتاب قرار گرفت؛ در ایران نیز پاسدار لاریجانی کاسه کوزه را بر سر «اوغلو» شکسته و گفتند، ما هیچ پیامی برای آمریکا نفرستادیم! ایشان اضافه فرمودند، اگر «اوغلو» چنین صحبتی کرده، دچار سوءتفاهم شده! همچنین معلوم شد دیدار مسعود بارزانی از ایران، برای رساندن پیام اوباما به خامنهای بوده! «بر ما واضح و مبرهن است» که آمریکا، ارواح شکمش هیچ ارتباطی با نوکراناش در جمکران و دیگر حکومتهای اسلامی دستساز سازمان سیا در منطقه ندارد! و اما با در نظر گرفتن سوابق بسیار درخشان حکومت اسلامی، به نظر میرسد آن به اصطلاح دانشمند هستهای در واکنش به اطلاعیة رسمی وزارت امور خارجة روسیه ترور شده باشد.
به عبارت دیگر، اعلام مواضع روسیه به مذاق اربابان حکومت اسلامی خوش نیامده و اینان بهترین راه جهت کش دادن «بحران» دستساز هستهای و باد انداختن در بادبان پارة حکومت جمکران را در «آدمکشی» یافتهاند. اتفاقاً روز گذشته، رهبر «قلعة حیوانات» نیز در تأئید سیاست ارباب زبان به ستایش از «نواب صفوی» گشوده بود. اظهارات پوچ و پرمغز مقام معظم در حنازرچوبه، مورخ 26دیماه سالجاری چند لحظهای انعکاس یافت ولی به سرعت «ناپدید» شد! البته حنازرچوبه، خبرگزاری رسمی حکومت توحش در فناوری «غیب کردن» استاد است، بگذریم!
حدود ساعت 10 صبح 21 دیماه سالجاری به وقت مسکو، بیانیة رسمی وزارت امور خارجة فدراسیون روسیه، تحت عنوان، «روسیه آماده مساعدت حداکثر به روند مذاکرات در خصوص مساله هستهای ایران است» در سایت فارسی نووستی انتشار یافت. در این بیانیه دولت روسیه طرفین را از دست یازیدن به اعمال نسنجیده، و ایجاد مانع بر سر راه «مذاکرات هستهای» برحذر داشته بود:
«[...] طرف روسی تمام طرفهای دخیل [...] را به امتناع از برداشتن [...] گامهای نسنجیده [...]که مانع [...] از سرگیری گفتگوی گروه 1 + 5 [شود فرا میخواند]»
و از قضای روزگار همزمان با انتشار همین بیانیه، ساواک جمکران سناریوی «ترور دانشمند هستهای» را به روی صحنه آورد. اینگونه بود که انتشار این بیانیه با خبر ترور «دانشمند هستهای» تقارن زمانی یافت. سایت رادیوفردا، مورخ 21 دیماه، در گزارشی تحت عنوان غلطانداز «بر اثر انفجاری در تهران یکی از مسئولان تأسیسات هستهای نطنز کشته شد»، به نقل از «ایلنا»، مینویسد، ترور دانشمند مذکور «ساعت هشت و سی دقیقه صبح امروز صورت پذیرفت.» همین سایت سپس با توسل به فارسنیوز تأکید میکند، بمبی که برای ترور احمدی روشن به کار رفته از نوع بمبهای مخصوص ترور دانشمندان هستهای بوده! به عبارت دیگر، در ایران هر کس بر اثر انفجار این قماش بمب به قتل برسد، در ردة «دانشمندان هستهای» جمکران قرار میگیرد و مسلماً توسط «موساد» ترور شده! حداقل از اظهارات ابلهانة معاون استانداری تهران که مورد استقبال فراوان «رادیوفردا» قرار گرفته، چنین برمیآید:
«[...] صفرعلی براتلو، معاون [...] استانداری تهران [گفت] بمب منفجر شده از نوع بمبهاى استفاده شده در ترور دانشمندان بوده [...] این مقام استانداری، انفجار صبح امروز را به سرویسهای اطلاعاتی به گفته وی صهیونیستها منتسب کرد[...]»
بله این «مقام استانداری» میدانست چه بگوید که باعث خرسندی محفل «کیسینجر ـ بیکر» و شاخک آلمانیاش شود. پیشتر هم گفته بودیم، باز هم تکرار میکنیم، احمدی روشن، معاون تجاری تأسیسات نطنز هیچ ارتباطی با «دانش هستهای» نداشت. به نظر میرسد او را به دلیل «کشمکشهای مالی» در تأسیسات کذا به قتل رساندهاند تا با یک تیر دو نشان زده باشند؛ هم برای مشکل سوءاستفادة مالی دیوارهای از دود و آتش به هوا بلند کنند، و هم برای معضل «مذاکرات هستهای» به حساب خودشان راه حل مناسب بیابند. که البته علیرغم جنجال و هیاهوی تایم و شرکاء عملاً هر دو دیوار «دود و آتش» روی سر ملایان فروریخت و بوی پشم و پیلی سوختة مقام معظم بلند شد. اینها را داشته باشید تا برویم به سراغ دولتمردان جنجالی فدراسیون روسیه، یعنی ولادیمیر پوتین و معاوناش، دیمیتری روگزین.
ایندو ضمن اشاره به «بهار عرب»، از همراهی ارتش ناتو با اسلامگرایان ابراز ناخشنودی کردهاند. دیمیتری روگزین با اشاره به جنگ داخلی در لیبی تهدید کرده در صورت تداوم آشوب در سوریه، ممکن است بهار عرب به «تابستان داغ» تبدیل شود. سایت نووستی، مورخ 24 دیماه سالجاری اظهارات روگزین را به این شرح منتشر کرده:
«[...] در جنگهای داخلی قهرمان وجود ندارد [...] کسانی که در این جنگها دخالت کنند، قهرمانان منفی هستند. [در] سوریه باید [...] به طرفهای درگیر کمک کرد [...] رویارویی [را کنار گذاشته] و به گفتگوی سیاسی رو بیاورند [...] در تمام جاهایی که غرب برای دمکراتیک کردن نظام سیاسی [...]تلاش کرده، ثمره این تاثیر گذاری به قدرت رسیدن اسلام گرایان بوده [...] بهار عرب حتماً به تابستان داغ عرب منجر می شود که جامعه غرب از آن خوشش نخواهد آمد[...]»
در این راستا، ولادیمیر پوتین نیز در روزنامة «ایزوستیا» از «همدستی» غرب با «نیروهای مخرب» در کشورهای «بهارزده» انتقاد به عمل آورده، و به همین دلیل شامل سانسور حنازرچوبه شده! سایت فرانسه زبان نووستی، مورخ 16 ژانویه 2012 مینویسد، «ایزوستیا» مقالهای از ولادیمیر پوتین منتشر کرده که در آن، نخستوزیر روسیه همکاری ارتش ناتو با اسلامگرایان، آنهم به بهانة استقرار دمکراسی را مورد انتقاد قرار داده:
«تلاش برای صدور دمکراسی با توسل به نیروی نظامی تنشهای اجتماعی را افزایش میدهد. در بسیاری از مناطق، روند رو به رشد نیروهای مخرب [...] امنیت مردم جهان را تهدید میکند. دولتهائیکه از طریق نیروی نظامی به صدور دمکراسی میپردازند، خود را در کنار این نیروها قرار میدهند[...]»
نیازی به توضیح نیست که بگوئیم «نیروهای مخرب» به فاشیستهای اسلامگرا ارجاع میدهد؛ به اسلامگرایان، و به طور کلی به گروههای مرگپرست و خشونتطلبی که جز «تخریب» و سرنگونی هیچ هدفی دنبال نمیکنند. بیدلیل نیست که «بوریس برهزوفسکی» نیز خواهان انصراف پوتین از شرکت در انتخابات ریاست جمهوری روسیه شده! برهزوفسکی، صاحب قبلی موسسة کامرسانت بود که همچون بسیاری از «اوفسکیهای» تاراجگر و پیروان خط امام و هوداران «جنبش سبز» به آغوش پر مهر «بریتانیا» پناه برده. مشروح مطالبات این «اوفسکی» اسلامپناه در سایت فرانسه زبان نووستی، مورخ 17 ژانویه 2012 انعکاس یافته. ایشان نیز دست به نامهنگاری زده و یک «نامة سرگشاده» برای اسقف اعظم روسیه نوشتهاند و «سخنگوی» به اصطلاح «اوپوزیسیون» شدهاند! همان اوپوزیسیونی که دوران هرجومرج ریاست جمهوری یلتسین را به عنوان «دمکراسی» مورد تأئید قرار میدهد. نامة «اوفسکی» کذا را بررسی نمیکنیم، چرا که در بیبیسی، مورخ 15 ژانویه سالجاری، نامة مهمتری منتشر شده، که از «گزینش» بخشی از نامة مصطفی رحیمی توسط خانم یا آقای «حشمت حکمت»، روزنامه نگار و پژوهشگر فرهنگی به دست آمده. این «گزینه» تحت عنوان «مصطفی رحیمی و اولین نامه به آیتالله خمینی؛ چرا با جمهوری اسلامی مخالفم؟» در شیپور حاکمیت بریتانیا انتشار یافته.
دلیل هم اینکه ارتش ناتو ناچار شده نهایت امر به تجهیز شورشیان سوریه از طریق ترکیه پایان دهد، و این وظیفة مقدس را به حکومت جمکران بسپارد. حکومتی که ادعای «استقلال» دارد و طی 33 سال اخیر با شعار «اسلام» و «انقلاب»، در واقع برای تأمین منافع ارباباناش در لندن و واشنگتن به نقض مقررات و قوانین بینالمللی و سرکوب ملت ایران مشغول بوده. پس از شکست سناریوی آشوب در روسیه، حکومت اسلامی دست در دست اسرائیل به تجهیز شورشیان سوریه پرداخت.
اسرائیل، رک و راست تمایل خود را به سرنگونی «خاندان اسد» ابراز میکرد، حال آنکه بوقهای «قلعة حیوانات» بر طبل طرفداری ظاهری از «بشار اسد» میکوفتند. روشنتر بگوئیم، سناریو همان جایگزینی «اهداف» بود با «افراد» که در دورة پهلوی دوم نیز در ایران به اجرا در آمد؛ یعنی جایگزینی «پرسوناژ پلید» با «پرسوناژ نیک». نیازی به توضیح نیست که بگوئیم پرسوناژ نیک همان روحالله خمینی بود که ابتدا در قم و سپس در پاریس بر علیه واژگان پوچ «ظلم» و «ستم»و «استبداد» و «استکبار» شعار میداد و ظاهراً این شعارهای پوچ خیلی به دهان کارفرمایان بیبیسی مزه کرده، چرا که هنوز نتوانستهاند از این پوچپردازیها دل برکنند!
نخست بگوئیم حضرت «ح. ح» که خود را روزنامه نگار و پژوهشگر فرهنگی معرفی میکنند گویا فراموش کرده باشند که روزنامهنگاری و «فرهنگ» زمان و مکان مشخص دارد! به عبارت دیگر «بازگشت به گذشته»، یعنی نفی شرایط واقعی انسان در زمان و مکان مشخص با «فرهنگ» روزنامه نگاری و پژوهش در تضاد قرار میگیرد! به ادعای ایشان شرایط کنونی ایران فضای دوران پهلوی را تداعی میکند، چرا که، «افکار عمومی» به محتوای نامههائی که خطاب به خامنهای نوشته میشود حساسیت پیدا کرده! اولاً بگوئیم، این شما هستید که قصد دارید «حساسیت» کذا را در بوق بگذارید. نامه نوشتن فلان سردار و بهمان آخوند نانخور استعمار به علی خامنهای برای ملت ایران هیچ اهمیتی ندارد. ولی اگر موضعگیری «بیبیسی» را تأئید کنیم میباید نتیجه بگیریم که نامه نیز با واقعیات زمان و مکان «بیگانه» است؛ زمان نمیشناسد و به طریق اولی نویسندة نامه هم فراتر از زمان قرار خواهد گرفت:
«[...] حساسیت افکار عمومی [...] چنان است که [...] نگارش یادداشت و نامهای در باره وضعیت ایران در دوران پهلوی [...] خوانندگان را بیاختیار به یاد فضای فعلی ایران میاندازد [...]»
بله اینچنین است که از «نامه» میرسیم به نامة معروف مصطفی رحیمی و ... و از شاه هم به علی خامنهای خواهیم رسید! حال آنکه نامة مصطفی رحیمی خطاب به شاه نبود! اهمیت تاریخی نامة رحیمی از آنجاست که این نامه خطاب به «مستبد» آینده نگاشته شد؛ کسی که برخلاف مقام معظم، هنوز در سراشیب قهقرائی موجودیت سیاسیاش قرار نگرفته بود! زمانیکه رحیمی نامهاش را نگاشت، آن وحشی آدمکش، قبلة آمال اوباشی بود که اینک لندن و واشنگتن برایشان دکان باز کردهاند! خلاصه خدمت «ح. ح» بگوئیم، «پژوهشگر» اگر عقل سلیم داشته باشد بد نیست.
همانطور که گفتیم، اهمیت تاریخی نامة رحیمی در این است که خطاب به یک دیکتاتور ظاهراً «وجیهالمله» و بالقوه نوشته شده بود، نه خطاب به دیکتاتور فرسودهای که به آخر خط موجودیت سیاسیاش رسیده. امروز همه میتوانند به علی خامنهای نامه بنویسند؛ آنروزها نوشتن نامه به خمینی آدمخوار شهامتی میطلبید که در کمتر کسی دیده میشد. با این وجود، حضرت «ح. ح» بهتر است توضیح دهند، چگونه از نامة مصطفی رحیمی خطاب به آن وحشی بیابانی به علیخامنهای مفلوک و شاه رسیدهاند؟! متوجه هستید! همان کسی را میگوئیم که زیر درخت سیب نشانده بودید و شعارهای پوچاش در باب مبارزه با مبهمات از قماش «ظلم» و «ستم» را در بوقهایتان میدمیدید. البته دلیل نقب زدن «ح. ح» حداقل برای ما روشن است؛ شکست کودتای هیزاکسلنسی و اخراج آنحضرت از ایران:
«نامة مصطفی رحیمی یک روز پیش از خروج شاه [...] در روزنامه آیندگان منتشر شد [...] نگارش نامه سرگشاده به آیتالله علی خامنهای [...] پس از انتخابات بحث برانگیز ریاست جمهوری ایران در سال 1388 پرشمارتر و صریحتر شده [...]»
آنچه اهمیت دارد حفاریهای «ح .ح» در تاریخنگاری «خیابانی» ایران معاصر نیست، مهم این است که ایشان با برخوردی گزینشی، از زبان مصطفی رحیمی خواهان «نظارت آخوند» بر امور کشور شدهاند! حضرت «ح. ح» میفرمایند، در دمکراسیها و «جمهوری مطلق» این «نظارت» امکانپذیر است! این تأکیدات از تحریف «جدائی دین از سیاست» به دست آمده، و در واقع بازتولید شعارهای استعماری «جدائی دین از حاکمیت» و «جدائی دین از دولت» است. به این ترتیب دست آخوند جماعت برای دخالت در امور سیاسی کشور بازتر خواهد شد:
«[...] مصطفی رحیمی [...] این احتمال را هم مطرح کرده که شاید برخی روحانیون نمیخواهند زمام امور را در دست بگیرند اما میخواهند در وضع قوانین و اجرای عدالت نظارت کنند تا مطابق با موازین اسلام باشد [...] نظارت نویسندگان در کشورهای دمکراسی در کار دولت، البته با اعمال نظر روحانی [...] به بهترین صورت خود در جمهوری مطلق میسر است [...] اعلام جمهوری مطلق کنید [...]»
نخست حضور «ح. ح» بگوئیم، «اسلامی» را در زبان فارسی «پسوند» نمیگویند! دیگر آنکه جمهوری «مطلق» با دمکراسی و جمهوری انسانمحور در تضاد قرار میگیرد. نهایت امر اگر مصطفی رحیمی چنین نامهای نوشته باشد، که نوشته، آن را 33 سال پیش نوشته! یعنی در دوران نخستوزیری شاپور بختیار و پیش از تجربة تاریخی حکومت دینی در ایران. امروز جامعة ایران در شرایط سال 1979 نیست؛ مصطفی رحیمی هم در میان ما نیست، در نتیجه نمیتواند در مورد شرایط کنونی نظر دهد! به عبارت دیگر، نه از مصطفی رحیمی میتوان «رهبر» ساخت، نه ایران را میتوان در شرایط 33 سال پیش قرار داد. و از همه مهمتر نمیتوان «نامة مصطفی رحیمی» را به ابزاری جهت تداوم نظارت آخوند بر جامعة ایران تبدیل کرد. «پژوهشگران» بیبیسی، جهت تأمین منافع نزولخورهای لندن و واشنگتن در کشور ایران بهتر است ترفند دیگری جز نامة مصطفی رحیمی بیابند!
رحیمی با شناخت ویژة خود و در زمان و مکان ویژه این نامه را نگاشته. نگرش وی از آن روشنفکری است که طی دوران جنگسرد تحولات سیاسی را از دریچة جامعة کودتا زدة پهلوی دنبال میکرد. به عبارت دیگر، مصطفی رحیمی تجربة حکومت اسلامی را از سر نگذرانده بود. دیدگاه وی از جامعةایران در سال 1979، امروز نمیتواند ملاک ما قرار گیرد. به دلائلی.
نخست اینکه، برای رحیمی برخورد خمینی، به عنوان روحانی «منتقد» دربار در مسیری افتاده بود که تجربة امروز ما نمیتواند آن را مورد تأئید قرار دهد. دیگر آنکه، ما با بهرهگیری از نامة رحیمی و توشهای که طی این 33 سال به دست آوردهایم، نگرش روشنفکرانة او را گامی دیگر به پیش خواهیم راند. و در این راستا، بدون ستایش از نقش میرزای شیرازی، با نظارت روحانی بر قوانین مخالفت میکنیم. با این وجود، از اهمیت نامة رحیمی آگاه هستیم. مصطفی رحیمی کسی است که 33 سال پیش، زمانیکه دینخوئی و آرمانگرائیهای آبکی برخاسته از «پوپولیسم دینی» چشم بسیاری از سیاستمداران و حتی گروههای چپگرا را کور کرده بود، به تضاد موجود بین حکومت دینی و دمکراسی اشاره کرد. اگر آنطور که بیبیسی وانمود میکند، مصطفی رحیمی با نظارت روحانی بر امور کشور به نحوی از انحاء موافق میبود، هرگز نه به خمینی نامه مینوشت و نه از دمکراسی در تقابل با حکومت دینی دفاعی به عمل میآورد.
نسخة پیدیاف ـ گوگل
نسخة پیدیاف ـ گوگل(بارگیری)
نسخة پیدیاف ـ سکریبد
نسخة پیدیاف ـ سیایکس
نسخة پیدیاف ـ شوگرسنک
نسخة پیدیاف ـ باکسنت
نسخة پیدیاف ـ کلمهئو
نسخة پیدیاف ـ داکستاپ
نسخة پیدیاف ـ داکستاک
نسخة پیدیاف ـ هیوجدرایو
نسخة پیدیاف ـ مدیافایر
نسخة پیدیاف ـ دیوشیر
نسخة پیدیاف ـ پیبیورکس
نسخة پیدیاف ـ ستورگیت
نسخة پیدیاف ـ آرونا
فیلترشکنهای جدید19ژانویه2012
saikesavabooks.in
uktunnel.info
unnava.in
onlineearnmoney.in
todayunlock.info
proxyfofree.com
unblockwebsite.co.uk
foxy-proxy.info
acgroup.in
https://comebrowse.me
offshoreanonymous.info
https://proxymyip.com
xxxproxyxxx.com
365x24x7.in
anonymoustunnels.info
freeunlocker.com
jaisoft.in
privacyunblocker.info
playproxy.com
gplusproxy.com
worldunlocker.info
idealearnings.in
ninja-proxy.net
pavsta.com
vpnbrowse.com
sdhigndesigns.in
hollo.in
mlafincorp.in
hiddenunblocked.info
supergreenstuff.com
internetunblocker.info
anonymunlock.info
hiddenprivacy.info
https://smartwebproxy.com
helptounlock.info
unblockedpages.com
proxylease.info
proxysite.in
unblock4.me
taruneek.in
hidesmart.com
gingers.co
rubysolar.in
https://search-proxy.com
unlockingweb.info
collegunblock.info
proxyspirit.info
face-book-proxy.info
Posted at 11:18 am by nahid-roxan
Permalink
Sunday, January 15, 2012
مرا ببوس، مرا ببوس
برای آخرین بار
[...]
پاسدار علی لاریجانی بیهوده رنج سفر به ترکیه را بر خود هموار کردند؛ با هشدار رسمی دولت روسیه به غرب در مورد تهاجم نظامی به ایران همة آرزوهای آخوندکهای جنبش سبز بر باد رفت!
در تاریخ 21 دیماه 1390 خورشیدی حکومت کفنفروشها با قتل «احمدی روشن» و تبدیل بوشهر به مرکز تجارت با شیخکنشین «قطر» در زمینة مزدوری و خودفروختگی رکورد جهانی را شکست. این تحرکات در واقع خوشامدگوئی حکومت مردهشویان بود به حضرت دیوید کامرون؛ نخست وزیر بریتانیا. ایشان برای یک دیدار رسمی راهی عربستان شدند تا برای رعایت «حقوقبشر» یعنی «بشر تفنگفروش آتلانتیست» تیر و تفنگ در اختیار شیخکهای صحرای حجاز بگذارند.
تاکنون هر بار حکومت جمکران در بنبست قرار گرفته، یک «دانشمند هستهای» به قتل رسیده! اینبار نیز عقبنشینی چین در زمینة همکاری هستهای با ملایان به قتل فردی به نام «احمدی روشن» منجر شد. به گزارش مهرنیوز، مورخ 21 دیماه سالجاری، «احمدی روشن» معاون بازرگانی نیروگاه نطنز بوده. یادآور شویم نیروگاه مذکور در دورة نکبتبار اصلاحات با چراغ سبز آمریکا، تحت نظارت چین فعال شد.
روز یازدهم ژانویه 2012 ، یانکیها دهمین سالگرد «افتتاح» زندان گوانتانامو را «یواشکی» جشن گرفتند، و متحدانشان هم در اروپا نمایش خیابانی «اعتراض» به زندان کذا را به اجرا در آوردند تا به قول معروف «ریش و قیچی» در دست خودشان باقی بماند! و اما جیرهخواران غرب، به ویژه ملایان جمکران از چنین امکاناتی برای پنهانکاری و همزمان واژگوننمائی برخوردار نیستند. همکاری با طرفداران شورش مسلحانه در سوریه، یعنی ترکیه و قطر، و همزمان پرتاب خمپاره به تجمع طرفداران بشار اسد در شهر حمص، از یکسو دم خروس حکومت اسلامی را آشکار کرد، و از سوی دیگر، سیاست انسداد «بیکر ـ کیسینجر» را.
ایندو وزیر امور خارجة «اسبق» ینگه دنیا در نامة لبریز از توحششان که ترجمة آن در کیهان جمکران، مورخ 19 دسامبر 2011 انتشار یافت، نتایج جالبی گرفته بودند. در وبلاگ «کباب و کیسینجر» بخشی از نظرات کشکی ایندو شخصیت برجسته را مطرح کردیم و اینک به دلیل ترور «احمدی روشن» بد نیست به ابراز تمایل آشکار حضرات به هستهای شدن ملایان جمکران نگاهی بیاندازیم. ایندو نابغة دیپلماسی گاوچرانها، با نشاندن «ایرانیان» بجای حکومت ملایان میگویند، حوادث لیبی باعث تقویت «موضع ایران» در گسترش فناوری هستهای خواهد شد! «استدلال» شکمی ایندو بر چند دروغ شاخدار استوار شده که به «گمان ایرانیها» منسوباش کردهاند.
نخست اینکه قذافی، سلاح هستهای داشته! دیگر آنکه اختیار این تسلیحات نیز در دست خودش بوده، و نهایت امر اینکه، معمر قذافی برای برخورداری از «دوستی غرب» تسلیحات کذا را در اختیار غربیها قرار داده، ولی علیرغم چنین فداکاریهائی غرب دولت قذافی را سرنگون کرده؛ و «ایرانیها» البته به ادعای زوج «بیکرـ کیسینجر»، چنین میپندارند! دلیل هم اینکه ایندو «دیپلمات» کارکشته، مانند کفنفروشها از آنچه در ذهن «ایرانیها» میگذرد آگاهی دارند! بله، ایندو تحفة نطنز از آنجا که شهامت ندارند، مطالبات محفلشان را به صراحت مطرح کنند، این مطالبات ابلهانه را به «ایرانیها» نسبت میدهند:
«[...] آنچه در ليبي رخ داد ميتواند منجر به تقويت موضع ايران در گسترش فناوری هستهاي شود. ايرانيها گمان ميكنند [...] قذافي تسليحات خود را به غرب داد تا [...] دوستي آنها را در اختيار داشته باشد و [...] اكنون غرب [...] دشمن اوست. ديگر كشورها بايد متوجه عزم ما در مخالفت با گسترش تسليحات هستهاي و ماندن بر همان موضع قبلي ما شوند[...]»
«موضع قبلی» اینان چه بوده؟ تحریم اقتصادی، تهاجم نظامی و براندازی. در واقع ایندو به جیرهخوارانشان در جمکران «خط» میدهند تا با نقض مقررات بینالمللی زمینة اعمال تحریم را بر ملت ایران فراهم آورند. و اما به دلیل تحولات پرشتاب منطقه، دولت چین ناچار شد، با عقبنشینی از مواضع خود، همکاری هستهای با ملایان را به صورت رسمی تکذیب کند، و ترور «احمدی روشن» پیامد مستقیم «عقبنشینی» چین بود.
چین با تکذیب همکاری هستهای با جمکران در واقع به زبان بیزبانی تأکید کرد: «دیگر ادامة این همکاریها امکان ندارد!» اینچنین بود که حکومت ملایان در ماجرای هستهای به بنبست افتاد و ساواک جمکران پنداشت با ترور معاون بازرگانی نیروگاه نطنز میتواند از یکسو آمریکا و اسرائیل را «دشمن» پیشرفتهای هستهای حکومت جلوه دهد، و از سوی دیگر، با تبدیل این قتل به ابزار تبلیغات و پافشاری بر تداوم فعالیتهای هستهای، خود را از بنبست برهاند. اما ساواک جمکران و اربابان جنایتکارش در لندن و واشنگتن سخت کور خواندهاند. «آدمکشی» و سرکوب در ایران دیگر کارساز سیاست «شهرکسازی» اسرائیل نخواهد شد. اربابان حکومت مردهشویان نیز دریافتهاند که با این جنایات نمیتوانند منافعشان را آنطور که باید و شاید در ایران تأمین کنند. از اینرو پادوهایشان را به همکاری با ترکیه و شیخک قطر تشویق کردهاند.
در این راستا علی لاریجانی به آنکارا رفت، و همزمان با انتشار خبر افزایش نرخ بهرة بانکی گفته شد، «بوشهر به مرکز تجارت با قطر تبدیل میشود!» به عبارت دیگر، حکومت مردهشویان برای حفظ نفوذ «منطقة دلار» از مزدوری فروگذار نخواهد کرد. هر چند در این گیرودار، مهرورزی در کوبا شعار میداد: «سرمایه داری به بن بست رسیده.» سایت فرانسه زبان نووستی، مورخ 13 ژانویه 2012 مطلبی تحت عنوان، «کاپیتالیسم در بنبست افتاده» منتشر کرده و تصویر مهرورزی در کنار فیدل کاسترو زینت بخش مطلب نووستی شده.
ولی آنچه در واقع به بنبست رسیده، سرمایهداری از نوع «چادرسیا» است، یعنی سرمایهداری لات و اوباش پیرو خطامام. سفر پاسدار لاریجانی به آنکارا، و همچنین روسری گلمنگلی عیال صالحی با چادرسیاه، بنبست کذا را بخوبی بازتاب میدهد. اربابان حکومت اسلامی میکوشند از طریق ترکیه، دارودستة میرحسین موسوی، یعنی محفل کودتای آیرونساید را مورد حمایت قرار دهند. روشنتر بگوئیم، سفر لاریجانی به آنکارا با هدف ابتر کردن سفر مهرورزی به آمریکای لاتین صورت گرفته.
خلاصه دردسرتان ندهیم حکومت جمکران آشکارا شکاف برداشته. و به همین دلیل است که در آستانة مسافرت دیوید کامرون به عربستان، شاهد بازتولید کسالتآور سناریوهای تکراری آنگلوساکسونها از قماش «ترور دانشمند هستهای، جاسوسگیری، تهدید به بستن تنگة هرمز و ...» و از همه مهمتر تنظیم وقوقیة جمعه بر محور «دشمنی غرب با جهان اسلام» هستیم.
«دیویدکامرون وارد عربستان شد»، «کاپیتالیسم در بنبست قرار گرفته»، «نرخ بهرة بانکی به 21 درصد رسید»، «ما برای مذاکرات جدی با گروه 1+ 5 آمادهایم»، «گسترش تحریمها با هدف براندازی حکومت اسلامی صورت میگیرد»، «آلمان سه زیردریائی هستهای به اسرائیل تحویل داد»، «تنگة هرمز را میبندیم»، «آمریکا بسته شدن تنگة هرمز را تحمل نخواهد کرد»، «ژیل ژاکیه، گزارشگر ارشد تلویزیون دولتی فرانسه در شهر حمص، مقر شورشیان مسلح سوریه کشته شد»، «رئیس هیئت ناظر اتحادیه عرب در سوریه، عضو الجزایری این هیئت را به دلیل دروغپراکنی اخراج کرد»، «11 ژانویه، همزمان با سفر ویلیام برنز به مصر، یک مشروبفروشی در لبنان منفجر شد»، «آخرین شاهکار هولیوود پیرامون زندگی مارگارت تاچر، همزمان با فیلم غسل میت به شیوة آمریکائی در افغانستان به بازار آمد» و ... و از همه مهمتر، انتقال وسائل شخصی حاج بخشی به موزه بود.
بله افسوس که ایرج گرگین رفت و فرصت نیافت مطالب شیوای رادیوفردا و بیبیسی را در مدح یک لات و چاقوکش مطالعه کند. یکی از خوانندگان گرامی این وبلاگ پیرامون مقالة وزین شیخ مسعود بهنود پیامی به این شرح ارسال کردهاند:
«با درود فراوان، این آخوند بهنود در مقاله خود اصلاً به چاقوکشیهای این مرتیکه روانی در خیابانها اشاره نکرده است، و اینکه چطور با اراذل اوباش خود در خیابانها مردم ایران را ترور روانی و جسمی میکردند. تف به این بیهمتی و خودفروشی این مردک. سپاس»
خوانندة گرامی! حاج بخشی، همچون ماشاالله قصاب، زهراخانوم و ... و خانوم سیحون از ارکان نظام بود، و شیخ مسعود یا بهتر است بگوئیم بیبیسی و دیگر بوقهای آنگلوساکسونها جز «حفظ نظام» وظیفهای نداشته و ندارند. درست است که شیخ مسعود همچون شیخ صادق صبا و شرکاء «مستقل» تشریف دارند ولی اگر استقلالشان از چارچوب منافع استعمار خارج شود، به سرنوشت «ژیل ژاکیه» دچار میشوند.
ژیل ژاکیه وقایع عراق، مصر و ... و لیبی را پوشش داده بود. اما در سوریه این امکان را نیافت. میگویند دولت سوریه مانع ورود خبرنگاران غرب میشود؛ ولی همین دولت برای تهیه گزارش در شهر حمص به «ژاکیه» مجوز داد و محافظان مسلح در اختیارش گذاشت. اما معلوم نیست گزارشگر فرانسوی در این شهر چه دید، یا چهها شنید که در برابر دیدگان همسرش کشته شد؛ تا درس عبرتی باشد برای خبرنگارانی که میخواهند رخدادهای سوریه را آنطور که هست، یعنی خارج از چارچوب پروپاگاند رسمی سازمان سیا بازتاب دهند. قتل «ژیل ژاکیه» در واقع «پیامی» بود به همة خبرنگاران! همه میباید حمص را فراموش کنند و بپذیرند که دولت سوریه، علیرغم تعهد رسمی بشار اسد به «برگزاری رفراندوم» در ماه مارس و مراجعه به آرای عمومی برای کنارهگیری از قدرت، به کشتار غیرنظامیان مشغول است! حال آنکه ارتش آدمخوار ناتو شهر حمص را به مقر اوباش مسلح تبدیل کرده و حکومت جمکران نیز همانطور که در افغانستان و عراق از مزدوری برای اشغالگران فروگذار نکرد، در همسوئی با ارتش ناتو به این اوباش در سوریه کمک نظامی میرساند. اینان برای بازتولید کودتای ننگین 22 بهمن 1357 در سوریه تلاش میکنند، و به همین دلیل است که شاهد گشت و گذار زیردریائیهای اتمی اسرائیل در آبهای منطقه هستیم.
این زیردریائیها را آلمان با چراغ سبز یانکیها برای ارتش اسرائیل میسازد؛ به این امید که روسیه به «دمکراسی» یلتسین بازگردد و نان کودورکوفسکیها، برهزوفسکیها و اصولاً نان «اوفسکیها» در روغن بیشتری شناور شود. چرا که «اوفها» و «اوفسکیها» در یک سنگر نشستهاند، «سنگر حق!»
پریدوش، یکی از کانالهای تلویزیون فرانسه، در حسرت دمکراسی «یلتسین» آه میکشید و آرزو میکرد در روسیه «انقلاب» شود! پیش از بررسی برنامة روضه و زوزة حضرات برای یلتسین روشنضمیر بد نیست در مورد آنچه در «حمص» میگذرد توضیحاتی بیاوریم.
حمص مقر شورشیان مسلحی است که جز سرنگونی دولت، یعنی جایگزین کردن استبداد فرسوده با استبداد تازه نفس هیچ هدفی دنبال نمیکنند. اینان میخواهند با اجرای سناریوئی که 33 سال پیش سازمان سیا با تأیید حکومت «اوفهای» شوروی در ایران به اجرا در آورد، ملت سوریه را از «گذار قانونی» به یک نظام دمکراتیک محروم کنند و در سوریه نیز یک دولت خیابانی و نظم شکن به قدرت برسانند. دولتی که مانند دولت محمد مصدق، یا دولت شیخ مهدی بازرگان برای حفظ قدرت، یا واگذاری آن همواره به شعبان جعفریها، ماشاالله قصابها و حاج بخشیها و ملکه اعتضادیها نیاز داشته باشد. یعنی یک حکومت «مردمی» و بیگانه با ملت که همچون حکومت خودفروختة جمکران، همواره در تضاد با عملکرد واقعیاش شعار دهد. از آنجمله است شعار «نبرد با آمریکا» و ادعای ابلهانة «تنگة هرمز را میبندیم» و... شعارهائی که در عمل، به تقویت حضور نظامی یانکیها و شرکای بریتانیائیشان در خلیج فارس منجر شده.
همه بدانند و آگاه باشند که «غرب» از ترس سپاه اسلام رزمناو جنگی به خلیج فارس اعزام میکند! و از قضای روزگار نجات فرضی ماهیگیران فرضاً اسیر ایرانی را نیز مدیون یکی از همین رزمناوهای یانکیها هستیم! اینان بودند که ویراست مردانة «برباد رفته» را به اجرا درآوردند و بعضیها را به هوس «ماهیگیری» و قایقرانی انداختند!
در میان توفان، همپیمان با قایقرانان
گذشته از جان باید بگذشت از توفانها
به نیمه شبها دارم با یارم پیمانها
امان از بدآموزی! از وقتی رسانهها تصویر آن ماهیگیر فرضاً اسیر ایرانی را در آغوش آن نظامی یانکی منتشر کردند، و همه دیدند که چند نظامی دیگر هم برای در آغوش گرفتن آن ماهیگیر خوشبخت صف کشیدهاند، «طلاب» هوس ماهیگیری در دریای عرب کرده و با موتور لنج، بلم، قایق پلاستیکی، کشتی لاستیکی، تشک بادی و حتی با جلیقة نجات و دمپائی پلاستیکی به سوی خلیج همیشه فارس میشتابند. اتفاقاً ناوگان یانکیها چند نفر دیگر از این اسرای صحرای کربلا را نجات داد، ولی به دلیل ترور «احمدی روشن»، و همچنین انتشار فیلم «مردهشوئی» سربازان آمریکائی در افغانستان، «لئون پانهتا» رسانههای جهان را فرمود، «مگه کار و زندگی ندارین که از مهرورزی نظامیان ما با ماهیگیران اسیر عکس میگیرین؟ از سرنوشت ژیل ژاکیه عبرت بگیرین!»
اینجا بود که خبرنگاران و عکاسان فهمیدند، بجای فضولی در امور عموسام و انتشار عکسدیده بوسی گاوچرانها با ماهیگیران قم، میباید تصاویر مهرورزی را منتشر کنند؛ تصویر مهرورزی با دانیلاورتگا و هوگوچاوز، به طوری که بیننده نتواند چهرة آن کاردینال کلاه قرمزی را ببیند و به یاد همکاری صمیمانة واتیکان با سازمان سیا و کودتاچیهای آمریکای لاتین، به ویژه کودتای «برحق» شیلی بیفتد. چرا که اینکشور روابط ویژهای با آلمان داشته و دارد. البته ایتالیا هم روابط ویژهای با آلمان داشته و دارد، ولی خوب در عالم همسایگی، شرایط متفاوت است.
در چارچوب همین «همسایگی»، در برنامة تلویزیونی فرانسه، «ماریو مونتی» را «مرد محترمی» معرفی میکنند! فردی را که در یک دمکراسی «گلدمنساکس» بجای نخستوزیر قانونی نشانده و ایشان با کاهش بودجة خدمات دولتی، 30 میلیارد یورو برای خرید اسقاطیهای پنتاگون اختصاص دادهاند. ولی محترم بودن ایشان به این مختصر محدود نمیماند، حضرت ماریو مونتی پس از این دستودلبازی، از صندوق بینالمللی پول مبلغ 12 میلیارد دلار وام با بهرة 3 درصد دریافت میدارند! باید بپذیریم که ایشان فرد بسیار «محترمی» هستند. این است معیار «احترام» در منطقة دلار! هر کس انسانها را بیشتر به چنگال فقر گرفتار کند، و بیشتر از یانکیها اسلحه بخرد، «محترمتر» میشود! و این است دلیل جنجال رسانههای غرب بر علیه جناح پوتین! این جناح نمیخواهد روسیه را به عضویت ناتو در آورد و ارتش را تحت فرماندهی پنتاگون قرار دهد. این است دلیل جابجائی مقامات روسیه پس از انتخاباتی که جایگاه حزب «روسیة واحد» را تضعیف کرد!
در این راستا، جایگزینی سرگئی ایوانف با دیمیتری روگزین، نمایندة روسیه در سازمان ناتو، نشان کاهش گرایش به غرب در سیاست آیندة روسیه است. خبر احداث قریبالوقوع سامانة رادار موشکی در «ایرکوتسک» شاهدی است براین مدعا. به گزارش سایت انگلیسی زبان نووستی، مورخ 8 ژانویه 2012، موشکهای این پایگاه با برد 6 هزار کیلومتر از توانائی ردیابی همزمان 500 «شیئی» برخوردارند. یادآور شویم در داستان «میشل ستروگف»، مقصد نهائی پرسوناژ اصلی «ایرکوتسک» بود! در هر حال، این منطقه در حوالی مغولستان و چین واقع شده و اگر موشکی با برد 6 هزار کیلومتر از «ایرکوتسک» شلیک شود، از فراز خاک چین عبور کرده و در آنسوی مرزهای این کشور به پایگاههای یانکیها اصابت خواهد نمود. خلاصه کنار رفتن دیمیتری مدودف از انتخابات ریاست جمهوری روسیه خیلیها را به پریشانگوئی انداخت و همچون فیلم زندگی «پربار» مارگارت تاچر، باعث انبساط خاطر «ما» شد!
بین خودمان بماند، «تاچر» خیلی خیلی «محترم» بود؛ علاوه بر نابودی سندیکاهای کارگری، و گسترش جنگ در لبنان، ایران و ... زینبوار از آپارتاید و هولیگانیسم دفاع به عمل آورد. از اینرو هیچ خبرنگاری از وضعیت اسفبار کارگران معادن ذغال سنگ در انگلستان گزارش تهیه نکرد تا هولیوود بتواند از زندگی این «زن محترم» فیلم بسازد، و همه را ابله بیانگارد!
پریدوش در همان برنامة تلویزیونی که خیلی خیلی سطحش بالاست، متخصصان گرد آمده و به بهانة اظهار نظر پیرامون شرایط «مجارستان»، برای انقلاب در روسیه دست به دعا برداشته و از «دمکراسی» یلتسین قصهها میگفتند. یکی مورخ بود، یکی متخصص سیاست داخلی روسیه، و ... و خلاصه همه از «دیپلم به بالا» صحبت میکردند، مخاطب هم تحت تأثیر «علم و دانش» اینان میافتاد توی چاه. نهایت امر، بحث علمیشان به اینجا رسید که در روسیه سانسور و سرکوب بیداد میکند، و به همین دلیل مخالفان دولت برای بیان افکار و عقایدشان از شبکة اینترنت استفاده میکنند!
به عبارت دیگر، یک دولت سرکوبگر و تمامیتخواه در روسیه قدرت را قبضه کرده ولی فراموش کرده اینترنت را سانسور کند! با این وجود، بحث علمی حضرات به این مختصر محدود نماند. اینان میگفتند در دوران ریاست جمهوری مدودف حاکمیت پلیسی در روسیه تقویت شده. ولی بعد از چند دقیقه گفتوشنود پربار، گویا فراموش کردند چه گفته بودند، چرا که افسوس میخوردند که پوتین باعث شد مدودف به حاشیه رانده شود. سپس یکی از صاحبنظران را پرسیدند، «اگر در روسیه انقلاب شود، آیا امیدی هست که دیمیتری مدودف رهبری آن را بر عهده گیرد؟!»
جونم براتون بگه، این برنامة جدی و سطح بالا آنقدر ما را خنداند که از روی کاناپه سر خوردیم و افتادیم زمین؛ ولی همچنان میخندیدیم! چرا که همزمان با بحث سیاسی کذا صدای طلاب قم را میشنیدیم که بیتابانه برای «اسیر» شدن در سواحل خلیج فارس صف کشیده و گریهکنان میخواندند:
مرا ببوس، مرا ببوس،
برای آخرین بار!
نسخة پیدیاف ـ گوگل
نسخة پیدیاف ـ گوگل(بارگیری)
نسخة پیدیاف ـ سکریبد
نسخة پیدیاف ـ فایلدن
نسخة پیدیاف ـ سیایکس
نسخة پیدیاف ـ شوگرسنک
نسخة پیدیاف ـ باکسنت
نسخة پیدیاف ـ کلمهئو
نسخة پیدیاف ـ داکستاپ
نسخة پیدیاف ـ داکستاک
نسخة پیدیاف ـ هیوجدرایو
نسخة پیدیاف ـ مدیافایر
نسخة پیدیاف ـ دیوشیر
نسخة پیدیاف ـ پیبیورکس
نسخة پیدیاف ـ ستورگیت
نسخة پیدیاف ـ آرونا
فیلترشکنهای جدید15ژانویه2012
proxysite.in
revisionisgreat.info
idealearnings.in
schoolisamazing.info
gplusproxy.com
ninja-proxy.net
uktunnel.info
playproxy.com
face-book-proxy.info
unblock4.me
unblockwebsite.co.uk
https://search-proxy.com
https://comebrowse.me
pavsta.com
xxxproxyxxx.com
vpnbrowse.com
revisionisamazing.info
superrevealer.info
hollo.in
unnava.in
offshoreanonymous.info
unblockedpages.com
https://proxymyip.com
https://smartwebproxy.com
proxydojo.com
t-dz.com
hiddenprivacy.info
privacyunblocker.info
webproxy4.co.uk
hiddenunblocked.info
proxylease.info
revisionisboring.info
proxynow.org
foxy-proxy.info
futureshares.tk
vpnpepper.info
aeongains.tk
accreditednet.tk
schoolproxies2012.info
pennystocksurf.tk
anonymouspepper.info
whyilikethis.in
forexpeers.tk
rocksurfing.tk
wifihdmi.tk
fxspreadsurf.tk
surftgif.tk
webstock.tk
freeproxylips.info
eurobrokersonline.tk
virtualmaze.tk
freeschools.tk
Posted at 11:32 am by nahid-roxan
Permalink
Tuesday, January 10, 2012
ماریو مونتی، نخست وزیر انتصابی «گلدمنساکس» بیش از 30 میلیارد یورو برای خرید هواپیماهای «اف . 35 »، ناوجنگی و ... و دیگر اسقاطیهای تولید یانکیها اختصاص داد و به این ترتیب معنای واقعی «بحران مالی» را برای ایتالیائیها روشن کرد! علیرغم اعتراض مردم و رسانهها به ریخت وپاشهای دولت برگزیدة «گلدمن ساکس»، رسانههای «مردمپرست» و مزور غرب ترجیح دادند جریان این «خرید» را به سکوت برگزار کنند. بله، ماریو مونتی که به بهانة مبارزه با «بحران مالی» خیمه شببازی روضه و زوزه به راه انداخته بود، با لبخند، برنامة گسترش چپاول مردم ایتالیا را به اجرا در آورد. کار بجائی رسید که خبر «بده ـ بستان» دولت مونتی بایانکیها در «ایسنا»، مورخ 19 دیماه سالجاری نیز انتشار یافت. البته در این مسیر مقدس دولت بنیامین نتانیاهو نیز، در همسوئی با دولت ایتالیائی «گلدمن ساکس» برای افزایش بودجه نظامیاش خیز برداشته. حال این پرسش مطرح میشود که ایتالیا، اسرائیل و دیگر پادوهای ارتش ناتو با کدام «دشمن» میخواهند مقابله کنند؟
جنگ سرد به پایان رسیده، روسیه به همراه قزاقستان و بلاروس به عضویت سازمان تجارت جهانی در آمده، و خلاصه انسداد روابط تجاری «تا حدودی» برطرف شده. حتی پس از خوشرقصیهای سپاه برای ارباب در خلیج فارس، دولت نیجریه به اسرائیل اطمینان داد که «در صورت توقف صدور نفت ایران، نیجریه کمبود نفت اسرائیل را جبران خواهد کرد.» ولی اشکال اسرائیل، و به طور کلی مشکل محفل اسلامپرستان اسرائیلنواز بسته شدن تنگة هرمز نیست، مشکل اینان استقرار دمکراسی در روسیه است. چرا که در اینصورت تحولات دمکراتیک در ترکیه، ایران و دیگر کشورهای منطقه غیر قابل اجتناب خواهد شد! و تحولات دمکراتیک در روسیه و تحکیم مناسبات دمکراسی هند با یک روسیة دمکراتیک از یکسو حاکمیت سرکوبگر چین، و از سوی دیگر، منافع استعماری غرب را مورد تهدید قرار میدهد. حامی تحولات دمکراتیک در روسیه، برخلاف آنچه شیپورهای غرب به افکار عمومی حقنه کرده و میکنند، جناح ولادیمیر پوتین است! این جناح در پی ایجاد حزبی است با الهامات «سوسیال ـ دمکراتیک» و این امر به هیچ عنوان به مذاق اسرائیلپرستان خوش نیامده.
فرض محال که محال نیست؛ فرض کنیم که ماجرای انتخابات روسیه با آنچه در رسانهها، از جمله در رسانههای روسیه نقل میشود متفاوت باشد. به عبارت دیگر، اصل را بر این بگذاریم که یک جبهة نوین سیاسی در روسیه برای پیشبرد برنامههایاش در داخل و خارج مرزها به این جنجال نیاز داشته! بله، میدانم که عجیب به نظر میرسد ولی هیاهوی پس از انتخابات به جبهة مذکور امکان داد تا از یکسو دیمیتری مدودف را از اعلام نامزدی برای انتخابات ریاست جمهوری آینده منصرف کند، و از سوی دیگر، با تضعیف جایگاه حزب «روسیة واحد» راه را برای حضور احزاب دیگر هموار نماید! به زبان سادهتر، جنگ قدرت در روسیه کار را بجائی کشاند که دیدیم: اعتراض به تقلب، وارد آوردن اتهام «تقلب» به نخستوزیر، درگیری با پلیس و ... و نهایت امر عقبنشینی جناح غربپرست شامل «اوفها» و شخص دیمیتری مدودف!
مهمترین تجلی این عقبنشینی را در دخالت ناگهانی «عثماناوف»، صاحب موسسة کامرسانت مشاهده کردیم. ایشان همچنانکه در وبلاگ «اوف و اوباش» گفتیم ناگهان دریافتند که ولادیمیر پوتین «مقدس» است! و جالب اینکه حمایت آشکار پوتین از «آزادی بیان» از طرف رسانهها نادیده گرفته شد! پیشتر گفتیم که «اوفها» به شیوة طویلة مککارتی عمل میکنند؛ اهل «تهاجماند»؛ تهاجم به حریم خصوصی انسانها و «تحریم» افراد، یا تهاجم به جایگاه انسان، از طریق دمیدن در بوق «تقدس» شخصیتها. حال آنکه آنچه در عرصة سیاست اهمیت دارد، برنامه و اهداف است، و نه افراد!
روشنتر بگوئیم، شخص ولادیمیر پوتین، خارج از مواضع سیاسی و برنامههایاش، یک شهروند عادی روسیه است و بس. در شرایطی که دیمیتری مدودف، با اتخاذ مواضع مبهم در مورد ایران و لیبی، تصویر یک رئیس جمهور «متدین» و اهل «خانواده» را بازتاب میدهد، پوتین چه در دوران ریاست جمهوری و چه طی 4 سال صدارتاش خارج از این چارچوب قرار گرفته. به گزارش سایت نووستی و به شهادت تصاویر، در تاریخ 4 دسامبر 2011 ، ولادیمیر پوتین، بدون همسرش در حوزة اخذ رأی حضور یافت و ... و خلاصه اعضای طویلة مک کارتی! بشتابید که راه برای شایعهپراکنی، تهاجم به حریم خصوصی و تنظیم سناریوی عاشقانة هولیوودی هموار شده. هر چند این روزها حضرات سرگرم تنظیم سناریوی مضحک «نجات ماهیگیران ایرانی توسط تفنگداران دریائی آمریکا» بودند، در این سناریو نیز ردپای عشق و عاشقی را میبینیم! اگر تصاویر این عملیات قهرمانانه را نیک بنگریم، به ویژه تصویری را که در آن «ناجی»، یعنی یک نظامی یانکی ماهیگیر «فرضی» ایرانی را که او هم فرضاً «اسیر» بوده در آغوش گرفته، به یاد فیلم «برباد رفته» میافتیم!
فیلمی که در دوران جنگهای داخلی آمریکا، تراژدی «عشق یکسویه»، توأم با «فرصتطلبی» و رذالت پرسوناژ اصلی فیلم را به نمایش میگذارد. «سکارلت اوهارا» شیفتة «اشلی ویلکز» است، و «رت باتلر» هم فریفتة سکارلت! سرانجام «سکارلت» برای رهائی از فقر ناشی از جنگ با «رت باتلر» ازدواج میکند، ولی همچنان به تلاش عبث خود برای تسخیر «اشلی» ادامه میدهد تا اینکه «رت باتلر» هم او را ترک میکند. تنها در این برهه است که «سکارلت» درمییابد شیفتة «باتلر» است، ولی دیگر دیر شده. در زندگی باتلر جائی برای «سکارلت اوهارا» باقی نمانده.
سناریوی فیلم بر اساس رمان «بربادرفته»، اثر«مارگارت میچل» تنظیم شده. «ویویان لی» و «کلارل گیبل»، به ترتیب نقش «سکارلت اوهارا» و «رت باتلر» را ایفا میکنند. حال ببینیم چرا تصویر تفنگداران دریائی آمریکا، یعنی ناجیان ماهیگیران فرضا اسیر ایرانی فیلم «برباد رفته» را تداعی میکند؟! دروغ چرا؟ نگاه سرشار از عشق و محبت یک تفنگدار یانکی به ماهیگیر ایرانی، ماهیگیر با کاسکت سرمهای و لباس بفهمی نفهمی سفید در آغوش یک تفنگدار یانکی دیگر، نویسندة این وبلاگ را به یاد نگاه سرشار از اشتیاق «سکارلت» به «اشلی» انداخت! اشتیاقی که «رت باتلر» از آن نیک آگاه بود! همانطور که ما نیز از بازگشت سفیر ترکیه به فرانسه آگاه شدیم. بازگشتی که بعضیها ترجیح میدادند به سکوت برگزار شود، ولی از بد روزگار، سرانجام در رسانههای فرانسه هم انتشار یافت! و اما «بد روزگار» برای خیلیها خوب و مفید است، به ویژه برای کاخسفید که در چنین شرایطی بلافاصله «واکنش منطقی» نشان میدهد.
به محض اینکه ورشکستگی دکان عموسام در سوریه مسلم شد و اوغلو گریه کنان به جمکران آمد، «ویکتوریا نولند» هم اعلام داشت، ما با دخالت نظامی در سوریه مخالفایم چرا که خشونت را افزایش میدهد! بله حضرات وقتی «منطقی» میشوند که بدانند امکان لاتبازی ندارند. یانکیها هم پس از سقوط یک هلیکوپتر دیگر در افغانستان و چند آزمایش موشکی در روسیه به این «واقعیت تلخ» پی بردند که «خشونت» هیچ خوب نیست. به گزارش سایت فارسی نووستی، مورخ 17 دیماه سالجاری، «ویکتوریا نولند»، سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا در پاسخ به این پرسش که «چرا سناریوی لیبی در سوریه اجرا نشده» میفرمایند، اوپوزیسیون سوریه با مداخله بیگانگان مخالف است و میخواهد مشکلات را از طریق مذاکره حل کند:
«[...] اپوزیسیون سوریه [...] مایل است تضادهای موجود را از راه مسالمتآمیز حل کند [...] به عقیده ما، اعمال خشونت در مقابل خشونتی که در سوریه صورت میپذیرد، یک راه کار نادرست [...] میباشد [...]»
بله این یک اصل مسلم است؛ اعمال خشونت همواره خشونت را گسترش میدهد و برخلاف ادعای سخنگوی وزارت امور خارجة یانکیها، مخالفان شخص بشار اسد، و طرفداران استقرار دولت خیابانی در سوریه، یعنی ترکیه، اسرائیل، لیبی، قطر و ... و به ویژه حکومت جمکران، در آرزوی تکرار سناریوی لیبی در سوریه میسوختند، ولی نتیجة انتخابات روسیه، که به تضعیف حزب روسیة واحد انجامید، کاسه و کوزة حضرات را در هم ریخت. دلیل هم اینکه حزب کذا، برخلاف شایعات بوقهای ارتش ناتو، حزب دیمیتری مدودف و کلیسای ارتدوکس است، و هیچ ارتباطی با ولادیمیر پوتین ندارد!
پوتین در دوران ریاست جمهوریاش ریاست این حزب را پذیرفت، و در اواخر ماه سپتامبر یعنی حدود سه ماه پیش از برگزاری انتخابات دوما از این حزب خارج شد. پیشتر هم گفتهایم، باز هم تکرار میکنیم، برخلاف ترهات کیهان، جناح مدودف با جناح پوتین یکسان نیست. جناح مدودف، در مسیر ذوب شدن در «ناتو» گام برمیدارد؛ جنگ افروزی در لیبی و کشتار غیرنظامیان، به بهانة دفاع از آنان در راستای اهداف همین جناح صورت پذیرفت. همچنانکه پیشتر هم گفتیم، «سناتور مارگلوف»، فرستادة ویژة دیمیتری مدودف، «موانع» را از پیش پای ارتش ناتو در لیبی برداشتند! اما خوشبختانه «میشلستروگف» هزارة سوم را به سوریه اعزام نکردند.
روسیه که تا اول ژانویه 2012 ریاست دورهای شورای امنیت را برعهده داشت، قطعنامهای نیز در محکومیت اعمال خشونت از سوی دولت و مخالفان دولت سوریه تنظیم کرد و شاهد بودیم که آمریکا و متحداناش این قطعنامه را نپذیرفتند و ... و سرانجام نمایندگان اتحادیة عرب، اتحادیهای که در زمینة حقوقبشر مطلوب یانکیها خیلی پیشرفت کرده، برای نظارت بر امور عازم سوریه شدند و همزمان جنگ زرگری سپاه پاسداران با ارباب در خلیج فارس به اوج رسید.
پاسداران اسلام میخواستند تنگة هرمز را ببندند و یانکیها هم تهدیدشان میکردند. این خیمه شببازی مهوع آنقدر ادامه یافت تا آمریکا و بریتانیا بتوانند ناوگانشان را در خلیج فارس تقویت کنند، و اینجا بود که خیال سرداران آسوده شد و اعلام داشتند، «ما نگفتیم میخواهیم تنگة هرمز را ببندیم!» در همین گیرودار است که تنشها در چچنی و داغستان بالا میگیرد، و اسرائیلپرستان ولادیمیر پوتین را «نمایندة اوباما در لیبی» معرفی میکنند!
یکی از بوقهای محفل «دومینک شتروس ـ کان» که نامش را نمیبریم، چرا که وبلاگمان کثیف میشود، ادعا کرده، «اوباما پوتین را به لیبی فرستاد تا براندازی قذافی را سازمان دهد!» نفرت محفل کذا از ولادیمیر پوتین در واقع ابراز انزجار اینان از سیاست جناحی است که بر هرج و مرج دوران یلتسین و تاراج امثال «کودورکووسکیها و برهزوفسکیها» پایان داده و ... و جنگ 33 روزه از دستاوردهای همین جناح بود. جناحی که با تضعیف ایالات متحد در منطقه، سیاستهای خود را با قدرت بیشتری اعمال خواهد کرد. همین امر به «پیشرفت» رهبر «قلعة حیوانات» در زمینة هستهای نیز منجر شده.
مقام معظم، همچون سلف بیابانیشان در برابر تحریمهائی که در واقع بر ملت ایران تحمیل شده و میشود، ایستادهاند و به هیچ قیمت عقبنشینی نخواهند کرد! بازنشخوار مطالبات آمریکا توسط علیخامنهای تازگی ندارد، و موضوع وبلاگ ما نیست؛ جنگ قدرت و تحولات دمکراتیک در روسیه مدنظر ماست. در این راستا با استناد به مطالب سایت نووستی، از ماه سپتامبر2011 تا 7 ژانویه 2012 ، مسیر ولادیمیر پوتین را بررسی خواهیم کرد.
همانطور که گفتیم، ولادیمیر پوتین، از حزب «روسیة واحد» خارج شده و در تاریخ 17 آذرماه 1390، از «گاواروخین»، کارگردان سرشناس تقاضا میکند، ریاست ستاد انتخاباتیاش را بر عهده گیرد. یادآور شویم «گاواروخین» هیچگونه وابستگی حزبی ندارد. سایت نووستی، مورخ 9 دیماه سالجاری مینویسد، پوتین، در دوران ریاست جمهوریاش، در آستانة انتخابات قبلی دوما پذیرفت در رأس فهرست نامزدهای حزب «روسیه واحد» قرار گیرد، و این امر برای حزب مذکور کمک بزرگی بود. اما در کنگرة حزب روسیة واحد در ماه سپتامبر، نخستوزیر به طور غیرمنتظره از فعالیت انتخاباتی این حزب فاصله گرفت و دیمیتری مدودف را در رأس فهرست نامزدان نمایندگی دوما قرار داد. حدود 3 ماه قبل از کنگرة حزب، ولادیمیر پوتین «جبهة سراسری مردمی» را با هدف گسترش «روسیة واحد» تأسیس کرد. دلیل هم اینکه، «روسیة واحد» به شخصیتپرستی روی آورده و میرفت که از «پوتین» یک استالین دیگر بسازد.
و از آنجا که دکان تقدیس همواره راهگشای سوءاستفاده و قانونشکنی است، گزارشهای فراوان در مورد سوءاستفادة مقامات حزب در اختیار پوتین قرار میگیرد. همین امر باعث شد که راه نامزدی دیمیتری مدودف برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری بسته شود. 12 روز پس از انتخابات دوما، یعنی در تاریخ 16 دسامبر 2011، ولادیمیر پوتین به عنوان نامزد ریاست جمهوری در کمیسیون انتخابات ثبت نام میکند. حال یک پرانتز باز میکنیم و باز میگردیم به نشانههای اختلاف میان مدودف و پوتین.
پوتین پس از تهاجم ارتش ناتو به لیبی در هیچیک از نشستهای مطبوعاتی با همتایان اروپائیاش شرکت نکرد. به عنوان نمونه، این رئیس جمهور روسیه بود که در نشست مطبوعاتی با نخستوزیر بریتانیا حضور یافت. پس از انتخابات دوما، ولادیمیر پوتین در نشست مطبوعاتی با نخستوزیر هند شرکت کرد؛ زمانیکه شرکت دیمیتری مدودف در انتخابات ریاست جمهوری منتفی شده بود!
در این چارچوب تردیدی نیست که حزب «جبهة مردمی» که بالاتر به آن اشاره شد، شامل دیمیتری مدودف نمیشود! ایشان همچنانکه دیدیم «عشق آمریکا» در سر دارند و خیلی به چلیپا و کلیسا ارادت میورزند، و هر کجا میروند، اسقف اعظم کلیسای ارتدوکس با چلیپا و زنار و شمع و عود و آب و نان مقدس پشت سرشان وارد میشود! این بساط که بازتابی است از تشریفات پوسیدة حاکمیت بریتانیا، با «سکولاریسم» مطلوب ولادیمیر پوتین که در «گفتگوی مستقیم» روز 15 دسامبر 2011 مطرح شد، چندان همخوانی ندارد. شاید به همین دلیل بود که ولادیمیر پوتین از حضور در مراسم مذهبی کلیسای مسکو نیز خودداری کرد. و به استنباط ما به همین دلیل بود که اسقف اعظم کلیسای ارتدوکس روسیه، در تاریخ 17 دیماه سالجاری به ناچار آلو را از دهانشان در آورده و مواضع خود را مشخص کردند.
به گزارش سایت نووستی، مورخ 17 دیماه سالجاری، نخستوزیر روسیه از کلیسای جامع «سپاسو پرئوبراژنسکی» در سن پترزبورگ بازدید نمود. حال آنکه دمیتری مدودف در شب عید میلاد حضرت مسیح به همراه همسرش، سوتلانا در مراسم «باشکوهی» که در کلیسای جامع حضرت عیسی مسیح ناجی در مسکو بر پا شده بود شرکت کرد.
نووستی میافزاید، رئیس جمهور روسیه پیشتر نیز در «میکروبلوگ» خود در شبکة توئیتر ضمن تبریک میلاد حضرت مسیح به مسیحیان ارتدوکس و مردم روسیه، تعطیلات خوبی برای همگان آرزو کرده بود. خلاصه با توجه به اینکه در روسیه حدود 2 میلیون نفر در مراسم کلیسا شرکت کردند، دیمیتری مدودف و بانو با حضور در مراسم مذهبی میلاد مسیح دل اسقف اعظم و آن دو میلیون نفر را به دست آوردند. پیش از برپائی این مراسم باشکوه، اسقف اعظم طی یک مصاحبه مطبوعاتی همسوئی خود را با ولادیمیر پوتین در مورد مخالفت «مردم» با سیاستهای دولت اعلام داشته و فرمودند:
«[...] جامعه میباید از حق ابراز نظر و به ویژه حق ابراز مخالفت برخوردار باشد [...] اما لازم است در ابراز مخالفت، خرد را به کار بندد؛ چرا که افرادی میخواهند از نارضایتی مردم ابزاری برای اهداف سیاسی خود بسازند[...]»
بله اتفاقاً و برخلاف ادعای شیپورهای ناتو سخنان حضرت اسقف در مسیر «گفتگوی مستقیم» ولادیمیر پوتین قرار گرفته. نخستوزیر روسیه نیز اعلام داشت، هیچ مانعی برای برپائی تظاهرات قانونی وجود ندارد، ولی با «تظاهرات خودجوش»، زدوخوردهای خیابانی، ایجاد آشوب و نظمشکنی مقابله خواهد شد. یک روز پس از مصاحبة اسقف اعظم، فیگارو مورخ 8 ژانویه 2012 گزارش داد، حدود 300 نفر در اعتراض به عدم موفقیت اوپوزیسیون در دستیابی به تغییرات مطلوباش در مرکز مسکو دست به تظاهرات زدهاند! گویا حضرات شب قبل، در مصرف شامپاین زیاده روی کرده بودند؛ چرا که «تغییرات مطلوب اوپوزیسیون» روسیه، یعنی آنها که به تقلب در انتخابات اعتراض کردند، اصولاً مشخص نیست! اگر تقلب شده که مسلماً شده، چرا که انتخابات بدون تقلب فقط در ینگه دنیا برگزار میشود، کمیسیون انتخابات میزان تقلب را قابل چشم پوشی اعلام کرده. از اینرو تعداد معترضان نسبت به تعداد کسانی که در انتخابات شرکت کرده و هیچ اعتراضی به نتایج نداشتند ناچیز بود. از این گذشته، در هیچ نظام دمکراتیک، اقلیت از حق تحمیل نظر خود بر اکثریت برخوردار نیست. آنهم اقلیتی که شب میلاد مسیح، برای یک بطر شراب فرانسه چند هزار یورو پرداخت میکند! فقط دولت «یلتسین» میتواند تغییرات مطلوب این اقلیت را تحقق بخشد؛ و افسوس که آن دولت بیدار بخفت!
بخش دری سایت نووستی، مورخ 14 دیماه سالجاری مینویسد، شامگاه پنجشنبه گذشته، یک هلیکوپتر «چینوک» سقوط کرده:
«نمایندگان اردوی افغانستان [...] بر واقعیت سقوط هلیکوپتر چینوک [...] اعتراف نموده و گفته که حادثه [...] به اثر خرابی تخنیکی رخ داده[...]»
دلیل خفتن این «دولت» نیز مانند علت سقوط هلیکوپتر یانکیها «تخنیکی» باید باشد.
نسخة پیدیاف ـ گوگل
نسخة پیدیاف ـ گوگل(بارگیری)
نسخة پیدیاف ـ سکریبد
نسخة پیدیاف ـ فایلدن
نسخة پیدیاف ـ سیایکس
نسخة پیدیاف ـ شوگرسنک
نسخة پیدیاف ـ باکسنت
نسخة پیدیاف ـ کلمهئو
نسخة پیدیاف ـ داکستاک
نسخة پیدیاف ـ هیوجدرایو
نسخة پیدیاف ـ مدیافایر
نسخة پیدیاف ـ داکستاپ
نسخة پیدیاف ـ دیوشیر
نسخة پیدیاف ـ پیبیورکس
نسخة پیدیاف ـ ستورگیت
نسخة پیدیاف ـ آرونا
فیلترشکنهای جدید10ژانویه2012
proxydojo.com
revisionisboring.info
https://comebrowse.me
unblock4.me
https://proxymyip.com
vpnprogram.com
https://search-proxy.com
webproxy4.co.uk
onlineipchanger.com
revisionisamazing.info
ninja-proxy.net
hiddenproxy.net
proxynow.org
https://smartwebproxy.com
gplusproxy.com
schoolisamazing.info
revisionisgreat.info
bypassunblocking.info
superrevealer.info
hideapplication.com
proxyapp.info
accessvpn.info
uktunnel.info
ipunblocker.com
hiddenunblocked.info
t-dz.com
greenproxy.net
iwebproxy.com
alwayshelp2hide.info
hidebreaks.info
tricksurf.info
e-prox-topsite.info
leasetoownbrowsing.info
smokeprox.info
8w3.info
webproxy4.de
booksecuresurf.info
sneakyunblock.info
servproxyfy.info
schoolisamazing.info
cryingsafesurf.info
quotingsafesurf.info
racingsafesurf.info
turbounblock.info
getintunnel.info
hiddenunblocked.info
aquascapeproxy.info
feetanonymous.info
mrwanted.com
proxy4world.info
Posted at 05:39 pm by nahid-roxan
Permalink
Sunday, January 08, 2012
بگو نیست خدائی جز ودکای یکتا تا رستگار شوی!
به سلامتی شکست کودتا در ترکیه! پس از شکست این کودتا بود که خبر حذف دلار از مبادلات تجاری ایران و روسیه نیز انتشار یافت و «حباب دلار» در ایران ترکید! در گیرودار تلاش ارتش ناتو برای همین کودتای ناکام، همسوئی رهبر قلعة حیوانات با آشفروشها پیرامون انسان «بدون جنسیات» قرآنی نیز آشکار شد و ... و از همه مهمتر شیخ و شاه به یکدیگر پیوستند، هر چند پیوندشان شکمی از آب درآمد. خلاصه شکست کودتای یانکیها در ترکیه فواید بسیار داشت و همینجا بگوئیم، «این هنوز از نتایج سحر است!»
سال 2012 برای یانکیها و متحدانشان جز رسوائی و شکست به همراه نخواهد آورد. پس از رسوائی تلاش آمریکا برای کودتا در پاکستان که به «خروج» ناگهانی «زرداری» از کشور انجامید، کودتای گاوچرانها در ترکیه نیز با شکست روبرو شد و ... و اینگونه بود که چند بمب در عراق منفجر کردند؛ یک هیئت ترک را برای مذاکره با دولت سوریه به دمشق فرستادند، تا این شهر از انفجار بمب بیبهره نماند؛ و همزمان «اوغلو»، وزیر امورخارجة آنکارا به تهران پرتاب شد! در نشست مطبوعاتی صالحی با «اوغلو»، وزیر امور خارجة ترکیه دم گریه بود، و «ما» بسیار خندیدیم!
به محض اینکه ورشکستگی دکان جنگ زرگری «اردوغان ـ سرکوزی» مسلم شد و سفیر ترکیه دمش را لای پایش گذاشته به پاریس بازگشت، ارتش آدمخوار ناتو برای حفظ جایگاه لرزان ترکیه در روابط منطقهای تلاش کرد به دوران نورانی امام روشنضمیر بازگشته و کودتائی در اینکشور سازمان دهد؛ ولی نشد! قربانی این شکست نیز کسی نبود جز رئیس سابق ستاد مشترک ارتش ترکیه. از قضای روزگار تلاش ناتو برای کودتا، با انتشار مصاحبة مرگپرستانة رادیوفردا با نوریزاد و الطاف ملوکانة رضا پهلوی نسبت به شیپور اوباش سبز تقارن زمانی یافت. اعلیحضرت به یکی از شیخکهای مؤنث ساواک تریبون دادند که هرچه دل تنگاش میخواهد بپرسد تا از این مفر، «شیخالله» بتواند به بهانة گلایه از «شاهالله» به تلطیف مواضعاش مشغول شود.
بد نیست برای هر دو گروه، یعنی شیخالله و شاهالله، چند نکتة پیشپاافتاده را توضیح دهیم. نخست اینکه موسوی و اوباش خط امام هیچ ارتباطی با دمکراسی نداشته و ندارند. از سوی دیگر، اعلیحضرت با حمایت از میرحسین موسوی و پدیدة موهوم جنبشسبز در عمل ثابت کردند که ایشان نیز به نحوی از انحاء خواهان «بازگشت به دوران نورانی امام روشنضمیر» هستند؛ چنین فردی نمیتواند مدافع دمکراسی و حقوقانسانها به شمار آید. البته اعلیحضرت پیشتر هم با تحریف اصل اساسی لائیسیته، یعنی «جدائی دین از سیاست»، خواهان «جدائی دین از حکومت» شده، و در واقع حکومت موازی و قانونشکنی ملاجماعت را مورد تأئید قرار داده بودند. خلاصه از منظر برخورد با مبانی حقوقبشر، حضرت والا با شیخکهای طرفدار میرحسین و «رهبر قلعة» حیوانات در سنگری واحد نشستهاند، هر چند شیوة بیانشان با اینان متفاوتی است.
علیرغم این همسنگری، شیخکهای کودتاچی جمکران با انتقاد از «سلطان» و «شاه» سعی در پنهان داشتن ارادتشان به دربار پهلوی دارند، همانطور که 33 سال است با عربدة «مرگ بر آمریکا» به نوکری برای سازمان سیا مشغولند. در زیر مجموعة همین سنگر نیرنگ و فریب است که با «خاکریز» معصومه سیحون و «حاج بخشی» برخورد میکنیم؛ «خاکریز» سرکوب فرهنگی که با کودتای 28 مرداد 1332 تقویت شد.
بیدلیل نیست که رسانههای جمکران، و به ویژه رهبر «قلعة حیوانات» به رهبری «رادیوفردا» برای پامنبری معصومه سیحون ماتم گرفتهاند. بله، «حاج بخشی»، پرسوناژ مقدس قلعة حیوانات به محفل «خانوم سیحون» تعلق داشت. اما هیچیک از رسانههای جمکران برای مرگ «معصومه خانوم» داستانسرائی نکرد؛ دلیل هم اینکه ارتباط مستقیم افرادی که «در ظواهر» متفاوت و ردههای مختلف به محفل کودتا تعلق دارند میباید پنهان بماند؛ سیاست استعمار چنین ایجاب میکند. و از جنبة تاریخی، دلیل پنهان ماندن ارتباط «فدائیان اسلام» با مصدق و دربار پهلوی همین بود، و همین است دلیل تریبون دادن «رادیوفردا» به امیرفرشاد ابراهیمی.
سایت رادیوفردا، مورخ 4 ژانویه 2012، ابراهیمی را به میدان آورده تا از زبان اینفرد، با آن سابقة «درخشان» به ما بگوید، « حاج بخشی، برخلاف دیگر حزباللهیها که تغییر رنگ دادهاند، شخصیت منسجمی» داشت:
«[...] حاج بخشی برای ارزشها و يا ضدارزشهائی که باور داشت با چنگ و دندان میجنگید.»
چه خوب! ولی ابراهیمی فراموش کرده بگوید، «ارزشهای» حاج بخشی همان ارزشهائی بود که امثال معصومه سیحون نیز برایشان میجنگیدند. با این تفاوت که معصومه خانوم با چماق به خیابان نمیآمدند؛ ایشان در «گالری سیحون» به «هنرنمائی» مشغول بودند. شایعهپراکنی، خبرچینی، نوچه پروری، و به ویژه باجگیری از «ضد انقلاب» از فعالیتهای «فرهنگی» ایشان بود. بدون تکیه بر چماق امثال «بخشی»، چنین تحرکاتی امکانپذیر نمیشد. در مطالب آینده به فعالیتهای «فرهنگی» معصومه خانوم و نوچههای مذکر و مؤنثشان در تهران اشارهای خواهیم داشت؛ فعلاً میباید بپردازیم به دیگر مصاحبههای رادیوفردا در چهارمین روز سال 2012.
از آنجمله است مصاحبه با نوریزاد که از زندان آزاد شده! بله شگرد رادیوفردا تغییر کرده؛ دیگر از اعماق سیاهچال اوین با زندانیان حکومتی مصاحبه نمیکند! در عوض روند کار نوریزاد همان است که بود؛ اینفرد هر آنچه را که اوباش سبز در چنته داشته و دارند «بیرون» ریخته. بهتر بگوئیم نوریزاد در واقع شعارهای گوسالهپسند خمینی را در نوفل لوشاتو بازتولید کرده و برای دفاع از «اسلام ضداستبداد» به تشویق مرگ پرداخته و تلویحاً میگوید، شهید هر چه بیشتر، بهتر:
«[...] هر اتفاقی برای هر نفر [...] اشتعال بزرگی است که بخشی از جامعه را به شعله میکشد. ایرادی ندارد [...] ما ناگزیریم به این راه برویم»
میبینیم که گسترش خشونت و حماقت برای فعلة فاشیسم هیچ ایرادی ندارد، چرا؟ چون بدون گسترش خشونت نمیتوان «سنگر حق» ایجاد کرد. این سنگر مقدس همچنانکه در سالهای 1332، 1357 و ... و به ویژه در سال 1388 شاهد بودیم، کارساز سیاست استعمار بوده و خواهد بود. به همین دلیل رادیوفردا قلادة «نوریزاد» را باز کرده تا مطالبات انسانستیز سازمان سیا را به ارزش گذاشته و به عنوان «فعالیت سیاسی» به شوتوپرتها بفروشد. این تبلور توحش و خشونتپرستی «سازمان سیا» است که از زبان «نوریزاد» به مخاطب حقنه میشود. برای آشنائی با ابعاد خشونت این پروپاگاند استعماری، در بخش پایانی این وبلاگ مصاحبة رادیوفردا با نوریزاد را بررسی میکنیم. فعلاً نگاهی داشته باشیم به تحرکات ارتش آدمخوار و اسلامپرور ناتو در عراق و سوریه.
فرماندهان این ارتش در لندن و واشنگتن در کمال حماقت میپندارند با انفجار بمب در عراق و سوریه میتوانند برای مشکلاتشان «راهحل» مناسب بیابند. به این ترتیب که با کودتای ارتش علیه دولت اردوغان در واقع برای اسلامگرایان ترکیه سنگر حق بسازند و آنان را نیز همچون «میرحسین» در جایگاه اوپوزیسیون بنشانند! بله، فکر بد نکنیم؛ هیچ «توطئهای» در کار نیست! در پی شکست کودتا، همزمان با مسافرت یک هیئت ترک به سوریه، وزیر امور خارجة ترکیه هولهولکی به ایران آمد و پس از ملاقات با صالحی، وزیر امور خارجه جمکران، با مقتدی صدر نیز در تهران گفتگو کرد!
در ظاهر، این «گفتگوها» جهت رفع بحران صورت میگیرد، ولی واقعیت جز این است. «واقعیت» تلاش جهت نجات ترکیه از فروپاشی است، آنهم به بهای فروپاشاندن عراق و سوریه و با هدف ممانعت از پیوند «بغداد ـ دمشق!» چرا که پیوند دو مرکز تمدن اسلامی و پیشاسلامی، جایگاه ترکیه را به عنوان متحد پنهان اسرائیل و پیشخدمت «مستقل» ارتش ناتو در منطقه متزلزل خواهد کرد. به همین دلیل است که ارتش آدمخوار ناتو تمام تلاش خود را برای نجات دولت دستنشاندهاش در ترکیه به کار گرفته، هر چند جز ناکامی نصیبی ندارد. پیشتر هم گفتیم، جنگ زرگری سرکوزی با اردوغان با هدف تقویت حاکمیت ترکیه به راه افتاده بود ولی این برنامه با شکست روبرو شد، در نتیجه تفنگداران آمریکائی با ایرانیها دوست شدند!
چه خوب شد سرداران لطف کرده و به یانکیها اجازه دادند در خلیج فارس لانه کنند! به گزارش رادیوفردا، مورخ 16 دیماه سالجاری، تفنگداران دریائی آمریکا چند ماهیگیر ایرانی را در آبهای جنوب عمان از چنگ دزدان دریائی نجات دادهاند! البته ما نمیدانیم حضرات ماهیگیر بودند، یا فقط آب را گلآلود میکردند که یانکیها بتوانند ماهی بگیرند؛ ولی میدانیم که به راه انداختن کاروان خردجال «عاشورا»، آنهم در شهر نیویورک، کار ماهیگیران ایرانی در آبهای دریای عرب نبوده! هر چند بعضیها پچ پچ میکنند که «خودکشی» علیرضا پهلوی کار حکومت جمکران است!
در سناریوهای هولیوودی «آرتیسته» یک گلولة ناقابل شلیک میکند و چندین و چند نفر را به خاک و خون میکشد، ولی در رسانههای عموسام برای «خودکشی» لازم است دو گلوله شلیک شود! به عنوان نمونه به ما میگویند علیرضا پهلوی خودکشی کرده. و پس از گذشت ماهها، «تحقیق» و تفحص یکی از هوچیهای ولایات متحد نشان میدهد که دو گلوله به علیرضا پهلوی شلیک شده، و این «قتل» کار حکومت اسلامی است! بله، حضرات خودشان میبرند، خودشان هم میدوزند، جیرهخوارانشان را هم مسئول جنایات معرفی میکنند؛ قتل شاپور بختیار در فرانسه، ترور قاسملو در اطریش، و جنایت «میکونوس» در آلمان را که فراموش نکردهایم. یانکیها این جنایات را به پادوهایشان در جمکران نسبت دادند. حال در مورد جنایات گذشته «تحقیق» میکنند تا آنها را نیز به حساب دیگران بنویسند. روند کار این است که با توسل به اسناد «ساختگی» گذشته، در مسیر منافعشان از آنها ویراست نوینی ارائه میدهند. درست مثل این است که یک «پیشگو»، بجای اینکه از آینده خبر دهد، از گذشته بگوید و «پسگوئی» کند!
بوقهای عموسام همگی جام بلورین به دستگرفته و بجای پیشگوئی به «پسگوئی» افتادهاند. دلیل هم اینکه حضرات همچون میرحسین جلاد، آینده را در گذشته میجویند. در همین راستا دولت شیلی نیز «سینهخیز» به سوی تطهیر کودتا و کودتاچی میخزد. این دولت که همچون حکومت جمکران روابط ویژهای با آلمان برقرار کرده، تصمیم گرفته عبارت «دیکتاتوری نظامی» را در کتابهای درسی با «رژیم نظامی» جایگزین نماید. مشروح این خبر بهجت اثر در فیگارو، مورخ 6 ژانویه 2012 در دسترس مشتاقان فاشیسم، استعمار و کودتا قرارگرفته. خلاصه از وقتی رسانهها اعلام کردند سالوادور آلنده با شلیک دو گلوله به قتل رسیده و دختر ایشان که سناتور نیز هستند، معلوم نیست با توسل به کدام گوی بلورین تأکید کردند که پدرشان با شلیک دو گلوله به زندگی خود خاتمه داده، مشخص بود که دولت شیلی در کدام مسیر گام برمیدارد؛ مسیر «کبابی» کیسینجر! مسیر ستایش مرگ و به ارزش گذاردن خشونت به عنوان فعالیت سیاسی.
هیس هیس! هوا خیلی پسه، بیبیسی به خشتک کیهان آویزان شده تا هم از یک چماقدار برایمان اسطوره بسازد، و هم زیر پای یانکیها را بکشد! و مجری این عملیات «علمی ـ فرهنگی» کسی نیست جز شیخ مسعود بهنود. ایشان در فن ستایش و فروش زباله مهارت فراوان دارند، ولی مطلبی که در بیبیسی، مورخ 5 ژانویه 2012 قلمیکردهاند در نوع خود بینظیراست. اینبار شیخ مسعود، با توسل به «منابع غیرموثق» در عرصة گسترش ابتذال شاهکار زدهاند؛ و حداقل در یک مورد ویژه میباید به ایشان بگوئیم، «دمتانگرم!» بله، دمش گرم چرا که خواسته یا ناخواسته گوی ارادت «حاج بخشی» به «معصومه سیحون» را به میانة میدان سیاست جاری کشور انداخته:
«[...] ذبیحالله بخشی [...] در سن 7 سالگی پدر خود را در حمله متفقین به ایران از دست داده، در نهضت ملی کردن نفت از جمله سیاسیون هوادار آیتالله کاشانی بوده [...] کیهان [...] نوشت که یک افسر انگلیسی را در سن هفت سالگی کشته [...] ». [...] آقا ذبیح که شده بود حاجی بخشی، همچنان [...] ارادتش را به خانم سیحون حفظ کرده بود [...]»
«جونم براتون بگه»، قضیه وارونه است! در واقع این محفل معصومه سیحون بود که «آقاذبیح» را به «حاج بخشی» تبدیل کرد، همچنانکه ساواک نیز از روحالله خمینی مفلوک «رهبر انقلاب» ساخت. خلاصه ارتباط چماقدار با محفل سرکوب فرهنگی که پیش از «انقلابشان» توسط امثال سیحون و آغداشلو اداره میشد، در زمینة سیاسی همان ارتباط کودتائی «شیخوشاه» است که خود را در قالب مصاحبة شیخ مؤنث با اعلیحضرت به نمایش گذارده. البته این «مصاحبه» را بررسی نخواهیم کرد چرا که مواضع «مبهم» و ضددمکراتیک رضاپهلوی را به کرات در این وبلاگ بررسی کردهایم. مواضع ایشان آنقدر مبهم و بیپایه است که دلیلی برای تکرار مکررات نمیبینیم. هدف از مصاحبة «شاه» با شیخک مؤنث در واقع «بازتولید» پروپاگاند استعماری و رساندن شعارهای پوچ «انقلابشان» به گوش ملت ایران است. و چرا راه دور برویم؟ نیم نگاهی به مصاحبة «رادیوفردا» با «نوریزاد» کافیست که به دوران نورانی امام روشنضمیر «پرتاب» شویم.
سایت رادیوفردا، مورخ 4 ژانویه 2012، مصاحبة مذکور را تحت عنوان مبهم «اعتراض میکنم، پس هستم» منتشر کرده. از عنوان مطلب آغاز کنیم که «هستی انسان» را به «واکنشی مبهم» تقلیل میدهد؛ واکنشی غیرمنطقی که بر خلاف جملة معروف دکارت، به هیچ عنوان ویژة انسان نیست! حیوانات هم از خود واکنش منفی نشان میدهند! سگی که پارس میکند، به عنوان نمونه، به حضور بیگانه اعتراض دارد؛ گربهای که چنگ میزند، به پدیدهای ناخوشایند اعتراض میکند! روشنتر بگوئیم، اعتراض بدون توسل به «زبان»، یعنی آنچه انسان را از حیوان متمایز میکند هیچگونه ارجاع انسانی نمیتواند داشته باشد. به همین دلیل است که «شخصیت سال» بر اساس تبلیغات آن ورقپارة آمریکائی صورتکی است به نام «معترض» که چهرهاش پنهان مانده و همچون مطالباتاش در ابهام قرار گرفته. و به همین دلیل است که دکههای حقوقبشر از شرایط اسفبار کشورهای بهارزده هیچ گزارشی نمیدهند.
به عنوان نمونه در لیبی، از آدمربائی و شکنجة چندهزار لیبیائی توسط گروههای مسلح هیچ نمیشنویم. همچنین در تونس که به ادعای بوقهای عموسام خودسوزی یک جوان «در اعتراض» به رفتار پلیس به «انقلاب» منجر شد، «خودسوزی» دیگران به سکوت کامل برگزار میشود، چرا؟ چون از آن خودسوزی توانستند ابزاری جهت توجیه «کودتا» در تونس بسازند، ولی خودسوزیهای دیگر هیچ اهمیتی ندارد. دیدیم که در ایران نیز پس از استقرار دولت خیابانی شیخ بازرگان، اعتراض ایرانیان به طور کلی اهمیتاش را از دست داد؛ «امام» تشریف آورده بودند و ایرانیان دیگر «بیدلیل» اعتراض میکردند! اوضاع بر همین منوال گذشت، تا اینکه بار دیگر در 22 خردادماه 1388، زمانیکه قرار بود هیزاکسلنسی دست در دست میرحسین «انقلاب» فرمایند، دوباره «اعتراض» ایرانیان از اهمیت برخوردار شد؛ البته کار اینان نگرفت و «نشد که بشه!» حال مهرههای کودتا روی دست عموسام باد کردهاند و ایشان میخواهند یکبار دیگر این کالاهای بنجل را از طریق مصاحبههای مضحک به چند برابر قیمت به ما ملت بفروشند.
بگیر بخواب، بگیر بخواب
که کار باطل نکنی
با [حرفای] صد تا یه غاز
حل مسائل نکنی
بالاتر گفتیم که سایت رادیوفردا، مورخ 4 ژانویه 2012، مصاحبة مذکور را تحت عنوان مبهم «اعتراض میکنم، پس هستم» منتشر کرده. این مصاحبه که بر محور «تخریب انسان» استوار است مخاطب را در دریای ابهام فرو میبرد.
دلیل هم اینکه مصاحبة کذا با تکیه بر «ستایش از خشونت، در اعتراض به خشونت» به پیش رانده میشود. به عنوان نمونه، ستایش از خودتخریبی، «در اعتراض» به خشونتی که دیگران بر انسان تحمیل کردهاند. به زبان سادهتر، رادیوفردا با توسل به مصاحبة کذا از زبان نوریزاد ایرانیان را به گام نهادن در مسیر شهادت و حماقت «حسینی» تشویق میکند. نوریزاد که از زندان «فرضی» آزادش کردهاند میگوید، «هر زندانیای که صدایاش به جائی نمیرسد میباید تا پای جان به اعتصاب غذا ادامه دهد» و بر علیه موجودیت خود اقدام کند. ولی ایشان در این میانه، از موضع خود به عنوان «زندانی تزئینی» اصلاً حرفی به میان نمیآورند و نمیگویند، این «فعالیتها» فقط کارساز زندانیهای تزئینی است، و دیگران را به کام مرگ میفرستد! از این گذشته، کم نیستند افرادی که به جرم قتل و یا قاچاق مواد مخدر زندانی شدهاند، شاید در چارچوب «منطق» کذا اینان نیز میباید از طریق اعتصاب غذا «اعتراض» کنند:
«[...] اعتصاب غذا یک جور هاراکیری جهانی است برای یک زندانی که دیده نمیشود، یا حرفش شنیده نمیشود [...]»
بله حرف هر زندانی میباید شنیده شود! بخصوص که این زندانی، همچون نوریزاد و قدیانی و شرکاء «تزئینی» و «حکومتی» باشد، و همچون دیگر دینفروشان، نورچشم سازمان سیا. رادیوفردا نوریزاد را «صدای اعتراض امروز» میخواند. در واقع برنامة «نور و صدا» راه انداخته:
«[...] محمد نوریزاد راوی روایت فتح، فیلمساز و روزنامهنگار هوادار سرسخت حاکمیت تا دیروز، و صدای اعتراض امروز. [...] بعد از انتخابات [...] 88 با نگارش رشته نامههای اعتراضی به رهبر [حکومت اسلامی] روانه زندان شد، طعم [...] انفرادی را چشید [...] مورد ضرب و شتم قرار گرفت و 40 روز اعتصاب غذا کرد [...] امروز [...] از شبهای گرسنه زندان میگوئیم، از زبان کسی که به تازگی از سلول زندان به خانه برگشته [...] کسی که [...] اعتقاد دارد که باید اعتصاب غذا را ادامه داد، با هر هزینهای[...]»
اتفاقاً روحالله خمینی هم «اعتقاد» داشت که جنگ را «با هر هزینهای» میباید ادامه داد، چرا که تاوان این جنگ را ملت ایران میپرداخت، نه آن وحشی بیابانی. به همچنین است در مورد نوریزاد، زندانی دروغین حکومت اسلامی و «صدای اعتراض امروز» عموسام. صدای اعتراض چیست؟ به عنوان نمونه میتواند همان «صدای مشکوک» رمان دائیجان ناپلئون هم باشد! دروغ چرا؟ در میانة رجزخوانیهای کسالتآور و تکراری دائیجان، یکنفر به نشانة اعتراض بادی در کرده، اینهم «صدای اعتراض» آنروز بوده.
حال این پرسش مطرح میشود که چطور نوریزاد یعنی همان «صدای اعتراض» از تجاوز و دیگر شکنجههای رایج در حکومت عدل الهی در امان مانده؟! رادیوفردا پاسخی برای این پرسش ندارد. این رادیو میخواهد به امثال نوریزاد تریبون بدهد تا به بازنشخوار شعارهای فریبنده و مبهمی بپردازند که در «نوفل لوشاتو» از زبان آن وحشی بیابانی پخش میشد: «آزادی برای همه!» نتیجة دویدن بعضیها به دنبال این مزخرفات در برابر ماست، میلیونها آواره، فرار مغزها و سرمایهها و ... و کشتار و سرکوب ایرانیان. گویا طویلة مککارتی به این مختصر قانع نیست و بیشتر میطلبد. از اینرو بازنشخوار شعارهای پوچ خمینی را بر عهدة نوریزادها گذاشته و اینان نیز از طریق «پسگوئی» نقش خمینی را به بهترین وجه ایفا کرده و میگویند، «اگر با آزادگی و فطرتمان» صحبت کنیم به نقاط مشترکمان پی میبریم:
«[...] شعار نمیدهم. مخاطب همه ما آزادگی است. با هر گرایش، فهم، اعتقاد و دین و معرفتی که داریم. ما اگر با آزادگی و با فطرتمان بنشینیم و با همدیگر صحبت کنیم میبینیم که مشترکات فراوانی با هم خواهیم داشت[...]»
اصلاً شعار نمیدهد! همانطور که خودشان میفرمایند و میبینیم، «آزادگی» مطلوبشان چارچوب مشخص ندارد؛ چرا که «تعریف» نشده. «فطرت» نیز که از تعریف بینیاز است؛ واژهای است مبهم که به متون مقدس ارجاع میدهد. به طور مثال میگویند، «فطرت» انسان الهی است! در نتیجه نوریزاد با دو پدیدة گنگ و موهوم یعنی «آزادگی» و «فطرت» میخواهد به «گفتگو» هم بنشیند، و از طریق چنین گفتگوئی مشترکاتش را با مخاطب مشاهده کند! مسلماً مخاطب ایشان نمیتواند یک دمکرات باشد، چرا که در عرصة سیاست دمکراتیک، «گفتگو» خارج از چارچوب منطقی همواره انسانستیز خواهد بود، و فقط راه بر ابهام، گسترش باورها، تعصبات و مقدسات خواهد گشود. ایرانیان برای دستیابی به دمکراسی به چنین گفتگوئی نیاز ندارند، این گفتگو ارزانی الاغهای طویلة مککارتی:
«[...] ما نیاز داریم که وقتی کسی جانش را از دست میدهد، جامعه تماماً متأثر شود[...] قرآن [...] میگوید وقتی یک نفر بیگناه کشته میشود انگار تمامی مردم [...] کشته میشوند [...] چنین آموزههای دینی [...] در قرآن ما وجود دارد [...] به خاطر [...] صیانت از این مفاهیم زیبای دینی و انسانی و انقلابی خودم است که دارم فریاد میزنم [...] هیچ کدام از این اتفاقاتی که در جامعه ما رخ میدهد نه ربطی به دین ما دارد و نه از آرزوهای انقلاب است [...]»
صد رحمت به صدای مشکوک! میبینیم که سازمان سیا چگونه برای دفاع از توحش و تقدس نوریزادها را به میدان میآورد. فراموش نکردهایم که 33 سال پیش نیز خمینی دجال در نوفللوشاتو چگونه با اشتها از این علوفه تغذیه مینمود. ولی حضور مسئولان محترم رادیوفردا بگوئیم، اعلامیة جهانی حقوقبشر، انسان را مخلوق خداوند تعریف نمیکند. از سوی دیگر در اسلام و به طور کلی در ادیان ابراهیمی، اصولاً «انسان» موجودیتی تعریف شده ندارد؛ بنده و «مخلوق خداوند» به شمار میرود. حضرت نوریزاد با تکیه بر «ارزشهای اسلامی» کمر به تحریف «انسان» بسته، و تحت عنوان دفاع از نوعی «آزادگی»، توحش «تقدس» را بر او تحمیل میکنند:
«[...] من یک انسانم [...] در قرآن [...] گفته شده [...] خداوند با آفرینش او [انسان] به خودش تبریک گفته [...]»
ما هم به سازمان سیا برای آفرینش «انساننمائی» به نام نوریزاد «تبریک» میگوئیم، و به این سازمان مقدس اطمینان میدهیم که دیگر نمیتواند با توسل به چنین مخلوقاتی در ایران «دولت خیابانی» سر کار بیاورد؛ در سوریه هم این آرزو را به گور خواهد برد. مگر «بیل» به دادمان برسد و به خانم کلینتن بگوید، «دارلینگ! اگر بیش از اینها دندانگردی کنی، ترکیه را هم از دست میدهی.»
نسخة پیدیاف ـ گوگل
نسخة پیدیاف ـ گوگل(بارگیری)
نسخة پیدیاف ـ سکریبد
نسخة پیدیاف ـ فایلدن
نسخة پیدیاف ـ سیایکس
نسخة پیدیاف ـ شوگرسنک
نسخة پیدیاف ـ باکسنت
نسخة پیدیاف ـ کلمهئو
نسخة پیدیاف ـ داکستاک
نسخة پیدیاف ـ هیوجدرایو
نسخة پیدیاف ـ مدیافایر
نسخة پیدیاف ـ دیوشیر
نسخة پیدیاف ـ پیبیورکس
نسخة پیدیاف ـ داکستاپ
نسخة پیدیاف ـ ستورگیت
نسخة پیدیاف ـ آرونا
فیلترشکنهای جدید7ژانویه2012
proxydojo.com
accessvpn.info
proxyapp.info
changetheip.com
hideapplication.com
proxynow.org
https://search-proxy.com
superrevealer.info
t-dz.com
ninja-proxy.net
revisionisgreat.info
hiddenunblocked.info
ipunblocker.com
onlineipchanger.com
revisionisamazing.info
revisionisboring.info
gplusproxy.com
vpnprogram.com
webproxy4.co.uk
schoolisamazing.info
unblock4.me
bypassunblocking.info
hiddenproxy.net
https://smartwebproxy.com
vpnflame.info
onlinegoldforextrade.tk
sixsproxy.info
happysurfed.tk
tradeproxz.tk
greenproxy.net
easychairvpn.info
tricksurf.info
ratingsurf.tk
carecutecool.tk
aproxy.org
enjoylife2proxies.info
proxy4cat.info
bestproxyinclass.info
tableproxy.info
futuresxmas.tk
webunblocked.info
dealingforexonline.tk
Posted at 10:30 am by nahid-roxan
Permalink
Wednesday, January 04, 2012
تحویل زیردریائی اتمی «نرپا» به هند، حذف دلار از مبادلات چین و ژاپن و ... و توافق دو جناح اوپوزیسیون سوریه در قاهره، به اخراج یانکیها از پاکستان و پسروی سگهای هارشان در مصر و سوریه انجامید. ولی در جمکران شرایط کمی متفاوت است! با عقبنشینی یانکیها، رهبر «قلعة حیوانات» و دیگر اراذل و اوباش «ولایتطلب» رسماً به هذیانگوئی افتادهاند. به عنوان نمونه، مقام معظم کاسة گدائی به دست گرفته و برای «تبیین نظام» از اربابشان «تلموهوم» میطلباند؛ آنهم تل موهوم «دانشجو!» در همین راستا، پاسدار محسن رضائی که همچون سردار اکبر طی سه دهة اخیر در چپاول ثروتهای ملی و نبرد با ملت ایران به پیروزیهای چشمگیری دست یافته، میخواهند با لغو «یکجانبة» قراردادهای گلستان و ترکمانچای، و حذف شواهد خیانت و خودفروختگی ملایان و بیکفایتی شاهان قاجار، «جمهوری آذربایجان» و «اشکآباد» را از مسکو پس گرفته، و به این ترتیب هم از فروپاشی کشور روسیه جلوگیری فرمایند، و هم این کشور را به افتخار همسایگی با یک «ایران قدرتمند» نائل نمایند! میبینیم که کار حضرات خیلی بالا گرفته و خلاصه از اشتهای محفل «کارتر ـ برژینسکی» هر چه بگوئیم، کم گفتهایم. برای دریافت ابعاد حماقت و وقاحت محفل کودتای 22 بهمن به مطلب، «اول ژانویه؛ روزی که روسیه ایران را به کام خودخواهی خویش کشید» که با کد: 216090، در سایت تابناک، مورخ 12 دیماه 1390 انتشار یافته، مراجعه فرمائید.
از ما نشنیده بگیرید؛ میگویند موشکهائی که طی مانور خلیج فارس توسط سپاه پاسداران «با موفقیت» تمام آزمایش شد، از نوع موشکهای «مؤدب» و «سخنگو» بوده! این موشکها زمانیکه شلیک میشدند، به زبان فرانسه سال نو را تبریک میگفتند: «بُن آنه!» ما مسئول این «شایعات» نیستیم، ولی اگر در پاکستان، ترکیه، لیبی، تونس و... و به ویژه در سوریه پوزة بعضیها به خون نشسته، تعجب نمیکنیم! شایعه پراکنی در مورد توانائیهای موهوم سپاه و بسیج با هدف تقویت حضور آمریکا در خلیج فارس، و پرکردن جیب تفنگفروشهای غرب صورت میگیرد. فروش هواپیماهای جنگی به عربستان و ایجاد پایگاه موشکی در امارات بدون خوشرقصی سپاه پاسداران در خلیج فارس امکانپذیر نمیشد. جالب اینجاست که پس از برگزاری مانور کذا، نخستین اعتراض به آزمایش موشکی، از سوی خود موشکفروشها صورت گرفت. اینان به دلیل «آزمایش» همین موشکها خواهان اعمال تحریمهای شدیدتر بر ملت ایران نیز شدهاند. این لاتبازیها در تضعیف دلار ریشه دارد.
حذف دلار از مبادلات تجاری چین با ژاپن چنین ایجاب میکند که تاواناش را ملت ایران بپردازد؛ اینست دلیل افزایش نرخ دلار در حکومت جمکران و این است مفهوم «استقلال» و «آزادی» در قاموس خودفروختگان اسلامفروش. کیهان، مورخ 12 دیماه سالجاری به نقل از رهبر «قلعة حیوانات» چنین تیتر زده:
«هرچه بیشتر تحریم کنند، بیشتر پیشرفت میکنیم.»
«حاخ» درست میگوید؛ هر چه دامنة تاراج ملت ایران گسترش یابد، بر استحکام «قلعة حیوانات» افزوده خواهد شد، و پر واضح است که رهبر قلعة کذا نیز بیشتر «پیشرفت» کند. حداقل طی 33 سال اخیر در بر این پاشنه چرخیده، هر چند به دلیل تغییر شرایط، مشکل میتوان همچنان در کذا را بر همین پاشنه چرخاند. خلاصه اگر در سدة اخیر چنین بوده، دیگر «چنین نخواهد ماند.» همچنانکه ارائة فهرست از زندانیان سیاسی فرضی نیز دیگر کارساز عموسام نیست.
انتشار فهرست «زندانیان نیست در جهان»، ترفند جدید طرفداران جنبش سبز است که ارواح شکمشان خیلی با تقلب و دروغ مخالفاند. اینان در کمال حماقت نام همپالکیهای برون مرزیشان را به عنوان «زندانی سیاسی» روی شبکة مجازی گذاشتهاند، بدون اینکه در نظر بگیرند، بعضیها ممکن است این افراد را به نام و نشان بشناسند! بله، تزویر و خریت ویژگی پیروان خط توحشی است که میرحسین موسوی و ارباباناش در آن گام برمیدارند. اینان میپندارند ملت ایران در دوران پهلوی دوم یخ زده و با همان ترفندهای پوسیده میتوان «تظاهرات میلیونی» برای این عمامهای و آن کلاهی به راه انداخت و رهبرسازی کرد. حضورشان بگوئیم سخت کورخواندهاید. به دلیل افلاس ترکیه و پاکستان، الاغهای «دینی ـ بومی» طویلة مککارتی در جمکران نیز امکان جفتکپرانی را از دست خواهند داد.
هرچند «نبرد سهمگین» جمکرانیان با اربابانشان در لندن و واشنگتن طبق معمول میلیاردها دلار به جیب یانکیها سرازیر کرد. طی8 سال نخستوزیری میرحسین جلاد نیز هدف حکومت از «نبرد با آمریکا» جز تأمین منافع آمریکا نبود؛ به همین دلیل علامت تعجب نگذاشتیم! از روز سوم دیماه سالجاری، مبارزات سرداران جمکران با آنچه در زبان مردهشویان «استکبار» خوانده میشود، میلیاردها دلار به جیب عموسام سرازیر کرده. مانور نیروی دریائی «قلعة حیوانات» از تاریخ 24 دسامبر سال 2011 ، یعنی از روز مقدس سوم دیماه سال 1390 آغاز شد و قرار بود سرداران در رسانهها با اربابشان سخت بجنگند و به عنوان ژاندارم خلیج فارس عصای دست آمریکا شوند. از تاریخ سوم دیماه سال 1390، حکومت مردهشویان با خوشرقصی برای یانکیها به «دوران نورانی امام روشنضمیر» میرحسین جلاد بازگشت ولی از آنجا که «بازگشت به گذشته» امکانپذیر نیست، مگر به صورت مضحکه، کار حضرات هم نهایت امر به مضحکه کشید.
پس از جنجال رسانههای غرب در مورد توانائی موشکی سپاه، وزارت دفاع روسیه اعلام داشت «ایران از فناوری لازم برای ساختن موشک بالیستیک برخوردار نیست، و در کوتاه مدت نیز به چنین امکاناتی دست نخواهد یافت.» به عبارت دیگر، روسیه رسماً اعلام داشته که دولتهای دیگر نمیتوانند سپاه را به موشکهای بالیستیک مجهز کنند! جالب اینکه، رسانههای غرب و از جمله سایت فیگارو، مورخ 3 ژانویه 2012 هم ناچار شدند این مخالفت صریح را بازتاب دهند.
درپی ناکامی در روسیه، سازمان سیا و شاخکهایاش در اروپا و جمکران برای نجات محفل کودتای آیرونساید چنان معرکهای گرفتهاند که بیا و ببین! کیهان جمکران، مورخ 12 دیماه سالجاری تلاش برخی اصلاحطلبان برای شرکت در انتخابات را به شگرد «پوتین ـ مدودف» تشبیه کرده. حال آنکه از یکسو، جناح مدودف شامل ولادیمیر پوتین نمیشود، و از سوی دیگر برنامة سیاسی ولادیمیر پوتین با اهداف جناح مدودف هیچگونه همخوانی ندارد. اگر کیهان جمکران سرش را از کبابی کیسینجر بیرون میآورد، مسلماً میدید که شورای امنیت سازمان ملل قطعنامههای تحریم ملت ایران را در دورة ریاست دیمیتری مدودف تصویب کرد! دلیل هم اینکه رئیس کنونی فدراسیون روسیه از شیفتگان آمریکا تشریف دارند و به دلیل همین «عشق یکسره»، در برابر محفل توحش «احترام به ادیان» مواضعشان «مبهم» باقی مانده! همین ابهام مقدس کارساز آتلانتیستهای جنگفروش و تقدسگستر شده. اینان تمام قوای خود را بسیج کردهاند تا با ارائة تصویر «مستقل» و «قدرتمند» از حکومت دست نشاندهشان در ایران، منافع استعماری خود را در منطقه گسترش دهند. تحقق سیاست اینان چنین ایجاب میکند که همزمان چندین دروغ شاخدار به افکار عمومی باورانده شود.
نخستین دروغ اینکه تحمیل تحریمهای اقتصادی به ملت ایران هیچ آسیبی نمیرساند! دیگر آنکه شرایط اسفبار فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی در ایران و خشونت و ابتذال حاکمیت توحش جمکران خواست استعمار غرب نیست! تو گوئی این شرایط از آسمان بر سر ملت ایران افتاده. به عبارت دیگر، همه میباید بپذیرند که ایران یک جزیرة منزوی است و غرب از مخالفان سرسخت حکومت آن به شمار میرود و ... و از همه مهمتر اینکه، مخالفان حکومت جمکران بدون استثناء طرفداران میرحسین موسوی، شیخ کروبی و به طور کلی میراثخواران امام خمینی و «انقلاب» کذا هستند. به این ترتیب است که بوقهای استعمار میتواند مخالفان «جنبش» خشونتطلب سبز را «طرفدار احمدینژاد» جا زده، و همچون دوران «ملی» کردن نفت، و «صدر انقلاب اسلامی»، محفل کودتاساز آنگلوساکسونها را به عنوان «مدافع آزادی» به شوتوپرتها بفروشد.
اما حضورشان بگوئیم کوفتن بر طبل «آزادی» دیگر نمیتواند کارساز توطئةگران گوادالوپ شود. «آزادی»، خارج از چارچوب حقوقی انسانمحور و دمکراتیک جز انسانستیزی و توحش نیست و نخواهد بود. و حضراتی که دم از آزادی میزنند، میباید چارچوب حقوقی «آزادی» مطلوبشان را نیز ارائه دهند. روشنتر بگوئیم، بدون «تعریف» آزادی، این واژة فریبنده، گنگ و مبهم باقی میماند، و همچون دین، افیون تودهها خواهد شد. به عبارت دیگر، «آزادی مبهم» بهترین ابزار جهت عوامفریبی است. حال که به عوامفریبی و ابلهپروری رسیدیم بازگردیم به اظهارات مضحک آخوند سعیدی، نمایندة «حاخ» در سپاه پاسداران. این اظهارات توحشگستر تحت عنوان، «موسوی و کروبی را نمیتوان محاکمه کرد» در سایت رادیوفردا، مورخ 11 دیماه سالجاری انتشار یافته.
رادیوفردا ضمن بازتاب سخنان سرشار از بلاهت نمایندة علی خامنهای، موسوی و کروبی را نیز در جایگاه «رهبران مخالفان در ایران» نشانده! خلاصه، سازمان سیا به هر ترتیب میخواهد این دو جانور وحشی را به عنوان «رهبر» به ملت ایران حقنه کند. آخوند سعیدی میگوید، از آنجا که موسوی و کروبی «حریم» و «هوادار» دارند، و اکبر بهرمانی از آنان پشتیبانی میکند محاکمهشان امکانپذیر نیست. به عبارت دیگر، در «قلعة حیوانات» هر کس بتواند با برخورداری از حمایت بیگانه قانونشکنی کند، قوة قضائیه هم مزاحماش نخواهد شد، و به این میگویند عدالت علوی. البته ما با این قماش «عدالت بیابانی» بیگانه نیستیم؛ رفیقدوستها، واعظطبسیها، خاوریها، و...و به ویژه آخوندها و تولههایشان در این حکومت شترگاوپلنگ جملگی از حاشیة امن برخوردارند:
«نماينده ولی فقيه در سپاه پاسداران میگويد [...] ميرحسين موسوی و مهدی کروبی، از رهبران مخالفان در ايران، را نمیتوان محاکمه کرد چرا که آنها حريم و عدهای هوادار دارند [...]»
جالب اینکه، اظهارات بیشرمانة آخوند سعیدی در سایت «بیبیسی» هم انتشار یافته و نیازی به تحلیل و بررسی ندارد. کارفرمایان رادیوفردا و بیبیسی میخواهند از زبان جیرهخوارانشان به ما بگویند، شیخ کروبی و موسوی فراتر از قانون قرار گرفتهاند، چرا که هم «حریم» دارند، هم «هوادار!» در این رابطه حداقل دو پرسش منطقی مطرح میشود. نخست اینکه، شوت و پرتها به کنار، چه کسانی از این «افراد» هواداری میکنند، و دیگر آنکه چه کسانی میتوانند «هوادار» موسوی و کروبی باشند؟
نخست باید بگوئیم که در عرصة سیاست، البته در جوامع بهنجار، منطقاً هواداران جریانات سیاسی از «اهداف» و «برنامههای مشخص» افراد و گروهها حمایت میکنند، نه از «افراد» حقیقی و حقوقی! جایگزینی «اهداف» با «افراد»، به ویژه افرادی با سوابق «درخشان» موسوی و کروبی، اگر نشان حماقت نباشد، مسلماً وابستگی محفلی را به اثبات میرساند. روشنتر بگوئیم، آنها که طی 33 سال اخیر دست در دست موسویها و کروبیها به تاراج و سرکوب ملت ایران مشغول بودهاند، جز هواداری از ایندو جنایتکار رسوا چارة دیگری ندارند. و بیدلیل نیست که اکبر بهرمانی از ایندو خودفروخته حمایت میکند؛ آخور بهرمانی با خامنهای و موسوی و کروبی مشترک بوده، و هنوز هم اشتراک آخورشان پا برجاست. در این میان فقط افسار خامنهای را به کناری کشیدهاند، چرا که نمیتوانند همچون دوران گذشته، با فروپاشانی رژیم دستنشاندهشان در ایران بحران منطقهای در مرزهای روسیه ایجاد کنند. همانطور که میبینیم، «میرآخور» این حضرات، یعنی سازمان سیا، در کل منطقه دچار مشکل شده، هر چند همچون گذشتهها میپندارد که با جنجال و هیاهو و تحریف و پیوند گ...ز به شقیقه میتوان «راه حل» مطلوب جهت خروج از بحران را یافت.
در مصر، «راه حل» سازمان سیا ایجاد درگیری میان مسیحیان و مسلمانان و لشکرکشی خیابانی است. مجری این برنامة مقدس تشکلهای غیردولتیای هستند که مقرشان در آمریکاست و در مصر «شعبه» زدهاند. از معجزات اخیر اینان میتوان به «ترسیم کاریکاتور محمد» روی سایت «یکی از مسیحیان مصر» و سازمان دادن اوباش برای تهاجم به مسیحیان اشاره کرد. البته هیچیک از رسانههای «مستقل» غرب به این نکتة پیشپاافتاده، یعنی منشاء واحد «رسم کاریکاتور» و «معترضین به کاریکاتور» اشاره نمیکند. همه میباید بپذیرند که مسیحیان مصر به خون «محمد» تشنهاند، و به همین دلیل نیز مسلمانان مصر خواهان نابودی مسیحیاناند. خلاصه همان سناریوئی که اسرائیل در لبنان به روی صحنه آورد و بعدها ارتش ناتو آن را به عراق و پاکستان و سوریه و ... و کشورهای آفریقائی صادر نمود، در مصر به مورد اجرا گذاشته شده. ماجرای «کاریکاتور محمد»، و تهاجم به مسیحیان مصر در سایت فیگارو، مورخ 2 ژانویه سالجاری انتشار یافته. اما بررسی شرایط «مصر» موضوع این وبلاگ نیست، پس بپردازیم به «قاف، قاف» سازمان سیا!
قاف اول که نامة سرگشادة یک زندانی سیاسی فرضی را شامل میشود با انتقاد از «پدر نمادین»، مخاطب را به مسیر مقدس «تمرکز بر یک نقطه» رهنمون میشود، حال آنکه قاف دوم، در قالب «نقد» اظهارات قالیباف، و با هدف «تقدیس» خانواده جهت بیرون کشیدن «پدرسالاری» از زیر ضربة تحولات اجتماعی صورت گرفته.
پس ابتدا بپردازیم به تلاش برای نجات «پدرسالاری!» این تلاش مقدس را در «گفتگوی» مستر علیرضا کرمانی با «مسیو» سعید پیوندی به صراحت میبینیم. این گفتگو در سایت «رادیوفردا»، مورخ 9 دیماه سالجاری انتشار یافته. قالیباف، شهردار تهران گفته بود، «ریاکاری از خانوادهها آغاز و در بخشهای مختلف جامعه ایجاد شده.» علیرضا کرمانی از سعید پیوندی میپرسد، «اگر وجود مشکل فرهنگی را بپذیریم، مقصر کیست؛ فرد، خانواده یا جامعه؟» و «مسیو» پیوندی هم پاسخ میدهند، «پدیدههای منفی جامعة ایران از خانواده شروع نمیشود!» این داستانها با هدف ایجاد یک بحث انحرافی نقل میشود. بحثی که توحش حاکم بر «خانواده» را پنهان میدارد، تا از این مفر صورتکی هم برای توحش حاکم بر ملت ایران فراهم آورد. توحشی که به نام مبهمات «دین»، «معنویت» و ... و خصوصاً «خواست مردم» حافظ منافع استعماری شده.
خارج از نقش استعمار در ایران، برخلاف آنچه آقای پیوندی میفرمایند، نقش مخرب خانواده در فرهنگ جامعه به مراتب سرنوشتسازتر از نقش یک دولت دستنشانده است، و به همین دلیل نیز پیوسته در مطالبمان تکرار میکنیم که «روابط خانوادگی» میباید در چارچوب انسانمحوری «قانونمند» شود. به عبارت دیگر، در راستای رعایت حقوق انسانی افراد، «چاردیواری» دیگر نمیتواند «اختیاری» باشد! خلاصه، به مسئولان رادیوفردا بگوئیم، دوران تقدیس توحش حاکم بر «خانواده» از طریق بحثهای انحرافی به سر آمده؛ «سرنا را از سر گشادش میزنید!» حال بپردازیم به نامة سرگشادة «قدیانی!»
همان سایت «رادیوفردا»، مورخ نهم دیماه سالجاری نامة سرگشادة فردی به نام «ابوالفضل قدیانی» را منتشر کرده. قدیانی مانند اکثر نامهنگاران حرفهای در «قلعة حیوانات» زندانی سیاسی معرفی میشود! نگارش نامه به خامنهای توسط یک «زندانی سیاسی»، به شوتوپرتها چنین القاء میکند که در حکومت جمکران زندانی سیاسی از آزادی بیان برخوردار است! حال آنکه ارتش ناتو، این حکومت را برای گسترش سرکوب آزادیهای انسانی، و به ویژه از میان برداشتن آزادی بیان در ایران مستقر کرده. خلاصه نامهنگاری زندانیان فرضی جمکران نیز خود بخشی است از پروپاگاند انسانستیز استعماری. و فقط در همین راستاست که رادیوفردا با انتشار مطلب «ابوالفضل قدیانی، زندانی سیاسی: آقای خامنهای از قدرت دست بکشید» به یک فاشیست عوامفریب تریبون میدهد.
پیام اصلی نامة کذا این است که خامنهای به تنهائی نکبت و ادبار حاکم بر ایران را به وجود آورده، و اگر کنار رود، حکومت توحش اسلامی، ایران را گلستان خواهد کرد! متن نامة قدیانی مانند دیگر مزخرفات تولیدی ساواک جمکران سرشار از واژگانی است که مخاطب را پیوسته به متون مقدس ارجاع میدهد، و از این نظر به ترهات امثال حاجفرج دباغها و کدیورها شباهت فراوان دارد. «رادیوفردا» میگوید، قدیانی از خامنهای به عنوان «سلطان جائر» یاد کرده.
حضور مسئولان محترم رادیوی کذا بگوئیم، در هزارة سوم، عبارت «سلطان جائر» به همان اندازه پوچ و بیمعناست که واژگانی از قماش «معجزه» و «جبرئیل» و دهفرمان! به عبارت دیگر، این گفتار عهد عتیق، فاقد «کنونیات» است. به کار بردن چنین ترکیباتی در یک متن سیاسی، بازتاب صریح زمانستیزی و انسانستیزی نگارندة آن به شمار آید. البته در زمانستیزی قدیانیها تردید نداریم؛ حداقل ایشان از فالانژهای دکان بهزاد نبوی هستند که عمری را به مزدوری آمریکا گذراندهاند و اینک در جایگاه شهید مظلوم لنگر انداختهاند، بگذریم.
ولی جالبتر از متن مضحک نامه، «جرم» قدیانی است. رادیوفردا میگوید، قدیانی به جرم «توهین به احمدی نژاد» به یکسال زندان محکوم شد و چند روز پیش هم به جرم توهین به خامنهای، حکم سه سال زندان برای او صادر کردهاند. به این ترتیب، اگر ادعای رادیوفردا صحت داشته باشد، با چارچوب حقوقی «زندانی سیاسی» در قاموس سازمان سیا بخوبی آشنا میشویم! در این راستا، پیش از ادامةمطلب لازم است توضیحاتی بیاوریم. کسی که به مقامات یک کشور توهین میکند، مجرم است! به زبان سادهتر نمیتوان از مرزشکنی و آزادی «هتاکی» به عنوان «حقوق شهروندی» سخن به میان آورد. البته ما از چندوچون «توهین» قدیانی به احمدینژاد و خامنهای اطلاعی نداریم، ولی در هیچ جامعة بهنجاری «توهین» به افراد مجاز شمرده نمیشود، چه رسد به مقامات رسمی! در نتیجه نمیتوان از کسی که به فرد دیگری توهین کرده «حمایت» به عمل آورد.
در هر حال، همانطور که میبینیم، رادیوفردا کاری با این حرفها ندارد، و از قدیانی فقط به دلیل توهین به مهرورزی و «حاخ» حمایت میکند؛ اینهمه به این دلیل که حاکمیت مرزشکنی و قانونشکنی بر روابط اجتماعی و سیاسی ایران بهترین حامی منافع استعماری است. یادآور شویم در این میانه «آزادی بیان» به هیچ عنوان مطرح نیست. «آزادی بیان» با هتاکی به افراد ترادفی ندارد. رادیوفردا، با هدف حمایت از هرجو مرج و آشوب میکوشد از قدیانی، این تحفة نطنز تصویر دلپذیر «آزادیخواه» ارائه دهد. رادیوفردا میگوید قدیانی از شرکت در جلسة محاکمهاش خودداری کرده و فرموده، «دادگاه سیاسی باید علنی باشد»:
«[...] قديانی [...] در دی ماه 88 بازداشت و به اتهام توهين به محمود احمدینژاد [...] به يک سال زندان محکوم شد[و] چند روز پيش به اتهام توهين به رهبری به 3 سال زندان ديگر محکوم شد [...] قديانی در جلسه محاکمه دو ماه قبل خود در دادگاه انقلاب، شرکت نکرده و آن را غيرقانونی دانسته بود، زيرا به گفته او، دادگاه سياسی بايد علنی و با حضور هيئت منصفه باشد [...]»
باید از جناب قدیانی پرسید، چرا آنروزهای خوب که گروه گروه ایرانی را بدون محاکمه تیرباران میکردید، از علنی بودن دادگاه سیاسی سخن به میان نمیآوردید؟! خیلی جالب است؛ اینک که قانون توحش دستنوشتة امثال قدیانی با شخص ایشان در تضاد قرار گرفته، رادیوفردا او را به عنوان «زندانی سیاسی» به معرض فروش گذاشته! قدیانی اگر زندانی هم باشد، «زندانی سیاسی» نیست؛ چرا که جرماش سیاسی نیست! به عبارت دیگر، فحاشی و هتاکی و یا سردادن شعارهای پوچ هیچ ارتباطی با فعالیت سیاسی ندارد، این لاتبازیها را سازمان سیا خیلی میپسندد. از اینرو سایت «کلمه»، قدم رنجه فرموده، قدیانی را به عنوان «معترض به انتخابات» معرفی میکند.
میدانیم که سایت کذا همچون دیگر مجیزگویان میرحسین موسوی «حقطلب» و «آزادیخواه» است، چرا که بر پیشانی مخالفاناش برچسب «مستبد» الصاق میکند، مخالفانی که تا همین چند روز پیش دوستان گرمابه و گلستاناش بودند، و در جنایاتشان شریک بوده و هست. خلاصه بگوئیم قدیانی از پیروان خط توحش امام روشنضمیر موسوی هستند؛ تخصصشان هم «تخریب» مخالف است، آنهم به زبان الکن و مبتذل روحالله خمینی:
«[ قدیانی تظاهرات 9 دی ماه سال 88] را اردوکشی خيابانی اصحاب استبداد ناميد که پس از قلع و قمع آزادیخواهان و حقجويان به دستور مستبد حاکم به خيابانها آورده شدند [...] قديانی همچنين نوشته [...] صحنهگردان ناشی اين نمايش [...] بر آن است که از اين غده پوسيده برای عريانی تن پادشاه، قبائی بدوزد [...] اين زندانی سياسی [...] افزوده [...] امروز که چهرة نکبت بار استبداد سلطانی بار ديگر آشکارا در اين مملکت رخ نمائی کرده [...] نمیتوان در برابر آن سکوت کرد و دم نياورد[...]»
بله «زبان» الکن این «عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» از زبان خمینی و دیگر اوباش نوسواد جمکران هیچ کم ندارد؛ همان مزخرفات خمینی را بازتولید میکند، و همچون خمینی اهل عربدهجوئی و نفسکشطلبی و مزخرفبافی است. قدیانی در راستای پروپاگاند ابلهپسند «شاه سازی» به «سلطنت» علی خامنهای اشاره کرده و میگوید، ما اجازه نمیدهیم سلطنت به انقلابمان آسیب برساند؛ ما جان و مال و آزادیمان را در راه پیروزی این انقلاب گذاشتهایم! معلوم نیست قدیانی چند تا جان دارد، ولی اگر جاناش را در راه این به اصطلاح «انقلاب» گذاشته؛ حتماً از آن دنیا برایمان نامه مینویسد؛ رادیوفردا هم نامهاش را چاپ کرده، تا ما ملت از درک و فهم و نگرش ایشان بینصیب نمانیم:
«[...] من و امثال من در راه پيروزی انقلاب جان، مال و آزادی خويش را نگذاشتهايم که سه دهه بعد آقای علی خامنهای اينگونه بر کشور سلطنت کند[...]»
دردسرتان ندهم، قدیانی از مزخرفبافی فرو گذار نکرده. حال ببینیم درد این «زندانی سیاسی» چیست؟ ایشان مانند دیگر فعلة فاشیسم «اسلام درد» دارد، و برای ارباباناش در آمریکا تب کرده. دوای دردش چیست؟ میرحسین موسوی و میلیونها طرفدار فرضیاش! قدیانی پس از نشخوار تولیدات سازمان سیا در باب «دین ضداستبداد» به مجیزگوئی از «بهار خونبار عرب» نشسته و «جنبش سبز» را هم به بهار کذا تشبیه کرده و میگوید، میرحسین را آزاد کنید تا ببینید چند میلیون طرفدار دارد! جالب اینجاست که یکی از مقامات جمکران اخیراً گفته بود، کروبی و موسوی از بیم جانشان خواهان افزایش تعداد محافظان و گسترش تمهیدات امنیتی شدهاند، بگذریم! قدیانی در ادامة هذیاناتاش میافزاید:
«[...] بهار عربی کاملاً شبیه جنبش سبز مردم ایران است که عليه ديکتاتوری و استبداد به پاخاسته و فرياد آزادی سر میدهند [...] با آزاد ساختن [...] موسوی و کروبی، بنگرند که چگونه سيل [...] ميليونها ايرانی آزادیخواه در خيابانها جاری میشود که فاتحه استبداد را میخوانند [...]»
میبینیم که قدیانی و ارباباناش «شعار پوچ» را رها نمیکنند؛ میلیونها ایرانی «آزادیخواه» به خیابان میآیند، و به قول مرده شویان «فاتحة استبداد» را میخوانند. بعد هم یک استبداد تازه نفس را بجای استبداد فرسوده مینشانند و «روز از نو، روزی از نو!» همین طور نیست برادر قدیانی!؟ چرا! اما کسی که «آزادی» را در چارچوب معاصر و انسانمحور بخواهد، هرگز از «بازگشت به گذشته» و خشونتطلبی جنبش سبز طرفداری نخواهد کرد، و به ویژه رهبران جنایتکار این جنبش را مورد تأئید قرار نخواهد داد.
موسوی و کروبی، حتی اگر سوابق درخشانشان را در کشتار و سرکوب ملت ایران نادیده بگیریم، هیچ ارتباطی با «آزادی انسان» نداشته و ندارند. گرفتاری امثال قدیانی این است که بیم فروپاشی حکومت توحش در دلشان افتاده. اینان نه با استبداد و سرکوب مخالفاند، نه با تاراج. خواست این جانوران وحشی تداوم حکومت فاقد نظم انسانی جمکران است؛ از قضای روزگار کارفرمایان رادیوفردا هم جز این نمیخواهند:
«[...] اين زندانی سياسی از آيتالله خامنهای خواسته [...] اگر در پی راه و علاج است [...] از قدرت دست بکشد و از سر راه ملت و جمهوری اسلامی کنار برود.»
باید به این گوسالة ننهحسن چند نکتة مهم را یادآور شویم. نخست اینکه حساب ملت ایران از حکومت اسلامی جداست؛ این حکومت شترگاوپلنگ با حمایت استعمار در برابر ملت ایران قرار گرفته. دیگر آنکه، برخلاف یاوهگوئیهای امثال قدیانی، علی خامنهای خیلی هم دوست دارد از قدرت کنارهگیری کند، و جایاش را به دیگر دستاربندان پیرو خط امام، نظیر ملاممد خاتمی بسپارد. چرا که در اینصورت محفل کودتا میتواند با یک تیر چندین و چند نشان بزند.
نخست اینکه «رهبری»، به دلیل همسوئی با «جنبش سبز» بلافاصله در رسانههای غرب از «مشروعیت» و «محبوبیت» برخوردار خواهد شد. دیگر آنکه، «رهبر» مذکور میتواند با تکیه بر مشروعیت ساخته و پرداختة شیپورهای ارتش آدمخوار ناتو، سرکوب ملت ایران را از طریق «اوباش سبز» گسترش داده، همان لاتبازیهای «بهار عاظادی» را بازتولید نماید.
بله، خامنهای میخواهد، اما نمیتواند کنارهگیری کند. و دقیقاً به همین دلیل است که سعی دارد با تحریک افکار عمومی و تشویق لاتبازی، برای «حکومت موازی»، یعنی تحرکات گروههای ناشناس و بیمسئولیت در کشور زمینه فراهم آورد.
اما به دلیل تغییر شرایط، رهبر قلعة کذا به هر دری میزند، ناامید میشود. حاخ ابتدا به وزارت امور خارجه متوسل شد تا به قول خودش «حرف نو نظام» را تبیین کند! گویا کسی برای حرف ایشان تره خورد نکرد، در نتیجه آنحضرت در نخستین روز سال 2012 دست به دامن «دانشجونمایان» جمکران شدند و «گسترش فکر درست» و «تبیین مواضع حقیقی نظام» را وظیفة همین دانشجونمایان معرفی کردند. «هذیانات» مقام معظم در سایت حنازرچوبه، مورخ 11 دیماه 1390 بازتاب یافته:
«رهبر معظم [...] تأكید كردند كه علم آموزی به معنای دقیق كلمه و گسترش فكر درست و تبیین مواضع حقیقی نظام [...] اسلامی از وظایف دانشجویان است [...]»
بله ایشان در همسوئی با رضاپهلوی، تداوم و گسترش «حکومت موازی» را میطلباند؛ رضاپهلوی، بر «جدائی دین از حکومت» تأکید داشت، «حاخ» هم در آرزوی «دانشجوی خارج از حکومت» له له میزند. دانشجوی خارج از حکومت، یعنی دانشجوئی که همچون اوباش پیرو خط امام «گمنام» و ناشناس است، و برای تأمین منافع استعمار در همة امور کشور دخالت میکند، بدون اینکه در برابر اعمالاش پاسخگو باشد. امروز خامنهای به این قماش «دانشجو» دخیل بسته. تل موهومی به نام «دانشجویان»، همچون تل موهوم «مردم» و ... و «طلاب» از خاکریزهای استعماری است، که یکی پس از دیگری فرومیپاشد و برای جبران همین فروپاشی است که آخوند سعیدی به بازار گرمی برای موسوی جلاد و کروبی شیاد پرداخته و میگوید، علت عدم محاکمة ایندو، تعداد کثیر هوادارانشان بوده که مقامات بلندپایة «نظام» را نیز شامل میشود.
برای رهبر «قلعة حیوانات» و سخنگویانشان متأسفایم! پس از گذشت دو سال از آشوبهای ناکام «هیز اکسلنسی»، محکومیت «فائزه هاشمی» به زندان نشان میدهد که در کشور ایران، دیگر درها بر پاشنة سابق نمیگردد، دیگر آشوبطلبان نمیتوانند با توسل به شعارهای فریبندة «آزادی» و «استقلال» منافع لندن و واشنگتن را در ایران تأمین کنند. به قول موشکهای فرانسهزبان: «بُن آنه!»
نسخة پیدیاف ـ گوگل
نسخة پیدیاف ـ گوگل(بارگیری)
نسخة پیدیاف ـ سکریبد
نسخة پیدیاف ـ فایلدن
نسخة پیدیاف ـ سیایکس
نسخة پیدیاف ـ شوگرسنک
نسخة پیدیاف ـ باکسنت
نسخة پیدیاف ـ کلمهئو
نسخة پیدیاف ـ داکستاک
نسخة پیدیاف ـ هیوجدرایو
نسخة پیدیاف ـ مدیافایر
نسخة پیدیاف ـ دیوشیر
نسخة پیدیاف ـ پیبیورکس
نسخة پیدیاف ـ ستورگیت
نسخة پیدیاف ـ آرونا
فیلترشکنهای جدید4ژانویه2012
schoolisamazing.info
bypassunblocking.info
bladeproxy.com
superrevealer.info
hideapplication.com
vpnapplication.com
revisionisamazing.info
unlock2012.info
privatebyass.info
revisionisgreat.info
proxydojo.com
scriptunlock.info
hiddenproxy.net
proxyapp.info
vpnprogram.com
webproxy4.co.uk
onlineipchanger.com
changetheip.com
ipunblocker.com
serverunblocker.info
proxynow.org
t-dz.com
onlineproxy.eu
pageunlock.info
accessvpn.info
serverunblocked.info
revisionisboring.info
speedfreeunlock.info
ftpproxy-1.tk
vpnclipper.info
yellowprox.tk
bestambassador.tk
fussylogicgains3.tk
morepushing.tk
ndaslife.info
newhope2proxies.info
trafficnetonline.tk
hermstock.tk
logicproxy2.tk
prox.disco-nect.info
vpnruler.info
icelibfree.tk
free-web-proxy.net
aqstock.tk
malingproxie.info
fox3-proxy.tk
ratingclokc.tk
quicknessnet.info
peacefullaccess.tk
gorongspeed.info
anonymoustoe.info
joysurrender2god.info
Posted at 12:55 pm by nahid-roxan
Permalink
Friday, December 30, 2011
یانکیها برای جبران کاهش تنش سیاسی در روسیه به «سنگرسازی» در ایران پرداخته و از جیرهخواران جمکرانیشان تصویر «قدرقدرت» و «مستقل» ارائه میدهند. تنها در این چارچوب است که میتوان اظهارات ابلهفریب هیلاری کلینتن پیرامون طالبان و القاعده را بررسی کرد، و به دلائل واقعی شاخ و شانه کشیدن کفنفروشها برای ارباب در واشنگتن پی برد.
«چیتا»، میمونی که نقش «پرسوناژ کمکی» در فیلمهای «تارزان» را ایفا میکرد، در 80 سالگی درگذشت. سایت فیگارو، مورخ 28 دسامبر 2011، خبر مرگ «چیتا» را منعکس کرده. بله، «چیتا» هم رفت؛ نمیدانیم «میمون راحل» از شدت خنده، و پس از شنیدن سخنرانی مقام معظم در جمع سفرای جمکران مرد، یا از شدت حسادت با هیلاری کلینتن، که امروز در نقش «چیتا» ظاهر شده!
برای پی بردن به علت مرگ «چیتا»، ابتدا نگاهی داشته باشیم به سخنان پوچ و پرمغز علیخامنهای، رهبر مفلوک حکومت جمکران در سایت ایسنا، مورخ 28 دسامبر 2011. در جمع سفرای جمکران، رهبر «قلعةحیوانات» زبان به ستایش از «بهار عرب» گشوده و چشمکی هم به «جنبش سبز» زده. طی این یاوهسرائیها، خامنهای از وزارت امور خارجه میخواهد تا «حرف نو» نظام اسلامی را «تبیین» کند! البته «حرف نو» حاخعلی جز خوشرقصیهای «کهنه» ایشان برای ارباب، یعنی «بازتکرار» و نشخوار شعارهای سرشار از حماقت، تولید طویلة مککارتی در تقابل با سیاستهای منطقهای مسکو نیست. و در این راستا، خامنهای از کودتاهای ارتش ناتو در کشورهای عرب به عنوان «انقلاب حقیقی» یاد کرده و این مضحکة خونین را با «انقلابهای رنگی» اروپای شرقی در یک رده قرار داده.
اتفاقاً «حاخ» تا حدودی درست میگوید، چرا که «انقلابهای» اروپای شرقی همانقدر «واقعی» است که «انقلاب» کشورهای عرب. در تمامی این به اصطلاح «انقلابها»، نقش اصلی و تعیینکننده از آن محافل حامی سیاست آمریکا و متحداناش بوده، با این تفاوت که اینک تداوم این «نقشآفرینیها» برای واشنگتن خیلی سخت شده.
شاهدیم که ارتش ناتو در هر کشور منطقه کودتا سازمان دهد، گلة لوطی و عنترهای عموسام، از جمله ملایان جمکران، وظیفه دارند همصدا با ارباب در شیپور «انقلاب مردمی» بدمند و بر ویژگی «اسلامی» آن تأکید کنند. به این ترتیب از یکسو نقش ارباب در براندازی انکار میشود، و از سوی دیگر جیرهخواران نوین آمریکا خواهند توانست با تکیه بر «توجیهات» انقلابی در جایگاه «ضدامپریالیست» بنشینند. بیدلیل نیست که حاخعلی میفرمایند:
«[...] فعاليت در دستگاه ديپلماسي [حکومت اسلامي] فراتر از فعاليت متعارف ديپلماسي در جهان است [...] سفيران [حکومت اسلامی]، نمايندة نظامي هستند که ذات مستکبران با ماهيت اسلامي آن در تضاد عميق است [...] اسلام با پايهها و مباني استکبار يعني ظلم و تجاوز و اشغالگري مبارزه ميکند به همين علت زورگويان جهاني [...] از ظواهر [...] اسلامي بودن تظاهرات ملتها و پيروزي اسلامگرايان در انتخابات، علناً ابراز نگراني کردهاند[...]»
بله بر اساس مبهمات قرآنی و حدیث و قصه و بیبیگوزک ، تضاد «ذات مستکبران» با ماهیت «نظام اسلامی» از روز هم روشنتر است! باور ندارید، از اربابان انگلیسی امارات و از رئیس قبیلة «ئوفر» بپرسید که از جمله دشمنان رسانهای همین «نظام اسلام» به شمار میروند! همان رسانهها که 33 سال است برای رهبر «قلعة حیوانات» و مخالفنمایان سبز و اصلاحطلباش علوفة کافی تأمین کردهاند و به راستی که حضرات هم نیک نشخوار میفرمایند. 33 سال است که «مقالات» وزین متفکران، عالمان و حکیمان سرزمین گل و بلبل بر محور تبلیغات توحشگستر و تقدسپرور سازمان سیا منطبق شده، و امروز علیخامنهای در کمال بیشرمی و حماقت عربدة «الله اکبر» در مصر و دیگر کشورهای «بهارزده» را هم «خواست ملت ایران» میخواند:
«[...] رهبر انقلاب، با اشاره به فريادهاي الله اکبر [...] در مصرِ[...] افزودند: مهم نيست که اين شعارها از کجا الهام گرفته [...] مهم اين است که [...] شعارها و خواستههای 30 ساله ملت ايران، اکنون در خاورميانه، خليج فارس و شمال افريقا، سبز شده [...] و اين حقيقت، مصداق روشن وعدة پروردگار [...] در ياري رساندن به ملت مؤمن ايران است [...] که [...] در صراط مستقيم الهي تلاش [...] کرده [...]»
ما نیز از اینکه اللهاکبر در همه جا «سبز» شده، خوشحالایم. خامنهای در ادامة بازنشخوار پروپاگاند گوسالهپسند سازمان سیا به وزارت امورخارجه دستور میدهد که «حرفنو» نظام اسلامی را تبیین کند! «حرف نو» نظام توحش چیست؟ حضور دو پدیدة مبهم «مردم» و «ارزشهای الهی» در سطح جامعه! بله، در نظام فاقد نظم جمکران، مسائل جامعه به وزارت امورخارجه مربوط میشود. باید اذعان کنیم که «حرف نو» نظام اسلامی هم الکی است، و هم خرکی. و بیدلیل نیست که این «حرف» بر زبان خامنهای جاری شده:
«[...] دستگاه ديپلماسي کشور در اين اوضاع پيچيده و حساس، بايد با تبيين حرف نو نظام اسلامي يعني حضور توأمان مردم و ارزشهاي الهي در جامعه، به نقشآفريني مؤثر بپردازد[...]»
به عبارت دیگر «برنامه» همان بازگشت به دوران امام روشنضمیر موسوی جلاد است: لشکر کشی خیابانی و چادرسیاه! سخنان عمیق خامنهای امروز صبح در جمع سفرای حکومت جمکران ایراد شده، و مطالعة آن برای «لینت مزاج» مفید است.
پریدوش یکی از هزاران کانال ماهوارهای یک فیلم ایرانی پخش میکرد که پر بود از «سحرخیز!» نام و موضوع فیلم را نمیدانم، اهمیتی هم ندارد. دو سه کودک؛ چند مرد با تهریش و دو سه زن جوان با روسری پرسوناژهای این فیلم بودند! فیلم کذا در تنکابن، در سواحل دریای خزر جریان داشت. زنان حرف میزدند و میگریستند، مردها هم علاوه بر گریستن و سخنگفتن با یکدیگر گلاویز میشدند! نفهمیدم جریان چه بود، چون صاحبخانه «به احترام ما» صدای جعبة جادو را بسته بودند، ولی اجازه نداشتند جعبة کذا را خاموش کنند. رئیسشان، یعنی بچة محترمشان که منطقاً میبایست در اتاقاش خوابیده باشد، از تلویزیون دل نمیکند؛ نشسته بود و همینطور کانال عوض میکرد! خلاصه در آن شب بود که در یک آن از جمع مسلمین انقلابی تنکابن به هتل «برجالعرب» در دوبی میرسیدیم و سربسته بگویم، همزمان تبلور تازه به دوران رسیدگی و توحش انقلاب را شاهد بودیم!
بله شرفیاب شدن به حضور اهالی مرزپرگهر خیلی شیرین است؛ به ویژه اگر بچه هم داشته باشند! آنهم بچهای که تربیتاش را بر عهدة «امام زمان» گذاشتهاند. باری فیلم کذا به شیوة کربلای حسینی با جسد و شیون و زاری به پایان رسید و نام کارگردان و فیلمبردار و صدابردار و غیره بر جعبة جادو ظاهر شد و اینگونه بود که به حکمت پیشینیان پی بردم؛ از قدیم گفتهاند «سحرخیز باش تا کامروا باشی!» مسلماً کامروائی اعضای خانوادة «سحرخیز» دلیل موجه دارد؛ شاید «استعداد» سینما هم داشته باشند! در زبان فرانسه، «استعداد» را «تلان» گویند؛ «تلان» به فتح «ت» در چنتة «پیک نت» هم فراوان یافت میشود.
خجسته روزی بود 27 دسامبر 2011! در چنین روزی پرنس فیلیپ، همسر 90 سالة الیزابت دوم بیمارستان را ترک گفته، به کانون گرم خانواده بازگشتند. و از آنجا که کاخ باکینگهام، به دلیل افزایش بهای نفت، مسلماً امسال «زمهریر» است، آب در دهان پرنس فیلیپ یخ میبندد. پس ایشان را در کاخ باکینگهام رها میکنیم و میپردازیم به ارتباط «چوپان» با «سکینه»، اسرائیل و گورباچف!
از ما نشنیده بگیرئید، به کسی هم نگوئید! اون بالا، بالاها جنگ مغلوبه شده و چند ترکش خمپاره هم به آمریکا، بریتانیا، آلمان و فرانسه اصابت کرده؛ چندانکه فریادشان به آسمان برخاسته. البته فریاد حضرات، هیچ ارتباطی به فریاد انسان ندارد؛ واکنشی است مزورانه که همزمان به دو صورت متضاد، یعنی در قالب «تهاجم» و سردادن «شعار صلح» بروز میکند؛ گاه چند قطره اشک تمساح هم ضمیمة این صحنهسازی میشود.
انفجارهای پیاپی در کشور عراق، انفجار بمب در حلب، شهر مسیحینشین سوریه، و همچنین انفجار در چند کلیسای «نیجریه»، آنهم همزمان با تبریکات صمیمانة کاردینال راتزینگر به مسیحیان جهان، و به ویژه دعای ایشان برای «صلح»، و همچنین مصاحبهها و شایعهپراکنی بوقهای طویلة مککارتی، در چارچوب همین «واکنش مزورانه» قرار میگیرد. از پخش نمایش واتیکان برای «صلح» آغاز کنیم که از مصاحبة گورباچف و «تحلیل سیاسی» ورقپارههای آلمان از انتخابات آیندة ریاست جمهوری روسیه به مراتب مهوعتر است.
کاردینال راتزینگر، که علاوه بر لاپوشانی پروندة کودکبارهگی کشیشهای کاتولیک، همکاری با نازیها را نیز در کارنامة درخشانشان محفوظ نگاه داشتهاند، جهت استقرار «صلح» دست به دعا برداشته و برای جهانیان مرتب «صلیب» میکشیدند؛ رسانههای جمعی اروپا نیز در پخش این مضحکه سنگ تمام گذاشتند. بله، همانطور که رهبر جنایتکار «جنبش سبز» در حسرت بازگشت به دوران نورانی امام روشنضمیرش «آه» حسرت میکشد، فعلة فاشیسم از جمله «گیرت ویلدر» نیز در ذهن علیلشان رویای اخراج ترکیه را از ناتو میپرورانند؛ به این ترتیب راه برای استقرار رجب اردوغان در جایگاه «صلاحالدین ایوبی» هموار خواهد شد! میبینیم که متأسفانه میرحسین جلاد انواع مختلف دارد: «اتو کشیده»، مانند «گیرت ویلدر»؛ و نوع وحشی و روانپریش، از قماش رهبر «انقلاب»، یا همان حضرت «امام» خمینی محبوب و معبود «پیک نت!» سایتی که در محل تقاطع حزب توده با ساواک نشسته.
چند روزی است که در این تقاطع «مقدس» روایات عجیبی نقل میشود! از وقتی یانکیها هواپیمای بدون سرنشین در اختیار سپاه پاسداران قرار دادند، «پیک نت» تمام تلاش و یا به قول فرانسویها «تلان» خود را به خرج داد تا به شیوة تودهایها، ارتباط آمریکا را با این جریان ماستمالی کند. در این راستا، سایت کذا طی 5 روز در بخش «نامههای دریافتی»، به نقل از افراد «نیستدرجهان» و بینام و نشان دست به شایعهپراکنی زده تا هیچ مسئولیتی هم بر عهده نگیرد. در گیرودار جنجال رسانههای غرب پیرامون انتخابات روسیه، پیکنت شایع کرد که روسیه در برابر دریافت حدود 2 میلیارد دلار این هواپیما را به سپاه فروخته! این خبر «معتبر» و «مستند» در تاریخ سوم دیماه سالجاری، یعنی همزمان با ظهور «دیدگاههای خمینی» و «اسلام روشنفکری» علی خامنهای در کیهان جمکران بر سایت پیکنت «ظاهر» شد.
از قضای روزگار در وبلاگ «تایم و زنگوله» به مطلب کیهان اشاره کردهایم، و همانجا گفتیم هدف از انتشار این چرندیات تأمین «استقلال» رسانهای برای حکومت جمکران با هدف تجهیز این حکومت به سلاح هستهای است. در واقع اربابان کیهان در واشنگتن به تهدید مسکو مشغول بودند و تقارن زمانی ترهاتپراکنی در پیکنت و کیهان به هیچ عنوان اتفاقی نیست. اهالی پیکنت در همسوئی با تبلیغات ابلهپسند کیهان میکوشند حکومت دست نشاندة غرب را «متحد روسیه» معرفی کنند، تا گرد وحشیگری ملایان و سرداران بر دامان کبریائی لندن و واشنگتن و به ویژه بر صلیب شکستة نازیها ننشیند.
باری «پیکنت»، مورخ 3 دیماه سالجاری به نقل از یک «نامة وارده» مینویسد، «توان» فرود آوردن هواپیمای بدون سرنشین را از روسیه خریدهاند:
«[...] این توان از روسیه به ایران انتقال داده شد. در ازای 1.5 تا 1.8 میلیارد دلار آمریکائی[...]»
ولی در تاریخ 8 دیماه سالجاری، به دلائلی که بر همه روشن واضح و مبرهن است، یعنی به دلیل ناکامی یانکیها در ایجاد زدوخوردهای خیابانی و به خشونت کشاندن تظاهرات روسیه، پیکنتیها باز هم با توسل به یک «نامة وارده»، یک «چوپان» را بجای «روسیه» مینشانند! بله، پس از ناکامی گاوچرانها در افتتاح دکان «معترض» در روسیه، یک نامة واردة دیگر در پیکنت انتشار یافت. نویسندة این یکی میگوید، «چوپانی در طبس این هواپیما را پیدا کرده و آن را به مبلغ 8 میلیون تومان به سپاه فروخته!» و خلاصه ماجرای بده بستان با روسیه صحت ندارد؛ میبینیم که چگونه، به فاصلة 5 روز «واقعیات» زیرورو میشود:
«[...] واقعیت [این است که] این هواپیما [...] در حوالی طبس [...] کشف شده [...] یك چوپان محلی [...] این هواپیما را مشاهده میكند [...] سپاه آنرا تصاحب كرده و [...] چوپان 8 میلیون تومان [...] پاداش دریافت میكند [...] داستانهای ساخته و پرداخته [...] در باره تكنولوژی روسی به زمین نشاندن این هواپیما صحت ندارد[...]»
جالب اینکه، در گیرودار همین «خبرسازیها» بود که بوقهای طویلة مککارتی، به ویژه در اسرائیل نیازمند سنگسار یا اعدام «سکینه» شدند و از زبان «گورباچف»، کودتاچی ناکام دوران جنگسرد، استعفای ولادیمیر پوتین را طلب کردند و ... و آلمانها که هفتة گذشته بازار بورسشان رسماً به «والستریت» پیوست، فوت کردن در آستین «گنادی زوگانف» را از سر گرفتند.
به ادعای بوقهای «جرمانی» که «آینده» را در گوی بلورینشان رویت کردهاند، انتخابات روسیه به دور دوم کشیده خواهد شد و گنادی زوگانف در برابر ولادیمیر پوتین قرار میگیرد. یادآور شویم پس از انتخابات 4 دسامبر، حتی رسانههای بریتانیا هم افزایش آراء حزب کمونیست روسیه را دلیلی بر طرفداری مردم از این حزب به شمار نیاوردند؛ اکثر رسانههای معتبر غرب از این آراء به عنوان «آراء اعتراضی» یاد کردهاند، ولی فعلة فاشیسم که برای بازگشت به دوران جنگ سرد له له میزند، با رأی روسها کاری ندارد؛ این جماعت در به در به دنبال یک برژنف یا استالین میگردد تا خرلنگاش را یکبار دیگر از «پل پیروزی» بگذراند.
جونم براتون بگه! نگرانی حضرات بیدلیل نیست! تحولات روسیه و ناکامی یانکیها برای جنگافروزی در سوریه، سگهای سیرک عموسام را چنان به هراس افکنده که بیا و ببین! همگی برای بازگشت به «روابط گذشته» ابراز تمایل کرده، و عملیات قهرمانانة انفجار بمب را از عراق و سوریه به لبنان کشاندهاند! ولی مگر میتوان به گذشته بازگشت؟ شرایط سوریه تغییر یافته و این تغییرات خواه ناخواه ارتباطات این کشور را متحول خواهد کرد. اما نقش عبداللهگل، وظایف حاخعلی و ... و دیگر پادوهای ارتش ناتو تغییر ناپذیر است. نقش اینان همان نقشی است که «چیتا» در کنار «تارزان» ایفا میکرد: پرسوناژ کمکی!
به گزارش حنازرچوبه، مورخ 28 دسامبر 2011، عبدالله گل فرمودهاند، «به روابط گذشته با سوریه بازمیگردیم!» و اتفاقاً «پیکنت» نیز در مورد «نامههای وارده» توضیح داده، و از خود سلب مسئولیت کرده! در اسرائیل و فرانسه نیز آنها که به «سکینه» دخیل بسته و به زبان بیزبانی خواهان اعدام یا سنگسار او شده بودند، سکوت اختیار کردهاند.
در این محشرخری که الاغهای طویلة مککارتی به راه انداختهاند، کشاکش دو جناح در روسیه از دید همگان پنهان مانده! از آنجمله است، تثبیت «موشک بولاوا» به عنوان یکی از تجهیزات ارتش روسیه، و استعفای «الکساندر شلیاکتوروف»، که از آوریل سال 2009 در جایگاه ریاست اطلاعات ارتش اینکشور انجام وظیفه میکرد. این استعفا، پس از چند بار تأئید و تکذیب، سرانجام «تأئید» شد! از این گذشته، کشاکش بر سر عزل و نصب و یا «انتخاب» فرمانداران مناطق همچنان در جریان است و ... و اگر نگاهی به «گفتگوی مستقیم ولادیمیر پوتین با مردم» بیاندازیم، خواهیم دید که ترس و لرز عموسام و «چیتاهایاش» دلیل موجه دارد.
عموسام میخواهد در نقش همیشگی خود یعنی تارزان ظاهر شود، و پادوهایاش نیز به ویژه در جمکران خواهان ایفای نقش چیتا، یا پرسوناژ کمکیاند! اما تحولات روسیه و به ویژه تحکیم روابطاش با هند، مانع تحقق رویای «چیتاها»، به ویژه در جمکران شده. دلیل هم اینکه چیتای چاه جمکران، از دیگر چیتاهای منطقه ایستاتر، استخوانیتر و پوکتر است و خود را بیشتر از دیگران در خطر میبیند. از اینرو ساواک جمکران از شدت ترس به هذیانگوئی افتاده و همچنان که بالاتر، در گزارش سایت ایسنا دیدیم، از طریق حاخ از وزارت امور خارجه میخواهد «حرف نو نظام» یعنی «مردم» و «ارزشهای الهی در جامعه» را تبیین کند! این است واکنش اربابان حکومت اسلامی به سیاست آیندة مسکو. سیاستی که در تاریخ 15 دسامبر 2011، خطوط اصلی آن طی «گفتگو با مردم» ترسیم شد.
ولادیمیر پوتین در این «گفتگو» که به صورت مستقیم پخش شد، مواضع مسکو را به ویژه در دفاع از «آزادی بیان» و «سکولاریسم» مشخص کرد. و در کمال تعجب این دو مطلب اساسی در «سنتز» ارائه شده در سایت «نووستی» از قلم افتاده بود! پیش از ادامة مطلب با پوزش از خوانندگان گرامی یادآور شویم در وبلاگ «اوف و اوباش»، تاریخ گفتگوی مستقیم پوتین به اشتباه 16 دسامبر نوشته شده بود. در هر حال، نخست وزیر روسیه، پس از تأئید ضمنی تصویر به اصطلاح «موهن» کامرسانت، بر «سکولاریسم» حاکمیت روسیه تأکید کرد.
ولادیمیر پوتین تصویری را که برخی «اوفها» انتشارش را در کامرسانت ولاست «موهن» ارزیابی فرموده بودند، «مفرح» و خندهدار توصیف کرد و به این ترتیب برنامة مزورانة «تقدیس» که رهبری آن را طویلة مککارتی بر عهده دارد، ابتر ماند. با توجه به سیاستهای غرب، تعجبی هم ندارد که این بخش از سخنان نخستوزیر روسیه همچون اعلام مواضع وی در مورد فعالیتهای مذهبی در هیچیک از رسانههای غرب بازتاب نیابد. سایت فارسی نووستی، مورخ 15 دسامبر 2011 مینویسد، در برنامة پخش زندة گفتگو با ولادیمیر پوتین در پاسخ به پرسشهای شهروندان، نخستوزیر روسیه اظهار داشت، از فعالیتهای مذهبی فقط استقبال میشود، اما روسیه کشوری است سکولار:
«[...] نخست وزیر روسیه گفت [...] عقیدة شخصی من اینست که ما باید ماهیت سکولار دولت خود را حفظ کنیم. [...] البته فعالیت ادیان و مذاهب در مؤسسات آموزشی و همچنین ارتش و زندانها ممنوع نیست و از آن فقط استقبال میشود [...]»
چهار روز پس از اعلام مواضع پوتین، سنای آمریکا با انتصاب «مایکل مکفال» به عنوان سفیر نوین ایالات متحد در روسیه موافقت میکند. به گزارش نووستی، مورخ 19 دسامبر 2011، به نقل از «مسکو نیوز»، سفیر جدید، مشاور ارشد اوباما در امور روسیه است:
«[...] سنای آمریکا پس از سه ماه دفعالوقت آنتونی ماکفول [...] معمار تنظیم مجدد در مناسبات واشنگتن و مسکو را به سمت سفیر ایالات متحده در روسیه منصوب کرد[...]»
در حدیث آمده که از معجزات ایشان در دوران جوانی «برگزاری انتخابات بدون تقلب» بوده! انتخاباتی که در آن بوریس یلتسین با زوگانف رقابت داشتهاند! طبق روایات، آنحضرت اکنون 48 سال دارند و با توجه به «پیشرفتهای» روسیه در دوران یلتسین باید منتظر معجزات نوین مکفال، از جمله «تهاجم به حریم خصوصی» دولتمردان روسیه باشیم! به عبارت دیگر ناکامی در «تقدیس» پوتین میتواند راهگشای پروپاگاند دیگری شود. در هر حال، چند روز پس از موافقت سنای آمریکا با انتصاب «مکفال»، رئیس جمهور روسیه «دیمیتری روگزین» را بجای «سرگئی ایوانف»، معاون نخستوزیر در امور صنایع نظامی منصوب کرد. مشروح خبر در سایت فارسی نووستی، مورخ دوم دیماه 1390 موجود است. همزمان با تغییر سفیر یانکیها در روسیه، کیهان، جهت توجیه توحش حکومتهای اسلامی، و ستایش از طاعونی که در زبان الکن رهبر قلعة حیوانات «بیداری اسلامی» نام گرفته، از طریق بیبیسی، به خشتک هنری کیسینجر، کودتاچی رسوای بلاد یانکیها دخیل میبندد.
کیهان، مورخ 19 دسامبر سالجاری ضمن انتشار مصاحبة کیسینجر با شیپور حاکمیت بریتانیا، مینویسد، هنري كيسينجر برتري بلامنازع اسلامگرايان در آيندة خاورميانه را تأئید کرده و میگوید، «مردم منطقه دموكراسي غربي نمیخواهند.»
بله میبینیم که وظیفة علیخامنهای، سرداران خودفروختة سپاهپاسداران، و دیگر اسلامگرایان در واقع بازنشخوار همان علوفهای است که امثال کیسینجر و آخوند ویلیامز از آن تغذیه میکنند. چنین فرمود کیسنیجر که، «انقلاب» یعنی سرنگونی دولت...مردم انقلابی منطقه دمکراسی غربی نمیخواهند، اسلام را میخواهند، و این برای ما خطر بزرگی است:
«[...] كيسينجر [طی مصاحبه با تلويزيون بيبيسي] تاكيد كرد: هدف مردم خاورميانه رسيدن به دموكراسي به سبك غرب نيست [...] وقتي مرحله تخريبي انقلاب يعني سرنگوني رژيم موجود تكميل ميشود، انقلاب جهت خود را پيدا ميكند [...] انقلابهاي منطقه [...] به يك دموكراسي به شيوه غربي ختم نميشود [...]»
عجب! نمیدانستیم کودتای ارتش ناتو را حتماً باید «انقلاب» نامید؛ و نمیدانستیم بعضی انقلابها به دمکراسی ختم شدهاند! حتماً انقلاب «پینوشه» در شیلی به «دمکراسی» ختم شد، آنهم فقط از صدقة سر کیسینجر که آن زمان نقش «چیتای سازمان سیا» را ایفا میکرد. به «لوئیزکامپو»، دادستان دادگاه «عدلالهی» بینالملل پیشنهاد میکنیم نگاهی به سوابق درخشان کیسینجر، این جانور وحشی بیاندازند؛ باشد که برای دفترودستکشان اعتباری تأمین نمایند. ولی از دادگاه و عدالت گذشته، متحیریم که حضرت کیسنجر اینهمه «علم و دانش و حکمت» را در محضر خامنهای مفلوک کسب کرده، یا در مکتب منتظری منفور؟ در هر حال، سلف هیلاری کلینتن، بجای نشخوار ترهات کهنه بهتر است به قول رهبر قلعة حیوانات «حرف نو نظام اسلامی» نشخوار کند، تا از این مفر لقمه نانی هم نصیب محفل فرانکفورت شود.
تا ملاممد خاتمی و شرکاء در قید حیاتاند، نیازی به وزرای امور خارجة آمریکا، یا بهتر بگوئیم به چیتاهای پنتاگون نخواهد بود. پیروان ملاممد با مغلطه و سفسطه، به تحریف دمکراسی خواهند نشست و در کمال حماقت دمکراسی را «غربی» معرفی خواهند کرد. البته کیسینجر از تفکر «کشکی ـ منطقی» و علمیاش نتایج دیگری هم به دست آورده. نخست اینکه براندازی و کودتا با شعارهای دمکراتیک صورت میگیرد، و دیگر آنکه حکومتهای اسلامی برای غرب تهدید بزرگی به شمار میآیند:
«[...] از شعارها و روند دموكراتيك براي سرنگوني يك رژيم ديكتاتوري استفاده ميشود اما بعد از آن، يك دولت تكحزبي مانند حزب اسلامخواهان تشكيل ميشود[...] این يك چالش بزرگ براي غرب است [...]»
جالب است که ایشان با توسل به واژگوننمائی، «خواست غرب» را «چالش» برای غرب مینامند! اما کور شه هر کی دروغ بگه! چرا که در آشوبهای ایران، طی دوران پهلوی و پس از آن حتی یک شعار دمکراتیک نیز داده نشد. در لیبی و سوریه، جز زندهباد و مردهباد هیچ نشنیدیم؛ و فقط در مصر بود که شعار «نان، صلح، آزادی» به گوش رسید، شعاری که در هیاهوی اوباش گم شد. بله، به مصداق «ابلهی گفت و خری باور کرد»، کیهان جمکران نیز گفتار پرمغز کیسینجر جنایتکار را بازتاب داده و مینویسد، این اظهارات ثابت میکند، اسلام سیاسی برای منافع آمریکا خطر خیلی بزرگی است:
«[...] اظهارنظر كيسينجر [اعتراف غربيها] به بحران عميقي است كه در اثر اين انقلابها و بازگشت اسلام سياسي به منطقه براي امنيت و منافع راهبردي آمريكا و اسراييل پديد آمده [...]»
کیهان با همة خریتاش «حقیقت» میگوید؛ در گیرودار موافقت با عضویت روسیه در سازمان تجارت جهانی، سازمان کذا هولهولکی سهم تجارت اسرائیل در بازار جهانی را 3 درصد افزایش داد؛ و مسلماً این امر از «ترس» اسلام سیاسی بوده! باری در ادامه، کیهان بخشی از مقالة مشترک جیمزبیکر و کیسینجر را نیز منتشر کرده. ایندو برای حمایت از غیر نظامیان، «توسل به زور» را مطلوب دانسته و از یکسو جنایات آمریکا را در افغانستان، عراق و لیبی توجیه کردهاند و از سوی دیگر نقش آمریکا را در شکلگیری دولتهای سرکوبگر پنهان داشتهاند.
زوج خوشبخت و موفق «بیکر ـ کیسنجر» میفرمایند، «ارزشهایشان» با دفاع از غیرنظامیان همسوئی دارد! اینان برای دفاع از اهداف مبهم و مقدس دو «نسخة راه» مبهم نیز ارائه میدهند: حمایت از سرنگونی دولت یا ممانعت از براندازی:
«[...] حمايت از غيرنظاميان با ارزشهاي ما همخواني دارد [...] لازمه حمايت از شهروندان غيرنظامي يا ايستادن در برابر دولتهاي آنها است و يا ايستادن در برابر افرادي كه ميخواهند دولت آنها را سرنگون كنند[...]»
چه فلاسفة بلند مرتبهای در جایگاه وزارت امور خارجة یانکیها مینشینند! باید از این زوج نابغه بخواهیم چارچوب عبارت «حمایت از غیرنظامیان» را برایمان مشخص کنند. چرا که خشونتطلبی، بمبگذاری در مدارس و بیمارستانها و ... و دیگر عملیات قهرمانانهای که تحت نظارت سازمان سیا در کشورهای دیگر صورت میگیرد کار «نظامیان» نیست! به عنوان نمونه، انفجارهای عراق، سوریه و لبنان توسط «نظامیان» این کشورها صورت نگرفته! در هر حال، اظهارات اخیر هیلاری کلینتن پیرامون نقش دولت ریگان در سازمان دادن به تشکلهای طالبان و القاعده مکمل نامة ایندو «نابغه» میتواند تلقی شود.
خلاصه بگوئیم، زوج «بیکر ـ کیسینجر» میخواهد اسلام افراطی را با «اسلام مدرن» جایگزین کرده، «فرصتی طلائی» در اختیار مردم منطقه قرار دهد! حال باید پرسید، اسلام مدرن چیست؟ پاسخ روشن است، همان ترهات مبهمی که از زبان خامنهای در کیهان جمکران، مورخ سوم دیماه سال 1390 انتشار یافت: «اسلام روشنفکری» در تقابل با «اسلام متحجر» و «لیبرال» و ... و مزخرفاتی از این قماش. در تأئید همین سیاست توحشگستر است که وزارت امور خارجةآمریکا هم «اسلام مدرن» برایمان آورده. فراموش نکنیم که در تبلیغات سازمان سیا، این اسلام نیستدرجهان «با تقویت دمکراسی در درازمدت» به دست میآید. و در قاموس «بیکر ـ کیسنجر»، آشوب و هرجومرج و قانونشکنی در کشورهای منطقه «دمکراسی» تلقی میشود. شاهد بودیم که استقرار این قماش دمکراسی در روسیه با شکست روبرو شد، از اینرو حضرات با الهام از تجربة ناکام در روسیه میخواهند با تقویت «دمکراسی کذا» از آن اسلام مدرن استخراج کنند. به عبارت دیگر، بر اساس تبلیغات رسانههای غرب میباید بپذیریم که اسلام افراطی گویا منافع آمریکا را تهدید میکند. حال آنکه به هیچ عنوان چنین نیست؛ اسلام به دلیل ابهام و تقدسی که بر انسان تحمیل مینماید، سرکوبگر است و سرکوب ملتها مهمترین ابزار برای حفظ منافع استعمار بوده، هست و خواهد بود:
«[...] تحولات كشورهاي منطقه ميتواند فرصتي طلائي در اختيار مردم منطقه و جهان قرار داده و در درازمدت تقويت دموكراسي ميتواند منجر به جايگزيني اسلام افراطي با اسلام مدرن شود. ما در منطقه [...] منافع بسياري داريم [...] به راه افتادن اسلام افراطي در اين كشورها به هيچ وجه نميتواند به نفع ما باشد[...]»
آنچه ایشان یادشان رفته بگویند این است که «به راه افتادن اسلام افراطی» زمانی به نفع یانکیها نیست که به نفع دیگران تمام شود! وحشت حضرات از اسلام به قول حاخ «متحجر» همین است. با توجه به ناکامی یانکیها در افتتاح دکة «معترضین» در روسیه، و با نیم نگاهی به اعلام مواضع ولادیمیر پوتین در حمایت از آزادی بیان و «سکولاریسم»، گاوچرانها به این صرافت افتادهاند که با سازمان دادن به یک سلسله براندازیهای «مردمی» جای پائی برای خود، به ویژه در ایران باز کنند و این است دلیل رزمایش سپاه در خلیجفارس و ارسال «مکفال» به روسیه. به گفتة کیهان، کیسینجر هم به این مهم اشاره کرده:
«[...]در خرداد ماه گذشته [...] كيسينجر [...] در روزنامة البيان امارات گفت: انقلابهاي عربي هنوز دمكراتيك نيست [...]چالش پيش روي ما اين است كه چگونه ميتوانيم در تحولي دمكراسي در كشورهاي عربي سهيم باشيم.»
بله کیسینجر هم میخواهد در این دکان نوین «سهیم» باشد. کیهان، در انتهای گزارش مربوط به کیسینجر، مطلبی تحت عنوان «کبابی» چاپ کرده. و انصاف داشته باشیم؛ به این میگویند، «حسن انتخاب!» در واقع اصل همان «کبابی» است! کبابیای که ناناش را از نانوائی جیمز بیکر ابتیاع میکند. در راستای افتتاح همین کبابی هیلاری کلینتن اعلام داشت:
«[...] دولت رونالد ریگن برای مقابله با نفوذ شوروی [...] القاعده و مجاهدین را به وجود آورد [...] این ما بودیم که القاعده را به وجود آوردیم[...]»
منبع: نووستی، مورخ 8 دیماه 1390
میبینیم که هیلاری کلینتن هم مانند علی خامنهای «مدبرانه» عمل میکند! هیلاری سازمان دادن به «طالبان» و القاعده را به حساب «دولت ریگان» نوشته تا از حزب دمکرات و نفتخواران سلب مسئولیت شده و این عزیزان بتوانند در «نان و کباب» سهیم شوند.
لیلیلیلی، حوضک! هواپیمای بیسرنشین اومد آب بخوره، افتاد تو حوضک! چوپونه در طبس گرفتش؛ پیکنت سرشو برید؛ مقام معظم کباباش کرد؛ کیسنجر و بیکر هم خوردنش! قصة ما به سر رسید، هواپیمای بیسرنشین به خونهاش نرسید.
نسخة پیدیاف ـ گوگل
نسخة پیدیاف ـ گوگل(بارگیری)
نسخة پیدیاف ـ سکریبد
نسخة پیدیاف ـ فایلدن
نسخة پیدیاف ـ داکستاک
نسخة پیدیاف ـ شوگرسنک
نسخة پیدیاف ـ باکسنت
نسخة پیدیاف ـ کلمهئو
نسخة پیدیاف ـ سیایکس
نسخة پیدیاف ـ هیوجدرایو
نسخة پیدیاف ـ مدیافایر
نسخة پیدیاف ـ دیوشیر
نسخة پیدیاف ـ پیبیورکس
نسخة پیدیاف ـ ستورگیت
نسخة پیدیاف ـ آرونا
فیلترشکنهای جدید30دسامبر2011
youtubebestproxy.info
facebookbestproxy.info
securityunlock.info
lifetimeunlocker.info
schooxy.com
speedfreeunlock.info
pageunlock.info
bladeproxy.com
shieldbypass.com
vpnprogram.com
proxy-website.info
securewebproxy.net
scriptunlock.info
bypasssecure.info
privatebyass.info
unlock2012.info
onlineproxy.eu
you-unlockers.info
serverunblocked.info
proxyapp.info
bypassunblocking.info
unblockerproxy.info
freeproxy-server.info
changetheip.com
mywebproxy.net
keywordsunlock.info
hiddenproxy.net
proxyip.eu
proxyufree.com
freefacebookproxies.com
topfacebookproxy.info
serverunblocker.info
sonicbrowser.info
hyperproxy.info
accessvpn.info
vpnapplication.com
unlimitedunlock.info
offshorebypass.info
quotesurfonline.tk
pushcontrols.tk
likeunblock.info
freefingerproxy.info
icantunnel.info
onlygrace2meproxies.info
freevpnhand.info
unblocksitefast.info
cheerstoyoutube.info
goldenmarkets.tk
bosterprox.tk
urfreeproxy.tk
thefreeweb.tk
saqiproxy.tk
proxytua.info
redbrokers.tk
celeritynet.info
glutonyproxy.info
Posted at 01:07 pm by nahid-roxan
Permalink
Monday, December 26, 2011
بر اساس «باورهای» خاجپرستان، به مناسبت تولد عیسی مسیح، هر سال «پاپانوئل» به کودکان هدیه میدهد و بر پایة همین باورها ادعا میکنند که مسیح الاغمردة «لازار» را زنده کرده. اما در هزارة سوم، از یکسو ارتباط مسیح با الاغ مردةلازار دچار «چنج» شده، و از سوی دیگر پاپانوئل، مسیح، رستاخیز و الاغمردهها «تکثر» یافته و تغییرکردهاند. به عنوان نمونه، امسال پس از سفر بینتیجة جوزف بایدن به ترکیه، در آستانة جشنهای کریسمس، نیکولا سرکوزی، جان تازهای در کالبد رجب اردوغان دمید و ایشان نیز به «ابراز محبت ارباب» پاسخ دادند. و اینگونه بود که جهانیان دریافتند رجب اردوغان زنده است؛ و به طبع اولی نیکولا سرکوزی هم هنوز نمرده.
«پناهجویان ایرانی، و دهها پناهجوی عراقی، افغان و پاکستانی غرق شدند ...»، و اما دریغ از یک ابراز تأسف! نقد و بررسی توحش حکومت دست نشاندهای که ایران را به شکنجهگاه ایرانی تبدیل کرده، پیشکششان! خارج از تمجید و ستایش از نامههای سرگشاده و انسانستیز مخالفنمایان حکومت اسلامی، همه جا صحبت از مبهماتی است که «انتخابات» در حکومت خدامحور جمکران، و به طور کلی «معترضین» نام گرفته، به ویژه «معترضین» به نتیجة انتخابات روسیه!
هر چند پس از انتخابات 4 دسامبر در روسیه تظاهرات آرام جریان دارد و کاهش بحران را شاهدیم، بعضیها اصرار دارند «انتخابات» روسیه را با معرکة مارگیری در جمکران در ترادف قرار دهند، تا از این مفر بتوانند میرحسین موسوی و دیگر جیرهخواران هیزاکسلنسی «سایمون گاس» را در جایگاه رهبری مخالفان حکومت اسلامی بنشانند. کیهان جمکران هم سینهخیز به سوی همین «سنگر حق» در حرکت است. دلیل هم اینکه حکومت جمکران و ارباباناش در غرب از تحولات مسالمتآمیز در روسیه به وحشت افتادهاند.
آنچنانکه میبینیم، تظاهرات مخالفان در روسیه، از «معترضین» به نتیجة انتخابات گرفته تا مخالفان شخص ولادیمیر پوتین به خشونت کشیده نمیشود، و همین امر برای اعضای طویلة مککارتی اشکال جدی ایجاد کرده؛ اینان نتوانستند در روسیه یک دکان آمریکائی ویژة «معترضین» افتتاح کنند!
«معترض» و «انتخابات» از هدایای پاپانوئل است به امت اسلام! تا دنیا، دنیاست «مسلمین» میتوانند انتخابات برگزار کنند و گروهی هم به نتایج آن «معترض» شوند! از این مفر اعضای قبیلة آدمخوار «ناتو» دامنة تاراجشان را گسترش میدهند، دستی به سروگوش اردوغان میکشند، و دولت اسرائیل را به نان و نوا میرسانند.
هر چند حاکمیت اسرائیل «خاجپرست» نیست، از طریق «دانمارک» به آداب و رسوم خاجپرستها خیلی احترام میگذارد! به همین دلیل بود که پاپانوئل از طریق کشور مذکور، ابزار سانسور و سرکوب ساخت اسرائیل به حکومت جمکران هدیه داد. بله، امسال همچون سالهای گذشته پاپانوئل هدایای خوبی برای «حاخعلی»، رهبر فرزانة «قلعة حیوانات» ارسال کرد؛ و هر چند مقام معظم در سوگ «طهرانی مقدم» زوزه سرداده و از «رحلت همشیرة» آخوند جوادیآملی زانوی غم به بغل گرفتهاند، اسرائیل دست نوازش به سروگوششان میکشد و یانکیها هم موشکهای خوب در اختیارشان میگذارند. موشکهائی که به قول کیهان، «از موشکهای روسیه هم پیشرفتهتر است!»
علیرغم این پیشرفتهای چشمگیر و در واقع رسانهای، تلاش آمریکا برای زنده کردن «پیمان بغداد» با ناکامی روبرو شده. یادآور شویم این پیمان استعماری میان ترکیه، ایران، پاکستان و عراق منعقد شده بود و پس از خروج عراق، تبدیل شد به پیمان سنتو. این پیمان اخیر نیز در حال فروپاشی است، به ویژه به دلیل تضعیف دولت پاکستان. این دولت از یکسو ناچار شده با هند در زمینة هستهای همکاری کند، و از سوی دیگر قادر نیست ارتباطاش را با حکومت جمکران گسترش دهد؛ خلاصه بگوئیم حکومت اسلامی پاکستان روزهای سختی در پیش دارد. در نتیجه، یانکیها برای کودتای نظامی در این کشور خیز برداشته بودند. و به همین دلیل کیهان جمکران مورخ 3 دیماه سالجاری، با توسل به بیانات مضحک و گهربار خامنهای که در تاریخ 25 مردادماه سال 1383 ایراد شده بود، دکة «اسلام روشنفکری» افتتاح کرده. مقام معظم در این بیانات ضمن بازنشخوار مزخرفات اصلاحطلبان در باب «اسلام عقلانی» و «عدالت علوی»، خود را مخالف اسلام متحجر معرفی میکند! بله، از «علی» آموز «روشنفکری» را!
علیرغم ادعاهای فراوان، «اسلام» انواع مختلف دارد، که وجه مشترک همگیشان جز «ابهام»، «توحش» و «تعبد» نیست. از اینرو آدمخواران ناتو، و به ویژه اسرائیل دست از «اسلام» نمیشویند. بدون ابزار «اسلام»، حاکمیت اسرائیل نمیتواند خود را در انزوای کاذب قرار دهد؛ حکومت اسلامی نمیتواند به بهانة حمایت آمریکا از اسرائیل، به جنگ زرگری با ارباب تداوم بخشد؛ و خلاصه دکان «انقلابشان» بکلی تعطیل خواهد شد و ... و با توجه به روند تحولات روسیه، حکومتهای سرکوبگر ترکیه و جمکران مستقیماً مورد تهدید قرار میگیرند. این است دلیل جنگ زرگری نیکولا سرکوزی با اردوغان.
این جنگ برای هر دو اینان «نجاتبخش» تلقی شده؛ حداقل طراحان جنگ کذا چنین میپندارند. به این ترتیب نیکولا سرکوزی به عنوان «ریچارد شیردل» در جایگاه «مدافع ارامنه» نشست، و همزمان توانست رجب اردوغان را به صلاحالدین ایوبی هزارة سوم تبدیل کند. اینگونه بود که اردوغان در جایگاه مدافع حقوق الجزایریها لنگر انداخت و همزمان توانست بر فضای سیاسی ترکیه حاکم شود. اینهمه با هدف «جبران» ضعف حکومت اسلامی ترکیه در برابر تحولات قریبالوقوع سوریه! تحولاتی که نه به مذاق اسرائیل خوش میآید، نه به دهان اربابان اسلام فروشاش در غرب.
بیمقدمه بگوئیم، این تحولات، که موافقت سوریه با اعزام هیئت ناظر اتحادیة عرب به دمشق روندشان را شتاب خواهد بخشید، تهدید مستقیم حکومت مردهشویان است. حکومتی که در پوشش طرفداری از شخص «بشار اسد»، جز تداوم خشونت در سوریه و تحقق کودتا و «براندازی» هیچ نمیجوید. حضور خرابکاران «سپاه قدس» در سوریه دلیل موجه دارد؛ وظیفة اینان «گسترش خشونت» است؛ در عراق نیز مجری همین سیاست بوده و هستند. از اینرو امسال پاپانوئل برای ملت عراق چندین بمب منفجر کرد، تا همه بدانند و آگاه باشند که دنیا دست کیست!
انفجار بمب در بغداد و دمشق از سیاست محافلی سرچشمه میگیرد که منافعشان با جنگافروزی، تجزیة کشورها و براندازی و کودتا تأمین شده و میشود. این محافل با استقرار صلح و ثبات و امنیت در منطقه، به ویژه در کشورهای همسایة اسرائیل به شدت مخالفاند. نیازی نیست از محافل کذا نام ببریم؛ آدمخواران ناتو و پادوهایشان در جمکران، ترکیه، اسرائیل و ... و به ویژه در «کشورکهای» حاشیة خلیج «همیشه» فارس را همه میشناسند. وجه مشترک اینان حمایت از «آشوب»، لشکرکشی خیابانی و خلاصه حمایت از تخریب فرهنگی و اجتماعی است. دلیل هم اینکه آشوب و تخریب از منظر حقوقی سرکوب نظامی را موجه خواهد نمود. این است دلیل گزینش «معترض»، به عنوان «شخصیت سال» توسط ورقپارة «تایم!»
آنچه واژة گنگ «معترض» را به تصویر روی جلد «تایم» مرتبط میکند ابهامی است که همزمان بر واژه و تصویر سایه افکنده. ابتدا به بررسی «واژه» میپردازیم چرا که به شناخت ابعاد ابهام «تصویر» کمک میکند. مشخص نیست واژة «معترض» به چه فردی ارجاع میدهد؛ به عبارت دیگر معلوم نیست «معترض» کیست، چه میخواهد و «موضوع» اعتراضاش چیست؟! تصویر شخصیت سال مجلة «تایم» نیز دقیقاً همین ابهام سهگانه را بازتاب میدهد. این تصویر انسانستیز صورتکی است بینام و نشان، فاقد «جنسیت» و جسمیات؛ «معترض» سر و صورتاش را پوشانده و فقط دو چشم این شخصیت «برگزیده» به مخاطب زل زده. جالب اینکه، در دمکراسیهای غرب معمولاً تظاهراتشکنها، یا همان «کاسورهای» همکار پلیس در چنین هیبتی ظاهر میشوند!
تظاهرکنندگان در حکومت دمکراتیک بدون پنهان کردن چهره به خیابان میآیند و مطالباتشان را به صراحت بر زبان میآورند، «کاسور» جماعت هیچ نیازی به واژگان ندارد؛ مطالباتاش را با پرتاب سنگ، کوکتل مولوتف، آتشزدن بناها و یا تهاجم به افراد «بیان» میکند. خلاصه «معترض» محبوب تایم از هر نظر به پرسوناژ «چماقدار» شباهت دارد؛ چماقدار هزارة سوم، یا بهتر بگوئیم، چماقدار مدرن! چماقداری که در چارچوب منافع منطقهای غرب سطح شهرها را با مطالبات «پوچ» و سرشار از خشونت به اشغال درمیآورد تا مسیر حرکت به سوی مطالبات انسانمحور و صریح به هر ترتیب مسدود شود. صریحاً بگوئیم، از ورقپارة «تایم» بیش از این انتظار نداشتیم، ولی حمایت از موضع این ورقپاره آخرالامر نشان داد بعضیها کجا نشستهاند!
پیش از بهار نکبتبارعرب، چماقدارهای ساواک و شهربانی صورتشان را پنهان نمیکردند؛ اینان مجهز به کلت و چاقو در قالب «معترض» به «تخریب» میپرداختند، تخریب «انسان» و «مکان» با هدف ایجاد «سنگرحق!» اینگونه بود که ادارات دولتی و اموال عمومی به آتش کشیده میشد، افرادی مجروح شده یا به قتل میرسیدند و ... و خلاصه به این ترتیب بود که «معترضین»، به قول مردهشویان «حماسه» میآفریدند!
انفجار چندین بمب در بغداد، آنهم پس از خروج نظامیان آمریکا از عراق نشان داد که برخلاف ادعای یانکیها، تروریست ها هیچ مخالفتی با آمریکا نداشته و ندارند؛ هدف اینان نابودی ملت عراق و جلوگیری از استقرار ثبات، آرامش و امنیت اجتماعی است. همچنانکه در مورد «طالبان» نیز شاهد بودیم، معاون اوباما، جوزف بایدن بر رفاقت آمریکا با این جانوران وحشی تأکید کرده و فرمود: «آمریکا با طالبان دشمنی ندارد.» اظهارات ایشان در همة سایتها، از جمله در سایت بیبیسی، مورخ 21 دسامبر 2011 انتشار یافت. گویا سخنان جوزف بایدن جان تازهای در کالبد رهبر جمکران و دیگر پادوهای آمریکا، از جمله سردار جعفری دمیده باشد. اینچنین بود که سردار از وضعیت «اخلاق» و «انقلاب» در تهران ابراز نگرانی فرموده؛ و جهت انعکاس «نگرانی» انقلابی ایشان چه جائی مناسبتر از رادیوفردا و بیبیسی؟ مشتاقان سردار جعفری میتوانند به سایتهای کذا مراجعه کنند تا ما هم سری به کیهان جمکران بزنیم و زنده شدن علیخامنه را از نزدیک مشاهده کنیم، چرا که شیپور طویلة مککارتی مقام معظم را «جاودان» میخواهد!
علی خامنهای حتی اگر بمیرد، در کیهان هرگز نخواهد مرد؛ همانطور که خمینی هم در این رسانه «جاودانگی» یافته. بله، ویژگی الاغهای طویلة مککارتی «تقدسشان» است که آنها را با انسان و زمان و مکان در تضاد قرار میدهد. سخنپراکنیهای خمینی، همچون حدیث و روایات شیعیمسلکان، نه انسان میشناسد، و نه زمان و مکان! روشنتر بگوئیم این قماش وراجیهای گنگ و مبهم در تمام ابعاد با «واقعیت» بیگانه است و همیشه «معتبر» باقی میماند. و دقیقاً به دلیل برخورداری از همین ویژگی است که بیانات مبهم پرسوناژ مقدس انگاشته شده محور اصلی پروپاگاند استعماری را تشکیل میدهد. چرا که این بیانات بر «سکون» پای میفشارد؛ در نتیجه، همواره میتوان در صورت نیاز به «تکرار» آن پرداخت. کیهان نیز با درک الزامات ارباب به «تکرار» بیانات خمینی و خامنهای پرداخته.
کیهان، مورخ سوم دیماه سالجاری در مطلبی تحت عنوان «مرگ اصلاحات در ایران» دیدگاههای خمینی را «مرور» کرده و از زبان ایشان دلایل «مخالفت سلطهگران با نظام اسلامی» را برایمان توضیح میدهد! مخالفتی که فقط در تبلیغات شیپورهای استعماری موجودیت داشته و دارد. و چرا راه دور برویم؟ اگر «سلطهگران» با «نظام اسلامی» که شامل حکومت جمکران نیز میشود مخالف باشند، چه دلیلی دارد که هم پیمانانشان همچون اسرائیل، آلمان و شرکاء ابزار سرکوب و سانسور در اختیار این نظام قدرقدرت بگذارند؟! فرض محال که محال نیست؛ فرض کنیم « سلطهگران» با حکومت جمکران مخالفاند! «منطق» چنین حکم میکند که اینان از استقرار دمکراسی در ایران حمایت به عمل آورند. ولی میبینیم که چنین نیست؛ حضرات به استقرار حکومتهای اسلامی در دیگر کشورها مشغول شدهاند، و در این راه از هیچ جنایتی فروگذار نمیکنند. لشکرکشی نظامیان آدمخوار ناتو به عراق و افغانستان و بهار «خونبار» عرب شاهدی است بر این مدعا. هدف از استقرار حکومتهای اسلامی تحمیل هرجومرج و توحش و «مقدسات» بر ملتهاست.
به طور مثال، آنچه در مصر میگذرد، برخلاف توهم بعضیها به هیچ عنوان «دمکراسی» نیست، آشوب و بینظمی است که با پشتیبانی استعمار از بلاهت و توحش «معترض» ـ همان «شخصیت عزیز» ورقپارة تایم ـ اقتصاد این کشور را متزلزل کرده و فقر را افزایش میدهد. چه دلیلی دارد که پس از برگزاری انتخابات پارلمانی در مصر، هر روز جماعتی در برابر مجلس تجمع کرده و خواهان رفتن این یا آن فرد شوند؛ مگر اینان دولت و مجلس «منتخب» کشور را به رسمیت نمیشناسند؟! خلاصه بگوئیم، اگر حضرات «معترض» هستند، هیچ دلیلی ندارد که اعتراضشان هم منطقی باشد؛ وظیفة «معترض»، همچون دیگر اسلامگرایان عربدهجوئی و نظمشکنی است، چرا که پاسدار منافع استعمار است. از مطلب دور افتادیم بازگردیم به «مرور» کیهان و «دیدگاههای» روحالله خمینی. همان رهبری که طرفدار کودتای 28 مرداد 1332 بود و بعدها به دلیل تغییر جهت باد، مخالف پهلوی دوم از آب درآمد! حال آنکه جیره و مواجباش را از دربار پهلوی میگرفت.
روند «چپنمائی» و «مخالفخوانینمایشی» روحالله آنقدر ادامه یافت تا نهایت امر جیرهخوار دربار به رهبر انقلاب تبدیل شد. پس از کودتای 22 بهمن 1357، همین کودتاچی در توهماتاش به «نبرد با شرق و غرب» پرداخت. و این همان «نبرد» است که اینک در کیهان جمکران برایمان «تعریف» میکنند. خمینی میگوید، «تربیتشدگان شرق و غرب» دست از توطئه بر ضد حکومت اسلامی برنمیدارند و ... و با هیچ منطقی خلعسلاح نمیشوند! میدانیم که روحالله خمینی به شهادت اظهارات مضحکاش «استاد مسلم» علم منطق بود! البته «منطق» مورد نظر ایشان همان «منطق جنگل»، یعنی توحش و زورپرستی است، به همین دلیل نیز همه را همرنگ خود، وحشی و منطقستیز میخواست:
«[...] ما از شر رضاخان و محمدرضا خلاص شديم، لكن از شر تربيتيافتگان غرب و شرق به اين زوديها نجات نخواهيم يافت. اينان بر پا دارندگان سلطة ابرقدرتها هستند و سرسپردگاني هستند كه با هيچ منطقي خلع سلاح نمي شوند؛ و هم اكنون با تمام ورشكستگيها دست از توطئه عليه جمهوري اسلامي و شكستن اين سد عظيم الهي بر نميدارند [...]»
این شکرها را «امام» در تاریخ 7 دیماه سال 1360 خوردهاند. بخش اول به «زبان رایج خمینی» نوشته شده ولی بخش دوم را که از «اینان» آغاز میشود، «ویراستاری» کردهاند و البته از نظر ساختاری «غلط» در آن فراوان است. خلاصه ساواک «غلط زیادی» کرده و در ادامة این سخنرانی نغز و پرمغز وراجیهای علیخامنهای را هم آورده. در تاریخ 25 مردادماه سال 1383، علی خامنهای، قالبهای پوچ «معنویت، عقلانیت و عدالت» را به عنوان «سه شاخص اصلی اسلام ناب» معرفی کرده و میگوید، ما از هر اسلامی دفاع نمیکنیم؛ ما با اسلام «متحجر» و «لیبرال» مخالفایم! پیش از انقلاب نهضت ما «روشنفکری» و «عقلانی» بود و بیگانه با تحجر؛ هنوز هم «رویکرد ما» همین است.
بیا و درستاش کن! مقام معظم با این راه و رسم کشورداری و برخورد اجتماعی با تحجر هم «مخالف» شده! سالها پیش، زمانیکه ایشان «رئیس جمهور» امام خمینی بودند، در چارچوبی بیدروپیکر، همین مزخرفات را در مجمع عمومی سازمانملل روخوانی میکردند. آن زمان میفرمودند، «ما در راه خدا انقلاب کردیم و جنگ ما جنگ حق بر علیه باطل است و این جنگ را تا پیروزی حق ادامه میدهیم.» شاهد بودیم که امامشان با چه افتضاحی جام زهرمار سرکشید، بگذریم. 7 سال پیش خامنهای گفته: «صراط مستقیم» را برگزیدهایم و اجازه نمیدهیم ما را در معادلات رایج جهانی «حل» کنند. ایشان در ادامه افزودهاند، «در پی استحکام نظام اسلامی و بیداری اسلامی» هستند! عجیب است که 7 سال پیش از افتتاح دکان «بیداری اسلامی»، علی خامنهای در کنار دخل آن به مجیزگوئی نشسته بوده و ما نمیدانستیم:
«[...] كساني كه [...] از پيش از انقلاب يادشان است [...] ميفهمند من چه ميگويم. از اول، حركت نهضت، حركت روشنفكري و عقلاني بود و با تحجر هم مخالف. امروز هم روز به روز همين رويكرد در تفكر اسلامي ما تقويت شده [...] ما بين اين دو، صراط مستقيم خودمان را انتخاب كردهايم [...] و ديپلماسي ما بر روي اين پايهها استوار است و ما به دنبال چنين اسلامي هستيم. ما دنبال استحكام [حکومت اسلامي] و دنبال بيداري اسلامي هستيم [...]»
بله، این پوچبافیها بخشی است از «بیانات» خامنهای در دیدار با «مسئولان» وزارت امورخارجه و روساي نمايندگيهاي حکومت جمکران در خارج مرزها. مقاممعظم آن زمان که «امالطالبان»، یعنی بینظیر بوتو با چادر سیاه در برابرشان مینشست یادشان رفته بود که با «تحجر» مخالفاند؛ با طالبان کنار میآمدند، از این شکرخوریها هم نمیکردند. اینک که طالبان و اربابانشان در لندن و واشنگتن به فلاکت افتادهاند، کیهان جمکران وظیفه دارد خامنهای مفلوک را به ملاممد خاتمی و «جنبشسبز» نزدیک کند تا یانکیها بتوانند حکومت جمکران را همچون حکومت میرپنج «مستقل» جا زده، این حکومت به اصطلاح مستقل را به سلاح هستهای مجهز کنند تا یکبار دیگر ملت ایران به «پل پیروزی» آنگلوساکسونها، یا بهتر بگوئیم به سپر بلای غرب تبدیل شود. گویا فقط به این ترتیب است که «هویت» و «تشخص» خامنهای و دیگر اراذل حکومت اسلامی محفوظ خواهد ماند:
«ما [...] ميخواهيم اهداف خودمان را تحقق بخشيم و به هيچ وجه [...] اجازه نميدهيم كه بخواهند ما را در معادلات رايج جهاني حل كنند و هويت و تشخص ما را از بين ببرند.[...]»
باید پرسید، این به اصطلاح «اهداف» خامنهای چه میتواند باشد؟ تا حال که اهداف کذا جز سرکوب ملت ایران جهت گسترش منافع لندن واشنگتن نبوده. به زبان سادهتر، علیخامنهای همچون سلفاش جیرهخوار استعمار است و با تکیه بر سر نیزة ارتش ناتو ادعای «استقلال» میکند، تا ارباباناش بتوانند با تحمیل تحریمهای اقتصادی بر ملت ایران، زمینه «پیشرفت» حکومت توحش را فراهم آورند. بدون این تحریمها، 33 سال حکومت مشتی دزد و آدمکش بر ملت ایران امکانپذیر نمیشد؛ و بدون این تحریمها جنایتکاران رسوائی چون خامنهای نمیتوانستند منافع ملت ایران را قربانی واژگان مبهمی چون «اسلام»، «استقلال»، «عدالت» و «عقلانیت» کنند. خامنهای در ابتدای وراجیهایاش، سه ویژگی برای «اسلام ناب روشنفکری» تعیین کرده و در ادامه، از «حکمت» و «مصلحت» به عنوان پایه و اساس سیاست خارجی همین اسلام نام میبرد، و خلاصه دامنة ابهام را هر چه توانسته گسترش داده:
«[...] اسلام ما با اسلام متحجر از يك سو و اسلام ليبرال از سوي ديگر، در اصول و مباني كاملاً متفاوت است [...] اسلام ما اسلامي است متكي به معنويت، عقلانيت و عدالت [...]روح و اساس كار ما معنويت است. عقلانيت مهمترين ابزار كار ماست [...] در اصول سياست خارجي [...] حكمت يكي از اصول سه گانة ماست، و در كنار آن، مصلحت. ما حكيمانه و مدبرانه عمل ميكنيم [...] در همة زمينه ها[...]
فراموش نکنیم که این جفنگیات را بارها و بارها خبرگزاریهای غرب به عنوان «ملاک» تسلط این مردک بیسروپا بر علم «سخنوری» به خورد ملت ایران دادهاند. ولی این پوچگوئیها را فقط ابلهان میتوانند «سخنوری» بدانند، بگذریم! در ادامة همین یاوهسرائیها، میبینیم که ملاک خامنهای برای «عدالت» در هزارة سوم چیست: جملة معروف «فقر مردم، تقصير فرمانروايان است» که از نامة کذا به «مالک اشتر» استخراج شده و...و هیچ ارتباطی به شرایط کنونی ندارد. باید اذعان کنیم که مقام معظم «در همة زمینهها» به راستی حکیمانه و مدبرانه عمل میفرمایند، درست مثل اربابانشان در لندن و واشنگتن. همانها که خود را طرفدار دمکراسی جا زده، و از استقرار حکومتهای دینی حمایت میکنند. اینک کار این حضرات بجائی رسیده که میخواهند فیلسوفی را که در تاریخ فلسفه از او به عنوان «فیلسوف استبداد» یاد میشود در بسته بندی «دمکراسی» به ما ملت بفروشند! این است هدیة پاپانوئل طویلة مککارتی. برای دریافت کادوی کریسمس سازمان سیا به مطلب شیوای، «چرا دین نمیتواند پایه دمکراسی باشد؟» در سایت رادیوفردا، مورخ دوم دیماه 1390 مراجعه فرمائید!
در این مطلب جناب پروفسور «مظفری» با استفاده از تصاویر افلاطون و ارسطو در یکی از نقاشیهای «رافائل» به ما میگویند، ارسطو، فیلسوف یونان باستان «انسانمحور» بوده! ایشان میفرمایند، ارسطو برخلاف افلاطون میگوید، «انسان باید قانون دلخواه خود را وضع کند نه قانون خدا را!» گویا جناب پروفسور فراموش کردهاند که پدیدة «خداوند» در یونان باستان، هیچ ارتباطی با خداوند در ادیان ابراهیمی نداشته، هر چند ادیان کذا، و خصوصاً مسیحیت جهت توجیه توحش خداوندشان به بخشی از فلسفة ارسطو متوسل شده باشند! تفتیش عقاید، کشتار بومیان قارة آمریکا و... غیره! از این گذشته، «پروفسور» مظفری به یاد داشته باشند که کلیسا رسماً «اومانیستها» را به دلیل نفی «سکولاستیک» ارسطو در آتش میسوزاند و مهمتر از همه اینکه آنچه ایشان از زبان ارسطو «قانون دلخواه انسان» میخوانند الزاماً ارتباطی با دمکراسی ندارد:
«[...] ارسطو [...] کتابی را افقی در دست گرفته و دست دیگر را نیز افقی دراز کرده [...] بیآنکه با انگشت سبابه بخواهد چیزی را نشان دهد. ارسطو میگوید، مثلی خارج از اجتماع بشری وجود ندارد و انسانها باید خودشان مثل خود را بسازند. به عبارت دیگر، انسان خود باید قانون دلخواه خود را وضع کند، نه خدا!»
در مطلب رادیوفردا تحریف «مدرنیته» به صراحت دیده میشود. تحریفی که در مطالب «شبهفلسفی» محفل فرانکفورت رایج است، و در وبلاگهای پیشین به کرات به آن اشاره کردهایم. باری، جسارتاً حضور جناب پروفسور مظفری بگوئیم، دمکراسی و حقوق شهروندی در یونان باستان هیچ ارتباطی با مفاهیم معاصرشان ندارد. پیگیری این مفاهیم در فلسفة ارسطو به همان اندازه مضحک است که تکیة علی خامنهای بر «نامة علی به مالک اشتر.» ولی چه کنیم، که «دمکراسی»، ویراست سازمان سیا از این فراتر نمیرود!
شیخ پشمالدین به نقل از علامه «بغدادی» میگوید، علی علیهالسلام گهگاه برای نامزدبازی به سراغ فاطمه میرفتند! روزی به دخت پیامبر «اساماس» زده فرمودند: «دارلینگ! صدای زنگوله که شنیدی از خیمه برون آی که به پیک نیک شویم.» حضرت فاطمه در پاسخ «اساماس» مقدس پرسیدند، «یا امیرالمومنین! مگر شتر خریدهاید؟» پس جبرئیل فاطمه را ندا داد: «لا! شتر نداره، زنگولة شتر خریده!» فاطمه گریهکنان گفت، «پس چرا رادیوفردا دروغ میگه؟»
نسخة پیدیاف ـ گوگل
نسخة پیدیاف ـ گوگل(بارگیری)
نسخة پیدیاف ـ سکریبد
نسخة پیدیاف ـ فایلدن
نسخة پیدیاف ـ سیایکس
نسخة پیدیاف ـ شوگرسنک
نسخة پیدیاف ـ باکسنت
نسخة پیدیاف ـ کلمهئو
نسخة پیدیاف ـ داکستاپ
نسخة پیدیاف ـ هیوجدرایو
نسخة پیدیاف ـ مدیافایر
نسخة پیدیاف ـ دیوشیر
نسخة پیدیاف ـ پیبیورکس
نسخة پیدیاف ـ ستورگیت
نسخة پیدیاف ـ آرونا
فیلترشکنهای جدید26دسامبر2011
speedfreeunlock.info
ipunlocker.info
freewebtunnel.info
privatebyass.info
unlock2012.info
bypasssecure.info
serverunblocker.info
freefacebookproxies.com
schoolfreeunlocker.info
proxyip.eu
keywordsunlock.info
mywebproxy.net
youtubebestproxy.info
offshorebypass.info
facebookbestproxy.info
schoolunblocking.info
freeproxy-server.info
changetheip.com
serverunblocked.info
vpnapplication.com
lifetimeunlocker.info
proxy-website.info
shieldbypass.com
internetwebproxy.info
securewebproxy.net
unlimitedunlock.info
anonymtunnel.info
freewebgate.info
pageunlock.info
unblockerproxy.info
hyperproxy.info
googleunlock.info
securityunlock.info
scriptunlock.info
topfacebookproxy.info
proxyufree.com
climaxproxy.com
proxyapp.org
https://proxy-open.com
schooxy.com
unlockhelp.info
bladeproxy.com
onlineproxy.eu
bigunlocker.info
you-unlockers.info
sonicbrowser.info
Posted at 01:21 pm by nahid-roxan
Permalink
Tuesday, December 20, 2011
تو رضای حق همی جوئی، و حق از تو رضاست
پس چرا از خود نباشی راضی ای والاتبار؟
«هنی به خاک پای جواهرآسای اعلیحضرت [...]»، اگر «امپراطور فریدون مرتبت ممالک محروسه» به داد علیخامنهای نمیرسیدند، تا حال صد کفن پوسانده بود. اصلاً برای جبران افلاس علی خامنهای بود که دو جناح مککارتیست در داخل و خارج کشور، در همسوئی با سپاه و بسیج جمکران فعال شدند.
دیروز خبر مرگ «واکلاو هاول» روشنضمیر جهانیان را در دریای ماتم فرو برد. ایشان، که همصدا با الیویزل، هانریلوی و شرکاء از تهاجم نظامی به عراق پشتیبانی میفرمودند، به احتمال زیاد از شنیدن خبر جانگداز «لغو مصونیت قضائی نظامیان آمریکا در ژاپن» دق کردند. این مصیبت بزرگ، یعنی لغو مصونیت نظامیان یانکی را به ارتش آدمخوار ناتو تسلیت میگوئیم و امیدواریم غم آخرشان نباشد. اگر فراموش نکرده باشیم، 33 سال پیش در چنین روزهائی بود، که سرفرماندهی این ارتش خونخوار، با همکاری جیمزباند، سناریوی جایگزینی «شاه» با «شیخ» را در کشورمان به صحنه آورد.
در این نمایش مهوع، نقش دلپذیر آزادیخواه را «شیخ» ایفا میکرد، «شاه» هم میبایست در جایگاه پرسوناژ «پلید» و منفور مینشست. در کشور فرانسه، به «شیخ»تریبون داده بودند تا نظام رسانهای جهانی برای ملت ایران از ایشان «گوسالة زرین» بسازد؛ و انصافاً گوسالة بسیار خوبی ساختند، حرف نداشت. بعد هم شاه را بردند تا گوسالة زرین را بیاورند به تهران. بقیة قضایا هم که «بر همه واضح و روشن و مبرهن است!» گوسالة زرین، در واقع خودفروختهای بود دیوانه، وحشی، خونخوار و شیفتة مرگ. از اینرو ساواک با توسل به یک «شبه رفراندوم» برای این گوسالة مرگپرست مشروعیات 99 درصدی هم تأمین نمود، تا خیالاش از جانب قتلعام و «حمایت مردم» تخت باشد. در غرب هم کسی به این خیمهشببازی مهوع اعتراض نکرد. هیچکس بساط این «انقلاب» را به زیر سئوال نبرد و ... و خلاصه بگوئیم لوطی و عنترهای عموسام در اینمورد همگی به «اجماع» رسیده بودند؛ همچنانکه پیرامون کشتار در «لیبی» نیز همین اجماع را شاهدیم.
طی چند ماه گذشته، در غرب، هیچ صدائی در مخالفت با وحشیگری ارتش ناتو در کشور لیبی شنیده نشد. و همچنانکه میبینیم هیچیک از روشنفکران و مدافعان حقوق بشر «شورش مسلحانه» در سوریه را محکوم نکرد، حال آنکه قانونشکنی در قالب شورش مسلحانه، «سرکوب نظامی» را از منظر حقوقی موجه مینمایاند. به عبارت دیگر، لوطی و عنترهای سازمان سیا، به «خشونت نیک»، یعنی کشتار و تخریب از سوی «مخالفان» دولت سوریه «احترام» میگذارند. و به همین دلیل است که اعضای «بشردوست» شورای امنیت سازمان ملل از قطعنامة پیشنهادی روسیه که اعمال خشونت طرفین را در سوریه محکوم میکند، استقبال به عمل نیاوردهاند.
البته دلیل عدم استقبال حضرات روشن است؛ شورشیان مسلح در سوریه اسلامگرا و مزدور بیگانهاند. اینان در راستای تأمین منافع اسرائیل، در پی براندازی دولت و استقرار یک حکومت اسلامی در سوریه هستند. حکومتی که برای ارباب به بهانة «مخالفت با اسرائیل» زمینة بحرانسازی منطقهای را فراهم خواهد آورد. از اینرو، برخی «مخالفان» بجای مذاکره و گفتگو، راه «گسترش خشونت» را برگزیدهاند. اینان میپندارند اربابانشان قادرند سناریوی لیبی را اینبار در سوریه نیز به اجرا در آورند؛ حال آنکه سخت کور خواندهاند. هر چند در «کورخواندن» به پای شاهزاده رضا پهلوی نرسند.
والاحضرت میخواهند خامنهای را بفرستند به «دادگاه» لاهه و دست در دست میرحسین موسوی جلاد، با شعارهای مبهم «آزادی» و «انتخابات آزاد»، در واقع برای آخوند حاشیة امن فراهم آورند و... و توحش اسلام را گسترش دهند تا خروج ظاهری ارتش آمریکا از عراق، منافع عموسام را خدشهدار نکند.
ارتش آمریکا در تاریخ 16 دسامبر 2011 به «اشغال رسمی» عراق پایان داد! نظامیهای ینگه دنیا پادگانهای تحت اشغال خود را به ارتش عراق تحویل داده و به کویت رفتند. در رسانههای طویلة مککارتی چنین شایع شد که «خروج ارتش اشغالگر به دلیل مخالفت دولت عراق با مصونیت قضائی نظامیان آمریکا صورت پذیرفته»، اما واقعیت جز این است. ارتش آمریکا از عراق خارج شد ولی 15هزار «لباسشخصی» سازمان سیا، یعنی 15 هزار خرابکار و آدمکش را تحت پوشش «دیپلمات» در این کشور باقی گذارد، جنایتکارانی که از مصونیت دیپلماتیک برخوردار خواهند بود.
از شگفتیهای روز جمعه، 16 دسامبر 2011 هر چه بگوئیم، کم گفتهایم! در این روز فرخنده، که از یکسو با نشست مشترک «روسیه ـ اتحادیة اروپا» در بروکسل، و از سوی دیگر با آشوبهای «خودجوش» قزاقستان همزمان شد، روسیه توانست پس از 18 سال مذاکره، به عضویت سازمان تجارت جهانی درآید. همچنین در همین روز جادوئی مصاحبة متناقض و مبهم شاهزاده رضا پهلوی در سایت فیگارو انتشار یافت و اینگونه بود که اهالی «پیکنت» نیز فرصت را غنیمت شمرده خود را در جهت «باد ملوکانه» قرار دادند و ... و اما از همه مهمتر، دستگیری یکنفر با تابعیت «نامشخص»، در فرودگاه مسکو بود که کاسه و کوزة یانکیها را در هم ریخت! اینچنین بود که وزارت امور خارجة جمکران به هذیانگوئی افتاد، و مرده شویان ناچار شدند برای حفظ ظاهر باز هم یکی از رابطهای سازمان سیا در ایران را به عنوان «جاسوس آمریکائی» دستگیر کنند! داستان هاله اسفندیاری و شرکاء را که فراموش نکردهایم!
«جونم براتون بگه»، همه چیز با دلجوئی کاخ سفید از حکومت جمکران آغاز شد. پنتاگون یک هواپیمای بدون سرنشین به حکومت مردهشویان اهداء کرد تا همزمان با ارائة تصویر قدرتقدرت از سپاه پاسداران، اینان را از ماتم موشکهای «شهید» به درآورد. این هواپیمای مسیحانفس میبایست الاغمردههای طویلة مککارتی را به قاطرهای چموش و «ضدامپریاس» تبدیل کند و همگی، به ویژه علیخامنهای را به دوران نورانی امام روشنضمیر میرحسین بازگرداند. اینچنین بود که مقام معظم با تمام قوا به نشخوار تبلیغات طویلة مککارتی پرداخته و برای هزارمین بار «کشف» کردند که «هیچ قدرتی در برابر ارادة مردم نمیتواند بایستد ...» نشخوار «مقدس» مقام معظم در سایت ایسنا، مورخ 21 آذرماه سالجاری انتشار یافت.
رهبر «قلعة حیوانات» طی وراجیهای رایجشان تأکید کردند که «امام خمینی»، یکبار برای همیشه راه را مشخص کردهاند، و هر ملتی با پیروی از «نسخة امام» پیروز خواهد شد. البته «نسخة امام» همان کاروانهای خردجالی است که با حمایت بیگانگان توسط ساواک سازماندهی میشود، و اشغال سفارت بریتانیا آخرین نمونة آن بود. به گفتة رهبر قلعة حیوانات سازمان یافتن کاروانهای خردجال «هنراصلی» خمینی بوده، که «مردم» را به صحنه وارد کرده. گویا علی خامنهای از تاریخ معاصر آلمان، ایتالیا، آرژانتین و ... و دیگر مراکز فاشیسم هیچ نشنیده که لشکرکشی خیابانی و خشونتطلبی را به حساب «هنرهای» آن وحشی بیابانی گذارده، بگذریم.
خامنهای میگوید، هر کجا «مردم» با «ایمان» و «هدف» و «شعار مشخص» به صحنه بیایند، هیچ قدرتی نمیتواند در برابرشان مقاومت کند! بله، میبینیم که مقام معظم همچنان با لذت به نشخوار علوفهای مشغولاند که 33 سال پیش در طویلة مککارتی یافتند. الگوی مقام معظم چیست؟ آشوبهائی که با هدف جایگزینی استبداد فرسوده با استبداد تازه نفس، از طریق حمایتهای استراتژیک آمریکا و متحداناش در ایران به راه افتاد تا مشتی اوباش و آدمکش از قماش خمینی و خامنهای را در رأس هرم قدرت قرار دهد. این «علوفة مقدس»، یعنی آشوب و سرکوب برای جایگزینی استبداد فرسوده خیلی به دهان «مقام رهبری» شیرین آمده، و از اینرو ایشان پیش از اعلیحضرت سلیمان شوکت پای به میدان ابهام گذارده و با اشاره به «نسخة امام» در واقع به زبان بیزبانی خواهان «حضور مردم در صحنه» شدهاند:
«[...]هنر اصلي امام خميني [...] وارد کردن مردم به صحنه بود [...] در هر نقطه [...] از جهان [...] مردم با هدف و شعار مشخص و ايمان و عمل متناسب، به عرصه بيايند، هيچ عاملي قادر به مقاومت نيست [...] اين يک نسخة کلي براي تمام ملتهاست [...] امام خميني [...] به آن عمل کرد [...] ملت ايران هم با اعتماد به امام راحل [...] آن را به صورت عملي اثبات کرد[...]»
خامنهای، یا بهتر بگوئیم اربابان حکومت اسلامی در لندن و واشنگتن چه میگویند؟ اینان در ایران خواهان براندازی هستند، و علی خامنهای نیز در شیپور هماینان میدمد. برای پیروی از «نسخة» کذا کافی است راه آینده را در «ابهام گذشته» بجوئیم؛ ابهامی که دست استعمار را در پس پردة مقدسات و اهداف گنگ و «والا» پنهان میدارد. راه آیندة امثال «علی خامنهای»، همچون راه آن وحشی بیابانی از قبل تعیین شده و خواهد شد. دلیل هم اینکه راه کذا، راهی است که منافع استعمار را تأمین میکند. برای تداوم این منافع مقدس در ایران، ایجاد «گسست» یعنی کودتا و «مدرنیزاسیون» الزامی است. بیدلیل نبود که بعضیها «مسیو ایجادی» را به صحنه آورده بودند تا برایمان تعریف نوینی از «آزادی بیان» ارائه دهند!
به ایشان به عنوان «پروفسور دانشگاه سوربن» تریبون میدهند تا پروپاگاند انسانستیز «فاشیسم» را در پوشش «دفاع از آزادی بیان» به مخاطب حقنه کنند. و این پروفسور فرهیخته با توسل به «امکانات و تسهیلات» تریبون کذا یک چارچوب ایستا برای «آزادی بیان» تعیین میفرمایند! همانطور که تاجزاده نیز از اعماق سلول انفرادیای که رسانهها برایاش ساخته و پرداختهاند، نتایج «انتخابات آزاد» را از قبل مشخص کرده بود! نهایت امر میبینیم شاهزاده رضا پهلوی نیز که خود را مدافع حقوق بشر و دمکراسی معرفی میکنند، چنین میفرمایند که «راه خود» را تا پایان ادامه خواهند داد؛ «راه» ایجاد اجماع، جهت پایمال کردن مطالبات صدر مشروطه. همان راهی که 33 سال پیش روحالله خمینی افتخار گام برداشتن در آن را یافت.
پیش از بررسی «راه» شاهزاده نگاهی داشته باشیم به «راه» دیگران؛ راه استعمار غرب و راه دولت روسیه. راه استعمار غرب، تبدیل کشورهای مسلماننشین به مراکز آشوب و سرکوب است؛ انقلاب چاه جمکران نمونة بارز اعمال این سیاست به شمار میرود. روند کار چنین است که ابتدا بوقهای طویلة مککارتی به انتقاد از مزدوران فرسودة غرب پرداخته، خواهان رعایت حقوق بشر و «مبارزه با دیکتاتور» میشوند. سپس همچنانکه در ایران شاهد بودیم، برنامة «آشوب و سرکوب» و شهیدسازی، یا بهتر بگوئیم جنگ فرسایشی برای جایگزین کردن استبداد فرسوده با استبداد تازه نفس آغاز میشود. برای تحقق این برنامة مقدس است که کاروانهای خردجال، جهت تشویق مرگ و «تخریب» به راه میافتد. سناریوئی که طی دوران ریاست جمهوری جیمیکارتر در ایران به اجرا درآمد و اینک به کشورهای بهارزدة عرب نیز صادر شده. همین سناریو میبایست از نو در ایران به اجرا درآید، و «همه» را پیرامون یک محور مبهم و پوچ به اجماع برساند، چرا؟ چون رسانههای غرب میرحسین موسوی و کروبی را در جایگاه «رهبری اوپوزیسیون» ایران نشاندهاند. به این ترتیب مخالفان حکومت اسلامی تبدیل شدند به مخالف خامنهای و طرفدار این دو جانور وحشی! حال آنکه خامنهای خود از طرفداران موسوی و «جنبش سبز» است. اما رسانههای غرب چنین وانمود کرده و میکنند که به جز چند آخوند و پاسدار طرفدار خامنهای، «همة ایرانیان» پشتیبان موسوی و «جنبش سبز» هستند. انتشار این پروپاگاند گوساله پسند، دلیل موجه داشت. با راه انداختن چند کاروان خردجال در ایران، به مصداق «کله پز برخاست، سگ جایاش نشست»، ارتش ناتو میتوانست یکی دیگر از سگهای هار استعمار را بجای خامنهای بنشاند. علت تمایل به جایگزینی روشن است؛ خامنهای و دارودستهاش تضعیف شدهاند. از اینرو حضرات منتظر «معجزه» نشستهاند؛ معجزهای با دو «ابهام»: مردم و ایمان مردم! رهبر «قلعة حیوانات» میگوید، «بر اساس ایمان دینی» شکست معنائی ندارد:
«آن معجزهگري که همة مردم را [...] به صحنه ميآورد و [...] آنان را در صحنه نگه ميدارد، ايمان قلبي و ديني است [...] بر اساس ايمان ديني شما در هر شرايطي پيروز خواهيد بود و شکست معنائي ندارد[...]»
این قماش «سخنپردازی» اشکال فراوان ایجاد میکند، چرا که منطقاً زمانیکه «شکست» مفهومی نداشته باشد، پیروزی نیز معنای خود را از دست خواهد داد! در این نوع «نگرش» خردرچمن «پیروزی» با «شکست» در ترادف قرار میگیرد. به عبارت دیگر، در زمینههای «ارجاع»، «معنا» و «منطق» زبان فارسی، تضاد این دو واژه «نابود» میشود. این نمونة بارز «چارچوبشکنی» و مخدوش کردن مرز مفاهیم متضاد است؛ شیوة شناخته شده فاشیستها جهت ایجاد «ابهام». به همین دلیل است که در سطح بینالمللی تحریمهای آمریکا شامل حال فیروزآبادی و عراقی، از نزدیکان خامنهای میشود، و همزمان یانکیها بقیة امور، یعنی «بازتولید» پیام خامنهای را بر عهدة رضاپهلوی قرار میدهند. کافی است حضرت رضا «مبهمات» اظهارات مقام معظم را با مبهمات دیگری جایگزین فرمایند.
اعلیحضرت طی مصاحبة گهربارشان با مستر «ژان خاکزاد» در رادیوفردا، مورخ 26 آذرماه سالجاری، ضمن حمایت از اعمال تحریم بر ملت ایران، مبهماتی نظیر «مردم» و «ایمان مردم» را با «جهانیان» و «تصمیم قاطع جهانیان» جایگزین کرده و میفرمایند، پس از مشاهدة «بهار عرب» آنهم در «کشورهای عربی» به اهمیت «تصمیم قاطع جهانیان» در حمایت از «نیروهای آزادیخواه» پی بردهاند، و ... و قرار است جهانیان ابتدا در سوریه و بعد در ایران «حکومت مردمی» مستقر کنند:
«[...] جای دوری نرویم [...] پس از مشاهدة بهار عرب در کشورهای عربی، دیدیم هر گاه جهانیان تصمیم قاطع گرفتند در حمایت از این نیروها، حکومت مستبد را پایین کشیدند و بجای آن حکومتی که به دست مردم تعیین شده سر کار میآید. امروز مسئله سوریه را باید از نزدیک دنبال کرد و فکر میکنم بزودی نوبت ایران هم خواهد رسید[...]»
اتفاقاً ما هم نمیخواهیم راه دور برویم! با نیم نگاهی به آنچه در تونس، مصر و لیبی میگذرد، و با توجه به سخنرانی خامنهای و مصاحبة سرکار، و به ویژه با نیم نگاهی به آشوبهای قزاقستان، میبینیم آنچه جنابعالی «جهانیان» مینامید، برای حمایت از نیروهای «آزادیخواه» یا بهتر بگوئیم برای پشتیبانی از آشوبطلبان چه «تصمیمات قاطعی» گرفتهاند. ولی برخلاف آنچه «جهانیان» میپندارند و از قضای روزگار بر زبان سرکار جاری میشود، سوریه و ایران در مسیر توحش «بهار عرب» پای نخواهند گذارد! حضرت والا! به عادت همیشگی به کاهدان زدهاید؛ این ترکیه است که میباید تغییرات را متحمل شود.
خلاصه بگوئیم، زمان تعطیل دکان اسلامفروشان بریتانیا در ترکیه فرا رسیده. و با توجه به قطعنامة پیشنهادی روسیه بر علیه اعمال خشونت در سوریه، حاکمیت ترکیه میباید برنامة اعزام «مزدور مسلح» به سوریه را متوقف نماید. دیدیم که لندن و واشنگتن از طریق ایجاد آشوب در مصر و حتی در قزاقستان نتوانستند در سطح دیپلماتیک زمینهساز «بهارعرب» در سوریه شوند. مخالفت دیمیتری مدودف با سانسور اینترنت، و «گفتگوی مستقیم» ولادیمیر پوتین که در تاریخ 15 دسامبر 2011 از رسانههای روسیه پخش شد، به مذاق «اوفهای» میلیاردر و شرکای غربیشان هیچ خوش نیامد!
پیشتر به تمایل غرب برای سانسور اینترنت اشاره کردهایم، و نیازی به تکرار مکررات نمیبینیم. همچنین در این وبلاگ فرصت بررسی سخنان پوتین را نداریم؛ ولی در واکنش به اعلام مواضع وی، ابتدا یک خبرنگار در داغستان ترور شد، و سپس آشوبهای قزاقستان را شاهد بودیم. به ادعای بوقهای عموسام، از جمله کیهان جمکران، «کارگران معترض» اماکن عمومی شهر را به آتش کشیدهاند! اما واقعیت جز این است. کاهش تنش در کرة شمالی، پیوستن قزاقستان از طریق روسیه به سازمان تجارت جهانی و ... و به ویژه انتشار خبر بازداشت یک مسافر «محترم» که از مسکو عازم تهران بودند و در چمدانشان مواد رادیوآکتیو داشتند، خواب خیلیها را در واشنگتن پریشان کرد!
به محض انتشار خبر بازداشت مسافر مذکور که تابعیتاش هم مشخص نشده، وزارت امور خارجة گورکنها «خبر» رسمی دولت روسیه را تکذیب کرد؛ وزارت اطلاعات نیز برنامة دستگیری «جاسوسان آمریکائی» را از سر گرفت، و صالحی تلویحاً از بازگرداندن هواپیمای اهدائی یانکیها سخن به میان آورد! ولی از همه مهمتر، کاخ سفید، برای گفتگو با روسیه پیرامون ارسال مواد رادیوآکتیو به ایران اعلام آمادگی نمود. سایت نووستی، مورخ 26 آذرماه سالجاری مینویسد:
«[...] آمریکا تلاش جهت ارسال سدیوم ـ 22 به ایران را با مسکو مورد بحث قرار میدهد[...]»
تنها دلیل منطقیای که برای اعلام آمادگی آمریکا جهت «بحث و گفتگو» با روسیه میتوان یافت این است که حضرت «مسافر» تابعیت ایرانی ندارند! بین خودمان بماند به احتمال زیاد ایشان آمریکائی هستند، و یا حداقل از وابستگان شناخته شدة قبیلة یانکیها به شمار میروند. دردسرتان ندهیم، کشتی دزدان دریائی، یعنی آنگلوساکسونهای دو سوی آتلانتیک در ایران به گل نشسته، و این است دلیل مصاحبة جنجالی «اعلیحضرت قدرقدرت سلیمان شوکت» با رادیوفردا.
ایشان به «مستر» خاکزاد فرمودهاند، «نقض حقوق بشر در ایران تازگی ندارد، و من تصمیم گرفتم در این مورد اقدام کنم. از اینرو ابتکار به خرج داده و یک نامة اینترنتی منتشر کردم و...» و خلاصه، هدف رضا پهلوی این است که شورای امنیت در نشست آیندة خود به نقض حقوق بشر در ایران بپردازد تا ایشان بتوانند علیخامنهای را به دست خانم لوئیز کامپو ـ با گامبو اشتباه نشود ـ بسپارند! ژان خاکزاد از ایشان میپرسد اگر شورای امنیت به درخواست شما پاسخ منفی داد چه میکنید؟ اعلیحضرت میفرمایند، ما کوتاه نمیآئیم، «دست از طلب ندارم، تا کام من برآید و ...» و ما تا «آزادی تک تک زندانیان سیاسی» و اینحرفها به تلاش خود ادامه خواهیم داد.
جالب اینکه، پرسش و پاسخ موذیانة کذا فقط به این دلیل صورت گرفته که پاسخ شورای امنیت سازمان ملل به درخواست اعلیحضرت به هیچ عنوان در مسیر مطلوبشان نخواهد بود! ریاست دورهای شورای امنیت را روسیه بر عهده دارد و اگر قرار باشد قطعنامهای علیه حکومت جمکران ارائه شود، همچنانکه نمونة سوریه نیز نشان داد، روسیه مسلماً به مخالفان حکومت ملایان برای خشونت و لاتبازی و عربدهجوئی و بحرانسازی چراغ سبز نخواهد داد. رضا پهلوی را نمیدانیم، ولی سازمان سیا بخوبی از این مسائل آگاهی دارد:
«[...] اگر پاسخی به ما داده نشد [...] به هیچ عنوان کوتاه نخواهیم آمد و تا آخر این راه خواهیم رفت و فکر مراحل و اقدامات بعدی را هم خواهیم کرد [...]»
بله حضرت والا که منطقاً میبایست از ماهیت «پاسخ» شورای امنیت آگاه باشند هنوز فکر مراحل بعدی را نفرمودهاند، دلیل هم اینکه اصولاً هدفی در کار نیست؛ همه چیز گنگ و مبهم است. ایشان مایلاند آنقدر به «پیکار» علیه حکومت ادامه دهند تا به «آزادی» و «حق تعیین سرنوشت» ملت ایران از طریق «انتخابات آزاد» دست یابند، و بتوانند با دفاع از «اصول»، جایگاه ممتاز آخوند را همچنان محفوظ نگاه دارند. همان کاری که استعمار از طریق خمینی انجام داد. در این راستا، رضا پهلوی میگوید، اصول کذا را بر اساس حقوق بشر و جدائی دین از حکومت «تعریف» کرده. حال آنکه «جدائی دین از حکومت» به مفهوم استقلال آخوندجماعت از قوانین کشور خواهد بود؛ همان شرایطی که به میرزای شیرازی و امثال کاشانی، خمینی و خامنهای امکان داده و میدهد تا منافع استعمار را در پوشش اسلام بر ملت ایران تحمیل کنند. جالب اینکه، «پیکار» رضا پهلوی نیز در همین مسیر مقدس یعنی تأمین منافع بیگانه قرار گرفته:
«[...] این اصول را من بر مبنای اصل حقوق بشر، تمامیت ارضی کشور، حق برگزاری انتخابات آزاد [...] نظامی [...] سکولار [...] که در آن جدایی دین از حکومت کاملاً مشخص باشد، تعریف کردم[...]»
اهالی مرز پرگهر! با تعریف نوین نظام سکولار آشنا شوید؛ جدائی دین از حکومت! یعنی آزادی آخوند برای دخالت در امور سیاسی، یعنی لگدمال کردن مطالبات ایرانیان در صدر مشروطه. همان امر مقدسی که با کودتای آیرونساید و ایجاد حوزة علمیة قم نفی حقوق انسانی ملت ایران را موجه جلوه داد و کودتای ارتش ناتو را به نام «انقلاب کبیر» امام خمینی بر ما تحمیل کرد. رضا پهلوی برای تداوم همین توحش تلاش میکند:
«این مبانی کلی [...] حداقل اصولی است که طیف وسیعی از آزادیخواهان ایران میتوانند به رغم اختلاف سلیقههای ایدئولوژیک بر سر آن توافق کنند [...]»
بد نیست شاهزاده رضا پهلوی که همه چیز، از جمله دولت سکولار را شخصاً «تعریف» کردهاند، بر ما منت گذاشته و از «آزادی» مورد نظرشان نیز «تعریفی» ارائه دهند، تا ما شوتوپرتها بدانیم آزادی کذا همچون آزادی ملایان «انسانستیز» و ناقض حقوق بشر است، یا دمکراتیک و انسانمحور. اگر این «آزادی» دمکراتیک باشد، هرگز دین را جدا از حکومت قرار نخواهد داد! حکومت موظف است در چارچوب قوانین مدنی تکلیف ارباب دین و محدودة مسئولیت و اختیاراتشان را «روشن» کند. دین به عنوان یکی از بنیادهای اجتماع میباید تحت نظارت حکومت و تابع قوانین حاکم بر جامعه قرار گیرد، نه خارج از حکومت. در اینصورت اعلیحضرت نمیتوانند با امثال میرحسین موسوی برای «آزادی» همکاری فرمایند؛ چرا که موسوی جز بازگشت به دوران امام روشن ضمیرش نمیطلبد، و رضا پهلوی حداقل در ظاهر امر، مدعی دفاع از حقوق بشر و دمکراسی است.
ولی به گواهی بیانیههای موسوی و اظهارات اعلیحضرت باید بگوئیم هر دو در راه استعمار گام برمیدارند. مدافع دمکراسی هرگز در کنار فاشیستها قرار نمیگیرد؛ نوچههای فاشیسم و نوسواداناند که آزادی را در «توهم» و «گلهپروری» میجویند. سراب فاشیسم را میتوان در بیانات ملوکانة اعلیحضرت و «شورای» پیشنهادیشان به صراحت مشاهده کرد:
«[...] هر شخصیتی و تشکلی [...] در ارتباط با این هدف واحد که [...] بسیار فراتر از مسلکها و احزاب خاص و به نفع کلیت جامعة ایران است، میتوانند در این مهم یکدیگر را یاری دهند [...]»
بله دوباره شروع شد! آنچه امروز «فراتر از احزاب» است، بزودی فراتر از انسانها نیز خواهد نشست! راستش ما که با این «شعارها» بیگانه نیستیم؛ مشتاقان میتوانند به رسانههای دوران «رستاخیز» یا به ورق پارههای دوران نورانی امام میرحسین مراجعه فرمایند.
«اگر باورتان نمیشود بروید از آنهائی که دو سه خشتک از من و شما بیشتر جر دادهاند بپرسید. گیرم که دورة بروبروی توپ مرواری را ندیده باشند. حتماً از پیروپاتالهای خودشان شنیدهاند.»
آنچه مسلم است اینکه هیچ تشکل دمکراتیک که مدافع آزادی بیان و گسترش نقش شهروندی باشد، در چنبرة «هدف واحد» اعلیحضرت نخواهد افتاد.
مردم و گاو و خر و اسب و شتر خلقت شدند
تا نهی برگردهشان بار، و کشی از جمله کار
[...]
در حدیث مسلم چنین آمده: روزی در جمع «صحابه» بادی از پیامبر «صاد» صادر شد. پس آنگاه صحابه را سخت خنده در گرفت! آنحضرت فرمودند: یا ایهاالذین آمنوا! «هدف واحد» ما جز خرسندی مؤمنان نباشد.
پس چرا از خود نباشی راضی ای والاتبار؟
نسخة پیدیاف ـ گوگل
نسخة پیدیاف ـ گوگل(بارگیری)
نسخة پیدیاف ـ سکریبد
نسخة پیدیاف ـ فایلدن
نسخة پیدیاف ـ داکستاک
نسخة پیدیاف ـ شوگرسنک
نسخة پیدیاف ـ باکسنت
نسخة پیدیاف ـ کلمهئو
نسخة پیدیاف ـ داکستاپ
نسخة پیدیاف ـ هیوجدرایو
نسخة پیدیاف ـ مدیافایر
نسخة پیدیاف ـ دیوشیر
نسخة پیدیاف ـ پیبیورکس
نسخة پیدیاف ـ ستورگیت
نسخة پیدیاف ـ آرونا
نسخة پیدیاف ـ سیایکس
فیلترشکنهای جدید20دسامبر2011
offshorebypass.info
securityunlock.info
proxy-website.info
offshoreunblock.info
bypassanonymous.info
freewebtunnel.info
topfacebookproxy.info
schoolfreeunlocker.info
schoolunblocking.info
unblockerproxy.info
hyperproxy.info
keywordsunlock.info
screwskool.info
proxyip.eu
lifetimeunlocker.info
unlockwebserver.info
https://proxy-open.com
freeskool.info
googleunlock.info
securewebproxy.net
https://bigfastproxy.com
b16.info
freefacebookproxies.com
b04.info
bigunlocker.info
unlockhelp.info
you-unlockers.info
literally.info
b03.info
bustskool.info
proxyapp.org
unlimitedunlock.info
schooxy.com
youtubebestproxy.info
b06.info
ipunlocker.info
freewebgate.info
anonymtunnel.info
climaxproxy.com
internetwebproxy.info
b05.info
offshorewebproxy.info
facebookbestproxy.info
youbypassserver.info
proxyufree.com
bypasssecure.info
bypasser.us
paintskool.info
sonicbrowser.info
mywebproxy.net
Posted at 05:32 pm by nahid-roxan
Permalink